صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دلایل عدم تحریف قران چیست؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247

    دلایل عدم تحریف قران چیست؟




    1)اهتمام یک ملت
    بی شک قرآن به عنوان کتاب مقدس مسلمانان در بین آنها از جایگاهی ویژه ای برخوردار است. مسلمانان همیشه برای قرآن احترام خاصی قائل بوده و سعی در ترویج آن می نموده اند. از طرفی دیگر قرآن مرجع اصلی مسلمانان در همه مسایل زندگی است (از فعالیت های دینی گرفته تا فعالیت های سیاسی و …). بنابراین انگیزه های زیادی برای نقل و حراست از قرآن در بین مسلمانان وجود دارد و مرجع و ملاک اصلی آنها قرآن بوده و هست. همیشه در کنار قرآن شاهد تعداد زیادی حافظ قرآن بوده ایم … مسلمانان آنقدر به ضبط آیه ها و حرف حرف قرآن اهمیت می داده اند که گمان هرگونه تحریفی در قرآن را از بین می برد.
    با این توصیف مسلما هر گونه تحریف و تغییری در قرآن باید با اعتراض همه جانبهی مسلمانان همراه بوده باشد و غیر ممکن است که مسلمانان در برابر این امر سکوت کرده باشند.
    باید در کنار این موضوع این را هم در نظر گرفت که دشمنان اسلام همواره به دنبال بهانه ای برای زیر سوال بردن قرآن بوده و هستند.
    حال با توجه به این موارد اگر تغییر و تحریفی در قرآن رخ می داد بی ترید شاهد اخبار متواتریدر این زمینه می بودیم در حالی که چنین نشده.

    2)تواتر قرآن
    يـكـى از دلايـل مـهـم كه شبهه تحريف را ازبين مى برد اين است كه قرآن بايد متواتر باشد, يعنى مـجـمـوع و اجـزاى آن , هـم سـوره ها و هم آياتش و حتى جمله ها، كلمات، حروف، بلكه قرائت و حركات حروفش همگى بايد بطور متواتر رسيده باشد.
    پيامبر (ص) قرآن را در ميان جمعيت فراوانى -كه به حد تواتر مى رسيدند- ايراد مـى فـرمـود، چـراكـه معجزه و نشانه راستگويى اوست و اگر به آن حد از جمعيت ابلاغ نمى كرد معجزه او محقق نمى گشت و حجتى بر نبوتش باقى نمى ماند (نهايةالوصول الى علم الاصول , به نقل بروجردى، البرهان، ص 111)
    از این گذشته قرآن همواره به صورت متواتر در کتاب ها ضبط شده حتى تمام حروف، صداها، نحوه نگارش و مسائلى از اين قبيل هـمـگـى مـشـخص شده به طورى كه انسان گمان قوى، بلكه يقين پيدا مى كند چيزى بر قرآن افزوده يا از آن كم نشده است.
    بـه عـبـارت ديـگر -از ميان قرائتها- تنها قرائتى صحيح است كه مشهور بوده و توده مسلمانان بر طـبـق آن، قـرآن را تـلاوت مـى كـنـنـد و اين ملاك تنها بر قرائت عاصم به روايت حفص تطبيق دارد (براى آگاهى بيشتر ر .ك : التمهيد، ج2، ص 145 به بعد)

    دانـشـمـند محقق سيدمحمدجواد عاملى مى نويسد: در [موضوعات مهمى مثل ] قرآن عادتا تواتر حاصل مى شود آن هم تواترى همه جانبه و فراگير در تمام اجزاء، بخشها، الفاظ، حركات، ساكنها و جايگاه هر لفظ، چون انگيزه ها بر نقل اين مسائل فراوان است [و همگان بدان اهتمام مى ورزند] زيرا قـرآن اصل و ريشه تمام احكام و معجزه جاودان پيامبر (ص) مى باشد.
    بـنـابـرايـن، وقـتـى كـلمه يا لفظ و حرفى مى تواند قرآن باشد كه به تواتر ثابت شود، آن هم تواترى سراسرى و در همه عصرها و نسلها از زمان پيامبر (ص) تاكنون.

    حال اگر خبر واحدیدر زمینه تحریف قرآن وجود داشته باشد با توجه به تواتر قرآن به قطع می توان آن را مردود اعلام کرد.

    3)معجزه بودن قرآن
    قرآن معجزه ی جاوید پیامبر اسلام است.
    تحدی: همه می دانیم قرآن مخالفان را به مبارزه طلبیده و از آنان دعوت کرده که اگر می توانند کتابی همانند این قرآن که دارای همه ی امتیازات آن باشد بیاورید، بلکه یک سوره که از هر جهت شبیه به یکی از سوره های قرآن باشد و ویژگی های آن را داشته باشد بیاورید یا حتی ده سوره بیاورند که این ده سوره بتوانند ویژگی های یک سوره را داشته باشند. (توضیح اینکه مشخص است که آوردن یک سوره همانند قرآن که از هر جهت شبیه به آن باشد، بسیار دشوار تر از آن است که بخواهند چندین سوره بیاورند که هر کدام یکی از ویژگی های قرآن را داشته باشد)
    فصاحت و بلاغت قرآن بی نظیر است، و هیچ اختلافی در آن دیده نمی شود:
    أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلاَفًا كَثِيرًا ﴿82﴾
    آيا در [معانى] قرآن نمى‏انديشند اگر از جانب غير خدا بود قطعا در آن اختلاف بسيارى مى‏يافتند (82) (نسا(4))

    توجه شود که قرآن در مدت 23 سال نازل شده. متون بشری ای که در چنین مدت طولانی ای نوشته شوند به طور حتم نشان دهنده ی تغییرات تدریجی عقاید نویسنده ی آن بوده و خطا و تناقضات زیادی در آنها دیده می شود.
    از طرفی قرآن شامل مسائل اقتصادی، اخلاقی، عرفانی، اجتماعی و … است، بعید است که یک انسان بتواند در همه ی این زمینه ها نظریه ای داشته باشد.
    منظور از فصاحتشیوایی کلمات و روانی تلفظ آنها و گوش نواز بودن سخن است.
    منظور از بلاغترسایی و دقت تعابیر در فهماندن منظور است.
    این وجه از اعجاز قرآن وقتی پررنگ تر می شود که می بینیم:
    1-قرآن در میان اعرابی نزول یافته که خود به فصاحت و بلاغت شهرت دارند.
    2-امی بودن پیامبر، یعنی پیامبر قبل از نازل شدن قرآن راهی برای یادگیریِ خواندن و نوشتن نداشته اند. ( این یک واقعیت انکار ناپذیر است،مثلا رجوع شود به ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج چهارم، کتاب دوم، ترجمه ی ابوالقاسم پاینده ص 207)
    حتی اگر سخنانِ سخنورانِ بزرگی چون علی(ع) در نهج البلاغه را با قرآن مقایسه کنیم، برتری آیات الهی کاملا آشکار است.
    تحريف منافى با معجزه بودن قرآن است . زيرا با تحريف، معانى قرآن ضايع مى گردد و مدار اعجاز فصاحت و بلاغت است كه دايرمدار معنى و لفظ هستند. مـعجزه بودن قرآن كه براى آن تحدى هم شده است و معارضان و مخالفان در اين تحدى شكست خـورده انـد، بـه شـرط حفظ كليت و تماميت آن و اينكه تمامى آن قابل استناد به حق تعالى باشد درست است، و اين امر جزو معتقدات مسلمانان است كه قرآن معجزه جاودانه الهى و نبوى است. ( براى تفصيل ـ التحقيق، ص 47؛ صيانة القرآن، 37 ـ 41)

    4)آيات قرآنى و وعده هاى صريح الهى بر حفظ قرآن
    مشهورترين اين آيات سه آيه است:
    (این آیات برای کسانی قابل احتجاج است که قائل به تحریف به نقیصه باشند، و با توجه به اینکه تنها بعضی از مسلمانان گفته اند آیاتی از قرآن کم شده، ولی آیات موجود را تماما از جانب خدا می دانند، می توان از این برهان به راحتی در مقابل آنان استفاده کرد، و حتی برای دیگران هم کافیست وحیانی بودن این آیات ثابت شود، از طرفی این نکته را هم باید تذکر داد که وقتی یک “واو” را نتوانستند از قرآن حذف کنند، ناممکن می نماید که آیه ای کامل را بر آن بیافزایند و …)
    -آیه ی حفظ:
    إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ﴿9﴾
    بى‏ترديد ما اين قرآن را به تدريج نازل كرده‏ايم و قطعا نگهبان آن خواهيم بود (9)(الحجر(15))
    مراد از الذكر قرآن است . چـنـانـكـه در چند آيه پيشتر در همين سوره مى فرمايد : و قالوا يا ايها الذى نزل عليه الذكر انك لمجنون . ( حجر , 6 ) ( و گفتند اى كسى كه ذكر [ قرآن ] بر او نازل شده است , بيشك تو مجنونى)
    شـبهه ديگرى هم در اطراف اين آيه هست داير بر اينكه له لحافظون را راجع به حضرت محمد (ص ) مى داند. ولى با وجود مرجع حاضر , ارجاع ضمير به مرجع غائب دليل و قرينه مى خواهد. ( نيز ـ صيانة القرآن، ص 31 ).
    -آيه عدم اتيان باطل:
    إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جَاءهُمْ وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ ﴿41﴾
    لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِيلٌ مِّنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ ﴿42﴾
    كسانى كه به اين قرآن چون بديشان رسيد كفر ورزيدند [به كيفر خود مى‏رسند] و به راستى كه آن كتابى ارجمند است (41)
    از پيش روى آن و از پشت‏سرش باطل به سويش نمى‏آيد وحى [نامه]اى است از حكيمى ستوده[صفات] (42)(فصلت(41))
    -إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ ﴿17﴾
    چرا كه جمع‏كردن و خواندن آن بر عهده ماست (17) (قیامة(75))
    -به غیر از این آیات می توان به سایر آیات موجود در قرآن که بیانگر اوصاف قرآن هستند نیز استدلال کرد. مثلا صفت هایی چون ذکر، هدایت، نور، فصاحت و بلاغت، حق، عدم اختلاف و …
    5)احاديث (دلایل روایی)
    -حـديـث مـشـهور ثقلينكه از طرق خاصه و عامه در حد استفاضه است:
    “انى تارك فيكم الثقلين كتاب اللّه و عترتى اهل بيتى و انهما لن يفترقا حتى يردا على الحوض”
    یعنی: “من در ميان شما دو يادگار گرانبها باقى مى گذارم , كتاب الهى و عترتم كه اهل بيت من است و آن دو از همديگر جدايى ناپذيرند تا در آخرت در كنار حوض كوثر به نزد من بازآيند”
    این حدیث جزو اخبار متواتر در منابع شیعه و اهل سنت است. (”بحرانی” در غایت المرام این حدیث را به 39 طریق از اهل سنت و به 81 طریق از شیعیان نقل کرده، “هندی” در عقبات الانوار این حدیث را از طرق زیادی از 35 صحابی پیامبر نقل کرده و … )
    قـول به تحريف قرآن، كتاب را كه ثقل اكبر است از حجيت و اعتبار مى اندازد. زيرا اولا ) قول به تحريف مستلزم عدم وجوب تمسك به كتاب منزل است . زيـرا كه كتاب به سبب وقوع تحريف [ به قول مدعيان ] بر امت اسلام تباه مى گردد، ولى وجوب تـمـسـك به كتاب به خاطر صريح اخبار ثقلين تا روز قيامت باقى است، پس قول به تحريف جزما باطل است. ثانيا ) از آنجا كه قول به تحريف موجب سقوط كتاب از حجيت مى گردد، پس نمى توان به ظواهر آن تمسك كرد، پس قائلان به تحريف بايد به امضاى [ تاييد ] ائمه طاهرين براى اين كتاب موجود در دست ما مراجعه كنند. و مـعـنـى ايـن امـر اين است كه حجيت كتاب موجود، متوقف بر امضاى ائمه است تا بتوان به آن استدلال كرد. و ظـاهـر اين اخبار متواتره اين است كه قرآن يكى از دو مرجع براى امت است و از ميان دو حجت مـسـتـقـل كه تمسك به آنها واجب است، كتاب برتر است، چرا كه ثقل اكبر است، پس نمى تواند حجيت آن فرع بر حجيت ثقل اصغر ( عترت ) باشد … ( البيان، ص 229 ـ 231 )
    پـيـداست كه تحريف، بارزترين مصداق اتيان باطل است كه خداوند ساحت قرآن را از آن منزه شمرده است.
    منظور از كتاب اللّه -كه بايد روايات بر آن عرضه گردد- نمى تواند غير از اين قـرآن مـتـواتـر بـاشـد كـه در دسـتـرس هـمگان است وگرنه، لازم آيد خداوند ما را به برنامه اى مكلف سازد كه از طاقت و توانمان خارج است [وخداوند حكيم چنين تكليفى نمى كند]
    -احاديث عرض ( عرضهداشتن ) حديث بر قرآن:
    احـاديـث صحيحه اى داريم كه قائل به وجوب عرض خبرهاى متعارض، بلكه مطلق احاديث، بر قرآن كريم اند. آنـگاه بايد آنچه موافق قرآن است اخذ كرد و مخالف با قرآن را رها كرد، و در صورتى كه سوره ها و آيـات قـرآن مصون از تحريف و محفوظ از نقصان نبود، اين قاعده از سوى ائمه اهل بيت طاهرين (ع ) مقرر نمى گشت. ( نيز براى نصوص احاديثى كه در اين باره از منابع معتبر شيعه نقل شده است. ـ التحقيق فى نفى التحريف، ص 31 ـ 32؛ صيانة القرآن، ص 35 ـ 37 )
    -روایات پرشماری که قرآن را ملاک شناسایی حق از باطل معرفی می کنند مثلا:
    “اذا التبست علیکم الفتن کقطع الیل المظلم فعلیکم القرآن”
    “آنگاه که فتنه ها چون پاره های شب بر شما مشتبه شدند، قرآن را دریابید” (مجلسی، بحارالانوار، ج 92، ص 17)
    مثلا از امام صادق(ع) نقل شده که پیامبر فرمود:
    “برای هر سخن حقی، حقیقتی و برای هر سخن درستی، نوری. پس آنچه را که موافق کتاب خداست فرا گیرید و آنچه مخالف است رها کنید”
    (کلینی، الکافی، ج1، ترجمه ی سید جواد مصطفوی. ص 88-89)
    -احـاديـث وارده در ثـواب قـرائتسـوره هـا در نمازها و غير آن كه اگر سوره هاى قرآن كاملا مجموع و مدون و نزد مسلمانان محفوظ نبود، اين امر معنى پيدا نمى كرد. (براى نصوص اين احاديث ـ التحقيق، ص 35 ـ 37 )
    -احاديث وارده از ائمه عليهم السلام در باب اينكه آنچه در دست مردم است، همان قرآن نازل شده از سوى خداوند است. ( براى نصوص اين احاديث ـ صيانة القرآن، ص 41 ـ 42؛ التحقيق، 41 ـ 43)

    و روایات از این دست بسیارند، قسمت دیگری از این روایات همان روایاتی هستند که بیان می دارند چرا نام امامان شیعه در قرآن نیامده است، که در آینده به طور جداگانه به آن خواهم پرداخت.


    6)اجماع
    اجماع فريقين، و نيز اجماع علماى شيعه از عصر ائمه تا امروز است.
    بـزرگـان شـيعه از شيخ صدوق (قرن چهارم) تا آيت اللّه خويى و امام خمينى و ساير مجتهدان و مراجع بزرگ شيعه قائل به تحريف ناپذيرفتن قرآن بوده اند. نام برخی از مشهورترین آنها به قرار زیر است:

    برخی از بزرگان شیعه: محدث بزرگ شيخ ‌صدوق (متوفاى 381هـ .ق) – شـيـخ ‌مـفـيـد (متوفاى 413هـ .ق) – شیخ ‌طوسى (متوفاى 460هـ.ق ) – علامه طبرسى (متوفاى 548هـ .ق ) – علامه حـلى (متوفاى 726هـ .ق ) – شـيـخ ‌الـفـقـهـاء شـيـخ ‌جعفر كاشف الغطاء (متوفاى 1228 هـ .ق ) – شيخ محمدحسين كاشف الغطاء (متوفاى 1373هـ .ق) – شیخ ‌الاسـلام، مـحمدبن حسين حارثى عاملى – شيخ ‌بهائى (متولد بعلبك لبنان، 953هـ.ق و مـتـوفـاى اصـفـهـان، 1031هـ.ق ) – عارف و محقق نامدار محمدبن محسن، مشهور به فيض كاشانى (متوفاى 1090هـ.ق ) – خـاتـم مـحـدثـان متعهد، شيخ ‌حر عاملى – محقق تبريزى – عـلامـه بلاغى (متوفاى 1352هـ .ق ) – مـحـقـق بـغـدادى – سـيـدمحسن اعرجى (1227هـ .ق ) – قـاضـى الـقـضـاة محقق كركى – امام سـيـدشـرف الـديـن عاملى (متوفاى 1381هـ .ق ) – سـيـدمـحـسـن امـيـن عاملى (متوفاى 1371هـ .ق )علامه امينى – عـلامه طباطبائى (متوفاى 1402هـ .ق ) و …
    از بزرگان اهل سنت: ابـوالـحـسـن على بن اسماعيل اشعرى سردسته اشاعره – اسـتـاد مـعـاصـر دكـتـر مـحـمدعبداللّه دراز – شيخ محمدمحمد مدنى – دكتر محمد تيجانى سماوى و …
    که اکثر این بزرگان رساله یا کتابی درباره ی عدم تحریف قرآن دارند.

    7)نماز شيعه اماميه
    زيرا ائمه طاهرين (ع) و فقهاى اماميه قرائت سوره كامله اى را بعد از حمد در ركعت اول و دوم هر نماز از نمازهاى پنجگانه روزانه واجب مى دانند؛ و اين حاكى از اعتقاد اماميه به نيفتادن چيزى از قرآن است. تـوضيح بيشتر آنكه قائلان به تحريف نمى توانند قرائت سوره اى را كه محتمل تحريف است جايز و مجزى بدانند. زيرا اشتغال يقينى، برائت يقينى مى خواهد. پـس ايـن تـرخيص از سوى ائمه (ع) خود فى نفسه دليل عدم وقوع تحريف در قرآن است وگرنه مستلزم ضايع كردن نماز واجب هر مكلف مى شد. ( البيان، ص 233 ـ 234؛ التحقيق، 48 )

    دلایل عدم تحریف قران چیست؟ مجموع بودن قرآن را در عـهـد پـيامبر(ص) ( و لو آنكه مدون بين الدفتين نبود) كه يك واقعيت تاريخى است، و نیز تلاش هایی که پیامبر و یارانش در راه حفظ و جمع آوری قرآن کرده اند را جزو ادله اثبات عدم تحريف مى دانند. ( التحقيق , ص 49 ـ 50 ) 9 )

    9)عدم اعتراض علی(ع)
    بـه ايـن شـرح كه اگر قرآن امام [مصحف عثمانى] كه در دوران خلافت عثمان فراهم آمده، و هـمين است كه در دست ماست، محرف بود، هر آينه بر على (ع ) واجب بود كه [اعتراض كند ] و تصحيح آن را در صدر برنامه حكومت خويش قرار دهد. همچنانكه تغييراتى را كه عثمان در سنت پيغمبر داده بود، و زيان آنها كمتر از تحريف قرآن بود، در وقت اولين اعلام برنامه حكومت خويش يادآورى كرد؛ چنانكه فرمود تيولهايى را كه عثمان از بـيـت المال مسلمانان بخشيده است، پس خواهم گرفت، هر چند به مهريه زنان و خريد غلامان داده باشيد. ( قـانـون تـفـسير، ص 95 ) [و پيشتر احاديثى را كه بالصراحه حاكى از تاييد اميرالمؤمنين (ع) از عملكرد عثمان و صحت مصحف عثمانى است، نقل كرديم]

    10)دلیل عقلی
    شـيـواتـريـن دلـيل عقلى را در اين زمينه شادروان علامه طباطبايى عرضه داشته است: اما آن قرآنى را كه زيد بن ثابت در زمان عثمان گردآورى كرد، بدون شك حاوى جميع قرآن است و در آن يك كلمه كم و يا يك كلمه زياد نشده است. و قول به تحريف قرآن از درجه اعتبار ساقط است. چون اخبار آحادى كه در تحريف وارد شده است، حجيت آنها متوقف بر حجيت قول امام است، كه آن را بـيان كرده است، و حجيت قول امام متوقف بر حجيت قول رسول اللّه (ص ) است كه امام را وصـى و خـلـيفه و معصوم معرفى فرموده است؛ و حجيت قول رسول اللّه متوقف بر حجيت قرآن است كه رسول اللّه را معصوم و امام و نبى و ولى معرفى كرده است؛ و اگر قائل به كم بودن يا زياد بـودن يـك حـرف در قرآن مجيد بشويم، تمام قرآن از حجيت ساقط مى شود و سقوط اين حجت حـجـيت اخبار تحريف را نيز ساقط مى كند … [ به تعبير ديگر ] اخبار تحريف كه قرآن را از حجيت سـقـوط مـى دهد، عمل به مفادش موجب اسقاط خود آنها مى شود، يعنى از ثبوتش عدمش لازم مى آيد و بنابراين عمل به آنها مستحيل [ غير ممكن ] است. ( مهر تابان، مجموعه مصاحبات آيت اللّه سيد محمد حسين حسينى طهرانى با علامه سيد محمد حسين طباطبايى، ص 206 ـ 207 )

    11)دليل يا قرينه
    مـؤيـده ديگر اين است كه هيات تهيه و تدوين محصف امام [عثمانى] بسم اللّه الرحمن الرحيم را بر سر 113 از 114 سوره قرآنى نوشته اند ولى به حق و به تبعيت از وحى، بر سر سوره توبه يا برائت ننوشته اند كه دلايل آن را مفسران ياد كرده اند. يـا حروف مقطعه [فواتح سور] يعنى حروف مرموز قرآنى نظير الر يا كهيعص را كه هنوز هم رمـز و مـعـناى آن بر قرآن پژوهان و مفسران و اسلامشناسان مسلمان و غير مسلمان كشف نشده اسـت و نـظـريـه مقبولى در توجيه آنها عرضه نگرديده است، عينا كتابت كرده اند؛ و هيچ گونه اصلاح قياسى و اجتهاد و تصرفى را روا نداشته اند. و ايـن اهـتـمام والا به بهترين وجه حاكى از صحت جمع و تدوين و مصونيت قرآن از هرگونه تغيير خودسرانه و افزايش و كاهش است.

    (براى تفصيل و مشاهده فهرستى از 118 فقره از غرائب املايى در رسم عثمانى ـ التمهيد، محمد هادى معرفة، 315 ـ 348؛ حقائق هامة، سيد جعفر مرتضى عاملى، 189 ـ 221)

    ویرایش توسط گمنام : ۱۳۸۸/۰۶/۱۴ در ساعت ۲۳:۳۳

  2. صلوات ها 9


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    54
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    188



    اصولأ بحث بر سر تحريف قرآن يكى از موضوعات حساس اسلام است و جز در تأييد عدم تحريف قرآن كسى نميتواند آزادانه در كشورهاى اسلام از آن بحث كند
    البته با توجه به اهميت قرآن و معجزه بودنش در اثبات حقانيت آن به نظر طبيعى است كه حساسيت آنان نسبت به مثلأ انجيل كه روايت راويان از عيسى است بيشتر باشد
    اما با كسترش وسايل ارتباطى بخصوص اينترنت و ماهواره بتدريج اين بحث مطرح شده است و به نظر اغلب يا از اسلام خارج شده اند يا كسانى هستند كه اهل كشورهاى اسلامى هستند
    اينجا بطور خلاصه نظر آنها درباره اصل موضوع يعنى تعريف تحريف و ...را مياورم :
    مسئله مهم اين بحث تعريف خود معناى مدنظر تحريف است :
    زيرا در نظر مسلمانان جند نوع معنى با دامنه متفاوت رايج است
    آيا تحريف شامل يك حرف يا اعراب يا كلمه يا جمله يا آيه است يعنى حد مشخصه آن جيست ؟
    مثلأ مسلمانان معتقدند كه عين قرآن نازل شده را در دست دارند اما در حال حاضر مثلأ مالك
    يوم الدين و ملك يوم الدين هريك در بعضى مناطق رواج دارد آيا اين تحريف نيست كه كلمه اى عوض شده است هرجند معنى مشابه داشته باشند ؟آيا اعتقاد به آن نميتواند باعث شبهه تحريف باشد ؟
    يا اينكه استناد مسلمانان به دلايلى مثل اينكه درقرآن آمده كه تحريف نميشود و آيات زيادى آنرا تأييد ميكنند مغالطه و مصادره به مطلوب است يعنى فرض بر صحت آن آيات كذاشته شده است اما ابتدا بايد صحت نسخه كنونى قرآن اثبات شود يعنى اينكه فرضأ ايراد به تحريف خود همان آيات است لذا قبل از اثبات عدم تحريف تمام استنادات به قرآن و احاديت خود مسلمانان باطل است
    بعد اينكه مسلمانان معتقدند كه در قرآن هيج اختلافى ديده نميشود
    اما مشكل اين است آنجه از نظر منتقدان اختلاف است را مسلمانان اختلاف نميدانند و بعضأ كه ناجار مجبور به قبول اختلاف ميشوند آنرا به ناسخ و منسوخ ربط داده و مشكل را برطرف شده ميدانند
    لذا ابتدا بايد حد و حدود و تعريف اختلاف و تناقض مشخص شود
    مورد بعد شرايط تحدى است
    و حتى خود قرآن نيز يكبار كتاب مانند آن يك بار يك سوره و يكبار ده سوره را بعنوان تحدى آورده است
    منتقدان ميكويند آيا اكر يك سوره كافى است يك سوره سه يا جهار آيه هم مورد قبول است ؟
    آيا مانند قرآن باشد جه شرايطى دارد ! وقتى مشخص نشده مانند آن يعنى جه شرايطى داشته باشد اكر كسى سوره اى هم بياورد شما به بهانه مانند قرآن نبودن آنرا نميبذيريد

  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,899
    حضور
    3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    39
    صلوات
    13135



    پس چرا بعضی از علما مانند حاجی نوری در فصل الخطاب في تحريف الكتاب قائل به تحریف قرآن هستند؟
    از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
    زده ام فالی و فریاد رسی می آید . . .

  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد نمایش پست ها
    پس چرا بعضی از علما مانند حاجی نوری در فصل الخطاب في تحريف الكتاب قائل به تحریف قرآن هستند؟
    1) کتاب "فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب الارباب" از آثار حاج شیخ میرزا حسین نوری است. این کتاب را مرحوم حاجی در سال 1292)ه. ق( در نجف اشرف تألیف کرد و در سال 1298 در کشور عراق چاپ شد. این کتاب که در مورد تاریخ تدوین قرآن کریم و اخبار مربوط به آن است، 12 دلیل از اصناف اخبار ضعیف و غیر قابل اعتماد برای اثبات تحریف به نقصان، در قرآن کریم اقامه می‌کند. بیشترین اتکال مرحوم حاجی در این کتاب اخباری است که در کتاب "انوار النعمانیه" مرحوم سید نعمت الله جزایری آمده است. سید نعمت الله جزایری از اخباریون معروف جهان تشیع می‌باشد و کتاب "انوار النعمانیه" او حاوی مطالبی عجیب و منحصر به فرد است که معادل آن در دیگر کتب روایی یافت نمی‌شود. نوشته شدن کتاب "فصل الخطاب" سبب اعتراض عمومی جهان تشیع و نوشتن کتب و مقالات فراوانی در رد آن شد، تا منجر به پیشمانی مرحوم محدث نوری شد.

    2) مرحوم محدث نوری در اواخر عمر از نوشتن این کتاب به شدت پشیمان شد. علامه آقا بزرگ تهرانی که خود از شاگران حاجی نوری بوده است می‌نویسد: استاد ما حاجی در اواخر عمر خویش می‌گفت: من در نام‌گذاری کتابم اشتباه کردم و سزاوار بود نام آن را "فصل الخطاب فی عدم تحریف الکتاب" بگذارم، چرا که در آن ثابت می‌کنم قرآن شریف موجود بین دو جلد که در همه عالم منتشر شده است با تمامی سور و آیات و جملاتش وحی الهی است که هیچگونه تغییر یا تبدیل و زیاده و نقصان از هنگام جمع آوری آن تا به امروز در آن واقع نشده است. من در مواضع متعددی از کتاب به جهت جلوگیری از تیرهای سرزنش و ملامت دیگران در تصریح به عقیده خودم اهمال نمودم، بلکه از روی غفلت برخلاف عقیده خود سخن گفتم.[i]

    بزرگان جهان تشیع از صدوق تا فیض کاشانی و دیگران به عدم تحریف قرآن از حیث زیادت و نقصان و هر نوع تحریف لفظی تأکید ورزیده‌اند و تنها عده معدودی از اخباریون شیعه و محدثین اهل سنت قائل به تحریف شده‌اند. نظر رسمی جهان شیعه و اهل سنت عدم تحریف قرآن کریم است و تنها کسانی که غرض‌ورزی می‌کنند به اقوالی که برای قاطبه علمای فریقین ضعیف و غیرقابل­قبول است، استناد می‌کنند.

    اگر قرار باشد به صرف وجود بعضی از احادیث در باب تحریف قرآن ما تحریف را به تشیع نسبت دهیم، این روایات در کتب اهل سنت، هم به تعداد بیشتری وجود دارد و هم سند آن روایات بر مبنای اهل سنت صحیح تر است و هم متن آن روایات صراحت بیشتری در تحریف دارد.ولی روایات تحریف در کتب شیعه از نظر سند ضعیف­تر و تعداد آنها نیز کم است و از نظر محتوا قابل توجیه هستند. بسیاری از این روایات منظورشان از تحریف قرآن، عمل نکردن مردم به بعضی از دستورات قرآن است، نه اینکه چیزی در قرآن کم و زیاد شده باشد.


  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    نظر شیعه در مورد کتاب فصل¬الخطاب فی تحریف کتاب رب¬الارباب و در مورد نویسنده آن چیست؟ چگونه چنین دانشمندانی چنین اشتباهات بزرگی می¬کنند؟

    پاسخ:

    1) تمام علما و محدثان شیعه تا عصر فیض کاشانی قائل به عدم تحریف قرآن کریم هستند و تنها تعداد معدوی از اخباری مسلک­های شیعه و علماء اهل سنت قائل به تحریف لفظی قرآن(آن هم از نوع نقصان نه زیادت!) شده­اند که مرحوم محدث جزایری روایات ضعیف و سست را به جهت اثبات عدم حجیت ظواهر قرآن جمع آوری کرد که همین روایات شاذ و ضعیف مستند مرحوم محدث میرزا حسین نوری شد.

    2) میرزا حسین نوری(1254 – 1320) کتاب "فصل الخطاب فی تحریف الکتاب رب الارباب" را در سال 1292 هجری به نگارش درآورد و در سال 1298 در نجف اشرف به چاپ رسید که اعتراض عمومی علماء شیعه متوجه ایشان شده و رساله­های فراوانی در رد نظر او فراهم آمد. مرحوم علامه شیخ آقا بزرگ تهرانی صاحب "الذریعه الی تصانیف الشیعه" و شاگرد محدث نوری می­گوید:

    استاد ما حاجی در اواخر عمر خویش می­گفت من در نام گذاری کتاب اشتباه کردم و سزاوار بود نام آن را فصل­الخطاب فی عدم تحریف­الکتاب بگذارم چرا که در آن ثابت می­کنم قرآن شریف موجود بین دو جلد که در همه عالم منتشر شده است با تمایم سور و آیات و جملاتش وحی الهی است که هیچگونه تفسیر و یا تبدیل و زیاده و نقصان از هنگام جمع آن تا به امروز در آن واقع نشده است. من در مواضع متعددی از کتاب به جهت جلوگیری از تیرهای سرزنش و ملامت دیگران در تصریح به عقیده خود اهمال نمودم بلکه از روی غفلت بر خلاف عقیده خود سخن گفتم [i]

    و به هر تقدیر کتاب و کار مرحوم محدث نوری نه قابل قبول و نه قابل توجیه است.
    3) علماء اسلام بر اساس فرهنگ مترقی ائمه اهل­البیت علیهم­السلام به درستی به نقد آراء دیگران پرداخته­اند و بین اشتباه علمی و غرض­ورزی تفاوت قائل شده­اند زحمات این محدث متتبع که محقق تحلیلگر نبوده است را نادیده نگرفته­اند و از سوی دیگر اشتباه و نادرستی بیان او را هم اغماض نکرده­اند امام خمینی شاگرد برجسته مکتب اهل­البیت(ع) درباره محدث نوری می­گوید سؤال نکن از کتاب­های او که پر است از داستان­ها و حکایات غریب که اکثر آنها به شوخی شبیه­تر هستند تا به واقعیت و او که خدایش رحمت کند، شخص صالح و متتبعی بوده است مگر اینکه اشتیاق او به جمع آوری احادیث ضعیف و غرائب و عجائب و آنچه که عقل سلیم و فکر مستقیم آن را نمی پذیرد، بیشتر از سخنان سودمند اوست و تعجب از بیدارگران عصر اوست که چگونه غفلت ورزیدند تا واقع شد آنچه که واقع شد آن چیزی که آسمان برآن گریه کرد و نزدیک بود زمین تکه تکه شود [ii]

    [i](الذریعه ج 16 ص 232).

    [ii](اشاره به تالیف فصل الخطاب) و (انوار الهدایه فی التعلیقه علی الکفایه جزء اول ص 244 و 245).


  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    76
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    147



    نقل قول نوشته اصلی توسط گمنام نمایش پست ها
    تحدی: همه می دانیم قرآن مخالفان را به مبارزه طلبیده و از آنان دعوت کرده که اگر می توانند کتابی همانند این قرآن که دارای همه ی امتیازات آن باشد بیاورید، بلکه یک سوره که از هر جهت شبیه به یکی از سوره های قرآن باشد و ویژگی های آن را داشته باشد بیاورید یا حتی ده سوره بیاورند که این ده سوره بتوانند ویژگی های یک سوره را داشته باشند. (توضیح اینکه مشخص است که آوردن یک سوره همانند قرآن که از هر جهت شبیه به آن باشد، بسیار دشوار تر از آن است که بخواهند چندین سوره بیاورند که هر کدام یکی از ویژگی های قرآن را داشته باشد)
    با تشکر از شما گمنام گرامی
    سوالی که در پیوند با تحدی قرآن مطرح می شود این است:
    به فرض کسی یافت شد که آیه ای یا آیاتی یا سوره ای ارائه داد و مدعی شد به تحدی پاسخ داده است. در این بین باید داوری یا حکمی باشد که به قضاوت بنشیند و درباره قوت و ضعف سوره یا آیه ارائه شده و همانندی یا عدم همانندی آن با قرآن نظر دهد. بدیهی است که داور مفروض نمی تواند مسلمان باشد زیرا مسلمان به قرآن و خداوند ایمان دارد و در قرآن خداوند می گوید اگر جن و انس پشت به پشت هم دهند نخواهند توانست مانند قرآن بیاورند. مسلمان با داشتن چنین باوری به هیچ وجه در ذهن خویش هم نمی تواند تصور کند که ممکن است این کار شدنی باشد. زیرا در آن صورت به درستی قرآن و سخن خداوند شک کرده است. کسی که بخشی از قرآن را نپذیرد یعنی به صحت و درستی کل قرآن شک کرده است. به بیان دیگر نمی توان بخشی را پذیرفت و بخشی دیگر را به کناری گذارد. داور شدن فردی در عین مسلمانی با ایمان وی که پایه و مایه مسلمانی اوست در تضاد است. از این روی فرد مسلمان صلاحیت داوری در این باب را ندارد خصوصا این که ایمان وی به قضاوت وی درباره سوره یا آیه ارائه شده جهت خواهد داد. و این به هیچ روی پذیرفته نیست. همچنین قضاوت فرد مسلمان به همین دلیل که مخلوط با ایمان و تعصب دینی خواهد بود برای غیر مسلمان مسموع نیست.
    از سوی دیگر فردی غیر مسلمان نیز نمی تواند داوری را پذیرا شود زیرا قول وی برای مسلمانان مسموع نخواهد بود.
    بنا بر آنچه گفته شد چه مرجع با چه مشخصاتی واقعاً صلاحیت آن را دارد که درباره قوت و ضعف و همانندی یا عدم همانندی سوره یا آیه ارائه شده داوری کند؟

    ادعا های بزرگ، به شواهد و مدارک بزرگ نیاز دارند.
    کارل ساگان

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    نقل قول نوشته اصلی توسط زنده ی بیدار نمایش پست ها
    با تشکر از شما گمنام گرامی
    سوالی که در پیوند با تحدی قرآن مطرح می شود این است:
    به فرض کسی یافت شد که آیه ای یا آیاتی یا سوره ای ارائه داد و مدعی شد به تحدی پاسخ داده است. در این بین باید داوری یا حکمی باشد که به قضاوت بنشیند و درباره قوت و ضعف سوره یا آیه ارائه شده و همانندی یا عدم همانندی آن با قرآن نظر دهد. بدیهی است که داور مفروض نمی تواند مسلمان باشد زیرا مسلمان به قرآن و خداوند ایمان دارد و در قرآن خداوند می گوید اگر جن و انس پشت به پشت هم دهند نخواهند توانست مانند قرآن بیاورند. مسلمان با داشتن چنین باوری به هیچ وجه در ذهن خویش هم نمی تواند تصور کند که ممکن است این کار شدنی باشد. زیرا در آن صورت به درستی قرآن و سخن خداوند شک کرده است. کسی که بخشی از قرآن را نپذیرد یعنی به صحت و درستی کل قرآن شک کرده است. به بیان دیگر نمی توان بخشی را پذیرفت و بخشی دیگر را به کناری گذارد. داور شدن فردی در عین مسلمانی با ایمان وی که پایه و مایه مسلمانی اوست در تضاد است. از این روی فرد مسلمان صلاحیت داوری در این باب را ندارد خصوصا این که ایمان وی به قضاوت وی درباره سوره یا آیه ارائه شده جهت خواهد داد. و این به هیچ روی پذیرفته نیست. همچنین قضاوت فرد مسلمان به همین دلیل که مخلوط با ایمان و تعصب دینی خواهد بود برای غیر مسلمان مسموع نیست.
    از سوی دیگر فردی غیر مسلمان نیز نمی تواند داوری را پذیرا شود زیرا قول وی برای مسلمانان مسموع نخواهد بود.
    بنا بر آنچه گفته شد چه مرجع با چه مشخصاتی واقعاً صلاحیت آن را دارد که درباره قوت و ضعف و همانندی یا عدم همانندی سوره یا آیه ارائه شده داوری کند؟
    سلام

    در مورد مسئله تحدی قران نگفته داور مسلمان باشه دوست عزیز ادیبان عرب هم به زبان عربی تسلط کامل دارند هم به قواعد و فصاحت وبلاغت آن آشنائی دارند وقتی کسانی مثل ابن هشام مثل -سیوطی- مثل شیخ رضی و مثل زمخشری و ... که از بزرگان ادبیات عرب بوده اند نتوانسته اند به تحدی قرآن پاسخی بدهند پس این تحدی ربطی به قضاوت ندارد بلکه از جنبه اعجاز قرآن هیچ کسی نمیتواند مثل آن را بیاورد اگر می توانست قرآن نیز مانند سایر کتب ادیان تحریف میشد

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    76
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    147



    نقل قول نوشته اصلی توسط گمنام نمایش پست ها
    سلام

    در مورد مسئله تحدی قران نگفته داور مسلمان باشه دوست عزیز ادیبان عرب هم به زبان عربی تسلط کامل دارند هم به قواعد و فصاحت وبلاغت آن آشنائی دارند وقتی کسانی مثل ابن هشام مثل -سیوطی- مثل شیخ رضی و مثل زمخشری و ... که از بزرگان ادبیات عرب بوده اند نتوانسته اند به تحدی قرآن پاسخی بدهند پس این تحدی ربطی به قضاوت ندارد بلکه از جنبه اعجاز قرآن هیچ کسی نمیتواند مثل آن را بیاورد اگر می توانست قرآن نیز مانند سایر کتب ادیان تحریف میشد
    دوست گرامی
    در آن چه نوشتم دقت کافی نکردید. عرض من این بود که مسلمان نمی تواند حتی به این مسئله فکر هم بکند که می توان نظیر قرآن آورد. همچنین ایمان دینی وی در قضاوت و داوری او تاثیر خواهد گذاشت و در این شکی نیست. بنابراین ذکر افرادی نظیر ابن هشام و سیوطی و شیخ رضی و زمخشری که همگی از دانشمندان اسلامی بوده اند خارج از محل است. تسلط بر ادبیات عرب یکی از شروط داوری است نه همه ی آن.
    ادعا های بزرگ، به شواهد و مدارک بزرگ نیاز دارند.
    کارل ساگان

  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    نقل قول نوشته اصلی توسط زنده ی بیدار نمایش پست ها
    دوست گرامی
    در آن چه نوشتم دقت کافی نکردید. عرض من این بود که مسلمان نمی تواند حتی به این مسئله فکر هم بکند که می توان نظیر قرآن آورد. همچنین ایمان دینی وی در قضاوت و داوری او تاثیر خواهد گذاشت و در این شکی نیست. بنابراین ذکر افرادی نظیر ابن هشام و سیوطی و شیخ رضی و زمخشری که همگی از دانشمندان اسلامی بوده اند خارج از محل است. تسلط بر ادبیات عرب یکی از شروط داوری است نه همه ی آن.

    دوست عزیز دقت نکردی این افرادی که نام بردم دانشمند نیستند اینا صاحب یبک و روش در ادبیات عربند وبیشتر قواعد و ادبیات عرب از این افراد بدست آمده است اینا وقتی نتونستند حتی یک ایه هم مثل قران بیاورند یقینا افراد عادی هم نمیتوانند خب خداوند متعال هم همین ر ومیگه شما مثل کتاب قران ر وبیاور ان وقت دربارش صحبت میکنیم

  19. صلوات ها 5


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    76
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    147



    نقل قول نوشته اصلی توسط گمنام نمایش پست ها
    دوست عزیز دقت نکردی این افرادی که نام بردم دانشمند نیستند اینا صاحب یبک و روش در ادبیات عربند وبیشتر قواعد و ادبیات عرب از این افراد بدست آمده است اینا وقتی نتونستند حتی یک ایه هم مثل قران بیاورند یقینا افراد عادی هم نمیتوانند خب خداوند متعال هم همین ر ومیگه شما مثل کتاب قران ر وبیاور ان وقت دربارش صحبت میکنیم
    گمنام گرامی
    منظور من از دانشمند الزاما دانشمند فیزیک و شیمی و زیست شناسی نیست. اگر خطاب به زمخشری و ابن هشام و سید رضی می گویم دانشمند منظور افراد عالم و متتبع و مدقق است. من همه افرادی را که گفتید کاملا می شناسم. ولی شما اصلا به نکته ای که عرض کردم دقت نکردید. سخن در این است که این افراد چون مسلمانند نمی توانند کار داوری را بر عهده بگیرند هم به سبب ایمانی که به سخن خداوند مبنی بر عدم امکان همانند آوری برای قرآن دارند و هم به سبب این که ایمان و تعصب دینی آنها در کار داوری آنها خلل وارد می سازد و بی طرفانه داوری نخواهند کرد. خواهشمندم با دقت بیشتری پاسخ فرمایید.
    ادعا های بزرگ، به شواهد و مدارک بزرگ نیاز دارند.
    کارل ساگان

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود