صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: من از زندگیم راضی نیستم( متن كتاب رضايت از زندگي)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۰
    علاقه
    مسائل تربیتی و مشاوره ایی
    نوشته
    334
    حضور
    9 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2539

    دعوت من از زندگیم راضی نیستم( متن كتاب رضايت از زندگي)




    با سلام

    من این چند وقته توی مردم اطراف که دقیق شدم یه چیز رو به طور مشترک بینشون دیدم.

    کاری ندارم به شدت و ضعفش ولی متاسفانه خیلی از مردمی که من دیدم یه مشکل مشترک توی زندگیشون دارند و اون نداشتن رضایت از زندگیه که به صورت های مختلف اون رو بروز میدن

    به نظر شما ما چمون شده که اینقدر تو از زندگیهامون راضی نیستیم؟ اونم در حالی که میزان رفاه توی زندگی ها نسبت به سابق بیشتر شده

    دوست دارم توی این تاپیک از عوامل نارضایتی از زندگی با هم حرف بزنیم. هرکی هرچی میدونه بسم الله
    ما را به جز خیالت فکری دگر نباشد
    در هیچ سر خیالی زین خوب تر نباشد...

  2. صلوات ها 17


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۰
    علاقه
    مسائل تربیتی و مشاوره ایی
    نوشته
    334
    حضور
    9 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2539



    برای فهم این مطلب دو مثال براتون میزنم که خودم به چشم دیدم:


    مثال اول:
    دقیقا دو روز قبل از محرم عروسی یکی از آشناهامون بود و توی این عروسی از هر وسیله گناه آلودی برای شادی استفاده شده بود.
    پدر داماد که به عنوان میزبان بود به قول خیلی از اونایی که توی مراسم بودند(البته یه موقع فکر نکنید که ما هم شرکت کردیم) مثل یه مرغ پر کنده بوده که این رو هم من خواسته بودم که از احوال این شخص برام بگن .
    من با وجود اینکه خودم این فرد رو ندیده بودم ولی حس میکردم که با وجود این مراسم شاد!!!! ایشون شاد نباشن. شاید بپرسی خب این مطالب به هم چه ربطی دارند.



    اگر بگم پدر داماد که الان سنی ازشون گذشته ، خودش توی سالهای قبل اصلی ترین طراح و بانی برنامه ها و مهمانی های آنچنانی بوده و همه رو یه جورایی به گناه دعوت میکرده و حتی اجبار میکرده؛ حرفم رو بهتر بتونم برسونم



    حالا این فردی که خودش تا چند سال پیش بانی این کارها بوده و برای مجالس گناه برنامه میریخته الان همه اون اسباب گناه توی عروسی پسرش مهیاست ولی خودش رو که میبینی حس میکنی که یکی از افراد فامیلش مرده و این هم مجلس ختمشه.



    با توجه به اون آشنایی که من از این شخص دارم مشکلش رو در عدم رضایت از زندگیش میبینم. به حدی این فرد افسرده شده و خودش رو توی زندگی بازنده میدونه که حتی عروسی کردن پسرش هم نمیتونه برای چند لحظه اون رو شاد کنه...



    مثال اول رو از آدمهای این وری زدم ولی مثال دومم رو میخوام از آدمهای به ظاهر خوب بزنم...
    ما را به جز خیالت فکری دگر نباشد
    در هیچ سر خیالی زین خوب تر نباشد...

  5. صلوات ها 11


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۰
    علاقه
    مسائل تربیتی و مشاوره ایی
    نوشته
    334
    حضور
    9 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2539



    مثال دوم :

    آدمی رو میشناسم که الان بیش از 6 ده از عمرش میگذره .به ظاهر مذهبی هستش و خانواده مذهبی هم داره

    این فرد با وجود اینکه بچه هاش رو سر و سامون داده و الحمدلله همشون عاقبت به خیر هستند(البته به صورت نسبی)بار ها و بارها ازش شنیدم که از زندگی راضی نیست و روزی چند آرزوی مرگ میکنه

    وقتی بهش میگی که تو که مشکلی نداری .الحمدلله که همه بچه هات برا خودشون کسی هستند و عاقبت به خیرند میگه این رو قبول دارم ولی ته دلم از زندگیم ناراضیم

    نمیخوام الان بگم که چرا این آقا از ندگیش راضی نیست ولی به هر حال میخواستم عرض کنم که اشخاصی هم هستند که در ظاهر متدین هستند و مشکلی ندارند ولی باز هم از زندگیشون راضی نیستند


    ما را به جز خیالت فکری دگر نباشد
    در هیچ سر خیالی زین خوب تر نباشد...

  7. صلوات ها 10


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۰
    نوشته
    26
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    390



    سلام
    این افراد منبع اصلی آرامش رو گم کرده اند.

  9. صلوات ها 12


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    علاقه
    ادبیات گیاهان
    نوشته
    85
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    749



    نقل قول نوشته اصلی توسط مأوىٰ نمایش پست ها
    سلام
    این افراد منبع اصلی آرامش رو گم کرده اند.
    قبول دارم متاسفانه ما به جای این که به منبع اصلی آرامش فکر کنیم تمام افکارمونو جمع کردیمتا به منبع اضطراب (تجمل ، غرور ، خودبتر بینی و...) برسیم

  11. صلوات ها 11


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۰
    علاقه
    مسائل تربیتی و مشاوره ایی
    نوشته
    334
    حضور
    9 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2539



    نقل قول نوشته اصلی توسط safir sabz نمایش پست ها
    قبول دارم متاسفانه ما به جای این که به منبع اصلی آرامش فکر کنیم تمام افکارمونو جمع کردیمتا به منبع اضطراب (تجمل ، غرور ، خودبتر بینی و...) برسیم
    نقل قول نوشته اصلی توسط مأوىٰ نمایش پست ها
    سلام این افراد منبع اصلی آرامش رو گم کرده اند.
    با سلام
    حرف هر دو بزرگوار متینه ولی بنده قصدم از باز کردن این تاپیک نگاه دقیق و ریز بینانه به عوامل این مسئله هستش نه صرفا گفتن یک سری کلیات

    دوست دارم با دوستان از عوامل عدم رضایت حرف بزنیم و هر کدوم رو هم یه جورایی باز کنیم

    به نظر من در دل همین عوامل خیلی حرفها میشه پیدا کرد
    ویرایش توسط راهی : ۱۳۹۰/۰۹/۲۵ در ساعت ۱۳:۴۴
    ما را به جز خیالت فکری دگر نباشد
    در هیچ سر خیالی زین خوب تر نباشد...

  13. صلوات ها 8


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    28
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    237



    تا زماني كه توقعاتمون زياده و توقعاتمون صرفا مادي هستند اين ناآرامي ها و نارضايتي ها هست اگه به اونچه كه خداوند به من عطا مي كنه راضي باشم و به همون اندازه هم خرج كنم و نگاهم رو از زندگي ديگراني كه سطح زندگي ماديشون از من بالاتره تره بردارم اون حالت رضايتمندي ايجاد ميشه
    اگه توي روايات و آيات الهي توصيه به انفاق و دستگيري از فقرا و يتيمان بسيار بيان شده فقط به اين خاطر نيست كه اونها از فقر نجات پيدا كنند بلكه يه بُعدش اينه كه زندگي پايين دست خودمون رو هم ببينيم تا آرامشي به خودمون هم برسه
    يادمه يه خانمي كه ناآرامي زيادي به خاطر توقعات زيادش از زندگي كه داشت تعريف مي كرد : مدتي توي زندگيم خيلي آرامش داشتم اونهم زماني كه براي بچه هاي فقير يه محله كلاس نهضت گذاشته بودند و من براشون تدريس مي كردم اون سر وضع خاكي بچه ها و لباس كهنه شون به من آرامش مي داد

    فرزندان آدم و تربيت
    ای که دستت می رسد کاری بکن* * * پیش از آنکه از تو نیاید هیچ کار

  15. صلوات ها 10


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    علاقه
    منطق ، ریاضی ، متا فیزیک ، فلسفه
    نوشته
    33
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    119



    به نظر من خیلی تلقین تاثیر داره. وقتی آدم ببینه اکثر اطرافیانش از زندگیشون ناراضی هستن ، همش دارن می نالن ، و اکثر اطرافیانش حرف های نا امید کننده بزنن ، مثل : من از زندگیم راضی نیستم ... اینم شد زندگی ... زندگیه داریم؟؟؟ این حرف ها بالاخره رو زندگی آدم و رو احساس آدم تاثیر دارن و وقتی رو احساس تاثیر گذاشت ، یعنی رو زندگیت تاثیر گذاشت !!! و این به مرض اجتماعی تبدیل میشه. و یک اجتماع رو میگیره. واسه جوون های هم سن خودم ، 17 تا 25 ساله ها میگم موسیقی تو نا امید شدن نسبت به زندگی حیلی تاثیر داره. مخصوصا وقتی موسیقی های اجتماعی یا غمگین گوش میدیم ، اثرش تا ته روحمون میره. من اینو تجربه کردم. الان 99% همسن های من 24 ساعته آهنگ گوش میدن. چرا خدا گفته نکن این کارو؟؟ چون واسه خودمون بده. چون به همین نتایج بدش ( نا امید شدن نسبت به زندگی) بی توجهی می کنیم. و شاید بهتر باشه بگم ما نسبت به خدا جهل داریم و فقط باید بهش اعتماد کنیم ، که وقتی میگه این کارو نکن واسه خودت خوبه. مگه نمیخوای مث من بشی؟؟ به هر چیزی بگی باش ، بشه ؟؟؟ پس من بهت میگم چکار کنی ، تو فقط انجام بده و به من اعتماد کن. از گناهان کبیره س یاس و نا امیدی!! وقتی از زندگیت راضی نیستی ، تقصیر خودته !! خودت باید کاری کنی که راضی بشی !! اولین کار اینه که هر جیزی که حس نارضایتی زندگی رو بهت میده خط بکشی دورش !! مثلا موسیقی غمگین و ... ! بعدش باید خودت کاری کنی که از زندگیت راضی بشی !! گاهی لازمه چیزی که راضیت میکنه رو عوض کنی !! مثلا تو وقتی راضی میشی که یه مهندس یا دکتر بشی ! یا تلاش کن به مهندس و دکتر برسی و اگه نمیتونی ، ( نتونستن نباید از روی تنبلی باشه ) راه دیگه پیدا کن که خیرت به مردم برسه و فعال باشی. چیزی که انسان رو ( به طور فطری) راضی از زندگی میکنه اینه که خیرش به کسی برسه و اینکه فعال باشه . انسان راکد به فساد میفته ( حضرت علی : نفست رو مشغول به کاری کن ، قبل از اینکه اون تو زو مشغول به کاری کنه !!) .انسان راکد احساس به درد نخوری و بیهودگی میکنه !! با خودت تخزیه تحلیل کن که من از زندگیم راضیم ، چون کار مفید انجام میدم !!

  17. صلوات ها 9


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    سلام علیکم

    برای شناخت مردم ( که خودمان نیز یکی از آنهائیم ) و دلایل ناضایتی اشان از زندگی و رابطه اشان با دیانتنیاز به نگاه و بررسی ای دقیق و علمی داریم.

    نتیجه این بررسی ها بنوعی همان است که در قرآن کریم در آیات متعدد به آن اشاره شده ولی در هر صورت انسان نیاز است که تحقیق کند و بفهمد.

    من باب نمونه :
    خیلی ها هستند که ما و شما آنها را مومن میدانم در حالیکه نیستند . این دسته خدا را عبادت میکنند تا مطامع و هوسهای دنیائی آنها را خدا به آنها بدهد و لازم است بفهمند که سعادت در بدست آوردن نیازهائی که برای خود تراشیده اند نیست. و این عبادا ت در اکثر موارد مخدوش به ریا است.

    این افراد از زندگی ناراضیند در حالیکه همواره چشمایشان به دنبال ثروت و قدرت و شهرت (رفاه و آسایش حاصله از این ابزار ) این و آن است لذا از زندگی خود ناراضی اند . و چون هدف و مقصودشان در عبادات خدا نیست ودر حقیقت مقصود نهائی شان آن است که گفته شد و عباداتشان به همان خاطر است. لذا اهل دین نبوده و چه بسا کافر از دنیا بروند.
    (البته سعی کردم خیلی خلاصه این مشکل را عرض کنم از این بابت که اگر نارساست عذر میخواهم.)

    عده ای هم هستند که نه اهل دینند و نه مقصودشان سعادتی است که در کتاب خدا و کلام نبی و بزرگان آمده است.
    خب طبعا آرمان آنها مانند دسته قبل حاصل نشده و از زندگی ناراضیند.

    نقطه اشتراک دسته اول و دوم:
    هر دو این دو دسته برای حصول به مقصود دست به باطل خواهند زد و حرام را با کمال میل سرخواهند کشید.
    ..
    یاحق

    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  19. صلوات ها 5


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۰
    علاقه
    مسائل تربیتی و مشاوره ایی
    نوشته
    334
    حضور
    9 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2539



    با سلام

    به نظر بنده اولین و مهمترین چیزی که لذت از زندگی را از بین میبرد و ما را نسبت به زندگیمان ناراضی میکند "باور نکردن واقعیتها و حقیقتهاست"

    به نظر بنده خیلی از تلخ کامی های ما نسبت به مسائل مختلف، در باور ما نسبت به واقعیتها خلاصه میشه و ما به دلیل همین عدم باور واقعیتهای اطرافمون نمیتونیم درست از زندگیمون استفاده کنیم و از اون لذت ببریم

    نمونه های این مسئله خیلی زیادند و توی پست بعد بیشتر بهش میپردازم
    ما را به جز خیالت فکری دگر نباشد
    در هیچ سر خیالی زین خوب تر نباشد...

  21. صلوات ها 6


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود