صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: کدام عقلی کتاب دینی زرتشتیگری را با چنین گفتارهایی می پذیرد ؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521

    تعجب کدام عقلی کتاب دینی زرتشتیگری را با چنین گفتارهایی می پذیرد ؟




    با سلام

    برخي‌ از گناهان‌ مكافاتي‌ داشته‌ كه‌ گمان‌ را به‌ وهم‌ مي‌اندازد، امّا اين‌ حقيقتي‌ است‌ كه‌ در كتاب‌ ونديداد Vandidad آمده‌ است‌.
    هرگاه‌ كسي‌ جسد مرده‌اي‌ را به‌ تنهايي‌ حمل‌ كند، مزداپرستان‌ بايستي‌ حصاري‌ در جايي‌ بنا كنند كه‌ دور از آب‌ و آباداني‌ باشد و مردي‌ كه‌ اين‌ چنين‌ گناهي‌ را مرتكب‌ شده‌ در آنجا محبوس‌ نموده‌ و از بدترين‌ خوراكها و سخت‌ترين‌ پوشاكها او را تا زماني‌ كه‌ به‌ پيري‌ مي‌رسد زنده‌ نگاه‌ دارند، يعني‌ به‌ سن‌ پنجاه‌، شست‌ و يا هفتاد سالگي‌ برسد، آن‌گاه‌ دژخيمي‌ را مي‌فرستند تا سرِ وي‌ را از بدن‌ قطع‌ كرده‌ و جسدش‌ را طعمه‌ي‌ جانوران‌ درنده‌ و گوشتخوار سازد.
    براي‌ دريافت‌ بهتر چنين‌ رسومي‌ كه‌ وصف‌ و شرح‌ و طرز عمل‌ شرعيِ آنها در ونديداد ] شرايع‌ ضدّ ديو [ جزء به‌ جزء آمده‌ است‌، از نوشته‌هاي‌ دامنه‌دار سومريان‌ و الواح‌ بازمانده‌ي‌ آنان‌ كه‌ از آسياي‌ مركزي‌ به‌ بين‌النّهرين‌ كوچ‌ كرده‌ بودند نيز مي‌توان‌ سود برد، و همچنين‌ مورد مطالعه‌اي‌ ديگر شرح‌ تازه‌ي‌ آيين‌شمني‌ Chamanisme است‌ كه‌ امروزه‌ در آن‌ سرزمينها ملاحظه‌ مي‌شود.
    درباره‌ي‌ خدا و يا خدايان‌ در كهن‌ترين‌ شكل‌ آيين‌ مجوسي‌، خداياني‌ حقيقي‌ و خيرخواه‌ و نيك‌گراي‌ وجود ندارند.
    تنها گروهي‌ انبوه‌ از خدايان‌ شرّ و ديوان‌ پليد وجود داشتند كه‌ زندگاني‌ روستانشينان‌ را همواره‌ به‌ تهديد و تباهي‌ مي‌كشيدند و جلوگيري‌ از اين‌ همه‌ پليدي‌ و زشت‌كرداريِ اين‌ ديوان‌ تنها با رسوم‌ و آيينها و آدابي‌ ميسّر بود.

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    موطن‌ اين‌ مردمان‌ در شمال‌ بود كه‌ از آن‌ سو نيز مورد تهديد و هراس‌ بودند، و به‌ همين‌ جهت‌ پس‌ از آنكه‌ ايرانيها در سير مهاجرت‌ خود به‌ ايران‌ رسيدند، جاي‌ شگفتي‌ نيست‌ كه‌ اينْدْرَ Indra خداي‌ توفان‌ و تندر آريايي‌ را در ميان‌ اين‌ ديوان‌ ملاحظه‌ نماييم‌.
    اين‌ ديوهاي‌ پليد اغلب‌ همچون‌ ديوان‌ و شياطين‌ بسيار بابلي‌ و سومري‌ بي‌نام‌ و نشان‌ بودند، و گاه‌ به‌ نكوهش‌ صفتي‌ مذموم‌ نمايانده‌ مي‌شدند.
    برخي‌ اوقات‌ نيز صورتهاي‌ گوناگون‌ بيماريها و ناخوشيها را مجسّم‌ مي‌كنند و مورد نفرين‌ واقع‌ مي‌شوند: تو را اي‌ بيماران‌ نفرين‌ مي‌كنم‌، تو را اي‌ تب‌ نفرين‌ مي‌كنم‌، تو را اي‌ مرگ‌ نفرين‌ مي‌كنم‌... و به‌ همين‌ ترتيب‌ نام‌ بسياري‌ از بيماريها كه‌ نفرين‌ مي‌شوند، ياد مي‌شود.

    چنان‌ كه‌ گفته‌ شد، برخي‌ از اين‌ ديوان‌ مظهر صفاتي‌ زشت‌ و اعمالي‌ نكوهيده‌ مي‌باشند كه‌ يكي‌ از بدترين‌ و خطرناك‌ترين‌شان‌ ديو « خشم‌ » يا « اَئِشْمَه‌ » Aesma مي‌باشد. همچنين‌ ديوهايي‌ هستند كه‌ سدّ نعمتها و مواهب‌ طبيعي‌ را مي‌كنند، چون‌ ديو سْپِنْ جَغْرَ Spenjayra .
    در جاهايي‌ ديگر به‌ ذكر دسته‌يي‌ بسيار از اين‌ ديوان‌ به‌ سركردگي‌ اهريمن‌ يا اَنْگْرَه‌ مَئين‌ يو Angra Mainyu برمي‌خوريم‌ كه‌ در همه‌ جا، اين‌ سو و آن‌ سو به‌ بدكاري‌ و زيانكاري‌ مشغول‌اند، و اين‌ ديوها عبارت‌اند از: اينْدْرَ Indrd ، ديو سَئورْوَ Saurva ، ديو ناوَنْگْ هَئيثْيَه‌ ya Navanghai ، ديو تَئورْوي‌ Taurvi ، ديو زَئيري‌ Zairi ، ديو خشم‌ Aesma ، ديو آكَه‌ تَشَه‌ Akatasa ، ديو زمستان‌ ، ديو ويراني‌ ، ديو پيري‌ ، ديو بوئي‌ تي‌ Buiti ، ديو دْريوي‌ Driwi ، ديو كَسْوي‌ Kasvi ، ديو پَئي‌ تيشَه‌ Paitisa ، ديو ديوها ، در جايي‌ ديگر نيز به‌ همين‌ ترتيب‌ از عدّه‌ي‌ بسياري‌ ديگر از ديوان‌ نام‌ برده‌ مي‌شود.


    ادامه دارد...!
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    برخي‌ ديگر از اين‌ ديوان‌ نشانه‌هايي‌ دارند از آن‌ نوع‌ جادوهايي‌ كه‌ در سده‌هاي‌ ميانه‌ رواج‌ و شيوعي‌ داشت‌ بسيار.
    منشأ اين‌ امر مراسمي‌ است‌ درباره‌ي‌ ناخن‌ گرفتن‌ و آرايش‌ موها و بريدن‌ آنها، هرگاه‌ موي‌ و ناخن‌ سترده‌ و گرفته‌ شده‌ را در سوراخهايي‌ نهند، آن‌ چنان‌ كه‌ در ونديداد نقل‌ شده‌ و هنوز رسمي‌ است‌ شايع‌، اين‌ موها و ناخنها و احياناً دندانها و ساير چيزهايي‌ كه‌ جدا شده‌ و وابسته‌ به‌ بدن‌ آدمي‌ هستند در سوراخها به‌ وسيله‌ي‌ ديوان‌ و دون‌ پايه‌گان‌ اهريمن‌ ربوده‌ شده‌ و بدل‌ به‌ شپش‌ و جانوراني‌ ديگر مي‌شوند كه‌ موجب‌ تباهي‌ گندم‌، خوراك‌ و پوشاك‌ مي‌شوند، باز همچنان‌ كه‌ در ونديداد تأكيدي‌ است‌ براي‌ دفن‌ نِسا «لاشه‌، ميت‌» و ساير اعضاء و چيزهايي‌ چون‌ ناخن‌ و مو و دندان‌ كه‌ بايستي‌ در زير خاك‌ و يا شكاف‌ در و ديوار پنهان‌ شوند، همچنان‌ در آيين‌ مغان‌ تأكيدي‌ بسيار است‌ درباره‌ي‌ مردگان‌ و دفن‌ ناكردن‌ آنان‌، بر همين‌ منوال‌ قانون‌ و قوانيني‌ درباره‌ي‌ مردگان‌ شامل‌ اين‌گونه‌ چيزها نيز مي‌شود كه‌ بايستي‌ در سرزميني‌ متروك‌ و دور از آب‌ و آباداني‌ ريخته‌ شوند تا طعمه‌ي‌ لاشه‌خواران‌ گردد.

    چنان‌ كه‌ گفته‌ شد، جمله‌ي‌ اين‌ ديوان‌ پليد و زشتكار كه‌ آفت‌ زندگاني‌ درست‌ و پاكيزه‌ هستند، به‌ سركردگي‌ اهريمن‌ يا اَنْگْرَه‌ مَئين‌ يو كه‌ آفريننده‌ي‌ بي‌حدّ و مرزبنديها، زشتيها، نابسامانيها است‌، و همه‌ي‌ گياهان‌ زهرآگين‌ و جانوران‌ موذي‌ و گزند رساننده‌ « خَرَفَسْتَرْ » خَرَفَسْتْرَ Xrafstra كه‌ از آفريده‌هاي‌ او هستند، به‌ بدي‌ و زشتي‌ به‌ كار سرگرم‌اند، به‌ همين‌ جهت‌ است‌ كه‌ مغان‌ سعي‌ و اهتمام‌ بسيار به‌ فراواني‌ دارند در كشتن‌ جانوران‌ و حيوانات‌ موذي‌ و اهريمن‌ آفريده‌، چون‌: مورچه‌، مار، وزغ‌ و برخي‌ از پرندگان‌ و جانوراني‌ ديگر كه‌ كشتن‌ و نابود كردنشان‌ به‌ ويژه‌ براي‌ كاهنان‌ مباح‌ و مستحسن‌ شمرده‌ شده‌ است‌ و خراب‌ كردن‌ لانه‌ و سوراخ‌ اين‌ جانورهاي‌ اهريمني‌ از وظايف‌ مزداپرستان‌ مي‌باشد.


    ادامه دارد...!
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    فَرْگَرْد بيستم‌ ونديداد طريقه‌ي‌ طبابت‌ و مبارزه‌ با بيماريها و دزدها است‌، و مغان‌ به‌ وسيله‌ي‌ اوراد و بوهايي‌ خوش‌ و كارها و اعمالي‌ جادوگونه‌، دردها و بيماريها را درمان‌ مي‌كردند، و مردمان‌ را از درد و بيماري‌ نجات‌ مي‌بخشيدند.
    امّا پزشكي‌ « بَئِشَنْريَه‌ Baesazya » دور از افسونهاي‌ كهانت‌ نيز وجود داشته‌ است‌.
    در ايران‌ نيز نخستين‌ پزشك‌ بسي‌ كار آمد و نامي‌ بوده‌، همچون‌ ايم‌ هُوتِپ‌ Imhotep در مصر و اسكله‌ پي‌ يوس‌ Asklepios در يونان‌.
    اين‌ پزشك‌ ثْريتَه‌ rita  نام‌ داشته‌ و از توانايان‌ و خردمندان‌ و نيكبختان‌ و دانايان‌ پيشدادي‌ بوده‌ است‌.
    وي‌ نخستين‌ كسي‌ است‌ كه‌ از لحاظ‌ پزشكي‌ و دردشناسي‌ و مرض‌شناسي‌ اقدام‌ به‌ درمان‌ و طبابت‌ نمود و از وي‌ بسيار به‌ نيكي‌ ياد شده‌ است‌ ثْريتَه‌ در موفقيّت‌ براي‌ كارش‌ و دربند نمودن‌ بيماريها و مرضها از خداوند فلزات‌ خْشَئْره‌ وَ ئيرْيَه‌ ra- Xsa Vairya كمك‌ و مدد خواست‌ و خداي‌ فلزات‌ نيز ياري‌اش‌ كرد و كارد جراحي‌ و كالبد شكافي‌ را به‌ وي‌ ارزاني‌ داشت‌ تا در كار خود توفيق‌ حاصل‌ نمايد.

    امّا سرانجام‌ دوره‌اي‌ پايان‌ مي‌پذيرد، و دوراني‌ نوفرا مي‌رسد.
    در اينجا نيز نشاني‌ از تلفيق‌ عقايد نو و كهنه‌ وجود دارد.
    همان‌گونه‌ كه‌ پيامبران‌ بزرگ‌ و صاحب‌ كتابِ سامي‌ از براي‌ موفقيّت‌ خود صلاح‌ را در آن‌ ديده‌ بودند تا با شريعتهاي‌ گذشته‌ و آداب‌ و رسوم‌ و سنن‌ مردم‌
    مخالفت‌ ننمايند و ايده‌ها و آرا و عقايد خودشان‌ را در خلال‌ آنها كم‌كم‌ جاي‌ دهند، زرتشت‌ نيز چنين‌ كرده‌ بود. به‌ هر حال‌ سرانجام‌ با تولّد پيامبر آريايي‌، اهريمن‌ و يارانش‌ و تمام‌ ديوهاي‌ پليدي‌ گريخته‌ و به‌ قعر زمين‌، در دل‌ تاريكي‌ پنهان‌ مي‌شوند، و اين‌ افسانه‌يي‌ است‌ حاوي‌ انديشه‌هايي‌ اصلاح‌طلبانه‌ كه‌ در تمامي‌ اديان‌ بزرگ‌ وجود دارد.
    امّا آنچه‌ كه‌ در «ونديداد» در درجه‌ي‌ اهميّت‌ بيشتري‌ است‌، و دلهره‌ و ترسي‌ بسيار برمي‌انگيزد، قوانيني‌ درباره‌ي‌ مردگان‌ است‌، مردگاني‌ كه‌ بي‌شك‌ به‌ زندگان‌ نيز سرايت‌ مي‌نمايد و قوانيني‌ در اين‌ باره‌ در اين‌ كتاب‌ و آيين‌ آمده‌ كه‌ از حدّ وسواسي‌ فراوان‌ درمي‌گذرد و زندگانيِ زندگان‌ را سخت‌ ترس‌ آلوده‌ و پر بيم‌ و هراس‌ مي‌كند. هرگاه‌ در ميان‌ جمعيتي‌ كه‌ در هم‌ نشسته‌اند، يك‌ نفر ناگهان‌ بميرد، عدّه‌اي‌ بسيار ناپاك‌ و تا همه‌ي‌ ذرّات‌ وجود نجس‌ مي‌شوند، و اين‌ ناپاكي‌ و آلودگي‌ گاه‌ غيرقابل‌ تطهير و پاكي‌ مي‌شود.


    ادامه دارد...!
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    از همان‌ هنگامي‌ كه‌ نَفَس‌ و جنبش‌ تن‌ را ترك‌ مي‌كرد، جسد و لاشه‌ عنصري‌ مي‌شد سخت‌ نجس‌ و مورد پرهيز. موجب‌ مرگ‌ ديوي‌ بود كه‌ «نَسو / نَسوش‌»، دْروخْش‌ نَسوش‌ druxs.Nasus نام‌ داشت‌.
    اين‌ ديو هنگامي‌ كه‌ در تن‌ كسي‌ حلول‌ مي‌كرد، آن‌ فرد مي‌مرد. دْروخْشْ نَسوشْ ناپاك‌ترين‌ و خطرناك‌ترين‌ ديوها بود. به‌ همين‌ جهت‌ به‌ همان‌ اندازه‌اي‌ كه‌ اين‌ ديو ناپاك‌ و نجس‌ و خطرناك‌ بود، آن‌ لاشه‌ و مرده‌ نيز نجس‌ و خطرناك‌ محسوب‌ مي‌شد و هركس‌ از سه‌ قدمي‌ به‌ مرده‌اي‌ نزديك‌تر مي‌شد، ناپاك‌ شده‌ و لازم‌ بود مراسم‌ ديوزدايي‌ و بَرِ شنوم‌ كه‌ غسل‌ مسّ ميّت‌ بود درباره‌اش‌ انجام‌ شود تا پاك‌ گردد.

    حتي‌ در بسياري‌ موارد، هنگامي‌ كه‌ كسي‌ من‌ غير عمد و به‌ ويژه‌ با تعمّد مرده‌اي‌ را لمس‌ مي‌كرد، مرگ‌ ارزان‌ بوده‌ و لازم‌ مي‌شد حدّ شرعي‌ مرگ‌ درباره‌اش‌ اجرا شود. آشكار است‌ كه‌ در ميان‌ مردم‌ ونديداد ترس‌ و بيمي‌ بسيار از گزند مردگان‌ وجود داشته‌ است‌.
    اين‌ مردم‌ بر آن‌ بودند كه‌ روح‌ مرده‌ در بالاي‌ جسدش‌ همواره‌ در پرواز است‌ تا به‌ هر نحوي‌ كه‌ شده‌ باشد به‌ بازماندگان‌ خود گزندي‌ وارد كند، و شايد اين‌ اعمال‌ انتقامي‌ بوده‌ باشد از جسد متوفّا و مردگان‌ و يا آنكه‌ با اين‌ عمل‌ بر آن‌ بوده‌اند كه‌ قدرت‌ گزندرساني‌ و عمل‌ مرده‌ منتفي‌ مي‌شود.


    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    در اين‌ باره‌ دستورها و آيينهايي‌ سخت‌ داشتند و گفته‌هاي‌ هرودوت‌ را كتاب‌ احكام‌ و شرايع‌ ونديداد تأييد مي‌كند.
    مرد نبايستي‌ كه‌ آب‌ و يا خاك‌ مقدّس‌ را آلوده‌ نمايد، در حالي‌ كه‌ اين‌ مردمان‌ قضاي‌ حاجت‌ طبيعي‌ خود را بر روي‌ همين‌ خاكي‌ انجام‌ مي‌دادند كه‌ جسد مرده‌ نبايستي‌ آن‌ را بيالايد.
    باري‌ جسد مرده‌ را با فراز كوهها، پُشته‌ها و دخمه‌ها و بلنديهايي‌ قرار مي‌دادند.
    دست‌ و پا و موهايش‌ را سخت‌ بر زمين‌ مي‌بستند تا سگان‌ و گرگان‌ و كركسان‌ و ساير درندگانِ لاشه‌خوار آن‌ را بخورند و تنها هنگامي‌ كه‌ استخوان‌ از ماده‌هاي‌ گنديدني‌ و فاسد شونده‌ پاك‌ مي‌شد، خطر تا اندازه‌اي‌ مرتفع‌ و زدوده‌ مي‌گشت‌، سپس‌ استخوانها را در استودانهايي‌ «استخوان‌ دان‌» مي‌ريختند و اين‌ گورها كه‌ شكل‌ مخصوصي‌ داشت‌ بايستي‌ سوراخي‌ داشته‌ باشند و رو به‌ خورشيد، يعني‌ جانب‌ مشرق‌ باشند، تا مردگان‌ بتوانند خورشيد را نگاه‌ نمايند، كه‌ مراسم‌ خورشيد نگرشْني‌ ناميده‌ مي‌شود و اين‌ نيز نشاني‌ است‌ از روش‌ مردم‌ ماقبل‌ تاريخي‌ فلات‌ كه‌ به‌ وسيله‌ي‌ گروه‌ مغان‌ و روحانيون‌ ساساني‌ رواج‌ داشت‌ و در ايران‌ ميان‌ زرتشتيان‌ تا اوايل‌ قرن‌ اخير بدان‌ عمل‌ مي‌شد و در هند و پاكستان‌ هنوز ميان‌ پارسيان‌ اجرا مي‌شود.


    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    فیلم کتاب تاریخ
    نوشته
    61
    حضور
    1 روز 2 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    178
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    406



    هیچوقت این چیزها رو نشنیده بودم
    همیشه یه جور دیگه راجع به دین زرتشت حرف میزدند.
    ممنونم .

    گفتمت رخ بنما گفتی برون شو از خویش
    مات در پیچ و خم این خط قرآن ماندم

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521
    ویرایش توسط TAHOOR : ۱۳۹۱/۰۹/۲۳ در ساعت ۱۸:۲۴ دلیل: حذف پاسخ به پست محذوف
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    نوشته
    6
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    13



    مطالب زیر رو از یکی از سایتهای شیعی نقل قول میکنم و لینکشم پایین صفحه میذارم که دیگه ایه ای در مذمت من صادر نشه
    دوستان خوب توجه کنند که نوشته های زیر افکار و دین همین به قول دوستانمون کافرانی هست که عنوان تاپیک در موردشونه و فتوای کفر ایشان رو صادر کردند و احتمالا اگر الان زنده بودند مستحق بد ترین مجازات؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    دوستانی که در مورد وقایع زمان قبل از ظهور از دید اسلام مطالعاتی داشته اند یه مطابقت بکنن بد نیست
    نقل قول
    [/SIZE][/B]
    منجي در آيين زردشت
    اشاره به اصل نجات بخشي
    در يکي از کتاب هاي مقدس آن ها مي خوانيم : « زندگان و آن هايي که بوده اند و خواهند بود نجاتي خواهند جست که از سوي او مي آيد ، آن که اميد مي دهد که روان پرهيزکاران در بي مرگي نيرومند بود و آن دروندان در رنج جاودان . اين ها را مزدا اهورا به شهرياري ( =نيروي) (خويش ) آفريد » . (1)

    باز مي خوانيم : کسي که در اين راه با ديوان و مردمان که به نوبه ي خود با او (= زردشت ) مخالفت مي کنند، ستيزه کرده است . يعني از آن مردمي است که به او ( = زردشت ) وفا دارند . چنين کسي يا دينش (=وجدانش ) تو را دوست ، برادر يا پدر است . اهورا مزدا سرور خانه ي ما را نجات خواهد داد » . (2)
    و نيز در يکي ازکتاب هاي ديگر آنان آمده است : « ... از اين جهت سوشيانس (ناميده خواهد شد) زيرا که سراسر جهان مادي را سود خواهد داد » . (3)
    و نيز در جاي ديگر مي خوانيم : « اي مزدا ! چه هنگام گاوهاي آسمان براي برقراري جهان راستي طلوع خواهند کرد؟ هدف هاي سوشيانس ها با آموزش هاي کامل تو هماهنگ است . به سوي که براي ياري دادن انديشه ي نيک بايد رفت ؟ به سوي من » . (4)
    درکتاب « زند» بعد از ذکر مقابله و مبارزه ي هميشگي ايزدان و اهريمنان آمده است : « در آن هنگام فتح ، و پيروزي و نصرت ايزدان و منقرض شدن نسل اهريمنان ، عالم به سعادت اصلي خود مي رسد ، و فرزندان آدم بر صندلي سعادت و برکت خواهند نشست » . (5)
    از برخي عبارات « جاماسب » در کتاب « جاماسب نامه » به نقل از زردشت استفاده مي شود که او اشاره به خروج حضرت مهدي عليه السلام در آخرالزمان کرده است . او از « زردشت » چنين نقل مي کند : « خروج مي کند مردي از سرزمين تازيان از ذريه ي هاشم ، مردي با سري بزرگ ، جسمي عظيم ، ساقي بلند ، بر دين جدش ، همراه با لشکري بسيار به ايران روي مي آورد و زمين را آباد مي کند و نيز آن را پر از عدل و داد خواهد کرد » . (6)
    در همان کتاب بعد از بشارت به نبوت رسول اکرم صلي الله عليه و اله آمده است: « و از ذريه ي دختر آن پيامبر که به خورشيد عالم و شاه زمان ( شاه زنان ) معروف است ، مردي به حکم يزدان حکومت مي کند که او آخرين خليفه ي آن پيامبر است. حکومت او در وسط عالم يعني مکه است . و دولت او تا روز قيامت متصل خواهد شد ... در آن هنگام تعداد بسياري از افراد خوش نفس و انبياء رجعت خواهند کرد...» . (7)
    جهان مطلوب
    از خلال اشارات مبهم و کنايه آميز « اوستا» مي توان دريافت که آنان پيوسته براي رسيدن به جهاني مطلوب در کوشش اند و منتظر رسيدن روزي که در آن، همه ي آرزوهاي مشروع برآورده شود و از دشمني ها و نادرستي ها و فريب ها و نيرنگ ها اثري نباشد. « زردشت » خود براي رسيدن به چنين خواستي مي کوشد و از « هرمزد » ياري مي طلبد و از او براي نابودي بدان و ناراستان کمک مي خواهد .
    « سوشيانس ها » که پيروان راستين و بر حق اويند نيز چنين هدفي را دارند و مي خواهند دنيايي بسازند که فساد و تباهي در آن نباشد .
    در يکي از کتاب هاي مقدس آنان مي خوانيم : « ياران استوت ارت پيروزمند فراز آيند ... خشم خونين سلاح دژفره از پيششان بگريزد ، اشه ( = راستي ) ، دروغ بد دژچهر ( = بدذات ) در خود تاريکي را چيره خواهد شد . خرداد و مراد گرسنگي و تشنگي زشت را چيره شود . اهريمن ناتوان و بدکار بگريزد » . (8) و نيز مي خوانيم : « پس باشد که از آناني باشيم که جهان را نوراني کنيم اي مزدا ! و شما اي اهوره هاي ديگر که حمايت و راستي را بياوريم ، وقتي که انديشه ها آنجا يکي شوند. » (9)
    و نيز در جاماسبنامه آمده است : « همانا ( سوشيانس ) - منجي بزرگ - دينش را در تمام سطح عالم ترويج خواهد کرد ، و فقر و تنگدستي را از بين مردم زائل خواهد نمود. و مردم را بر يک عقيده و قول و عمل متفق خواهد کرد » .(10)
    اشاره به موعود
    در کتاب هاي مقدس زردشتيان به موعود جهاني اشاره شده است ، آنجا که مي گويد: « در اين سه هزاره هوشيدر و هوشيدرماه و سوشيانس که جدا جدا در سر هر هزاره از ايشان يکي آيد و همه ي کارهاي جهان را بازآرايد و پيمان شکنان و بت پرستان را در کشور بزند ( = بشکند ) » .(11)
    و نيز مي خوانيم : « پس هزاره ي پنجم هوشيدران بن بود ( = آغاز شد ) . هوشيدر زردشتيان نمودار ( دين ) و پيامبر راست از ( سوي ) هرمزد آيد چنان که زردشت ( دين ) آورد او نيز دين آورد و رواج دهد » . ( 12)
    و نيز مي خوانيم : « به پايان هزاره ( هوشيدر ) هوشيدر ماه به سي سالگي به همپرسگي هرمزد رسد. خورشيد از آن روز بيست شبانه روز به بالست ( آسمان
    ) ايستد . هنگامي که آن مرد سي ساله شود همپرسي کند با امشاسپندان ( که ) فرمانروايان خوب ( و) آفريدگان نيک ( هستند ) مزدا در روز روشن آشکار شود که جهان بي مست و بي کوي و بي کرپ است ، يعني به چيز ايزدان کوروکر نيستند ... و پر جان داده شده است يعني که باران بوده است...» . (13)
    و نيز مي خوانيم : « بدان هزاره ( =هزاره ي هوشيدر ماه ) ، هوشيدر ماه زردشت به پيامبري از (سوي) هرمزد آيد ، چنانکه زردشت دين آورد و اندر جهان روا کرد » . (14)
    و نيز مي خوانيم : « و آن گاه سي زمستان از آن دهمين سده سپري نشده ، کنيز ( ي) به آب نشيند که ( نامش ) « گواگ پد » است که مادر آن گواگ سوشيانش است که ( او) نمودار بردن پتياره اهريمن است واز دوده ي ايست و استر است ... آن گاه اندر آن آب نشيندکه پانزده ساله است ... (آن کنيز) نه پيش از آن با مردان خوابيد و نه پس از آن گاه که آبستن شد تا زماني که آن (سوشيانس) بزاد » . (15)
    و نيز مي خوانيم: «سوشيانس، آخرين آفريده ي هرمزدي در زمين است. آخرين کسي که به زمين مي آيد سوشيانس است که جهان را پاک کند».(16)
    در آيين زردشت سه موعود ذکر شده که بر هر يک از آن ها اسم « سوشيانت » اطلاق شده است . هر سه نفر گر چه به عنوان موعود مطرح شده اند ولي آن چيزي که از اهميت بيشتري برخوردار است موعود سوم است که به او لقب « سوشيانت پيروز » داده اند . آنان مي گويند : « سوشيانت مزدکي به مثابه ي کريشناي براهمه و بوداي پنجم بودايي ها و مسيح يهودي ها وفارقليط عيسويان و به منزله ي مهدي نزد مسلمانان است » .
    زمينه سازان
    ظهور هوشيدر همزمان با آغاز هزاره ي پنجم است . اندکي پيش از اين قيام ، دو نجات بخش ديگر که هر يک نقش ويژه و رسالتي خاص بر عهده دارند ، قيام مي کنند. از متون موجود استنباط مي شود که اين دو تن زمينه را براي آمدن « هوشيدر » آماده مي کنند و نابساماني ها و آشوب هايي که آرامش مزديسنان را بر هم زده است فرو مي نشانند . بررسي موعود در دين زردشتي بدون گفت و گو پيرامون اين دو نفر کامل نخواهد بود.
    الف - بهرام ورجاوند
    درباره ي او و تولد و رشد و قيامش اشارات نسبتا کافي در متون زردشتي آمده است . خروج او مژده ي پايان شب سياه دين و طلوع سپيده ي اميد گروندگان راستکار و درست پيماني است که سال ها سرزنش بي دينان را تحمل کردند ... او خواهد آمد تا دين زردشت را سامان دهد و آز و نياز و خشم و کين و کفر را ريشه کن کند و اهريمن و ديوان بدنژاد را سست و زبون گرداند . با آمدن او بار ديگر زندگي بر چهره ي نيکان لبخند خواهد زد.
    در يکي از کتاب هاي مقدس زردشتيان مي خوانيم : « ... آن هنگام از سوي کابلستان يکي آيد که فره بدوست ( و) از همان دوره ي بغان ( منظور از بغان ، کيانيان است ) و ( او را ) کي بهرام خوانند و همه ي مردم با او باز شوند ( = به او بگروند) و نيز به هندوستان و روم و ترکستان و همه سوي پادشاهي کند و همه وارونه گروشان ( = بد اعتقادان ) را بردارند ( = نابود کنند ) (و) دين زردشت را سامان دهد...» . (17)
    ب - پشيوتن / پشوتن
    پشيوتن يا چهروميان فرزند گشتاسب نجات بخش ديگري است که براي ترويج و استحکام دين مزديسني از کنگدر ظهور مي کند.
    در يکي از کتاب هاي آنان آمده است : « در همان زمان ( = در زمان هوشيدر ) پشيوتن گشتاسپان از سوي کنگدژ آيد با يکصد و پنجاه مرد پرهيزکار ، آن بتکده که رازگاه ايشان ( = ديوان ) بود بکند ( = خراب کند ) و به جاي آن آتش بهرام نشاند. دين را ( به ) همه درست بگويد و سامان دهد. پس هزاره ي پنجم ، هزاره ي هوشيدر آغاز شود » . (18)
    قيام پشيوتن ، آخرين قيام نيمکردانه اي است که اندکي پيش از هزاره ي هوشيدر رخ مي دهد و هدف او بازسازي دين و برپا داشتن آيين هاي ديني و گسترش آموزش هاي آن است .
    در جاماسبنامه مي خوانيم : « ... تا بعد از آن خداي تعالي رحمت کند و زمان دهد تا پشيوتن از کنگدژ بيايد به ياري ايرانشهر و بدي و گمراهي از جهان برخيزد و دين راستي روا شود و در مدت کم و بيش يک سال او شيدر بامي بيايد و دين روا بکند » . (19)
    جهان در پايان هر يک از هزاره ها
    نزد زردشتيان ، جهاني در پايان هر يک از هزاره ها ، جهاني است آکنده از همه ي تباهي ها و پريشاني ها ، جهاني خرابي که در آن ، همه کس و همه چيز راه نابود را مي پيمايد ...
    الف - در زمينه هاي فردي و اجتماعي
    در زراتشت نامه مي خوانيم :
    ز مردم در آن روزگاران بد
    ز صد يک نبيني که دارد خرد
    نبيني در آن قوم رأي و مراد
    نباشد به گفتارشان اعتماد (20)
    و نيز آمده است : « و چشم آز ايشان از خواسته پر نشود و خواسته جهان گرد کنند و زيرزمين نهان کنند» . (21)
    ب- در زمينه هاي تاريخي و اسطوره اي
    وقايع تاريخي در پايان هزاره ها نيز مانند ديگر جنبه ها ، روي هم رفته جامه ي فاسدي را نشان مي دهد که روزنه هاي اميد در آن از همه سو بسته است و افق زندگي تيره و تار همه ي کوشش ها و تلاش ها بي نتيجه به نظر مي رسد. اشاره ي متون گاه آشکارا به وقايع مشخص تاريخي است همچون تسلط ترک و روم و عرب .
    در زراتشت نامه مي خوانيم :
    هميدون بيايند قوم عرب
    برانگيخته شر و شور و شغب
    تلي کشته گردد زهر دو گروه
    زکشته به هر مرز بر ، کوه کوه (22)
    و نيز مي خوانيم : « چون هزاره ي تو به سر رسد ( = به پايان رسد ) اي سپيتمان زردشت ! همه ي سرزمين هاي ايران به سم اسب ايشان کنده شود ، و درفش ايشان به پدشخوارگر رسد » . (23)
    ج - واژگوني اصول
    در جامعه ي مورد بحث ، نه تنها شيرازه ي امور فردي و اجتماعي گسيخته است، بلکه پديده هاي مختلف نيز واژگونه شده و جريان طبيعي خود را از دست مي دهد.
    در زند بهمن يسن مي خوانيم : « و ابر کامکار و باد پرهيزکار به هنگام و زمان خويش باران کردن نشايد » . ( 24)
    و نيز آمده است :
    برآيد بسي ابر بر آسمان
    که باران نبارد به هنگام آن ( 25)
    و نيز مي خوانيم : « و هوا آشفته ( شود ) و سرد باد و گرم باد وزد » . ( 26)
    و نيز مي خوانيم : « .. و تخم ميوه ندهد ، و ميوه ي دانه به ده ( دانه ) هشت ( دانه ) بکاهد و دو بيفزايد و آن که بيفزايد سفيد نباشد. و گياهان و دارو درخت بکاهد چون يکي بستاند نود بکاهد و ده بيفزايد و آن را که بيفزايد شادابي و مزه نباشد » . (27)
    موازين اخلاقي نيز وارونه شده است . در جاماسب نامه مي خوانيم : « پس مردماني که در آن هنگام ( پايان هزاره ) باشند همه به مهر دروجي ( = پيمان شکني ) ايستند» . (28)
    د- وضع خانواده ها
    خانواده و نظام ها و ضوابط حاکم بر آن نيز دگرگون است و هماهنگي لازم را ندارد. در زند بهمن يسن مي خوانيم : « مهر پدر از ( دل ) پسر ( و ) برادرر از ( دل ) برادر برود » . (29)
    و نيز آمده است : « و زن و شوي خويش را به مرگ ارزان ( اعدام ) بدهد » . (30)
    و نيز مي خوانيم : « و پسر و پدر و مادر رازند و ايشان را اندر زندگي از کد خدايي جدا کند » . (31)
    ه - آفات
    مهمترين و اساسي ترين وقايعي که رخ مي دهد وقايع آسماني و زميني گوناگوني است که زندگي آدميان و همه ي موجودات زميني را دست خوش دگرگوني و نابودي مي سازد . در جاماسب نامه آمده است : و « زمين لرزه بسيار بود و بسيار ويراني بکند » . (32)
    و نيز آمده است : و « و باران بي هنگام بارد و آنچه بارد بي سود و بد باشد » . (33)
    و نيز مي خوانيم : « و باران به هنگام خويش نيايد و آنچه ( بارد ) خرفستر و حشرات آورد » . (34)
    و- تحريف و تغيير در دين
    اساسي ترين تغييرات و دردآورترين آن ها ناهماهنگي و هرج و مرجي است که در امور ديني ، روحانيان و تشکيلات دين حاصل مي شود ، آن گاه که از مذهب تنها نامي باقي ماند و معنويت و صفايي که بايد بر آن حکمفرما باشد ، از ميان برود .
    در زند بهمن يسن آمده است : « آنان که به هيربدي و هاوشتي نامورند به يکديگر خواهند و آهو ( = عيب ) ( يکديگر ) گويند ، و عيب بنگرند . ايشان را اهريمن و ديوان دشمني بيشتر برده اند و از گناه که مردمان کنند از پنج گناه سه گناه هيربدان ( و) هاوشتان کنند ... ويزشي ( = عبادت ) که پذيرند نکنند و بيم از دوزخ ندارند » . (35)

    اینم لینک سایت مورد نظر
    http://www.sibtayn.com/fa/index.php?...61&Itemid=1008

    ویرایش توسط TAHOOR : ۱۳۹۱/۰۹/۲۳ در ساعت ۱۸:۲۱ دلیل: پاسخ به پست محذوف

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    با سلام

    جناب ناصر !!

    فکر کنم به اندازه کافی در مورد مستضعف در این احادیث مطلب از بزرگان آورده شده و دیگر نیازی نمیبینیم که کسی را که خود را به خواب زده بیدار کنیم





    کفر در گاتها نمایان است جناب ناصر !!نیاز نیست ما چیزی اضافه کنیم


    یک نمونه کوچک بیان میکنم.......!


    اگر گاتها تنها بخشی است که تحریف نشده !!

    پس برای این گفته موبدان چه توضیحی دارند ؟


    زرتشت از غیرخدا درخواست , دادن حاجت میکند.

    در سرود دوم گاتها(اشتودگاه) در یسناهات ۴۳، در بند۱، زرتشت بار دیگر از آرمیتی درخواست دادن حاجتش را میکند:
    «ای آرَمیتی! برای نگاهبانی از «اشه»، فرّ و شکوهی را که پاداش زندگی در پرتو «منش نیک» است، به من ارزانی دار.»(ترجمۀ پورداود)
    « ای آرمئیتی(نشان ایمان و مهرورزی)، آن پرتو ایزدی که پاداش زندگانی سراسر نیک منشی است، به من ارزانی دار.»(ترجمۀ موبد آذرگشسب)
    «ای آرمئیتی، ای مهر خدایی ما را در زندگی از بخشش بینایی کامل و منش پاک برخوردار ساز.»(ترجمۀ موبد شهزادی)
    «ای پارسایی، آن پرتوی راکه پاداش زندگی نیک منشانه است، به من ارزانی دار.»(ترجمۀ وحیدی)
    «ای آرمایتی! میخواهم سعادت پرتو ایزدی و زیست وهومنی-بخشش کن»(ترجمۀ پروفسور شوشتری)

    پس طبق این بخش از گاتاهای زرتشت، وی از غیرخدا درخواست حاجت کرده است و این شرک است.

    دوباره میپرسم که آیا دست توانایی غیر از خدا در این جهان هست که حاجت وی را بدهد؟
    و آیا آرمیتی بدون اذن خدا میتواند حاجت بدهد؟

    البته که نه.
    پس ای درخواست، درخواست باطل است.

    بهانه ای که زرتشتیها معمولا در اینگونه موارد دست و پا میکنند این است که متوسل به مغالطۀ "خودت هم" میشوند و میگویند
    «شما هم از ائمۀ خودتان حاجت میطلبید!»
    نخست اینکه اگر این ایراد به تشیع وارد بود، هم باعث نمیشد که بر این درخواست گزاف در گاتهای زرتشت وجود دارد، صحه گذاشته شود و دوم اینکه بزرگان شیعه هرگز ائمه حاجت نمیخواهند.

    چنان که در دعای توسل نیز آشکار است ما ابداً از ائمه و معصومین نمیخواهیم که حاجت ما را بدهند، بلکه از آنها میخواهیم که نزد خدا برای اجابت دعایمان شفاعت کنند، همین و بس.

    پس هرگز حاجات خود را از آنها نمیخواهیم، بلکه حاجت را از خود خدا میخواهیم و از معصومین فقط درخواست میکنیم که آنها از خدا بخواهند که حاجت ما را بدهد؛ این کجا و حاجت را از خود آنها خواستن کجا.

    هر چند برخی عوام شیعه ممکن است از حاجت طلبیدن از امام سخن بگویند ولی این سخن عوام است و نه بزرگان شیعه؛
    زرتشتیها اگر میخواهند ایرادی بگیرند از بزرگان ما بگیرند و نه از عوام، چنانکه ما هم ایراد را از بزرگترین فرد در نظرشان گرفتیم


    الان هم لطف کرده و بگذارید تاپیک مسیر خودش را طی کند
    .

    اگر تخصصی در شناخت ادیان دارید بسم الله !!!


    یا علی ع
    ویرایش توسط TAHOOR : ۱۳۹۱/۰۹/۲۳ در ساعت ۱۸:۲۵ دلیل: حذف نقل قول محذوف و پاسخ ان
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 17
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۰۹, ۰۹:۴۴
  2. تو میایی ای پسر فاطمه
    توسط safareeshghe در انجمن مهدویت و آخرالزمان
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۲۰, ۱۹:۴۷
  3. پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۳/۰۸, ۲۱:۴۲
  4. مقایسه ؛ بلایی خانمان سوز یا سکویی برای پرش؟؟؟؟؟
    توسط راهی در انجمن مهارت های زندگی
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۷/۱۹, ۲۲:۰۲

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود