جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خیانت به حضرت موسی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    327
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1147

    خیانت به حضرت موسی




    يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَكُونُوا كَالَّذينَ آذَوْا مُوسى‏ فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قالُوا وَ كانَ عِنْدَ اللَّهِ وَجيهاً (احزاب 69) اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد، مانند كسانى مباشيد كه موسى را با اتهام خود آزار دادند، و خدا او را از آنچه گفتند مبرّا ساخت و نزد خدا آبرومند بود.
    می خوام بدونم این داستان مربوط به کجاست؟ اگر ممکن است داستانش را کامل برایم بنویسید و خلاصه نویسی نباشد لطفا
    ممنونم
    ویرایش توسط رحیق مختوم : ۱۳۹۱/۰۶/۲۲ در ساعت ۱۷:۴۶
    کاکه موسلمان خه وتن هه تاکه ی
    گوی نه دان به دین سر ه وتن تاکه ی
    مامه له ی کالای مه عریفت و دین
    سه یری سه یرانگای بی گول و په رژین
    هه تا که ی ئه بی ده مارت ببرن
    به رگی زیرینی حه یات دادرن
    با هه مو ساتی تیفکرین به دل
    تامه و داماوه و نه چوینه ته گل
    بزانین بو چی دروس کراوین
    به بنی ئاده م بو ناو براوین

  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    ثقلین : ذوالقرنین
    نوشته
    1,610
    حضور
    25 روز 16 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    21
    آپلود
    0
    گالری
    36
    صلوات
    3100



    ترجمه جوامع الجامع، ج‏5، ص: 156
    لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسى‏ شما مانند مردمانى كه موسى را اذيت كردند نباشيد. برخى از مفسّران گويند: اين آيه درباره زيد و زينب و سخنانى كه بعضى از مردم درباره او مى‏گفتند نازل شده است.
    برخى ديگر گويند: درباره اذيتهاى حضرت موسى عليه السلام است. و از جمله اذيّتها داستان «مومسه» زن بدكارى است كه «قارون» او را وادار كرد كه موسى را متّهم به زنا با خودش كند. و پاره‏اى گويند: مقصود آن هنگامى است كه موسى و هارون به كوه رفته بودند و هارون فوت كرد، بنى اسرائيل موسى را متّهم به قتل او كردند. فرشتگان جنازه او را آوردند و به بنى اسرائيل نشان دادند تا بفهمند كه او مرده است و كشته نشده است. و پاره‏اى ديگر گويند: او را به داشتن عيب بدنى، مانند مرض برص و باد فتق متّهم مى‏كردند. و خداوند (به وسايلى) بنى اسرائيل را آگاه كرد كه موسى از تمام اين اتهامات پاك و مبرا است.
    خدایا مرا آن ده که آن به

  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن و عترت علیهم السلام
    نوشته
    845
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3654



    نقل قول نوشته اصلی توسط هوريا شاهويي نمایش پست ها
    يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَكُونُوا كَالَّذينَ آذَوْا مُوسى‏ فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قالُوا وَ كانَ عِنْدَ اللَّهِ وَجيهاً (احزاب 69) اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد، مانند كسانى مباشيد كه موسى را با اتهام خود آزار دادند، و خدا او را از آنچه گفتند مبرّا ساخت و نزد خدا آبرومند بود.
    نقل قول نوشته اصلی توسط هوريا شاهويي نمایش پست ها
    می خوام بدونم این داستان مربوط به کجاست؟ اگر ممکن است داستانش را کامل برایم بنویسید و خلاصه نویسی نباشد لطفا
    ممنونم

    با سلام

    در اينكه منظور از ايذاء موسى ع در اينجا چيست؟ و چرا قرآن آن را به صورت سربسته بيان كرده؟ در ميان مفسران گفتگو است، و احتمالات گوناگونى در تفسير آيه داده‏اند از جمله:
    1- طبق روايتى موسى ع و هارون ع بر فراز كوه رفتند و هارون بدرود حيات گفت، شايعه‏پراكنان بنى اسرائيل مرگ او را به موسى ع نسبت دادند، خداوند حقيقت امر را روشن ساخت و مشت شايعه‏سازان را باز كرد.

    2- چنان كه مشروحا در ذيل آيات اخير سوره" قصص" آورديم" قارون" حيله‏گر براى اينكه تسليم قانون زكات نشود، و حقوق مستمندان را نپردازد، توطئه‏اى چيد كه زن بدكاره‏اى در ميان جمعيت برخيزد و موسى ع را متهم به روابط نامشروع با خود كند كه به لطف الهى نه تنها اين توطئه مؤثر نيفتاد بلكه همان زن به پاكى موسى ع و توطئه قارون گواهى داد.

    3- گروهى از دشمنان موسى ع او را متهم به سحر و جنون و دروغ بستن بر خدا كردند، اما خداوند به وسيله معجزات باهرات او را از اين نسبتهاى ناروا مبرا ساخت.

    4- جمعى از جهال بنى اسرائيل او را متهم به داشتن پاره‏اى از عيوب جسمانى مانند برص و غير آن كردند، زيرا او به هنگامى كه مى‏خواست غسل كند و خود را شستشو دهد هرگز در برابر ديگرى برهنه نمى‏شد، اما روزى هنگامى كه مى‏خواست در گوشه‏اى دور از جمعيت غسل كند لباس خود را بر قطعه سنگى گذاشت اما سنگ به حركت درآمد و لباس موسى را با خود برد، و بنى اسرائيل بدن او را ديدند كه هيچ عيب و نقصى نداشت! 5- بهانه‏جوئيهاى بنى اسرائيل يكى ديگر از عوامل آزار موسى ع بود گاه تقاضا مى‏كردند خدا را به آنها نشان دهد، گاه مى‏گفتند غذاى يك نواخت (من و سلوى) براى ما مناسب نيست، و گاه مى‏گفتند ما حاضر نيستيم وارد بيت المقدس شويم و با" عمالقه" بجنگيم، تو و پروردگارت برويد و آنجا را فتح كنيد تا ما وارد شويم؟

    اما آنچه نزديكتر به معنى آيه است اينست كه آيه شريفه يك حكم كلى و جامع را بيان مى‏كند، زيرا بنى اسرائيل از جنبه‏هاى مختلف موسى ع را ايذاء كردند، ايذاءهايى كه بى شباهت به آزار بعضى از مردم مدينه نسبت به پيامبر اسلام ص نبود، و مانند پخش شايعات و نقل اكاذيب و نسبت ناروايى كه به همسر پيامبر ص دادندو خرده‏گيريهايى كه در مورد ازدواج پيامبر ص با زينب داشتند و مزاحمتهايى كه در خانه او و يا به هنگام صدا زدن نامؤدبانه نسبت به پيامبر ص ايجاد مى‏كردند.(تفسير نمونه، ج‏17، ص: 444)

    علامه طباطبایی نیز در این رابطه می نویسد:

    مراد از اين اذيت مطلق آزارهاى زبانى، و يا عملى نيست، گرچه مطلق آزار پيامبران حرام و مورد نهى است، ولى در خصوص آيه به قرينه جمله" فَبَرَّأَهُ اللَّهُ- خدا تبرئه‏اش كرد" مراد آزار از ناحيه تهمت و افتراء است، چون اين اذيت است كه رفع آن محتاج به تبرئه خدايى است.
    و شايد علت اينكه از بيان آزار بنى اسرائيل نسبت به موسى (ع) سكوت كرد، و نفرموده كه آزارشان چه بوده، مضمون آن حديث را تاييد كند، كه فرمود: بنى اسرائيل اين تهمت را به موسى زدند، كه وى آنچه مردان دارند ندارد، و خدا هم موسى را از اين تهمت تبرئه كرد(ترجمه الميزان، ج‏16، ص: 522)


  7. صلوات ها 9


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    1,278
    حضور
    1 روز 10 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    3932



    در تفسير مجمع البيان نيز چنين آمده:

    منظور آيه شريفه اين است كه از حقوق پيامبران خدا، از جمله بهترين و والاترين آنان حضرت محمد(ص) اين است كه حرمت و شكوه او را پاس داريد، نه اينكه با سخنان ناسنجيده و ناروا او را برنجانيد.


    در اينكه بنى اسرائيل و بهانه‏ جويان و بدانديشان آنان چگونه موسى را رنجاندند، ديدگاه‏ ها يكسان نيست:


    1- به باور گروهى از جمله «ابن عباس» آيه شريفه اشاره به داستان مرگ «هارون» دارد، چرا كه موسى به همراه برادرش «هارون» بر فراز كوهى سر به آسمان كشيده رفتند، و در آنجا بود كه «هارون» جهان را بدرود گفت و موسى را در اندوه خود نشاند؛ امّا بدانديشان اين پندار ناروا را به موسى نسبت دادند كه خود او را كشته ‏اى! آن گاه بود كه خدا گروهى از فرشتگان را براى برداشتن پيكر پاك «هارون» گسيل داشت، و آنان خبر دادند كه «هارون» خود جهان را بدرود گفته است و بدين وسيله دامان موسى را از تهمت آدمكشى پاك و پاكيزه ساختند.
    گفتنى است كه از امير مؤمنان(ع) نيز همين ديدگاه روايت شده است.


    2- امّا به باور گروهى، حضرت موسى بسيار انسان باحيا و آبرومندى بود، به گونه‏اى كه به هنگام شستشوى بدن خويش و يا انجام غسل خلوت مى‏ كرد، و بهانه‏ جويان و بدانديشان اين دروغ را ساختند و پخش كردند كه او در بدن خويش عيب و نقصى دارد و از سلامت و زيبايى اندام بى ‏بهره است، و به همين جهت خويشتن را به هنگام نظافت و شستشو از چشمها نهان مى ‏دارد؛ زمانى كه از آنان پرسيدند، او چه عيب و نقصى دارد؟ به دروغ و ناروا گفتند: او به بيمارى «برص» و يا ناراحتى بيضه و باد فتق گرفتار است.
    پس از اين بافته‏ هاى ظالمانه و نارواى آنان، روزى موسى در گوشه‏اى لباس خود را براى انجام غسل بيرون آورد و روى سنگى نهاد، آن سنگ درغلطيد و لباس وى را برد، او آمد تا لباس خود را برگيرد كه چشم گروهى از بنى ‏اسرائيل بر اندام برهنه او افتاد و ديدند كه او زيباترين و متناسب‏ترين اندام‏ها را دارد؛ و بدين وسيله خدا دروغ و بافته بى ‏اساس آنان را افشا ساخت و موسى را از تهمت‏ هاى آنان پاك و پاكيزه معرّفى نمود.
    گفتنى است كه اين روايت را «ابوهريره» آورده است، امّا گروهى آن را نپذيرفته‏ اند، چرا كه بر موسى كه پيامبر خداست هرگز نزيبد كه بدن خود را به صورت برهنه به مردم نشان دهد، و با اين كار نامناسب نفرت مردم را برانگيزد.


    3- «ابوالعاليه» آورده است كه «قارون» با پرداخت پول به زن بدنامى او را وادار كرد تا در حضور مردم برخيزد و موسى را به داشتن رابطه نامشروع با خود متهم سازد، امّا خداى فرزانه آن حضرت را از آن تهمت رسوا و دروغ سهمگين پاك و پاكيزه معرفى فرمود و دشمنان بدانديش او را رسوا ساخت.


    4- «ابومسلم» آورده است كه: بهانه‏جويان و بدانديشان بنى ‏اسرائيل پس از ديدن معجزه‏هاى نهگانه از موسى، به جاى ايمان به او و راه و رسم آسمانى‏اش، به آن حضرت نسبت جادوگرى و جنون دادند.


    حضرت علامه طباطبايي در شان نزول اين آيه مي فرمايند:


    بهترين وجهى كه ذكر كرده ‏اند اين است كه آيه شريفه اشاره است به تهمت هايى كه به آن جناب در خصوص داستان زيد و زينب زدند، و بعيد نيست كه چنين باشد، چون در روايات بسيارى كه در اين قصه وارد شده، مطالبى است كه با قداست ساحت رسول خدا (ص) مناسبت ندارند.(ترجمه الميزان، ج‏16، ص: 522 )



    ویرایش توسط اندیشمند : ۱۳۹۰/۱۰/۱۶ در ساعت ۱۷:۵۹
    اللهم صل علي محمد و آل محمد

  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,067
    حضور
    36 روز 12 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3948





    به نام یگانه هستی بخش

    با تشکر از دوستانی که در این بحث شرکت کردند.


    اى افرادى كه ايمان آورده‏ايد! مبادا نظير آن افرادى باشيد كه موسى را اذيت و آزار كردند. سوره احزاب،آیه69.

    از اينكه خدا در ميان پيامبران (ع) نام مبارك حضرت موسى را خاطرنشان كرده معلوم مى‏شود: اذيت و آزارهائى كه به پيامبر اسلام (ص) مى‏رسيده نظير اذيت و آزارهائى بوده كه بحضرت موسى مى‏رسيده است. و نيز معلوم مى‏شود: بنى اسرائيل كه خود را در زمره مؤمنان مى‏دانستند حضرت موسى را اذيت و آزار مى‏كرده‏اند. و از جمله آنان (قارون) بوده است. همانگونه كه در اخبار آمده: وى حضرت موسى (ع) را به زنا متهم مى‏نمود.

    و چون بنى اسرائيل كه خويشتن را مؤمن مى‏دانستند سخنان ناروائى در باره موسى مى‏گفتند، و همانگونه كه معروف است: ايرادهاى بنى اسرائيلى به آن بزرگوار مى‏گرفتند لذا خداى سبحان حضرت موسى را از اينگونه اتهامات، تبرئه مى‏كند و مى‏فرمايد (فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قالُوا) نه تنها خدا او را تبرئه مى‏كند. بلكه بالاتر از اينها مى‏فرمايد: حضرت موسى نزد خدا وجيه و آبرومند هم هست (وَ كانَ عِنْدَ اللَّهِ وَجِيهاً).


    از جمله اذيت و آزارهائى كه حضرت موسى (ع) از بنى اسرائيل ديد اين بود كه حضرت على بن أبي طالب (ع) مى‏فرمايد. حضرت موسى و هارون (ع) بر فراز كوه رفتند و حضرت هارون در آنجا از دنيا رفت. هنگامى كه موسى برگشت بنى اسرائيل آن بزرگوار را متهم كردند كه تو هارون را به قتل رسانده‏اى! چرا كه هارون ما را از تو بيشتر دوست مى‏داشت، و بيشتر از تو با ما مدارا مى‏كرد.

    هنگامى كه آنان موسى را بدين جهت، متهم و اذيت نمودند. بعد از اين جريان بود كه خداى توانا فرشتگان را مأمور كرد: بدن هارون را حمل نمودند، و بنى اسرائيل به آن مرور كردند. فرشتگان به نحوى در باره موت هارون سخن گفتند كه بنى اسرائيل دريافتند: حضرت هارون از دنيا رفته است.(تفسير آسان، ج‏16، ص147).



  11. صلوات ها 7


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود