صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: فاعتبروا !!!(کارشناس:پیام)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    8
    حضور
    8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    83

    فاعتبروا !!!(کارشناس:پیام)




    بسم الله الرحمن الرحیم

    مرحوم حضرت آیت الله شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی حدیثی را از حضرت مولا بدینگونه نقل می فرمودند که :حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در اوصاف " سگ" می فرمایند:


    طوبی لمن عیشه کعیش الکلب، ففیه عشرة خصال فینبغی ان یکون کلها للمؤمن
    خوشا بحال کسی که زندگیش چون زندگی سگ باشد. در این حیوان ده خصلت است که مومن به داشتن آنها سزاوار است
    الاول: لیس له مقدار بین الخلق و هو حال المساکین

    اول: آنکه سگ را در میان مردمان قدری نیست و این حال مسکینان است


    الثانی: ان یکون فقیرا لیس له مال و لا ملک و هو صفة المجردین

    دوم: آنکه مالی و ملکی ندارد و این همان صفت مجردین است - مجردین یعنی کسانی که به مقام تجرد نائل شده اند و از همه چیز و همه کس حتی خود فارغ شده اند


    الثالث: لیس له مأوی معلوم و الارض کلها له بساط و هو من علامات المتوکلین

    سوم: آنکه او را خانه و لانه ای معین نیست و همه زمین بساط اوست و این علامت متوکلان است.



    الرابع: ان یکون اکثر اوقاته جائعا و هم من دأب الصالحین

    چهارم: آنکه اغلب اوقات گرسنه است و این عادت صالحان است



    الخامس: إن ضربه صاحبه مأة جلدة لا یترک بابه و هو من علامات المریدین

    پنجم: آنکه اگر صد تازیانه از صاحب خود بخورد در خانه او را رها نمی کند و این صفت مریدان است.


    السادس: لا ینام من الیل الا الیسیر و ذلک من اوصاف المحبین

    ششم: آنکه شب هنگام بجز اندکی نمی خوابد و این از اوصاف محبین است


    السابع: انه یطرد و یجفی فیجیب و لا یحقد و ذلک من علامات الخاشعین

    هفتم: آنکه رانده می شود و جفا می بیند لکن چون بخوانندش بدون دلگیری باز می گردد و این از علامات خاشعین است



    الثامن: رضی بما یدفع صاحبه من الاطعمة و هو حال القانعین

    هشتم: آنکه به اضافه طعام صاحبش راضی است و این حال قانعین است



    التاسع: اکثر عمله السکوت و ذلک من علامات الخائفین

    نهم: آنکه بیشتر اوقاتش خاموش است و این از علامات خائفین است



    العاشر: اذا مات لم یبق منه المیراث و هو حال الزاهدین

    دهم: آنکه چون بمیرد میراثی بجای نگذارد و این حال زاهدان است



    منابع:
    نشان از بی نشانها، چاپ هجدهم، ج اول، ص 310کتاب در ثمین و ماء مَعین چاپ دوم صفحه 457 ـ تالیف آیت الله سید مجتبی حسینی میر صادقی زنجانی و کتاب لئالی الاخبار ج 5 – ص 387- 388تحریر المواعظ العددیة، ص: 552
    وَ كَانَ نَقْشُ خَاتَمِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع عَلِمْتَ فَاعْمَل‏

    نقش خاتم امام حسين- عليه السّلام- چنين بود: دانستی پس عمل ‏كن

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    بزرگوار بنده در باره ی این مطلب در سایت دیگری بعد از مباحث بسیار اثبات نمودم که سند این مطلب فاقد اعتبار است ومعصوم (ع) امکان ندارد که زندگی واوصاف سگی را بر ای شیعیان خود نه تنها بپسندد بلکه بگوید خوش به حال کسی که زندگیش چون سگ باشد

    عزیزان لینک مطلب را به زودی خدمتتان خواهم داد با ذکر منابع معتبر

    حق یارتان
    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۹۰/۱۰/۰۵ در ساعت ۱۸:۴۹

  5. صلوات ها 11


  6. #3

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    دوستان بزرگوار میتوانند نتیجه ی مطلب فوق را دراین لینک به طور کامل پی گیری نمایند

    درس هایی از صفات نیک حیوانات !


    حق یارتان

  7. صلوات ها 9


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    فاعتبروا  !!!(کارشناس:پیام)سلام گرامی

    این منبع خودش از کدام منبع نقل کرذه؟چقدراعتبار دارد؟ کسی در این سایت اعتبار این حدیث را از طرف علماءشیعه میداند؟

    چند نکته در باره ی این مقولات منتسب به علی (ع):

    طبق این مطلب حضرت فرموده اند که خوش به حال کسی که زندگی اش مثل سگ باشد! که مومن به داشتن ان سزاوارتر است!!!!

    1-یعنی نعوذا" بالله طبق این مطلب از زبان ایشان علی به عنوان امیر مومنان را باید امیر سگ زیان معرفی کرد؟ والله از علی بعید است باان قرَائی وسخنوری این نزول کلام!!!

    2- سگ را در میان مردمان قدری نیست. علی خود امیر مومنان بودوما هم مردمیم
    اورا در میان ما بسیار ارج وقدر است !پس تکلیف ایمان علی با این همه عاشق ولایتش چیست؟

    3-امام باقر (ع) وامام صادق (ع) و...امام وپیشوایان مومنینی هستند که هم مال داشتند وهم ملک ونعوذا" بالله هرگز شبیه به سگ زندگی نکردند که به ایشان مومن بگویند

    گرسنگی ومشقت در کجای دین توصیه شده؟/؟؟؟ البته مثل یک انسان«نیت» کردن وروزه گرفتن با این مطلب کلی متفاوت است!!

    4و5و6.......!!!!

    7-خاشع کسی است که اگر ازطرف هرکس به او جفا شود ورانده شود چون بخوانندش بدون دلگیری باز میگردد؟عجب !! یا علی مدد!!! پس بخوانیدامام زمانتان را !!!پس چرا او رخ در پرده ی حجاب برده؟ نعوذا" بالله او مومن وخاشع نیست یاما جفاکار به ایشان نیستیم؟یا شاید ایشان از سرخوشی رخ از ما برگرفتندو محروممان کردند(البته با فرمان همان خدای مومنان؟!!!)
    یا پیدا کن قبر فاطمه ی زهرا را ؛نعوذا" بالله او مومن نیست که با فریاد یازهراها باز قبرش مخفی است یا مابا رفتارمان اورا از خود نرانده ایم.

    8-چنین رازق رحمانی ؛ که خلقت را با تمام نعمتهایش به صرف اینکه بنده ی اوییم متواضعانه در اختیارمان نهاده به صاحبی که پس مانده ی غذایش را به سگش میدهد تشبیه میکنند ( انهم کسی مثل علی)که سخنش میان کلام خدا وکلام خالق است.

    وسگ در این قضیه قانع شمرده شده نه جانم این اقا سگه وقتی یک تکه استخوان گیرش بیاید حتی اگر صاحبش قصد کند یک قدم به طرفش بردارد در حمله به صاحبش برای حفظ ان استخوان تردید نمی کند و کسی مثل علی توصیه کرده که اگرمومن هستی باید مثل سگ باشی ؟؟؟!!!

    و.... وای بر ما با این احادیث!! کجاییم !!؟ انوقت دم میزنیم وهابیون نام علی را میخواهند محو کنند؟ والله انان بهتر در مورد علی عمل میکنند روی سخنم خدای نکرده توهین به راوی مطلب در سایت نیست شاید در مواردی بنده اشتباه میکنم که امیدوارم مرتفع شود. البته بنده این کتابها را نخوانده ام اما در کتابهای معتبر حدیث و روایات هم بااین مطلب بر نخوردم ولی از هم اکنون دو احتمال میدهم یا روایت جعلی است . یا هدف ومنظور علی چیز دیگری است .

    هر جه در هر کتاب نوشته شد که نباید مورد استناد باشد . عقل هم باید قضاوت کند .
    من متعصبانه به قضیه نگاه نمیکنم بلکه سعی دارم عاقلانه بررسی کنم . که از علی نسنجیده سخن گفتن بعید نیست بلکه محال است. او مومن را جنان توصیف عملی نموده که عالمی را در حیرت برده وانگاه زندگی سراسر ایمانش را نعوذا" بالله به زندگی سگ تشبیه کند .انسانی که مورد سجده ی ملائک بوده صفات سگ را داشته ؟؟؟ خودتان قضاوت کنید که علی هنوز وتا قیامت مظلوم اول است.



    ....................................... حق یارتانفاعتبروا  !!!(کارشناس:پیام)................................. .............


  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنظرانش

    فاعتبروا  !!!(کارشناس:پیام)نقلفاعتبروا  !!!(کارشناس:پیام)فاعتبروا  !!!(کارشناس:پیام)فاعتبروا  !!!(کارشناس:پیام) نوشته اصلی توسط : m.abdangchiفاعتبروا  !!!(کارشناس:پیام)فاعتبروا  !!!(کارشناس:پیام)و اما بررسی نظرات شما بزرگوار.به طور ریز تر.
    البته بنده نظریات خودم را عرض میکنم و منتضر نظرات کارشناسانه شما هستم.
    شما بزرگوار به عنوان یک کارشناس در مورد کتاب شریف (( لئالي الاخبر)) اطلاعات بیشتری از بنده دارید. منبع این حدیث از این کتاب است. لطفا به انجا مراجعه بفرمایید و سپس در مورد سلسله راویان و صحیح السند بودن ان نظر کارشناسانتان را بنویسید تا ما استفاده کنیم.
    مثل اینکه شما نظرتان را فقط با استناد به کتاب نشان از بی نشان ها فرموده اید فاعتبروا  !!!(کارشناس:پیام)فاعتبروا  !!!(کارشناس:پیام)

    با سلام دوست گرامی... نخیر این سخن در چندین کتاب (حد اقل سه کتابی که من دیدم)
    وجود دارد.... اما
    1- درکتب معتبر وجود ندارد...(کتب معتبر شیعی 4 تاست...( کافی -تهذیب- من لایحضره الفقیه واستبصار)
    2- تازه وجود هر سحنین در این کتب معتبر دلیل بر صحت آن روایت نیست بلکه باید از نظر رجالی تمام اسناد صحیح یا موثق یا حسن باشند.
    3- عرض کردم سند این روایت صحیح نمیباشد ...شما اگر دلیلی بر صحت دارید بنویسید
    موفق باشید

    این متن پاسخ کارشناس محترم جناب حسینی تبار بوده

    حق یارتان
    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۹۰/۱۰/۰۶ در ساعت ۱۱:۳۶

  11. صلوات ها 8


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش



    سلام بردوستان گرامیفاعتبروا  !!!(کارشناس:پیام)


    وبا تشکر از استاد بزرگوارجناب حسینی تبار

    وهمچنین تشکر ازهمه ی دوستانی که بحث را دنبال میکردندقبلا" عرضکردم خدمتتان که همین پرسشهاسبب شادابی وطراوت دین وبحث در این مواردباعث
    رفع ابهام وشفافیت موضوعی اسلام میگرددوهمچنین چون هدف همگی عزت و
    رفعت دینمان است جدال بر سر این عزت شیرین است و نباید خدای نکرده کسی
    احساس کدورت ودلگیری از برادران خود داشته باشد که هدف من وتو نیستیم,
    هدف ما هدف مشترک رسیدن به فله است واگر دراین میان پای کسی سر خورد بداند که با طناب اعتقاد به اسلام؛ به نفر قبلی و جلویی متصل است .

    ضمنا"از دوستانی که در این چند روز با پیامهای خصوصی خود بنده را مورد الطاف گوناگون خود قرار دادند هم نشکر میکنم واز پند و نصیحت های بزگوارانه شان سپاسگزارم ولازم میدانم چند مطلب را توضیح دهم:
    اولا" این یک موضوع شخصی نبود حرف سر یک اعتقاد بودوان هم میزان اعتبار کلامی بود که به معصوم ؛انهم معصومی چون علی نسبت داده میشدو شایدعده ای ان را ملاک قرار داده وبازگو میکردندومورد استناد هم قرار میگرفت.ازبنده خرده گرفته میشد که اگر تو اشتباه کنی چنین و چنان ! بزرگواران کسیکه چند سال درس
    دینی خوانده وجسم وروحش را فدای اعتقادش کرده با اولین نگاه متوجه میشود که این کلام معشوق است یا کلام معصوم ویا کلام مزموم ویا کلام مسموم بنده یا سایراساتید گرامی نه قصد توهین به کسی را داریم وته قصد گرفتن وقت کسی را
    ماموریم در حوزه ی تخصصی ازدینمان با علممان محافظت کنیم بنده با اولین نگاه بر متن با اطمینان 99درصددانستم که این کلام معصوم نیست چرا که با ویژگیهای این کلام به خوبی اشنا بودم اما احتیاط کردم برای همان یک درصد.واکنون هم میدانم دوست گرامی ما از سر مهربه اسلام وبه دلیل استنادبه مدارک موجود مطلب را پذیرفته بودندوسایر دوستان نیز به همین دلیل تعصب به خرج میدادند .

    یک سوال از همه ی دوستانی که به هر نحو بنده را شماتت کردند اگر این دوست گرامی مطلب را از زبان خودش مینوشت عکس العملشان چه بود؟ هر سخنی را ازظاهر اراسته اش نباید پذیرفت دین یک مسئله ی اعتقادی است باید اشد احتیاط شود که اگر اعتقاد صدمه دید کار انسان تمام است برای دوستان در پاسخ پیام هایشان نوشتم که اگر در جمع به بتده سیلی میزدنداینقدر دلگیر نمیشدم که از مظلومیت علی دلگیر میشوم .به هر حال اگر تند خویی کردم از همه ی دوستان طلب عفو دارم.همچنین از اساتید محترم سایت نیز طلب عفو میکنم که درغیابشان احساس مسئولیت کردم وقصد جسارت نداشتم وتا الان هم صبر کردم در پاسخ نهایی که رسم ادب به جا اورده باشم.


    واما اولین استعلام بنده برای صحت حدیث:

    این مطلب؛حدیث یا روایتی به خصوص از قول امیر مومنان علی (ع) نمیباشد. تنها کتابی که ازنظر اعتبار میتوان انرا مورد نقد قرار داد
    کتاب تحریرالوارد است که بامتنی عربی در فصل الزهادازقول انس ابن مالک این صفات را برای کسی که قصد زهد دارد اورده شده.
    توضیح اینکه فرقه ای ازصوفیان جهت ارتقاء حالات روحی به پیروان خودپیشنهاداتی در جهت افراط وتفریط در دین داشتندکه مورد تایید شیعه نیست وانچه شیعه میپذیرد: نص صریح قران- سنت پیامبر(ص)و سیره ی معصومین(ع)که از طریق روایات صحیح از رجال واجد شرایط(عاقل - عامل -اگاه - مومن - وصادق)که مورد تایید واجماع علماء اعلم باشدپذیرفتنی است.

    برای استعلام متن بالا 2روز مرکز تحقیقات دینی با بنده همکاری کردند که از ایشان کمال تشکر را دارم. وجهت هرگونه رفع ابهام
    دینی واین مطلب شماره ی تلفن این مرکز را در اختیارتان قرار میدهم

    مرکزملی اطلاعات دینی (قم) بخش حدیث و روایات (تلفن رایگان)
    09640

    جق یارتان

    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۹۰/۱۰/۰۵ در ساعت ۱۹:۳۹

  13. صلوات ها 7


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    سلام گرامیفاعتبروا  !!!(کارشناس:پیام)

    کتاب مذکور از لحاظ اعتبار نزد شیعه مورد قبول است وبه عنوان سند پذیرفته شده یعنی کتابهای دیگر باید به کتابهای سند مرجع برای ادعایشان مراجعه کنند.
    ومیبینید که کتابهای معرفی شده که به انها استناد کردید چون مرجع اعلام نکردند دچار اشتباهاتی در مورد راوی مطلب شده اند.که قطعا"به دلیل کم اطلاعی مولف بوده.البته کتاب مذکور جزو کتابهای حدیث نیست
    بلکه همانطور که از نامش پیداست ازاوراد ( ورد یا ادعییه عارفان)میباشد

    حق یارتان
    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۹۰/۱۰/۰۵ در ساعت ۱۹:۳۸

  15. صلوات ها 7


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    علاقه
    منطق ، ریاضی ، متا فیزیک ، فلسفه
    نوشته
    33
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    119



    نقل قول نوشته اصلی توسط محی الدین14 نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم

    مرحوم حضرت آیت الله شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی حدیثی را از حضرت مولا بدینگونه نقل می فرمودند که :حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در اوصاف " سگ" می فرمایند:


    طوبی لمن عیشه کعیش الکلب، ففیه عشرة خصال فینبغی ان یکون کلها للمؤمن
    خوشا بحال کسی که زندگیش چون زندگی سگ باشد. در این حیوان ده خصلت است که مومن به داشتن آنها سزاوار است
    الاول: لیس له مقدار بین الخلق و هو حال المساکین

    اول: آنکه سگ را در میان مردمان قدری نیست و این حال مسکینان است


    الثانی: ان یکون فقیرا لیس له مال و لا ملک و هو صفة المجردین

    دوم: آنکه مالی و ملکی ندارد و این همان صفت مجردین است - مجردین یعنی کسانی که به مقام تجرد نائل شده اند و از همه چیز و همه کس حتی خود فارغ شده اند


    الثالث: لیس له مأوی معلوم و الارض کلها له بساط و هو من علامات المتوکلین

    سوم: آنکه او را خانه و لانه ای معین نیست و همه زمین بساط اوست و این علامت متوکلان است.



    الرابع: ان یکون اکثر اوقاته جائعا و هم من دأب الصالحین

    چهارم: آنکه اغلب اوقات گرسنه است و این عادت صالحان است



    الخامس: إن ضربه صاحبه مأة جلدة لا یترک بابه و هو من علامات المریدین

    پنجم: آنکه اگر صد تازیانه از صاحب خود بخورد در خانه او را رها نمی کند و این صفت مریدان است.


    السادس: لا ینام من الیل الا الیسیر و ذلک من اوصاف المحبین

    ششم: آنکه شب هنگام بجز اندکی نمی خوابد و این از اوصاف محبین است


    السابع: انه یطرد و یجفی فیجیب و لا یحقد و ذلک من علامات الخاشعین

    هفتم: آنکه رانده می شود و جفا می بیند لکن چون بخوانندش بدون دلگیری باز می گردد و این از علامات خاشعین است



    الثامن: رضی بما یدفع صاحبه من الاطعمة و هو حال القانعین

    هشتم: آنکه به اضافه طعام صاحبش راضی است و این حال قانعین است



    التاسع: اکثر عمله السکوت و ذلک من علامات الخائفین

    نهم: آنکه بیشتر اوقاتش خاموش است و این از علامات خائفین است



    العاشر: اذا مات لم یبق منه المیراث و هو حال الزاهدین

    دهم: آنکه چون بمیرد میراثی بجای نگذارد و این حال زاهدان است



    منابع:
    نشان از بی نشانها، چاپ هجدهم، ج اول، ص 310کتاب در ثمین و ماء مَعین چاپ دوم صفحه 457 ـ تالیف آیت الله سید مجتبی حسینی میر صادقی زنجانی و کتاب لئالی الاخبار ج 5 – ص 387- 388تحریر المواعظ العددیة، ص: 552


    این ها برای سگ باعث تحقیر است ولی برای انسان باعث بزرگی است
    عیدمون مبارک. سال خوبی داشته باشیم.

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    8
    حضور
    8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    83



    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام و احترام خدمت جناب طه


    بحث هایی را که لینک فرموده بودید در سایت اسک قرآن مطالعه کردم. از زحماتی که کشیده اید متشکرم.


    آنچه به نظر حقیر می رسد ، این است که اشکالات یک شی یا موجود نباید ما را از بهره گیری از محسنات آن باز بدارد. شاید در درجه اول کسی بگوید سگ نجس است و انسان لیاقت مقایسه با سگ را ندارد ولی با نگاهی به ابتدای متن مشارالیه می بینیم که غرض پند گیری از صفات نیکی است که سگ دارد.


    برای مثال همه می دانیم یکی از صفات سگ وفاداری است به صاحبش ، حال آیا این بد است که ما نسبت به پروردگارمان وفادار باشیم؟


    من بعد از شنیدن این روایت به این فکر فرو رفتم در آن روایتی که حضرت موسی ع از جانب خدا مامور شده بودند که موجودی پست تر از خود را به میقات بیاورند ، ای بسا همین صفات نیک سگ باعث شده است که حضرت موسی ع از بردن آن سگی که وضع ظاهری و جسمی خوبی هم نداشته بپرهیزند !

    به هر حال در بحثی که صورت داده بودید ، طرف مقابلتان هم پاسخهایی را قید فرموده بودند که برای خالی نبودن عریضه آنرا ذکر می کنم ، و فکر می کنم جوابها واضح باشد و کلامی برای بحث بیشتر باقی نمی گذارد.



    جواب یکی از مراکز پاسخ گویی که کارشناس محترم ((fatememeshkat)) فرموده بودند به قرار زیر است.

    پاسخ مرکز ملی پاسخ گویی به سوالات دینی



    (((با سلام و عرض ادب

    بر اساس آنچه كه ما جستجو كردیم متأسفانه منبع روایت را نیافتیم ،و منابعی كه شما معرفی نموده اید منابع دست اول نمی باشند ، احادیث را باید از منابع دست اول جستجو كرد .

    اما در هر صورت مضمون این روایتی كه شما نقل فرموده اید ، منافاتی با دستورات دینی و فقهی ما ندارد ، به دلیل اینكه تمامی صفاتی كه در این روایت ذكر شده است دقیقا دستورات قرآن كریم می باشد.

    خشوع و خضوع ، خوف و رجاء ، شب زنده داری ، قناعت ، حب و ... از صفات ارزنده ای است كه در دین دارای اهمیت بسزایی است . لذا این حدیث اگر چه صدورش از معصوم یقینی نیست ( آنگونه كه ما یافتیم) اما مضمونش منافاتی با روایات ندارد.

    موفق باشید
    )))


    با اهداء سلام و آرزوي موفقيت براي شما
    از حسن اعتماد شما نسبت به مؤسسه و بخش پاسخ به سؤالات بسيار قدرداني و تشكر مي نماييم.

    بطور کلي بايد بدانيد که احاديث لئالي الاخبار از نظر علماي رجال توثيق کامل ندارند. اما برخي احاديث بنابر اينکه مضمون غلطي ندارند قابل قبول اند که به وثوق مضموني مشهور است يعني مثلا درباره همين حديث ما حديث ديگري از معصوم (ع) داريم که هرچه مي بينيد براي شما موعظه دارد (امام کاظم (ع)) پس چه اشکالي دارد که از رفتار سگ اين مطالب را بياموزيم. چنانکه در حديث ديگري از خصال شيخ صدوق (ره) آمده از سحرخيزي خروس درس بگيريد.
    بنابر اين خودتان را زياد درگير نکنيد. مفهوم آن قابل قبول است و هيچ راهي براي اهانت به امام علي (ع) ندارد. کساني که اين عبرت گرفتن را نمي فهمند از آموزشهاي قرآن و ائمه بي خبرند.
    اگر نياز به اطلاعات دقيق تر داريد مي توانيد با مرکز دارالحديث تماس بگيريد و پاسخ کامل تري دريافت کنيد.
    02517783030



    ویرایش توسط محی الدین14 : ۱۳۹۰/۱۰/۰۶ در ساعت ۰۹:۲۱
    وَ كَانَ نَقْشُ خَاتَمِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع عَلِمْتَ فَاعْمَل‏

    نقش خاتم امام حسين- عليه السّلام- چنين بود: دانستی پس عمل ‏كن

  19. صلوات ها 5


  20. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8432



    با سلام

    دوستان توجه کنند در مواجهه با اخبار زود قضاوت نکنند ! تقریبا همه مواردیکه در این حدیث آمده با آیات قرآن وروایات دیگر تایید وتقویت میشوند و مخالفتی با کتاب و سنت ندارند .

    مثلا در ستایش گرسنگی :


    نهج: قال أمير
    المؤمنين عليه السلام في بعض خطبه: وإن شئت قلت في عيسى بن مريم عليه السلام، فلقد
    كان يتوسد الحجر، ويلبس الخشن، وكان إدامه الجوع، وسراجه بالليل القمر، وظلاله
    في الشتاء مشارق الارض ومغاربها، وفاكهته وريحانه ما تنبت الارض للبهائم، ولم تكن
    له زوجة تفتنه، ولا ولد يحزنه، ولا مال يلفته، ولا طمع يذله، دابته رجلاه، وخادمه
    يداه.


    17 - ارشاد القلوب: قال عيسى عليه السلام: خادمي يداي، ودابتي رجلاي، وفراشي الارض،
    ووسادي الحجر، ودفئي في الشتاء مشارق الارض، وسراجي بالليل القمر، و إدامي الجوع،
    وشعاري الخوف، ولباسي الصوف، وفاكهتي وريحانتي ما أنبتت الارض للوحوش والانعام،
    أبيت وليس لي شئ، وأصبح (1) وليس لي شئ، وليس على وجه الارض أحد أغنى مني.


    معانی الاخبار: أبي، عن سعد، عن البرقي، عن علي بن حديد، عمن ذكره، عن أبي عبد
    الله عليه السلام قال: قال عيسى بن مريم عليه السلام في خطبته قام لها (4) في بني
    إسرائيل: أصبحت فيكم وإدامي الجوع، وطعامي ما تنبت الارض للوحوش والانعام، وسراجي
    القمر، و فراشي التراب، ووسادتي الحجر، ليس لي بيت يخرب، ولا مال يتلف، ولا ولد
    يموت، ولا امرأة تحزن، أصبحت وليس لي شئ، وأمسيت وليس لي شئ وأنا أغنى ولد آدم.


    وقال عليه السلام: " إن بين الركن والصفا قبور سبعين نبيا
    ما ماتوا إلا بضر الجوع والقمل "

    المكارم: قال رسول الله صلى الله
    عليه وآله: نور الحكمة الجوع، والتباعد من الله الشبع والقربة إلى الله حب
    المساكين، والدنو منهم، وقال صلى الله عليه وآله: لاتميتوا القلوب بكثرة الطعام
    والشراب، فان القلوب تموت كالزروع إذا كثر عليها الماء، وقال صلى الله عليه وآله:
    لا تشبعوا فتطفئ نور المعرفة من قلوبكم، ومن بات يصلي في خفة من الطعام بات الحور
    الطين حوله (3). 8 - مجالس الصدوق: عن أبيه عن سعد بن عبد الله عن إبراهيم بن هاشم
    عن عبيد الله الدهقان عن درست عن عبد الحميد بن عواض عن موسى بن جعفر عن آبائه
    عليهم السلام قال: قال رسول الله صلى الله عليه وآله: الاكل على الشبع يورث البرص
    (4).
    دعوات الراوندي: قال النبي صلى الله عليه وآله: إياكم والبطنة، فانها مفسدة للبدن
    ومورثة للسقم، ومكسلة عن العبادة، وروي من قل طعامه صح بدنه، وصفا قلبه، ومن كثر
    طعمه سقم بدنه وقسا قلبه.


    ومنه: عن أبيه عن محمد بن القاسم عن الحسين بن المختار عن أبي عبد الله عليه
    السلام قال: إن البطن إذا شبع طغى (1). 24 - ومنه: عن أبيه عن محمد بن عمرو عن بشير
    الدهان أو عمن ذكره عنه قال: قال أبو الحسن عليه السلام: إن الله يبغض البطن الذي
    لا يشبع (2). 25 - ومنه: عن محمد بن علي عن وهب بن حفص عن أبي بصير عن أبي عبد الله
    عليه السلام قال: قال لي: يا أبا محمد إن البدن ليطغى من أكله، وأقرب ما يكون العبد
    من الله إذا ما جاع بطنه، وأبغض ما يكون العبد إلى الله إذا امتلا بطنه (3). 26 -
    ومنه: عن بكر بن صالح عن جعفر بن محمد الهاشمي عن أبي جعفر العطار قال: سمعت جعفر
    بن محمد يحدث عن أبيه عن جده عن رسول الله صلى الله عليه وآله قال: قال جبرئيل في
    كلام بلغنيه عن ربي: يا محمد وأخرى هي الاولى والآخرة، يقول لك ربك: يا محمد ما
    أبغضت وعاء قط إلا بطنا ملآن (4). بيان: " وأخرى " أي نصيحة اخرى هي الاولى بحسب
    الرتبة لشدة الاهتمام بها، والآخرة بحسب الذكر، والاصوب للاولى كما سيأتي أي تنفع
    في الدنيا والآخرة. 27 - المحاسن: عن الحسن بن الحسين اللؤلوئي عن محمد بن سنان عن
    أبي الجارود عن أبي جعفر عليه السلام قال: ما من شئ أبغض إلى الله عزوجل من بطن
    مملوء (5). 28 - ومنه: عن اليقطيني عن الدهقان عن درست عن عبد الله بن سنان عن أبي
    عبد الله عليه السلام قال: الاكل على الشبع يورث البطن (6). 29 - ومنه: عن محمد بن
    علي عن محمد بن سنان عمن ذكره عن أبي عبد الله عليه السلام قال: كل داء من التخمة
    ما خلا الحمى فانها ترد ورودا (7

    عدة الداعي: روي عن النبي صلى الله عليه
    وآله: على كل قلب جاثم من الشيطان فإذا ذكر اسم الله خنس وذاب، وإذا ترك ذكر الله
    التقمه الشيطان فجذبه وأغواه واستزله وأطغاه.

    (عليه السلام) " أن النبي (صلى الله عليه وآله)، سأل ربه ليلة المعراج فقال: أي رب الاعمال أفضل ؟ - إلى أن قال - قال: يا أحمد، وعزتي وجلالي، ما من عبد ضمن لي بأربع خصال إلا أدخلته الجنة: يطوي لسانه فلا يفتحه إلا بما يعينه، ويحفظ قلبه من الوسواس، ويحفظ عمله ونظري إليه، وتكون قرة عينه الجوع: يا أحمد، لو ذقت حلاوة الجوع والصمت والخلوة، وما ورثوا منها ! قال: يا رب، ما ميراث الجوع ؟ قال: الحكمة، وحفظ القلب، والتقرب إلي، والحزن الدائم، وخفة المؤونة بين الناس، وقول الحق، ولا يبالي عاش بيسر أو بعسر: يا أحمد، هل تدري بأي وقت يتقرب العبد إلى الله ؟ قال: لا يا رب، قال: إذا كان جائعا، أو ساجدا، يا أحمد، إن العبد إذا جاع بطنه وحفظ لسانه، علمته الحكمة، وإن كان كافرا تكون حكمته حجة عليه ووبالا ".
    [ 19648 ] 14 - عماد الدين الطبري في بشارة المصطفى: عن أبي البقاء ابراهيم بن الحسين البصري، عن أبي طالب محمد بن الحسن بن عتبة، عن أبي الحسن محمد بن الحسين بن أحمد عن محمد بن وهبان، عن علي بن أحمد العسكري، عن أحمد بن المفضل أبي سلمة، عن أبي علي راشد بن علي القرشي، عن عبد الله بن حفص المدني، عن محمد بن اسحاق، عن سعد عن زيد بن ارطاة (1)، عن كميل بن زياد، عن أمير المؤمنين (عليه السلام) في وصية له طويلة - قال: يا كميل، لا توقرن (2) معدتك طعاما، ودع فيها للماء موضعا وللريح مجالا، يا كميل، لا ترفعن يدك من الطعام إلا وأنت تشتهيه، فإذا فعلت ذلك فأنت تستمرئه، يا كميل، صحة الجسد من قلة الطعام وقلة الماء " الوصية.
    ورواه الحسن بن علي بن شعبة في تحف العقول: عنه (عليه السلام)
    ---
    14 - بشارة المصطفى ص 25.
    (1) في الحجرية: " سعد بن زيد بن ارطا " وفي المصدر: " سعيد بن زيد بن ارطاة " وما أثبتناه من معاجم الرجال هو الصواب (راجع تهذيب التهذيب ج 3 ص 394).
    (2) أو قر الشئ: حمله حملا ثقيلا (لسان العرب ج 5 ص 289)


    [ 19645 ] 11 - أحمد بن محمد بن فهد الحلي في كتاب التحصين: نقلا عن كتاب المنبئ عن زهد النبي (صلى الله عليه وآله)، للشيخ أبي محمد جعفر بن أحمد القمي، عن أحمد بن علي بن بلال، عن عبد الرحمن بن حمدان، عن الحسن بن محمد، عن أبي الحسن بشر بن أبي بشر البصري، عن الوليد بن عبد الواحد، عن حنان البصري، عن اسحاق بن نوح، عن محمد بن علي، عن سعيد بن زيد بن عمرو بن نفيل عن النبي (صلى الله عليه وآله) - في خبر طويل - أنه (صلى الله عليه وآله)، قال لاسامة: " واعلم يا أسامة، إن أكثر الناس عند الله منزلة يوم القيامة، وأجزلهم ثوابا، وأكرمهم مابا، من طال في الدنيا حزنه، ودام فيها غمه، وكثر فيها جوعه وعطشه، أولئك الابرار الاتقياء الاخيار ".
    [ 19646 ] 12 - الحسن بن فضل الطبرسي في مكارم الاخلاق: عن رسول الله (صلى الله عليه وآله)، أنه قال: " لا تشبعوا فيطفأ نور المعرفة من قلوبكم ".
    [ 19647 ] 13 - الديلمي في إرشاد القلوب: بإسناده عن أمير المؤمنين


    [ 19639 ] 5 - أبو علي في أماليه: عن والده الشيخ الطوسي، عن أحمد بن هارون بن الصلت، عن أحمد بن محمد بن سعيد، عن الحسن بن القاسم، عن شبير (1) بن ابراهيم، عن سليمان (2) بن بلال المدني، عن الرضا، عن أبيه، عن جعفر بن محمد، عن آبائه (عليهم السلام)، في حديث مكالمة يحيى مع ابليس، - إلى أن قال -: " قال يحيى: فهل ظفرت بي ساعة قط ؟ قال: لا، ولكن فيك خصلة تعجبني، قال يحيى: فما هي ؟ قال: أنت رجل أكول، فإذا أفطرت أكلت وبشمت (3)، فيمنعك ذلك من بعض صلاتك وقيامك بالليل، قال يحيى: فإني أعطي الله عهدا اني لا أشبع من الطعام حتى ألقاه، قال له ابليس: فإني أعطي لله عهدا إني لا أنصح مسلما حتى ألقاه، ثم خرج فما عاد (4)



    جزء 16 / صفحة [ 215 ]
    قال: " قال رسول الله (صلى الله عليه وآله): طوبى لمن طوى وجاع، أولئك الذين يشبعون يوم القيامة، طوبى للمساكين بالصبر، هم الذين يرون ملكوت السماوات ".
    [ 19636 ] 2 - الشيخ الطبرسي في الاحتجاج: بإسناده عن موسى بن جعفر، عن آبائه، عن الحسين بن علي (عليهم السلام) - في خبر طويل - في اسئلة اليهودي الشامي عن أمير المؤمنين (عليه السلام)، - إلى أن قال (عليه السلام) -: " قال له اليهودي: فإن عيسى يزعمون أنه كان زاهدا، قال له علي (عليه السلام): لقد كان كذلك، ومحمد (صلى الله عليه وآله) أزهد الانبياء، كان له ثلاث عشرة نسوة سوى من يطيف به من الاماء، ما رفعت له مائدة قط وعليها طعام، وما أكل خبز برقط، ولا شبع من خبز شعير ثلاث ليال متواليات قط " الخبر.
    [ 19637 ] 3 - نهج البلاغة: قال أمير المؤمنين (عليه السلام): " فتأس بنبيك الاطهر الاطيب، (صلى الله عليه وآله)، فإن فيه أسوة لمن تأسى، وعزاء لمن تعزى - إلى أن قال - أهضم (1) أهل الدنيا كشحا (2) وأخمصهم (3) من الدنيا بطنا - إلى أن قال - (4) خرج من الدنيا خميصا، وورد الآخرة سليما ".
    [ 19638 ] 4 - الشيخ الطوسي في أماليه: عن الحسين بن ابراهيم القزويني، عن محمد بن وهبان، عن محمد بن أحمد بن زكريا، عن الحسن بن علي بن


    عوالي اللآلي: عن النبي (صلى الله عليه وآله)، قال: " إن الشيطان ليجري من ابن آدم مجرى الدم، فضيقوا مجاريه بالجوع ".
    وقال (صلى الله عليه وآله) لعائشة: " داومي قرع باب الجنة " قالت: بماذا ؟ قال: " بالجوع " (1).
    [ 19651 ] 17 - أبو العباس المستغفري في طب النبي (صلى الله عليه وآله): قال: قال (صلى الله عليه وآله): " كثرة الاكل (1) شؤم ".


    جزء 16 / صفحة [ 221 ]
    وقال (صلى الله عليه وآله): " كل وأنت تشتهي، وامسك وأنت تشتهي " (3).
    وقال (صلى الله عليه وآله) من قل أكله، قل حسابه " (4).
    [ 19652 ] 18 - الآمدي في الغرر: عن أمير المؤمنين (عليه السلام)، أنه قال: " الشبع يورث الاشر (1) ويفسد الورع ".
    وقال (عليه السلام): " ادمان الشبع يورث أصناف الوجع " (2).
    وقال (عليه السلام): " إياك والبطنة، فمن لزمها كثرت أسقامه، وفسدت أحلامه " (3).
    وقال (عليه السلام): إياك وادمان الشبع، فإنه يهيج الاسقام، ويثير العلل " (4).
    وقال (عليه السلام): " إياكم والبطنة، فإنها مقساة للقلب، مكسلة عن الصلاة، مفسدة للجسد " (5).
    وقال (عليه السلام): " بئس قرين الورع الشبع " (6).
    وقال (عليه السلام): " من زاد شبعه كظته (7) البطنة، ومن كظته
    ---
    (3) طب النبي (صلى الله عليه وآله) ص 19، وعنه في البحارج 62 ص 290.
    (4) نفس المصدر ص 21، وعنه في البحارج 62 ص 292.
    18 - غرر الحكم ص 34 " الطبعة الحجرية "، وبقية المقاطع من النسخة المطبوعة.
    (1) الاشر: البطر (لسان العرب ج 4 ص 20).
    (2) نفس المصدر ج 1 ص 50 ح 1408.
    (3) نفس المصدر ج 1 ص 147 ح 9.
    (4) نفس المصدر ج 1 ص 151 ح 51.
    (5) نفس المصدر ج 1 ص 159 ح 111.
    (6) نفس المصدر ج 1 ص 341 ح 25.
    (7) الكظة بكسر الكاف وتشديد الظاء وفتحها: شئ يعتري الانسان من الامتلاء من الطعام حتى لا يطيق التنفس (مجمع البحرين ج 4 ص 290).

    جزء 16 / صفحة [ 222 ]
    البطنة حجبته عن الفطنة " (8).
    وقال (عليه السلام): " نعم عون المعاصي الشبع " (9).
    وقال (عليه السلام): " لا يجتمع الشبع والقيام بالمفترض " (10).
    وقال (عليه السلام): " لا يجتمع الجوع والمرض " (11).
    وقال (عليه السلام): " لا يجتمع الصحة والنهم " (12).
    وقال (عليه السلام): " لا تجتمع الفطنة والبطنة " (13).

    1995- إذا رأيتم أهلَ الجوعِ والتفَكُّرِِ فاقتربوا منهم فإنه تجرى الحكمةُ معهم (الحاكم فى تاريخه ، والديلمى عن ابن عمر)
    24894- نور الحكمة الجوع ورأس الدين ترك الدنيا والقربة إلى الله حب المساكين والدنو منهم والبعد من الله الذى قوى به على المعاصى الشبع فلا تشبعوا فتطفأ نور الحكمة من صدوركم فإن الحكمة تستطع فى القلب مثل السراج (ابن عساكر عن أبى هريرة)

    كانت بلية أبيكم آدم عليه السلام أكلة وهي بليتكم إلى يوم القيامة قال وكان يقال من ملك بطنه ملك الأعمال الصالحة كلها وكان يقال لا تسكن الحكمة معدة ملأي


    ودر ستایش کم خواب هم خدای متعال فرمود :
    كانوا قليلا من الليل ما يهجعون .

    ویرایش توسط خیر البریه : ۱۳۹۰/۱۰/۰۶ در ساعت ۱۱:۰۴

  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود