جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ای که از کوچه معشوقه ما می گذری بر حذرباش که سر می شکند دیوارش

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن، اهل بيت
    نوشته
    2,058
    حضور
    15 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17932

    ای که از کوچه معشوقه ما می گذری بر حذرباش که سر می شکند دیوارش




    ای که از کوچه معشوقه ما می گذری بر حذرباش که سر می شکند دیوارش

    اما پیوند میان عشق الهی و کشته شدن در راه معشوق به چه صورتی است؟

    در روایات فقط سه بار تعبیر عشق به کار رفته:

    یکی "افضل الناس من عشق العبادة، فعانقها"

    و دیگری بر زبان امیرالمومنین - علیه السلام - که چون از سرزمین نینوا می گذشت; چشمانش به اشک نشست و درباره آن زمین فرمود:

    "قتل فیها مائتا نبی و مائتا سبط کلهم شهداء و مناخ رکاب و مصارع عشاق شهداء"

    و سوم و از همه مهمتر در این حدیث قدسی مشهور: " من طلبنی وجدنی من وجد نی عرفنی و من عرفنی احبنی و من احبنی عشقنی و من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعلی دیته و من علی دیته فانا دیته" ; در

    این حدیث، مراحل عشق الهی و سیر و سلوک عرفانی بیان شده که عبارتند از:
    1. طلب; 2. یافتن (جدة) ; 3. معرفت; 4. محبت; 5. عشق; و 6. شهادت.
    بدین سان خواست معشوق ازلی، چون جمال بی مثال خود را نمود و دل از کف عاشق ربود، بر قتل وی تعلق گرفت:

    جلوه معشوق شورانگیز شد خنجر عاشق کشی خونریز شد

    این معنا به صورتهای مختلف در اشعار عرفانی جلوه گر شده:

    ای که از کوچه معشوقه ما می گذری بر حذر باش که سر می شکند دیوارش

    در زلف چون کمندش، ای دل مپیچ کانجا سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت آنچه جان عاشقان از دست زلفت می کشد کس ندیدست در جهان جز کشتگان کربلا
    ماهیت عشق چیست که به جان عاشق بسته و مگر عشق چه آتشی است که چون به جان عاشق افتد تا آن را نستاند فرو ننشیند؟ عشق چیزی نیست جز محبت که چون فزونی گیرد، عشق خوانده شود و نزد عارفان نهایت محبت، غلیان دل است در اشتیاق لقای محبوب و " عشق آتشی است که در قلب واقع شود و جز محبوب را بسوزد و قیام قلب است با معشوق بلاواسطه. "
    در اشعار عرفانی، مفهوم عشق همیشه آمیخته با مفهوم می و مستی است; چه اینکه می آن چیزی است که آدمی را از خود بستاند و از خود به در کند و این همان عملکرد عشق است که عاشق را به مقام فنا یا مقام بیخودی می رساند، و مراد از می عشق حالت جذبه و شیفتگی در نتیجه تجلیات ربانی است و مراد از میخانه، باطن عارف کامل است که سرشار از عشق و مملو از معرفت الهی است و هر که عارفتر است عاشقتر، و هر که عاشقتر است میخوارتر و مخمورتر; و بر همین اساس است که شاهنشاه عشق، سرحلقه عاشقان و سرخیل مخموران حسین بن علی - علیه السلام - است که:
    چون به موقع ساقیش درخواست کرد پیر میخواران ز جا قد راست کرد زینت افزای بساط نشا تین سرور و سرخیل مخموران حسین
    ویرایش توسط سادات : ۱۳۹۰/۰۹/۰۵ در ساعت ۰۸:۴۵
    از خلق جهان کناره کردیم *

    سر رشته عقل پاره کردیم *

    کس چاره ما نکرد و ما خود *

    بی منت خلق چاره کردیم *

    ننمود رهی بجز ره عشق *

    هر چند که استخاره کردیم*

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن، اهل بيت
    نوشته
    2,058
    حضور
    15 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17932




    ای که از کوچه معشوقه ما می گذری بر حذرباش که سر می شکند دیوارش
    هر که عاشق دیدیش معشوق دان کو به نسبت هست هم این و هم آن این امر در عشق الهی نیز صادق است: "یحبهم و یحبونه" و حب خدای - تعالی - که در سوره مبارک صف آمده: " ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله"، همان اجر عظیمی است که در انتظار مجاهدان در راه خداست.
    شهادت، وصال با محبوب و ملاقات با خداست. ملاقاتی که برای هر انسانی چون سرنوشتی مقدر، حتمی است: "یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه" و هر که امید دیدار پروردگارش را برد باید عمل صالح انجام دهد و در عبادت او شریکی برنگیرد: "و من کان یرجو لقاء ربه فلیعمل عملا صالحا و لا یشرک بعبادة ربه احدا" و آنان که عاشقانه خدا را دوست دارند بی صبرانه در انتظار لقایش می سوزند و به فرموده امام راحل (س) : "عشاق جمال حق، غایت افعالشان وصول به باب الله و رسیدن به لقاءالله است. "

    و مرگ و شهادت لحظه سرآمد این انتظار و تحقق وصال است.

    سالار شهیدان در خطبه غرایی که در مکه ایراد فرمود به لزوم مرگ و چاره ناپذیری آن برای فرزندان آدم اشاره می کند و از آمادگی برای لقاء الله سخن می گوید و در خطبه دیگری در کربلا که در آن، علت قیام و انگیزه شهادت جویی خود را - که همانا عمل نشدن به حق و باز نداشتن از باطل است - بیان می دارد، رغبت مومن به لقاءالله را یادآوری می کند. در شب عاشورا در میان خیمه ها جنب و جوش عشق و شوق وصال بپا بود و فردای آن شب، روز شهادت، روز ترکتازی عشق روز لقاء الله بود و روز عید قربان عاشقان به تعبیر امام، با " آن برداشتی که اهل معرفت از عید می کنند. . . روز عید، روز لقای آنهاست". و از همین روست که سیدالشهدا، روز عاشورا هر چه به ظهر و به لحظه شهادت نزدیکتر می شد رویش افروخته تر می شد:
    چون گلشن تن، هر چه گشتی ریشتر غنچه اش را بد تبسم بیشتر چشم بر دیدار و گوشش بر ندا تا کند جان را فدا جانش فدا سرخوش از اتمام و انجام عهود شاهد عیش و هماغوش شهود .
    از خلق جهان کناره کردیم *

    سر رشته عقل پاره کردیم *

    کس چاره ما نکرد و ما خود *

    بی منت خلق چاره کردیم *

    ننمود رهی بجز ره عشق *

    هر چند که استخاره کردیم*

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود