جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مرا خفه کن تا عملیات لو نرود!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    علاقه
    برنامه نویسی , هک , طراحی وب
    نوشته
    120
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    439

    مرا خفه کن تا عملیات لو نرود!




    به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، آن چه خواهید خواند روایتی است از فرمانده گردان 412 فاطمه الزهرا(س) از لشکر41 ثارالله. لشکر کارگرزادگان کرمانی ، لشکر پابرهنه های کویر . بی شک با خواندن این خاطره ، عظمت روح و عزت نفس راوی آن نیز بر شما آشکار خواهد شد :
    قبل از عملیات ساعت 4 بعد از ظهر بود. برای استراحت به طور فشرده در یک سنگر خوابیده بودیم. باد می آمد و داخل سنگرها پر از گرد و خاک شده بودیم. حتی دندانها و چشمانمان خاکی بود. از بس خسته بودم سریع خوابم برد. خواب دیدم برادرم شهید علی میرزایی، شهید احمد امینی ، شهیدمحسن باقریان و شهید احمد قنبری در سنگر ما هستند و مثل همیشه چای می خوریم و با لحن همیشگی که مرا دایی محمد صدا می زدند با یکدیگر شوخی می کردیم. حاج احمد گفت: چرا ناراحتی؟ گفتم: همه بچه های کادر زخمی شده اند و رفته اند و من دست تنها هستم.
    مرا خفه کن تا عملیات لو نرود!
    شهید علی عرب
    حاج احمد گفت: ناراحت نباش. ما امشب همه به تو کمک می دهیم. جناح راست را به ما بسپار. اگر نتوانستید عمل کنید کانال را باز می کنیم و از معبر ما بروید. گفتم: شما که شهید شدید. گفت: تو به ما شک داری؟ گفتم : نه سمت راست ما لشکر 25 کربلاست. گفت: ما بین شما و 25 کربلا هستیم. تو ناراحت نباش.
    با من دست دادند و خداحافظی کردند و رفتند. آخرین نفر برادرم علی بود. معاون گردان 410 بود. دست مرا آنقدر تاب داد که جدا شد. درد داشتم و در خواب ناله می کردم. از خواب پریدم.
    دسته ویژه را فرستادیم. من با دسته اول گروهان اول رفتم و محمودی با گروهان بعدی. سینه خیز از خاکریز رفتیم پایین. نزدیک میدان مین بودیم که شعله آتشی بلند شد. بچه های دسته ویژه جلو بودند. به فداکار گفتم: معبر ماست: گفت : بله. همه زمین گیر شده بودند. فداکار گفت: نرو ولی من رفتم. 6-5 متر به میدان مین دیدم معبریست نیم متر فاصله.
    یک نفر را دیدم که افتاده بود. سه تا موشک تو کوله پشتی اش بود. موشکها منفجر شده و به هوا می پریدند. رسیدم کنارش. دستم را روی شکمش گذاشتم دستم فرو رفت. به صورتش دست زدم، سوخته بود. او را شناختم. علی عرب بود. گفتم : علی تویی؟ در حین سوختن گفت: حاجی تو برو. فقط یک چفیه در دهان من بگذار تا خفه شوم و صدایم در نیاید وگرنه عملیات لو می رود.
    تشنه اش بود. گفت اگر آب داری به من بده. اما من هیچوقت قمقمه ای برنمی داشتم. لباسهایش کامل سوخته بود و قمقمه خودش هم داغ شده بود. چفیه را از گردنم باز کردم. با آب قمقمه آن را خیس کردم و در دهانش گذاشتم. صورتش را بوسیدم. آتش خاموش شده بود. التماسم می کرد که بروم . می گفت: معبر لو می رود. اینجا تیر می خوری. برو. گفتم10 دقیقه تحمل کن به امدادگرها می گویم تو را ببرند. و به عقب رفتم. بعد از عرب یک ترکش هم به پهلوی حسین شمسی خورد. عباس تقی پور هم که زخمی شد و بعد در بیمارستان شهید شد. در این مدت، فداکار بچه ها را برده بود پشت معبر. زود خط را سر و سامان دادیم. وقتی داشتیم می رفتیم حاج قاسم بی سیم زد. گفتم: خط شکسته شد. گفت: آفرین حاج محمد! آفرین! یک لحظه غرور مرا گرفت. به زمین نشستم و تو سرم زدم. علی اسماعیلی گفت: چرا تو سرت می زنی؟ گفتم: بچه های مردم زحمت کشیدند، آنها زخمی شدند، کشته شدند، علی عرب در میدان مین سوخت و جان داد. حاج قاسم به من می گوید آفرین...
    راوی: حاج محمد میرزایی

  2. صلوات ها 26


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    علاقه
    برنامه نویسی , هک , طراحی وب
    نوشته
    120
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    439



    کاش منم شهید میشدم :-(

  5. صلوات ها 19


  6. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    علاقه
    گل یاس
    نوشته
    51
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    15
    صلوات
    282



    و لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ (آل عمران آیه169)


  7. صلوات ها 17


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    58
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    426



    خوشا به سعادتشون .
    داستان پسر هند مگر نشنيدي كه از او بر سر اولاد پيمبر چه رسيد پدر او لب و دندان پيمبر بشكست مادر او جگر عم پيمبر بمكيد خود به نا حق حق داماد پيمبر بگرفت پسر او سر فرزند پيمبر ببريد بر چنين قوم چرا لعنت و نفرين نكنيم لعنة الله يزيداً و علي حب يزيد

  9. صلوات ها 13


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    10,199
    حضور
    144 روز 2 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    622
    آپلود
    104
    گالری
    1493
    صلوات
    93054



    نقل قول نوشته اصلی توسط mr.programmer نمایش پست ها
    فقط یک چفیه در دهان من بگذار تا خفه شوم
    رقص طوفان
    من طلبنی وجدنی
    و من وجدنی عرفنی
    و من عرفنی احبّنی
    و من احبّنی عشقنی
    و من عشقنی عشقه
    و من عشقه قتله


    عاقبت مدفن ما دشت بلا خواهد شد
    قبله سوم ما کرب و بلا خواهد شد

    برف سهل است اگر سنگ ببارد هر شب
    مجلس گرم عزاي تو به پا خواهد شد


    یا حسین


  11. صلوات ها 13


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    اینترنت ، موسیقی
    نوشته
    1,453
    حضور
    20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    21
    صلوات
    8532



    سلام


    شیر مردان پارسی

    ایرانی یعنی غیرت
    ایرانی یعنی همت
    ایرانی یعنی ناموس پرست
    ایرانی یعنی یک یاعلی
    ایرانی یعنی یک یاحسین
    -+- ما هم تهران رو آره -+-

    سایت قرآن آنلاین + ترجمه فارسی
    wWw.Quran14.TK


  13. صلوات ها 14


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    حضرت زهرا(س)،شهادت،شهدا،اهل بیت،هیئت
    نوشته
    1,018
    حضور
    4 روز 22 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    9134



    واقعا شهید شدن لیاقت میخواهد که امیدوارم نصیب ما هم بشود

    برای شادی روح شهدا صلوات

    امام زمان (عج) فرمودند: برای فرج زیاد دعا کنید ، چرا که این زیاد دعا کردن خود فرج و گشایش کار شماست
    حی علی المهدی (عج)
    خدایا به مادرانمان و خواهرانمان بصیرت ، عفت و حجاب فاطمی عنایت کن
    اشهد ان فاطمة الزهرا عصمة الله کبری و حجة الله الحجج

  15. صلوات ها 12


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود