صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ّّبالاخره امام چهارم شيعيان روزه بودند يا نبودند ؟!!!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    161
    حضور
    15 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    4
    صلوات
    458

    ّّبالاخره امام چهارم شيعيان روزه بودند يا نبودند ؟!!!




    عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَرَّ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ص عَلَى الْمُجَذَّمِينَ وَ هُوَ رَاكِبٌ حِمَارَهُ وَ هُمْ يَتَغَدَّوْنَ فَدَعَوْهُ إِلَى الْغَدَاءِ فَقَالَ أَمَا إِنِّى لَوْ لَا أَنِّى صَائِمٌ لَفَعَلْتُ فَلَمَّا صَارَ إِلَى مَنْزِلِهِ أَمَرَ بِطَعَامٍ فَصُنِعَ وَ أَمَرَ أَنْ يَتَنَوَّقُوا فِيهِ ثُمَّ دَعَاهُمْ فَتَغَدَّوْا عِنْدَهُ وَ تَغَدَّى مَعَهُمْ
    اصول كافى ج : 3 ص : 187 رواية : 8

    امام صادق (ع ) فرمود: على بن الحسين صلوات الله عليهما گذرش بر جذاميان افتاد، حضرت سوار الاغش بود و آنها صبحانه مى خوردند. امام را به صبحانه دعوت كردند، فرمود:اگر روزه نمى داشتم مى پذيرفتم ، و چون بمنزلش رفت ، دستور فرمود غذايى لذيذ و خوب بسازند، سپس براى صبحانه از آنها دعوت كرد و خود هم با آنها صبحانه خورد.
    اصول كافى ج : 3 ص : 187 رواية : 8


    بالاخره ايشون روزه بودند يا نبودند ؟!!!يا ....

    ویرایش توسط sosme : ۱۳۸۸/۰۹/۲۰ در ساعت ۲۲:۴۹

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,899
    حضور
    3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    39
    صلوات
    13135



    نقل قول نوشته اصلی توسط sosme نمایش پست ها
    عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَرَّ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ص عَلَى الْمُجَذَّمِينَ وَ هُوَ رَاكِبٌ حِمَارَهُ وَ هُمْ يَتَغَدَّوْنَ فَدَعَوْهُ إِلَى الْغَدَاءِ فَقَالَ أَمَا إِنِّى لَوْ لَا أَنِّى صَائِمٌ لَفَعَلْتُ فَلَمَّا صَارَ إِلَى مَنْزِلِهِ أَمَرَ بِطَعَامٍ فَصُنِعَ وَ أَمَرَ أَنْ يَتَنَوَّقُوا فِيهِ ثُمَّ دَعَاهُمْ فَتَغَدَّوْا عِنْدَهُ وَ تَغَدَّى مَعَهُمْ
    اصول كافى ج : 3 ص : 187 رواية : 8

    امام صادق (ع ) فرمود: على بن الحسين صلوات الله عليهما گذرش بر جذاميان افتاد، حضرت سوار الاغش بود و آنها صبحانه مى خوردند. امام را به صبحانه دعوت كردند، فرمود:اگر روزه نمى داشتم مى پذيرفتم ، و چون بمنزلش رفت ، دستور فرمود غذايى لذيذ و خوب بسازند، سپس براى صبحانه از آنها دعوت كرد و خود هم با آنها صبحانه خورد.
    اصول كافى ج : 3 ص : 187 رواية : 8


    بالاخره ايشون روزه بودند يا نبودند ؟!!!يا ....
    اولا علی ابن الحسین امام اول شیعیان نیست امام چهارم است
    دوما بفرمایید چه اشکالی پیش می آید که امام روز دیگری آنها را دعوت کرده باشد؟
    سوما منظورتان از طرح اینگونه سوالات چیست؟
    از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
    زده ام فالی و فریاد رسی می آید . . .

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    161
    حضور
    15 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    4
    صلوات
    458



    سپاس . داشتم متني راجع به امام علي ميخوندم حواسنم پرت شد . درستش كردم . افعال و ضماير و زمانهاي انها و ....بايد توسط اساتيد مشخص بشه ضمنا لزومي نداشت بااينهمه ايهام حديثو نقل بشه!ائمه اي كه به فصاحت و شيوايي كلام مشهورند !!
    ویرایش توسط sosme : ۱۳۸۸/۰۹/۲۰ در ساعت ۲۲:۵۷

  7. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    رحمت خدا
    نوشته
    93
    حضور
    37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    663



    نقل قول نوشته اصلی توسط sosme نمایش پست ها
    عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَرَّ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ص عَلَى الْمُجَذَّمِينَ وَ هُوَ رَاكِبٌ حِمَارَهُ وَ هُمْ يَتَغَدَّوْنَ فَدَعَوْهُ إِلَى الْغَدَاءِ فَقَالَ أَمَا إِنِّى لَوْ لَا أَنِّى صَائِمٌ لَفَعَلْتُ فَلَمَّا صَارَ إِلَى مَنْزِلِهِ أَمَرَ بِطَعَامٍ فَصُنِعَ وَ أَمَرَ أَنْ يَتَنَوَّقُوا فِيهِ ثُمَّ دَعَاهُمْ فَتَغَدَّوْا عِنْدَهُ وَ تَغَدَّى مَعَهُمْ
    اصول كافى ج : 3 ص : 187 رواية : 8

    امام صادق (ع ) فرمود: على بن الحسين صلوات الله عليهما گذرش بر جذاميان افتاد، حضرت سوار الاغش بود و آنها صبحانه مى خوردند. امام را به صبحانه دعوت كردند، فرمود:اگر روزه نمى داشتم مى پذيرفتم ، و چون بمنزلش رفت ، دستور فرمود غذايى لذيذ و خوب بسازند، سپس براى صبحانه از آنها دعوت كرد و خود هم با آنها صبحانه خورد.
    اصول كافى ج : 3 ص : 187 رواية : 8


    بالاخره ايشون روزه بودند يا نبودند ؟!!!يا ....
    سلام
    سوالی دارم چه عیبی دارد که کسی روزه باشد و بعد روزه ی مستحبی خود را بشکند؟چون جذامیان در حال صرف صبحانه بودند پس ماه رمضان نبوده است. و چه اشکال دارد امام انها را افطار دعوت نموده باشد در حدیث به زمان برگشت اام اشاره نشده است

  8. صلوات ها 4


  9. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    فلسفه - فقه استدلالی
    نوشته
    885
    حضور
    13 روز 5 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3130

    مطلب




    باسمه تعالی
    با سلام و تشکر
    ظاهر روایت این است که دعوت امام سجاد علیه السلام از جذامیان در همان روز بوده است و حضرت هم روزه داشتند و شاید روزه ایشان مستحبی بوده است. در روزه مستحبی از جهت اجابت دعوت مومن میتوان روزه را افطار کرد. شاید امتناع امام علیه السلام از خوردن صبحانه با آنها و افطار روزه خود، مناسب نبودن غذای آنها یا صدقه بودن آن و یا ... بوده و چون امام روزه خود را به هر سبب، با دعوت آنها افطار نکرد و برای اینکه آنها از رد دعوت امام ناراحت نشوند حضرت فرمود:« اگر روزه نبودم با شما می خوردم». زمانی که حضرت به منزل برگشتند دستور دادند غذای لذیذی آماده کنند و به همان دلیلی که گفته شد یعنی اجابت دعوت مومن با آنها غذا میل نمودند.

    ویرایش توسط سعید : ۱۳۸۸/۱۱/۱۹ در ساعت ۲۳:۴۸

  10. صلوات ها 5


  11. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    تفسیر
    نوشته
    64
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    244



    با عرض سلام نکاتی چند در مورد این مطلب به ذهن بنده میرسد که خواستم جهت اطلاع عرض کنم
    1- اولا در متن عربی حدیث وقتی برای این دعوت (دعوت جذامیان و دعوت امام) ذکر نشده و معلوم نیست که دعوت جذامیان برای صبحانه بوده باشد وثانیا زمان دعوت امام هم مشخص نیست که آیا امام هم آنها را برای صبحانه دعوت کرده یا برای نهار یا شام!
    2- زمان دعوت امام احتمال قوی برای افطار بوده خصوصا که دارد که امام غذای خوب و مفصلی دستور دادند آماده شود و علی القاعده آماده کردن غذا با شرائط آن روزگار حداقل نصف روزی وقت می برد پس برفرض هم اگر دعوت جذامیان صبح بوده باشد دعوت امام قطعا همان موقع نبوده!
    3- معلوم نیست که دعوت امام در همان روزبوده یا روز دیگر!
    ویرایش توسط TARIG : ۱۳۸۸/۱۱/۰۳ در ساعت ۰۸:۳۰

    وقتی حسین وارد صحنه می شود اگر در صحنه حاضر نشوی هرکحا می خواهی باش فرقی ندارد چه ایستاده به نماز چه نشسته به شراب هر دو یکی است

  12. صلوات ها 6


  13. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    182
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1053

    توضیح مختصر




    درود بر دوستان گرامی

    درباره ی بیانات tarig گرامی درباب این حدیث صحیح السند، که در صفحه ی 123 از جلد دوم کتاب الکافی مندرج است، به ترتیب فرمایش ایشان، نکاتی عرض می شود:

    1- برخلاف نوشته ی ایشان، هر دو زمان مشخص است؛
    «هم یغتدون فدعوه الی الغداء» یعنی «ایشان صبحانه می خوردند و او را به صبحانه دعوت کردند».
    «ثم دعاهم فتغدوا عنده» یعنی «سپس ایشان را فراخواند و نزد وی صبحانه خوردند».
    مسلماً صبحانه را در وقت ناهار یا شام نمی خورند.

    2- به هیچ روی نمی توان حتی به احتمال ضعیف، افطار را مطرح نمود؛ که روایت صراحت دارد «فتغدوا عنده و تغدی معهم» یعنی: «ایشان نزد وی صبحانه خوردند و او نیز با ایشان صبحانه خورد». از سوی دیگر سخنی دایر بر «غذای خوب و مفصل» نیز مطرح نشده است؛ «فلما صار إلی منزله أمر بطعام فصنع و أمر أن یتنوقوا فیه» یعنی: «آنگاه که به خانه اش رفت دستور داد غذا آماده کنند. غذا آماده شد و دستور داد غذا را بیارایند».

    3- با توجه به ایهام کلام، شاید بتوان مورد سوم را پذیرفت. بدین ترتیب که برخلاف نظر سعید عزیز، معتقدم «فلما صار الی منزله» حاکی از این نیست که بلافاصله به منزل بازگشته اند تا همان روز هم بتوانند جذامیان را برای صبحانه دعوت کرده باشند. فی الواقع قرینه ای برای چنین مدعایی در روایت نیست؛ با توجه به « آنگاه که به خانه اش رفت ...» می توان تصور کرد بعد از پایان امور یومیه، به منزل رفته، دستور غذا داده و میهمانان خود را برای صبحانه ی فردا دعوت کرده باشند.

    سپاسگزارم


  14. صلوات ها 4


  15. #8

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    فلسفه - فقه استدلالی
    نوشته
    885
    حضور
    13 روز 5 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3130

    مطلب




    باسمه تعالی
    با سلام و تشکر از دوستان
    تفسیر هر کلامی باید روشمند و عالمانه باشد تا تفسیر به رای نگردد.برداشت مطلبی از کلام باید مطابق با قانون مفاهمه عرب، شواهد عقلی، ادله علمی و شواهد روایی باشد.
    جمله «فَتَغَدَّوْا عِنْدَهُ وَ تَغَدَّى مَعَهُم» به دلالت التزامی می تواند بر افطار دلالت داشته باشد(غذا خوردن به دلالت التزامی دال بر افطار است) و اینکه دوست گرامی فرمودندحتی به احتمال ضعیف هم نمی توان افطار را مطرح نمود بدون دلیل است بلکه دلیل بر خلاف آن وجود دارد.
    اما نکته ای در مورد زمان دعوت : در عبارت حدیث آمده «فلما صار الی منزله..» فاء حرف عاطفه است که دلالت بر تعقیب دارد یعنی در همان روز به خانه اش برگشت البته پس از مدت کوتاهی. دنباله حدیث می فرماید:«امر بطعام فصنع..» یعنی در همان روز دستور داد غذایی تهیه کنند و سپس از جذامیان دعوت کرد و با آنها غذا خوردند.



  16. صلوات ها 3


  17. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    182
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1053



    درود بر سعید عزیز

    مسلماً با اشرافتان بر ادب عرب، راهنمایی های ارزنده ی شما در باب نکات آتی راهگشا خواهد بود.

    1- به نظر می رسد اگر بر اساس آنچه مفاهمه ی عرب نامیدید به این حدیث بنگریم و معانی شایع تر را درنظر بگیریم، راحت تر و بلکه نزدیک تر به واقع، نتیجه خواهیم گرفت. لذا ابتدا باید دید معنای شایع «الغدا» و «تغدی» بین اعراب چیست و کتب لغت چه می گویند:

    كتاب العين (4/437):و الغداء: ما يؤكل من أول النهار

    مجمع البحرين(1/313):الغداء بالمد: الطعام الذي يؤكل أول النهار، و هو خلاف العشاء بالمد أيضا، و منه يقال: غديته تغدية إذا أطعمته الغداء

    المفردات فى غريب القران (1/603):‏الغداء: طعام يتناول في ذلك الوقت‏

    لسان العرب (15/118):ابن سيدة: الغداء طعام الغدوة، و الجمع أغدية

    النهايه فى غريب الحديث و الاثر(3/346): (غدا)(س) في حديث السّحور «قال: هلمّ إلى الغداء المبارك» الغداء: الطّعام الذي يؤكل أوّل النهار، فسمّي السّحور غداء، لانه للصائم بمنزلته للمفطر.(س) و منه حديث ابن عباس «كنت أتغدى عند عمر بن الخطاب في رمضان» أي أتسحّر.

    النهاية في غريب الحديث و الأثر(‏3/6): أكل الصبوح، و هو الغداء

    فرهنگ ابجدى (1/241):تغدّى-تغديا [غدو]: صبحانه خورد.
    (1/637):غدّى-تغديةً [غدو] الرجُلَ: به او صبحانه خورانيد.غدى- غدا [غدو]: آن مرد صبحانه خورد.الغديان- [غدو]: آنكه در بامداد صبحانه خورد.

    ترجمه و تحقيق مفردات الفاظ قران (2/688):غداء: غذاى چاشتگاه يا صبحانه.غدوت أَغدو: ناشتایى خوردم‏

    البته در لغتنامه ها به معنای مطلق «غذا» هم اشاره شده است اما باید دید کدام معنا بین اعراب شایع تر بوده است. ظاهراً استفاده ی معنای مستقل برای «صبحانه» و «صبحانه خوردن»، درآثار نویسندگان عرب غالب باشد.علاوه بر مثالهای فوق الذکر، موارد پایین هم که برخی ناظر بر ضرب المثلهای عرب است، قابل تأمل می نمایند:

    التذكرة الحمدونية (‏9/ 84):قال العتبيّ: كان زياد يغدي و يعشّي إلا يوم الجمعة، فإنه كان يعشي و لا يغدّي...

    ربيع الأبرار و نصوص الأخيار(‏3/ 233): خير الغداء بواكره، و خير العشاء بواصره

    ربيع الأبرار و نصوص الأخيار (‏3/260):في الحديث: ترك الغداء مسقمة و ترك العشاء مهرمة.

    تاريخ مدينة دمشق(‏38/423):دعي أبو سعيد الخدري إلى وليمة و أنا معه، فدخلنا فرأى صفرة و خضرة، فقال: أما تعلمون أن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم كان إذا تغدى لم يتعشّ، و إذا تعشّى لم يتغدّ؟.

    تاريخ بغداد(‏10/57):قال: فلما أصبح أشرف على الناس و هم يتغدون، فرأى الطعام قد خف من بين أيديهم قبل أن يشبعوا.

    محاضرات الأدباء و محاورات الشعراء و البلغاء(‏1/727): قيل: العشاء متخمة و تركه مهرمة، و قال بقراط: من تعوّد العشاء ثم تركه التبس عليه طبعه. و قال عمر رضي اللّه عنه لابنه: لا تخرج يا بنيّ من منزلك حتّى تأخذ حلمك يعني حتى تتغدى...
    فقيل له:اصبر حتى تطلع الشمس فقال: أنتظر بغدائي قادما من وراء خراسان. و قيل: خير الغداء بواكره و خير العشاء سوافره، أي أن تأكل و عليك ضوء.

    مجمع الأمثال(‏1/254):خير الغداء بواكره و خير العشاء بواصره يعنى ما يبصر فيه الطعام قبل هجوم الظلام‏

    مجمع الأمثال(‏2/285):من لم يتغدّ بدانق تعشّ بأربعة دوانق‏

    الأمثال المولدة (ص 113) من لم يتغدّ بدانقين تعشّى بأربعة دوانيق.

    با عنایت به موارد فوق به راحتی می توان با «دلالت مطابقه» به معنای حدیث پرداخت، آن را توضیح داد و احتیاجی هم به یافتن دلالت التزامی پیدا نکرد. با آویختن به دلالت التزامی و اختیار معانی دیگر، مجبور می شویم در توجیه حدیث، فرضیه هایی بسازیم و از چند جهت مبتلا به اشکال شویم. نظیر آنچه فرموده اید: (در روزه مستحبی از جهت اجابت دعوت مومن می توان روزه را افطار کرد. شاید امتناع امام علیه السلام از خوردن صبحانه با آنها مناسب نبودن غذای آنها بوده چنانچه تهیه کردن غذای مناسب برای ایشان، شاهدی است بر این مدعا و برای اینکه آنها ناراحت نشوندحضرت فرمود:« اگر روزه نبودم با شما می خوردم». زمانی که حضرت به منزل برگشتند دستور دادند غذای لذیذی آماده کنند و به همان دلیلی که گفته شد یعنی اجابت دعوت مومن با آنها غذا میل نمودند.)

    در این صورت که احتمال امتناع امام را با شواهد خود«مناسب نبودن غذای آنها» ذکر فرموده اید، جمله ی «اگر روزه نبودم با شما می خوردم» امام را چه فرض کنیم؟ برای ناراحت نشدن جذامیان، به ایشان دروغ گفته اند؟

    پرسش بعدی این است که بر اساس چه معیاری «تغدی» را در ابتدای حدیث، صبحانه خوردن –به طور خاص- معنی کرده اید ولی در پایان حدیث از این معنا منصرف شدید و غذا خوردن- به معنای عام- را اختیار نموده اید؟

    2- اگر استناد شما را درباب فاء عاطفه بپذیریم هم از عبارت «فلما صار الی منزله امر بطعام فصنع...» زمان را درنمی یابیم؛ حتی اگر عبارت را در نهایت رعایت تعقیب، این گونه ترجمه کنیم که «به محض اینکه به خانه رفت دستور داد غذا آماده کنند...». می شود توضیح دهید که از کجا درک کرده اید امام چه زمانی به خانه رفته اند و معنای بازگشتن به خانه «پس از مدت کوتاهی» را چگونه دریافتید؟ به نظر می رسد فاصله ی زمانی بین گفتگوی اولیه امام با جذامیان و بازگشت ایشان به منزل مجهول باشد. همین امر، در کنار معنای لغوی «تغدی»، این احتمال را قابل بررسی می کند که روز دیگری (مثلاً روز بعد) با ایشان «صبحانه» خورده باشند.

    با سپاس

  18. صلوات ها 4


  19. #10

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    فلسفه - فقه استدلالی
    نوشته
    885
    حضور
    13 روز 5 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3130

    مطلب




    باسمه تعالی
    با سلام وتشکر
    «با عنایت به موارد فوق به راحتی می توان با «دلالت مطابقه» به معنای حدیث پرداخت، آن را توضیح داد و احتیاجی هم به یافتن دلالت التزامی پیدا نکرد. با آویختن به دلالت التزامی و اختیار معانی دیگر، مجبور می شویم در توجیه حدیث، فرضیه هایی بسازیم و از چند جهت مبتلا به اشکال شویم. نظیر آنچه فرموده اید: (در روزه مستحبی از جهت اجابت دعوت مومن می توان روزه را افطار کرد. شاید امتناع امام علیه السلام از خوردن صبحانه با آنها مناسب نبودن غذای آنها بوده چنانچه تهیه کردن غذای مناسب برای ایشان، شاهدی است بر این مدعا و برای اینکه آنها ناراحت نشوندحضرت فرمود:« اگر روزه نبودم با شما می خوردم». زمانی که حضرت به منزل برگشتند دستور دادند غذای لذیذی آماده کنند و به همان دلیلی که گفته شد یعنی اجابت دعوت مومن با آنها غذا میل نمودند.)»
    (و تغدی معهم) با توجه به قرائن ذیل دلالت بر افطار دارد:
    1- فاء عاطفه دلالت بر تعقیب دارد که تعقیب هر چیزی به حسب خودش است مثلا گفته می شود:« فلانی تزوج فولد له »که در اینجا تعقیب بیش از نه ماه است.
    در محل بحث چون حضرت به اطراف شهر تشریف برده بودند، برگشت در همان روز بود نه روز دیگر( پس از مدت کوتاه بنابراینکه فاء دلالت بر انفصال مدتی کوتاه دارد).اگررسیدن حضرت به منزل خود در روز دیگر بود حتما باید قید زمان آورده می شد چون رسیدن در روز دیگر بر خلاف ظاهر کلام است.
    2-حضرت در آن روز روزه مستحبی بودند وشکستن روزه با دعوت مومن مستحب است نه واجب لذا جواب حضرت به جذامیان صدق محض بود.و حضرت روزه خود را با دعوت آنان افطار نکرد.اما وقتی به منزل خود رفتند روزه خود را افطار کردند.

    ویرایش توسط سعید : ۱۳۸۸/۱۱/۰۵ در ساعت ۲۳:۳۱

  20. صلوات


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود