صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: کافر بودن منکرین امامت

  1. #1

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    198
    حضور
    3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    148

    کافر بودن منکرین امامت




    سلام به همه دوستان
    بنده اهل سنت هستم و میخواهم اطلاعاتی در مورد کافر بودن منکر امامت بدانم پس میخواهم بایکی از دوستان از منظر قران بررسی کنیم ببینیم خداوند چه کسانی را کافر و چه عملی را کفر میداند
    آیا کافر بودن منکر امامت در قرآن اصلی دارد یا نه ؟
    آیا اهل سنت کافر هستند ؟

    ویرایش توسط طالب علم : ۱۳۹۰/۱۰/۱۶ در ساعت ۲۳:۱۰

  2. صلوات ها 8


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    نوشته
    219
    حضور
    2 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    2316



    نقل قول نوشته اصلی توسط طالب علم نمایش پست ها
    بنده اهل سنت هستم و میخواهم اطلاعاتی در مورد کافر بودن منکر امامت بدانم پس میخواهم بایکی از دوستان از منظر قران بررسی کنیم ببینیم خداوند چه کسانی را کافر و چه عملی را کفر میداند آیا کافر بودن منکر امامت در قرآن اصلی دارد یا نه ؟


    با سلام

    بزرگوار
    این تایپک ها را مطالعه نمایید در مورد کافر و اقسام کفر و.....
    درخدمت ایم


    http://www.askdin.com/thread2286.html


    http://www.askdin.com/thread9734.html


    http://www.askdin.com/thread8694.html

    نقل قول نوشته اصلی توسط طالب علم نمایش پست ها
    آیا اهل سنت کافر هستند ؟


    هیچ کدام از علما شیعه حکم به کفر اهل سنت نداده است

    ما به تکلیف عمل می کنیم



    چهره ها با اشک زیبا می شود
    عشق با تصویر معنا می شود


  5. صلوات ها 9


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    مطالعه بازی و دین و بحث
    نوشته
    6,441
    حضور
    98 روز 20 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    95
    آپلود
    0
    گالری
    33
    صلوات
    27323



    سلام

    از نظر ما هر که ادعای اسلام بکند

    یعنی بگوید

    اشهد ان لا اله الا الله
    اشهد ان محمدا رسول الله

    وارد اسلام شده است

    و خونش مالش ناموسش محترم اند

    و حدود اسلامی که تعیین شده است رعایت می شود
    اسلام درخشانترین راه است
    غررالحکم امدی ترجمه ادیب فقید محمد علی انصاریحدیث505

    موسسه انتشاراتی امام عصر(عج)
    عقل آدمی را به گفتار نیک و نهاد پاکیزه و کردار نیکو دلیل آورند
    (همان ح-10811)



  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    1,278
    حضور
    1 روز 10 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    3932



    نقل قول نوشته اصلی توسط طالب علم نمایش پست ها
    سلام به همه دوستان بنده اهل سنت هستم و میخواهم اطلاعاتی در مورد کافر بودن منکر امامت بدانم پس میخواهم بایکی از دوستان از منظر قران بررسی کنیم ببینیم خداوند چه کسانی را کافر و چه عملی را کفر میداند آیا کافر بودن منکر امامت در قرآن اصلی دارد یا نه ؟ آیا اهل سنت کافر هستند ؟

    با سلام خدمت شما


    بر خلاف عقيده برخي از علماي اهل سنت كه قائل به كفر شيعيان هستند ،شيعيان هيچگاه اهل سنت را كافر نمي دانستند و از نظر فقه شيعه ،اهل سنت مسلمان هستند و احكام فقهي مسلمان بر آن ها جاري مي شود.


    سید کاظم طباطبایی یزدی، از علمای بزرگ شیعه می گوید:


    « کافر کسی است که منکر الوهیت یا توحید یا رسالت یا امری ضروری از ضروریات دین شود. البته انکار ضرورت دین، در صورتی موجب کفر می شود که توجه به ضروری بودن آن داشته باشد، به گونه ای که انکار آن، به انکار رسالت بازگردد(العروة الوثقی،ج 1 ،ص 69)

    همچنین یکی از علمای بزرگ شیعه به نام محقق کرکی می نویسد:

    « علمای شیعه فرقه های خوارج، غلات، نواصب و اهل تجسیم را نجس می دانند اما فرقه های دیگر، چنان چه یکی از ضرورت های دین را انکار نکنند، جزو مسلمانان به شمار می آیند. »(جامع المقاصد، ج1، ص 164)


    نیز آیت الله خویی می گوید:

    « آنچه در تحقق اسلام دخالت دارد و طهارت و احترام مال و جان و غیر آن دو بر او مترتب می شود عبارت است از: اعتقاد به وحدانیت خدا، نبوت و معاد که فرقه های اسلامی به آن عقیده دارند.» (التنقیح، ج 2، ص 62)



    همچنین این محقق بزرگ در جای دیگری می گوید:

    « کسی که ولایت را انکار می کند، هرگاه شهادتین را بر زبان جاری کند، حکم اسلام ظاهری را دارد، چنان که سیرۀ قطعی ائمه اهل بیت علیه السلام بر طهارت اهل سنت دلالت می کند.»(تنقیح، ج2، ص 85)



    اللهم صل علي محمد و آل محمد

  9. صلوات ها 8


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    1,278
    حضور
    1 روز 10 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    3932



    اما در ادامه سوالتان بايد عرض كنم:

    اهل سنت بر اين عقيده اند كه جامعه اسلامي بعد از پيامبر(ص) نياز به يك رهبر دارد تا جامعه اسلامي را رهبري و سرپرستي كند و چون شخص خاصي براي اين منصب معرفي نشده است هر كسي كه مسلمين بر او اتفاق داشته باشند مي تواند اين منصب را عهده دار شود.
    در مقابل شيعيان امامت را ادامه نبوت مي دانند و نصب آن را به وسيله خداوند مي دانند و امام را واسطه فيض الهي و بندگان و معصوم از خطا و اشتباه مي دانند.از نظر شيعه امام عهده تبيين و تفسير قرآن و احكام دين را دارد.
    از اين منظر است كه اهل سنت امامت را جزو فروع دين مي دانند و شيعيان آن را از اصول دين مي دانند.

    بنابر اين اگر اصل امامت را ضروري دين بدانيم و به اين تعريف بگوييم همه مسلمانان قائل به وجود اصل امامت هستند ،در نتيجه منكر آن،منكر ضروري دين اسلام مي شود ولي منكر امامت آنطور كه شيعيان اعتقاد دارند ، مسلمان به حساب مي آيد.



    اللهم صل علي محمد و آل محمد

  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,906
    حضور
    84 روز 15 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    با سلام

    روح کفر عبارت است از عناد ورزیدن در مقابل حقیقت.
    روایتی هست در کافی از امام باقر علیه السلام که مضمون آن این است: «کل ما یجر الی الایمان و التسلیم فهو الاسلام و کل ما یجر الی الجحود فهو الکفر»؛ یعنی هر چیزی که بازگشتش به این باشد که وقتی انسان در مقابل حقیقتی قرار می گیرد و تشخیص می دهد که این حقیقت است، تسلیم باشد، این برمی گردد به ایمان، و هر چیزی که بازگشتش به این باشد که وقتی انسان در مقابل یک حقیقتی که تشخیص می دهد حقیقت است قرار می گیرد عناد و مخالفت بورزد و انکار بکند، روح کفر است.
    فقیهان شیعه به پیروی از قرآن و احادیث پیامبر اکرم (ص) و ائمه (ع)، واژه کفر را در پنج معنا به کار برده و در مجموع، پنج گروه - با توجه به اختلاف فتاوا - در اصطلاح فقه و کلمات فقها کافر شمرده شده اند:
    1 - منکران خداوند یا مادیون
    2 - مشرکان
    3 - پیروان دیگر ادیان آسمانی، مثل اهل کتاب (یهودیان، مسیحیان و زردشتیان)
    4 - منکران ضروریات دین با آگاهی از ضروری بودن آن، حتی خوارج، ناصبیان و برخی از غلاة
    5 - منکران امامت.

    فقیهان شیعه در کافر بودن سه گروه اول اتفاق نظر دارند، اما نظر آن ها درباره گروه چهارم مختلف است؛ زیرا برخی از فقیهان، همه دسته های نامبرده درآن گروه را کافر و نجس می دانند و برخی دیگر گرچه همه آن ها را نجس می دانند، برخی را کافر نمی دانند، هم چنان که گروهی نجاست آن ها را هم منکرند.
    درباره گروه پنجم هم هر چند تقریبا همه فقهای شیعه منکران امامت را کافر ندانسته اند، تعداد اندکی از آن ها، دسته پنجم را کافر به معنای منکر حقیقت امامت شمرده اند.
    لازم است بر این نکته تاکید شود که گرچه شمار اندکی از علمای شیعه عنوان کافر به معنای خاص نوع پنجم را بر غیر امامی اطلاق کرده اند، این استعمال دراصطلاح علم فقه تاثیری نگذاشته و واژه کافر در اصطلاح فقه و فقهای شیعه در چهار معنای اول منحصر است، و هر جا سخن از کافر و احکام کافر است، مقصود همان گروه های چهارگانه است.



    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  13. صلوات ها 8


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,906
    حضور
    84 روز 15 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    بنابراین از نظر اصطلاح فقهی، کافران چهار گروه اند:

    1 - اهل کتاب
    اصطلاح اهل کتاب، سی و یک بار در قرآن کریم آمده و در بسیاری از آن موارد در مقابل «مشرکان» ذکر شده است، و این خود نشانه مغایرت مفهوم آن دو است. قرآن در موارد بسیاری، احکام آن دو گروه را از هم تفکیک کرده است. مقصود از «اهل کتاب» پیروان دیگر ادیان آسمانی هستند که پیامبر و کتاب آسمانی ندارند. فقهای اسلامی علاوه بر اهل کتاب، ادیان دیگری را به عنوان «من له شبهة کتاب» مطرح کرده اند؛ یعنی ادیانی که هر چند در آسمانی بودن آن ها و بعثت پیامبری الهی و ارسال کتابی آسمانی برای آن ها تردید وجود دارد، چون پیروان آن ادیان ادعای آسمانی بودن دینشان را دارند، محتمل است که واقعا اهل کتاب باشند، بنابراین، آنان نیز دارای حکم اهل کتاب خواهند بود.
    در جهان، علاوه بر اسلام، فقط دو دین آسمانی وجود دارد که به طور مسلم و به اتفاق آرای علمای اسلامی اهل کتاب اند: «یهود» و «مسیحیت». قرآن کریم به اهل کتاب بودن پیروان این دو دین اشاره کرده، می فرماید: «ان تقولوا انما انزل الکتاب علی طائفتین من قبلنا و ان کنا عن دراستهم لغافلین»؛ تا مبادا بگویید: کتاب آسمانی فقط بر دو طایفه پیش از ما نازل شد و همانا ما از آموختن آنها غافل بودیم. (انعام آیه 156) گفتنی است که نباید هم چون برخی، این آیه را دلیلی بر اهل کتاب نبودن بقیه ادیان عالم گرفت؛ زیرا اولا، این آیه متعرض ادیان دیگر نشده و از حکم درباره آن ها ساکت است و سکوت را نمی توان دلیل بر نظری خاص دانست. ثانیا، چنان که شیخ طوسی در تفسیر «التبیان» فرموده است، ذکر این دو دین در آیه شریفه، به علت شهرت و وضوح کتابی بودن آن ها است، نه به انگیزه انحصار. ثالثا، همان طور که رشید رضا در تفسیر «المنار» نقل می کند، قرآن کریم به دلیل این که این دو دین به عربستان و مسلمانان نزدیک تر و مورد حاجت و نظر بیش تر بوده اند، مطرح فرموده است. (التبیان، ج 4، ص 350) اما از گروه دوم که مشابه و در حکم اهل کتاب اند، دو مورد بیش تر مورد نظر فقیهان و مفسران قرار گرفته است: 1- مجوس 2- صابئین.

    2- مشرکان
    معنای شرک
    شرک از نظر لغت به معنای شریک قرار دادن است. اما در فرهنگ و اصطلاحات دینی به معنای شریک قرار دادن موجود دیگری با خدای بزرگ در یکی از مقامات و شئون مخصوص به آفریننده عالم است، چه این که در آفرینش جهان شریک شمرده شود، یا در تدبیر و اداره نظام هستی، یا در تأمین نیازمندی های انسان و یا در چیزهای مشابه آن. شرک در برابر توحید است و موحد کسی را گویند که به خدای یگانه ایمان داشته باشد و در هیچ یک از مقامات ویژه خدایی، کسی یا چیزی را شریک او نداند. این در حالی است که موحدان هیچ گاه منکر نقش افراد آدمی یا دیگر موجودات عالم در تامین نیازمندی های خود یا دیگر تغییر و تحولات این جهان مادی نیستند؛ زیرا جهان طبیعت بر اساس قانون «علیت» استوار شده و تاثیر و تاثر میان اشیای این عالم کاملا آشکار است.
    از سویی، انسان یگانه پرست برای هیچ موجودی جز خداوند «استقلال در تاثیر» قائل نیست و قدرت تاثیرگذاری هر کس و هر چیز را فیض الهی و پرتوی از رحمت واسعه او دانسته و معتقد است که هیچ کس بدون عنایت آن هستی بخش بزرگ، امکان و قدرت هیچ گونه تاثیر و عملی را نداشته، بلکه حتی هستی خود را لحظه به لحظه از وی دریافت می کند. بنابر آن چه بیان شد مشرک کسی است که برای غیر خداوند «نقش مستقل» در عالم وجود قائل باشد البته مشرک به موجب آن که توحید و یگانگی خدا را در برخی از شئون خداوندی انکار کرده است، «کافر» نیز نامیده می شود؛ چنان که قرآن شرک به خداوند را کفر به پروردگار معرفی کرده است: «اذ تامروننا ان نکفر بالله و نجعل له اندادا» (سبأ آیه 33)؛ آیا به ما دستور می دهید که به خدا کافر شویم و شریک ها و مانندهایی برای او قرار دهیم؟ و نیز فرموده است: «ما کان للمشرکین ان یعمروا مساجد الله شاهدین علی انفسهم بالکفر» (توبه آیه 17)؛ مشرکان حق ندارند به تعمیر مساجد خدا دست بزنند؛ زیرا خود می دانند که کافرند.
    آن چه گفته شد، معنای عام شرک است، اما اگر بخواهیم به طور مبسوط به جلوه های گوناگون آن بنگریم، انواع مختلفی از شرک و مشرکان را خواهیم دید که قرآن کریم با ذکر آیاتی درباره آن ها، مطالبی را بیان می کند.

    3 - مادیون

    4 - فرقه های محکوم به کفر (مرتدین و منکران ضروریات دین).


    منبع
    کتاب آشنایی با قرآن 3 صفحه 113و 114، کتاب طهارت اهل كتاب و مشركان، نوشته محمد حسن زمانى

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  15. صلوات ها 6


  16. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    198
    حضور
    3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    148



    باسلام به همه دوستان
    جناب اندیشمند اگر موافق باشید بنده تنها سوالاتم را از شما بپرسم
    آیا ما را در این مبحث همراهی می کنید
    اگر هم فرصت ندارید یکی از دوستان اعلام آمادگی بکنند تا بنده سوالات دیگرم را مطرح کنم



  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    198
    حضور
    3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    148



    نقل قول نوشته اصلی توسط اندیشمند نمایش پست ها



    با سلام خدمت شما


    بر خلاف عقيده برخي از علماي اهل سنت كه قائل به كفر شيعيان هستند ،شيعيان هيچگاه اهل سنت را كافر نمي دانستند
    1-مجلسی دربارۀ منکر امامت می نویسد : «فحكم منكر الإمامة فی ذلك الزمان حكم سائر الكفار فی وجوب قتلهم وغیر ذلك » (بحار الانوار مجلسی ج65 ص244 _بیروت، ط2)
    همینطور در کتابش بابی دارد با عنوان "كفر المخالفین والنصاب وما یناسب ذلك" (بحار الانوار ج69 ص131 _بیروت،ط2)
    در جایی می گوید:«إعلم أن إطلاق لفظ الشرك والكفر على من لم یعتقد بإمامة أمیر المؤمنین والأئمة من ولده علیهم السلام وفضل علیهم غیرهم، یدل على أنهم كفار مخلدون فی النار» (بحار الانوار ج23 ص390)
    یعنی: «باید توجه داشت كه اطلاق لفظ شرك و كفر بر كسى كه معتقد به امامت امیر المؤمنین و ائمه از فرزندانش نیست و دیگرى را بر آنها مقدم دارد دلیل است بر اینكه آنها كافر و مخلد در آتشند. » (امامت (ترجمۀ بخش امامت بحار الانوار) ج‏1 ص 286،موسى خسروى‏؛ انتشارات اسلامیه‏_تهران‏، ط1)

    2- در جای دیگر می نویسد: « ظلم عبارت است از قرار دادن چیزى در غیر محل خودش. پس كسى كه ادعاى امامت كند با اینكه امام نباشد او ظالم و ملعون است و هر كه امامت را نسبت دهد بكسى كه شایسته آن نیست او نیز ظالم و ملعون است. پیامبر اكرم فرمود: هر كس منكر امامت على بعد از من بشود منكر نبوت من شده و هر كه نبوّت مرا منكر شود منكر خدا شده است.»(امامت (ترجمۀ بخش امامت بحار الانوار) ج5 ص49،موسى خسروى‏؛ انتشارات اسلامیه‏_تهران‏، ط1)
    و در جای دیگر می نویسد : «اعتقاد ما اینست كه منكر امامت على بن ابى طالب و امامان پس از او مانند كسى است كه منكر نبوّت انبیاء باشد. و اعتقاد ما در باره كسى كه اقرار بامیر المؤمنین داشته باشد ولى منكر یكى از ائمه پس از او باشد مانند كسى است كه ایمان بتمام انبیاء داشته باشد ولى منكر نبوّت پیامبر ما باشد. حضرت صادق علیه السّلام فرمود: كسى كه آخرین نفر ما را منكر شود مثل كسى است كه منكر اوّلى ما باشد.»
    (امامت(ترجمۀ بخش امامت بحار الانوار) ج5 ص50،موسى خسروى‏؛ انتشارات اسلامیه‏_تهران‏، ط1)
    در جایی دیگر می گوید: « أن کل من أنکر ولایة علی علیه السلام فهو کافر» = «اگر هرکسی ولایت علی علیه السلام را انکار کند پس او کافر است.» (مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول ج 3 ص283 )
    و می نویسد: «و الذی یظهر لی من هذه الأخبار أن الغرض بیان كفر من أنكر إمامة أمیر المؤمنین علیه السلام‏» (مرآة العقول، ج‏11، ص: 110)

    سید مرتضی ملقب به "علم الهدی" مجدد مذهب شیعه و صاحب کتاب "الذریعه الی اصول الشریعه" و از قدمای اصولیون، امامت را از اصول ضروری می داند و می نویسد : ««النبوة و الامامة هی واجبة عندنا و من کبار الاصول» (سید شریف رضی، الرسائل، ج 1، ص 166_قم)
    و در مورد منکر امامت می نویسد : «( أن المعرفة بهم كالمعرفة به تعالى فی أنها إیمان وإسلام، وأن الجهل والشك فیهم كالجهل به والشك فیه فی أنه كفر وخروج من الإیمان، وهذه منزلة لیس لأحد من البشر إلا لنبینا صلى الله علیه وآله وبعده لأمیر المؤمنین علیه السلام والأئمة من ولده على جماعتهم السلام . لأن المعرفة بنبوة الأنبیاء المتقدمین من آدم علیه السلام إلى عیسى علیه السلام، أجمعین غیر واجبة علینا ولا تعلق لها بشئ من تكالیفنا، ولولا أن القرآن ورد بنبوة من سمی فیه من الأنبیاء المتقدمین فعرفناهم تصدیقا للقرآن وإلا فلا وجه لوجوب معرفتهم علینا ولا تعلق لها بشئ من أحوال تكلیفنا، وبقی علینا أن ندل على أن الأمر على ما ادعیناه . . والذی یدل على أن المعرفة بإمامة من ذكرناه علیهم السلام من جملة الإیمان وأن الاخلال بها كفر ورجوع عن الإیمان، إجماع الشیعة الإمامیة على ذلك، فإنهم لا یختلفون فیه)
    (الرسائل ج2 ص251-252، شریف مرتضی دار القرآن الكریم - قم)

    3. شیخ طوسی ملقب به شیخ الطائفه و صاحب "اختیار معرفة الرجال" و کتاب "عدة الاصول"، از اصولیون متقدم شیعه ؛ نظرش در مورد "منکر امامت" چنانکه مجلسی نقل می کند اینگونه است: « وقال الشیخ الطوسی نور الله ضریحه فی تلخیص الشافی : عندنا أن من حارب أمیر المؤمنین كافر، والدلیل على ذلك إجماع الفرقة المحققة لامامیة على ذلك، و إجماعهم حجة، وأیضا فنحن نعلم أن من حاربه كان منكرا لامامته ودافعا لها، ودفع الامامة كفر كما أن دفع النبوة كفر لان الجهل بهما على حد واحد . ثم استدل رحمه الله بأخبار كثیرة على ذلك . فإذا عرفت ما ذكره القدماء والمتأخرون من أساطین العلماء والامامیة ومحققیهم عرفت ضعف القول بخروجهم من النار، والاخبار الواردة فی ذلك أكثر من أن یمكن جمعه فی باب أو كتاب، وإذا كانوا فی الدنیا والآخرة فی حكم المسلمین فأی فرق بینهم وبین فساق الشیعة ؟ وأی فائدة فیما أجمع علیه الفرقة المحقة من كون الامامة من اصول الدین ردا على المخالفین القائلین بأنه من فروعه ؟ وقد روت العامة والخاصة متواترا : من مات ولم یعرف إمام زمانه مات میتة جاهلیة، وقد أوردت أخبارا كثیرة فی أبواب الآیات النازلة فیهم علیهم السلام أنهم فسروا الشرك والكفر فی الآیات بترك الولایة . وقد وردت أخبار متواترة أنه لا یقبل عمل من الاعمال إلا بالولایة
    (بحار الانوار ج8 ص368-369 _بیروت « تلخیص الشافی ج4 ص131-132،طوسی » )

    4. شیخ مفید که کتاب "تصحیح الاعتقاد" او نشان از اصولی بودن اوست زیرا که وی در این کتاب (صفحه 15-16 چاپ تبریز) به شیخ صدوق به خاطر اخباری بودنش می تازد، او در کتاب "اوائل المقالات" اجماع امامیه را در مورد منکر امامت اینگونه بیان می کند : « واتفقت الإمامیة على أن من أنكر إمامة أحد الأئمة وجحد ما أوجبه الله تعالى من فرض الطاعة فهو كافر ضال مستحق للخلود فی النار » ( أوائل المقالات ص 44، شیخ مفید _بیروت،ط2)
    یعنی : «امامیه اتفاق نظر دارند، هر كه امامت و لزوم اطاعت یكی از ائمه را انكار نماید، كافر، گمراه و مستحق ماندگاری در جهنم می باشد.»
    و ایضاً مجلسی از شیخ مفید نقل می کند و می نویسد «شیخ مفید: در كتاب مسائل مینویسد: دانشمندان شیعه امامیه اتفاق دارند بر اینكه منكر امامت یكى از ائمه و كسى كه آنها را واجب الاطاعه نداند كافر و گمراه است و مستوجب خلود در جهنم.
    در جاى دیگر مینویسد: دانشمندان شیعه اتفاق دارند بر اینكه بدعت‏گذاران همه كافرند لازم است امام بعد از دعوت آنها را بتوبه وادارد و بینه بر ایشان اقامه نماید اگر توبه كردند و راه حق را پذیرفتند آزادند و گر نه كشته مى‏شوند بواسطه برگشت از ایمان هر كس با این عقیده بمیرد اهل آتش است.»(امامت ج‏1 ص 287،موسى خسروى‏؛انتشارات اسلامیه‏_تهران‏، ط1)
    در جایی دیگر شرط قبولی اعمال را معرفت و ولایت امامان و جهل بدان را موجب استحقاق آتش می داند و می نویسد: «ان بمعرفتهم و ولایتهم تقبل الاعمال و بعداوتهم و الجهل بهم یستحق النار» (المقنعة، ص 32، شیخ مفید؛مؤسسه النشر الاسلامی_ قم، 1410 ه.)
    همچنین می گوید:«ولا یجوز لأحد من أهل الایمان أن یغسل مخالفا للحق فی الولاء ولا یصلی علیه .» (المقنعة، ص 86، شیخ مفید؛مؤسسه النشر الاسلامی_ قم، 1410 ه.)
    یعنی : «جایر نیست بر احدی از اهل ایمان که مخالف حق در مساله ولایت را غسل دهد و بر او نماز بخواند»

    5. ابن مطهر حلی که هفت کتاب درباب "علم اصول" نوشته و کتاب "تهذیب الاصول" او زمانی در حوزه های علمیه تدریس می شد و از کسانی است که در رد "اخباریون" مطلب نگاشته ؛ در مورد منکر امامت می گوید:
    « البحث الثانی الإمامة لطف عام، والنبوة لطف خاص لامكان خلق الزمان من نبی حی، بخلاف الإمام لما سیأتی، وإنكار اللطف العام شر من إنكار اللطف الخاص، وإلى هذا أشار الصادق علیه السلام بقوله عن منكر الإمامة أصلا ورأسا وهو شرهم .»
    یعنی: «امامت لطفی عام و نبوت لطفی خاص از طرف خداوند است، زیرا ممكن است دنیا بدون پیامبر زنده باشد ولی امكان ندارد بدون امام باشد... و انكار لطف عام خرابتر و ناگوارتر از لطف خاص است.» ( الألفین ص23 ابن مطهر الحلی (م 726) ؛ مكتبة الألفین، الكویت)


  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    198
    حضور
    3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    148



    . محمد تقی مجلسی ملقب به "مجلسی اول" که پدر "ملا باقر مجلسی" است در ذیل روایتی کفر منکر امامت را بیان می کند ؛ وی می نویسد:
    « و در صحیح منقولست از اسماعیل بن جابر كه گفت عرض نمودم به حضرت امام محمد باقر صلوات اللَّه علیه كه شخصى هست كه دوست میدارد حضرت امیر المؤمنین صلوات اللَّه علیه را و بیزار نیست از دشمنان آن حضرت كه خلافت را از حضرت غصب نمودند مثل فلان و فلان و فلان و اتباع ایشان و مى‏گوید كه على محبوبتر است نزد من از كسانى كه مخالفت آن حضرت كرده‏اند حال او چونست؟ حضرت فرمودند كه این دشمن حضرتست در عقب او نماز مكن و او را كرامتى نیست كه سبب نجات او باشد یا او را دوست باید داشت مگر آن كه از روى تقیه در عقب او نماز كنى به نحوى كه خواهد آمد و بحسب ظاهر با او دوستى كنى و بحسب باطن با او دشمن باشى و این جمع را تفضیلیّه مى‏گویند،و احادیث متواتره وارد شده است كه تبری از ایشان از اصول دینست پس چنین شخصى كافر است و مسلم ظاهریست (لوامع صاحبقرانى ج‏4، ص 400،محمد تقی مجلسی، موسسه اسماعیلیان _ قم،ط2)

    7. ابن ادریس حلی از قدمای اصولیین شیعه است، بحرانی نظر او را در مورد مخالف امامت اینگونه نقل می کند : «وقال ابن إدریس فی السرائر بعد أن اختار مذهب المفید فی عدم جواز الصلاة على المخالف ما لفظه : وهو أظهر ویعضده القرآن وهو قوله تعالى : " ولا تصل على أحد منهم مات أبدا . . " ( 1 ) یعنی الكفار، والمخالف لأهل الحق كافر بلا خلاف بیننا .» ( به نقل از الحدائق الناضرة ج5 ص176،المحقق البحرانی _قم)

    8. سید خوئی که از بزرگان و مرجع تقلید شیعه و از اصولیون بود و در صحبتها و خبرها دم از وحدت می زد در کتاب "مصباح الفقاهه" خود گفته است:
    « أنه ثبت فی الروایات والأدعیة والزیارات جواز لعن المخالفین، ووجوب البراءة منهم، واكثار السب علیهم واتهامهم، والوقیعة فیهم أی غیبتهم، لأنهم من أهل البدع والریب. بل لا شبهة فی كفرهم، لأن انكار الولایة والأئمة ( علیهم السلام ) حتى الواحد منهم والاعتقاد بخلافة غیرهم، وبالعقائد الخرافیة كالجبر ونحوه یوجب الكفر والزندقة، وتدل علیه الأخبار المتواترة الظاهرة فی كفر منكر الولایة وكفر المعتقد بالعقائد المذكورة وما یشبهها من الضلالات . ویدل علیه أیضا قوله ( علیه السلام ) فی الزیارة الجامعة : ومن جحدكم كافر »
    (مصباح الفقاهة ج1 ص504،السید الخوئی _قم، ط1)

    9. میرزا حبیب الله هاشمی خوئی از اصولیون شیعه که بر "فرائد الاصول" شیخ انصاری شرح نوشته می گوید : «و بعضها یدلّ على كفر من أنكر إمامة أمیر المؤمنین علیّ بن أبی طالب علیه الصّلاة و السّلام، و بعضها على أنّ الجاحد له من أهل النّار، و بعضها یدلّ على كفر من لم یعرف امام زمانه، و ذلك ممّا اتّفقت علیه كلمة الفریقین، و البغى لا یجامع فی الغالب معرفة الامام، و لو فرض باغ على الامام لأمر دنیویّ من غیر بغض و لا انكار لامامته فهو كافر أیضا، لعدم القائل بالفرق. »
    (منهاج ‏البراعة فی ‏شرح ‏نهج ‏البلاغة ج 9 ص 307 میرزا حبیب الله هاشمی خوئی، مکتبة الاسلامیه _تهران)
    10. کاشف الغطاء می گوید: «و الأخبار الدالة على كفر من أنكر إمامة الأئمة (ع)» = «و اخبار دلالت بر کفر کسی دارد که امامت ائمه علیه السلام را انکار کند.» (النور الساطع فی الفقه النافع ج 2 ص125 )
    در جایی دیگر می نویسد : « انكار الإمامة المستلزمة لانكار النبوة أو البغض لبعض الأئمة مع التدین به وعدمه مع التظاهر وعدمه ونحوها وهذه ان صرح فیها باللوازم أو اعتقدها كفر»
    (کشف الغطاء ج1 ص173، شیخ جعفر کاشف الغطاء _ اصفهان)

    11. الشیخ محمد حسن النجفی،شیخ الفقهاء وإمام المحققین شیعه و مشهور به "صاحب الجواهر" می نویسد: « لأن الأقوى طهارتهم فی مثل هذه الأعصار وإن كان عند ظهور صاحب الأمر ( علیه السلام ) بأبی وأمی یعاملهم معاملة الكفار، كما أن الله تعالى شأنه یعاملهم كذلك بعد مفارقة أرواحهم أبدانهم، وفاقا للمشهور بین الأصحاب، سیما المتأخرین نقلا وتحصیلا، بل یمكن تحصیل الاجماع كما عن الأستاذ أنه معلوم، بل لعله ضروری المذهب للسیرة القاطعة من سایر الفرقة المحقة فی سائل الأعصار والأمصار، وللقطع بمخالطة الأئمة المرضیین ( علیهم السلام ) وأصحابهم لهم حتى لرؤسائهم ومؤسسی مذهبهم على وجه یقطع بعدم كونه للتقیة، مع أن الأصل عدمها فیه، وإلا لعلم كما علم ما هو أعظم منه من السب والبراءة ونحوهما .»
    (جواهر الکلام، دار الکتب الاسلامیه، ج 6، ص 56، محمد حسن النجفی؛ تهران، 1367 ش.)


    12. مازندرانی (شارح الکافی) چنانکه بحرانی از او نقل می کند در مورد منکر امامت می نویسد: « وقال الفاضل المولى محمد صالح المازندرانی فی شرح أصول الكافی : ومن أنكرها یعنی الولایة فهو كافر حیث أنكر أعظم ما جاء به الرسول وأصلا من أصوله .»(به نقل از الحدائق الناضرة ج5 ص176،المحقق البحرانی _قم)

    13. سید حسن میر جهانی از مفسرین متاخر شیعه می نویسد: «و از آنچه كه دلالت دارد بر كفر عامه حدیثى است كه عموم منزلت دارد و از عامه و خاصه بطرق بسیار متواترا روایت شده كه پیغمبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله فرموده یا على انت منّى بمنزلة هرون من موسى الّا انّه لا نبىّ بعدى وجه دلالت اینست كه عموم منزلت چنین اقتضا میكند كه على علیه السّلام با پیغمبر صلى اللّه علیه و آله در همه آثار و احكام شریك باشد مگر در نبوّت بر حسب آنچه كه حكمت بالغه الهیه اقتضا كرده و استثناء مزبور نیز اقتضاء عموم منزلت را دارد و عقل و اجماع و كتاب و سنّت نیز حاكم است بر اینكه هر كسى كه انكار كند نبوّت پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله را كافر است همچنین است كسیكه انكار كند ولایت ولىّ را او نیز كافر است‏.» (تفسیر أم الكتاب ص 232،میر جهانى سید حسن‏ ؛انتشارات صدر _تهران‏)
    و کمی جلوتر می نویسد: «عامّه منكر ولایتند
    جهت اولى‏ : اینكه متواتر است در میان فریقین كه على علیه السّلام ادعاى خلافت بلا فضل نمود بعد از رحلت پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله و مخالف او را تكذیب كرد و تكذیب كننده على بمنزله كسى است كه پیغمبر را تكذیب كرده و تكذیب كننده پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله كافر است‏

    جهت دوّم‏: آنكه قضیه عموم منزلت اقتضاء ثابت بودن ولایت على علیه السّلام را دارد بر همه خلق بعد از پیغمبر حتّى بر آن سه نفرى كه حق او را غصب كردند و ادّعاى مقدم بودن خود را بر على علیه السّلام كردند و این ادّعا از ایشان بمنزله ادعاء تقدم بر رسول است و آن كفر صریح و منكر شدن چیزى است كه از ضروریات اسلام دانسته شده.....
    جهت چهارم: ‏اینكه مخالفین انكار میكنند سایر ائمه علیهم السّلام را و انكار كردن ایشان بمنزله انكار كردن امیر مؤمنان على علیه السّلام است و انكار كردن آنحضرت بمنزله انكار كردن پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله است و انكار كردن آن بزرگوار كفر است-بعلاوه اینكه همچنانكه تكذیب كنندگان هارون كافر شدند همچنین هرگاه كسى على علیه السّلام را تكذیب كند كافر است و یا كسیكه مقدم بدارد دیگرى را بر آنجناب و بواسطه مقدم داشتن دیگرى را بر آنجناب اهانت كرده آنحضرت را استخفاف او نموده و كافر است چنانچه تنصیص شده بر آن در احادیث بسیارى و دیگر اینكه مخالفین از دین ببعضى از كتاب ایمان دارند و ببعضى دیگر از آن كافرند زیرا كه آیات قرأنیّه‏اى راجع بولایت است منكرند- و یا اینكه كتابیكه بعلى علیه السّلام تفسیر شده تصدیق نمیكنند و تصدیق نكردن بآن تصدیق نكردن بقرءان است و آن نیز كفر است‏» .(تفسیر أم الكتاب ص 233-234، سید حسن میر جهانى ‏ ؛انتشارات صدر _تهران‏)
    در کل 14 جهت در کفر مخالفین شیعه نقل کرده که هر چه مربوط به امامت بود نقل کردیم!
    ادامه دارد............



  21. صلوات


صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود