صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دوران کودکي و نوجواني عارف بزرگ علامه حاج شيخ محمد تقی آیت الله بهلول(ره)

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    1,538
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    44
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    15416

    دوران کودکي و نوجواني عارف بزرگ علامه حاج شيخ محمد تقی آیت الله بهلول(ره)




    دوران کودکي و نوجواني


    علامه حاج شيخ محمّد تقي بهلول در سال 1279 شمسی در روستای بيلند شهرستان گناباد پا به عرصه حيات گذاشت.
    شيخ در 6سالگي رسمأ به مکتب مي رود ودر
    8 سالگی تمام قرآن را حفظ کرد وی در 7 سالگی برای زنها منبر می رفت كه در آن زمان به خاطر رفتار خاصش به بهلول شهرت يافت. درسهای حوزه از ادبيات تا قوانين را نزد پدرش در بيلند آموخت. وی در سن 14 سالگی در گناباد يك منبری معروف بود در همان نوجوانی (در 14 سالگی) با صوفيه گناباد (فرقه نعمت اللهی) مخالفت می كرد و صوفی ها نيز در آن زمان چند بار قصد كشتن شيخ بهلول را كردند. لذا پدر ايشان تصميم گرفت با خانواده اش به سبزوار مهاجرت كند تا اولا شيخ بهلول به دليل منبر رفتن از درس خواندن با ز نماند و ثانيا از صوفی های گناباد دور باشد. شيخ بهلول اولين سخنرانی آتشين خود را در سن 16 سالگی در زمان احمد شاه در ايّامی که امر به معروف
    و نهی از منکر ممنوع گرديده بود بر عليه رژيم شاه ايراد کرد.


  2. صلوات ها 13


  3.  

  4. #2
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    1,538
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    44
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    15416



    مسافرت به قم برای جهاد و ادامه تحصيل
    شيخ بعد از سبزوار به قم مسافرت می كند تا علما را در مقابل دولت همراهی
    كند ولی وقتی به قم می رسد ،هيچ اثری از جنگ و درگيری بين علما و دولت
    مشاهده نمی كند و حتی مشاهده می كند كه علما در نزد دولت بسيار محترم
    هستند به طور مثال می توان به جريان نظام وظيفه اشاره كرد كه علما از شاه
    درخواست معاف كردن شهر قم و حومه اش كرده بودند كه شاه هم موافقت كرده
    بود. شيخ هم با مشاهده اين اوضاع درسش را ادامه داد و گاهی اوقات برای
    سخنرانی به دهات اطراف قم می رفت به طوری كه در ميان بيست و پنج ده رسوخ
    كامل پيدا كرد. مخالفت با ساختن باغ ملی در محل قبرستان قم بعد از قضيه
    خراب كردن قبرستان قم شهرداری قصد داشت كه بجای قبرستان باغ ملی قم را در
    همان محل احداث كند براي همين نهالهای زيادی را در آنجا كاشت شيخ بهلول
    هم به همراه مردم شبانه به آنجا رفتند و نهال ها را كندند و با خود
    بردند. رئيس شهرباني كه فهميده بود اين كار بهلول است به فكر افتاد كه او
    را دستگير كند، ولی طرفداران و دوستان شيخ او را پناه دادند و شهربانی
    نتوانست او را دستگير كند. ترس از شهربانی مانع از مبارزه شيخ نشد و او
    از يك ده به ده ديگر مي رفت و گاهی اوقات نيز در مجالس بزرگی كه به سبب
    مرگ يا عروسی برگزار می شد به طور ناگهانی وارد می شد و بر عليه شاه و
    دولت هرچه می خواست می گفت و دوباره به محل اختفای خود بر می گشت. شيخ
    بهلول بعد از پنج ماه جنگ و گريز با شهربانی كه منتظر قيام علما بود به
    سبزوار برگشت.

    ویرایش توسط عرفان : ۱۳۹۰/۱۰/۱۳ در ساعت ۱۱:۵۰

  5. صلوات ها 9


  6. #3
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    1,538
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    44
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    15416





    حضور شيخ بهلول در صحنه مبارزات سياسی ((جشن باغ ملي سبزواردر روز اول محرم))


    اسلام زدايى در كشورهاى اسلامى ، بويژه در منطقه خاورميانه ، مهمترين
    استراتژى استعمار بود. اين استراتژى شيطانى با به قدرت رسيدن رضاخان به
    طرز پيچيده و زمان بندى شده اى در ايران به مرحله اجرا در آمد. اما به سبب
    برخورد قاطع مردم به رهبرى روحانيت از جمله موضع گيرى تند و كفر ستيزانه
    آيت الله بافقى مدت 8 سال طرح حجاب زدايى از زنان مسلمان ايران به تعويق
    افتاد. در اين هشت سال از سال 1305 الى 1314 شمسى ، روحانيت در معرض
    شديدترين حملات روانى و يورشهاى تبليغاتى قرار گرفت . طرح موذيانه
    استفاده از عمامه به شرط داشتن تصديق دولتى،خود بخشى از اين حملات روانى
    بود. و بالاخره رضا شاه پهلوي شاه ايران و مصطفي کمال پادشاه ترکيه در
    کشور انگلستان با هم عهد بستند که ممالک خود را به صورت کشورهاي اروپايي
    در آورند و روحانيت را بردارند و به جاي آن بي حجابي و شراب خواري و...
    را رواج بدهند، جهت تحقق بخشيدن به اين هدف امان الله خان شاه افغانستان
    با خانمش سفري را در ايران آغاز کردند که رضا شاه آنها را از مرز بازرگان
    ترکيه وارد ايران کرد و از تبريز و مشهد و ... عبورداد و از تربت جام به
    وطنشان فرستاد. دربين راه به هر شهري كه مي رسيدندباغ ملي آن شهر را زينت
    مي دادند و جشن در آن برگزار مي كردند،در اين جشن ها انواع حرامات ديني
    مانند شراب و رقص زنان فاحشه و بي حجاب وجود داشت. اتقاقاً ورود امان
    الله خان به سبزوار مصادف شد با شب اول محرم و مأموران،باغ ملي را براي
    جشن تزئين كرده بودند شيخ بهلول كه در آن زمان در سبزوار زندگي مي كرد
    نيز درصدد مخالفت با اين جشن بر آمد و براي كمك گرفتن نزد پنج تن از
    امامان جماعت سبزوار رفت ولي هيچ يك از آنها حاضر نشدند كه به او كمك
    كنند وگفتند كه مخالفت با دولت حكم خودكشي دارد و شرعاً و عقلاً ممنوع
    است. ساعت چهار بعد از ظهر،بعد از آنكه شيخ بهلول از همه جا و همه كس
    نااميد شدخود به جلو باغ ملي رفت .هركس كه شيخ را مي ديد به او مي گفت چه
    عجب شما به اين منطقه از شهر براي تماشا آمده ايد شيخ در جواب آنها مي
    گفت كه من براي تماشا نيامده ام بلكه من تأسّف مي خورم كه روزاول محرم
    شهر ما بايد همانند شهر شام زينت داده شده باشد، و بدين گونه بهلول مردم
    را تحريك نمود يک ساعت بعد(ساعت5 بعد از ظهر)حدود150 نفر اطراف شيخ جمع
    مي شوند که همگي هم نظر با شيخ بودند.


  7. صلوات ها 7


  8. #4
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    1,538
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    44
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    15416



    شيخ بهلول:همه به بدی اينکار اقرار
    داريد و هيج غيرتي نشان نمي دهيد. يکي از حاضران:اينکار وظيفه علما است
    بايد آنها پيش قدم شوند تا ما از آنها پيروي کنيم. اگر يک روحاني براي
    منع اين کار حاضر شود همه او را ياري مي کنند. شيخ بهلول: اگر من هم که
    مجتهد نيستم قيام کنم من را همراهي مي کنيد؟ مردم در جواب شيخ گفتند
    بلي
    ، ما تو را از مجتهدين شهر خود محترم تر مي دانيم. شيخ بهلول: دو نفر
    شجاع بروند و به شهردار سبزوار بگويند که يک دسته از مؤمنين در باغ ملّي
    جمع شده اند و با شما کار دارند. شهردار كه ترسيده بود،موضوع را به
    شهرباني اطلاع داد و بعد از آن نزد مردم رفت. شيخ بهلول به شهردار گفت:
    به نام دين و وجدان از تو درخواست مي كنيم كه اين جشن را برگزار نكني.
    امّا شهردار در مقابل اين حرف كوتاه نيايد و مي گفت : اين جشن به دستور
    شاه ايران برپا شده است و كسي حق بر هم زدن آن را ندارد. سپس مردم را
    تهديد به بازداشت كرد. شيخ بهلول مي گويد(در حالي که شهردار صحبت مي
    کرد دو نفر پليس از طرف شهرباني پيدا شدند و به طرف ما مي آمدند ولي پيش
    از اينکه به ما برسند پليس ديگري با عجله از عقبشان آمد و به آنها چيزي
    گفت و هرسه به طرف شهرباني برگشتند بنده از اين منظره فهميدم که
    شهرباني
    شکست خورده و اول دو پليس را به عقب من فرستاده و بعد که ديده جمعيّت در
    تزايد است خود را کنار کشيده قوّت قلبم زياد شد و به اطرافيان گفتم اکنون
    که شهردار حاضر نيست اين بساط را برچيند؛ شما آن را بر چينيد.)) برادر زن
    شيخ (عبد الوهّاب)پيش دستي کرده و يک شيشه برق را به زمين زده و مي
    شکند.
    شهردار مضطرب شده و با صداي لرزان مي گويد:آقايان بي نظمي نکنيد ما
    خودمان ابن بساط را جمع مي کنيم. شيخ بهلول: پانزده دقيقه مهلت داريد تا
    ما به مسجد رفته و نماز بخوانيم و بر گرديم؛ اگر اين بساط باقي بود هر
    کاري که بخواهيم انجام خواهيم داد . شيخ بهلول به گفته خودش در آن زمان
    به كوچكتر بودن دولت و بزرگتربودن خودنسبت به آن چيزي كه در ذهن داشت پي
    برد



  9. صلوات ها 7


  10. #5
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    1,538
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    44
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    15416



    ملاقات يا آيت الله اصفهانی و اطاعت از دستور ايشان
    دوران کودکي و نوجواني عارف بزرگ علامه حاج شيخ محمد تقی آیت الله بهلول(ره)
    بعد از برگشتن به سبزوار مادر شيخ بهلول از او تقاضا مي كند كه او را به
    كربلا ببرد و او هم قبول مي كند.شيخ بهلول در كربلا حضرت آيت الله العظمی
    سيد ابو الحسن اصفهانی را ملاقات می كند .سيد ابو الحسن از شيخ می پرسد
    كه تو می خواهِی چه كار كنی شيخ در جواب می گويد :می خواهم درسم را ادامه
    بدهم تا به مقام اجتهاد برسم.سيد ابوالحسن به بهلول می گويد كه درس
    خواندن در اين اوضاع برای تو حرام است، ما مجتهد بسيار داريم ولی منبری
    كم داريم تو بهتر است كه به ايران بروی و بر ضد شاه سخنرانی كرده و سياست
    های غلط او را برای مردم روشن كنی . بعد از آن شيخ بهلول به ايران
    بر می گردد و دستور مرجع عالی قدر خود را اطاعت می كند. دستگيری بهلول
    بعد از سخنراني در مسجد شاه تهران شيخ بهلول را براي سخنراني هايش در
    مسجد شاه تهران دستگير و زنداني كردند ولی پس از ده روز در اثر اعتصاب
    مردم تهران او را آزاد كردند و به سبزوار برگرداندند و به پدر و مادرش
    سپردند. شهربانی به پدر شيخ بهلول گفت اگر ضمانتی در قبال شيخ ندهد او را
    آزاد نخواهند كرد ولی بهلول به پدرش اشاره كرد كه چنين ضمانتی به شهربانی
    ندهد پدر شيخ هم به شهربانی گفت: پسر من ديوانه است و به همين دليل به او
    بهلول مي گويند و من نمی توانم برای كارهای او ضمانتی بدهم و شما خودتان
    بهتر مي دانيد كه اوهر كاری كه بخواهد انجام مي دهد شما هر كاری كه دلتان
    مي خواهد در قبال او انجام دهيد مختاريد. اين مسئله باعث شد كه در جريان
    مسجد گوهرشاد هم شهربانی پدر او را اذيّت نكند.سرانجام شهربانی در نيمه
    های شب بعد از گرفتن ضمانت از خود شيخ او را رها كرد،چون می دانست كه اگر
    او را آزاد نكند مردم سبزوار دست به قيام می زنند و انقلاب درسبزوار حتمی
    خواهد بود.


  11. صلوات ها 6


  12. #6
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    1,538
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    44
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    15416



    خارج شدن از مشهد و رفتن به افغانستان


    بعد از واقعه مسجد گوهر شاد شيخ بهلول به كمك يك زن از مشهد خارج می شود
    و (ادامه از قسمت واقعه گو هرشاد) آن زن به بيرون از خانه رفت تا از اوضاع
    شهر را برای آنها خبر بياورد. نزديك ساعت 10 صبح برگشت و به بهلول گفت
    : مأموران فهميده اند كه شما كشته نشده ايد و همه خانه ها را برای پيدا
    كردن شما می خواهند تفتيش كنند. بهلول به همراهان خود گفت: كه شما به مردم
    بپيونديد و من هم با كمك اين زن از مشهد خارج می شوم. آن زن هم بهلول را
    از كوچه های مشهد گذراند و به صحرا رساند و سپس قريه ای را به او نشان
    داد كه مكان امنی برايش بود و مردمش دوستار بهلول بودند .بهلول به آن قريه
    می رود و پس از آن به افغانستان مسافرت می كند.

    در بين راه افغانستان به شهرهايی می رسد كه در هر كدام از آنها خاطراتی

    دارد و چون در اينجا به طور كلی و خلاصه شده به خاطرات بهلول اشاره می
    شود نمی توان آنها را بيان كرد. (مراجعه شود به كتاب خاطرات سياسي بهلول)



  13. صلوات ها 5


  14. #7
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    1,538
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    44
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    15416



    بهلول در افغانستان و تصميم دولت افغانستان در باره او

    به محض ورود بهلول به افغانستان استاندار هرات مطلع شد و دستور داد كه

    بهلول را به خانه سرمنشی استاندار ببرند و تحت مراقبت قرار دهند. استاندار
    هرات پس از اين كار ورود بهلول را به كابل- مركز افغانستان- اطلاع داد و
    كسب تكليف كرد. پس از 40 روز به استاندار دستور رسيد كه بهلول را به كابل
    بفرستد.

    در كابل دولت تصميم گرفت بهلول را به ايران تحويل ندهد، ولی او را زندانی

    كند تا نتواند كارها و اقداماتی كه در ايران عليه حكومت انجام داده بود
    در افغانستان هم انجام بدهد. بهلول به مدّت 4 سال از عمر خود را در زندان
    انفرادی گذراند
    و كار و سرگرميش جوراب بافی و سرودن شعر شده بود كه در
    آن دوران تقريباً صد هزار بيت شعر سرود و چون اجازه نداشت كه از قلم و
    كاغذ استفاده كند همه اشعارش را حفظ كرد.


  15. صلوات ها 6


  16. #8
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    1,538
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    44
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    15416



    آغاز يك حركت بزرگ جهت براندازی پهلوی

    بعد از اين جريان شيخ بهلول برنامه دراز مدتی را برای ادامه مبارزه خود
    در نظر گرفت و تصميم داشت در اولين قدم به تمام شهر های ايران

    سفر كند و با سخنرانی هايش مردم را برای يك انقلاب بزرگ آماده كند . شيخ
    بهلول چون نمی خواست كه به همسرش آسيبی برسد

    بعد از مشورت با خود او ، او را طلاق داد و بعد از آن با خيال راحت به
    مبارزه با دولت پهلوی پرداخت.


  17. صلوات ها 4


  18. #9
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    1,538
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    44
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    15416




    _____________________

    تبليغ عليه دولت در شهرهای ايران


    شيخ بعد از طلاق دادن همسرش به تقاضای خواهرش او را به كربلا برد.در اين
    سفر كه رفت و برگشتش ده ماه به طول انجاميد برای مردم

    شهر های بين راه (به جز اصفهان و شيراز ) منبر می رفت و
    روشن گری می نمود. در اصفهان و شيراز هم كه به منبر نرفت به

    خاطر اهميت سياسی اين دو شهر بود و او می ترسيد كه او را دستگير كنند و
    خواهرش بی سر پرست بماند


    _____________________


  19. صلوات ها 4


  20. #10
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    1,538
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    44
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    15416



    _____________________


    مبارزات شيخ در اصفهان و شيراز
    شيخ بهلول بعد از بردن خواهرش به كربلا و بر گرداندن او به گناباد، به
    اصفهان رفت و بر ضد رضا شاه سخنرانی كرد شهربانی درصدد
    جلوگيرِی از سخنرانی های بهلول برآمد ولی در اثر اعتصابهای شديد مردم
    مجبور شد منبر بهلول را آزاد كند. وی بعد ازاصفهان برای
    سخنرانی به شيراز رفت و در آنجا هم با مخالفت شهربانی مواجه شد و چند بار
    هم قصد داشتند علامه بهلول را دستگير كنند كه به علّت
    ترتيباتی كه او برای محافظت ازخود گرفته بود موفق به اين كار نشدند. شيخ
    بهلول بعد از شيراز به يزد،كرمان و تمامی شهرهای جنوب و
    غرب ايران مثل كرمانشاه،همدان،نهاوند وتويسركان و .... مسافرت كرد و در
    هر شهر با اتفاقاتی مانند اتفاقات اصفهان و شيراز روبرو شد.
    او قصد داشت كه با اين سفرها خود را به تمام مردم معرفی كند تا بتواند
    در مقابل دولت قيام رسمی كندو برای همين تمام شهر
    های جنوب و غرب ايران را با خود همراه كرد ولی هنوز با قسمت های شمال و
    شرق كشور آشنايی نداشت كه واقعه مسجد گوهرشاد
    رخ داد و اگر اين اتّفاق نمی افتاد او می توانست با همراه ساختن همه مردم
    ايران دست به قيام بزند و دولت پهلوی را منقرض كند ولی
    بنا به گفته شيخ بهلول : خدا خواسته بود كه رذالت دولت بر مردم ايران
    كاملاً ظاهر و امتحان مردم هم كامل شود و بعد از آن دولت

    پهلوی به دست امام خمينی منقرض شود.


  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود