صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چه كسي اذان پيامبر را تغيير داد؟!!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    161
    حضور
    15 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    4
    صلوات
    458

    چه كسي اذان پيامبر را تغيير داد؟!!




    باز ممکن است بگوييد اين مسئله اصلا اهميت ندارد ... حق با شما است اما همين مسائل جزيی در کنار هم عامل تغييرات عمده ای ميشوند ...فيلم الرساله را ديده ايد؟ همان فيلمی که در ايران بنام محمد رسول الله(ص) بارها و بارها بنمايش در آمده است؟ حتما يادتان آمد ...بله ..در صحنه ای از فيلم بلال بر بالای کعبه اذان گفت اما اذان او در ايران سانسور شد ...چرا؟ به همان دليل که هيچ اذان ديگری غير از اذان موذنين ايرانی قابل پخش نيست! همه باطل هستند! آيا ميدانيد تنها کشوری که اذانش با ديگر کشورها فرق ميکند ايران است؟ ...بله ..در ايران جمله اشهد ان علی ولی الله به اذان اضافه شده ...سری به رساله های توضيح المسائل مراجع تقليد بزنيد ..بدون استثناء همه آنها نوشته اند که در اذان اين جمله نيست اما برای استحباب(مستحب بودن) آنرا ميگوييم!

    زمانی که پيامبر به پيغمبری مبعوث شده علی(ع) ده سال بيشتر نداشت ...و معلوم است که در آن اذان نام علی(ع) نبود ...اما چه شد که اين جمله به اذان اضافه شد؟ داستان به شاه اسماعيل اول بر ميگردد ..او طی يک فرنمان دولتی يا بقول امروزيها طی يک حکم حکومتی امر کرد که اين جمله را در اذان بگويند و پس از آن اين جمله به اذان وارد شد ...سوال اين است آيا او حق داشت اذان پيامبر را عوض کند؟ و آيا مراجع و فقهای ما که همگی اين جمله را جزو اذان نمی دانند جرات دارند اذانی بدون آن بگويند؟ هرگز ....

    در مقابل شيعيان اهل سنت را متهم ميکنند که در اذان جمله الصلوه خير من النوم را اضافه کرده اند و ميگويند اين جمله بنا به دستور خليفه دوم عمر ابن خطاب به اذان اضافه شد و حی علی خير العمل حذف گرديد ...اولا اهل سنت نام خليفه خود را در اذان نياورده اند و دوم اين تغيير در زمان پيامبر و بنا به دستور خود ايشان آنهم فقط در اذان فجر يا همان صبح ايجاد شد ..معنی جمله اين است که نماز از خواب بهتر است ..اما چرا؟ شما بهتر از من ميدانيد که بسياری از افراد نماز صبحشان قضا ميشود و علت آن شيرينی و سنگينی خواب صبح است و بلند شدن از خواب صبح بخصوص در هواس سرد کاری دشوار است ...

    مقايسه اين دو غلط است و گرنه آنها بايد ميگفتند اشهد ان ابوبکر ولی الله! در حاليکه هرگز چنين چيزی در اذان نيست نه واجب و نه مستحب ! و ديگر اينکه مستحب بودن ميتواند دليل تغيير اذان باشد؟ اگر شما از چيزی خوشتان آمد که اتفاقا چيز خوبی هم هست آيا حق داريد در اذان آنرا بگوييد؟

    حال بگذريم از اضافات ديگر که معمولا گفته ميشود اشهد ان عليا و اولاده المعصومين حجج الله ...و جملاتی مشابه آن ..آيا ايران که دم از وحدت مسلمانان ميزند و هفته وحدت را جشن ميگيرد حاضر است جمله ای را که خود قبول دارد جزو اذان نيست حذف کند تا وحدت بيشتری پيش بيايد؟ کشوری که اذانش با همه جهان اسلام فرق دارد ميتواند منادی وحدت باشد؟يا اينکه برای وحدت لازم است همه کشورها به حرف ما گوش کنند!

    اذان شعار اسلام است و حفظ آن وظيفه هر مسلمان .....و بدانيم گفتن اشهد ان علی ولی الله دست بردن در حکم خدا و رسول است ...همه ما علی(ع) را ولی خدا ميدانيم او از اولياء خدا و از مقربين درگاه احديت است ..علی(ع) فضايلی بيشمار دارد و قطعا از جايگاه کم نظيری در بهشت بر خوردار است اما هيچکدام اينها دليلی بر تغيير اذان نيست ....
    اميد وارم نه به کسی توهين شده باشد و نه به اختلافی دامن زده شده باشد ...من بر اين باورم اکثريت مردم ايران که از اين واقعيت بی خبرند هرگز مقصر نيستند و خداوند همين اذانی را که ميگويند از آنها قبول ميکند اما دانايان ديگر توجيهی ندارند...و السلام

    ویرایش توسط مدیر اجرایی : ۱۳۸۸/۰۹/۱۸ در ساعت ۲۱:۴۹

  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,899
    حضور
    3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    39
    صلوات
    13135



    هذا اول الکلام صرف ادعای چیزی آنرا اثبات نمیکند حال از کجا معلوم که جمله الصلاه خیر من النوم را رسول مکرم اسلام اضافه کرده اند
    این را هم بدانید تنها کشوری که حکومت شیعی دارد ایران است پس باید یک فرق هایی هم داشته باشد والا ایران هم می شد مثل کشور سعودی ها جیره خوار آمریکاییها وصهیونیست ها
    سلمنا که ما یک امر مستحبی را (با دلیل) به اذان اضافه کرده ایم اما خلیفه دوم چه دلیلی داشت که یک مستحب (عقد موقت)را بدون دلیل حرام اعلام کرد.
    یا اینکه چرا امام جماعت مسجدالحرام ومسجدالنی بسم الله الرحمن الرحیم را از نماز دزدیده اند.
    اگر بخواهیم تحریفات اینچنینی در مذهب اهل سنت را بشماریم مثنوی هفتاد من می شود یک سری اعتقادات شما دارید یک سری ما در مورد اذان دلیل بیاورید تا حرف شما را قبول کنیم .
    از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
    زده ام فالی و فریاد رسی می آید . . .

  5. صلوات ها 11


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    161
    حضور
    15 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    4
    صلوات
    458



    خب بخش هايي از پست من حذف شده دويرايش مدير اجرايي چطور توقع جواب كامل داشته باشم ...
    در ضمن جناب محمد من سني نيستم يعني خوشبختانه مسلمان نيستم

  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,859
    حضور
    55 روز 20 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    42
    آپلود
    2
    گالری
    344
    صلوات
    19561



    جناب sosme
    بخشی از ابتدای مطلب شما که درج مطالب خلاف قوانین سایت بود وربطی هم به اصل بحث نداشت حذف گردید.


  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    بسياري از شيعيان اين عبارت را در هنگام اذان ، بر زبان مي آورند ، در ابتدا بايد گفت که اجماع شيعيان بر استحباب اين شهادت است ؛ اما در مورد علت استحباب آن اختلاف دارند :
    نظر علماي شيعه در مورد استحباب شهادت ثالثه «أشهد أن عليا ولي الله»:

    در اين زمينه دو نظر موجود است :
    1- عده اي آن را جزء مستحب مي دانند ؛ يعني مانند قنوت که جزئي از نماز بوده و مستحب است .
    2- عده اي نيز آن را مستحب مي دانند ؛ اما بدون قصد جزئيت ؛ يعني مستحبي است که جزو اجزاي اذان نيست ؛ مانند صلوات در هنگام بردن يا شنيدن نام گرامي رسول اسلام صلي الله عليه وآله وسلم که استحباب صلوات فرستادن ، بعد از شنيدن نام ايشان مخصوص به غير اذان نيست ؛ يعني حتي در اذان هم اگر کسي نام ايشان را بر زبان آورد مستحب است بعد از آن صلوات بفرستد ؛ وکسي در اين زمينه اشکال نگرفته است .
    در مورد شهادت ثالثه نيز همين مطلب جاري است ؛ زيرا در روايات شيعه چنين آمده است که هر زمان شخصي شهادت به وحدانيت خدا و نبوت پيغمبر گرامي اسلام داد ، بلافاصله بعد از آن شهادت به ولايت امير مومنان نيز بدهد .
    صاحب جواهر مى گويد:
    « الا انه لا بأس بذكر ذلك لا على سبيل الجزئية عملاً بالخبر المزبور ولا يقدح مثله فى الموالاة و الترتيب، بل هى كالصلاة على محمد عند سماع اسمه... بل لو لا تسالم الأصحاب لأمكن دعوى الجزئية بناء على صلاحيّه العموم لمشروعية الخصوصية. و الامر سهل.»
    جواهر الكلام 9: 87.
    « ولى اشكالى ندارد ذكر شهادت سوم نه به عنوان جزئيت، بلحاظ عمل كردن به روايت احتجاج و اين معنى شهادت سوم ضررى به موالات و ترتيب اذان و اقامه نمى زند، بلكه همانند صلوات بر محمد است به هنگام شنيدن اسم ايشان در اذان و بلكه اگر اتفاق و تسالم اصحاب و فقهاء بر عدم جزئيت نبود جا داشت ادعاى جزئيت آنرا مى كرديم، بنابراينكه عمومات صلاحيت دارند خصوصيت براى عبادت تشريع كنند.
    و اگر کسي در فتواي عده اي از علما ديده شود که حکم به تحريم آن کرده اند ، مقصود حکم به تحريم به نحو جزئيت بوده است ؛ يعني آن را نبايد به قصد جزء اذان گفت . اما اصل گفتن آن بدون اين قصد ، اشکالي ندارد .
    روايات بر جواز شهادت ثالثه :

    روايت اول :

    روى القاسم بن معاوية قال : قلت لأبي عبد الله ( عليه السلام ) : هؤلاء - أي السنة - يروون حديثا في أنه لما أسري برسول الله رأى على العرش مكتوبا : لا إله إلا الله محمد رسول الله أبو بكر الصديق ، فقال ( عليه السلام ) : سبحان الله ، غيّروا كل شئ حتى هذا ؟ قلت : نعم ، قال ( عليه السلام ) : إن الله عز وجل لما خلق العرش كتب عليه : لا إله إلا الله محمد رسول الله علي أمير المؤمنين ، ولما خلق الله عز وجل الماء كتب في مجراه : لا إله إلا الله محمد رسول الله علي أمير المؤمنين ، ولما خلق الله عز وجل الکرسي کتب على قوائمه : لا إله إلا الله محمد رسول الله علي أمير المؤمنين ، وهكذا لما خلق الله عز وجل اللوح ، ولما خلق الله عز وجل جبرئيل ، ولما خلق الله عز وجل الأرضين - إلى قضايا أخرى ، فقال في الأخير : قال ( عليه السلام ) : ولما خلق الله عز وجل القمر كتب عليه : لا إله إلا الله محمد رسول الله علي أمير المؤمنين ، وهو السواد الذي ترونه في القمر ، فإذا قال أحدكم : لا إله إلا الله محمد رسول الله ، فليقل : علي أمير المؤمنين.
    الاحتجاج : 158
    از امام جعفر صادق عليه السلام چنين روايت شده است که :
    به حضرت عرض نمودم : ايشان ( سنيان ) روايتي نقل مي کنند که وقتي رسول خدا به آسمان برده شد ، بر روي عرش نوشته اي ديد که : لا اله الا الله محمد رسول الله ، ابو بکر صديق!!!
    پس حضرت فرمودند : سبحان الله ؛ همه چيز را تغيير دادند ؛ حتي اين را ؟ گفتم : آري ؛ پس فرمودند : خداوند وقتي عرش را آفريد بر روي آن نوشت : لا اله الا الله محمد رسول الله علي امير المومنين ؛ و وقتي آب را آفريد در محل حرکت آن نوشت : لا اله الا الله محمد رسو الله علي امير المومنين ؛ و وقتي خداوند کرسي را آفريد بر پايه هاي آن نوشت : لا اله الا الله محمد رسول الله علي امير المومنين ؛ و وقتي خداوند لوح را آفريد نيز چنين کرد ؛ و وقتي جبريل را آفريد ؛ و وقتي زمين ها را آفريد ؛ و ... پس در انتها فرمودند : ووقيت خداوند ماه را آفريد بر روي آن نوشت : لا اله الا الله محمد رسول الله علي امير المومنين ؛ و اين همان سياهي است که در ماه مي بينيد ؛ پس هر زمان که يکي از شما گفت : لا اله الا الله محمد رسول الله ، پس بايد بگويد :علي ولي الله
    و همانطور که در بحث بالا گذشت ، اين روايت مربوط به زمان يا مکان خاصي نيست و شامل اذان نيز مي گردد .
    تاييد اين مضمون در روايات اهل سنت :

    در روايات اهل سنت ، رواياتي را مي بينيم که اين مضمون را تاييد مي نمايد :
    روايت اول :

    عن ابي الحمراء عن رسول الله (ص) قال: لمّا اسري بي الى السماء إذا على العرش مكتوب لا إله إلاّ الله ، محمد رسول الله ايّدته بعلي .
    الدر المنثور سيوطي ج 4 ص 153، الخصائص الكبرى السيوطي ج 1 ص 7، الشفاء قاضي عياض ص 138، المناقب ابن المغازلي ص 39، الرياض النضرة في مناقب العشرة المبشّرة ج 2 ص 227، درر السمطين ص120.
    از ابي حمراء از رسول خدا ( ص) روايت شده است که فرمودند : وقتي که من به آسمان برده شدم بر عرش نوشته شده بود که خدايي جز خداي يگانه نيست ؛ محمد فرستاده اوست ؛ او را با علي پشتيباني نمودم .
    روايت دوم :

    عن ابن مسعود عن رسول الله (ص) قال: أتاني ملك فقال:يا محمّد واسأل من ارسلنا من قبلك من رسلنا على ما بعثوا . قلت:على ما بعثوا ؟ قال:على ولايتك وولاية علي بن ابي طالب.
    معرفة علوم الحديث حاكم النيسابوري ص96 .
    از ابن مسعود – در ذيل آيه 45 سوره زخرف - از رسول خدا ( ص ) روايت شده است که فرمود : اي محمد از فرستادگان قبل از خودت بپرس که به چه شرطي فرستاده شده اند ؟ پرسيدم به چه شرطي فرستاده شده اند ؟ پاسخ داد : بر ولايت تو و ولايت علي بن ابي طالب
    روايت سوم :

    عن حذيفة عن رسول الله (ص) قال: لو علم الناس متى سمّي علي أمير المؤمنين ما انكروا فضله ، سمّي أمير المؤمنين وآدم بين الروح والجسد ، قال الله تعالى: وإذ أخذ ربّك من بني آدم من ظهورهم ذريّتهم واشهدهم على انفسهم الست بربّكم قالت الملائكة بلى فقال: أنا ربّكم محمد نبيّكم علي أميركم.
    فردوس الاخبار ديلمي ج 3 ص 399 .
    از حذيفه از رسول خدا ( صلي الله عليه وآله وسلم ) روايت شده است که فرمودند : اگر مردم مي دانستند چه زماني علي را به اميري مومنان انتخاب کردند ، برتري او را انکار نمي کردند ؛ او زماني امير مومنان شد که آدم بين روح و جسد بود ( هنوز روح در بدن او وارد نشده بود ) خداوند مي فرمايد : « و هنگامي که پروردگارت از فرزندان آدم از پشت هاي ايشان نسل ايشان را بيرون آورد و ايشان را شاهد بر خويش گرفت که آيا من پروردگار شما نيستم ؟
    گفتند : چرا ؛ پس فرمود : من پروردگار شمايم ؛ محمد پيامبر شما و علي امير شما .
    روايت دوم :

    روايتي است که آن را سيد نعمت الله جزايري از استاد خويش مرحوم مجلسي مرفوعا از رسول خدا نقل مي کند که فرمودند :
    عن رسول الله (ص) قال: يا علي اني طلبت من الله ان يذكرك في كل مورد يذكرني فأجابني واستجاب لي .
    از رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم روايت شده است که فرمودند : من از خدا خواسته ام که در هر جايي که من را ذکر مي کند تو را نيز ذکر نمايد ؛ پس درخواست من را قبول کرده و مورد اجابت قرار داد .
    طبق اين روايت در هر جايي که رسول خدا ذکر مي شود ( که اذان نيز از جمله آن هاست ) امير مومنان نيز ذکر خواهد شد .
    شاهد بر اين روايت در کتب اهل سنت :

    از جمله شواهد اين روايت ، روايتي است که اهل سنت در مورد امير مومنان نقل مي کنند که رسول خدا به ايشان فرمودند :
    ما سئلت ربّي شيئا في صلاتي إلاّ اعطاني وما سألت لنفسي شيئا إلاّ سألت لك .
    مجمع الزوائد ج 9 ص 110، كنز العمّال ج 13 ص 113، الرياض النضرة ج 2 ص 213 .
    از پروردگار خويش در نمازم هيچ چيز نخواستم ، مگر آنکه آن را به من داد ؛ و براي خويش چيزي نخواستم مگر آنکه آن را براي تو نيز خواستم .
    و قطعا در اين زمينه روايات ديگري نيز موجود بوده كه به دست ما نرسيده است ؛ مرحوم علامه مجلسي مي فرمايند :
    وأقول : لا يبعد كون الشهادة بالولاية من الأجزاء المستحبة للأذان ، لشهادة الشيخ والعلامة والشهيد وغيرهم بورود الأخبار بها .
    بحار الانوار ج 84 ص 111 .
    و مي گويم : بعيد نيست كه شهادت به ولايت از اجزاي مستحب اذان باشد ؛ زيرا شيخ (‌طوسي ) و علامه (‌حلي )‌ و شهيد و غير ايشان ، شهادت داده اند كه رواياتي در اين زمينه آمده است .
    بنا بر اين شهادت ثالثه نزد بيشتر علماي ما مکمل شهادت به رسالت رسول گرامي اسلام است و خود نيز مستحب ؛ اگر چه جزو اجزاي اذان به شمار نمي رود .
    حضرت آيت الله العظمي سيستاني نيز در منهاج الصالحين ج 1 ص 191 به اين مطلب اشاره فرموده اند .
    شهادت ثالثه از چه زماني شروع شده و آيا جداي از روايات عامه روايت خاصي نيز دارد ؟

    ابوذر در اذان شهادت به ولايت مى‏داد :

    در اين زمينه مراغي مصري از علماي اهل سنت در کتاب خويش السلافة في امر الخلافة دو روايت از جناب صحابي عظيم الشان ابو ذر غفاري و نيز صحابي گرانمرتبه سلمان فارسي نقل مي کند :
    روايت اول در مورد ابوذر:

    أخرج أن رجلا دخل على رسول الله (صلى الله عليه واله وسلم) وقال : يا رسول الله إنّ أبا ذر يذكر في الأذان بعد الشهادة بالرسالة الشهادة بالولاية لعلى عليه السلام .
    قال رسول اللّه‏(صلي الله عليه وآله وسلم ) كذلك ، أو نسيتم قولي في غدير خم : من كنت مولاه فعلي مولاه ) ؟ .
    السلافة في أمر الخلافة، ص 32.
    شخصي به نزد رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم آمده و گفت : اي رسول خدا ؛ ابو ذر در اذان بعد از شهادت به رسالت شهادت به ولايت علي مي دهد ؛ رسول خدا فرمودند : همين است ؛ آيا کلام من را در روز غدير خم فراموش کرديد که « هرکس که من مولاي اويم پس علي مولاي اوست »؟
    روايت دوم در مورد سلمان :

    دخل رجل على رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم ، فقال : يا رسول الله ! إني سمعت أمرا لم أسمع قبل ذلك ، فقال صلى الله عليه واله وسلم : ما هو ؟ قال : سلمان قد يشهد في أذانه بعد الشهادة بالرسالة ، الشهادة بالولاية لعلي (عليه السلام) ، قال (صلي الله عليه وآله وسلم ): سمعت خيرا.
    السلافة في أمر الخلافة، ص 32.
    شخصي به نزد رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم آمده و گفت : اي رسول خدا ،چيزي را شنيدم كه تا كنون نشنيده بودم ، رسول خدا فرمودند : آن چه چيزي است ؟
    پاسخ داد :‌سلمان در اذان خويش بعد از شهادت به رسالت ، شهادت به ولايت علي عليه السلام مي دهد ؛ پس حضرت فرمودند : چيز نيكويي را شنيده اي !!
    بنا بر اين نمي توان و نبايد گفتن شهادت ثالثه را جزو بدعت هاي در اذان دانست .
    براي تكميل بحث ، بحث بدعت هاي در اذان را نيز ضميمه مطلب بالا مي نماييم :
    بدعت ها در اذان :

    الصلاة خير من النوم:

    1- الصلاة خير من النوم از بدعتهاي حضرت خليفه ثاني‏عمر بن خطاب بوده و در زمان پيامبر اكرم اين جمله در اذان وجود نداشته. چنانچه ابن حزم ظاهري، و امام مالك و قرطبي تصريح دارند:
    الف ) امام مالك مي‏گويد:

    اِن المؤذن جاء الي عمربن الخطاب يؤذنه لصلاة الصبح فوجده نائماً فقال: الصلاة خير من النوم فأمره أن يجعلها في نداء الصبح.
    هنگاميكه مؤذن نزد عمر آمد تا فرا رسيدن وقت نماز صبح را به او اعلام كند عمر را ديد كه به خواب فرو رفته فرياد برآورد: الصلاة خير من النوم، پس عمر به او دستور داد تا از اين پس اين عبارت را در اذان صبح قرار دهند.
    الموطّا 1: 72
    ب) ابن حزم مي‏گويد:

    الصلاة خير من النوم، ولا نقول بهذا ايضا لأنه لم يأت عن رسول اللّه - صلي اللَّه عليه و سلّم .
    الصلاة خير من النوم ؛ ما آن را قبول نداريم ؛ زيرا از رسول خدا نيامده است
    المحلي 3: 161
    2- السلام عليک ايها الامير:

    احناف به پيروي از امام ابو يوسف در فصول اذان و قبل از حي علي الصلاة جايز مي‏دانند جمله‏اي را اضافه كرده و خطاب به خليفه وقت بگويند: السلام عليك ايها الامير و رحمة الله و بركاته –
    الف) سرخسي مي‏گويد:

    قد روي عن ابي يوسف رحمة الله انه قال: لابأس بأن يخصّ الأمير بالتثويب فيأتي بابه فيقول: السلام عليك ايها الامير و رحمة الله و بركاته حي علي الصلاة مرتين حي علي الفلاح مرتين الصلاة يرحمك اللّه
    از ابو يوسف روايت شده است که گفت : اشکالي ندارد که تنها مخصوص حاکم تثويب کند (او را به نماز دعوت کند) پس به در خانه او آمده و بگويد :"السلام عليک ايها الامير ورحمة الله وبرکاته" و سپس دوبار حي علي الصلاة و دو باز حي علي الفلاح و سپس " الصلاة يرحمک الله"
    المبسوط 1: 131
    ب) حلبي مي‏گويد:

    «عن أبي يوسف: لا أري بأساً أن يقول المؤذن السلام عليك أيها الامير و رحمة الله و بركاته حي علي الصلاة، حي علي الفلاح، الصلاة برحمك الله.» لاشتغال الأمراء بمصالح المسلمين، اي و لهذا كان مؤذن عمر بن عبدالعزيز - رضي‏الله عنه - يفعله.
    از ابو يوسف نقل شده است که گفت : اشکالي نمي بينم در اينکه موذن بگويد : السلام عليک ايها الامير ورحمة الله وبرکاته حي علي الصلاة حي علي الفلاح الصلاة يرحمک الله .
    زيرا حاکمان مشغول مصالح مسلمانان هستند و به همين دليل موذن عمر بن عبد العزيز چنين مي کرده است .
    السيرة الحلبية 3: 304
    مصادر ذيل نيز در اين زمينه مشاهده شود:
    الهداية في شرح البداية 1: 42 الجامع الصغير 1: 38- تاريخ مدينة دمشق، ج 60: 40 - شرح الزرقاني 1: 215 - تنوير الحوالك ج 1، ص 71 - الذخيره 2: 47 - مواهب الجليل 1: 431، الطبقات الكبري 5: 334 و 359.
    3- حذف «حي علي خير العمل» از اذان:

    الف) صاحب اضواء البيان مي گويد :

    که ابن عمر در اذان خود آن را مي گفته است نيز علي بن الحسين مي گفته اين همان اذان اوليه(بدون تغيير) است .بلال نيز گاهي اينچنين اذان مي گفته است.
    اضواء البيان ج8 ص 156
    ب) بيهقي در سنن کبراي خود مي گويد :

    1842 أخبرنا أبو عبد الله الحافظ وأ بو سعيد بن أبي عمرو قالا ثنا أبو العباس محمد بن يعقوب ثنا يحيى بن أبي طالب ثنا عبد الوهاب بن عطاء ثنا مالك بن أنس عن نافع قال كان بن عمر يكبر في النداء ثلاثا ويشهد ثلاثا وكان أحيانا إذا قال حي على الفلاح قال على أثرها حي على خير العمل ورواه عبد الله بن عمر عن نافع قال كان بن عمر ربما زاد في أذانه حي على خير العمل ورواه الليث بن سعد عن نافع
    ابن عمر در اذان خود سه بار الله اکبر مي گفت و سه بارشهادت مي داد ، وگاهي اوقات نيز وقتي حي علي الفلاح را مي گفت ، در پشت سر آن مي گفت : حي علي خير العمل ....
    ابن عمر گاهي در اذانش حي علي خير العمل را زياد مي کرد .
    1843 كما أخبرنا أبو عبد الله الحافظ أنا أبو بكر بن إسحاق ثنا بشر بن موسى ثنا موسى بن داود ثنا الليث بن سعد عن نافع قال كان بن عمر لا يؤذن في سفره وكان يقول حي على الفلاح وأحيانا يقول حي على خير العمل ورواه محمد بن سيرين عن بن عمر أنه كان يقول ذلك في أذانه وكذلك رواه نسير بن ذعلوق عن بن عمر وقال في السفر وروي ذلك عن أبي أمامة
    ابن عمر در سفر اذان نمي گفت و در اذان خود مي گفت : حي علي الفلاح و گاهي در پشت سر آن مي گفت : حي علي خير العمل
    1844 وأخبرنا محمد بن عبد الله الحافظ أنا أبو بكر بن إسحاق ثنا بشر بن موسى ثنا موسى بن داود ثنا حاتم بن إسماعيل عن جعفر بن محمد عن أبيه أن علي بن الحسين كان يقول في أذانه إذا قال حي على الفلاح قال حي على خير العمل ويقول هو الأذان الأول
    از علي بن الحسين (امام سجاد) نقل شده است که در اذان خود وقتي به حي علي الفلاح مي رسيد مي گفت : حي علي خير العمل و مي گفت اين اذان اول است (اذان قبل از تحريف)
    سنن البيهقي الكبرى ج1/ص424
    ج) ابن ابي شيبه مي گويد :

    من كان يقول في أذانه حي على خير العمل :
    2239 حدثنا أبو بكر قال نا حاتم بن إسماعيل عن جعفر عن أبيه ومسلم بن أبي مريم أن علي بن حسين كان يؤذن فإذا بلغ حي على الفلاح قال حي على خير العمل ويقول هو الأذان الأول
    2240 حدثنا أبو خالد عن بن عجلان عن نافع عن بن عمر أنه كان يقول في أذانه الصلاة خير من النوم وربما قال حي على خير العمل
    2241 حدثنا أبو أسامة قال نا عبيد الله عن نافع قال كان بن عمر زاد في أذانه حي على خير العمل
    کساني که در اذان خود حي علي خير العمل مي گفته اند :
    ...علي بن الحسين اذان مي گفت ، پس وقتي که به حي علي الفلاح رسيد گفت : حي علي خير العمل و فرمود که اين اذان اول است .
    ... ابن عمر در اذان خود مي گفت الصلاة خير من النوم و گاهي مي گفت حي علي خير العمل
    ...ابن عمر در اذان خود حي علي خير العمل را زياد مي کرد .
    مصنف ابن أبي شيبة ج1/ص195
    د) عبد الرزاق صنعاني مي گويد :

    1797 عبد الرزاق عن بن جريج عن نافع عن بن عمر أنه كان يقيم الصلاة في السفر يقولها مرتين أو ثلاثا يقول حي على الصلاة حي على الصلاة حي على خير العمل
    ابن عمر هنگامي که در سفر نماز مي خواند آن را دو يا سه بار مي گفت ؛ مي گفت : حي علي الصلاة حي علي الصلاة حي علي خير العمل
    مصنف عبد الرزاق ج1/ص464:
    هـ) متقي هندي در کنز العمال مي گويد :

    23174 - عن بلال كان بلال يؤذن بالصبح فيقول حي على خير العمل
    بلال اذان صبح را مي گفت ، پس در آن مي گفت : حي علي خير العمل
    کنز العمال ج8/ص161
    و) ابن حجر در لسان الميزان مي گويد :

    زعم أنه سمع بن هارون عن الحماني عن أبي بكر بن عياش عن عبد العزيز بن رفيع عن أبي محذورة رضي الله عنه قال كنت غلاما فقال لي النبي صلى الله عليه وسلم اجعل في آخر أذانك حي على خير العمل وهذا حدثنا به جماعة عن الحضرمي عن يحيى الحماني
    ابي محذوره گفته است : جوان بودم که رسول خدا صلي الله عليه [وآله] و سلم فرمودند در آخر اذانت حي علي خير العمل بگو
    لسان الميزان ج1/ص268
    جالب اينكه مولف لسان الميزان بعد از نقل اين مطلب مي گويد وي بخاطر نقل اين روايت ضعيف است!!! يعني چون اين حرف مخالف مذهبشان است راوي آن را دروغگو مي پندارد با اينکه باقي علماي اهل سنت وي را تاييد کرده اند.
    و) زيلعي مي گويد :

    ما جاء في حي على خير العمل أخرجه البيهقي عن عبد الله بن محمد بن عمار وعمار وعمر ابني أبي سعد بن عمر بن سعد عن آبائهم عن أجدادهم عن بلال أنه كان ينادي بالصبح فيقول حي على خير العمل فأمره النبي صلى الله عليه وسلم أن يجعل مكانها الصلاة خير من النوم وترك حي على خير العمل انتهى قال البيهقي لم يثبت هذا اللفظ عن النبي صلى الله عليه وسلم فيما علم بلالا وأبا محذورة ونحن نكره الزيادة فيه والله اعلم قال في الإمام ورجاله يحتاج إلى كشف أحوالهم انتهى واخرج البيهقي أيضا عن عبد الوهاب بن عطاء ثنا مالك بن أنس عن نافع قال كان بن عمر أحيانا إذا قال حي على الفلاح قال على أثرها حي على خير العمل ثم أخرجه عن الليث بن سعد عن نافع عن بن عمر نحوه قال ورواه عبيد الله بن عمر عن نافع ان بن عمر ربما زاد في اذانه حي على خير العمل
    آنچه که در مورد حي علي خير العمل آمده است :
    بيهقي از ... نقل کرده است که بلال اذان صبح را مي گفت پي مي فرمود حي علي خير العمل ؛ پس رسول خدا به او دستور دادند که به جاي آن الصلاة خير من النوم را قرار دهد و آن را رها کند .
    بيهقي گفته است که اين متن با اين الفاظ – در مورد چيزهايي که به بلال و ابا محذوره ياد دادند ( که حي علي خير العمل را بردار و جاي آن الصلاة خير من النوم بگذار)- از رسول خدا نرسيده است ولي ما زياده را در اذان مکروه مي دانيم ( لذا حي علي خير العمل نمي گوييم)...ابن عمر گاهي اوقات وقتي مي گفت حي علي الفلاح به دنبال آن مي گفت حي علي خير العمل ... ابن عمر گاهي در اذان خود حي علي خير العمل مي گفت .
    نصب الراية ج1/ص290
    جالب توجه آن است زيلعي گفته است روايت صحيح نداريم که رسول خدا به بلال گفته باشند الصلاة خير من النوم و تنها داريم که بلال در اذان خود حي علي خير العمل مي گفت. ولي مي گويد ما زياد کردن ( حي علي خير العمل ) را در اذان مکروه مي دانيم!!!
    موفق باشيد

  11. صلوات ها 12


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    6
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17



    نقل قول نوشته اصلی توسط sosme نمایش پست ها
    چرا؟ به همان دليل که هيچ اذان ديگری غير از اذان موذنين ايرانی قابل پخش نيست! همه باطل هستند! آيا ميدانيد تنها کشوری که اذانش با ديگر کشورها فرق ميکند ايران است؟ ...بله ..در ايران جمله اشهد ان علی ولی الله به اذان اضافه شده ....
    گویا شما خبر ندارید که ایران یک کشور شیعه نشین است!
    ضمنا مطّلع باشید که در شبکه استانی صدا و سیمای کردستان اذان مؤذنین اهل تسنّن نیز پخش می شود.
    در ضمن چرا به اهل تسنّن اعتراض نمیکنید که جمله ی ( الصّلاة خیر من النّوم ) را به اذان صبحشان اضافه کرده اند و آن را جزء لاینفک اذان میدانند، فقط به خاطر دستور عمر بن خطّاب که این جمله را به اذان اضافه کرد؟!!!
    ویرایش توسط Fateme.imani : ۱۳۸۸/۰۹/۱۹ در ساعت ۱۹:۳۲
    القلم سفیر العقل
    و ترجمان الذهن
    و رسول الفکر

  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    16
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    92



    نمي دونم چرا هر كي يه سوال مي پرسه به سنيها مي پرند چه ربطي داره ايشان يك سوال پرسيدند فقط جوابش رو بديد ديگه سوال رو با سوال جواب نديد كه چرا سنيهااينجور...

  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    سلام
    پاسخ کامل در پست شماره 5 داده شده است

  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    161
    حضور
    15 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    4
    صلوات
    458



    در "من لایحضره الفقیه"شیخ صدوق ذیل حدیث 897 بحث اذان و اقامه(جلد اول صفحه ی 290)، اذان را بدون "اشهد انّ علیاً ولی الله" می آورد و می نویسد: "قال مصنف هذا الکتاب رحمه الله هذا هو الاذان الصحیح لایزاد فیه و لا ینقص منه" این اذان درست است نه یک کلمه زیاد دارد ونه یک کلمه کم(همان اذانی است که بلال در حضور پیغمبر خوانده است). "والمفوضه لعنهم الله" مفوضه که خدا لعنتشان کند." قد وضعوا اخباراً" یک اخباری جعل کردند، "و زادوا فی الاذان" و به اذان اضافه کردند. در اذان دو جمله اضافه کردند. یکی"محمد و آل محمد خیر بریه" که در حال حاضر این جمله را نمی گوییم. و دیگری"و فی بعض روایاتهم بعد اشهد ان محمداً رسول الله، اشهد ان علیاً ولی الله، مرتین". بعضی دیگر هم گفته اند"اشهد ان علیاً امیرالمؤمنین حقا". سپس شیخ صدوق اضافه می کند: "لاشک فی ان علیاً ولی الله"، من شکی ندارم که علی ولی خداست. " لاشک فی ان امیرالمومنین حقا و ان محمداً و آل محمد خیر بریه" تردیدی ندارم که علی حق است و پیغمبر و آل او از همه ی موجودات بهترند. "ولکن لیس ذلک فی اصل الاذان" حرف من این است که هر حرف خوبی را نباید در اذان گفت در اذان باید همان را گفت که پیغمبر گفته است. به چه حقی چیزی را به اذان اضافه می کنی که پیغمبر نگفته است؟ ایا امام علی و ائمه هنگام اذان اینها را می‌گفته اند؟ در ادامه شیخ صدوق می‌گوید:"انما ذکرت ذلک لیعرف بهذه الزیاده المتهمون بالتفویض، المدلسون انفسهم فی جملتنا" من این را گفتم به خاطر اینکه به واسطه ی این زیادی یک علامت به شما داده باشم تا با این علامت، متهمان به تفویض و کسانی را که به دروغ خودشان را میان ما شیعیان جای داده اند بشناسید. یعنی در قرن چهارم علامت تشیع راستین این بوده است که در اذانش "اشهد ان علیاً ولی الله" را نگوید. اما اکنون در قرن چهاردهم، شیعه ی راستین کسی است که حتما این را بگوید و اگر نگوید متهم می‌شود به وهابی گری. اگر این گونه باشد آن وقت با شیخ صدوق که بزرگ شیعه است چگونه باید برخورد کنیم؟ لذا می بینید مسئله ی ساده و احتمالی و فرضی ای نیست.
    ویرایش توسط sosme : ۱۳۸۸/۱۱/۱۳ در ساعت ۰۰:۰۴

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    129
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    592



    سرکار sosme
    در پست اول اشاره کردید که ورود شهادت ثالثه بر می گردد به دوران شاه اسماعیل صفوی( قرن دهم) اما در پست اخیر تصریح کرده اید که در زمان شیخ صدوق (قرن چهارم) عده ای این شهادت را در اذان می گفته اند.
    و اگر بیشتر فحص کنید شاید به تاریخی قبل از آن نیز دست یابید.
    نکته دیگر اینکه مساله آنچنان که شما تصور می کنید که اگر کسی این شهادت را در اذان و اقامه نگوید متهم به وهابی گری می شود نیست و برخی از علما یا مراجع آنرا نمی گویند یا گاهی یک بار می گویند و کسی آنها را متهم نکرده بلکه مردم با علم به این مساله به آنها اقتدا می کنند .
    و ان شاء الله درباره زمان و علت ورود این ذکر در اذان و بازگشت شیخ صدوق از نظریه اول خویش، به این زودی مطلبی خواهم نگاشت .
    ویرایش توسط کمیل : ۱۳۸۸/۱۱/۱۳ در ساعت ۰۰:۳۱
    بر هرکه بنگرم همه اهل شکایتند در حیرتم که چرخش دوران به کام کیست

  21. صلوات ها 10


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 32
    آخرين نوشته: ۱۳۹۴/۰۴/۱۸, ۱۳:۱۰
  2. سكوت امام علي[ع] = تاييد اصالت جامعه؟
    توسط سید علی جان در انجمن ولایت فقیه و حکومت اسلامی
    پاسخ: 18
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۴/۲۰, ۱۴:۱۳
  3. تغيير قبله مسلمين
    توسط گمنام در انجمن تاریخ اهل بیت(ع)
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۳/۲۰, ۱۹:۰۸
  4. پاسخ: 80
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۱/۲۶, ۲۱:۰۳
  5. پاسخ: 14
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۵/۱۶, ۰۸:۱۰

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۰۹/۰۴, ۱۵:۱۷ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود