صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: یا خدا من پول ببینم

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    رادیو-کتاب -اینترنت
    نوشته
    488
    حضور
    5 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1417

    یا خدا من پول ببینم




    این قضیه بر می گردد به حدود چهل سال پیش .
    منزل ما یا بهتر بگویم زمین کشاورزی که پدرم روی ان کار می کرد حدود سه کیلومتر تا شهر فاصله داشت .راستش ان موقع وسیله ای نبود و تنها وسیله برای رفت و امد ما الاغ و قاطر بود.
    من برادر بزرگتراز خودم دارم که ازاو خیلی حساب می بردم و راستش خیلی هم می ترسیدم.
    یک روز که من قصد داشتم به شهر بروم به من گفت که باطری بخرم برای رادیو ضبط .ولی حدودای عصر بود که از شهر برگشتم و چشمتان روز بد نبیند با سئوال از باطری از سوی برادر روبرو شدم .من هم که یادم رفته بود بخرم از ترس زبانم بند امده بود.کمی بخیر گذشت و کتک نخوردم ولی التیماتوم داد که هر طور شده باید برگردم شهر و باطری بخرم و برگردم.مانده بودم بین دو ترس یکی ترس از برادر و دیگری ترس از اینکه در برگشت به شب بخورم.برای همین به یاد پسر عمه افتادم که دوچرخه داشت.باور کنید با امید خیلی فراوان به سوی پسر عمه روان شدم به خانه شان رفتم و سراغش را از عمه گرفتم که گفت از خانه بیرون رفته.هر طور بود پیداش کردم و موضوع را برایش گفتم و از او خواستم دوچرخه اش را به من قزض بدهد ولی او راحت گفت که نمی دهم.
    باور کنید انقدر دلم گرفت یا به قولی شکست که تا به حال این حالت دیگر برایم تکرار نشده.
    با هر ترس و لرزی بود به سوی شهر روان شدم ولی با همین دل شکسته یک نجوا را شروع کردم.یا خدا من پول ببینم.
    منظورم پولی بود که بتوانم باهاش دوچرخه بخرم.
    حدود دوکیلومتری با همین نجوا بدون یک لحظه مکث به راهم ادامه دادم بدون انکه لحظه ای چشمانم را از زمین بگیرم.
    کم کم صدایم بلند شده بود ،یا خدا من پول ببینم .
    همین طور که خدا را با جانم صدا می زدم یک هو دیدم یک دسته پول دقیقا جلو پایم .
    نمی دانم می توانید ان لحظه را بای خود مجسم کنید .پولها را برداشتم اگر بگویم همه راه باقیمانده را با دویدن طی کردم شاید باور نکنید.
    باطری را خریدم و به خانه رفتم دیگر بطور کامل ترس را فراموش کرده بودم . چند روزی صبر کردم ببینم کسی ادعای اینکه پولی گم کرده ام دارد یا نه که خبری نشد.پول کمی هم نبود برای ان روز که به راحتی ازش بگذرند.حد.د 1300 تومان بود.بعد از اینکه از کسی خبری نشد یک دوچرخه با همه تجهیزاتش خریدم دویست و پنجاه تومان .
    ولی هیچوقت از یادم نمی رود و همیشه به خودم می گویم ایا این دیدن هم شامل دیدن معمولی است که باید بگردی دنبال صاحبش یا نه .
    لطفا راهنمایی کنید

    هیچ کس جز خداوند هست نیست

  2. صلوات ها 11


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    سلام علیکم جمیعا و رحمه الله و برکاته

    اخوی خدا خیرت بده بعد از 40 سال یادت افتاده ؟
    به نظر حقیر
    آنچه که واضح است خداوند رزاق است و به بنده خدا و حتی دشمنش هم روزی میرساند ولی نه از هر راهی که بنده اش صلاح خود میبیند و نه از هر طریقی که بنده اش صواب میداند.

    اگر مطلب شما را در نظر بگیریم به احتمال زیاد این مساله یک امتحان بوده و یک محک برای اندازه گیری میزان بندگی حضرتعالی .

    شما خدا را برای رساندن پولی صدا میزدید خدا هم اجابت کرد
    حال قبل از این ماجرا خدا شما را برای انجام وظایف بندگی ات صدا زد و دعوت کرد .

    آیا شما اجابت کردی ؟

    وقتی پول بدست شما رسید حق خدا و بنده اش را باید بجا می آوردی.

    حق خدا ایناست که آن پول را حلال کنی و راه حلال کردنش این است که اولا چشم طمع از مال بپوشی و آنرا حرام بدانی
    بعد بنده ای که آنرا گم کرده بیابی و یا حداکثر سعی ممکن برای یافتن او را انجام دهی
    پس حق خدا بر گردن شما اول حق الناس بود.

    حال فرض بر این که شما تا حد توان گشتی و زمان مشخصی هم گذشت تا حدی که یقین حاصل شد مالک مال نیست و نیامد و.../

    بعدش را هم قرآن مشخص کرده و هم فقها توضیح داده اند.

    یاحق
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    نفس انسان یکی از ابعاد وجودی هر انسانی است که عموما خیلی کم به آن توجه میشود.

    نفس را باید تربیت کرد و مانند یک اسب وحشی رام نمود و باید آنرا مشغول داشت و مشغله ای برایش ایجاد کرد از نوع مشغله دینی.

    والا اگر این نفس رها شود تا به هوای خود بچرد انسان را بدنبال هواها و خواهشهای خود میکشد و میبرد و تا حد حیوانیت انسان را از راه خدا دور و گمراه - خوار و ذلیل میسازد.

    نفس انسان یک خاصیت دارد که بدلیل وجود آن خاصیت نیاز به مراقبه بسیار دارد.
    و آن خاصیت وابستگی و خواهان شدن است.

    نفس انسان اگر بجز خدای متعال به غیر او هر وابستگی ای داشته باشد که معضل برای صاحبش می آورد.

    فرض بفرمائید همان دوچرخه
    پسر عموی شما دلتان را شکست . شما آنقدر خواهان دوچرخه شدید که خود آگاه یا ناخودآگاه نام خدا را برای رفع نیازی میبردید که نفس برای شما با دیدن آن دوچرخه و تصور داشتن یک دوچرخه برای شما ترتیب داده بود.

    حال فرض بر اینکه پولی نمی یافتید. و در ذهنتان دو چرخه همچنان خواسته اول بود.

    مدتی میگذشت و این خواهش به بغض و کمبود ممکن بود تبدیل شود. و یا اینکه کسی را مجاب میکردید این خواسه را برای شما اجابت کند و دوچرخه ای را برای شما بخرد.

    نیاز حاصل از دلبستگی و وابستگی و خواهش نفس کشنده ترین و مهلکترین سم عالم هستی است.

    و در عین حال نیاز و دلبستگی و خواهش خدای عالم مرده را زنده خواهد کرد . کور را بینا - بی سواد را عالم و گدا را پادشاه.

    ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد - دل رمیده ما را انیس و مونس شد
    نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت - به یک غمــــزه مساله آموز صد مدرس شد
    بصدر مصطبه ام می نشاند اکنون دوست - گدای شهر نگه کن که میر مجلس شد
    ..
    یاحق
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    مطالعه بازی و دین و بحث
    نوشته
    6,441
    حضور
    98 روز 19 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    95
    آپلود
    0
    گالری
    33
    صلوات
    27323



    نقل قول نوشته اصلی توسط bina88 نمایش پست ها
    آنچه که واضح است خداوند رزاق است و به بنده خدا و حتی دشمنش هم روزی میرساند ولی نه از هر راهی که بنده اش صلاح خود میبیند و نه از هر طریقی که بنده اش صواب میداند. اگر مطلب شما را در نظر بگیریم به احتمال زیاد این مساله یک امتحان بوده و یک محک برای اندازه گیری میزان بندگی حضرتعالی .
    سلام

    یعنی ازاین جور لطف ها وجود نداره؟
    اسلام درخشانترین راه است
    غررالحکم امدی ترجمه ادیب فقید محمد علی انصاریحدیث505

    موسسه انتشاراتی امام عصر(عج)
    عقل آدمی را به گفتار نیک و نهاد پاکیزه و کردار نیکو دلیل آورند
    (همان ح-10811)



  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    نقل قول نوشته اصلی توسط mkk1369 نمایش پست ها
    سلام یعنی ازاین جور لطف ها وجود نداره؟
    سلام علیکم

    منظورتان یک مقدار پول از آسمان است ؟

    حقیر به شخصه ندیدم / هرچند که کل خزائنا عند و لله تعالی ولی فکر نکنم نظم حاکم بر عالم خلقت به سادگی دگرگون شود و از خزینه الهی برای کسی مستقیما (بجز مائده آسمانی) چیزی همچون پول فرستاده شود .

    مگر او بخواهد . والله اعلم

    یاحق
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    رادیو-کتاب -اینترنت
    نوشته
    488
    حضور
    5 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1417



    سلام .
    الان که چهل سال از ان ماجرا می گذرد هنوز هم به دنبال این هستم که شاید این پول صاحب داشته باشد ولی هیچکس حتی کلمه ای از اینکه چیزی گم کرده باشد نگفت.
    ضمنا مشکلات زیادی از راه دعا خداوند برایم حل کرده است که طرح هر کدام مشکلی برای باور کردن به خصوص امروزی ها بوجود خواهد اورد که شاید مورد تمسخر هم قرار بگیرم.
    نکته دیگر من ده دوازده سالم بیشتر نبود و بعد از اینکه کسی پیدا نشد از بزرگان محل هم سئوال کردم گفتند این حاصل اطمینانت از اینکه خدا حرفت می شنود و او را حاضر می بینی است و دیگر مال خودت هست.

    هیچ کس جز خداوند هست نیست

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    رادیو-کتاب -اینترنت
    نوشته
    488
    حضور
    5 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1417



    البته من از بچگی تا همین الان که دیگر به این سن و سال رسیده ام .همیشه با یک اطمینانی در حد بسیار بالا این را با خدا می گفتم که اگر خدایا تو بخواهی به خودت قسم همین درخت جلو خانه مان برگهایش تبدیل به نیاز من می شود.
    و از بچگی حکایت ان پسر که حضرت عیسی ع خشت از دیوار خانه اش بیرون اورد و به شکل طلا به دست او داد در ذهنم مانده و با خود می گفتم وقتی یک بنده کوچک در برابر خدا چون با خدا هست به خشت می گوید طلا شو می شود دیگر هیچ امری برای خداوند محال نیست.

    هیچ کس جز خداوند هست نیست

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    نقل قول نوشته اصلی توسط امیر احمدی نمایش پست ها
    و از بچگی حکایت ان پسر که حضرت عیسی ع خشت از دیوار خانه اش بیرون اورد و به شکل طلا به دست او داد در ذهنم مانده و با خود می گفتم وقتی یک بنده کوچک در برابر خدا چون با خدا هست به خشت می گوید طلا شو می شود دیگر هیچ امری برای خداوند محال نیست.

    سلام علیکم

    بدون شک اینطور است که خداوند قادر مطلق است . ولی نیاز است که خداوندی که قادر مطلق و مالک دو جهان است و صاحب صفات کامل و بی شمار را در حد توان بشناسیم و بدانیم که از بنده محبوبی همچون انسان چه انتظاراتی دارد لذا بنا بر توصیه هائی که در آیات الهی و تفسیر نبی و ائمه علیهم السلام از احکام الهی است وظایف خودرا بهتر درک کنیم.
    لذا ماخد و منبع تعبیر اتفاقات در عالم هستی کلام خداست و تفسیر نبی و ائمه از کلام الله و بنا بر آن ما نیز به جهان مینگریم.
    این نگرش جهان بینی و یا هستی شناسی دینی است .


    یاحق
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    رادیو-کتاب -اینترنت
    نوشته
    488
    حضور
    5 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1417



    خداوند جزای خیر دهد به پاسخگو
    هیچ کس جز خداوند هست نیست

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    علاقه
    علوم اسلامي
    نوشته
    5,555
    حضور
    148 روز 3 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    31823



    نقل قول نوشته اصلی توسط امیر احمدی نمایش پست ها
    این قضیه بر می گردد به حدود چهل سال پیش . منزل ما یا بهتر بگویم زمین کشاورزی که پدرم روی ان کار می کرد حدود سه کیلومتر تا شهر فاصله داشت .راستش ان موقع وسیله ای نبود و تنها وسیله برای رفت و امد ما الاغ و قاطر بود. من برادر بزرگتراز خودم دارم که ازاو خیلی حساب می بردم و راستش خیلی هم می ترسیدم. یک روز که من قصد داشتم به شهر بروم به من گفت که باطری بخرم برای رادیو ضبط .ولی حدودای عصر بود که از شهر برگشتم و چشمتان روز بد نبیند با سئوال از باطری از سوی برادر روبرو شدم .من هم که یادم رفته بود بخرم از ترس زبانم بند امده بود.کمی بخیر گذشت و کتک نخوردم ولی التیماتوم داد که هر طور شده باید برگردم شهر و باطری بخرم و برگردم.مانده بودم بین دو ترس یکی ترس از برادر و دیگری ترس از اینکه در برگشت به شب بخورم.برای همین به یاد پسر عمه افتادم که دوچرخه داشت.باور کنید با امید خیلی فراوان به سوی پسر عمه روان شدم به خانه شان رفتم و سراغش را از عمه گرفتم که گفت از خانه بیرون رفته.هر طور بود پیداش کردم و موضوع را برایش گفتم و از او خواستم دوچرخه اش را به من قزض بدهد ولی او راحت گفت که نمی دهم. باور کنید انقدر دلم گرفت یا به قولی شکست که تا به حال این حالت دیگر برایم تکرار نشده. با هر ترس و لرزی بود به سوی شهر روان شدم ولی با همین دل شکسته یک نجوا را شروع کردم.یا خدا من پول ببینم. منظورم پولی بود که بتوانم باهاش دوچرخه بخرم. حدود دوکیلومتری با همین نجوا بدون یک لحظه مکث به راهم ادامه دادم بدون انکه لحظه ای چشمانم را از زمین بگیرم. کم کم صدایم بلند شده بود ،یا خدا من پول ببینم . همین طور که خدا را با جانم صدا می زدم یک هو دیدم یک دسته پول دقیقا جلو پایم . نمی دانم می توانید ان لحظه را بای خود مجسم کنید .پولها را برداشتم اگر بگویم همه راه باقیمانده را با دویدن طی کردم شاید باور نکنید. باطری را خریدم و به خانه رفتم دیگر بطور کامل ترس را فراموش کرده بودم . چند روزی صبر کردم ببینم کسی ادعای اینکه پولی گم کرده ام دارد یا نه که خبری نشد.پول کمی هم نبود برای ان روز که به راحتی ازش بگذرند.حد.د 1300 تومان بود.بعد از اینکه از کسی خبری نشد یک دوچرخه با همه تجهیزاتش خریدم دویست و پنجاه تومان . ولی هیچوقت از یادم نمی رود و همیشه به خودم می گویم ایا این دیدن هم شامل دیدن معمولی است که باید بگردی دنبال صاحبش یا نه . لطفا راهنمایی کنید
    با عرض سلام و احترام خدمت جناب امیر احمدی گرامی و تشکر از سئوال شما

    مطمئنا این پول از آن کسی بوده و احتمال از طرف خدا بودن آن قابل اثبات شرعی نیست بنابر این شما مکلفید که این پول را به صاحبش برگردانید و اگر صاحبش را نمی شناسید و به او دسترسی ندارید با دفتر مرجعتان تماس بگیرید و موضوع را بیان نمایید تا مبلغی را که باید الان از طرف صاحبش به عنوان مظلمه به فقیر صدقه بدهید ، مشخص گردد.

    در پناه حضرت حق سالم و موفق باشید

  21. صلوات ها 10


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۰۹/۰۷, ۰۹:۳۵ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود