صفحه 1 از 10 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: كفرياتي واضح از كتاب مثنوي مولوي

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    11
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    44

    كفرياتي واضح از كتاب مثنوي مولوي




    رزم علي بن ابيطالب - عليه السلام - با عَمْرو بن عَبدُوَد:



    « اندرآ اكنون كه رَستي از خطر **** سنگ بودي كيميا كَردت گُهر

    رسته‌اي از كفر و خارستان او **** چون گلي بشكفته در بُستان هو

    تو مني و من تواَم اي مُحتشم **** تو علي بودي علي را چون كُشم» (1)


    حرف هاي ما و شما:


    * در جنگ خندق آنگاه كه پرچمدار كفر، «عمرو بن عبدود» خندق را پشت سر نهاده و با نعره‌هاي خود از سپاه اسلام مبارز مي‌طلبيد، كسي از مهاجر و انصار جرأت مقابله با او را پيدا نكرد. در آن هنگام حيدر كرار خواستار نبرد با او شد. رسول اكرم، علي مرتضي - عليه السلام - را براي رفتن به ميدان نبرد آماده كرد و فرمود:


    خدايا امروز تمام ايمان به مصاف تمام كفر مي‌رود. علي را ياري كن كه اگر علي كشته شود تا روز قيامت كسي تو را بندگي نخواهد كرد.

    علي عليه السلام به ميدان رفت و پس از مقدماتي، با ضربتي سرنوشت‌ساز كتف و سر «عمرو» را از تن جدا كرد و با گفتن تكبير، پيروزي حق را به سپاه اسلام مژده داد. و همه شنيدند كه زبان گوياي خدا، محمد مصطفي - صلي الله عليه و آله – فرمود:


    يك ضربت امير در نبرد خندق، از پرستش جن و انس تا روز قيامت برتر است.

    كشته شدن «عمرو» به دست سيدالاوصياء، علي مرتضي - عليه السلام- از افتخارات جاودانه اسلام و مسلمانان است. مخالفان سرسخت و كينه توز اول مظلوم عالم كه تحمل شنيدن فضائل مولانا اميرمؤمنان علي - عليه السلام - را نداشته و ندارند، همواره كوشيدند و در تلاشند تا فضيلتي از يگانه امير عالم باقي نماند مگر آنكه در آن خدشه وارد كرده و تحريفش كنند.

    داستان سراسر دروغ «از علي آموز اخلاص عمل» از همان قماش است. مولويِ دربند وحدت وجود و شيفته و شيداي اصحاب سقيفه و فرمانبردار بي‌چون و چراي ابليس، داستان ساختگي خود را تا آنجا پيش مي‌برد كه در پايان نبرد، علي - عليه السلام - از كشتن «عمرو» صرفنظر كرده و مي‌گويد:


    «تو مني و من تواَم اي مُحتشم **** تو علي بودي علي را چون كُشم»

    آري، به خدا سوگند تاكنون از هيچ كافر و ملحدي جز مولوي نشنيده‌ايم كه حقيقت ايمان، نفْسِ نفيس پيامبر خاتم، ولي‌الله الاعظم، يعسوب‌الدين، اميرالمؤمنين علي - عليه السلام - را با جرثومه‌ي كثافت و ناپاكي يكي بداند، كه در اين شعر، قول پيامبر خدا را تكذيب كرده و ظلمت و نور را يكي دانسته است.

    * من كه مي‌گم خدا دشمنان اميرالمؤمنين رو لعنت كنه. هر كي مي‌خواد باشه.

    * يادمه از دوران جوونيم، هر وقت شعر «از علي آموز اخلاص عمل» رو مي‌خوندم، ناراحت مي‌شدم. برام باوركردني نبود. نمي‌دونستم اصل قصه مولوي دروغه. ولي پيش خودم مي‌گفتم: اميرالمؤمنيني كه با آب دهان كافري غضبناك مي‌شه، چرا وقتي به خونه‌ي همسرش حمله كردند و اون حوادثي كه همتون مي‌دونيد پيش اومد، اونجا چرا غضبناك نشد؟!! بعدها ياد گرفتم كه علي - عليه‌السلام - معصومه و خشم و غضبش، خشم و غضب خداست. اونوقت خيالم راحت شد.

    * شما رو به خدا اين حرفا رو به اونايي بگيد كه صبح تا شب سنگ مولوي رو به سينه مي‌زنن و افتخارشون اينه كه حافظ اشعارش هستند. خيال مي‌كنن كه حافظ وحي خداوندي هستن...!!!

    * محمد بلخي قائل به وحدت وجود است و همه چيز را خدا مي‌داند. در منطق او تفاوتي ميان علي - عليه السلام - و «عمرو بن عبدود» نيست، همچنان كه در داستان حضرت موسي - عليه السلام - و فرعون مي گويد:

    «موسي‌اي با موسي در جنگ شد»

    و در آن داستان نيز موساي پيامبر و فرعون را يكي مي‌داند. و بر همين اساس است كه داستان علي - عليه السلام - را به «عُمر» و داستان «عُمر» را به علي - عليه السلام - نسبت مي‌دهد.

    اين عقيده ي كفرآميز در ماجراي گفتگوي حضرت امير با قاتلش – ابن ملجم مرادي – نيز تكرار شده است، آنجا كه مي گويد:

    هیچ بغضی نیست در جانم ز تو **** زآنکه این را من نمی‌دانم ز تو
    آلت حقی تو فاعــل دست حق **** چون زنم بر آلت حق طعن و دق
    غم مــــخور جانا شفیع تو منم **** مـــــالک روحم نه مملوک تنم

    * قربونت برم آقا اميرالمؤمنين. چقدر مظلومي. راسته كه اول مظلوم عالمي. آقاجون دوستدارانت شعر «از علي آموز اخلاص عمل» رو زمزمه مي‌كنن. اونا براش سر و دست مي‌شكنن. همه‌شون غافلند. همه‌شون يادشون رفته كه شما مطهّر و معصوميد. شما هواي نفس نداريد. شما يك آن از خدا غافل نمي‌شيد. آقاجون شما بهتر مي‌دونيد كه اين شاعر «عليه ما عليه»، مرشد خودشو خيلي خيلي بالاتر از شما مي‌دونه. و براي هم مَسلكان خودش چه كرامت‌ها و چه فضيلت‌هايي نقل مي‌كنه. دهانش پر از آتيش باشه هر كي به شما حرفي رو نسبت بده. خدا عذابشو زياد كنه...

    * اميدواريم پس از اين هرگز شاهد شعر «از علي آموز اخلاص عمل» در كتاب‌هاي ادبيات فارسي مقاطع مختلف تحصيلي نباشيم و جامعه‌ي اسلامي ما از بدآموزي‌ها در امان باشد.

    * حالا كه مولوي سفت و سخت طرفدار وحدت وجوده و در داستان حضرت علي و «عمرو» گفته: «تو مني و من تواَم»، و در داستان حضرت موسي و فرعون گفته: «موسي اي با موسي در جنگ شد»، به همون دليل ما مي‌تونيم بگيم: سگي، ابلهي، حرامزاده اي گفته:


    «بشنو از ني چون حكايت مي‌كند»

    زيرا اگر همه در وجود يكسانند و پيامبر الوالعزم و برگزيده‌اي چون حضرت موسي با فرعوني كه خودشو پروردگار مردم مي‌دونه و در برابر خدا طغيان كرده يكسان باشه، يكسان بودن شاعر با هر موجودي سهل‌تر و پذيرفتني‌تره. و اين طور حرف زدن از نظر شاعر هيچ اشكالي نداره. اگه اون حرفا حقه، اينم كه ما مي‌گيم حقه. اگه اينكه ما مي‌گيم حق نيست، اون حرفا هم هيچ كدوم حق نيستن و شاعر جَفَنگ گفته.

    * ما توي كتاب‌ها اينطور ياد گرفته و باور كرده بوديم كه شاعر مي‌خواسته بگويد حضرت علي - عليه‌السلام - پس از فرو بردن خشم، دشمنش را كشته و اين مفهوم براي همه‌ي ما قطعي بود. ولي نمي‌دانستيم كه در پايان مثنوي مزبور، حضرت از كشتن «عمرو» منصرف مي‌شود و كسي چنين چيزي را از قول مولوي براي ما نگفته بود.

    * من چندتا سوال دارم، از كي بپرسم؟!!


    آيا كساني كه در كلاس‌هاي درس و يا بر روي منابر از مولوي مي‌گويند اين نكته‌ها را مي‌دانند؟

    آيا براي ارشاد و هدايت مردم مي‌شود به قول هر كافر و ستمگري استناد كرد؟

    آيا مولوي حقيقتي را گفته كه اولياي دين از گفتن آن خودداري كرده‌اند؟

    آيا ترويج مولوي ترويج كفر و نفاق و شرك و ابتذال نيست؟

    آيا دفاع از مولوي يه مساله‌ي سازمان يافته توسط فراماسونرها نيست؟! (2)

    -----------------------------------------------------------------------------------------------
    (1) جواب گفتن اميرالمومنين كه سبب افكندن شمشير از دست چه بود در آن حالت، مثنوي معنوي، نسخه‌ي رينولد نيكلسون، ص 164، ابيات 3905 تا 3907

    (2) اشاره به انتخاب سال 2007 ميلادي به عنوان سال جهاني مولانا از سوي سازمان بين المللي يونسكو.
    -----------------------------------------------------------------------------------------------
    منبع: وبلاگ حرفاي ب ي ر ب ط (http://harfayebirabt.blogfa.com)


  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    نوشته
    436
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1050



    نقل قول نوشته اصلی توسط jimbo110 نمایش پست ها
    حالا كه مولوي سفت و سخت طرفدار وحدت وجوده و در داستان حضرت علي و «عمرو» گفته: «تو مني و من تواَم»، و در داستان حضرت موسي و فرعون گفته: «موسي اي با موسي در جنگ شد»، به همون دليل ما مي‌تونيم بگيم: سگي، ابلهي، حرامزاده اي گفته: «بشنو از ني چون حكايت مي‌كند»
    باسمه تعالی

    اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک

    شما مثلا جزو شیعیان امیرالمومنینی که چنین فحش و ناسزا می بندی، اگر شبهه علمی داری مطرح کن و الا اینجا جای فحش و ناسزا نیست.

    شمایی که نمی دانی وحدت وجود یعنی چه، چرا، ناسزا می گویی؟ شما می خواهی مبلغ دین شیعی باشی؟ می خواهی مایه زینت امام صادق علیه السلام باشی؟
    ویرایش توسط هشام : ۱۳۹۰/۱۰/۰۲ در ساعت ۱۳:۲۶

  5. صلوات ها 9


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    نقل قول نوشته اصلی توسط jimbo110 نمایش پست ها
    «تو مني و من تواَم اي مُحتشم **** تو علي بودي علي را چون كُشم»
    ندانستن درد نیست چون با سوالی علمی نوش میشود ندانستن و نپرسیدن و خود را علامه دهر دانستن درد بی درمانی است که فرقه نصیریه به آن مبتلایند.
    ادعای عصمت و نیابت عصمت با این جهل همخوانی ندارد.
    سر درنمی آوری بپرس مثل قصه مولوی و ابوطالب تاپیک شهلا نزنی.

    یاحق

    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    11
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    44



    آقاي هشام كه خود را كارشناس خوانده اي:

    من جزو شيعيان اميرالمومنين باشم يا نباشم زياد مهم نيست. مهم اينست كه شما چون كسي را مخالف عقايد خود مي يابيد فكر مي كنيد طرف فقط بلد است فحش و ناسزا بگويد.
    من به شما پيشنهاد مي كنم ابتدا متن را خوب و دقيق بخوانيد و دقت كنيد و بعد قضاوت نماييد.

    گفته ام مولوي اي كه قائل به وحدت وجودي شده است كه از قول اميرمومنان به دورغ آن جمله ها را نسبت داده است پس در قالب اعتقادي وي هيچ جاي اشكال نيست كه بگوييم مولوي با سگ و يا با حرامزادگان يكسان و برابر است. چطور گفته ي او مبني بر اينكه مولا علي با ابن ملجم يكسان دانسته شده شما را به درد نياورده ، حال كه به مولوي و آنهم بنا به اعتقاد وي گفته شود با سگان ميتواند يكسان باشد، برآشفته ايد؟!!!!

    شما كه مي فهميد وحدت وجود چيست توضيح دهيد. چرا شعار مي دهيد. و مدام ميگوييد اين صفحه جاي فحش و ناسزا نيست. كي فحش داد؟ كي ناسزا گفت؟!!!
    خواهش مي كنم كمي منصف باشيد. مثلا شما كارشناس هستيد ...


  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069




    بسم الله الرحمن الرحیم

    بر اساس فلسفه وحدت وجودیان علی علیه السلام بواسطه وجود عمر ابن عبدود آزمایش میشود .
    عبدود خدو بر صورت حضرتش می اندازد و حضرت بجای تبعیت از عکس العمل حیوانی با یاد خدا در دل و تنها بخاطر رضای خدای متعال او را هلاک میکن و بدین واسطه تعالی می یابد.

    این فرصت بندگی و تعبد را به علی علیه اسلام خداوند عنایت فرمود تا بواسطه عمر ابن عبدود یا هر چیز دیگری مورد آزمایش و تعالی واقع شود.
    پس
    بر اساس اعتقاد وحدتیان
    عمر یک مامور از جانب خدا برای تعالی علی
    و علی یک عامل به حق از جانب خداست.

    هرچند این محاسبات عاشقانه از طرف اهل عشق لذت بخش است چراکه حضور خدا و احاطه خداوند را در همه احوال حس میکنند ولی از دیدگاه عقل دینی این میسرنیست چون انسان تزکیه نفس نکرده ومبتلای به جهل هر لحظه امکان انحرافش میرود.

    چه بسا بخاطر کج فهمی افرادی از انجام وظایف دینی خود باز ماندند لذا این امر ( اینگونه تلقی کردن بدون عقل ) به هیچ کسی توصیه نمیشود .


    یاحق
    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۰/۱۰/۰۱ در ساعت ۱۷:۲۷
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    11
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    44



    اين همان اعتقاد باطليست كه متاسفانه در مثنوي مولوي موج مي زند.

    اولا: در تاريخ همچين نقلي وجود ندارد. هيچگاه اين ماجرا در يكي از روايات تاريخي چه از شيعه و چه از سني نقل نشده است. مخصوصا با توجه به آخر ماجرايي كه محمد بلخي نقل مي كند كه حضرت از كشتن عبدود گذشت.!!!!

    ثانيا: اميرمومنان بنا به استناد ايات و روايات مكرر در فرهنگ شيعي هيچگونه نفسي از جانب خود ندارد. هيچ چيز در نزد او جز رضاي خدا و اطاعت محض از باريتعالي وجود ندارد. امام عليه السلام جانشين خدا بر روي زمين است. مگر مي شود خدا غضبي خارج از ذات احديتش داشته باشد؟!!!
    آنچه كه امير صلوات الله عليه غضب مي كند همانا غضب خداست و همانا كه امير صلوات الله عليه خشنود مي شود خداي متعال خشنود مي گردد. درباره ي صديقه ي طاهره سلام الله عليها داريم كه پيامبر فرمود خدا به غضب و خشم فاطمه غضب مي كند و به خشنودي او خشنود مي گردد. پيامبر نفرمود فاطمه به غضب خدا، غضب مي كند. ماجرا برعكس است. غضب فاطمه سلام الله عليها غضب خداي متعال را در بر دارد.
    يعني اين رابطه يك دستگاه است. آنچه كه خدا مي خواهد ائمه و معصومين دارند. اراده الله به همين معنا مي باشد.

    ثالثا: استفاده از الفاظ عارفانه ي واهي براي توصيف ائمه و پيامبران الهي خارج از عبوديت است. براي همين هست كه يكي از مبطلات روزه ي ماه مبارك رمضان دروغ بستن بر خدا، پيامبر و ائمه عليهم السلام است. آيا مي توان در ظهر ماه رمضان با دهان روزه اين اشعار را خواند و به امير مومنان نسبت داد؟!!!

    رابعا: محمد بلخي نه تنها در اين مسئله كه در بسياري ديگر از اشعارش همين رويه را در پيش گرفته است. وحدت وجود طريقت وي است. اساس فكري اوست.

    بدترين ظلم و ستم، آنست كه بر خدا و اوليا الهي روا داشته شود. دوستان بجاي اينكه از گفته هاي كفرآلود امثال مولوي آشفته شوند، از اينكه اشعارش مورد نقد و حتي مخالفت قرار ميگيرد ، ناراحت شده و منتقدين را متهم به ناسزاگويي و فحاشي مي كنند.

    آنكسي كه ناروا سخن رانده، آنكسي كه ناسزا گفته، همانا محمد بلخي يا رومي يا هر كجايي هست ....


  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    نقل قول نوشته اصلی توسط jimbo110 نمایش پست ها
    اولا: در تاريخ همچين نقلي وجود ندارد. هيچگاه اين ماجرا در يكي از روايات تاريخي چه از شيعه و چه از سني نقل نشده است. مخصوصا با توجه به آخر ماجرايي كه محمد بلخي نقل مي كند كه حضرت از كشتن عبدود گذشت.!!!!

    ماجرای نکشتن عبدود هم مربوط به همین تعابیر عاشقانه است. و هیچ ربطی به تاریخ ندارد . کسی مدعی نیست که مولوی مورخ برگی بوده مگر اینکه شما مدعی شوید.

    مولانا مفسر فلسفه عشق به خدا بود ه و نه محدث - راوی و یا مورخ .


    نقل قول نوشته اصلی توسط jimbo110 نمایش پست ها
    ثانيا: اميرمومنان بنا به استناد ايات و روايات مكرر در فرهنگ شيعي هيچگونه نفسي از جانب خود ندارد. هيچ چيز در نزد او جز رضاي خدا و اطاعت محض از باريتعالي وجود ندارد. امام عليه السلام جانشين خدا بر روي زمين است. مگر مي شود خدا غضبي خارج از ذات احديتش داشته باشد؟!!!

    هر چه در روایات آمده بر اساس رجال و درایه محاسبه و قوی و ضعیفش مشخص میشود.
    اما در مورد آنچه که فرمودید علی علیه اسلام خودش نیست خداست
    این فلسفه
    علی الهی است. یعن علی را خدا گرفتن. علی را خدای روی زمین دانستن. همچون مسیحیان که مسیح را خدای روزی زمین میدانستند این کپی اسلامی آن است.
    این عین شرک و کفر محض است که در قرآن کریم مشخصا در رابطه با مسیحیان بدان اشاره شده.


    در قرآن کریم آمده که ای پیامبر به مردم بگو من بشری هستم مانند شما و فقط به من وحی میشود.
    مقام الوهیت دادن به اولیاء خدا کفر کفار است


    (
    أَفَحَسِبَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنْ يتَّخِذُوا عِبَادِي مِنْ دُونِي أَوْلِياءَ إِنَّا أَعْتَدْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ نُزُلًا(الکهف/102)
    آيا کافران پنداشتند مي‌توانند بندگانم را به جاي من اولياي خود انتخاب کنند؟! ما جهنم را براي پذيرايي کافران آماده کرده‌ايم!ا
    )

    نقل قول نوشته اصلی توسط jimbo110 نمایش پست ها
    ثالثا: استفاده از الفاظ عارفانه ي واهي براي توصيف ائمه و پيامبران الهي خارج از عبوديت است. براي همين هست كه يكي از مبطلات روزه ي ماه مبارك رمضان دروغ بستن بر خدا، پيامبر و ائمه عليهم السلام است. آيا مي توان در ظهر ماه رمضان با دهان روزه اين اشعار را خواند و به امير مومنان نسبت داد؟!!!

    در ظهر و یا عصر و یا هر زمان آنچنان که شما ائمه را میپرستید باعث طردتان از طرف خدای متعال و به تبع آن از جانب انبیاء و اوصیاء میشود و یا شرحی که بر آن اشعار هست و معنی اش مشخص است باعث رنجش آنها میشود ؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط jimbo110 نمایش پست ها
    بدترين ظلم و ستم، آنست كه بر خدا و اوليا الهي روا داشته شود. دوستان بجاي اينكه از گفته هاي كفرآلود امثال مولوي آشفته شوند، از اينكه اشعارش مورد نقد و حتي مخالفت قرار ميگيرد ، ناراحت شده و منتقدين را متهم به ناسزاگويي و فحاشي مي كنند.

    شما اولا اثبات توحید خود را بکنید با این عباراتی که نوشتید حال در مورد کفر بعدا با هم صحبت میکنیم.


    یاحق
    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۰/۱۰/۰۱ در ساعت ۱۸:۱۹
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    نوشته
    436
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1050



    نقل قول نوشته اصلی توسط jimbo110 نمایش پست ها
    گفته ام مولوي اي كه قائل به وحدت وجودي شده است كه از قول اميرمومنان به دورغ آن جمله ها را نسبت داده است پس در قالب اعتقادي وي هيچ جاي اشكال نيست كه بگوييم مولوي با سگ و يا با حرامزادگان يكسان و برابر است. چطور گفته ي او مبني بر اينكه مولا علي با ابن ملجم يكسان دانسته شده شما را به درد نياورده ، حال كه به مولوي و آنهم بنا به اعتقاد وي گفته شود با سگان ميتواند يكسان باشد، برآشفته ايد؟!!!!
    باسمه تعالی

    یعنی دین اسلام شیعی به شما گفته است که در ملأ عام، یک عالم سنی را، (با نقل یک جریانی) سگ و حرامزاده بدانی؟ یعنی شیعیان امیرالمومنین اینقدر بی حساب حرف می زنند؟ اگر کسی جریان امیرالمومنین را در جنگ با عمربن عبدود، اینچنین نقل بکند، کافر و..، است؟ و...

    برادر عزیز، اگر شبهه داری سوال کن، (مثلا سوال کن اگر کسی مثلا جریان امیرالمومنین را اینچنین نقل بکند، درست نقل کرده؟ بعد بفرمایید با مقام عصمت سازگار است؟ بعد بفرمایید چرا گفته موسی با موسی، نگفته فرعون با فرعون؟ و...) از کارشناسان سایت پاسخ بگیر.

    مسأله وحدت وجود یک مسأله هستی شناسی است، یعنی خداوند وجود اصیل است و بقیه مظاهر و آیات او، دقیقا همان نظریه ای که خود قرآن بیان کرده است، یعنی هر جا نظر بیافکنی وجه خدا است(اینما تولوا فثم وجه الله).

    بنده قبلا به شما تذکر دادم، دوباره تکرار کردی، بار دیگر تذکر می دهم که اینجا جای فحش و ناسزاگویی نیست، (در زبان وحدت وجودیان، حرامزاده با حلال زاده متفاوت است، نه یکسان، سگ با انسان متفاوت است، نه یکسان، گرچه تمام اینها مظاهر خدا هستند) لطفا ادب بحث را رعایت کنید.
    ویرایش توسط هشام : ۱۳۹۰/۱۰/۰۲ در ساعت ۰۰:۲۰

  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    11
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    44



    جناب هشام؛

    كسي اينجا فحش نداده است كه شما مدام بر منبر اخلاق مي رويد.!!!

    از شما خواهش مي كنم كمي متن را دقيق بخوانيد. اگر در توانتان هست پاسخ بگوييد. نه اينكه درس اخلاق بدهيد و مدام به فكر آخرت اينجانب باشيد.

    مگر فقط شما و طرفداران شما وحدت وجود را شنيده و توصيف كرده ايد؟!

    شما از طرف طرفداران وحدت وجود، به من بگوييد «موسي اي با موسي در جنگ شد» كه يكي از اين دو حتما فرعون است، به چه منظور است؟

    شما كه از طرفداران وحدت وجود و مولوي هستيد، بفرماييد منظور از ابيات زير چيست؟

    هیچ بغضی نیست در جانم ز تو **** زآنکه این را من نمی‌دانم ز تو
    آلت حقی تو فاعــل دست حق **** چون زنم بر آلت حق طعن و دق
    غم مــــخور جانا شفیع تو منم **** مـــــالک روحم نه مملوک تنم

    شما كه طرفدار وحدت وجود هستيد بفرماييد شعر زير كه از قول اميرمومنان نقل شده است به چه معناست؟

    «تو مني و من تواَم اي مُحتشم **** تو علي بودي علي را چون كُشم»

    علي عليه السلام خطاب به ابن ملجم ميگويد تو مني و من توام ، تو همان علي هستي، من علي را چگونه بكشم، آنگاه بر من خرده گرفته ايد كه چرا به مولوي گفته ام سگ؟!!!

    بر پايه ي منطق مولوي، وقتي علي عليه السلام همان ابن ملجم باشد، چرا مولوي نتواند سگ بشود؟!!!
    (سگ هم مظهر و آيتي از آيات خداست)


  19. صلوات ها 5


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    یافتن زلال دین خدا
    نوشته
    11
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    43



    با سلام و تشکر از جناب jimbo110
    اجرتان با خدا

    از این دست کفریات در اشعار مولوی فراوان است. و جالب اینکه همه ی این کفریات در کتابیست که صاحبش در دیباچه آن را "اصول اصول اصول دین" معرفی میکند!!!

    به نظر من نباید به امثال مولوی و طرفدارانش خرده گرفت و تناقضات بیشماری که عقاید و اعمالشون با دین مبین اسلام و مذهب شیعه داره رو بهشون گوشزد کرد!!! چون مولوی خودش میگه:
    ملت عشق از همه دینها جداست ***** عاشقان را ملت و مذهب خداست

    مذهبی که در آن تجسم خدا و تصور دست و پا برای او ایرادی ندارد. و باید پیامبر اولوالعزم رو برای مبارزه با بت پرستی ملامت کرد.
    تو برای وصل کردن آمدی*****نی برای فصل کردن آمدی

    چه انتظاری باید داشت از مذهبی که حتی شیطان را عاشق می پندارد و سجده نکردن شیطان در پیشگاه خدا در مورد انسان را ناشی از عشق به خدا تلقی می کند:
    ترک سجده از حسد گيرم که بود*****آن حسد از عشق خيزد نه از حجود
    هر حسد از دوستي خيزد يقين*****کِي شود با دوست غيري همنشين
    (مثنوي معنوي/دفتر دوم/ص324)



    مذهبی که سماع را نماز باطن میداند!
    روزی در حضور مولانا رباب (یک نوع آلت موسیقی) میزدند و مولانا ذوقها میکرد. ناگاه عزیزی (یکی از مریدان) در آمد که نماز دیگر (اذان) میگویند. مولوی لحظه ای تن زد (صبر کرد) و فرمود: نِی نِی آن (اذان) نماز دیگر و این سماع نماز دیگر . هر دو داعیان حقند. یکی (اذان و نماز) ظاهر را به خدمت میخواهد و این دیگر (سماع) باطن را به محبت حق میخواند. ( مناقب العارفین ص ۳۴۲)

    و بسیاری خزعبلات دیگر که از جمله اصول این مذهب است.
    قال امیرالمؤمنین علی علیه السلام:
    «... إن الحق و الباطل لا يعرفان باقدار الرجال ،اعرف الحق تعرف اهله، و اعرف الباطل تعرف اهله.
    »


  21. صلوات ها 6


صفحه 1 از 10 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 4

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود