صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: انقلاب؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    533
    حضور
    7 روز 4 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2119

    انقلاب؟




    به نام خدا
    برای طرح سئوالی که در ذهن دارم، ابتدائاً باید کمی مقدمه بیان کنم:

    در فلسفه و منطق می خوانیم که هر شیئی، یک سری ویژگی های ذاتی دارد و یکسری صفات عرضی. جدا شدن صفات عرضی از شی، محال نیست و موجب خدشه به اصل شی نمی شود (چه در واقعیت، این کار قابل انجام باشد، چه نباشد). اما جدا شدن ذاتیات شی از شی، هم محال است، و هم به فرض وقوع چنین امری، ذات شی دچار تغییر می شود و شی جدید، دیگر همان شی سابق نخواهد بود (چرا که ذاتیات آن تغییر کرده است). این امر را «انقلاب در ذات شی» می نامند و آنرا محال می دانند.

    مثلاً « تری » ذاتی « آب » است و اگر آن را از آب بگیریم، شی حاصله ، دیگر آب نیست.
    یا مثلاً « گرما » (یا « داغ بودن » ) ذاتی « آتش » است و اگر آن را از آتش بگیریم، شی حاصله دیگر آتش نیست.

    اصولاً حتی تصور یک شیء در ذهن، منوط به تصور ذاتیات آن می باشد. و بدون تصور ذاتیات تشکیل دهنده شی، نمی توان آن شی را در ذهن تصور نمود.

    تا اینجا ، دوستان اگر نظری دارند بفرمایند.
    ویرایش توسط میهمان خدا : ۱۳۹۰/۱۱/۰۹ در ساعت ۲۲:۴۷

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    علاقه
    مطالعه و تحقیق در زمینه های فرهنگ، رسانه، روانشناسی جم
    نوشته
    244
    حضور
    3 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    17
    آپلود
    1
    گالری
    11
    صلوات
    1134



    با سلام، خوب بفرمایید از این مقدمه به چه نتیجه ای میخواهید برسید...
    خداوند نزدیکتر از انسان به او و دورترین از ذهن اوست.



  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    533
    حضور
    7 روز 4 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2119



    علیکم السلام
    ابتدا اجازه بدهید مقدمه فوق بررسی و نقد بشود. بعد سئوالم را عرض خواهم کرد.

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    533
    حضور
    7 روز 4 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2119



    کسی نظری نداشت؟ لطفاً کارشناسان محترم و دوستان دارای تخصص، در این بحث شرکت بفرمایند.

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    533
    حضور
    7 روز 4 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2119



    قاعده ای در فلسفه وجود دارد که می گوید « انقلاب (تغییر در ذات اشیاء) محال است ». (به تعبیر بنده). لطفاً کارشناسان محترم بیان دقیق این قاعده یا اصل را مطرح بفرمایند.

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    533
    حضور
    7 روز 4 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2119



    سلام
    آیا هنوز وقت آن فرا نرسیده که کارشناسان محترم به این بحث نیم نگاهی بفرمایند؟

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,578
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    31
    گالری
    0
    صلوات
    9349



    نقل قول نوشته اصلی توسط طوفان خورشیدی نمایش پست ها
    به نام خدا
    برای طرح سئوالی که در ذهن دارم، ابتدائاً باید کمی مقدمه بیان کنم:

    در فلسفه و منطق می خوانیم که هر شیئی، یک سری ویژگی های ذاتی دارد و یکسری صفات عرضی. جدا شدن صفات عرضی از شی، محال نیست و موجب خدشه به اصل شی نمی شود (چه در واقعیت، این کار قابل انجام باشد، چه نباشد). اما جدا شدن ذاتیات شی از شی، هم محال است، و هم به فرض وقوع چنین امری، ذات شی دچار تغییر می شود و شی جدید، دیگر همان شی سابق نخواهد بود (چرا که ذاتیات آن تغییر کرده است). این امر را «انقلاب در ذات شی» می نامند و آنرا محال می دانند.

    مثلاً « تری » ذاتی « آب » است و اگر آن را از آب بگیریم، شی حاصله ، دیگر آب نیست.
    یا مثلاً « گرما » (یا « داغ بودن » ) ذاتی « آتش » است و اگر آن را از آتش بگیریم، شی حاصله دیگر آتش نیست.

    اصولاً حتی تصور یک شیء در ذهن، منوط به تصور ذاتیات آن می باشد. و بدون تصور ذاتیات تشکیل دهنده شی، نمی توان آن شی را در ذهن تصور نمود.

    تا اینجا ، دوستان اگر نظری دارند بفرمایند.

    عرض سلام و احترام


    در اینجا به نظر می یاد که باید بین دو چیز تفکیک کرد، وجود و ماهیت، مثلا مفهوم انسان یه مفهوم ماهویه، چند تا مقدمه ی دیگه هم هست، مثلا اصالت وجود و حرکت جوهری، اینها هر کدوم بحث های مفصلی هستند و کار چند جلسه درسیه، برا این مقدمات و مقدمات دیگه می تونین به عنوان نمونه به کتاب آموزش فلسفه ی آقای مصباح مراجعه کنید، اینجا:

    http://www.askdin.com/thread3599.html


    بعد از این مقدمات، یه فرد خارجی انسان رو در نظر بگیرید، این تو یه مرحله مثلا نطفه بوده و در حد حیات گیاهی بعد شده جنین و در حد حیات حیوانی و بعد در حد نوزاد انسانی و بعد همینطور این سیر حرکت جوهری ادامه پیدا کرده...

    شما در مقطعی که نطفه بوده بهش نگاه می کنین، می گید این از مصادیق مفهوم ماهوی نطفه است، خب این مفهوم ماهوی نطفه که در ذهن شماست داره از چیزی در خارج حکایت می کنه، چیزی که بین نطفه های خارجی مشترکه، خب این یه سری ذاتیاتی داره، شما اگه اینها رو بگیرین اون ذات رو هم دیگه ندارین...

    اما همین نطفه در حرکت جوهری خودش حالا اومده شده جنین، باز شبیه همون مباحثی که اونجا مطرح شد اینجا هم مطرحه، شما در این مقطع که بهش نگاه می کنین می گید این از مصادیق مفهوم ماهوی جنینه، که باز ذاتیاتی داره و هکذا...

    پس شما در هر مقطع از حرکت جوهری می تونین ماهیت خاصی رو از اون وجود محدود در سیلان انتزاع کنین که این ماهیت خاص ذاتیات خاصی داره، این با مبنای اصالت وجود درست در می یاد وگرنه برا اصالت ماهیت یه چالشه، در حقیقت خود مرحوم صدرا در مواردی این رو به عنوان یکی از شواهد اصالت وجود مطرح کردند...


    ویرایش توسط seyedziya : ۱۳۹۰/۱۲/۲۷ در ساعت ۰۲:۲۰

    هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِن...(الحدید، 3.)

    وبلاگ من




  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    249
    حضور
    2 روز 15 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    17
    آپلود
    0
    گالری
    14
    صلوات
    997

    اشاره




    نقل قول نوشته اصلی توسط seyedziya نمایش پست ها
    عرض سلام و احترام

    در اینجا به نظر می یاد که باید بین دو چیز تفکیک کرد، وجود و ماهیت، مثلا مفهوم انسان یه مفهوم ماهویه، چند تا مقدمه ی دیگه هم هست، مثلا اصالت وجود و حرکت جوهری، اینها هر کدوم بحث های مفصلی هستند و کار چند جلسه درسیه، برا این مقدمات و مقدمات دیگه می تونین به عنوان نمونه به کتاب آموزش فلسفه ی آقای مصباح مراجعه کنید، اینجا:


    بعد از این مقدمات، یه فرد خارجی انسان رو در نظر بگیرید، این تو یه مرحله مثلا نطفه بوده و در حد حیات گیاهی بعد شده جنین و در حد حیات حیوانی و بعد در حد نوزاد انسانی و بعد همینطور این سیر حرکت جوهری ادامه پیدا کرده...

    شما در مقطعی که نطفه بوده بهش نگاه می کنین، می گید این از مصادیق مفهوم ماهوی نطفه است، خب این مفهوم ماهوی نطفه که در ذهن شماست داره از چیزی در خارج حکایت می کنه، چیزی که بین نطفه های خارجی مشترکه، خب این یه سری ذاتیاتی داره، شما اگه اینها رو بگیرین اون ذات رو هم دیگه ندارین...

    اما همین نطفه در حرکت جوهری خودش حالا اومده شده جنین، باز شبیه همون مباحثی که اونجا مطرح شد اینجا هم مطرحه، شما در این مقطع که بهش نگاه می کنین می گید این از مصادیق مفهوم ماهوی جنینه، که باز ذاتیاتی داره و هکذا...

    پس شما در هر مقطع از حرکت جوهری می تونین ماهیت خاصی رو از اون وجود محدود در سیلان انتزاع کنین که این ماهیت خاص ذاتیات خاصی داره، این با مبنای اصالت وجود درست در می یاد وگرنه برا اصالت ماهیت یه چالشه، در حقیقت خود مرحوم صدرا در مواردی این رو به عنوان یکی از شواهد اصالت وجود مطرح کردند...

    عمو نه به اون نویسنده این مطلب که معلوم نیست چی می خواهد بگه نه به شما که شرح ما وقع دادی طوفان خورشیدی لاقل یه طوری بگو که ببینیم چی میگی؟
    سلام

    گروه مهدی کیست؟
    می خواهم یک کمپین تشکیل بدم برای جهانی کردن ظهور کسانی که مایلند در نظرات وبلاگ زیر و یا به بنده اطلاع بدهند.
    کمپین جهانی ظهور کلیک کنید
    ممنون omid_rch

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    533
    حضور
    7 روز 4 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2119



    سلام
    سئوال این است که اگر انقلاب محال است، یعنی "ذاتیات" یک شیء تغییر نمی کند، پس چگونه قرآن کریم می فرماید:
    قلنا یا نار كونی برداً و سلاماً علی ابراهیم (انبیاء ، 69)

    چگونه ممکن است به "آتش" گفته شود: سرد شو؟
    در حالیکه گرمی (داغی) جزء ذات آتش است (آتش، بدون آن قابل "تصور" نیست) و اگر آن را از آن بگیریم دیگر آتش نیست؟

    ویرایش توسط میهمان خدا : ۱۳۹۰/۱۲/۲۷ در ساعت ۱۷:۴۰

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,578
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    31
    گالری
    0
    صلوات
    9349



    نقل قول نوشته اصلی توسط طوفان خورشیدی نمایش پست ها
    سلام
    سئوال این است که اگر انقلاب محال است، یعنی "ذاتیات" یک شیء تغییر نمی کند، پس چگونه قرآن کریم می فرماید:
    قلنا یا نار كونی برداً و سلاماً علی ابراهیم (انبیاء ، 69)

    چگونه ممکن است به "آتش" گفته شود: سرد شو؟
    در حالیکه گرمی (داغی) جزء ذات آتش است (آتش، بدون آن قابل "تصور" نیست) و اگر آن را از آن بگیریم دیگر آتش نیست؟

    سلام علیکم

    بله، حدس می زدم مطلبی شبیه این طرح بشه، مطالب قبلی هم با نظر به همچین چیزی تنظیم شده بود...

    فرض کنیم که گرما ذاتی آتش باشه و در اون ماجرا هم واقعا این خود آتش بوده که گرماش رو از دست داده نه اینکه چیز دیگه ای اتفاق افتاده باشه، باز با لحاظ مباحث قبلی، شما در یه مقطع به اون شی نگاه می کنین و می گید این از مصادیق مفهوم ماهوی آتشه، که به نوبه ی خودش دارای ذاتیاتی هم هست، اما بعد از اینکه گرماش رو از دست داد بهش نگاه می کنین و می گید این دیگه از مصادیق مفهوم ماهوی آتش نیست چون گرما رو که از ذاتیات آتشه از دست داده...

    همونطور که پیش از این هم اشاره ای شد حرکت جوهری و اینکه شما در هر مقطعی از این حرکت جوهری بتونید ماهیت خاصی رو انتزاع کنین با مبنای اصالت وجود کاملا راست می یاد اما برا اصالت ماهیت یه چالشه...


    ویرایش توسط seyedziya : ۱۳۹۰/۱۲/۲۸ در ساعت ۱۹:۲۸

    هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِن...(الحدید، 3.)

    وبلاگ من




  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود