جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سه تا سوال تاریخی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    نقاشی
    نوشته
    110
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    536

    سه تا سوال تاریخی




    می خواستم بدونم فضل بن سهل چه روزی و چه سالی کشته شد؟ چگونه
    هرثمه بن اعین کی مرد و چطوری کشتنش؟
    مامون چرا مرد و چجوری مرد؟ کجا خاکش کردن؟

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    نقل قول نوشته اصلی توسط گل بال نمایش پست ها
    می خواستم بدونم فضل بن سهل چه روزی و چه سالی کشته شد؟
    با سلام
    فضل بن سهل سرخسی، در سال ۱۵۴ هجری قمری در سرخس به دنیا آمد. وی در دربار مامون عباسی به مقام وزارت و ریاست سپاه رسید و به همین دلیل به او ذوالریاستین لقب داده‌اند. فضل و پدرش در زمینه نجوم و بلاغت تبحر داشتند و همچنین گاهی شعر می‌سرودند.
    فضل بن سهل سرخسی در سال ۲۰۲ هجری قمری قربانی توطئه‌ای در دربار مامون عباسی شد و در حمام سرخس به قتل رسید.
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    نقل قول نوشته اصلی توسط گل بال نمایش پست ها
    چگونه
    هرثمه بن اعین کی مرد و چطوری کشتنش؟
    با سلام
    می‏گویند: هرثمة - که از امراء ارتش مأمون بود و خدمات شایانی به دستگاه بنی‏عباس کرده بود - از کسانی بود
    که از سیاست و رفتار فضل بن سهل و برادرش حسن بن سهل ناراضی بود.
    وی در عراق بود و در جنگ با ابوالسرایا که به همراهی محمد بن ابراهیم طباطبا قیام و نهضت کرده بود فرماندهی لشگر را به عهده داشت.
    پس از خاتمه جنگ تصمیم گرفت شخصا به طرف مرو حرکت کند و به حضور مأمون برود و او را از نارضائی‏ها و از هم گسیختگی اوضاع سیاسی آگاه کند، و به این منظور بدون آن که به بغداد برود و گزارش جنگ را به استاندار حسن بن سهل بدهد راه خراسان را برگزید.
    فضل بن سهل به زودی مقصود و هدف هرثمه را دریافت و از مأمون خواست که هرثمة را به ماموریت جدیدی به طرف شام و حجاز بفرستد.
    و به این وسیله از رسیدن او به مرو جلوگیری کند.
    مأمون نیز چنین کرد و هنوز هرثمة در حدود بصره بود که نامه‏های چندی از مامون به وی رسید که به سوی شام و حجاز برگردد، اماهرثمه که حدس می‏زد
    این‏ها دسیسه‏های «فضل» است آن‏ها را نادیده گرفت و راه خود را به طرف خراسان ادامه داد.
    هرثمة به دروازه «مرو» رسید و فکر کرد شاید فضل نگذارد که مأمون از آمدن وی خبردار شود و در نتیجه دستش به دامان خلیفه نرسد، دستور داد لشکریانش طبل‏ها را به صدا در آوردند که خبر ورود او به گوش مأمون برسد.
    بیچاره غافل بود که فضل قبلا پیش دستی کرده و به بهانه این که هرثمه از انجام مأموریت و دستورهای خلیفه سرپیچی نموده و سر طغیان و شورش دارد مأمون را بر او خشمگین ساخته است و حالا این سر و صدای غیر عادی هم شاهد تازه‏ای بر مدعای خصم شد که هرثمه رعد و برق می‏کند و گرد و غبار طغیان به پا می‏نماید.
    با این که زمینه فکری بود که هرثمه به حضور مأمون رسید و بدون هیچ مقدمه‏ای مأمون بر او پرخاش کرد و از کارهای او خرده گرفت.
    هرثمه خواست سخن بگوید، فرصت نداد، دستور داد او را به ریسمان کشیدند و به زندان افکندند و سپس‏
    به قتل رساندند " 1 ".
    سرانجام وحشتزای هرثمه درس عبرتی بود برای سایر امرای عباسی که هرگز به فکر مخالفت با وی بر نیایند و به مأمون چشم امیدی نداشته باشند. ولی دستورات و مأموریت‏های خلیفه را با دلسردی می‏پذیرفتند. شورش‏ها و ناامنی‏ها را دامن می‏زدند، بهانه‏ها می‏گرفتند و مردم را به اعتراض تشویق می‏نمودند.
    پنهانکاری فضل
    فضل بن سهل این حوادث را از مأمون مخفی می‏داشت چرا که بسیاری از آن‏ها معلول سیاست است استبدادی وی بود و به خصوص آن‏ها که در عراق واقع می‏شد، که غالبا از سوء سیاست برادرش حسن بن سهل سرچشمه می‏گرفت.
    به خصوص نمی‏خواست گزارش‏های عراق به مأمون برسد تا خاطرش همچنان آسوده باشد و به فکر حرکت از مرو و رفتن به عراق نیفتد چرا که فضل اصرار داشت مقر خلافت

    پاورقی1- ابن‏خلدون، ج 3، ص 245
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    نقل قول نوشته اصلی توسط گل بال نمایش پست ها
    مامون چرا مرد و چجوری مرد؟ کجا خاکش کردن؟
    با سلام
    هفتمین نفر از خلفای بنی عباس، عبدالله مامون پسر هارون الرشید بود. در سال 170 هجری قمری در ماه ربیع الاول شب جمعه به دنیا آمد. در شب ولادتش، هادی پسر مهدی عباسی -که عمویش بود- از دنیا رفت.
    مادر مامون کنیزی بود به نام مراجل که در همان روزهای پس از ولادت مامون از دنیا رفت.
    مامون دانشمندترین خلیفه در میان خلفای عباسی بود و به اعتقاد به مذهب تشییع شهرت داشت. در سال 201 برادرش را از ولی عهدی عزل کرد و کشت و حضرت رضا علیه السلام را با اجبار و تهدید به ولی عهدی خود منصوب کرد و به نام آن حضرت سکه زد و دستور داد به جای لباس سیاه -که شعار عباسیون بود- لباس سبز بپوشند. سپس دستور داد اعلان کنند که برترین خلق پس از پیامبر اکرم علی بن ابیطالب است و نیز اعلان کنند که مامون از کسی که از معاویه به نیکی یاد کند بیزار است.
    به این وسیله توانست اوضاع آشفته و نابسامان مملکت پهناور اسلامی را -که از هر گوشه‌اش گروهی به ادعای خلافت قیام می‌کردند- آرام و کلیه قیام‌های علویان را خنثی نماید.
    مامون در آخر ماه صفر 202 هجری حضرت امام رضا علیه السلام را با سم به شهادت رساند.
    مامون روز پنجشنبه 18 ماه رجب سال 218 هـ.ق در بذوندق -که از شهرهای روم بود- از دنیا رفت و جنازه‌اش را در منطقه‌ای به نام بطرسوس دفن کردند.
    منابع: منتخب التواریخ، ص 462. تاریخ الخلفا.

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,146
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5482



    نقل قول نوشته اصلی توسط گل بال نمایش پست ها
    می خواستم بدونم فضل بن سهل چه روزی و چه سالی کشته شد؟
    با تشکر از برادر عزیز رضا
    فضل بن سهل در حمام مورد حمله قرار گرفت و غافلگیرانه چند ضربه از چهار نفر از نیروهای هماهنگ شده مامون دریافت کرد که بر اثر آن ضربه ها به قتل رسید. مرگ او در روز جمعه دوم شعبان سال 202 روی داده است. کسانی که او را به قتل رساندند بوسیله مامون دستگیر شدند و در حالی که مامون را مسئول قتل فضل معرفی می کردند، به دستور مامون گردن زده شدند و گردن آنها را مامون به عنوان هدیه برای حسن بن سهل فرستاد و برای اینکه انگ این قتل را از خود دور سازد حسن بن سهل را به وزارت خود برگزید.
    تجارب الأمم، ابو على مسكويه الرازى (م 421)، تحقيق ابو القاسم امامى، تهران، سروش، چاپ دوم، 1379ش. ج 4 ص 140

    اگر نور چشم شما بدلیل مطالعه زیاد و یا کار با اینترنت کم شده این آیه را زیاد بخوانید : فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيراً (انسان2)
    اگر می خواهید پس از مطالعه آنچه را می خوانید در ذهنتان نقش ببندد، این آیه را پس از آن بخوانید: لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ (انعام127)

  11. صلوات ها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود