جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خاطره ای خواندنی از حکیم جلوه

  1. #1

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    کتاب
    نوشته
    213
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    871

    خاطره ای خواندنی از حکیم جلوه




    مكاشفه‏اى راجع به محيى الدّين
    مرحوم حضرت علاّمه (سید محمد حسین حسینی طهرانی) قدّس سرّه در آثار خود مطالبى را از بزرگان و حضرت آية الله انصارى نقل مى‏كنند كه راجع به خود آن بزرگواران نيست و فقط نقل است كه در آثار مطبوع ايشان فراوان و قابل مراجعه است، و در اين جا يك نمونه از «جُنگ خطّى شماره 10» نقل مى‏كنيم:
    «... حضرت آقا روحى فداه (آية الله حاج شيخ محمّد جواد انصارى همدانى رضوان الله تعالى عليه) فرمودند: بسيارى از بزرگان سابق كه از كلماتآنان استفاده می ‏شود كه سنّى مذهب بوده ‏اند، آنها اين معنى را تقيّةً ابراز می نمودند و الاّ آنها شيعه بوده ‏اند. ابن فارض در آخر قصائدش تعريف از أبابكر ميكند و علّت آنرا پيرمردى قرار ميدهد، و تعريف از عمر ميكند و علّت آنرا كشف قرار ميدهد، لكن چون تعريف از أميرالمؤمنين عليه السّلام مي كند علّت آنرا وصىّ بودن آن حضرت قرار ميدهد. و درست بواسطه اين تعريف، تخريب خلفاى سابق را ميكند.
    يكى از شاگردان مرحوم جلوهاستاد يگانه حكمت براى من نقل نمود كه مرحوم جلوه هر روز صبح كه بر منبر ميرفت مقدارى به محيى الدّين عربى بد می گفت و به او دشنام داده لعن مي كرد. و اين عادت هميشگى مرحوم جلوه بود؛ زيرا می گفت كه محيى الدّين سنّى مذهب است.
    يكروز كه مرحوم جلوه براى تدريس به منبر صعود نمود در اوّل صحبتش فرمود كه: مرحوم محيى الدّين شيعه بوده و سنّى مذهب نبوده. و مقدارى از منقبت و مدح او بيان نمود. ما همه شاگردان تعجّب نموديم كه چگونه استاد هر روز زبان دشنام به محيى الدّين گشوده و امروز بر عكس مدح و منقبت او را می ‏نمايد. در اين حال مرحوم جلوه فرمود: ديشب در خواب ديدم باغهاى بسيارى مملوّ از گل و رياحين و درختهاى بسيار لطيف؛ گفتند: اينجا بهشت است و از منازل محيى الدّين است. بسيار تعجّب نمودم كه چگونه جاىمحيى الدّين سنّى مذهب در اين باغهاست.
    ناگاه روانه شدم تا به قصرى بلند پايه كه مرصّع به جواهرات بود بالا رفتم. در آنجا جماعتى از بزرگان و سادات حضور داشتند، و اين قصر متعلّق به محيى الدّين بود، و من گويا از پشت حجابى تماشاى اين منظره را می ‏نمودم. من در آن مجلس دم درب نشسته و سر خود را پائين انداخته بودم و از روى محيى الدّين شرمنده بودم كه چنين بدگوئى ‏هائى درباره او نموده‏ ام.
    محيى الدّين گفت: چرا دم درب نشسته و سر خود را پائين انداخته‏ اى ؟
    گفتم: از شما شرمنده هستم.
    گفت: اى ميرزاى جلوه تماشا كن. چون نگريستم از دريچه اطاق در ميان باغ انواع و اقسام حيوانات سبع و درنده ديدم.
    گفت: اى سيّد جلوه ! اگر در ميان آنها بودى چه ميكردى ؟ عرض كردم: خود را حفظ می ‏نمودم.
    فرمود: من در دنيا در ميان چنين حيواناتى گرفتار بودم و مطالب من كه از آنها سنّى بودن من ظاهر است براى حفظ خون خود تقيّةً نگاشته ‏ام.


    ویرایش توسط tahora87 : ۱۳۹۰/۱۱/۰۱ در ساعت ۰۸:۳۳
    شیخ محمود شبستری رحمة الله علیه:
    وهیچ بندی سالک را قویتر از حب جاه و قبول خلق نیست.

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود