صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مشكلي در رابطه با خانواده شوهر (لطفا راهنماييم كنيد)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    16
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    132

    مشكلي در رابطه با خانواده شوهر (لطفا راهنماييم كنيد)




    سلام.
    راستش نمیدونم از کجا شروع کنم...
    ولی اصل موضوعو اگه بخوام بگم اینه که الان سه ساله که ازدواج کردم و با مادر شوهرم توی یه ساختمون زندگی میکنم یه برادر شوهر کوچیک دارم که خیلی اذیتم میکنه دلم میخواد زودتر از این خونه برم یه جایی واسه خودم زندگی کنم ولی میترسم که مادر شوهرم ناراحت شه یعنی همیشه یه جوری با من رفتار میکنه که فکر میکنم اگر از اینجا برم حتما یه بلای وحشتناکی سرم میادو مورد غضب خدا قرار میگیرم و از این حرفها ...
    این موضوع منو خیلی اذیت میکنه از یه طرف دوست دارم برم از یه طرفم احساس گناه میکنم نمیدونم واقعا باید چیکار کنم .نه میتونم اینوری باشم نه اونوری لطفا راهنماییم کنید.

  2. صلوات ها 14


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    تنها به یاد توست، جوش و خروش ما / ای مهدی عزیز، ای آخرین امید
    نوشته
    3,382
    حضور
    16 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    44
    آپلود
    22
    گالری
    495
    صلوات
    31673



    نقل قول نوشته اصلی توسط پانیذ نمایش پست ها
    سلام.
    راستش نمیدونم از کجا شروع کنم...
    ولی اصل موضوعو اگه بخوام بگم اینه که الان سه ساله که ازدواج کردم و با مادر شوهرم توی یه ساختمون زندگی میکنم یه برادر شوهر کوچیک دارم که خیلی اذیتم میکنه دلم میخواد زودتر از این خونه برم یه جایی واسه خودم زندگی کنم ولی میترسم که مادر شوهرم ناراحت شه یعنی همیشه یه جوری با من رفتار میکنه که فکر میکنم اگر از اینجا برم حتما یه بلای وحشتناکی سرم میادو مورد غضب خدا قرار میگیرم و از این حرفها ...
    این موضوع منو خیلی اذیت میکنه از یه طرف دوست دارم برم از یه طرفم احساس گناه میکنم نمیدونم واقعا باید چیکار کنم .نه میتونم اینوری باشم نه اونوری لطفا راهنماییم کنید.

    با سلام و احترام

    خيلي خوش اومدين به اسك دين
    ببخشيد توضيحات تون خيلي مختصر و كوتاه هست، لطفاً اگر ميشه توضيحات بيشتر و كامل تري بفرماييد.


    - مثلا برادرشوهرتون در چه مقطع سني هستند؟ و چه جور اذيتي مي كنند؟
    - مادرشوهرتون چه رفتاري نشون ميدن كه چنين حسي پيدا مي كنيد؟
    - رفتار شوهرتون با خانوادشون و خود شما چجوره؟ (با همسرتون هم مشكلي دارين؟)
    - نظر شوهرتون در مورد رفتن يا موندن چيه؟


    با تشكر
    موفق باشيد




    امام حسین علیه السلام میفرمایند: هرکس هدف و خواسته ای را با معصیت و نافرمانی خدا بجوید, بیشتر از آنچه را که بدان امید دارد از دست میدهد و سریعتر در آنچه که از آن میترسید واقع میشود.

  5. صلوات ها 11


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    16
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    132



    برادر شوهرم 12 سالشه و توی همه کارایی من دخالت میکنه خیلی بی ادبه و هر چی بهش میگم اصلا گوش نمیده و خلاصه همیشه منو حرص میده
    مادر شوهرم هم همش داستان همسایمونو تعریف میکنه که پارسال که از پیش مادر شوهرش اینا رفتن از طبقه چهارم افتادو پاهاش شکست و دوباره برگشت پیش مادر شوهرش.
    شوهرم هم خیلی رعایت خونوادشو میکنه و یجورایی مادرشو مقدم میدونه و هر وقت که میگم بریم از اینجا میگه باشه ولی اونم میترسه که مادرش ناراحت شه!!!!!

  7. صلوات ها 9


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    تنها به یاد توست، جوش و خروش ما / ای مهدی عزیز، ای آخرین امید
    نوشته
    3,382
    حضور
    16 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    44
    آپلود
    22
    گالری
    495
    صلوات
    31673



    با سلام و احترام

    پانيذ گرامي من فكر مي كنم باز هم توضيحات تون خيلي كلي هست و بايد روشن تر بيان كنيد

    آخه براي نظر دادن جهت مشكل شما بايد خيلي از ابعاد رو روشن تر بيان كنيد و توضيح بدين.

    درسته كه زندگي كردن با خانواده همسر مشكلاتي رو داره و راحت نيست منتهي:

    دقيقاً چه مشكلاتي براي شما بوجود آورده؟ (چند مشكل جدي رو مطرح كنيد.)
    خانواده همسرتون چجور اخلاق و رفتاري دارند؟ (فقط به اذيت هاي بچه گانه ي برادرشوهرتون اشاره كردين!)
    حد ارتباط تون با خانواده همسر تون چقدر هست؟
    آيا در زندگي خصوصي شما دخالت مي كنند؟ (دقيقا چه دخالتي؟)
    و...

    ضمناً آيا همسرتون شرايط مستقل زندگي كردن رو دارند؟

    اگر ميشه توضيحات بيشتري و كامل تري بنويسيد.

    با تشكر




    امام حسین علیه السلام میفرمایند: هرکس هدف و خواسته ای را با معصیت و نافرمانی خدا بجوید, بیشتر از آنچه را که بدان امید دارد از دست میدهد و سریعتر در آنچه که از آن میترسید واقع میشود.

  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    حضرت زهرا(س)،شهادت،شهدا،اهل بیت،هیئت
    نوشته
    1,018
    حضور
    4 روز 22 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    9134



    نقل قول نوشته اصلی توسط پانیذ نمایش پست ها
    برادر شوهرم 12 سالشه و توی همه کارایی من دخالت میکنه خیلی بی ادبه و هر چی بهش میگم اصلا گوش نمیده و خلاصه همیشه منو حرص میده
    سلام دوست عزیز
    شما نباید به همچین رفتارها بچه ها عکس العمل نشون بدین
    چون در این سن معمولا این کار باعث میشه یه حس پیروزی درونش ایجاد بشه
    به نظر من حرفی بهش نزنید که بخواهد گوش بده یا نه
    بهترین کار کم محلی هستش
    شما اگر در آینده بخواهید بچه دار شوید و فرزندتون همون رفتار برادر شوهرتونو پیش بگیره میگین بچه رو ول میکنم میرم
    به کسی که ازش حساب میبره مثلا مادر شوهرتون یا همسرتون بگین که باهاش صحبت کنه که توی کارهای بزرگترها دخالت نکنه
    شما باید بیشتر از اینها صبور باشین
    موفق باشید
    ویرایش توسط حی علی المهدی : ۱۳۹۰/۰۹/۲۲ در ساعت ۱۸:۴۰
    امام زمان (عج) فرمودند: برای فرج زیاد دعا کنید ، چرا که این زیاد دعا کردن خود فرج و گشایش کار شماست
    حی علی المهدی (عج)
    خدایا به مادرانمان و خواهرانمان بصیرت ، عفت و حجاب فاطمی عنایت کن
    اشهد ان فاطمة الزهرا عصمة الله کبری و حجة الله الحجج

  11. صلوات ها 10


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    16
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    132



    خانواده همسرم خیلی بد هم نیستن و مادر شوهرم هم سعی میکنه زیاد دخالت نکنه ولی من همیشه دلم میخواسته که مستقل زندگی کنم میدونید چیه مادر شوهرم خیلی به خودش فشار میاره همیشه یه جوری رفتار میکنه که من حس میکنم داره خیلی از خود گذشتگی نشون میده و به خودش فشار میاره دلم میخواست می تونستیم با هم راحت تر باشیم از طرف دیگه هیچوقت با من حرفی نمیزنه و اگه موضوع مهمی باشه حتما به شوهرم میگه بعد اون به من میگه و یه جورایی حس میکنم منو به یه ورشم حساب نمیکنه همیشه خودشو مظلوم نشون میده خیلی حالم بد میشه که همیشه حس گناه و به من القا میکنه از طرفی دلم می خواد اگه یه وقت خواستم بچه دار بشم از اینجا بریم و نزدیک مادر شوهرم اینها نباشیم شوهرم کار خوبی داره و این امکان برای ما هست که یه خونه یه جای دیگه بگیریم ولی اینکارو نمیکنه یعنی اینقدر تا یه موضوعی پیش اومده مادر شوهرم گریه زاری کرده که اونم میترسه یه جورایی زندگی ما با وجود اینکه مادر شوهرم ظاهرا خودشو کنار میکشه کاملا وابسته شده به نظر اون و هر چی که اون بخواد .نمی دونم واقعا باید چیکار کنم .دوست دارم که منو به عنوان زن پسرش به رسمیت بشناسه ولی اون همیشه برعکس اینکارو انجام میده اصلا نمی خواد باور کنه که پسرش زن گرفته و مستقل شده از اول هم من راضی نبودم بیام پیش مادر شوهرم زندگی کنم ولی اینقرد گریه و زاری کرد که حالا مردم چی میگن !که مجبور شدم .الانم همه ی فکرم اینه که کی میشه از اینجا برم ولی نگرانم که بلایی سرم بیاد به نظر شما این امکان وجود داره؟می خوام بدونم اگه کاریو که خودم دوست دارم انجام بدم بعدا باید پاسخگو باشم ؟اینجوری ظلمی به مادر شوهرم میشه؟

  13. صلوات ها 11


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    تنها به یاد توست، جوش و خروش ما / ای مهدی عزیز، ای آخرین امید
    نوشته
    3,382
    حضور
    16 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    44
    آپلود
    22
    گالری
    495
    صلوات
    31673




    با سلام و احترام

    ممنونم از پاسخ روشن و خوب تون

    ببخشيد اگر چندبار سوال پرسيدم، چون جهت راهنمايي دقيق بايد اطلاعات كارشناسان به تمامي زوايا روشن باشه
    با توجه به شرايط تون سوالاتي به ذهنم رسيد:
    پدر شوهرتون در قيد حيات هستند يا نه؟
    ضمناً غير از اون برادرشوهر 12 ساله تون فرزند ديگه اي هم دارند؟
    فرزندان ديگه شون مجردند يا متاهل؟

    با تشكر

    ویرایش توسط آذر بانو : ۱۳۹۰/۰۹/۲۳ در ساعت ۰۹:۴۲



    امام حسین علیه السلام میفرمایند: هرکس هدف و خواسته ای را با معصیت و نافرمانی خدا بجوید, بیشتر از آنچه را که بدان امید دارد از دست میدهد و سریعتر در آنچه که از آن میترسید واقع میشود.

  15. صلوات ها 7


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    حضرت زهرا(س)،شهادت،شهدا،اهل بیت،هیئت
    نوشته
    1,018
    حضور
    4 روز 22 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    9134



    نقل قول نوشته اصلی توسط پانیذ نمایش پست ها
    خانواده همسرم خیلی بد هم نیستن و مادر شوهرم هم سعی میکنه زیاد دخالت نکنه ولی من همیشه دلم میخواسته که مستقل زندگی کنم میدونید چیه مادر شوهرم خیلی به خودش فشار میاره همیشه یه جوری رفتار میکنه که من حس میکنم داره خیلی از خود گذشتگی نشون میده و به خودش فشار میاره دلم میخواست می تونستیم با هم راحت تر باشیم از طرف دیگه هیچوقت با من حرفی نمیزنه و اگه موضوع مهمی باشه حتما به شوهرم میگه بعد اون به من میگه و یه جورایی حس میکنم منو به یه ورشم حساب نمیکنه همیشه خودشو مظلوم نشون میده خیلی حالم بد میشه که همیشه حس گناه و به من القا میکنه از طرفی دلم می خواد اگه یه وقت خواستم بچه دار بشم از اینجا بریم و نزدیک مادر شوهرم اینها نباشیم شوهرم کار خوبی داره و این امکان برای ما هست که یه خونه یه جای دیگه بگیریم ولی اینکارو نمیکنه یعنی اینقدر تا یه موضوعی پیش اومده مادر شوهرم گریه زاری کرده که اونم میترسه یه جورایی زندگی ما با وجود اینکه مادر شوهرم ظاهرا خودشو کنار میکشه کاملا وابسته شده به نظر اون و هر چی که اون بخواد .نمی دونم واقعا باید چیکار کنم .دوست دارم که منو به عنوان زن پسرش به رسمیت بشناسه ولی اون همیشه برعکس اینکارو انجام میده اصلا نمی خواد باور کنه که پسرش زن گرفته و مستقل شده از اول هم من راضی نبودم بیام پیش مادر شوهرم زندگی کنم ولی اینقرد گریه و زاری کرد که حالا مردم چی میگن !که مجبور شدم .الانم همه ی فکرم اینه که کی میشه از اینجا برم ولی نگرانم که بلایی سرم بیاد به نظر شما این امکان وجود داره؟می خوام بدونم اگه کاریو که خودم دوست دارم انجام بدم بعدا باید پاسخگو باشم ؟اینجوری ظلمی به مادر شوهرم میشه؟
    پس اونجور که من فهمیدم مشکل اصلی شما مادر شوهرتون هستش نه برادر شوهرتون
    و شاید یکی از دلایل اینکه با کارهایش نمیزاره شما از پیشش برین اینه که مادر شوهرتون از دوری پسر بزرگش میترسه و فکر میکنه شما اونو تصاحب کردین و وقتی شما از اونجا رفتین دیگه قرار نیست برگرده و همیشه از دستش میده؟
    امام زمان (عج) فرمودند: برای فرج زیاد دعا کنید ، چرا که این زیاد دعا کردن خود فرج و گشایش کار شماست
    حی علی المهدی (عج)
    خدایا به مادرانمان و خواهرانمان بصیرت ، عفت و حجاب فاطمی عنایت کن
    اشهد ان فاطمة الزهرا عصمة الله کبری و حجة الله الحجج

  17. صلوات ها 8


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    16
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    132



    پدر شوهرم در قید حیات هستن و به جز برادر شوهر کوچیک ترم یه برادر و یه خواهر شوهر دیگه ام دارم که خواهر شوهرم پارسال ازدواج کرده و دورتر از ما زندگی میکنه اون یکی برادر شوهرم هم از من بزرگتره ولی مجرده.در کل مادر شوهرم دوست داره بچه هاش حتما کنار خودش باشن و وقتی که خواهر شوهرم هم ازدواج کرد خیلی تلاش میکرد که بیان نزدیک خودش زندگی کنن که نتونست موفق بشه !
    علاوه بر این مادر شوهرم همیشه با من جوری رفتار میکنه که انگار توی خونه ی ما همیشه هر چیزی که شوهرم بخواد اجرا میشه ! نمیدونم چطوری بگم ...یعنی همیشه به من میگه که تو خیلی مظلومی که پسر منو تحمل میکنی آخه اون همیشه باید حرف حرف خودش باشه و به حرف هیچ کس گوش نمی ده ! این خیلی منو عصبی میکنه و باعث میشه همیشه با شوهرم تهاجمی برخورد کنم و کوچکترین حرفشو گوش ندم و کاری کنم که مجبور شه به حرف من گوش بده و کاریو که من میخوام انجام بده همیشه دلم میخواد به این موضوع بی تفاوت باشم ولی کاملا نا خود آگاه عکس العمل نشون میدم .البته خواهر شوهرم هم همیشه همین حرف مادر شوهرمو به من میزنه یعنی یه جوری به من میگه تو خیلی خوبی که انگار خوب بودن یه جور حماقته یا مخصوص آدمایی که کار دیگه ای از دستشون بر نمیاد .
    در کل همه اینها باعث میشه که دلم بخواد برم یه جایی زندگی کنم که دست هیچ کس بهم نرسه ...
    واقعا نمیدونم چه کار باید بکنم!

  19. صلوات ها 8


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    تنها به یاد توست، جوش و خروش ما / ای مهدی عزیز، ای آخرین امید
    نوشته
    3,382
    حضور
    16 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    44
    آپلود
    22
    گالری
    495
    صلوات
    31673



    نقل قول نوشته اصلی توسط پانیذ نمایش پست ها
    علاوه بر این مادر شوهرم همیشه با من جوری رفتار میکنه که انگار توی خونه ی ما همیشه هر چیزی که شوهرم بخواد اجرا میشه ! نمیدونم چطوری بگم ...یعنی همیشه به من میگه که تو خیلی مظلومی که پسر منو تحمل میکنی آخه اون همیشه باید حرف حرف خودش باشه و به حرف هیچ کس گوش نمی ده !

    با سلام و احترام

    اگر رفتار همسرتون اينطور نيست چرا در مقابل مادرشوهر و خواهرشوهر به صورت محترمانه از زندگي و همسرتون دفاع نمي كنيد؟

    مثلا بگين : نه اصلا اينجور نيست! ما به نظرات هم احترام ميذاريم و با هم مشورت مي كنيم و...

    ضمناً ميزان رفت و آمدتون با خانواده ي شوهرتون چجوره؟
    هر روز خونه ي همديگه ميرين؟




    امام حسین علیه السلام میفرمایند: هرکس هدف و خواسته ای را با معصیت و نافرمانی خدا بجوید, بیشتر از آنچه را که بدان امید دارد از دست میدهد و سریعتر در آنچه که از آن میترسید واقع میشود.

  21. صلوات ها 10


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 12
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۲/۲۰, ۱۸:۰۲
  2. ديگر نگوييم چرا شعار مرگ بر اسرائيل اثر ندارد!
    توسط آذر بانو در انجمن آسیب شناسی و آسیب زدایی
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۲/۱۶, ۱۰:۱۵
  3. آيين زرتشت از ديدگاه آرتور کریستینسن
    توسط jomhoori در انجمن آشنایی با ادیان
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۱/۲۳, ۱۵:۰۸
  4. دانلود کتاب آيين همسردارى آيت الله ابراهيم امينی
    توسط مدیر فرهنگی در انجمن خانواده
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۱۲/۰۵, ۰۹:۲۳
  5. پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۱۰/۱۰, ۲۲:۵۷

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۰۹/۰۴, ۱۷:۴۴ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود