جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا امام حسین علیه السلام حج خود را نیمه تمام گذاشتند؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5

    مطلب چرا امام حسین علیه السلام حج خود را نیمه تمام گذاشتند؟




    آیا حدیث هر کس حج خود را نیمه رها نماید مرتد است صحیح است ؟ اگر پاسخ مثبت است پس علت حج نیمه تمام امام حسین چیست ؟ لطفا راهنمایی نمایید.

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,906
    حضور
    84 روز 15 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    با سلام

    قبل از آنكه به تحليل تاريخى اين پرسش بپردازيم، بايد اين نكته را متذكر شويم كه از ديدگاه فقهى، اين سخن مشهور كه امام حسين (علیه السلام) حجّ خود را نيمه تمام گذاشت، سخن نادرستى است زيرا امام (علیه السلام) در روز هشتم ذى حجه «يوم الترويه» از مكّه خارج شد.
    در حالى‏كه اعمال حجّ- كه با احرام در مكّه و وقوف در عرفات شروع مى‏شود- از شب نهم ذى حجه آغاز مى‏شود. بنابراين، امام (علیه السلام) اصولًا وارد اعمال حج نشده بود، تا آن را نيمه تمام گذارد.
    بله، مسلماً آن حضرت در هنگام ورود به مكّه، عمره مفرده انجام داده و چه بسا در طول اقامت چند ماهه خود در مكّه و احتمالًا در فاصله‏هاى مختلف، اقدام به انجام اعمال عمره كرده بود. اما انجام اعمال عمره مفرده، به معناى ورود در اعمال حجّ نمى‏شود. در برخى از روايات تنها از انجام عمره مفرده از سوى امام (علیه السلام) سخن به ميان آمده است.(1)
    از نقطه نظر تاريخى بالاخره اين پرسش باقى است كه با وجود آنكه يكى از علل انتخاب مكّه، داشتن فرصت مناسب براى تبليغ ديدگاه خود بود چرا در اين شرايط زمانى ويژه- كه اوج حضور حاجيان از سرتاسر نقاط مختلف در مكّه، عرفات و منا است و بهترين فرصت تبليغى براى آن حضرت فراهم آمده است- نابهنگام و به صورت ناگهانى مكّه را ترك كرد؟
    به طور خلاصه مى‏توانيم علل اين تصميم ناگهانى را چنين ذكر كنيم:
    يك. احتمال خطر جانى
    از برخى عبارات امام حسين (علیه السلام) - كه در مقابل ديدگاه شخصيت‏هاى مختلفى كه با بيرون رفتن آن حضرت از مكّه و حركت به سوى كوفه مخالف بودند، ابراز شده- چنين بر مى‏آيد كه امام (علیه السلام) ماندن بيشتر در مكّه را مساوى با بروز خطر جانى براى خود مى‏دانست چنان‏كه در جواب ابن عباس مى‏فرمايد: «كشته شدن در مكانى ديگر براى من دوست داشتنى‏تر از كشته شدن در مكّه است».(2)
    در پاسخ عبداللَّه بن زبير نيز فرمود: «به خداوند سوگند اگر يك وجب خارج از مكّه كشته شوم، براى من دوست داشتنى‏تر است تا آنكه به اندازه يك وجب در داخل مكّه كشته شوم. به خداوند سوگند اگر من به لانه‏اى از لانه جانوران پناه برم، مرا از آن بيرون خواهند كشيد تا آنچه را از من مى‏خواهند، به دست آورند».(3)
    امام (علیه السلام) در برخورد با برادر خود محمد حنفيه، به صراحت سخن از قصد ترور يزيد در محدوده حرم امن الهى نسبت به جان خود سخن به ميان آورد.(4) بالاخره در بعضى از متون به صراحت سخن از اين مطلب به ميان آمده كه يزيد، عده‏اى را همراه با سلاح‏هاى فراوان براى ترور امام حسين (علیه السلام) در مكّه فرستاده بود.(5)
    دو. شكسته نشدن حرمت حرم
    در ادامه برخى از عبارات پيش گفته، تذكّر اين نكته از سوى امام حسين (علیه السلام) وجود داشت كه نمى‏خواهد حرمت حرم امن الهى، با ريخته شدن خون او در آن شكسته شود گرچه در اين ميان گناه بزرگ از آن قاتلان و جنايتكاران اموى باشد.
    آن حضرت اين مطلب را در برخورد با عبداللَّه بن زبير و به گونه تعريض ‏آميز نسبت به او- كه بعدها در مكّه موضع گرفته و لشكريان يزيد حرمت حرم را خواهند شكست- به صراحت بيان مى‏دارد.
    ايشان در جواب ابن زبير مى‏فرمايد:
    «ان ابى حدثنى ان لها كبشاً به تستحلّ حرمتها فما احبّ ان اكون انا ذالك الكبش»(6) «پدرم (على (ع «براى من نقل كرد كه در مكّه قوچى است كه به وسيله آن حرمت شهر شكسته مى‏شود و من دوست ندارم كه مصداق آن قوچ باشم».
    پي نوشت :
    (1) عن الصادق) ع (:» ان الحسين بن‏على) ع (خرج يوم التروية الى العراق و كان معتمراً «. ر. ك. وسائل الشيعه، ج 1، ص 246، كتاب حج، باب 7، ابواب العمرة ج 2 و 3.
    (2) ابن كثير، البداية و النهاية، ج 8، ص 951.
    (3) وقعة الطف، ص 251.
    (4) سيد بن طاووس، لهوف، ص 28.
    (5) همان. به غلط در اين متن فرمانده آنان» عمر بن سعد بن ابى وقاص «ذكر شده كه در متون ديگر به عمرو بن سعيد بن عاص تصحيح شده است.
    (6) ابن اثير، الكامل فى التاريخ، ج 2، ص 645.

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۹/۱۹ در ساعت ۰۰:۵۱
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,906
    حضور
    84 روز 15 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    و این مطلب در منابع روایی به صورت مکرر بیان شده است:

    «كان توجه الحسین ع من مكة إلى العراق فی یوم خروج مسلم بالكوفة و هو یوم الترویة بعد مقامه بمكة بقیة شعبان و شهر رمضان و شوالا و ذا القعدة و ثمان لیال خلون من ذی الحجة سنة ستین؛[1] امام حسین علیه السّلام در روز خروج مسلم كه روز ترویه بود از مكه معظمه‏ متوجه عراق گردید. امام حسین بقیه ماه شعبان، ماه رمضان، ماه شوال، ماه ذى- قعده و هشت شب از ماه ذى حجه سنه- 60- هجرى را در مكه مكرمه اقامت كرد.»

    امام صادق (ع) : «وَ الْمُعْتَمِرَ إِذَا فَرَغَ مِنْهَا ذَهَبَ حَیْثُ شَاءَ وَ قَدِ اعْتَمَرَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ ع فِی ذِی الْحِجَّةِ ثُمَّ رَاحَ یَوْمَ التَّرْوِیَةِ إِلَى الْعِرَاقِ وَ النَّاسُ یَرُوحُونَ إِلَى مِنًى وَ لَا بَأْسَ بِالْعُمْرَةِ فِی ذِی الْحِجَّةِ لِمَنْ لَا یُرِیدُ الْحَج‏؛[2] شخصى كه عمره بجا میاورد هر گاه از عمره فراغت حاصل كند هر جا كه بخواهد میتواند برود. زیرا امام حسین علیه السلام در ماه ذى حجة عمره بجاى آورد و در روز ترویه متوجه عراق شد در صورتى كه مردم متوجه منا شده بودند. عمره در ماه ذى حجه براى كسى كه قصد حج را ندارد مانعى نخواهد داشت.»

    «وَ رَوَى مَعْمَرُ بْنُ الْمُثَنَّى فِی مَقْتَلِ الْحُسَیْنِ ع فَقَالَ مَا هَذَا لَفْظُهُ فَلَمَّا كَانَ یَوْمُ التَّرْوِیَةِ قَدِمَ عُمَرُ بْنُ سَعْدِ بْنِ أَبِی وَقَّاصٍ إِلَى مَكَّةَ فِی جُنْدٍكَثِیفٍ قَدْ أَمَرَهُ یَزِیدُ أَنْ یُنَاجِزَ الْحُسَیْنَ الْقِتَالَ إِنْ هُوَ نَاجَزَهُ أَوْ یُقَاتِلَهُ إِنْ قَدَرَ عَلَیْهِ. فَخَرَجَ الْحُسَیْنُ ع یَوْمَ التَّرْوِیَة؛[3]
    معمّر بن مثنّى در مقتل الحسین روایت كرده است چون روز ترویه ‏شد عمر بن سعد بن ابى وقّاص با قشون زیادى بمكّه وارد شد و از طرف یزید مأموریّت داشت كه اگر حسین مبارزه جنگى آغاز كند متقابلا با حسین مبارزه كند و اگر نیرو بقدر كافى داشته باشد خود او جنگ را آغاز نماید.
    پس حسین علیه السلام روز ترویه از مكّه بیرون شد»
    از این رو، امام با انجام عمره، می توانستند از احرام خارج شوند و ایشان اصلا حج تمتع را شروه نکرده بودند، تا آن را نیمه کاره رها کنند.


    [1]. بحار الأنوار ج‏44، ص36.
    [2]. الكافی، ج‏4، ص535.
    [3]. (اللهوف على قتلى الطفوف ص 63.

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۹/۱۹ در ساعت ۰۱:۰۰
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    421
    حضور
    2 روز 8 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    914



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    پدرم (على (ع «براى من نقل كرد كه در مكّه قوچى است كه به وسيله آن حرمت شهر شكسته مى‏شود و من دوست ندارم كه مصداق آن قوچ باشم
    سلام

    در مورد این سخن امام علی (ع) اطلاع بیشتری دارید؟
    مَنْ کانَ عَدُوّاً لِلّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْریلَ وَ میکالَ فَإِنَّ اللّهَ عَدُوٌّ لِلْکافِرینَ

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,906
    حضور
    84 روز 15 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    نقل قول نوشته اصلی توسط aminj نمایش پست ها
    سلام

    در مورد این سخن امام علی (ع) اطلاع بیشتری دارید؟

    امام حسین ع در پاسخ عبداللّه بن زبير


    متن سخن :

    ((اِنَّ اَبِى حَدَّثَنِى اَنَّ بِمَكَّةَ كَبْشاً بِهِ تُسْتَحَلُّ حُرْمَتُها
    فَما اُحِبُّ اَنْ اَكُونَ ذلِكَ الْكَبْشَ
    وَلِئنْ اُقْتَلْ خارِجاً مِنْها بِشِبْرٍ اَحَبُّ اِلَىَّ مِنْ اَنْ اُقْتَلَ فيها
    وَلَئنْ اُقتَلْ خارِجاً مِنْها بِشِبْرَيْنِ اَحَبُّ اِلَىَّ مِنْ اَنْ اُقْتَلَ خارِجاً مِنْها بِشِبْرٍ
    وَاَيْمُاللّه لَوْ كُنْتُ فى جُحْرِ هامَّة مِنْ هذِهِ الْهَوامِّ
    يَسْتَخْرِجُونى حَتّى يَقْضُوا بى حاجَتَهُمْ
    وَاللّه لَيَعْتَدُنَّ عَلَىَّ كَما اعْتَدتِ الْيَهُودُ فِى السَّبْتِ.
    ... يَا ابْنَ الزُّبَيْرِ لَئِنْ اُدْفَنْ بِشاطِئِالْفُراتِ
    اَحَبُّ اِلَىَّ مِنْ اَنْ اُدْفَنَ بِفناءِ الْكَعْبَةِ.
    ... إ نَّ هذا يَقُولُ لى كُنْ حَماماً مِنْ حَمامِ الْحَرَمِ
    وَلئنْ اُقْتَلْ وَبَيْنِى وَبَيْنَ الحَرَمِ باعٌ
    اَحَبُّ اِلَىَّ مِنْ اَنْ اُقْتَلَ وَبَيْنِى وَبَيْنَهُ شِبْرٌ
    وَلَئِنْ اُقْتَلْ بِالطَّفِّ اَحَبُّ اِلَىَّ مِنْ اَنْ اُقْتَلَ بِالْحَرِم .
    ... اِنَّ هذا لَيْسَ شَىْءٌ مِنَ الدُّنْيا اَحَبَّ اِلَيْهِ مِنْ اَنْ اَخْرُجَ مِنَ الْحِجازِ
    وَقَدْ عَلِمَ اَنَّ النّاسَ لا يَعْدِلُونَهُ بى فَوَدَّ
    اَنِّى خَرَجْتُ حَتّى يَخْلُو لَهُ
    ))1



    ترجمه و توضيح لغات :
    كَبْش : قوچ . شِبْر: وجب . جُحْر: لانه حيوان در داخل خاك . هَوامّ (جمع هامّه ): جنبنده . اِعْتِداء: تجاوز به حق . شاطِى ءُ الْفُرات : كنار فرات . فناء: آستانه . حَمام (به فتح ميم ): كبوتر. باع : فاصله دو دست را كه باز باشد - از ابتداى انگشتان يك دست تا انتهاى انگشتان دست ديگر - يك باع گويند. طفّ: يكى از نامهاى كربلاست .


    ترجمه و توضيح :
    يكى ديگر از كسانى كه انصراف از سفر عراق را به حسين بن على عليهما السلام پيشنهاد نمود عبداللّه بن زبير بود او كه خود يكى از افراد مخالف حكومت يزيد و به اصطلاح از افراد مبارز بود و در همين رابطه از مدينه فرار نموده و به مكه پناهنده شده بود پس از ورود امام عليه السلام به مكه هر روز و گاهى يك روز در ميان و مانند ساير مسلمانان به منزل آن حضرت رفت و آمد داشت و در مجلس آن حضرت شركت مى نمود و چون از تصميم امام نسبت به سفر عراق مطلع گرديد به خدمت آن حضرت آمده به صورت ظاهر انصراف از اين سفر را به وى پيشنهاد نمود.
    و بنابه نقل بلاذرى و طبرى سخن ابن زبير دو پهلو بود؛ زيرا او چنين گفت : يابن رسول اللّه ! اگر من هم در عراق شيعيانى مانند شيعيان شما داشتم آنجا را به هر نقطه ديگر ترجيح مى دادم .
    ابن زبير براى اين كه متهم نباشد، گفتارش را اين چنين ادامه داد: ولى در عين حال اگر در مكه اقامت كنيد و بخواهيد امامت و پيشوايى مسلمانان را در اين شهر ادامه بدهيد ما نيز با تو بيعت مى كنيم و تا جايى كه امكان دارد از پشتيبانى و همفكرى با تو خوددارى نخواهيم نمود.
    امام عليه السلام در پاسخ وى فرمود:
    ((اِنَّ اَبى حَدَّثَنى اَنَّ بِمَكَّة كَبْشاً ...؛)) پدرم به من خبر داد كه به سبب وجود قوچى در مكه احترام آن شهر درهم شكسته خواهد شد و نمى خواهم آن كبش و قوچ من باشم (و موجب آن گردم كه كوچكترين اهانتى به خانه خدا متوجه شود).

    و به خدا سوگند! اگر يك وجب دورتر از مكه كشته شوم بهتر است از اينكه در داخل آن به قتل برسم و اگر دو وجب دورتر از مكه كشته شوم بهتر است از اينكه در يك وجبى آن به قتل برسم )).

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۹/۱۹ در ساعت ۱۲:۴۱
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,906
    حضور
    84 روز 15 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    امام عليه السلام سخنانش را چنين ادامه داد:((وَاَيْمُاللّه لَوْ كُنْتُ فى جُحْرِ هامَّة ...؛)) و به خدا سوگند! اگر در لانه مرغى باشم مرا درخواهند آورد تا با كشتن من به هدف خويش برسند و به خدا سوگند! همان گونه كه قوم يهود احترام روز شنبه (سمبل وحدت و روز تقرب به خداى خويش ) را درهم شكستند اينها نيز احترام مرا درهم خواهند شكست )).
    سپس فرمود: پسر زبير! اگر من در كنار فرات دفن بشوم ، براى من محبوبتر است از اينكه در آستانه كعبه دفن شوم .
    و بنابه نقل ابن قولويه ، پس از آنكه ابن زبير از مجلس امام خارج گرديد، آن حضرت چنين فرمود:
    ((إ نَّ هذا يَقُولُ لى كُنْ حَماماً ...؛)) او به من مى گويد كبوتر حرم باش ! و به خدا سوگند! اگر من يك ذرع دورتر از حرم كشته شوم براى من محبوبتر از اين است كه يك وجب دورتر از حرم كشته شوم و اگر در طف (سرزمين كربلا) كشته شوم براى من محبوبتر از اين است كه در حرم به قتل برسم )).
    و بنابه نقل طبرى و ابن اثير،امام عليه السلام پس از خارج شدن ابن زبير، به اطرافيانش فرمود:
    ((اِنَّ هذا لَيْسَ شَىْءٌ مِنَ الدُّنْيا ...؛)) او (گرچه به ظاهر به بودن من در مكه علاقه نشان مى دهد ولى در واقع ) بيش از هرچيز به بيرون رفتن من از مكه علاقه مند است ؛ زيرا مى داند با وجود من كسى به او توجهى نخواهد كرد)).
    نتيجه :
    امام عليه السلام در اين گفتار راجع به گذشته ابن زبير و موضع او در مقابل حكومت على عليه السلام و راجع به جنگ بصره ، جنگى كه مستقيما براى از بين بردن شخصيتى مانند اميرمؤ منان عليه السلام به وجود آمده كه ابن زبير از مهره ها و اركان و گردانندگان اصلى اين جنگ بود، سخنى به ميان نياورد ولى در ضمن چند جمله ، آينده خويش و آينده ابن زبير را براى وى ترسيم نمود.
    اما راجع به موضع خودش فرمود:
    ((اگر من در مكه باشم و يا در هر نقطه ديگر ولو در لانه مرغى ، دستگاه حكومت از من دست بردار نخواهد بود و اختلاف من با حكومت آشتى پذير نيست ؛ زيراخواسته آنها از من چيزى است كه من به هيچ وجه زيربار چنين خواسته اى نخواهم رفت و من از آنان چيزى مى خواهم كه آنها حاضر به قبول آن نيستند)).
    و امام در اين گفتارش سخن از
    ((شاطِى ءِالْفُراتِ)) و ((طَفّ)) به ميان آورده است كه در خور اهميت و توجه فراوان است .
    و اما به ابن زبير هم هشدار داد كه پدرم فرموده است :
    ((به سبب كبشى احترام بيت الهى و حريم حرم شكسته خواهد شد و براى اينكه اين كبش من نباشم و به سبب ريختن خون من ، كوچكترين اهانتى متوجه كعبه و حرم نگردد من از اين شهر بيرون مى روم و براى حفظ احترام حرم و كعبه اگر يك وجب دورتر از اين خانه كشته شوم باز هم بهتر است از اينكه در داخل آن به قتل برسم و تو نيز نبايد در آينده راضى باشى براى حفظ موجوديت خويش به صورت كبوتر درآيى و خانه خدا را سپر خويش قرار دهى و موجب هتك احترام اين خانه گردى )).
    1-
    انساب الاشراف ، ج 3، ص 164. طبرى ، ج 5، ص 383. كامل ابن اثير، ج 4، ص 38. كامل الزيارات ، ص 72.
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  13. صلوات ها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود