صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: *زمانیکه دست یهود از سر کوروش هخامنشی بیرون می آید !*

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511

    پرسش *زمانیکه دست یهود از سر کوروش هخامنشی بیرون می آید !*




    با سلام


    به این فرتور بازسازی شدة کوروش هخامنشی در فيلمي که به یاری اهورامزدا ؛ گويا قرار است پاسخي به فيلم 300 باشد (!) نیک بنگرید :


    *زمانیکه دست یهود از سر کوروش هخامنشی بیرون می آید !*


    و یا این فرتور که در تارنمای جام جم آنلاین دیده می شود :


    *زمانیکه دست یهود از سر کوروش هخامنشی بیرون می آید !*





    که این دومی عمومیت بیشتری دارد.
    اما آیا براستی تابحال از خود پرسیده ایم که چرا اینقدر اصرار وجود دارد که نمای فرتور کوروش از کنار و بغل به نمایش درآید؟

    زياد منتظرتان نمی گذارم ، پاسخ در تاج سربندطلایی کوروش و نشان ستارة پنج پری است که در دو سوی شقیقه او نقش بسته است که اگر از فرتور از روبرو و بصورت عادی نشان داده شود ستارة پنج پر دیده نمیشود ویا وضوح چندانی ندارد.

    این فروشگاه نمونه ای از این محصول را برای فروش گذاشته است که برادران باستانی و علاقه مندان به کوروش کبیر می توانند آنرا تهیه نمایند ، این تارنما این محصول را با این عنوان معرفی کرده است :


    Pentagram Lapel Pin
    *زمانیکه دست یهود از سر کوروش هخامنشی بیرون می آید !*

    البته در لیست « The Mason Store » برای فروش گذاشته شده است !
    زیتون در مقالة جالبی با عنوان «ستارة اقبال یهود» می نویسد‌:
    « ستاره پنج پر هم در آداب و رسوم فراماسونها زياد ديده ميشود كه آن هم برگرفته از تورات است:
    "به ستاره ،پنتاگرام ،به ستاره پنج پر كه نور ساطع مي كند،به ستاره اي كه در شرق قرار دارد،به ستاره اي كه در داخل آن حرف Gحرف رمز معمار كائنات نقش بسته است،توجه كنيد،اين ستاره سمبل انسان مترقي و متجدد است."
    (نشريه ماسون38-37ص 41)
    "جاي دادن مسوولين در داخل ستاره شش گوش يعني مهر سليمان ،يا در داخل ستاره پنج پر .
    و يا داخل مثلث نور افشان ،امكان پذير است.در ستاره شش گوش استاد ارجمند و دو نگهبان در سه گوش يك مثلث،و هيئت تشكيل دهنده لژ،يعني نويسنده و خطيب و خادم در مثلث دومي جاي مي گيرند.در ستاره پنج پر استاد ارجمند در بالا،نويسنده و خطيب در زير آن و در پائين نگهبان ها جاي داده مي شوند."(شاگرد،كمك استاد،استادص 68)»
    تارنماي رسمي فراماسونري : The Grand Lodge of British Columbia and Yukon در مقاله The Pentagram مي نويسد‌:
    Mackey tells us "The Medieval Freemason considered it a symbol of deep wisdom, and it is found among the architectural ornaments of most of the ecclesiastical edifices of the Middle Ages." There are also many examples of both the pentagram and five-pointed star being used as stonemasons' marks during the Mediaeval cathedral building period. Although claims have been made for earlier usage, the greater number of examples date from the twelfth through sixteenth centuries. [1] George Godwin claims that these marks were handed down from generation to generation and could still be found up until the nineteenth century

    The use of a five-pointed star or pentagram in some Grand Lodge seals and banners as well as on the collar or jewels of office worn by the masters of lodges and Grand Masters of Grand Lodges is of interest to students of masonic history and art. But its absence from the ritual and lessons of Freemasonry point out that its value is ornamental and any symbolic value is a matter of personal opinion. Many masonic authors have expressed their opinions on the topic, but with no masonic authority.

    As regards that appendant body, the Order of the Eastern Star, Mackey notes that Rob Morris, author of their ritual, wrote that the choice of name was made to correspond to the masonic Five Points of Fellowship and the pentagon which he termed "The signet of King Solomon."


    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۱۲/۲۸ در ساعت ۲۳:۵۵
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  2. صلوات ها 15


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511





    «در گل نبشته بابلی کوروش( ترجمه عبدالمجید ارفعی) می خوانیم :
    17. او (= مردوک) بی هیچ کارزاری وی (= کورش)را به شهر خویش، بابل، فرا برد.(مردوک) بابل را از هر بدبختی برهانید (و)نبونئید را - پادشاهی که وی (= مردوک) را پرستش نمی کرد به دست او (= کورش) سپرد...»
    در ویکی پدیا نیز در مورد پنتاگرام یا ستاره پنج پر می خوانیم :
    «Pentagrams were used symbolically in ancient Greece and Babylonia»


    بنحوی که می بینیم فرتورهای کوروش می خواهند بنحوی نسبت او را به مردوک و بابل و یا پاگانیسم برسانند.
    دانشمند نامبردار «کرن آرمسترانگ» که نسک معروفی بنام «زندگینامة پیامبر اسلام» یا زندگانی محمد دارد که بازگردان ِ آن توسط انتشارات حکمت به طبع رسیده است ، در نسک معروف دیگر خود بنام «نبرد مقدس» (Holy war) می نویسد‌:
    The confidence of the exilic prophets was shown to be justified just sixty years after the deportation to Babylon. The Medes and the Persians had conquered the Babylonians and in the year 538 B.C.E. Cyrus, the King of Persia, gave the Jews permission to return to their homeland and rebuild the Temple. The Jews naturally hailed Cyrus as the anointed one of God, but Cyrus was not motivated solely by compassion for the Jews. He believed that, by allowing the subject peoples of his empire religious autonomy, he would ease the burden of rule and administration. Throughout his empire he encouraged the reconstruction of ancient shrines, hoping that their gods might bless him and further his reign. This suggests an essential difference between monotheism and polytheism. In general, pagan rulers did not initiate religious persecution. A pagan like Cyrus believed in many gods and therefore could envisage many solutions and possibilities and this led to tolerance and to religious coexistence. The Jewish monotheists, however, had hitherto been unable to accept the presence of neighboring shrines to gods other than their own. When Cyrus issued the edict of return, they naturally saw him as inspired by their God for their greater glory. Some 42,360 Jews left Babylon and Tel Aviv [a Jewish enclave near Babylon; not the modern Israeli city] and began the long journey home.
    Karen Armstrong: Holy War: The Crusades and Their Impact on Today's World (1988; 1991; second edition,
    paperback, 2001, Anchor Books

    این تندیس کوروش هخامنشی در استرالیا (!)که شاخدار بودن وی
    را (البته کوروش دروغ شاخدار که زیاد فرموده است) برخی با توجه
    بدان توجیه کرده اند بنگرید :

    *زمانیکه دست یهود از سر کوروش هخامنشی بیرون می آید !*


    *زمانیکه دست یهود از سر کوروش هخامنشی بیرون می آید !**زمانیکه دست یهود از سر کوروش هخامنشی بیرون می آید !*

    این تندیس نیز همانند نشان هوروس که ریشه ای مصری دارد ، دارای
    پیشینه ای مصری است و اصولاً شاخ محسوب نمی شود که از او
    ذوالقرنینی دینی ساخته شود و همچنانکه واضح است آنها که بر سر او
    روییده اند شاخ نیستند بل مارهایی هستند که به جای آنکه بر شانه
    های او برویند بر سر او روییده اند ! :
    *زمانیکه دست یهود از سر کوروش هخامنشی بیرون می آید !*
    *زمانیکه دست یهود از سر کوروش هخامنشی بیرون می آید !*
    و میدانیم که (hm hm crown)The Hem-hem crown و
    Horus به کابالا ، یهودی گری و فراماسونری می رسد.
    *زمانیکه دست یهود از سر کوروش هخامنشی بیرون می آید !*

    بزرگـمهر
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۹/۱۹ در ساعت ۱۹:۰۸
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  5. صلوات ها 13


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    علاقه
    ظهورش که صد البته نزدیک است
    نوشته
    57
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    334



    سلام

    ممنون خیلی عالی بود میشه اسم چند تا سایت دیگه فراماسونی رو بدین؟
    موفق باشید
    ای کاش خدا پنجره ی باز اتاقم باشد

  7. صلوات ها 10


  8. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    نقاشی و نویسندگی
    نوشته
    696
    حضور
    62 روز 3 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1608



    به نام خداوند بخشایشگر و مهربان

    سلام ... آقا رضا ...من یه چیزی بگویم درباره ی اون ستاره روی کلاه کوروش ....خوب اگر می گویید که اون ستاره همان پنتاگرام که نمادی هست که در شیطان پرستی بسیار زیاد استفاده می شود ، است ، پس باید تمامی پلیس های آمریکایی رو دستگیر یا محکوم کنیم چون علامت پلیس .... ستاره ی پنج پر هست !!!!!!




    بنده که هیچ یک از اتهاماتی را که به کوروش می زنند در موضوع فراماسونری ..... اصلا باور نمی کنم .....

    البته این احتمال هم هست که یهودیان الآن برای این از کوروش قدر دانی می کنند و بر نقش هایش از علامت های خودشان استفاده می کنند ..... چون کوروش به آن هاخیلی کمک کرده البته 2500 سال پیش نه الآن ......و یه سری هم از این موضوع استفاده بد می کنند و کوروش رو علیه اسلام قرار می دهند کهاین نوع از آدما از نظر من بی سواد هستند !

    منتظر جوابتون به من هستم
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۹/۱۹ در ساعت ۱۷:۴۷


  9. صلوات ها 10


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    با سلام

    توجه !!

    قبل از هر توضیحی به دوستان گرامی عرض شود در این تاپیک از مطالبی که با محتوای تاپیک ارتباطی ندارد خوداری کنند که چنانچه مطالب بی ارتباط عنوان کنند مطالب پاک میشود و بعد هم شرمنده کسی نشویم که که چرا مطالبمان پاک شد !
    دقت !!!!!
    **ما اینجا داریم در مورد جعلی بودن ستاره روی کلاه خود کوروش صحبت میکنیم که این
    جعلی ازجعلهای صهیونیسم در تاریخ است !
    و آنچه که عده ای گفته اند در مجسمه ای که روی سر کوروش کلاه خود شاخ دار است !پس کوروش ذوالقرنین است!!**
    داریم برسی می،کنیم که اصل این نماد از کجا آمده و آیا این نماد، نمادی است که به شود
    به ان استناد کرد

    مطلب! مطلب تاریخیست فراموش نکنید لطفا !!!!


    نقل قول نوشته اصلی توسط Kamran نمایش پست ها
    به نام خداوند بخشایشگر و مهربان

    سلام ... آقا رضا ...من یه چیزی بگویم درباره ی اون ستاره روی کلاه کوروش ....خوب اگر می گویید که اون ستاره همان پنتاگرام که نمادی هست که در شیطان پرستی بسیار زیاد استفاده می شود ، است ، پس باید تمامی پلیس های آمریکایی رو دستگیر یا محکوم کنیم چون علامت پلیس .... ستاره ی پنج پر هست !!!!!!
    دوست گرامی
    دقیقا همینطور است که میگوید آرم ستاره لباسهای پلیس امریکا دقیقا نماد فرامانسونری است و ما با سند قبلا محکوم کرده ایم

    *زمانیکه دست یهود از سر کوروش هخامنشی بیرون می آید !*

    اینجا میتوانید مشاهده کنید


    هشدار!!!!!علایم شیطان پرستی را بشناسیم





    نقل قول نوشته اصلی توسط Kamran نمایش پست ها
    بنده که هیچ یک از اتهاماتی را که به کوروش می زنند در موضوع فراماسونری ..... اصلا باور نمی کنم .....

    البته این احتمال هم هست که یهودیان الآن برای این از کوروش قدر دانی می کنند و بر نقش هایش از علامت های خودشان استفاده می کنند ..... چون کوروش به آن هاخیلی کمک کرده البته 2500 سال پیش نه الآن ......و یه سری هم از این موضوع استفاده بد می کنند و کوروش رو علیه اسلام قرار می دهند کهاین نوع از آدما از نظر من بی سواد هستند !

    منتظر جوابتون به من هستم
    هرچند این قسمت از سخنانتان را قبلا جواب داده ایم و مربوط به این تاپیک نمیشود !
    ما به کوروش این اتهام را نمیزنیم ما به یهود و جعلی که یهود در تاریخ به نفع خود داشته و دارد کار داریم
    اما نباید فراموش کرد که !
    در مورد کوروش منابع ما بسیار ناچیز است
    و مساله دیگر واقعیات تاریخ در مورد کوروش است که خیلیها کتمان حقایق میکنند
    کوروش یک پادشاه و شخصیت تاریخی است.
    پادشاه سرزمینی که بعدها ایران نامیده شد و در زمان خودش چنین نامی بکار نمی‌رفت و متداول نبود.
    کوروش مانند هر شخصیت تاریخی دیگر قابل نقد و بررسی است.
    پژوهشگران کوشش می‌کنند تا با واقعیت‌های مرتبط با کوروش آشنا شوند.
    کاری که به دلیل کمبود و نقصان منابع بسیار دشوار و حتی غیرممکن است.
    در آثار و منابع ایرانی تقریباً هیچ یادی از کوروش نشده است و ایرانیان تا این اواخر بکلی با او بیگانه بوده‌ و او را نمی‌شناخته‌اند.
    این نشان می‌دهد که از نظر سابقه تاریخی، کوروش در اندیشه ایرانیان یک قهرمان یا شخصیت برتر نبوده است.
    نام کوروش حتی در اوستا، متون پهلوی و شاهنامه نیز نیامده است.



    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۹/۲۰ در ساعت ۱۴:۵۳
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  11. صلوات ها 12


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    258
    حضور
    11 ساعت نامشخص
    دریافت
    16
    آپلود
    2
    گالری
    0
    صلوات
    2059



    تازگی ها یه سی دی دیدم به نام "تختی برای هیچ کس" توصیه میکنم اگه پیداش کردید حتما نگاه کنید و بدون تعصب و لجاجت تا آخرش رو گوش بدید؛ شاید متوجه دروغ های بزرگی که سالهای سال باهاش بزرگ شدیم و حتی بهش افتخار کردیم بشید!
    لازمه بگم من خودم تا 2ساعت اول کاملا موضع خصمانه داشتم، ولی در برابر استدلالات عقلانی کارشناس کم آوردم!
    " السلام علیک یا ساقی،
    من علیک السلام میخواهم!!! "

  13. صلوات ها 9


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    با سلام

    مجسمه ای که مربوط به کوروش نیست :

    دكتر سيد حسين صفوي در مورد اين مجسمه به صراحت مينويسد :
    اين مجسمه ... ابدا متعلق به كوروش نيست و اكثر دانشمندان برآنند كه اين پيكر نه متعلق به كوروش اول و نه متعلق به كوروش دوم كوچك برادر اردشير دوم بلكه خواسته اند ملكي را بنمايانند كه در حال پرواز است و دست خود را براي رد كردن ارواح شرير بلند كرده است حال مسئله اين است كه چگونه و چه كسي يك مجسمه بياسم و رسمي چنين را «كوروش» نامگذاري كرده و آنرا «ذوالقرنين» دانسته است.
    اينجاست كه جعل و جعليات به اوج خود ميرسد و ميگويند نه امروز بلكه روزگاري بر روي اين مجسمه كتيبهاي با دو سطر خط پارسي باستان و يك سطر خط بابلي و يك سطر خط عيلاي بوده كه روي آن نوشته شده بود «من كوروش، پادشاه هخامنشي»!!
    دكتر بهرا م فرهوشي استاد دانشگاه تهران با وقاحت باور نكردني در كتاب خود به نام ايرانويج مينويسد:
    «ديولافوا باستانشناس معروف فرانسوي و خانم او در سفرنامه هاي خود ذكر ميكنند كه اين كتيبه را بر روي پيكره بالدار كوروش ديده اند»
    ايرانويچ، دكتر بهرام فرهوشي استاد دانشگاه تهران، انتشارات دانشگاه تهران، انتشار 1902، شماره مسلسل 3114 تاريخ انتشار آبنماه 1370، ص 65
    در صورتيكه در سفرنامه مادام ژان ديولافوا كه اتفاقا جناب محمد علي فرهوشي با نام «ايران كلده و شوش» ترجمه كرده و جالبتر اينكه به كوشش خود جناب دكتر بهرام فرهوشي چاپ گرديده به هيچ وجه در تصويري كه مادام ديولافوا از تصوير به اصطلاح كوروش كشيده هيچ كتيبهاي بر روي مجسمه وجود ندارد ولي در عوض كتيبه مذكور در روي يك ستوني ديگر كه اصلا ربطي به اين ستون ندارد و در فاصله خيلي بعيد ازهم قرار دارد و حتي يك نفر از ايلات محلي در زير آن به استراحت ميپردازد و همان كتيبه بالاي آن ستون ديده ميشود.
    و نشان ميدهد كه جناب دكتر و استاد دانشگاه تهران چقدر با تاريخ و تاريخ باستاني و باستانشناسي ايران آشنايي دارد !!
    دكتر بهاءالدين پازارگاد استاد دانشگاه در كتاب وزين خود «تاريخ فلسفه و مذاهب جهان» كتاب دوم آيين زرتشت و ساير مذاهب ايران باستان در مورد همين نقش به اصطلاح كوروش و كتيبه به اصطلاح روزگاري موجود در روي آن به صراحت مينويسد :
    « من شخصا مدت يك هفته اين سنگ را در محل خود بررسي نمودم و به اين نتيجه رسيدم كه امكان نداشته است كه كتيبهاي بالاي اين سنگ (مجسمه كوروش) وجود داشته باشد.
    به نظر من اين طور رسيد كه يكي از مسافران انگليسي در قرن هيجدهم اين محل را بازديد كرده است و كتيبهاي را كه هنوز روي يكي ازجرزهاي سنگي در اين محل به خط ميخي موجود است در كتابي كه منتشر نموده نقاشي كرده است و شخصا فرشته بالداري كه روي جرز(ستون) ديگري بوده رسم نموده است.
    دانشمند ديگري كه هيچ وقت به ايران مسافرت نكرده و «دوبوا» نام دارد و فرانسوي است كه كتاب آن نويسنده انگليسي را خوانده و معلوم نيست به چه علت در كتاب خود آن كتيبه را بالاي آن فرشته بالدار قرار داده است بعدا ديگران كتاب «دوبوا» را خواندهاند و وقتي به پاسارگاد آمدهاند ديدهاند آن كتيبه بالاي آن فرشته (مجسمه كوروش) نيست».

    تاريخ فلسفه ومذاهب جهان. كتاب دوم آيين زرتشت و ساير مذاهب ايران باستان، دكتر بهاالدين پازارگاد، چاپ اول، 1347، به نقل از اسكندر و ادبيات ايران، ص 292
    در تحقيقات جديد عوض نوشتن نام كوروش در زير آن مجسمه كذايي دانشمندان فعلي مرقوم ميدارند : فرشته بالدار.
    چنانچه در كتاب «تخت جمشيد» نوشته مهرداد بهار- نصراله كسرائيان دقيقا در زير همين ستون پاسارگادي و درتوضيح همان نقش جنجالي به صراحت نوشته شده «فرشته بالدار».

    كتاب تخت جمشيد ، مهرداد بهار- نصراله كسرائيان، تدوين شهريار ايزدي ترجمه سودابه دقيقي، چاپ چهارم، 1372، ص 95

    و نيز در كتاب سرزمين مهرو ماه تخت جمشد، نقش رستم، نقش رجب، پاسارگاد» در زير همان مجسمه به اصطلاح كوروش سابق نوشته شده : پاسارگاد – فرشته بالدار . سرزمين مهروماه، تخت جمشيد، نقش رستم، نقش رجب، دكتر فرخ سعيدي، سازمان ميراث فرهنگي كشور، چاپ اول، تهران، 1376، زير تصوير منسوب به كوروش سابق (بدون صفحه)

    حتي در كتاب راهنماي تخت جمشيد به قلم جناب دكتر فرخ سعيد – كه از سوي سازمان ميراث فرهنگي كشور- منتشر شده در مورد عدم كوروش بودن و طرز لباس و ساير مشخصات آن مينويسد :
    لباس بلند فردي كه اينجا ديده ميشود تا ساق پاي او ميرسد كه با آستينهاي كوتاه، يك لباس كاملا عيلامي است نيمرخ مرد ي نشان داده شده است كه در حال حركت به سوي تالار است و دست راست بلند شدهاش از آرنج خم شده است.
    دو جفت بال بزرگ با پرهاي روي هم افتاده از جلو و عقب بدنش بيرون آمده است. موهاي سروريش كوتاه او حالت تابيده شده دارد.
    نكتهاي كه روشن نيست تاج شاخ مانند اوست كه سه چيز گلدان مانند را نگه داشته و مانند تاج خدايان مصري به ويژه هارپوكراتس Harpocrates است بايد در نظر داشت كه كوروش هرگز به مصر كه پسرش كامبيز آنرا تسخير كرد نرفته بوده.
    علامه طباطبایی نیز در تفسیر المیزان درباره جعلیات یهود پیرامون ذوالقرنین میگویند :
    خواننده عزيز بايد بداند كه روايات مروى از طرق شيعه واهل سنت از رسول خدا (صلى اللّه عليه وآله وسلم ) واز طرق خصوص شيعه از ائمه هدى (عليهمالسلام ) وهمچنين اقوال نقل شده از صحابه وتابعين كه اهل سنت با آنها معامله حديث نموده (احاديث موقوفه اش مى خوانند ) درباره داستان ذى القرنين بسيار اختلاف دارد، آن هم اختلافهايى عجيب ، وآن هم نه در يك بخش داستان ، بلكه در تمامى خصوصيات آن .
    واين اخبار در عين حال مشتمل بر مطالب شگفت آورى است كه هر ذوق سليمى از آن وحشت نموده ، وبلكه عقل سالم آن را محال ميداند، وعالم وجود هم منكر آن است . واگر خردمند اهل بحث آنها را با هم مقايسه نموده مورد دقت قرار دهد، هيچ شكى نميكند در اينكه مجموع آنها خالى از دسيسه ودستبرد وجعل ومبالغه نيست .
    واز همه مطالب غريب تر رواياتى است كه علماى يهود كه به اسلام گرويدند - از قبيل وهب ابن منبه وكعب الاحبار - نقل كرده ويا اشخاص ديگرى كه از قرائن به دست مى آيد از همان يهوديان گرفته اند، نقل نموده اند. بنابراين ديگر چه فائده اى دارد كه ما به نقل آنها واستقصاء واحصاء آنها با آن كثرت وطول وتفصيلى كه دارند بپردازيم ؟. لاجرم به پارهاى از جهات اختلاف آنها اشاره نموده مى گذريم ، وبه نقل آنچه كه تا حدى از اختلاف سالم است مى پردازيم
    .http://www.ghadeer.org/qoran/almizan/j13/almiza40.htm#link340

    شهاب
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۹/۲۰ در ساعت ۱۷:۲۶
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  15. صلوات ها 12


  16. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    نقاشی و نویسندگی
    نوشته
    696
    حضور
    62 روز 3 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1608



    به نام خداوند بخشایشگر و مهربان


    ممنون ....به بحث موضوع اصلی ادامه دهید !
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۹/۲۰ در ساعت ۲۰:۳۵


  17. صلوات ها 9


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    با سلام

    هفته نامه "اشپیگل" چاپ آلمان در شماره 28 سال 2008 نوشته ای به نام "فرمانروای قلابی صلح"به قلم ماتیاس شولتس
    Matthias Schulz منتشر کرده است.
    در این نوشته نویسنده می گوید که کوروش پیام آور صلح و حقوق بشر نبوده است و یکی چون دیگر دیکتاتورهای زمان خویش بوده است و در این راستا منشور حقوق بشر کوروش را یک "سند تبلیغاتی" می خواند.
    این نوشته که در هفته نامه معتبر "اشپیگل" چاپ شده است، کم کم دارد توجه همگان را جلب می کند. ایرانیان آلمانی زبان چند واکنش به این نوشته نشان داده اند. تا آنجا که در اینترنت دیدم، واکنش ها تاکنون بیشتر عصبی و غیرمنطقی بوده اند.
    در اینجا برگردان نوشته "اشپیگل" را می آورم تا هر کس درک مستقل خود را از نوشته اصلی به دست آورد و چون بسیار مورد های مشابه دیگر تفسیرهای دست چندم به وجود نیاید. خود نیز زمان برای پژوهش بیشتر پیرامون استدلال های این نوشته نیاز دارم؛ هر چند که نوشته از دید من چندان پخته به نظر نمی آید و دارای چند اشکال ساختاری است و به جای کاربرد روش های علمی کمی نیز از فرهنگ پلمیک یاری جسته است. با وجودی که هیچ گونه تعصبی به این گونه مورد ها ندارم، کمی نیز بوی فرهنگ از گونه روزنامه کیهان می آید. اما دارای چند نمونه و استدلال تاریخی است که نیاز به تامل دارد.در تاریخ ایران نکته های مبهم بسیاری وجود دارند که تاکنون کسی به آنها نپرداخته است. این نکته یکی از آنهاست.
    دیدگاه های خود را در اینجا بنویسید تا یک تبادل سازنده دیدگاه ها را داشته باشیم.
    نویدار
    ============ ========= ========= ===
    فرمانروای قلابی صلح
    ماتیاس شولتس
    در سازمان ملل متحد در نیویورک در ویترینی شیشه ای لوح 2500 ساله به خط میخی نام "منشور باستانی حقوق بشر"وجود دارد که به آن احترام فراوان می گذارند. اکنون آشکار می گردد: این لوح را یک دیکتاتور باستانی نوشته است که مخالفان خود را شکنجه می کرده است.
    *زمانیکه دست یهود از سر کوروش هخامنشی بیرون می آید !*
    قرار بود آن چه که محمد رضا شاه پهلوی در نظر داشت، جشن رکوردها گردد. او نخست "انقلاب سفید" (اصلاحات ارضی) را اعلام کرد و خود را "آریامهر" خواند. حال، در سال 1971 نیاز آن را حس کرد که "2500 سال پادشاهی ایران" را جشن بگیرد و این گونه بود که اجرای "بزرگترین نمایش جهان" اعلام گشت.
    او دستور داد که پنجاه خیمه باشکوه بر ویرانه های تخت جمشید (پرسپولیس) برپا سازند. 69 نفر از سران کشورها و پادشاهان و در میان انها پادشاه ژاپن به آنجا رفتند. در آنجا 20،000 لیتر شراب نوشیده شد به همراه خوراک بلدرچین، طاووس و خاویار در ظرف طلا. بر روی میزها نیز بطری های شراب "شاتو لافیت" Château Lafite گردانده می شد.
    در نقطه اوج جشن شاه به سوی آرامگاه کوروش دوم گام نهاد که در سده ششم پیش از میلاد در یک جنگ درازمدت خونین بیش از پنج میلیونکیلومتر مربع را تسخیر کرده بود.
    "منشور باستانی حقوق بشر" مورد ستایش همگان

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۱۰/۰۷ در ساعت ۲۱:۵۲
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  19. صلوات ها 7


  20. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    با بیش از صد میلیون دلار هزینه، ستایش از پادشاه باستانی ایرانیان امری پرهزینه و مورد انتقاد بود. شاه در پاسخ با این انتقادها گلایه وار گفته بود: "یعنی با نان و تربچه از سران کشورها پذیرایی کنم؟"
    حتی رهبر مذهبی آیت الله خمینی نیز از تبعیدگاه خود نفرت خود را از این کار ابراز داشت: "جنایت های شاهان ایرانی صفحات تاریخ را سیاه ساخته است." با این وجود شاه معتقد بود که بهتر می داند. او بیان داشت که کوروش انسانی ویژه بوده است با اندیشه انسانی، سرشار از محبت و مهربانی. او نخستین انسانی بوده است که حق "آزادی اندیشه" را بنیان نهاده است. شاه این دید خود را به اطلاع سازمان ملل متحد نیز رسانید. در روز 14 اکتبر که جشن در تخت جمشید در اوج خود بود، خواهر دوقلوی او (اشرف پهلوی) گام به بنای سازمان ملل متحد در نیویورک نهاد. در آنجا او کپی لوح منشور حقوق بشر را به "سیتو اوتانت"، دبیر کل سازمان ملل هدیه داد. او نیز برای این هدیه تشکر کرد و آن را به عنوان "منشور باستانی حقوق بشر" مورد ستایش
    *زمانیکه دست یهود از سر کوروش هخامنشی بیرون می آید !*
    قرار داد.
    اکنون این دبیر کل سازمان ملل بود که می گفت: پادشاه پارسی این "هوشمندی را در احترام به تمدن های دیگر نشان داد." سپس اوتانت دستور داد این لوح گلی را که بیانیه این کوروش دوم به اصطلاح انسان دوست سال 539 پیش از میلاد را در بر دارد، در یک ویترین شیشه ای در بنای اصلی سازمان ملل به نمایش بگذارند. این لوح هنوز آنجاست، در کنار قدیمی ترین قرارداد صلح جهان.
    تعارفات بزرگ، سخنان بزرگ، یاوه بزرگ
    به نظر می رسد که سازمان ملل متحد قربانی یک حقه بازی شده است. بر خلاف ادعای شاه، جوزف ویزهوفر (Josef Wiesehofer) شرق شناس پرسابقه از شهر کیل می گوید که این لوح خط میخی بیش از یک "پروپاگاند" (تبلیغ) نیست. او می گوید: "این که نخستین بار کوروش اندیشه های حقوق بشر را طرح کرده است، سخنی پوچ است."
    هانس پتر شاودیگ (Hanspeter Schaudig)، آشورشناس از هایدلبرگ نیز در این فرمانروای باستانی، مبارز پیشاهنگ برابری و احترام نمی بیند. زیردستان او باید پاهای او را می بوسیدند.
    نزدیک به سی سال این فرمانروا شرق را به جنگ کشید و میلیون ها انسان را در بند مالیاتی خود اسیر ساخت. به دستور او بینی و گوش نافرمایان را می بریدند. محکومان به مرگ را تا سر در خاک می کردند و خورشید کار را به پایان می رساند.
    آیا سازمان ملل این دروغ تاریخی ساخته و پرداخته شده توسط شاه را بدون تحقیق پذیرفته است؟
    "سازمان ملل یک خطای بزرگ مرتکب شده است."
    این کلاوس گالاس (Klaus Gallas) متخصص تاریخ هنر که در شهر وایمار گرم تدارک فستیوال فرهنگی آلمان و ایران ("دیوان غربی-شرقی، تابستان 2009″) است، بود که این بحث را به افکار عمومی کشاند. در تدارک این فستیوال بود که او متوجه ناهمخوانی هایی در این منشور شد. او می گوید: "سازمان ملل یک خطای بزرگ مرتکب شده است."
    با وجود درخواست های فراوان "اشپیگل" سازمان ملل حاضر به ابراز نظر در این مورد نیست. "سرویس اطلاعات سازمان ملل" در وین کماکان بیان می دارد که این سنگ نبشته شرقی توسط بسیاری به عنوان "نخستین سند حقوق بشر" پذیرفته شده است.
    پیامد های این کار بسیار سنگین است. در این میان حتی در کتاب های درسی مدرسه های آلمان نیز این ایرانی باستانی (کوروش) به عنوان پیشاهنگ سیاست بشردوستی تدریس می شود. در اینتر نت نیز یک ترجمه جعلی پخش شده است که در آن کوروش حتی حداقل دستمزد و حق پناهندگی را نیز تدوین کرده است. "برده داری باید در تمام جهان برچیده شود. هر کشوری می تواند آزادانه تصمیم بگیرد که آیا رهبری مرا می خواهد یا نه." اینها سخنانی هستند که در آنجا گفته شده اند.

    * * *
    این نوشته را به انگلیسی یا آلمانی بخوانید.

    مراجع:
    (2): http://www.spiegel. de/international /world/0, 1518,566027, 00.html
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  21. صلوات ها 9


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود