صفحه 1 از 9 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سخني با مدعيان تفسير كتاب خدا

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    11
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    44

    سخني با مدعيان تفسير كتاب خدا




    محمدحسين طباطبايي (مشهور به علامه طباطبايي):


    اگر مجالي باشد مي‌توانم همه‌ي مسائل قرآن كريم را تنها با استفاده از يك سوره‌ي كوچك بيان كنم. (1)



    حرف‌هاي ما و شما:


    «اگر مجالي باشد»، يعني اگر شرائط زماني اجازه دهد و مانعي بر سر راه نباشد تا بتوانم جَوَلاني دهم، توان علمي، قلم و بيان لازم را هم دارم تا همه‌ي مسائل قرآن كريم را، يعني همه‌ي آنچه را كه خداوند دانا و حكيم در كتابش قرار داده، در ذيل سوره‌ي «توحيد» و يا «كوثر» بيان كنم. تا ببينيد كه مي‌شود همه‌ي قرآن را از يك سوره‌ي كوچك فهميد و استنباط كرد.

    عبارت كوتاه ولي پُرمعناي فوق، شبيه برخي از عباراتي مي‌باشد كه از پيشوايان معصوم _ عليهم السلام _ به دست ما رسيده است.
    حضرت باقرالعلوم _ عليه السلام _ فرموده‌اند:


    «اگر حاملاني براي دانش خدادادي‌ام مي‌يافتم هر آينه توحيد، اسلام، ايمان، دين و شرايع را از «صمد» نشر مي‌دادم.»(2)

    پذيرش كلام پيامبر خدا و جانشينان معصوم او _عليهم السلام _، كه گنجينه‌دار علوم الهي و مصداق منحصر به‌فرد «من عنده علم الكتاب» مي‌باشند، سهل و ضروري بوده و نيازي به دليل و برهان ندارد. زيرا هر آنچه كه پيشوايان معصوم عليهم السلام مدعي آن باشند، حقيقت داشته و مطابق با واقعيت است. چون دانش حجّت‌هاي الهي از جنس ديگري بوده و تعليم و تعلّم آن هم سبك و سياقي ديگر دارد.

    وقتي حضرت صادق _ عليه السلام _ مي‌فرمايند: پيامبر خدا _ صلي الله عليه و آله و سلم _ به اميرالمؤمنين _ عليه السلام _ بابي از علم آموختند كه هزار باب و از هر بابي هزار باب علم برايش گشوده شد، (3) يعني از يك باب علم، يك ميليون باب علم براي حضرتش حاصل شده است.

    آري علوم خدادادي اين چنين مي‌باشد
    .خداوند تبارك و تعالي دانش كتاب خود را به پيامبر و جانشينان معصوم او _ عليهم السلام _ عطا فرموده است. هر يك از آنان مي‌توانند به راحتي از كلمه‌ي «صمد» قرآن، همه‌ي مقولات ديني را نشر دهند و چنين ادعايي از آن بزرگواران هيچ گاه دور از حقيقت نيست.

    ولي پذيرش عبارت فوق از غير تعليم ديدگان الهي، براي كسي امكان دارد كه خودش واقف به همه‌ي مسائل قرآن بوده و بداند همه‌ي آن مسائل از يك سوره‌ي كوچك قرآن نيز قابل بيان است؛ و چنين كسي امروز غير از حضرت حجه بن الحسن العسكري _ عليهما السلام _ در عالم هستي نيست. آن عزيز دور از نظر مي‌تواند عبارت بالا را از گوينده‌اش بپذيرد و يا رد كند. او را تصديق كند و و يا تكذيب نمايد.

    اگر يك غيرمعصومي به هر دليل، مدّعي باشد كه من داراي علوم اوّلين و آخرينم، چه كسي ادعاي او را مي‌پذيرد؟!!

    كدام عاقلي گفته‌ي او را تصديق مي‌كند؟!

    چنين كسي اگر داراي سلامتي فكر و ذهن و قواي بدني باشد، بايد هزاران سال در راه كسب دانش كوشيده و به همه‌ي دانايان دنيا دسترسي داشته باشد. و تاكنون تاريخ بشر كسي را با اين خصوصيّات معرفي نكرده است.


    بي ترديد، مدّعي فوق بايد برتر از همه‌ي پيامبران پيشين _ عليهم السلام _ و صاحب همه‌ي معجزات آنان باشد. او بايد برتر از حضرات آدم، نوح، ابراهيم، موسي و عيسي - عليهم السلام - باشد.

    وقتي ما بر اين باور بوده و معترفيم كه دانش هر چيزي در قرآن مي‌باشد (تبيان لكل شيئ)؛ و مي‌شنويم كسي مدّعي شده همه‌ي مسائل قرآن را مي‌داند، يعني ادعاي او برتر از كسي است كه مي‌گفت: من داراي علوم اولين و آخرينم، چه قضاوتي خواهيم داشت؟

    آيا خداوند بدون اطلاع قبلي امام ديگري خلق كرده است؟!!


    ما هيچ ترديدي نداريم كه در حال حاضر بيش از يك امام معصوم غائب از نظر _ عجل الله تعالي فرجه _ نداريم. و هيچ يك از پيامبران پيشين _ عليهم السلام _ وعده‌ي امام ديگري را به ما نداده‌اند. پس هر كه جز وليّ‌عصر _ ارواحنا له الفداء _ چنين ادّعايي كند، چشم بسته مي‌گوييم محكوم به ... است.

    عبارت اعجاب برانگيز فوق را اوّلين بار آقاي جوادي آملي از زبان علّامه‌ي طباطبايي چنين نقل كرده است:

    «ايشان هميشه مي‌فرمود: اگر مجالي باشد مي‌توانم همه‌ي مسائل قرآن كريم را تنها با استفاده از يك سوره‌ي كوچك بيان كنم.» (4)


    ادعاي علّامه خيلي شگفت‌آور است

    علّامه طبلاطبايي از پيشوايان معصوم _ عليهم السلام _ نيست؛ و به فرموده‌ي اميرالمؤمنين علي _ عليه السلام _ در هيچ چيز با آن بزرگواران قابل قياس نمي‌باشد، نه در علم، نه در عصمت، نه در قدرت، نه در صفات انساني و نه در خلقت. (لا يقاس بنا احد)

    اگر مرحوم علّامه نزد يك روستايي دور از فرهنگ و معارف ديني چنين ادّعايي مي‌كرد، خيلي تعجّب‌آور نبود. ولي چطور ادّعاي استادش را پذيرفته و آن را براي ديگران نقل مي‌كند؟!!

    چرا به استادش! نفرموده جناب استاد، هر ادّعايي در حوزه‌ي درس و بحث داريد به جاي خود محفوظ، ادعاي امامت چرا؟!

    شما كه براي دستيابي به معناي يك واژه‌ي عربي بايد به چند كتاب لغت مراجعه كنيد،
    شما كه از درك يك عبارت ناتوانيد،

    شما چگونه ادعاي امامت مي‌كنيد؟!


    شما اينگونه كه مي فرماييد هنوز از شناخت خود ناتوانيد، چگونه مدّعي شناخت همه‌ي مسائل قرآن هستيد؟

    شما كه مجال پيدا كرديد و گفتيد قرآن نور است و نور نياز به بيان پيامبر هم ندارد، ولي خودتان بيست جلد تفسير براي همين نور نوشتيد؟!!

    نوري كه نياز به بيان پيامبر ندارد، حال چگونه محتاج بيان و تفسير شماست؟

    جناب استاد! شما كه مجال داشتيد در حوزه‌ي شيعه ادعاي «حسبنا كتاب الله» كنيد، از نداشتن كدام مجال سخن مي‌گوييد؟!!

    شما حتما فرمايش قرآن ناطق اميرالمومنين علي _ عليه السلام _ را فراموش نكرده‌ايد كه فرموده‌اند:


    «قرآن را به سخن آوريد. ولي هرگز سخن نخواهد گفت.»

    ذلِكَ القُرآنُ فَاسْتَنْطِقُوهُ و لَنْ يَّنْطِقَ لَكُم (5) (6)

    قرآن نه با شما و نه با علّامه سخن نگفته و نخواهد گفت. شما مخاطب قرآن نيستيد تا قرآن را بفهميد. قرآن را «مَنْ خُوطِبَ بِه» مي‌شناسد و نه شما كه با معنا و مفهوم و اسرار آن بيگانه‌ايد.
    «عن أبي جعفر (عليه السلام): ما يعرف القرآن إلا من خوطب به» (7)

    آيا به واقع نمي‌دانيد مخاطب قرآن چه كسيست؟ اميرمؤمنان علي _ عليه السلام _ به صراحت در همان بيان فوق توضيح داده‌‌اند:

    ... و لكِنْ اُخْبِرُكُمْ عَنْهُ ... (6)
    و يا
    ... فلوسألتموني عنه لعلّمتكم ...(7)

    شما آموخته‌ها و تصوّرات و ترديدهاي خود و پيشينيانتان را به قرآن نسبت مي‌دهيد. و هرگز فراموش نكنيد كه دروغ بستن به خدا از گناهان كبيره است.
    نقل عبارت آن‌چناني، از مريدان چشم و گوش بسته اعجاب برانگيز است تا چه رسد به شما كه داعيه‌ي چنين و چنان داريد!

    از شما مي‌پرسيم:


    - چه هدفي داريد كه عبارت علّامه را براي ديگران نقل مي‌كنيد؟

    - آيا قصدتان ايراد و اشكال بر علّامه است؟


    - يا مي‌خواهيد موقعيت استثنائي خود در نزد استاد را به ديگران گوشزد كنيد؟


    - و يا اين كه ضمني معترف هستيد كه مي‌شود يك غيرمعصومِ جاهلِ فراموشكار، همه‌ي مسائل قرآن را بداند و آن‌ها را در ذيل يك سوره‌ي كوچك بيان كند؟!


    - آيا حقيقتا فقط با خواندن يك سوره‌ي كوچك مي‌توان به همه‌ي مسائل قرآن دست پيدا كرد؟ و يا با خواندن همه‌ي آيات و فهميدن معاني آنها مي‌شود آنها را در ذيل يك سوره‌ي كوچك بيان كرد؟ چرا ذيل يك سوره؟ بهتر نبود مدعي مي‌شدند ذيل «باء بسم الله»؟
    !


    و السلام علي من اتبع الهدي
    ---------------------------------------------------------------------------------------

    (1) روزنامه قدس، 1377/8/23
    (2)توحيد صدوق، ص 92، ح 6
    (3) بصائرالدرجات، ج 2، ص 79، ح 1084
    (4) نشريه زن روز، 1361/8/29
    (5)نهج البلاغه، خطبه 157
    (6) اصول كافي، ج1، ح 7، صص 60 – 61
    (7) مستدرك الوسائل، ج17، ص 266

    ------------------------------------------------
    ویرایش توسط مدیر سایت : ۱۳۹۰/۱۰/۰۱ در ساعت ۰۹:۳۰

  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8432




    با سلام

    ما دستور داریم که رفتار برادر دینی خود را حمل بر نیکی کنیم ، به نظر من این سخن اگر درست فهمیده و ضبط شده باشد منظور همان تفسیر قرآن به قرآنی است که روش علامه رحمه الله در المیزان است :

    و القرآن يفسر بعضه بعضا



  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069




    سلام علیکم
    بله شما درست میفرمائید. در تشیع بجز امام معصوم مابقی گنگند و اهل ایمان نیستند و نور خدا تنها در قلب مومنین است که آن مومنین هم امامان شیعه اند.

    وارثین امامان شیعه اند اعراف امامان شیعه اند و الی ماشاء الله.

    با توجه به این تعابیر مابقی لیاقت فهم معارف الهی را ندارد که اگر کسی بگوید نوری در قلبم هست که معارف الهی را بدان وسیله میبینم و میفهمم برایتان عجیب است.
    و
    به این شکل متهم به ادعای امامت میشود.

    خدا اول راه راست را به همه ما نشان بدهد و بعد از فهم راه راست هدایت را نصیب مان نماید.

    یاحق


    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    تحقیق
    نوشته
    2,487
    حضور
    14 روز 3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8530



    -- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَرْسَلَ إِلَيْكُمُ الرَّسُولَ ص وَ أَنْزَلَ إِلَيْهِ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَ أَنْتُمْ أُمِّيُّونَ عَنِ الْكِتَابِ وَ مَنْ أَنْزَلَهُ وَ عَنِ الرَّسُولِ وَ مَنْ أَرْسَلَهُ عَلَى حِينِ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ وَ طُولِ هَجْعَةٍ مِنَ الْأُمَمِ وَ انْبِسَاطٍ مِنَ الْجَهْلِ وَ اعْتِرَاضٍ مِنَ الْفِتْنَةِ وَ انْتِقَاضٍ مِنَ الْمُبْرَمِ وَ عَمًى عَنِ الْحَقِّ وَ اعْتِسَافٍ مِنَ الْجَوْرِ وَ امْتِحَاقٍ مِنَ الدِّينِ وَ تَلَظٍّ مِنَ الْحُرُوبِ عَلَى حِينِ اصْفِرَارٍ مِنْ رِيَاضِ جَنَّاتِ الدُّنْيَا وَ يُبْسٍ مِنْ أَغْصَانِهَا وَ انْتِثَارٍ مِنْ وَرَقِهَا وَ يَأْسٍ مِنْ ثَمَرِهَا وَ اغْوِرَارٍ مِنْ مَائِهَا قَدْ دَرَسَتْ أَعْلَامُ الْهُدَى فَظَهَرَتْ أَعْلَامُ الرَّدَى فَالدُّنْيَا مُتَهجمه فِي وُجُوهِ أَهْلِهَا مُكْفَهِرَّةٌ مُدْبِرَةٌ غَيْرُ مُقْبِلَةٍ ثَمَرَتُهَا الْفِتْنَةُ وَ طَعَامُهَا الْجِيفَةُ وَ شِعَارُهَا الْخَوْفُ وَ دِثَارُهَا السَّيْفُ مُزِّقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ وَ قَدْ أَعْمَتْ عُيُونَ أَهْلِهَا وَ أَظْلَمَتْ عَلَيْهَا أَيَّامُهَا قَدْ قَطَّعُوا أَرْحَامَهُمْ وَ سَفَكُوا دِمَاءَهُمْ وَ دَفَنُوا فِي التُّرَابِ الْمَوْءُودَةَ بَيْنَهُمْ مِنْ أَوْلَادِهِمْ يَجْتَازُ دُونَهُمْ طِيبُ الْعَيْشِ وَ رَفَاهِيَةُ خُفُوضِ الدُّنْيَا لَا يَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ ثَوَاباً وَ لَا يَخَافُونَ وَ اللَّهِ مِنْهُ عِقَاباً حَيُّهُمْ أَعْمَى نَجِسٌ وَ مَيِّتُهُمْ فِي النَّارِ مُبْلَسٌ فَجَاءَهُمْ بِنُسْخَةِ مَا فِي الصُّحُفِ الْأُولَى وَ تَصْدِيقِ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ تَفْصِيلِ الْحَلَالِ مِنْ رَيْبِ الْحَرَامِ ذَلِكَ الْقُرْآنُ فَاسْتَنْطِقُوهُ وَ لَنْ يَنْطِقَ لَكُمْ أُخْبِرُكُمْ عَنْهُ إِنَّ فِيهِ عِلْمَ مَا مَضَى وَ عِلْمَ مَا يَأْتِي إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ حُكْمَ مَا بَيْنَكُمْ وَ بَيَانَ مَا أَصْبَحْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ فَلَوْ سَأَلْتُمُونِي عَنْهُ لَعَلَّمْتُكُمْ (کافی ج1 ص60)
    سلام برادر عزیز"
    اگرکمی درروایت حضرت علی ع دقت بفرمایید خودحضرت میگه علوم قرآن راازمابگیرید واگرعلامه ره این سخن رامیگه چون علوم اهل بیت ع رامنتقل میکنه بنده کل روایت رانقل کردم به سند کافی تابدونیم حضرت ع میگه علوم قرآن راازمافراگرفته وبعد به دیگران منقل کنید.
    ویرایش توسط پیام : ۱۳۹۰/۰۹/۳۰ در ساعت ۱۸:۱۳

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    تحقیق
    نوشته
    2,487
    حضور
    14 روز 3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8530



    ترجمه روایت ذکر شده قبلی:
    امير المؤمنين (ع) فرمود: ايا مردم، به راستى خداى تبارك و تعالى رسول محترم را براى شما فرستاد و قرآن را بر او نازل كرد به راستى، و شما در نادانى بوديد نسبت به كتاب و خدائى كه آن را نازل كرد و هم نسبت به رسول خدا و آنكه وى را فرستاد، در هنگام فترت و تعطيل رسولان و خواب عميق و طولانى همه ملتها، و توسعه نادانى و رخ دادن فتنهها و آشوبها و شكستن پيمانهاى محكم (نقض قوانين و تعهدات بين الملل كه اساس برقرارى صلح جهان است) و چشم بستگى از حق و حقيقت و زور آورى جور و ستم و زير پرده شدن امور ديانت و شعلهور شدن آتش جنگ، همزمان با پژمردگى و زردى گلستانهاى باغهاى جهان و خشكيدن شاخه درختان آن و خزان شدن و ريختن برگها و نوميدى از ميوه آن و فرو كشيدن آبها و چشمه سارها، پرچمهاى هدايت سرنگون گرديده بود و بجاى آن پرچمهاى هلاكت برافراشته بود، دنيا چهره عبوسى به مردم نشان مىداد و روى در هم و نزارى، پشت به گريز نهاده و روى خوشى نشان نمىداد، بارش همه آشوب بود و خوراكش مردار گنديده و شعارش بيم و هراس و سر و بارش همه تيغ بران بند بند شما مردم از هم دريده و بريده بود، ديدههاى مردم جهان همه نابينا و روزگار همه سياه، از خويشان پيوند مهربريده و خونشان را به رايگان ريخته، و دختران نوزاد و معصوم خود را زير خاك مىنمودند، زندگى خويش و آسايش و آرامش دنيا از ميان آنان رخت بر بسته بود (ربوده شده بود خ ل، براى ديگران برگزيده شده بود خ ل) نه از درگاه حق اميد ثواب و لطفى داشتند و نه از قهر او بيم كيفرى، زنده آنان كورى بود پليد و مردهشان در لابلاى آتش مىغلطيد، پيغمبر نسخه پاك صحف نخست را براى آنها آورد كه آنچه از حق و راستى در دست داشتند تصديق و تأييد كرد و حلال و حرام را به خوبى از هم جدا نمود، اين نسخه همان قرآن است، از او باز پرسيد، او هرگز به زبان شما سخن نكند، من به ترجمانى از او شما را خبر مىدهم كه در آن است علم هر چه گذشته و علم هر چه تا روز قيامت بيايد، قرآن ميان شما حكم است و در هر چه اختلاف داريد بيان قاطع دارد، اگر از من بپرسيد به شما مىآموزم.


  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
    اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ(العلق/3)
    بخوان که پروردگارت (از همه) بزرگوارتر است،
    الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ(العلق/4)
    همان کسي که بوسيله قلم تعليم نمود،
    عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ يعْلَمْ(العلق/5)
    و به انسان آنچه را نمي‌دانست ياد داد!


    أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَيلٌ لِلْقَاسِيةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ أُولَئِكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ(الزمر/22)آيا کسي که خدا سينه‌اش را براي اسلام گشاده است و بر فراز مرکبي از نور الهي قرار گرفته (همچون کوردلان گمراه است؟!) واي بر آنان که قلبهايي سخت در برابر ذکر خدا دارند! آنها در گمراهي آشکاري هستند!
    أَوَمَنْ كَانَ مَيتًا فَأَحْيينَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا كَذَلِكَ زُينَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُوا يعْمَلُونَ(الأنعام/122)
    آيا کسي که مرده بود، سپس او را زنده کرديم، و نوري برايش قرار داديم که با آن در ميان مردم راه برود، همانند کسي است که در ظلمتها باشد و از آن خارج نگردد؟! اين گونه براي کافران، اعمال (زشتي) که انجام مي‌دادند، تزيين شده (و زيبا جلوه کرده) است.

    هل یستوی الذین یعلمون والذین لایعلمون ؟


    یاحق

    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    1,160
    حضور
    5 روز 4 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2443



    سلام.

    قران خود نور است،ولی خود نور دارای مراتب است،به عبارتی قران نوری است که بواطن دارد و هر کسی بر اساس درجه و رتبه ایکه دارد انرا می فهمد،با این حساب کسی ممکن است برسد به مقامی که همنشین اصحاب صراط(معصومین) گردد،انوقت منا اهل البیت می شود،به عبارتی رنگ اهل بیت می گیرد ،انوقت گوش و چشم وعقل او رنگ صراط به خود می گیرد ،نتیجتا هم رنگ اهل بیت می فهمد و درک می کند ولی به واسطه انها ....

    علهذا تفسیر قران و فهم ایات ،برای اشخاص میسر است و لی حقیقت ان در نزد اهل بیت است و لی نزول یافته ان در مراتب پایین قابل صدق است....پیامبر اکرم سخنی می گفتند سلمان طوری درک می کرد و ابوذر طوری و عمار طوری و حضرت امیر جوری دیگر ،انوقت سلمان حق گفتن حقیقت انچه درک می کرد را به مراتب دانی از جمله ابوذر نداشت که البته روایت مربوطه در این زمینه معروف است ،سخن وحی مراتب دارد و هر کسی بر اساس لیاقتش حظی از ان می برد.....



    حضـرت صـادق (ع ) فـرمـود: همانا این قران (کتابى ) است که در ان است جایگاه نور هـدایـت و چراغهاى شب تار، پس شخص تیز بین باید که در ان دقت کند و براى پرتوش نـظـر خـویـش را بـگـشـایـد، زیـرا کـه انـدیـشـه کـردن زنـدگـانـى دل بینا است ، چنانکه جویاى روشنى است در تاریکى ها به سبب نور راه بپیماید.

    (کافی)

    ----------------------




    هر
    کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است -----عشقبازی دگر و نفس پرستی دگر
    است

    نه هر
    آن چشم که بیند که سیاه است و سپید ---یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است

  15. صلوات ها 6


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,508
    حضور
    23 روز 22 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6204



    با سلام و عرض ادب خدمت شما دوست جدید جناب jimbo110
    عرض خوش آمد گویی داریم خدمت شما از ورد به اسک دین.
    در مورد این بحث شما همانطور که استاد پیام هم فرمودند عرض کنم که مسلما ادعای علامه(ره) منافاتی با علم ائمه علیهم السلام ندارد.بلکه ادعای ایشان در طول علم ائمه و پیامبر(ص)می باشد.
    به این صورت که این ادعا با توجه به معارف اهل بیت علیهم السلام و قواعد فهم و تفسیر قرآنمی باشد نه اینکه بخواهند ادعایی مستقل در مقابل اهل بیت داشته باشند.
    دوست عزیز یک نکته ای ظریف هم خدمت شما عرض کنم، بعضی سخنان علما
    برای ما متشابه هستند و نمی توانیم آن را خوب درک کنیم و بفهمیم وکسی که این سخن بالا را فرموده عمری است با قرآن مانوس است و خوب می فهمد چه می گوید ولی درکش بر ما سخت است.و تایید ایت الله جوادی(زید عزه) هم شاهد بر همین سحن ماست.


    ویرایش توسط عمار : ۱۳۹۰/۱۰/۰۱ در ساعت ۱۰:۲۹
    سخني با مدعيان تفسير كتاب خدا

    الهی من ذاالذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا

    آن کس که تورا شناخت جان را چه کند
    فرزند وعیال وخانمان را چه کند.




  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    تحقیق
    نوشته
    2,487
    حضور
    14 روز 3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8530



    معاني الأخبار-ترجمه محمدى ج‏2 130 باب 291 - معنى ظهر قرآن و بطن آن ..... ص : 130
    - حمران بن أعين گويد: از امام باقر عليه السّلام پرسيدم: معنى ظهر قرآن‏ و بطن‏ آن چيست؟ فرمود: ظهر (لفظ قرآن‏ خلاف تأويل، آنچه از تو غائب باشد) پشت آن كسانى هستند كه قرآن در عهد ايشان نازل گرديده، و بطن‏ (درون) آن اشخاص هستند كه بعد از نزول قرآن بدنيا آمده‏اند و همانند گروه اوّل به آن عمل مى‏كنند و هر چه در باره آنان نازل شده در باره اينها هم جارى مى‏شود.

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    علمی/خانوادگی/روانشناسی ومشاوره/اعتقادات/اهل بیت/انقل
    نوشته
    367
    حضور
    49 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1232



    بنده اصلا از این کلام علامه خودستایی برداشت نمی کنم.ایشان منظورشان اثبات اعجاز قرآن است.می خواهند بگویند:قرآن آنقدر شگفت آور است وقابلیتهای عجیب دارد که توانسته تمام مطالب خودش را در یک سوره کوچک جای بدهد!کلا شیوه نزول قرآن هم به همین صورت بوده.ابتدا مطالب به صورت خلاصه در سوره ها وآیات اولیه (از نظر نزول) می آمده.سپس به تدریج در سوره های مفصل باز می شده و وارد جزییات می شده.اما منظور علامه این است که در یک سوره کوچک عمده مطالب اصلی قرآن وجود دارد.حالا چرا می فر مایند من می توانم این را برایتان ثابت کنم؟چون آنقدر روی قرآن کار کرده بودند که مطالب اصلی واساسی قرآن را که اهداف خاص الهی از نزول آن بوده توانسته اند در یابند(البته در حد فهم خودشان) واین دانش را هم قطعا از ائمه
    آموخته اند(همانطور که دوستان گفتند) اما به نظر من امامان هم مارا راهنمایی کرده اند.نخواسته اند همه دانشهای قرآن را یکجا وکامل در اختیار ما بگذارند چون در آنصورت دیگر چیزی برای تحقیق ومطالعه وتلاش سایر انسانها باقی نمی ماند! آنها دوست دارند همه ما مثل علامه آنقدر استاد شویم که بتوانیم هر روز معارف تازه ای از قرآن کشف کنیم والبته تا جایی که با اصول کلی وکلیدهایی که آنها داده اند مطابقت کند هیچ ایرادی هم ندارد.بنابراین ادعای ایشان نه خودستایی است نه کار خیلی سخت وشگفت آوری که فقط از عهده امامان برآید! آن معارف خاصی که صرفا متعلق به امامان است ورای این حرفها ودر حد علوم غیبی ومخفی قرآن است . ادعا ی علامه فقط در حد تفسیر قرآن است.منتها در حد تخصصی.

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 9 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود