صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: این روش اجتهادی درست است یا نادرست ؟!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    علاقه
    علوم اسلامي
    نوشته
    5,555
    حضور
    148 روز 3 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    31823

    این روش اجتهادی درست است یا نادرست ؟!




    با تشکر از پاسخ شما جناب عباس زاده گرامی

    عرایض دیگرم در پاسخ به فقرات فرمایشات شما را جهت جلوگیری از اطاله کلام و سر در گمی ، کنار می گذارم و به مبحث اصلی می پردازم .

    نقل قول نوشته اصلی توسط مهدی عباس زاده نمایش پست ها
    اما ما هم پاسخ داده ایم : 1. همانگونه که در مورد قرآن فهم ما ملاک است در مورد روایات هم فهم ما ملاک است 2. فهم ما از قرآن بر فهم ما از روایات تقدم دارد 3. اگر فهم ما در روایات خلاف فهم ما در قرآن باشد باید فهم خود از روایات را دور بریزیم

    این پاسختان ، جواب خوبی برای رسیدن به نتیجه است که حقیر برداشت های منطقی را از پاسختان عرض می کنم :

    1- فهم از روایات را علاوه بر فهم از قرآن ملاک می دانید پس معتقدید که برخی از روایات نیز صحیح السند هستند که فهمتان از آن حجت است.

    2- همان روایات صحیح السند که یک فهم را به ذهن حضرتعالی می اندازند اگر با فهم شما از یک آیه از قرآن متضاد باشد ، فهم خود از آیه را مقدم می دارید .

    نتیجه گزاره های قبلی این است :

    فهم شما از آیه قرآن در صورت تضاد ، بر فهم شما از روایات صحیح السند (فرضا صد روایت که همگی یک معنا را افاده می کند) برتری دارد .

    خب سئوال اینجاست به چه دلیل شما فهم خود از یک آیه قطعی السند را بر فهم خود از یکصد روایت قطعی السند ترجیح می دهید ؟

    به عنوان مثال از یک آیه در سوره نساء می فهمید که ازدواج با عمه رضاعی جایز است اما از صدها روایت قطعی می فهمید که ازدواج با عمه رضاعی حرام است !
    چرا فهم خود از آیه را ترجیح می دهید و ازدواج با عمه رضاعی را جایز می شمرید ؟ در حالی که احتمال اینکه شما یک آیه را بد فهمیده باشید خیلی بیشتر از این است که صد روایت صحیح السند را بد بفهمید و مقصود آنها را درک نکرده باشید .


    موفق باشید


  2. صلوات ها 13


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن
    نوشته
    952
    حضور
    22 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    2918



    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    خب سئوال اینجاست به چه دلیل شما فهم خود از یک آیه قطعی السند را بر فهم خود از یکصد روایت قطعی السند ترجیح می دهید ؟
    سلام علیکم

    برای این که یک آیه در واقع صدها روایت و بلکه هزارها روایت است چرا؟؟ چون این یک آیه بین شیعه و سنی به صورت سینه به سینه و قلم به قلم به همین صورت نقل شده پس در واقع یک آیه نیست بلکه هزارها روایت است از طرق مختلف(گیریم که معجزه بودنش را کنار بگذاریم!!)

    کل روایتی هم که در باب حرمت عمه رضاعی هست نهایتش از صد طریق نقل شده است آن وقت کدام ارزشش بیشتر است شما خود بخوان حدیث مفصل را!!

    اما اگر معجزه بودن قرآن را در نظر بگیریم و معجزه نبودن روایات را متوجه میشویم که جز قرآن آنان محتمل به دستکاری هستند(هر چقدر هم که بگوییم کم است ولی هست)

    اما برداشتتان از سخنان بنده:
    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    1- فهم از روایات را علاوه بر فهم از قرآن ملاک می دانید پس معتقدید که برخی از روایات نیز صحیح السند هستند که فهمتان از آن حجت است
    شما حرفی بزنید یا علما حرفی بزنند فهم بنده از حرف شما ملاک است نه به این معنا که حرفتان قطعا صحیح است و قابل خدشه نیست بلکه من با فهمی که از الفاظ شما دارم قضاوت میکنم درباره صحت و سقم سخنان شما پس منظور من این نیست که روایاتی که مخالف قرآن هستند قطعا از معصوم صادر شده اند بلکه میگویم در هر دو فهم ما است که موجب صدور حکم میشود پس در هر دو فهم ما ملاک است

    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    2- همان روایات صحیح السند که یک فهم را به ذهن حضرتعالی می اندازند اگر با فهم شما از یک آیه از قرآن متضاد باشد ، فهم خود از آیه را مقدم می دارید
    اما روایات قطعی السند نیست مگر به پشتوانه محکمی که قرآن باشد

    التماس دعا
    الفرقان : 30 وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً
    و پيامبر(روز قیامت خواهد) گفت: «ای پروردگارم! قوم من بى گمان اين قرآن را بس دور و مهجور گرفتند.»
    ترجمان فرقان نوشته آیة الله صادقی تهرانی

  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    علاقه
    علوم اسلامي
    نوشته
    5,555
    حضور
    148 روز 3 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    31823



    با عرض سلام و احترام خدمت شما و تشکر از پاسختان

    نقل قول نوشته اصلی توسط مهدی عباس زاده نمایش پست ها
    سلام علیکم برای این که یک آیه در واقع صدها روایت و بلکه هزارها روایت است چرا؟؟ چون این یک آیه بین شیعه و سنی به صورت سینه به سینه و قلم به قلم به همین صورت نقل شده پس در واقع یک آیه نیست بلکه هزارها روایت است از طرق مختلف(گیریم که معجزه بودنش را کنار بگذاریم!!) کل روایتی هم که در باب حرمت عمه رضاعی هست نهایتش از صد طریق نقل شده است آن وقت کدام ارزشش بیشتر است شما خود بخوان حدیث مفصل را!! اما اگر معجزه بودن قرآن را در نظر بگیریم و معجزه نبودن روایات را متوجه میشویم که جز قرآن آنان محتمل به دستکاری هستند(هر چقدر هم که بگوییم کم است ولی هست)
    1- در گذشته هم عرض کردم که قرآن معجزه است نه فهم ما از قرآن ، ما فهمی از قرآن داریم که به هر دلیلی می تواند اشتباه باشد و این مسئله ارتباطی با معجزه بودن قرآن ندارد .

    2- اینکه ارزش معنوی یک آیه خیلی زیاد است و برابر با هزاران روایت سخن درستی است اما این مسئله ، ارتباطی با حکم شرعی و عمل ما به آن ندارد و همانطور که عرض کردم این ارزش مال آیه است نه فهم ما از آن که ممکن است اساسا غلط بوده و از هیچ ارزشی برخودار نباشد .

    3- تعدد و تکثر روایت یک آیه به صورت سینه به سینه و قلم به قلم ، تأثیری در تقویت فهم از آن و ترجیح فهم شما از آن ندارد . یک عبارت با یک نوع چینش الفاظ ، میلیون ها بار هم که تکرار شود تنها چیزی را که تقویت می کند ، صحت استناد آن به گوینده است که قرآن نیازی به آن ندارد اما فهم شما از آن عبارت با این تکرار ها تقویت نشده و ترجیح نخواهد یافت .

    بنابراین شما نمی توانید بخاطر ارزش و اهمیت بالای قرآن یا تکثر و تعدد روایت شدن آن ، فهم خود را از قرآن بر فهم خود از روایات ترجیح دهید و کاملا روشن است این دو فهم به خودی خود و با در نظر گرفتن قطعی السند بودن هر دو ، هیچ ترجیحی بر هم ندارند .

    نقل قول نوشته اصلی توسط مهدی عباس زاده نمایش پست ها
    شما حرفی بزنید یا علما حرفی بزنند فهم بنده از حرف شما ملاک است نه به این معنا که حرفتان قطعا صحیح است و قابل خدشه نیست بلکه من با فهمی که از الفاظ شما دارم قضاوت میکنم درباره صحت و سقم سخنان شما پس منظور من این نیست که روایاتی که مخالف قرآن هستند قطعا از معصوم صادر شده اند بلکه میگویم در هر دو فهم ما است که موجب صدور حکم میشود پس در هر دو فهم ما ملاک است
    لطفا یاری کنید که تغییری در فرض اولیه بحث ایجاد نشود تا بر پایه آن به نتیجه برسیم !

    وقتی می فرمایید فهم من از روایاتی ، ملاک است ، فرعِ این است که صحت استناد آن روایات را قبول دارید و گرنه وقتی قبول نکنید که روایاتی از معصوم علیه السلام صادر شده است فهم شما از آنها که نمی تواند موجد حکم شرعی باشد !

    حال به فرض مسئله بر می گردیم ، فرض مسئله این بود ، شما قبول دارید که روایات قطعی السندی داریم که استناد آن به معصوم علیه السلام صحیح است حال بین فهم شما از این صد روایت قطعی السند و بین فهم شما از یک آیه اختلافی ایجاد شده و ظاهرا تضادی بر قرار است ، شما کدام را ترجیح می دهید ؟

    فرمودید به علت های سه گانه بالا من فهم خود از قرآن را ترجیح می دهم که پاسخ عرض کردم .

    لطفا ادامه دهید :

    اما اگر بفرمایید که منظورتان این نبود و شما معتقدید : هیچ روایت قطعی السندی صرف نظر از قرآن و محتوای آن ، وجود ندارد که بحث باید در نقطه دیگری انجام گیرد .
    ویرایش توسط سجاد : ۱۳۹۰/۰۹/۱۹ در ساعت ۱۰:۱۳

  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن
    نوشته
    952
    حضور
    22 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    2918



    سلام علیکم

    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    بنابراین شما نمی توانید بخاطر ارزش و اهمیت بالای قرآن یا تکثر و تعدد روایت شدن آن ، فهم خود را از قرآن بر فهم خود از روایات ترجیح دهید و کاملا روشن است این دو فهم به خودی خود و با در نظر گرفتن قطعی السند بودن هر دو ، هیچ ترجیحی بر هم ندارند .
    قطعی السند بودن هردو یی وجود ندارد همانگونه که گفتم در اینجا و خود ائمه هم فهم ما را ملاک دانستند برای عرضه روایات بر آن و الا عرضه بر غیر مفهوم معنا ندارد

    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    لطفا یاری کنید که تغییری در فرض اولیه بحث ایجاد نشود تا بر پایه آن به نتیجه برسیم !
    شما فرضی رو مد نظر گرفتید بنده قبول نکردم اگر قطع برام بود که ائمه گفتن که دیگر عرضه اصلا معنا نداشت چون خیالم راحت بود که ائمه گفتن
    در روایات هم اگر دقت کنید میفرماید آنچه خالف القرآن ما نگفتیم پس قطعی نیست که عرضه صورت میگیرد
    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    وقتی می فرمایید فهم من از روایاتی ، ملاک است ، فرعِ این است که صحت استناد آن روایات را قبول دارید و گرنه وقتی قبول نکنید که روایاتی از معصوم علیه السلام صادر شده است فهم شما از آنها که نمی تواند موجد حکم شرعی باشد !
    وقتی میگویم فهم من از روایاتی ملاک است فرع بر این است که ادعای استناد به ائمه پشت آن سخن است نه فرع بر این که قطعی است که ائمه صادر کرده اند که اگر مخالف فهم قرآنی بود آن وقت آن روایت از ائمه صادر نشده است
    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    حال به فرض مسئله بر می گردیم ، فرض مسئله این بود ، شما قبول دارید که روایات قطعی السندی داریم که استناد آن به معصوم علیه السلام صحیح است حال بین فهم شما از این صد روایت قطعی السند و بین فهم شما از یک آیه اختلافی ایجاد شده و ظاهرا تضادی بر قرار است ، شما کدام را ترجیح می دهید ؟
    بنده فرض رو نکردم همانگونه که توضیح دادم
    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    اما اگر بفرمایید که منظورتان این نبود و شما معتقدید : هیچ روایت قطعی السندی صرف نظر از قرآن و محتوای آن ، وجود ندارد که بحث باید در نقطه دیگری انجام گیرد
    پس در نقطه دیگری انجام بدهید
    الفرقان : 30 وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً
    و پيامبر(روز قیامت خواهد) گفت: «ای پروردگارم! قوم من بى گمان اين قرآن را بس دور و مهجور گرفتند.»
    ترجمان فرقان نوشته آیة الله صادقی تهرانی

  9. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    علاقه
    علوم اسلامي
    نوشته
    5,555
    حضور
    148 روز 3 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    31823



    با عرض سلام مجدد خدمت دوست گرامی و تشکر از پاسختان

    نقل قول نوشته اصلی توسط مهدی عباس زاده نمایش پست ها
    وقتی میگویم فهم من از روایاتی ملاک است فرع بر این است که ادعای استناد به ائمه پشت آن سخن است نه فرع بر این که قطعی است که ائمه صادر کرده اند که اگر مخالف فهم قرآنی بود آن وقت آن روایت از ائمه صادر نشده است

    هر چند این فرمایشتان را قابل قبول نمی دانم و معتقدم که وقتی فهم من از یک روایت ملاک و حجت شرعی باشد ، بدین معناست که خود روایت هم از حیث سند ، استناد صحیحی به معصوم علیه السلام دارد اما فعلا این بحث را کنار می گذاریم چرا که بیان نمودید چنین فرضی مد نظرتان نبود.

    بهتر است یک بار دیگر باز خوانی کنم ، ببینم آیا درست متوجه اعتقاد شما شده ام یا خیر ؟

    اعتقاد شما این است که ما فی نفسه هیچ روایت قطعی الصدوری نداریم ، هر روایتی را که داریم ابتدا باید با قرآن بسنجیم تا صحت و سقم آن مشخص شود ، اگر مخالف قرآن نبود ، قطعی الصدور است و به حکم آن عمل می کنیم و گرنه آنرا به کناری می گذاریم .

    درست است ؟
    ویرایش توسط سجاد : ۱۳۹۰/۰۹/۲۰ در ساعت ۱۳:۱۱ دلیل: تنظیم فونت

  10. صلوات ها 6


  11. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن
    نوشته
    952
    حضور
    22 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    2918



    سلام علیکم

    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    اعتقاد شما این است که ما فی نفسه هیچ روایت قطعی الصدوری نداریم ، هر روایتی را که داریم ابتدا باید با قرآن بسنجیم تا صحت و سقم آن مشخص شود ، اگر مخالف قرآن نبود ، قطعی الصدور است و به حکم آن عمل می کنیم و گرنه آنرا به کناری می گذاریم .
    خیر اگر مخالف قرآن نبود(مثل ازدواج با زناکار که اینجا مطرح کردیم) و مخالف عقل هم نبود(مثل دیه زن که 4 انگشت آن را مساوی با 2 انگشت فرمودید و 4>3 است عقلا و این امکان ندارد که در اینجا مطرح کردیم) آن وقت اگر با حدیثی دیگر معارض نبود(مثل روایتی که حرف از 18 رکعت بودن نماز صبح میزد که در اینجا مطرح کردیم) آنگاه باز حرف از تواتر یا خبر واحد یا اجماع یا شهرت مطرح است که وارد آن نمیشویم
    ویرایش توسط مهدی عباس زاده : ۱۳۹۰/۰۹/۲۱ در ساعت ۰۳:۱۸
    الفرقان : 30 وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً
    و پيامبر(روز قیامت خواهد) گفت: «ای پروردگارم! قوم من بى گمان اين قرآن را بس دور و مهجور گرفتند.»
    ترجمان فرقان نوشته آیة الله صادقی تهرانی

  12. صلوات


  13. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    علاقه
    علوم اسلامي
    نوشته
    5,555
    حضور
    148 روز 3 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    31823



    با تشکر از اظهار نظر شما جناب عباس زاده گرامی

    نقل قول نوشته اصلی توسط مهدی عباس زاده نمایش پست ها
    خیر اگر مخالف قرآن نبود(مثل ازدواج با زناکار که اینجا مطرح کردیم) و مخالف عقل هم نبود(مثل دیه زن که 4 انگشت آن را مساوی با 2 انگشت فرمودید و 4>3 است عقلا و این امکان ندارد که در اینجا مطرح کردیم) آن وقت اگر با حدیثی دیگر معارض نبود(مثل روایتی که حرف از 18 رکعت بودن نماز صبح میزد که در اینجا مطرح کردیم) آنگاه باز حرف از تواتر یا خبر واحد یا اجماع یا شهرت مطرح است که وارد آن نمیشویم
    پس طبق اعتقاد شما ، معیار و ملاک اصلی حجیت روایات و قطعی بودن یا نبودن آن ، قرآن است و در جایی که روایتی ، مخالف قرآن و عقل نباشد و اسباب حجیت روایت اعم از تواتر و ... فراهم بوده و استناد آن به معصوم علیه السلام قطعی باشد آنرا قبول می کنید .

    حال به بحث بر می گردیم:

    فرض کنید روایتی دارید که صرف نظر از قرآن استناد آن به معصوم علیه السلام قطعی است یعنی اگر مخالف قرآن نبود شما بر اساس استناد آن به معصوم بر اساس محتوای آن حکم می دادید و آنرا حکم شرعی می دانستید . اما حال که مخالف قرآن است باید طبق مبنای شما آنرا کنار گذاشت و نباید بر اساس حکم آن عمل کرد.

    در تحلیل این مبنا باید عرض کنیم که شما در حقیقت برای کنار گذاشتن روایتی که قطعی الصدور می دانستید به فهم خود از یک آیه قرآن متمسک شدید و این فهم را بر فهم خود از روایت ترجیح دادید در حالی که این ترجیح به دلائل زیر نادرست است و قطعا در این موارد ، فهم ما از روایت بر فهم ما از آیه قرآن ترجیح دارد :

    الف-قرآن ظنی الدلالة است یعنی در فهم ما از معنای یک آیه خاص همیشه احتمال اشتباه هست چرا که:
    1. قرآن به تصریح خودش حاوی محکم و متشابه (عباراتی که احتمال چند معنا دارد) است و قیدی هم ندارد که متشابهات آن فقط در غیر آیات الاحکام و یا فقط در حروف مقطعه و امثال آن است و نیز ما نمی دانیم این آیه خاص ، محکم است یا متشابه بنابراین فهمی که از این آیه داشتیم ، قطعی نیست .
    2. قرآن در مقام بیان تفصیلی احکام شرعی نیست و به صورت کلی و اجمالی آنها را بیان می کند و تبصره ها و موارد استثناء را که هر قانونی معمولا دارای آن است ، نیاورده است.
    3. در آیات متعدد تصریح کرده است که نیاز به بیان دارد و پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله را متکفل بیان و توضیح معنای آن دانسته است .

    4.قرآن کلام خالق است و احتمال دور بودن فهم ما و اشتباه برداشت ما از کلام خالق بیش از کلام مخلوق است .
    ب-روایت مانند قرآن ظنی الدلالة نیست یعنی دلالت آن از قرآن قوی تر است و احتمال اشتباه ما در فهم از آن کمتر ، چرا که
    1.روایات کلام بشری هستند و احتمال فهم یقینی ما از آنها و قرابت ما به آن ، بیش از کلام خالق و قرآن است .
    2. روایات در مقام بیان تفصیلی احکام شرعی هستند و متکفل بیان موارد جزئی و استثناء ها و ...
    و همچنین در معرض پرسش و پاسخ روات برای فهم دقیق تر و درست تر از کلمات معصوم علیه السلام
    3. وجود مطهر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام عهده دار توضیح آیات و تفسیر آن هستند .
    4.روایاتی که قطعا مخالف قرآن است ، قابل جعل نیستند مثل سکه ده هزار تومانی که بخاطر عدم وجود آن قابل جعل نیست و روشن است که روایت مورد نظر با فهم ما از آیه ، مخالف است نه با معنای اصلی و واقعی آیه و گرنه جعل شدن آن بی معنا و غیر منطقی است .
    5. فرض بحث ما در جایی است که روایت بدون در نظر گرفتن قرآن قطعی السند و الدلالة باشد. یعنی اگر همین روایت به زعم ما مخالف قرآن نبود حکم شرعی که از آن می فهمیم ، لازم الاجراء بود .

    در نتیجه و بنابر مسائلی که ذکر شد و آنچه در گذشته آمد که ارزش و اعتبار و معجزه بودن و تکثر و تعدد روایت شدن آیه ای از قرآن ارتباطی با فهم ما از آن ندارد و نمی تواند ملاکی برای برتری این فهم باشد ، باید طبق مثالی که در گذشته روی آن بحث کردیم ، عرض کنیم:

    اگر از آیه ای از قرآن بفهمیم که ازدواج با عمه رضاعی جایز است و از روایت قطعی السندی بفهمیم که ازدواج با عمه رضاعی جایز نیست قطعا آنچه از روایت فهمیده ایم مقدم است حال آنکه در این مسئله یک روایت نه ، بلکه چندین روایت که به تواتر نقل شده است ، داریم که از همه آنها حرمت ازدواج با
    به عنوان مثال عمه رضاعی را می فهمیم .

    به تعبیر روشن تر یا روایات را معصوم علیه السلام فرموده است یا خیر ؟ حال که معتقدیم در مثالی که داریم بخاطر روایات متعدد و متواتر ، معصوم فرموده است ،ازدواج با عمه رضاعی جایز نیست ،
    چه اتفاقی افتاده است ؟! که همه آنها را بخاطر معنایی که از آیه ای می فهمیم کنار بگذاریم ، فهم ما از آیه با همه ارزش و اهمیتی که قرآن دارد ، فهم ماست و محتمل اشتباه و توانایی تقدم یافتن بر مدلول روایات مورد بحث را ، طبق دلائلی که گذشت ، ندارد .

    موفق و پیروز باشید


  14. صلوات ها 8


  15. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن
    نوشته
    952
    حضور
    22 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    2918



    سلام علیکم
    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    پس طبق اعتقاد شما ، معیار و ملاک اصلی حجیت روایات و قطعی بودن یا نبودن آن ، قرآن است و در جایی که روایتی ، مخالف قرآن و عقل نباشد و اسباب حجیت روایت اعم از تواتر و ... فراهم بوده و استناد آن به معصوم علیه السلام قطعی باشد آنرا قبول می کنید .
    آیا شما خبر واحد را استنادش را به معصوم قطعی میدانید؟ بنده که قطعی نمیدانم
    اما همین خبر واحد که ظنی است اگر مخالف قرآن نباشد و راوی هم ظنا عادل باشد خبرش مورد قبول است

    پس این سخن شما از همینجا اشکال دارد چون بنده عرض نکردم که خبر باید قطعی باشد اما نباید قطع بر خلافش برای ما ثابت شود

    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    فرض کنید روایتی دارید که صرف نظر از قرآن استناد آن به معصوم علیه السلام قطعی است
    به نظر ما همچنین روایتی وجود ندارد
    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    یعنی اگر مخالف قرآن نبود شما بر اساس استناد آن به معصوم بر اساس محتوای آن حکم می دادید و آنرا حکم شرعی می دانستید . اما حال که مخالف قرآن است باید طبق مبنای شما آنرا کنار گذاشت و نباید بر اساس حکم آن عمل کرد
    این یعنی خلاف قطعی بودن است یعنی یعنی شما یعنی نیست بلکه با آنچیزی که معنا کردید فرق دارد

    بگذارید برایتان توضیح دهم شاید روشن شود

    فرض کنید ما روایتی را دیدیم خوب صرف نظر از بررسی قرآن میبینیم که 70% احتمال صحت روایت وجود دارد و 30% احتمال خلاف وجود دارد
    اما وقتی قرآن را بما هو قرآن بررسی میکنیم و مفاهیم قرآن را با آن مقایسه میکنیم این احتمال از 30 % به 100% تبدیل میشه اگر مخالف مفاهیم قرآن باشه و اگر مخالف نباشه که همان 70% باقی میمونه یا شاید کمی افزایش پیدا کنه مثلا بشه 90% اما اگر موافق باشه میشه 100% صحت و این به این معنا نیست که ما صدور آن را از ابتدا قطعی میدانستیم

    با این که مبنای شما بر این حرف چیده شده است باز هم به باقی سخنانتون جواب میدم:
    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    در تحلیل این مبنا باید عرض کنیم که شما در حقیقت برای کنار گذاشتن روایتی که قطعی الصدور می دانستید به فهم خود از یک آیه قرآن متمسک شدید و این فهم را بر فهم خود از روایت ترجیح دادید در حالی که این ترجیح به دلائل زیر نادرست است و قطعا در این موارد ، فهم ما از روایت بر فهم ما از آیه قرآن ترجیح دارد :
    تحلیلتان از سخنان بنده اشتباه بود همانگونه که عرض کردم
    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    1. قرآن به تصریح خودش حاوی محکم و متشابه (عباراتی که احتمال چند معنا دارد) است و قیدی هم ندارد که متشابهات آن فقط در غیر آیات الاحکام و یا فقط در حروف مقطعه و امثال آن است و نیز ما نمی دانیم این آیه خاص ، محکم است یا متشابه بنابراین فهمی که از این آیه داشتیم ، قطعی نیست .
    اولا آیا خودتان نمیفرمایید احکام؟ احکام از ماده حکم است و محکم هم از ماده حکم به نظر شما نباید احکام محکم باشند؟
    دوما آیا خدا احکام را متشابه فرستاده تا مردم را گمراه کند؟
    سوما آیا پیامبر این را نمیدانسته که دستور عرض احادیث به قران را داده و شما میدانید؟؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    2. قرآن در مقام بیان تفصیلی احکام شرعی نیست و به صورت کلی و اجمالی آنها را بیان می کند و تبصره ها و موارد استثناء را که هر قانونی معمولا دارای آن است ، نیاورده است
    این را خدا فرموده؟ یا شما از جانب خود سخن میگویید؟ حال آن که ما میبینیم که خدا بسیاری از استثناء ها را آورده است مثل تعدد ازدواج نبی و وجوب نماز شب بر نبی و حرمت ازدواج با زوجات نبی و ......
    درست است که تمام احکام در آن به صورت تفصیلی بیان نشده است اما آیا آنچه بیان کرد ه است در این قاعده قرار نمیگیرد!!
    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    3. در آیات متعدد تصریح کرده است که نیاز به بیان دارد و پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله را متکفل بیان و توضیح معنای آن دانسته است
    این یعنی خودش روشن نیست؟ پس چگونه هدایت است و خودش میفرماید بیان است و .....
    اینها با آیات قران تناقض دارد آنجا هم که میفرماید پیامبر بیان نماید برای جایی است که بیان نشده است نه آنجا که بیان شده است بیان شده بیان کردن ندارد!! مثل چگونگی نماز که در قرآن بیان نشده است اما وجوبش بیان شده است

    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    4.قرآن کلام خالق است و احتمال دور بودن فهم ما و اشتباه برداشت ما از کلام خالق بیش از کلام مخلوق است
    پس قرآن فصیح نیست چون فصیح چیزی است که قابل فهم است و این که قرآن در اوج بلاغت و فصاحت قرار دارد خود نشان بطلان حرف شما ست و برتر از این معجزه بودن قران به فصاحت و بلاغتش وابسته است اگر بگوییم که قرآن در آنچه بیان کرده مفهم نیست باید بگوییم قرآن معجزه نیست

    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    1.روایات کلام بشری هستند و احتمال فهم یقینی ما از آنها و قرابت ما به آن ، بیش از کلام خالق و قرآن است
    ببخشید قرآن به عربی سخن فرموده ائمه و نبی اکرم صلوات الله علیهم اجمعین هم به عربی سخن گفته اند چگونه است که شما از حرام در قرآن یک چیز میفهمید و از حرام در روایت یه چیز دیگر؟؟ حرام حرام است دیگر عربی هم عربی است سخن هم سخن است حال یکی فصاحتش بیشتر است و جوانب بیشتری را شامل میشود ولی یکی نه
    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    2. روایات در مقام بیان تفصیلی احکام شرعی هستند و متکفل بیان موارد جزئی و استثناء ها و ...
    و همچنین در معرض پرسش و پاسخ روات برای فهم دقیق تر و درست تر از کلمات معصوم علیه السلام
    3. وجود مطهر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام عهده دار توضیح آیات و تفسیر آن هستند
    بله در مواردی که قران بیانی نداشته مثل کیفیت نماز
    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    4.روایاتی که قطعا مخالف قرآن است ، قابل جعل نیستند مثل سکه ده هزار تومانی که بخاطر عدم وجود آن قابل جعل نیست و روشن است که روایت مورد نظر با فهم ما از آیه ، مخالف است نه با معنای اصلی و واقعی آیه و گرنه جعل شدن آن بی معنا و غیر منطقی است .
    پس ائمه چیزی که قابلیت انجامش وجود ندارد را چرا دستور عرضه به قرآن داده اند؟؟ گویا ائمه این را نمیدانستند که قابل جعل نیست نه؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    5. فرض بحث ما در جایی است که روایت بدون در نظر گرفتن قرآن قطعی السند و الدلالة باشد. یعنی اگر همین روایت به زعم ما مخالف قرآن نبود حکم شرعی که از آن می فهمیم ، لازم الاجراء بود
    این سخنان را بالا پاسخ گفتم

    اما یک پاسخ کلی به حرف جناب صدرا:
    اگر قران ظنی الدلاله است دستور عرضه روایات به قران از معصوم نباید صادر میشد در حالی که طبق اعتراف خودتان و علمای اسلام این احادیث از معصومان صادر شده است پس انسان موجود قطعی را به موجود ظنی عرضه نمیکند حتی موجود ظنی را به موجود ظنی عرضه کردن ارزش علمی ندارد چون هر دو محتمل الخلاف اند پس عرضه معنا ندارد
    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    اگر از آیه ای از قرآن بفهمیم که ازدواج با عمه رضاعی جایز است و از روایت قطعی السندی بفهمیم که ازدواج با عمه رضاعی جایز نیست قطعا آنچه از روایت فهمیده ایم مقدم است حال آنکه در این مسئله یک روایت نه ، بلکه چندین روایت که به تواتر نقل شده است ، داریم که از همه آنها حرمت ازدواج با به عنوان مثال عمه رضاعی را می فهمیم
    اما مثال بنده در پست قبلی روی حرمت ازدواج با زناکار بود که خلاف نص صریح قرآن حرمت را به مرجوحیت(مکروه بودن) تاویل میبرید
    گذشته از این این عمل شما خلاف نص صریح روایات عرض است شما فهم خودتان از روایت را مقدم کردید بر فهم خودتان از آیه و این صحیح نیست

    بنده هم عرض کردم شما که دست به تاویلتان خوب است بیایید روایت یحرم من الرضاع ما یحرم من النسب را تاویل ببرید که هر چه از نسب حرام میشود از رضاع مرجوح میشود(چون طبق نظر شما یحرم دلالت بر مرجوحیت هم میتواند داشته باشد دیگر همانگونه ک در ازدواج با زناکار اینگونه است) تازه این که کلی بیان کرده است نه جزئی باید قرآن بر آن مقدم شود زیرا قرآن جزئی بیان کرده

    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    به تعبیر روشن تر یا روایات را معصوم علیه السلام فرموده است یا خیر ؟ حال که معتقدیم در مثالی که داریم بخاطر روایات متعدد و متواتر ، معصوم فرموده است ،ازدواج با عمه رضاعی جایز نیست ، چه اتفاقی افتاده است ؟! که همه آنها را بخاطر معنایی که از آیه ای می فهمیم کنار بگذاریم ، فهم ما از آیه با همه ارزش و اهمیتی که قرآن دارد ، فهم ماست و محتمل اشتباه و توانایی تقدم یافتن بر مدلول روایات مورد بحث را ، طبق دلائلی که گذشت ، ندارد
    به تعبیر روشنتر فهم شما از روایت باز فهم شماست به چه حقی فهم خود از روایت را مقدم بر فهم خود از آیه مینمایید؟ با آن که هر دو فهم شماست و محتمل خطا!! آیا فهم از قرآن که خود معصوم است بالاتر است یا فهم از روایت که ادعای نقل از معصوم پشت آن است نه آن که خودش قطعا و بی احتمال خلاف معصوم باشد!

    التماس دعا
    الفرقان : 30 وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً
    و پيامبر(روز قیامت خواهد) گفت: «ای پروردگارم! قوم من بى گمان اين قرآن را بس دور و مهجور گرفتند.»
    ترجمان فرقان نوشته آیة الله صادقی تهرانی

  16. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    علاقه
    علوم اسلامي
    نوشته
    5,555
    حضور
    148 روز 3 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    31823



    با عرض سلام و ادب خدمت جناب عباس زاده گرامی و تشکر از پاسختان

    نقل قول نوشته اصلی توسط مهدی عباس زاده نمایش پست ها
    آیا شما خبر واحد را استنادش را به معصوم قطعی میدانید؟ بنده که قطعی نمیدانم اما همین خبر واحد که ظنی است اگر مخالف قرآن نباشد و راوی هم ظنا عادل باشد خبرش مورد قبول است پس این سخن شما از همینجا اشکال دارد چون بنده عرض نکردم که خبر باید قطعی باشد اما نباید قطع بر خلافش برای ما ثابت شود
    نقل قول نوشته اصلی توسط مهدی عباس زاده نمایش پست ها
    این یعنی خلاف قطعی بودن است یعنی یعنی شما یعنی نیست بلکه با آنچیزی که معنا کردید فرق دارد بگذارید برایتان توضیح دهم شاید روشن شود فرض کنید ما روایتی را دیدیم خوب صرف نظر از بررسی قرآن میبینیم که 70% احتمال صحت روایت وجود دارد و 30% احتمال خلاف وجود دارد اما وقتی قرآن را بما هو قرآن بررسی میکنیم و مفاهیم قرآن را با آن مقایسه میکنیم این احتمال از 30 % به 100% تبدیل میشه اگر مخالف مفاهیم قرآن باشه و اگر مخالف نباشه که همان 70% باقی میمونه یا شاید کمی افزایش پیدا کنه مثلا بشه 90% اما اگر موافق باشه میشه 100% صحت و این به این معنا نیست که ما صدور آن را از ابتدا قطعی میدانستیم با این که مبنای شما بر این حرف چیده شده است باز هم به باقی سخنانتون جواب میدم:
    ما خبر واحد را حجت می دانیم که در جای خود باید تقریر شود .

    منظور حقیر هم از قطعی بودن استناد در این بحث ، حجت بودن است و دعوای لفظی نداریم ، می فرمایید روایت قطعی السند نداریم با آنکه مخالف چنین اعتقادی هستم اما فعلا مطابق فرموده شما جلو می رویم .

    اگر روایتی که به فرمایش شما 70 در صد صحیح السند است را صرف نظر از قرآن ، موجد حکم شرعی ندانید این یعنی هیچ حکم شرعی از روایات صرف نظر از قرآن قابل استخراج نیست که قطعا چنین نظری ندارید و اگر روایت را موجب حکم شرعی بدانید در فرض بحث ما خللی ایجاد نمی کند همین روایت را که حجت شرعی و موجد حکم شرعی می دانید در فرض قبلی بجای روایت قطعی السندی که قبول نداشتید ، قرار دهید و بحث را از این مصداق دنبال نمایید .
    ......

  17. صلوات ها 5


  18. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن
    نوشته
    952
    حضور
    22 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    2918



    سلام علیکم

    خوب همین روایت که 70% درصد احتمال صحت دارد را هرگز ما حق نداریم قبل عرضه به قرآن مورد پذیرش و یا رد قرار دهیم

    یادمان باشد که این روایت صرف نظر از تطابق با قرآن که ما به آن ماموریم به دست آمده یعنی احتمال دارد که کلا از معصوم صادر نشده باشد یعنی آن 30% محقق باشد

    پس طبق دستور ائمه و دلایل دیگر باید روایت را با قرآن تطبیق دهیم که بحثش شد

    و تا با قرآن تطبیق ندادیم قابل تصمیم گیری نیست چون ملاک اصلی اولی را عملی نساخته ایم

    التماس دعا
    الفرقان : 30 وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً
    و پيامبر(روز قیامت خواهد) گفت: «ای پروردگارم! قوم من بى گمان اين قرآن را بس دور و مهجور گرفتند.»
    ترجمان فرقان نوشته آیة الله صادقی تهرانی

  19. صلوات


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۵/۱۲/۲۹, ۰۷:۱۸ : 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود