جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تاریخ مکه و فرهنگ عرب در هنگام ظهور اسلام

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    120
    حضور
    6 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    337

    پرسش تاریخ مکه و فرهنگ عرب در هنگام ظهور اسلام




    سید زاهد
    تاریخ مکه و فرهنگ عرب در هنگام ظهور اسلام
    تاریخ مکه

    تاريخ مكه از زمان حضرت ابراهيم عليه السّلام شروع مى‏شود، وى فرزند خود اسماعيل را با مادرش هاجر براى اقامت به سرزمين مكه فرستاد، فرزند وى در آنجا با قبايلى كه در آن نزديكيها زندگى مى‏كردند وصلت كرد. حضرت ابراهيم(ع)به دستور خداوند خانه كعبه را بنا كرد، و از اين پس آبادى شهر مكه شروع شد.
    فرهنگ عرب هنگام ظهور اسلام

    اعراب زمان جاهلیت و بالاخص اولاد عدنان طبعا سخى و مهمان نواز بودند، كمتر به امانت خيانت مى‏كردند، پيمان شكنى را گناه غير قابل بخششى مى‏دانستند، در راه عقيده فداكار بودند و از صراحت لهجه كاملا بر خوردار بودند. حافظه‏هاى فوق‏العاده قوى براى حفظ اشعار و خطب در ميان آنان پيدا مى‏شد، و در فن شعر و سخنرانى سرآمد روزگار بودند، شجاعت و جرأت آنان ضرب المثل بود، در اسب دوانى و تير اندازى بسيار مهارت داشتند و فرار و پشت كردن به دشمن را زشت و ناپسنديده مى‏شمردند.
    شايد غير از اينها بتوان براى آنها ملكات فاضله ديگرى شمرد.ولى در برابر اينها يك سلسله اخلاق فاسد و ملكات رذيله كه كم كم براى آنها به صورت اخلاق دائمى در آمده بود، جلوه هر كمالى را از بين برده بود و اگر روزنه‏اى از غيب باز نمی ‏شد به طور مسلم طومار حيات انسانى آنها در هم پيچيده شده، و در پرتگاه مخوف نيستى سرنگون مى‏ گرديدند. از يك طرف نبودن رهبرى و فرهنگ صحيح، و از طرف ديگر انتشار فساد و شيوع خرافات، زندگانى اعراب را بصورت يك زندگانى حيوانى در آورده بود به طورى كه صفحات تاريخ براى ما از جنگهاى پنجاه ساله و صد ساله آنها داستانهايى نقل مى‏كند، آن هم بر سر موضوعات كوچك و بى اهميت.
    امير مؤمنان در يكى از خطبه‏هاى خود، اوضاع عرب پيش از اسلام را چنين بيان مى‏كند: «خداوند محمد(ص)را بيم دهنده جهانيان، و امين بر كتاب خود مبعوث نمود.و شما گروه عرب بر بدترين آيين بوده در بدترين جاها به سر می ‏برديد. در ميان سنگلاخها و مارهاى كر(كه از هيچ صدايى نمى ‏رميدند)اقامت داشتيد آب‏هاى لجن را مى‏آشاميديد و غذاهاى خشن(مانند آرد هسته خرما و سوسمار)مى‏خورديد و خون يكديگر را مى ‏ريختيد، و از خویشاوندان دورى مى‏كرديد.« بتها در ميان شما سرپا بود و از گناهان اجتناب نمى‏ نموديد.»(نهج البلاغه خطبه 26)
    وسلام


    صلی الله علی الباکین علی الحسین

  2. صلوات ها 8


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40515



    نقل قول نوشته اصلی توسط سید زاهد نمایش پست ها
    سید زاهد
    تاریخ مکه و فرهنگ عرب در هنگام ظهور اسلام
    تاریخ مکه

    تاريخ مكه از زمان حضرت ابراهيم عليه السّلام شروع مى‏شود،

    با سلام
    و تشکر

    مكه از روزگاران دراز و بسيار كهن و پيش از عهد ابراهيم(عليه السلام) شناخته شده بود.

    كعبه، خانه اى براى مردم، حتى پيش از ابراهيم بوده و اين چيزى است كه در بسيارى از منابع اسلامى آمده است.(1)
    ترديدى وجود ندارد كه اين شهر، به عنوان بخشى از سرزمين عرب، شاهد كوچ هايى از مردمان متنوع و مختلف بوده است كه امروزه امكان تعيين چگونگى آن را نداريم; زيرا منابع موجود در اين باره چندان قابل اعتماد نيست، آن گونه كه بتوان
    هرآنچه را نوشته و گفته اند پذيرفت; چرا كه نويسندگان آن آثار، غالباً در دوران اسلامى مى زيسته و بسيار دور از اعصار اوليه اين شهر بوده اند. به علاوه، منابعى كه در اختيار آنان بوده، به طور معمول، منابعى مشوّش و سست بوده است.





    1 . ابن كثير در البداية و النهاية، ج1 ص163 مى نويسد: هيچ خبر درستى در اين باره كه بيت الله پيش از ابراهيم ساخته شده بوده در دست نيست.
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    120
    حضور
    6 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    337



    مگر من غیر این حرفی زدم
    صلی الله علی الباکین علی الحسین

  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    120
    حضور
    6 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    337



    بسم الله الرحمن الرحیم
    بعضیها از مقاله ی من بد برداشت کرده اند. خداوند در قرآن کریم از کلمه ی ورفع استفاده کرده است برای کعبه.
    یعنی ابراهیم علیه السلام در واقع ستون و دیوارهای کعبه مقدس را رفیع و بلند نموده است. در زمان نوح سلام الله علیه در اثر سیلی که خداوند برای عذاب قوم او فرستاد کعبه هم دیوارهایش ریخت و ابراهیم بازسازی نمود در حالی که ابراهیم نبی این خانه را ساخته بود. پس قبل از ابراهیم بوده.
    صلی الله علی الباکین علی الحسین

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711



    نقل قول نوشته اصلی توسط سید زاهد نمایش پست ها
    مگر من غیر این حرفی زدم
    با سلام

    شما آغاز تاريخ مكه را از زمان حضرت ابراهيم(ع) بيان كرده ايد،حال آنكه اينگونه نيست.

    از قرآن و احاديث و تواريخ اسلامى به خوبى استفاده مى ‏شود كه خانه كعبه پيش از ابراهيم، حتى از زمان آدم برپا شده بود، در سوره ابراهيم از قول اين پيامبر بزرگ مى‏ خوانيم:

    « رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيتِي بِوَادٍ غَيرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيقِيمُوا

    الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ

    يشْكُرُونَ
    (الإبراهيم/37) : پروردگارا! من بعضي از فرزندانم را در سرزمين بي‌آب و علفي، در کنار خانه‌اي که حرم توست، ساکن ساختم تا نماز را برپا دارند؛ تو دلهاي گروهي از مردم را متوجه آنها ساز؛ و از ثمرات به آنها روزي ده؛ شايد آنان شکر تو را بجاي آورند!».

    اين آيه گواهى مى ‏دهد موقعى كه ابراهيم با فرزند شير خوارش اسماعيل و همسرش به سرزمين مكه آمدند اثرى از خانه كعبه وجود داشته است.

    در سوره آل عمران نيز مى ‏خوانيم:
    « إِنَّ أَوَّلَ بَيتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِلْعَالَمِينَ(آل عمران/96)
    نخستين خانه‌اي که براي مردم (و نيايش خداوند) قرار داده شد، همان است که در سرزمين مکه است، که پر برکت، و مايه هدايت جهانيان است».

    مسلم است كه پرستش خداوند و ساختن مركز عبادت از زمان ابراهيم آغاز نگرديده، بلكه قبلًا و حتى از زمان آدم (ع) بوده است.

    همچنين خداوند متعال مي فرمايد:
    «وَإِذْ يرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيتِ وَإِسْمَاعِيلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ(البقرة/127) : و (نيز به ياد آوريد) هنگامي را که ابراهيم و اسماعيل، پايه‌هاي خانه (کعبه) را بالا مي‌بردند، (و مي‌گفتند:) «پروردگارا! از ما بپذير، که تو شنوا و دانايي!».

    اين تعبير مى ‏رساند كه شالوده ‏هاى خانه كعبه وجود داشته و ابراهيم و اسماعيل پايه ‏ها را بالا بردند.

    در خطبه معروف قاصعه از نهج البلاغه نيز مى ‏خوانيم: «آيا نمى ‏بينيد كه خداوند مردم جهان را از زمان آدم تا به امروز به وسيله قطعات سنگى امتحان كرده است، و آن را خانه محترم خود قرار داده، سپس به آدم و فرزندانش دستور داد كه به گرد آن طواف كنند».

    كوتاه سخن اينكه آيات قرآن و روايات اين تاريخچه معروف را تأييد مى ‏كند كه خانه كعبه نخست به دست آدم ساخته شد، سپس در طوفان نوح فرو ريخت، و بعد به دست ابراهيم و فرزندش اسماعيل تجديد بنا گرديد.بنابراين تاريخ مكه،از زمان حضرت ابراهيم(ع) آغاز نمي شود،بلكه از زمان حضرت آدم(ع) مي باشد.

    تاریخ مکه و فرهنگ عرب در هنگام ظهور اسلام
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    49
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    102



    با سلام
    مكه از روزگاران دراز و بسيار كهن و پيش از عهد ابراهيم(عليه السلام) شناخته شده بود.
    دوست عزیز میتوانید برای این تاریخ اسناد مورد اعتماد ارائه دهید ؟؟
    در ضمن به جناب آقای کاوه دوست عزیز هیچ کدام از آیاتی را که تفسیر نمودی درست نمی باشد..
    درضمن دوست عزیز تاریخ دین تا سال 1970 میلادی برابر است 6000 سال ( کتاب آثاروالباقیه ابوریحان بیرونی را بخوانید) اما تاریخ بشر حدودا 3.5
    میلیون سال است همانطور که میدانیدما دوره پاره سنکی سپس دوره هیرو گرف سپس شناختن خط میخی
    وبعد از این دوره است که ما شروع به نامگذاری نمودیم وخود را آدم نام نهادیم.
    تفکر شما را دوست عزیز حتا یک دانش آموز ابتدائی قبول نمی تواند کند . اینجا ایران است 1400 سال پیش
    پیش از حمله اعراب به ایران برای غنائم ما دانشگاه داشتیم .خواهشمندم تفکر خود را علمی نمائید؟
    با تشکر:
    م-مهدی

  13. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40515



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمدرضا مهدی نمایش پست ها
    با سلام
    مكه از روزگاران دراز و بسيار كهن و پيش از عهد ابراهيم(عليه السلام) شناخته شده بود.
    دوست عزیز میتوانید برای این تاریخ اسناد مورد اعتماد ارائه دهید ؟؟
    در ضمن به جناب آقای کاوه دوست عزیز هیچ کدام از آیاتی را که تفسیر نمودی درست نمی باشد..
    درضمن دوست عزیز تاریخ دین تا سال 1970 میلادی برابر است 6000 سال ( کتاب آثاروالباقیه ابوریحان بیرونی را بخوانید) اما تاریخ بشر حدودا 3.5
    میلیون سال است همانطور که میدانیدما دوره پاره سنکی سپس دوره هیرو گرف سپس شناختن خط میخی
    وبعد از این دوره است که ما شروع به نامگذاری نمودیم وخود را آدم نام نهادیم.
    تفکر شما را دوست عزیز حتا یک دانش آموز ابتدائی قبول نمی تواند کند .
    با سلام
    میشه بگوید استناد شما به چه کتابهایی است !!؟
    حالا شما که استادی بفرماید ثابت کنید تا ما هم با علم شما آشنا شویم
    بناى كعبه نخستين بار به وسيله فرشتگان انجام گرفت و اين پيش از خلقت حضرت آدم(عليه السلام) بود.
    شرح آن را از معتبرترين و كهن ترين كتاب تاريخى; يعنى «اخبار مكّه و ما جاء فيها من الآثار» مى آوريم كه نويسنده آن، ابوالوليد محمدبن عبدالله بن احمد ازرقى
    (1) متولد قرن دوم هجرى است.
    او در تاريخ خود، در مورد ساختمان كعبه به وسيله فرشتگان چنين مى نويسد:
    «ابوالوليد از على بن هارون بن مسلم عجلى از پدرش از قول قاسم بن عبدالرحمن انصارى نقل مى كند كه وى مى گفت: محمدبن على بن الحسين(2) براى من نقل كرد كه همراه پدرم على بن الحسين(3) در مكّه بودم در حالى كه پدرم مشغول طواف برگرد كعبهبود و من در پشت سر او حركت مى كردم، ناگاه مردى با قامتى كشيده، دست بر دوش پدرم نهاد، پدرم روى خود را به سوى او نمود، او گفت: اى پسرِ دختر پيامبر اسلام، سلام بر تو باد، از تو پرسشى دارم.
    پدرم سكوت كرد.
    من به همراه آن مرد همچنان به دنبال پدرم حركت مى كرديم، تا اينكه هفت دور طواف او به پايان رسيد و به حجر اسماعيل رفت و در زير ناودان به نماز ايستاد.
    من و آن مرد همچنان پشت سر پدرم بوديم تا اينكه نماز طواف را به پايان رسانيد سپس روى خويش را به سوى من گردانيد و من به طرفش رفته در كنارش نشستم. فرمود: اى محمد، سؤال كننده كجا رفت؟
    من به آن مرد اشاره كردم و او آمد و در برابر پدرم نشست.
    پدرم خطاب به وى فرمود: از چه مى پرسى؟
    گفت: مى خواهم در باره آغاز اين خانه و چگونگى طواف بدور آن بپرسم كه چرا و از چه زمان و چگونه و كجا بوده است؟
    پدرم فرمود: بسيار خوب، تو اهل كجا هستى؟
    گفت: از شام هستم.
    فرمود: در چه منطقه اى از شام سكونت دارى؟
    گفت: در بيت المقدس،
    فرمود: آيا تورات و انجيل را مطالعه كرده اى؟
    گفت: آرى.
    پدرم فرمود: اى برادر شامى، با دقت به سخنانم گوش فراده و آن را حفظ كن و سپس از من به حق و درستى روايت كن.
    آغاز طواف بر اين خانه چنين بود كه: چون خداوند ـ عزّ وجلّ ـ به فرشتگان فرمود: مى خواهم در زمين خليفه اى قرار دهم، فرشتگان گفتند:
    «خدايا! خليفه اى غير از ما ؟! از كسانى كه در زمين ظلم كرده و خون مى ريزند و به يكديگر حسد و خشم و ستم مىورزند؟
    پروردگارا! آن خليفه را از ما قرار ده كه ما در زمين تباهى نكرده و رشك نمىورزيم و خشم و ستم به يكديگر نمى كنيم و تنها تو را
    ستايش و تسبيح مى گوييم و تو را تقديس مى كنيم و فرمانبردار تو بوده و از فرمان تو سركشى نمى كنيم.»

    خداوند متعال فرمود: «من آنچه را كه شما نمى دانيد مى دانم.»
    فرشتگان تصوّر كردند آنچه كه در جواب خداوند گفته اند ردّ فرمان او بوده و خداوند از گفته آنان به خشم آمده است.
    آنان به عرش خداوند پناه برده و از بيم خشم او گريستند و سه ساعت گرد عرش خداوند طواف كردند.
    خداوند به ايشان نگريست و رحمت خويش را بر ايشان نازل گردانيد و در زير عرش خود، خانه اى بر چهار ستون از زَبَرجد بنا كرد و آن را به وسيله ياقوت احمر پوشانيد.
    آن خانه به «ضراع» نامبردار گرديد.
    آنگاه خداوند به فرشتگان فرمود: «عرش را رها كرده، گِرد اين خانه طواف كنيد.»
    گويد: پس فرشتگان از آن به بعد گرد آن خانه طواف مى كردند و براى آنان طواف به دور آن آسان تراز طواف بر عرش بود و آن همان بيت المعمور است كه خداوند از آن نام برده است.
    در هر شبانه روز هفتاد هزار فرشته بدان وارد گشته و طواف مى كنند و خارج مى شوند و ديگر هرگز بدانجا باز نمى گردند.

    آنگاه خداوند فرشتگان را به زمين گسيل داشت و فرمان داد كه براى من خانه اى در زمين همچون اين خانه بسازيد.
    و خداوند به خلق خود در زمين فرمان داد كه بر گرد اين خانه طواف كنند همچنانكه فرشتگان و اهل آسمان بر بيت المعمور طواف مى كنند.

    آن مرد گفت: اى فرزند دختر رسول خدا(صلى الله عليه وآله) درست فرمودى. آرى، اين چنين بوده است.(4)
    در جاى ديگرى نيز از محمد بن منكدر روايت كرده است كه گفت: اولين كارى كه آدم(عليه السلام) به هنگام فرود آمدن از آسمان به زمين انجام داد، همانا طواف بر گرد خانه بود.
    پس فرشتگان در طواف با او برخورد نموده، گفتند: اى آدم، حجّ تو مقبول باد، همانا ما دو هزار سال پيش از تو، بر اين خانه طواف كرده ايم.

    و نيز از ابن عباس روايت كرده است كه گفت: آدم(عليه السلام) حج گزارد و بر گرد خانه هفت بار طواف نمود.
    فرشتگان در طواف او را ديدند و گفتند: اى آدم، حجّ تو مقبول باد، ما دو هزار سال پيش از تو، بر اين خانه حج گزارده ايم. آدم(عليه السلام)پرسيد:
    شما در طواف خود چه مى گوييد؟
    گفتند: ما چنين مى گوييم: «سبحان الله و الحمد لله و لا اله الاّالله و الله
    اكبر» آدم(عليه السلام) گفت: «وَ لا حول و لا قوَّةَ اِلله بالله» را بدان اضافه كنيد.
    فرشتگان نيز چنين كردند.
    سپس ابراهيم(عليه السلام)پس از آنكه خانه را ساخت و به طواف بر گرد آن مشغول شد،
    فرشتگان در حال طواف به او برخورد نمودند و سلامش كردند.
    ابراهيم(عليه السلام) پرسيد: شما در طواف خود چه مى گوييد؟
    گفتند: پيش از روزگار آدم(عليه السلام)«سبحان الله و الحمد لله و لا اله الاّالله و الله اَكبر» مى گفتيم و چون به آدم(عليه السلام) گفتيم، فرمود: كلمات «وَ لا حول و لا قوَّةَ اِلله بالله» را هم به آن اضافه كنيد. ابراهيم(عليه السلام) فرمود: بر آن «العلي العظيم» را هم بيفزاييد، پس فرشتگان چنين كردند.

    گويند كه فرشتگان نخستين بار مسجد اقصى را بنا كردند و گروهى گفته اند آدم(عليه السلام)آن را ساخت.
    و نيز گفته شده سام بن نوح(عليه السلام) و عده اى گفته اند يعقوب(عليه السلام) بانى آن بوده اند. بنا به نقلى داود(عليه السلام) و به نظر گروهى ديگر سليمان(عليه السلام) بنا كننده مسجد بوده اند. و همچنين گفته مى شود كه ابراهيم(عليه السلام)آن را بنا كرده است.

    البته گفته اند كه اين افراد مسجد الأقصى را پس از خرابى، مجدّداً از نو بنا كرده اند در حالى كه سنگ بناى آن قبل از آنها قرار داده شده است، والله اعلم.

    ساختمان كعبه به وسيله آدم(عليه السلام)
    دومين بار كه كعبه ساخته شد، به وسيله آدم(عليه السلام) بوده است.
    ازرقى در كتاب تاريخ خود چنين آورده است:

    ابوالوليد از قول پدر بزرگ خويش، از سعيدبن سالم، از طلحة بن عمرو حضرمى، از عطاء بن ابى رباح از ابن عباس نقل مى كند كه گفت: چون خداوند آدم را از بهشت به سوى زمين راند، آدم گفت: پرودگارا!
    براى من چه اتفاقى افتاده است كه ديگر صداى فرشتگان را نمى شنوم و وجود آنان را در اطراف خود احساس نمى كنم؟
    ندا آمد كه اى آدم، اين نتيجه اشتباه و خطاى تو است ولى برو و براى من خانه اى بساز و بر گرد آن به طواف بپرداز و مرا ياد كن همانگونه كه فرشتگان رفتار مى كنند و بر گِرد عرش من مى گردند.
    آدم(عليه السلام)شروع به گام برداشتن كرد، بطورى كه زمين براى او در نورديده شد تا اينكه به مكّه رسيد و بيت الحرام را در آن ساخت و جبرئيل(عليه السلام)با بال خود به زمين زد و
    پايه مستحكمى در پايين ترين نقطه زمين براى آدم آشكار گرديد و فرشتگان سنگهايى درآن قرار دادند كه سى مرد ياراى برداشتن قطعه اى از آن را نداشت!
    آدم(عليه السلام) آن را از سنگهاى پنج كوه «لبنان» و كوه «طور زيتا»
    (5) و «طور سينا» و «جودى» و «حِرا» ساخت تا اينكه هم سطح زمين گرديد.
    «ابن عباس» مى گويد: نخستين كسى كه اساس خانه را نهاد و در آن نماز گزارد و بر آن طواف كرد، آدم(عليه السلام) بود تا اينكه خداوند طوفان را، كه خشمى از سوى پروردگار و بدبختى بود نازل گردانيد.
    و چون طوفان به پايان رسيد، بوى خوش آدم از ميان رفت.
    گويد: طوفان به سرزمين «سِند» و «هِند» نرسيد و جايگاه خانه خدا در طوفان از بين رفت تا آنكه خداوند متعال ابراهيم و اسماعيل را برانگيخت و آن دو پايه ها و نشانه هاى كعبه را از نو برافراشتند و قريش پس از آن، بار ديگر آن را ساختند و اين خانه درست در برابر بيت المعمور قرار دارد، بطورى كه اگر بيت المعمور سقوط نمايد بر آن سقوط مى كند.

    ابو الوليد، از مهدى بن ابى المهدى، از اسماعيل بن عبدالكريم صنعانى، از عبدالصمد بن معقل و او از وهب بن منبه نقل مى كند كه: چون خداوند توبه آدم را پذيرفت، فرمان داد به مكّه رود.
    پس زمين براى او طى شد و بيابانها را با يك گام و آبها و درياها را نيز همچنين طى مى كرد و به هر نقطه اى كه آدم قدم مى گذارد آبادان و عمران پديد مى آمد تا اينكه به مكّه رسيد.
    پيش از آن اندوه و گريستن او بر آنچه كه او در آن قرار گرفته بود، چنان بسيار شده بود و فرشتگان از اندوه او اندوهگين و از گريستن او مى گريستند. خداوند با فرستادن خيمه اى از خيمه هاى بهشت، او را دلدارى داد و آن را در مكّه در جايگاه كعبه پيش از آن كه كعبه اى ساخته شود، قرار داد آن خيمه از ياقوتهاى سرخ بهشت بود كه در آن سه قنديل زرّين از زرهاى بهشتى قرار داشت، بطورى كه پرتوى از پرتوهاى بهشت از آن خارج مى گرديد.
    حجرالأسود را هم با همان خيمه فروفرستاد، در حالى كه ياقوتى سفيد از بهشت بود. ركن در آن حال جايگاهى بود كه آدم بر آن مى نشست.
    چون آدم(عليه السلام) ساكن مكّه گرديد، فرشتگان آن خيمه را پاسدارى داده و ديگر

    ساكنان زمين آن روز را كه از جن و شياطين بودند، از نزديك شدن به آن دور مى كردند;
    زيرا براى آنان سزاوار نظر كردن به چيزى از بهشت نبود، چون هر كس به چيزى از بهشت نظر افكند، بهشت بر او واجب مى گردد و زمين در آن روزگار پاك و منزه بوده و آلودگى به خود نديده و خونى در آن ريخته نشده بود; همچنانكه خطايى در آن صورت نگرفته بود و بدين سبب خداوند زمين را جايگاه فرشتگان قرار داده بود و آنان همچنانكه در آسمان بودند در زمين به ذكر و تسبيح پروردگار مشغول بودند و بدان سستى نمىورزيدند.
    آنان به صورت صفى واحد، در كنار نشانه هاى حرم به صورت دايره، حرم شريف را در بر گرفته و ايستاده بودند. بطورى كه منطقه حِلّ
    (6) را در پشت سر خود و منطقه حرم را پيش روى خويش قرار داده بودند.(7)
    در اين حال، هيچ جن و شيطانى، ياراى گذشتن از صف ايشان را نداشت و به علت همين توقف فرشتگان در آن منطقه، آن را تا به امروز حرم نامند. و نشانه هاى حرم در همان مكانها قرار داده شد.
    خداوند ـ عزّ و جلّ ـ ورود حوّا را به حرم، به سبب خطايى كه كرده بود، حرام نمود همچنانكه نظر به خيمه آدم را نيز بر او حرام گردانيد و اين وضع همچنان ادامه داشت تا اينكه قبض روح گرديد.
    هرگاه آدم قصد آن را داشت كه حوا را ببيند و با او در آميزد و فرزندى به وجود آورد از تمامى منطقه حرم خارج شده و او را مى ديد.
    خيمه آدم، تا به هنگام قبض روح آدم(عليه السلام)، همچنان در آن نقطه قرار داشت. پس از آنكه خداوند جان آدم را گرفت، آن خيمه را هم بالا برد.
    فرزندان آدم در جايگاه آن خيمه، خانه اى از سنگ و گِل به وجود آوردند و همواره اين خانه برقرار و پايدار بود و هركس كه از پس ايشان مى آمد،خانه را تجديد مى نمود
    (8)
    تا اينكه در دوران نوح(عليه السلام) آب آن را پوشانيد و غرق كرد، بطورى كه جايگاه آن از نظرها محو و نابود گرديد.
    چون خداوند ابراهيم(عليه السلام) را برانگيخت به جستجوى پايه و اساس خانه برآمد. و پروردگار وى را به وسيله ابرى كه بر فراز آن
    نقطه فرستاده بود، راهنمايى كرد. آن ابر همچنان در آن مكان پايدار بود تا اينكه ابراهيم به پايه هاى اوليه آن آگاه شد و آن را از آن نقطه، به اندازه قامتى بالا آورد.
    در اين هنگام بود كه ابر از ميان رفت پس معناى گفتار الهى كه مى فرمايد: «وَ اِذْ بَوَّأنا لابْراهِيمَ مَكانَ الْبَيْتِ...» اين مى شود كه: «چون مكان خانه را به ابراهيم راهنمايى كرديم ...» و منظور همان ابرى است كه بر فراز پايه هاى كعبه ساكن ماند تا ابراهيم(عليه السلام) را به نقاط آن راهنمايى كند.
    و بحمدالله از آن هنگام تا كنون همواره كعبه پايدار و مستحكم باقى مانده است.

    وهب بن منبه گويد: در يكى از كتابهاى پيشينيان، كه در باره كعبه مطالبى آورده، خواندم كه: خداوند هيچ فرشته اى را بر زمين نمى فرستد مگر آنكه نخست وى را به زيارت خانه كعبه فرمان مى دهد و آن فرشته در كنار عرش، احرام بسته و لبيك گويان فرود مى آيد، ابتدا حجرالأسود را استلام مى كند و سپس هفت بار به طواف خانه مى پردازد و آنگاه دو ركعت نماز در درون آن بجاى مى آورد و سپس باز مى گردد.
    محمدبن يحيى، از ابراهيم بن محمد بن ابى يحيى، از عبدالله بن لبيد روايت كرده است كه مى گفت: از ابن عباس به من خبر رسيده است كه مى گفت: آن هنگام كه خداوند آدم را برزمين فرستاد او را در محلّ كعبه فرود آورد در حالى كه آدم از شدت لرزش همچون كشتى به اين سوى و آن سوى حركت مى كرد آنگاه حجرالأسود ـ يعنى ركن ـ را بر او نازل گردانيد كه آن سنگ از شدّت سپيدى مى درخشيد پس آدم آن را نزد خود بر گرفت، سپس براى او عصايى نازل گرديد و به او گفته شد: اى آدم گام بردار پس آدم گام برداشت و خود را در سرزمين هند و سند ديد. مدتى را در آن سرزمين توقف كرد.
    سپس براى ديدن ركن دلتنگ گرديد، پس به او گفته شد حج بگزار و او حج گزارد، فرشتگان او را ديدند و گفتند حج تو مقبول باد. اى آدم، ما دو هزار سال پيش از تو حج بجاى آورده ايم.

    پدر بزرگم از سعيدبن سالم، از عثمان بن ساج، از محمدبن اسحاق نقل مى كرد كه وى مى گفت: به من خبر رسيده است كه چون آدم(عليه السلام) بر زمين فرو فرستاده شد. چون ديگر فرشتگان را نديده و صداى پرستش و عبادت آنان را از بهشت نمى شنيد، اندوهگين گشت. پس خداوند او را به جايگاه كعبه راهنمايى كرد و فرمود: آنجا برو.
    آدم(عليه السلام) به سوى كعبه روان گرديد، پس در هيچ منزلى ساكن نگرديد مگر آنكه خداوند آبى را براى او پديد مى آورد تا اينكه به مكّه رسيد و آنجا ساكن كرديد و به پرستش خداى خود پرداخت و به خانه طواف كرد و همواره همانجا بود تا زمانى كه خداوند جانش را گرفت.
    پدر بزرگم از سعيد بن سالم و او از عثمان بن ساج نقل مى كرد كه: به من خبر رسيد عمربن خطاب به كعب گفته است: از بيت الحرام براى من بازگو.
    كعب گفت: خداوند متعال ابتدا آن را به صورت ياقوتى از درون خالى، همراه آدم(عليه السلام) از آسمان فرود آورد و فرمود: اى آدم، اين خانه من است كه آن را با تو فرو فرستادم، بر گِرد آن طواف خواهد شد همچنانكه گِرد عرش طواف مى شود و اطراف آن نماز گزارده مى شود همانگونه كه گِرد عرش نماز مى گزارند.
    پس فرشتگانى همراه آن فرود آمدند و پايه هاى آن را از سنگ بنا نهادند و آن را بر آن پايه قرار دادند. و آدم(عليه السلام) اطراف آن طواف مى كرد، همانگونه كه اطراف عرش طواف مى شد و كنار آن نماز مى گزارد همانگونه كه اطراف عرش نماز گزارده مى شد.

    آنگاه كه خداوند قوم نوح(عليه السلام) را غرق كرد، آن را به آسمان برد بطورى كه پايه هاى آن باقى ماند.
    پدر بزرگم از ابراهيم بن محمد بن ابى يحيى، او هم از ابان بن ابى عياش و وى از بعضى از اصحاب و ياران پيامبر(صلى الله عليه وآله) حديثى همانند پرسش عمر از كعب نقل نموده و آن را تأييد كرده اند.
    و همچنين پدر بزرگم از ابراهيم بن محمد بن ابى يحيى، از زهرى، از عبيدالله بن عبدالله بن عتبة بن مسعود، از ابن عباس نقل مى كرد كه آدم(عليه السلام)نخستين كسى بود كه پايه هاى خانه و كعبه را برقرار ساخت و در آن نماز به پا داشت تا آنكه خداوند طوفان را فرستاد.
    مهدى بن ابى مهدى، از عبدالله بن معاذ صنعانى، از معمر و او از اَبان نقل مى كند كه وى مى گفت: خانه كعبه به صورت ياقوت يا دانه مرواريدى براى آدم فرو فرستاده شد.
    پدربزرگم از سعيد بن سالم قداح، از عثمان بن ساج، از وهب بن منبه نقل مى كند:
    خانه كعبه كه خداوند براى آدم ساخت، ياقوتى از ياقوتهاى بهشت بود به رنگ سرخ كه از خود پرتو افشانى مى كرد.
    بر آن دو در قرار داشت; يكى در غرب و ديگر در شرق و آن قنديل هايى از نور داشت كه سرپوش آنها از طلا و زر بهشتى بود. ستاره هايى از ياقوت سپيد داشت و ركن حجرالأسود يكى از ستارگان آن بود كه در آن هنگام ياقوتى سفيد بود.

    پدر بزرگم از ابراهيم بن محمد، از مغيرة بن زياد، از عطاء بن ابى رباح نقل مى كرد كه چون «عبدالله بن زبير» ساختمان كعبه را آغاز كرد به كارگران دستور داد گود بردارى كنند، آنان به قطعه سنگهايى رسيدند كه به بزرگى شتران آبستن بود.
    پس گفتند ما به سنگهايى به بزرگى شتران آبستن برخورد كرده ايم، گفت: به گود خود اضافه كنيد و چون اين چنين كردند، از درون زمين هوايى گرم چون دم آتش، آنان را فرا گرفت.
    پس گفت: شما را چه مى شود؟

    گفتند: بيش از اين نمى توانيم گود نماييم; زيرا امرى عظيم را ديديم كه ديگر بيش
    از آن نمى توانيم ادامه دهيم.

    پس به آنها گفت: پايه ها را برروى آن بنا سازيد. گفت: از عطاء شنيدم كه مى گفت: آن سنگها همان سنگهايى است كه آدم(عليه السلام) بر آن پايه ها رابنا كرد.

    پدر بزرگم از سعيد بن سالم، از عثمان بن ساج، از زهرى، از عبيدالله بن عتبة، از ابن عباس نقل مى كند كه آدم سر به سجده نهاده بود، در حالى كه مى گريست، ندايى بر او داده شد كه اى آدم، چه چيز تو را به گريه واداشته است؟
    گفت: بدين سبب كه ميان من و تسبيح فرشتگان و تقديس قدسيّت تو مانع ايجاد شده است.
    به او گفته شد: اى آدم، به بيت الحرام برو. پس به سوى مكّه به حركت در آمد، در حالى كه هر گام كه بر مى داشت چشمه ها مى جوشيد و آبادانى و عمران شهرها، در آن پديد مى آمد و آنچه ميان فاصله دو پاى او بود، همه ويرانى ها و نقاط بى آب بود. به من گفته شد كه آدم در آن حال به ياد بهشت، افتاده و مى گريست و اگر گريه همه مردم با گريه آدم، آن هنگامى كه از بهشت رانده شد، مقايسه گردد، برابر آن نخواهد گرديد و گريه مردم و گريه آدم(عليه السلام) با گريه داود(عليه السلام)هنگامى كه مرتكب خطا گرديد، برابر نمى گردد.

    و نيز در «تاريخ الخميس»(9) اين گونه آمده:
    ابن عباس روايت كرده است كه خداوند تبارك و تعالى به آدم(عليه السلام)وحى نمود كه: من داراى حرمى در امتداد عرش خود هستم، پس بدانجا برو و برايم خانه اى بساز، آنگاه اعمالى را كه فرشتگان در اطراف عرش من بجا مى آورند، تو نيز بر گِرد آن انجام ده.

    آنجا مكانى است كه تو و آن دسته فرزندانت را كه در اطاعت و سرسپردگى به من باشند، مورد رحمت و مغفرتم قرار مى دهم.
    آدم گفت: اى پروردگار من، چگونه اين كار را انجام دهم در حالى كه نه در توان من است و نه راهنمايى بر آن مكان دارم.

    پس خداوند فرشته اى فرستاد تا آدم(عليه السلام) رابه مكّه راهنمايى كند. آن دو، راهىِ مكّه شدند، در بين راه، هرگاه به مناطق سرسبز و يا زيبايى بر مى خوردند كه نظر آدم را جلب مى كرد، به فرشته مى گفت: در همين جا فرود آييم; زيرا آن مكان همين جا است! فرشته بدو مى گفت: آن مكان در پيش روى تو است.
    تا اينكه وارد مكّه شدند پس خانه كعبه را از پنج كوه: «سينا»، «حرا»، «زيتا»، «لبنان» و «جودى» بنا كرد.

    و در روايت وهب بن منبه، به جاى كوه «لبنان» و جودى»، دو كوه «ثبير» و «اُحد» آمده است.
    پايه هاى خانه را از سنگهاى كوه حرا ساخت و هنگامى كه ساختمان آن را به پايان رسانيد، فرشته وى را به عرفات برد و اعمال و مناسكى را كه هم اكنون مردم در آن انجام مى دهند، به او آموزش داد.
    و در روايتى از ابن عباس آمده است: بدان جهت آنجا را «عرفات» نامند كه آدم و حوّا در آن مكان با هم جمع شدند.
    در «انوار التنزيل» چنين آمده است كه: چون آدم و حوا در آنجا به هم رسيدند، «عرفات» نامگذارى شد.

    كوه هايى كه آدم(عليه السلام) از سنگ آنها براى ساختن كعبه استفاده كرد
    هنگامى كه حضرت آدم(عليه السلام) تصميم گرفت كعبه را بنا كند، جبرئيل(عليه السلام) نازل شد و دو بال خود را بر اساس ثابتى از زمين زد كه در نتيجه، سنگها از آن جدا و سپس توسط ملائكه به سوى محل كنونى كعبه حمل گرديد. اين سنگها چنان عظيم و سنگين بودند كه هر يك از آنها را سى نفر هم نمى توانستند حمل كنند.
    تاريخ ارزقى، در اين زمينه مى نوسد:
    اين سنگها، از پنج كوه جدا شدند: «لبنان»، «طورزيتا»، «طورسينا»، «جودى» و«حِراء».
    ثعالبى گفته است: «طور زيتا» و «طور تيناء» دو كوه هستند كه در بيت المقدّس قرار گرفته اند. و «لبنان» كوهى در نزديكى شام است كه بدان كوه «اولياء» گفته مى شود.(10)
    همچنين در «مختار الصحاح» نوشته ثعالبى آمده است:

    جودى، كوهى است در جزيره (موصل)(11) كه كشتى حضرت نوح پس از طوفان بر روى آن لنگر انداخت. اما طور سينا در مصر و حراء در مكه است.
    در كتاب «نهاية الأرب في فنون الأَدب» نويدى در اين مورد آمده است:
    عبدالله عمر گفت: چهار كوه نزد خداوند مقدس است: «طور تينا»، «طور زيتا»، «طور سينا» و «طور تيمانا». اما طور تينا در دمشق است و طور زيتا در بيت المقدس و طور سينا همان كوهى است كه حضرت موسى(عليه السلام) بر آن قرار گرفت و اما طور تيمانا در مكه است.



    1 ـ ابوالوليد محمد بن عبدالله بن احمد ازرقى غسانى مكى، متولد قرن دوم هجرى در مكّه بوده است. از تاريخ دقيق تولّد او اطلاعى در دست نيست. نامبرده در نيمه قرن سوم هجرى; يعنى در سال 245 هجرى در گذشته است.
    كتاب او بنام «اخبار مكه» از آثار ارزنده قرن دوم و سوم هجرى بوده است كه به يادگار براى ما باقى مانده. نامبرده از دانشمندان نيمه اول قرن سوم به شمار مى آيد. موضوعى كه در سال سيصد و ده هجرى در متن كتاب ضمن مبحث «فاصله ميان ستونهاى درون كعبه و زر اندود كردن آن، به فرمان مادر خليفه عباسى» آمده است. از قول «خزاعى» راوى كتاب است. بنابراين، اين تصور كه او تا سال 310 زنده بوده، صحيح نيست. پس آنچه كه معروف است، درگذشت نامبرده در سال 245 هجرى; يعنى نيمه قرن سوم هجرى اتفاق افتاده است. «مترجم»
    2 ـ مراد حضرت باقر(عليه السلام) است.
    3 ـ مراد حضرت زين العابدين(عليه السلام) است.
    4 ـ جامع احاديث الشيعه، كتاب حج، ج10، ص3 و 4، «مترجم».
    5 ـ نام كوهى است كه بر فراز آن درخت زيتونى قرار دارد. اين كوه در كنار پل خابور و نزديك رأس العين است. اين كوه يكى از جايگاه هاى مبارك بيت المقدس به شمار مى آيد. نكـ : ياقوت، معجم البلدان، ج6، ص68 «مترجم»
    6 ـ منطقه حِلّ شامل مناطقى است كه خارج از دايره حرم قرار گرفته است.
    7 ـ جامع احاديث الشيعه، كتاب حج، ج10، ص9 و 10، «مترجم».
    8 ـ جامع احاديث الشيعه، كتاب حج، ج10، ص
    9 ـ «تاريخ الخميس في احوال أنفس نفيس» نوشته حسين بن محمد الحسن ديار بكرى كردى است كه از تاريخ ولادت و وفات او اطلاع دقيقى در دست نداريم ليكن نامبرده در سال 931 هجرى به مكّه آمده و قسمتهاى مختلف كعبه را اندازه گيرى كرده است. وى در كتاب ياد شده، (صفحه 121 از جلد دوم) گفته است: در اين سال براى اقامت در مكّه به اين ديار هجرت نمودم. «مترجم».
    10 ـ از كتاب «عامود النسب»، كه كتابى خطى مى باشد و تاكنون به چاپ نرسيده است.
    11 ـ برخى از صاحبنظران كوه جودى را همان كوه آرارات دانسته اند كه در شرق كشور تركيه واقع است و قله آن از نقاط مرزى شمال غربى ايران در فاصله ميان دو كشور ايران و تركيه قابل رؤيت مى باشد. «مترجم»




    نقل قول نوشته اصلی توسط محمدرضا مهدی نمایش پست ها
    اینجا ایران است 1400 سال پیش
    پیش از حمله اعراب به ایران برای غنائم ما دانشگاه داشتیم .خواهشمندم تفکر خود را علمی نمائید؟
    با تشکر:
    م-مهدی
    از این سخن شما به خوبی میتوان دست یافت که چقدر تاریخ را مطالعه کرده اید!!
    اما دوست عزیز اینجا ایران است و ایرانیان اهل علم بسیارند لطفا قبل از تحقیق قلم نزنید !!
    شما هنوز عامل حمله به ایران ساسانی را نمیدانید !!
    پس لطفا سخنانی به زبان بیاورید که بتوانید ان را ثابت کنید

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  14. صلوات


  15. #8

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    49
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    102



    باسلام
    دوست عزیز استناد من قرآن کتاب خداست .
    سوره حج آیه 52
    و پیش از تو هیچ رسول و پیامبری نفرستادیم.............
    سوره سبا آیه 44
    44- وماکتابهایی به آنان نداده بودیم وپیش از تو هیچ هشدار دهنده ای به سویشان نفرستاده بودیم.
    سوره یسآیه6
    6- تا بیم دهی قومی راکه بیم داده نشدند پدران ایشان پس آنان نا آکاهان.
    سوره سجده آیه 2
    2- گویند دروغ بست آنرا بلکه آنست حق از پرورکارت تا بترسانی گروه ای را که نیامدستشان بیم دهنده
    پیش از تو شاید ایشان رهبری شوند .
    سوره قصص آیه 57
    و گوینداگر پیروی کتیم هدایت را با تو ربوده شویم از سرزمین خویش آیا فرمانروایشان ندادیم در حرم امنی
    که آورده شود بسویش .........
    سورهمائده آیه 5
    5-ای قوم من اندر آئید سرزمین مقدسی را که خدا برای شما نوشت و بر نگردید بر پشتهای خود تا باز کردید زیانکاران
    البته این آیه در باره حضرت موسی (ع) است.اما چون حضرت موسی هم یک مسلمان بود بنابر این این آیه به کل مسلمانان اطلاق می شود.
    سوره یونس آیه 84
    84- وگفت موسی من اگر ایمان آرید بخدا پس بر او توکل کنید اگر هستید مسلمانان .
    البته دوست عزیز آیات بسیاری در قرآن (کتاب خدا) که جای بحث در اینجا نیست .
    حال سوال من این است اکر هیچ رسول و نبی ای پیش از محمد (ص) به آن سرزمین مکه نیآمده است و
    حتی هیچ بیم دهنده ای برای پدرانشان چکونه میتوانیم قبول کنیم ابراهیم (ع) و اسماعیل به مکه آمده باشند یعنی بنظر شما تمام پیام آوران دروغین بودند وشما بر مبنای یک حدیث قلابی آنرا به حضرت محمد(ص) نسبت میدهید .
    دوست عزیز اعراب کارشان این است باور نداری وقایع از سال 57 را با وارد کردن زمان عینی به قرائتهای یک ساعت یعنی دستگاهی بسته که کار خود را به صورت تناوبی تکرار میکند وارد کردن زمان عینی برای رویدادها در سراسر فضا تنها از این راه است که فکر زمان موضعی به مفهوم زمان در فیزیک تعمیم پیدا میکند.
    ( از نوشته های انیشتن) در کتاب فیزیک و واقعیت که البته من هم میدانم که این کار شما نیست.
    وفکر میکنم تنها کسی که میتواند با من بحث نماید پرفسور مهدی گلشنی و موسس انجمن فلسفه دانشگاه
    صنعتی شریف است.
    بهر حال دوست عزیز
    سوره ال عمران آيه 19 دين نزد خدا اسلام است…

    سوره ال عمران آيه 85 کسي که جز اسلام را بعنوان دين بپذيرد از او پذيرفته نمي شود.

    با تشکر:
    م-مهدی

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۱/۰۳/۱۸ در ساعت ۱۴:۱۹

  16. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40515



    با سلام

    لطفا علمی و با عنایت به موضوع تاپیک مطلب بنویسید

    نقل قول نوشته اصلی توسط محمدرضا مهدی نمایش پست ها
    باسلام
    دوست عزیز استناد من قرآن کتاب خداست .
    سوره حج آیه 52
    و پیش از تو هیچ رسول و پیامبری نفرستادیم.............
    سوره سبا آیه 44
    44- وماکتابهایی به آنان نداده بودیم وپیش از تو هیچ هشدار دهنده ای به سویشان نفرستاده بودیم.
    سوره یسآیه6
    6- تا بیم دهی قومی راکه بیم داده نشدند پدران ایشان پس آنان نا آکاهان.
    سوره سجده آیه 2
    2- گویند دروغ بست آنرا بلکه آنست حق از پرورکارت تا بترسانی گروه ای را که نیامدستشان بیم دهنده
    پیش از تو شاید ایشان رهبری شوند .
    سوره قصص آیه 57
    و گوینداگر پیروی کتیم هدایت را با تو ربوده شویم از سرزمین خویش آیا فرمانروایشان ندادیم در حرم امنی
    که آورده شود بسویش .........
    سورهمائده آیه 5
    5-ای قوم من اندر آئید سرزمین مقدسی را که خدا برای شما نوشت و بر نگردید بر پشتهای خود تا باز کردید زیانکاران
    البته این آیه در باره حضرت موسی (ع) است.اما چون حضرت موسی هم یک مسلمان بود بنابر این این آیه به کل مسلمانان اطلاق می شود.
    سوره یونس آیه 84
    84- وگفت موسی من اگر ایمان آرید بخدا پس بر او توکل کنید اگر هستید مسلمانان .
    البته دوست عزیز آیات بسیاری در قرآن (کتاب خدا) که جای بحث در اینجا نیست .

    آقا این سخنان شما چه ربطی به وجود کعبه و تاریخچه بوجود آمدن ان دارد !!
    خودتان فهمیدید چه نوشتید !!
    شما حتی نمیدانید به چه ایه ای استناد کرده اید!!!
    عجب !!!




    نقل قول نوشته اصلی توسط محمدرضا مهدی نمایش پست ها
    حال سوال من این است اکر هیچ رسول و نبی ای پیش از محمد (ص) به آن سرزمین مکه نیآمده است و
    حتی هیچ بیم دهنده ای برای پدرانشان چکونه میتوانیم قبول کنیم ابراهیم (ع) و اسماعیل به مکه آمده باشند یعنی بنظر شما تمام پیام آوران دروغین بودند وشما بر مبنای یک حدیث قلابی آنرا به حضرت محمد(ص) نسبت میدهید .

    جناب شما سوال ما را جواب بده و از ان پرش نکن !!
    و از مسائل حاشیه ای هم بگذارید که این دور از علم است !!
    شما جواب ما را بدهید در مورد کعبه!!!!
    جالبه که از قرآن کوچکترین اطلاعی ندارید و بجاش در این مورد صحبت خواهیم کرد !!
    الان جواب ما را بدهید




    نقل قول نوشته اصلی توسط محمدرضا مهدی نمایش پست ها

    دوست عزیز اعراب کارشان این است باور نداری وقایع از سال 57 را با وارد کردن زمان عینی به قرائتهای یک ساعت یعنی دستگاهی بسته که کار خود را به صورت تناوبی تکرار میکند وارد کردن زمان عینی برای رویدادها در سراسر فضا تنها از این راه است که فکر زمان موضعی به مفهوم زمان در فیزیک تعمیم پیدا میکند.
    ( از نوشته های انیشتن) در کتاب فیزیک و واقعیت که البته من هم میدانم که این کار شما نیست.
    وفکر میکنم تنها کسی که میتواند با من بحث نماید پرفسور مهدی گلشنی و موسس انجمن فلسفه دانشگاه
    صنعتی شریف است.

    بهر حال دوست عزیز
    سوره ال عمران آيه 19 دين نزد خدا اسلام است…

    سوره ال عمران آيه 85 کسي که جز اسلام را بعنوان دين بپذيرد از او پذيرفته نمي شود.
    با تشکر:
    م-مهدی

    این قسمت هم اگر از دوستان چیزی فهمید ند برای ما هم بازگو کند که منظور این جناب چیست ؟
    قرار بود ایشان اسنادی را که نشان میدهد اعراب به ایران حمله کرده اند برای غنائم بیاورند !
    بعد ایشان این سخنان را آورده اند !!
    حالا شما در این موردها با ما آدمهای گمنام سخن بگوید !!تا در مورد فیزیک بگویم پروفسور با شما صحبت کند البته مربوط به اینجا نمیشود !!
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۱/۰۳/۱۸ در ساعت ۱۳:۴۰
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  17. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40515



    ساختمان كعبه به وسيله شيث(عليه السلام)

    پس از درگذشت آدم(عليه السلام)، كعبه به وسيله فرزندش شيث(عليه السلام) بنا گرديد، ليكن «ازرقى» در تاريخ خود نام شيث را تصريح نكرده بلكه به عنوان «فرزندان آدم كه پس از آدم كعبه را بنا نمودند» آورده است. اين ساختمان تا هنگام طوفان برقرار بوده است.
    و اينك متن آنچه كه «ازرقى» در اخبار مكه خود در اين باره آورده است:
    او از قول پدر بزرگ خود، از سعيدبن سالم، از عثمان بن ساج و او از وهب بن منبه نقل مى كند كه چون آدم(عليه السلام) در گذشت، خداوند خيمه اى را، كه از زيورهاى بهشتى بوده و براى آرامش آدم بر او نازل گردانيده بود، به آسمان برد، آنگاه فرزندان آدم در جايگاه
    آن خيمه، خانه اى از سنگ و گِل ساختند كه اين خانه همواره آباد بود و يكى پس از ديگرى آن را تعمير مى كردند تا اينكه دوران حضرت نوح(عليه السلام) رسيد و طوفان آن را غرق كرد و جايگاهش را تغيير داد. پس از آن بار ديگر جايگاه آن به ابراهيم(عليه السلام)راهنمايى گرديد.

    نويسنده «تاريخ الكعبة المعظمه»(1) آورده است: نخستين كسى كه خانه كعبه را بنا كرد «شيث» بود و اين بدان معنا است كه اوّلين ساختمان كعبه پس از آدم(عليه السلام) از فرزندانش، به وسيله شيث(عليه السلام) بوده است.

    در «تاريخ الخميس»
    (2) اينگونه آمده است: شيث فرزند آدم، اولين شخصى است كه كعبه را بنا كرد; زيرا قبل از ساختمان او، كعبه به صورت خيمه اى از ياقوت سرخ بوده كه آدم بر گِرد آن طواف كرده و بدان اُنس مىورزيده است; زيرا اين خيمه براى او از بهشت فرود آمده بود كه پس از آن دوباره به آسمان برده شد و آدم براى حج از هند بدان جايگاه آمد.

    كعبه از زمان حضرت نوح تا دوران ابراهيم(عليه السلام)

    ابوالوليد از پدر بزرگش، از سعيد بن سالم، از ابن جريج و او از مجاهد نقل مى كند كه گفت:
    به هنگام طوفان نوح، محل كعبه ناپديد شد و در دوران بين حضرت نوح و ابراهيم(عليه السلام)از ديده ها پنهان گرديد.
    و نيز گفته است كه جايگاه آن تپه اى سرخ رنگ بوده كه سيل ها بر آن قرار نمى گرفت، مردم نيز به همين مقدار مى دانستند كه جايگاه خانه در همان محدوده مى باشد، ليكن از محل قطعى آن اطلاعى در دست نداشتند. ستمديدگان و
    پناه جويان از گوشه و كنار زمين به آنجا مى آمدند و بدان متوسّل مى گشتند و دعاى آنان در اين جايگاه همواره مورد استجابت قرار مى گرفت. مردم نيز بدان نقطه مى آمدند و حج

    مى گزاردند تا اينكه خداوند اراده كرد جايگاه خانه اش به وسيله ابراهيم(عليه السلام) ساخته شود و آيين او در آن نقطه آشكار گردد.
    بنابر اين، از زمانى كه خداوند آدم(عليه السلام) را بر زمين فرود آورد، خانه كعبه همواره مورد پرستش همه امتها و ملّتها بوده است كه هريك پس از ديگرى آمده و در آن جايگاه خداوند را مى پرستيدند. و گويد كه فرشتگان پيش از آدم(عليه السلام) بر كعبه حج مى گزاردند.
    برخى از تاريخ نگاران نوشته اند كه فاصله ميان فوت حضرت آدم(عليه السلام) تا ولادت حضرت نوح(عليه السلام) 126 سال و فاصله بين ولادت حضرت نوح و ولادت حضرت ابراهيم(عليهما السلام) 890 سال بوده است.

    بنابر اين، تولّد حضرت ابراهيم(عليه السلام) شصت سال پيش از در گذشت حضرت نوح(عليه السلام) بوده است;
    زيرا عمر حضرت نوح 950 سال بوده و طوفان، آنگونه كه در تورات آمده، در سال 601 بعد از تولّد حضرت نوح بوده است.
    ساختمان كعبه به وسيله ابراهيم(عليه السلام)، به هنگام بيست سالگى اسماعيل انجام يافته است.
    بنابراين فاصله ميان طوفان و ولادت حضرت ابراهيم(عليه السلام) 290 سال و بين طوفان و ساختمان كعبه از سوى ابراهيم(عليه السلام) حدود چهارصد سال بوده است. پس بايد گفت كه حضرت ابراهيم(عليه السلام)به هنگام بناى كعبه، يكصد و ده سال سن داشته است.


    در شرح كتاب «زاد المسلم فيما اتفق عليه البخارى و مسلم» (ج2، ص158) چنين آمده است:
    ابن هشام گويد: بين حضرت نوح وابراهيم(عليهمالسلام)،پيام برىجزهودوصالح(عليهما السلام)نبوده است و بين ابراهيم و هود 630 سال و بين نوح و ابراهيم 1143 سال فاصله وجود داشته است.

    «ثعالبى» نيز گفته است فاصله ميان ولادت ابراهيم و طوفان نوح 1263 سال بوده كه اين، 3337 سال پس از خلقت آدم بوده است.
    ولادت ابراهيم(عليه السلام)در دوران «نمرود بن كنعان» بوده و اما در محل ولادت او، اختلاف نظر وجود دارد:

    «ابن عباس» محل ولادت حضرت ابراهيم را، بابل از سرزمين هاى «سواد»، شهر نمرود، دانسته است.
    «مجاهد» آن را در «كوثي» يكى از نواحى كوفه مى داند.
    «عكرمه» محل تولد آن حضرت را در «سوس» و «سدي» بين بصره و كوفه دانسته و
    «ربيع بن انس» در «كسكر» مى داند كه پس از آن پدرش او را به كوثى منتقل نموده است.
    «وهب» تولد ابراهيم(عليه السلام) را در «حران» دانسته، ليكن بايد گفت كه محل تولد نخستين، بيشتر صحيح به نظر مى رسد.
    حضرت ابراهيم در دويست سالگى وفات نمود و در غارى در «حِبرون»، كه هم اكنون به «مدينة الخليل» معروف است، دفن گرديد.

    ويژگيهاى ساختمان كعبه به دست ابراهيم(عليه السلام)

    1 ـ ابراهيم(عليه السلام) كعبه را بر پايه هايى استوار كرد كه حضرت آدم(عليه السلام) بنا كرده بود.
    2 ـ در ساختمان كعبه هيچ گونه گچ، گِل و آهكى به كار نرفت، بلكه سنگها يكى بر ديگرى قرار داده شدند.
    3 ـ كعبه مستطيل شكل بود.
    4 ـ كعبه داراى دو ركن حجرالأسود و يمانى بود و دو ركن ديگر آن از سمت حِجراسماعيل (كه هم اكنون ناودان بر فراز آن قرار دارد) به صورت گِرد و نيمدايره ساخته شده بود.
    5 ـ در سمت راست درون خانه كعبه گودالى حفر شده بود به عمق سه ذراع كه بدان
    «خزانه كعبه» مى گفتند. (هداياى ارسالى براى كعبه را در اين گودال قرار مى دادند).

    6 ـ مانند زمان ما، كعبه درى از سمت شرق داشت كه به درون آن راه مى يافت و به شكل مربع مستطيل بود اما مانند درهاى چوبى و... باز و بسته نمى شد.
    7 ـ اين در روى زمين بود و ارتفاع زيادى از زمين نداشت.
    8 ـ حجراسماعيل به صورت نيمدايره، از چوب درخت اراك ساخته شده بود.
    9 ـ كعبه بدون سقف بود، بنابراين ناودانى نيز نداشت.
    10 ـ كعبه داراى پرده نبود. اولين شخصى كه پرده بر آن آويخت «تُبَّع حِميَرى» بود كه پس از قرار دادن در براى كعبه، به اين كار مبادرت ورزيد.
    11 ـ ارتفاع كعبه از زمين نُه ذراع بود.
    12 ـ عرض ديوارى كه درِ كعبه بر آن قرار داشت، سى و دو ذراع بود.
    30
    13 ـ ديوار مقابل آن، سى و يك ذراع داشت.
    14 ـ عرض ديوار سمت حجر بيست و دو ذراع بود.
    15 ـ ديوار مقابل آن; يعنى فاصله ميان ركن يمانى تاركن حجرالأسود بيست ذراع بود.
    16 ـ حضرت ابراهيم(عليه السلام) كعبه را چهار هزار سال پيش ساخت.


    ساختمان كعبه به دست جرهميان و عمالقه

    «تاريخ الغازى»(3) در اين باره چنين آورده است:
    ازرقى در «الاعلام» به سند خود از اميرالمؤمنين على بن ابيطالب(عليه السلام)در باره ساختمان كعبه از سوى عمالقه و جرهم آورده است كه آن حضرت فرمود: «ساختمان كعبه پس از ابراهيم منهدم شد، پس از آن، بار ديگر به وسيله عمالقه بنا گرديد، سپس فرسوده شد و منهدم گرديد. كه باز به وسيله قبيله اى از جرهم ساخته شد.»

    فاكهى نيز از اميرمؤمنان على بن ابيطالب(عليه السلام) روايت كرده است كه فرمود: «نخستين كسى كه كعبه را بنا كرد.
    ابراهيم(عليه السلام) بود، سپس منهدم گرديد و پس از او «جرهميان» بار ديگر آن را بنا كردند، سپس با از ميان رفتن آنان، «عمالقه» كعبه را از نو بنا نهادند.»


    برخى از تاريخ نگاران، همانند «سيدالتقى» گفته اند: جرهميان پيش از عمالقه كعبه را ساخته اند.
    ليكن «محبّ طبرى» در قُرى و «مسعودى» در مروّج الذهب، عمالقه را پيش از جرهميان دانسته و گفته اند:
    شخصى كه از جرهميان اقدام به ساختمان كعبه كرد، «حارث» بود كه ساختمان كعبه را توسعه داد و ارتفاع آن را همانند ارتفاع كعبه ساخته شده به دست ابراهيم قرار داد. و اما ما معتقديم كه: ساختمان كعبه مكّرمه، از دوران حضرت ابراهيم(عليه السلام)تا پيش از ساختمان قريش، همواره به صورت سنگ چين بوده و گچ و آهكى در ساختمان آن بكار نرفته بود.
    به همين سبب، ساختمان آن به سرعت رو به خرابى و ويرانى

    مى گذاشت تا اينكه در دوران قريش و پس از آن، كيفيت ساختمان تغيير كرد و روز بروز پيشرفت نمود و هم اكنون ساختمان آن را بدين صورت مستحكم و استوار مى بينيم به طورى كه گذشتِ زمان تأثير چندانى در آن نمى گذارد. اختلاف است ميان تاريخ نگاران، در دو قبيله «جرهم» و «عمالقه» كه كدام يك كعبه را پيشتر بنا كرده است.
    بيشتر آنان بر اين باورند كه اين دو در يك زمان در مكّه زندگى مى كردند و ميان آنها جنگهاى زيادى رخ داده است.

    ليكن نظريه ما اين است كه قبيله «جرهم» پيش از «عمالقه» كعبه را بنا كرده اند; زيرا جرهميان سابقه طولانى تر و قديمى تر از عمالقه نسبت به اقامت در مكّه داشته اند.
    اينان پس از رسيدن هاجر و فرزندش حضرت اسماعيل(عليه السلام) به مكه، به اين سرزمين آمده و در آن اقامت اختيار كردند، به طورى كه حضرت اسماعيل(عليه السلام)هنگامى كه به سن جوانى رسيد، با دخترى از قبيله جرهم ازدواج كرد.




    1 ـ حسين باسلامه.
    2 ـ نوشته حسين بن محمد حسن ديار بكرى.
    3 ـ نويسنده اين كتاب عبدالله مكى است. نامبرده در سال 1291 هجرى متولد و در سال 1365 هجرى در مكّه وفات يافت. او از تبار هنديان بود كه سالها مجاورت در مكّه را برگزيد و در آن وفات نمود. از او تأليفات بسيارى بجاى مانده; از آن جمله است: «افادة الأنام بذكر أخبار البلد الله الحرام» در چهار جلد و نيز كتابى با عنوان «تراجم العلماء من المكّيين» و غير آنها، كه از قرن دهم تا چهاردهم در مكّه وفات كرده اند. «مترجم»
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  18. صلوات


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود