صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: لطفا سند این حدیث را .؛ لعن هشت نفر از صحابه(کارشناس:رسا)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    علاقه
    موتور سواری در کوهستان
    نوشته
    29
    حضور
    2 روز 12 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    104

    لطفا سند این حدیث را .؛ لعن هشت نفر از صحابه(کارشناس:رسا)




    سَمِعْنَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع وَ هُوَ يَلْعَنُ فِي دُبُرِ كُلِّ مَكْتُوبَةٍ أَرْبَعَةً مِنَ الرِّجَالِ وَ أَرْبَعاً مِنَ النِّسَاءِ فُلَانٌ وَ فُلَانٌ وَ فُلَانٌ وَ مُعَاوِيَةُ وَ يُسَمِّيهِمْ وَ فُلَانَةُ وَ فُلَانَةُ وَ هِنْدٌ وَ أُمُّ الْحَكَمِ أُخْتُ مُعَاوِيَة
    لطفا سند این حدیث را بررسی کنید
    در کتاب کلینی کافی آمده است.

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن و عترت علیهم السلام
    نوشته
    845
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3654



    نقل قول نوشته اصلی توسط کالوبه نمایش پست ها
    سَمِعْنَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع وَ هُوَ يَلْعَنُ فِي دُبُرِ كُلِّ مَكْتُوبَةٍ أَرْبَعَةً مِنَ الرِّجَالِ وَ أَرْبَعاً مِنَ النِّسَاءِ فُلَانٌ وَ فُلَانٌ وَ فُلَانٌ وَ مُعَاوِيَةُ وَ يُسَمِّيهِمْ وَ فُلَانَةُ وَ فُلَانَةُ وَ هِنْدٌ وَ أُمُّ الْحَكَمِ أُخْتُ مُعَاوِيَة
    لطفا سند این حدیث را بررسی کنید
    در کتاب کلینی کافی آمده است.
    با سلام

    مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنِ الْخَيْبَرِيِّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ ثُوَيْرٍ وَ

    أَبِي سَلَمَةَ السَّرَّاجِ قَالا سَمِعْنَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع وَ هُوَ يَلْعَنُ فِي دُبُرِ كُلِّ مَكْتُوبَةٍ أَرْبَعَةً مِنَ الرِّجَالِ وَ أَرْبَعاً مِنَ النِّسَاءِ

    فُلَانٌ وَ فُلَانٌ وَ فُلَانٌ وَ مُعَاوِيَةُ وَ يُسَمِّيهِمْ وَ فُلَانَةُ وَ فُلَانَةُ وَ هِنْدٌ وَ أُمُّ الْحَكَمِ أُخْتُ مُعَاوِيَةَ

    روایت با این سند نقل شده که از بعد سندی بخاطر وجود خیبری بن علی الطحان ضعیف است.
    نجاشی از رجالیون بزرگ شیعه درباره او می نویسد:كوفي ضعيف في مذهبه ذكر ذلك أحمد بن الحسين يقال: في مذهبه ارتفاع. روى خيبري عن الحسين بن ثوير عن الأصبغ و لم يكن في زمن الحسين بن ثوير من يروي عن الأصبغ غيره...( رجال‏النجاشي/باب‏الخاء/154)
    علامه حلی در کتاب رجالی خود و برخی دیگر نیز او را تضعیف کرده اند.
    ویرایش توسط رسا : ۱۳۹۰/۰۹/۰۱ در ساعت ۲۳:۲۰

  5. صلوات ها 9


  6. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8432




    با سلام

    اگرچه همانطور که استاد گرامی فرمودند این حدیث ضعیف است اما اخباری داریم که در مجموع لعنت بعضی افراد بوسیله حضرات ائمه علیهم السلام تایید میشود :


    امام حسن عسگری روایت شده است که: شخصی خدمت امام صادق علیه السلام عرض کرد: ای پسر پیامبر ! من از یاری شما ضعیف و ناتوانم و تنها کاری که از من بر می آید بیزاری از دشمنان شما و لعن و نفرین آنهاست. حالِ مرا چگونه ارزیابی می فرمایید؟ حضرت در پاسخ فرمودند: پدرم از پدرش و او از جدش پیامبر روایت فرمودند: کسی که قدرت بر یاری ما را نداشته باشد و در نمازها به دشمنان ما لعن کند خداوند صدای (لعن) او را به همه فرشتگان از زمین تا عرش می رساند. آنها نیز با این شخص هم صدا شده و در لعن با او همکاری کنند. و سپس او را دعا نموده, گویند: خداوندا ! درود فرست بر این بنده ات که (در یاری اهل بیت علیهم السلام) آنچه در توان داشت بذل نمود, و اگر بیش از این توان داشت کوتاهی نمی کرد. آنگاه از جانب خدای تعالی خطاب آید: (ای فرشتگان!) نیایش شما را شنیده و دعایتان را مستجاب کردم. و از بین ارواح بر روان این بنده رحمت فرستاده و او را نزد خود از برگزیدگان و نیکان قرار دادم. (ارشاد القلوب 2/426, مستدرک الوسائل 4/410, بحارالانوار 27/222 و 30/5 و 89/252)


    - ابوحمزه ثُمالی گوید: امام سجاد علیه السلام فرمود: هر که جِبت و طاغوت را یک بار لعنت کند خداوند هفتاد هزار هزار حسنه برای او بنویسد، و هفتاد هزار هزار گناه را از پرونده عملش پاک سازد، و هفتاد هزار هزار درجه او را بالا برد. و هر که در شب نیز یک بار آندو را لعنت کند همین اندازه ثواب برای او نوشته گردد. امام سجاد علیه السلام از دنیا رفت، من نزد امام باقر علیه السلام رفتم و گفتم: ای مولای من، حدیثی از پدر شما شنیده‏ام، فرمود: ای ثمالی آن را بازگو...
    ( شفاءالصدور فی شرح زیارة العاشور / 371.)


    - جابر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: هیچ‏گاه از نماز واجب برنخیز و روی مگردان مگر با لعن فرستادن بر بنی‏امیّه.
    ( وسائل‏الشیعة 6 / 462.)

    - امام صادق علیه السلام در حدیثی فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در قنوت خود بر گروهی با نام آنها و پدران و اقوامشان نفرین کرد و علی علیه السلام نیز پس از آن حضرت همین‏گونه عمل کرد.

    محمّد بن إدريس في آخر (السرائر) نقلاً من كتاب محمّد بن علي بن محبوب، عن محمّد بن الحسين، عن الحسن بن علي بن فضّال، عن أبي إسحاق ثعلبة، عن عبد الله بن هلال، عن أبي عبد الله (عليه السلام) ـ في حديث ـ قال: إنّ رسول الله (صلّى الله عليه وآله) قد قنت ودعا على قوم بأسمائهم وأسماء آبائهم وعشائرهم وفعله علي (عليه السلام) بعده.

    ( وسائل‏الشیعة 6 / 284.)

    - روایت است که علی علیه السلام در قنوت نماز صبح معاویه و عَمْروعاص و ابوموسی و ابواَعْوَر و یاران آنها را لعن کرد.
    ( بحارالانوار، چاپ کمپانی، 8 / 566.)

    - در حدیث دیگری آمده‏است که آن حضرت نماز مغرب را با مردم برگزار کرد و در رکعت دوم قنوت خواند و در آن معاویه و عَمْروعاص و ابوموسی اشعری و ابواعورسُلَمی را لعن کرد.
    ( بحارالانوار، چاپ کمپانی، 8 / 566.)

    - و نیز روایت است که علی علیه السلام پس از داستان تحکیم، هرگاه نماز صبح و مغرب را می‏خواند و از درود و سلام فارغ می‏شد می‏گفت: خداوندا، معاویه و عَمرو و ابوموسی و حبیب‏بن سَلَمه و عبدالرحمن‏بن خالد و ضحّاک‏بن قیس و ولیدبن عقبه را لعنت کن.
    ( بحارالانوار، چاپ کمپانی، 8 / 591.)

    محمّد بن الحسن بإسناده عن أحمد بن محمّد، عن الحسين بن سعيد، عن عبد الله بن سنان، عن أبي عبد الله (عليه السلام) قال: تدعو في الوتر على العدو وإن شئت سمّيتهم وتستغفر، الحديث.
    محمّد بن علي بن الحسين بإسناده عن عبد الله بن سنان، مثله

    محمّد بن عمر بن عبد العزيز الكشي في (كتاب الرجال): عن حمدويه، عن محمّد بن عيسى، عن إبراهيم بن عقبة قال: كتبت إليه يعني أبا الحسن (عليه السلام): جعلت فداك قد عرفت بعض هؤلاء الممطورة (یعنی واقفیه)، فأقنت عليهم في صلاتي؟ قال: نعم، اقنت عليهم في صلاتك.
    وعن محمّد بن الحسن البرائي، عن أبي علي، عن إبراهيم بن عقبة قال: كتبت إلى العسكري (عليه السلام)، وذكر مثله

    ویرایش توسط خیر البریه : ۱۳۹۰/۰۹/۰۲ در ساعت ۱۳:۰۹

  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    56
    حضور
    3 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    197

    مطلب پاسخ- قسمت اول




    بسم رب المهدی
    سلام علیکم

    از این که در جمع شما دوستان هستم، خدا را شاکرم. امیدوارم که در کنار بزرگان بر علمم افزوده شود.

    جناب کالوبه نوشته اند:
    لعن هشت نفر از صحابه
    سَمِعْنَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع وَ هُوَ يَلْعَنُ فِي دُبُرِ كُلِّ مَكْتُوبَةٍ أَرْبَعَةً مِنَ الرِّجَالِ وَ أَرْبَعاً مِنَ النِّسَاءِ فُلَانٌ وَ فُلَانٌ وَ فُلَانٌ وَ مُعَاوِيَةُ وَ يُسَمِّيهِمْ وَ فُلَانَةُ وَ فُلَانَةُ وَ هِنْدٌ وَ أُمُّ الْحَكَمِ أُخْتُ مُعَاوِيَة
    لطفا سند این حدیث را بررسی کنید
    در کتاب کلینی کافی آمده است.
    کاربران رسا و خیر البریه پاسخ هائی داده اند که علاوه بر تشکر از ایشان، بنده نیز پاسخ خود را عرض می کنم.

    جناب رسا نوشته اند:
    روایت با این سند نقل شده که از بعد سندی بخاطر وجود خیبری بن علی الطحان ضعیف است.
    نجاشی از رجالیون بزرگ شیعه درباره او می نویسد:كوفي ضعيف في مذهبه ذكر ذلك أحمد بن الحسين يقال: في مذهبه ارتفاع. روى خيبري عن الحسين بن ثوير عن الأصبغ و لم يكن في زمن الحسين بن ثوير من يروي عن الأصبغ غيره...( رجال‏النجاشي/باب‏الخاء/154)
    علامه حلی در کتاب رجالی خود و برخی دیگر نیز او را تضعیف کرده اند.
    و جناب خیر البریه مرقوم نموده اند:
    اگرچه همانطور که استاد گرامی فرمودند این حدیث ضعیف است اما اخباری داریم که در مجموع لعنت بعضی افراد بوسیله حضرات ائمه علیهم السلام تایید میشود
    1- حدیث صحیح المتن است

    جناب رسا نفرمودند "حدیث ضعیف است"، بلکه فرمودند: "حدیث از بعد سندی ضعیف است". کسانی که از اصطلاحات رجال و درایه باخبرند، می دانند که بین این دو سخن تفاوتی فاحش وجود دارد. چه بسیار احادیثی که از لحاظ سندی ضعیف بوده، ولی از حیث محتوا و مضمون صحیح و معتبرند.
    به غیر از سند روایات که تنها راه کوچکی از راه های وثوق به صدور روایت می باشد، طرق دیگری نیز موجود است که با آن ها یا برخی از آن ها اعتماد و اطمینان به صحت حدیث حاصل می شود. این سرفصل مجال آن که سخن و رفتار علمای شیعه را در این مساله بیان کنیم ندارد، ولی برای نمونه به یک مورد اشاره می کنیم.

    آقا محمد باقر اصفهانی مشهور به علامه وحید بهبهانی (رحمة الله علیه)، محققی نحریر و فقیهی عدیم النظیر، استاد الکل و مجدد مذهب تشیع در قرن دوازدهم، در این باره می نویسد:

    بدان که نشانه ها و قرینه های اعتماد به حدیث فراوان است. از قرائن حجیت خبر و حدیث این است که:

    الف – علما اتفاق کنند بر عمل به آن
    ب – یا به مضمونش فتوا دهند
    ج – یا از نظر روایت مشهور باشد
    د – یا از نظر فتوا مشهور باشد
    ه – یا مورد قبول علما قرار گیرد مانند مقبوله عمر بن حنظله
    و – یا مضمون حدیث با کتاب و سنت یا اجماع موافق باشد
    ز – یا با حکم عقل موافق باشد
    ح – یا با تجربه و آزمایش موافق باشد مانند احادیثی که درباره خواص و آثار خواندن آیات و انجام اعمال رسیده است. و دعاهایی که اثر آن ها به تجربه آمده است مانند خواندن آیه آخر سوره کهف برای بیدار شدن در ساعت معین و...
    ط – یا متن حدیث شامل مطالبی باشد که گواهی می دهد که این سنخ سخن و مضمون از امامان معصوم است مانند خطبه های نهج البلاغه و صحیفه سجادیه و دعای ابوحمزه و زیارت جامعه کبیره و...،
    ی – یا اینکه مستفیض باشد
    ک – یا اینکه با سند عالی روایت شده باشد مانند روایاتی که کلینی روایت و نقل کرده است یا ابن الولید یا صفار و امثال آنان یا روایت شیخ صدوق و امثال او نیز، که از حضرت قائم منتظر عجل الله تعالی فرجه و از حضرت امام حسن عسکری و امام محمد تقی و امام علی النقی علیهم السلام روایاتی نقل کرده اند. از آن جمله توقیعاتی که از آن امامان به دست ایشان رسیده است.

    خلاصه اینکه بر مجتهد لازم است به آنچه از قرائن خارج از سند گفتیم آگاهانه بنگرد. و هدایت از جانب خدای متعال است.


    واعلم ان الامارات و القرائن كثيرة سيظهر لك بعضها في الكتاب ومن القرائن الحجية الخبر وقوع الاتفاق على العمل به أو على الفتوى به أو كونه مشهورا بحسب الرواية أو الفتوى أو مقبولا مثل مقبولة عمر بن حنظلة أو موافقا للكتاب أو السنة أو الاجماع أو حكم العقل أو التجربة مثل ما ورد في خواص الآيات وإلا عمل والأدعية التي خاصيتها مجربة مثل قراءة سورة الهف للانتباه في الساعة التي تراد وغير ذلك . أو يكون في متنه ما يشهد بكونه من الأئمة ( ع ) مثل خطب نهج البلاغة ونظائرها والصحيفة السجادة ودعاء أبي حمزة والزيارة الجامعة الكبيرة إلى غير ذلك ومثل كونه كثيرا مستفيضا أو على السند مثل الروايات التي رواها الكليني وابن الوليد والصفار وأمثالهم بل والصدوق ره و أمثاله أيضا . ومنها التوقيعات التي وقعت في أيديهم منهم عليهم السلام وبالجملة ينبغي للمجتهد التنبه لنظائر ما نبهانا عليه والهداية من الله تعالى .
    تعليقة على منهج المقال، الوحيد البهبهاني، ص 34


    (آنچه برادر ارجمند جناب خیر البریه از شواهد لعن به نام ذکر فرمودند، همگی در این چهارچوب می گنجد.)
    درست به همین خاطر است که شیخ حر عاملی (رحمه الله) که حدیث شناس برجسته و فقیهی توانمند محسوب می شود، بر اساس همین حدیث و حدیث لعن بنی امیه، استحباب حکم لعن به نام پس از نماز را استنباط نموده است. چه او این دو حدیث را در بابی که با این عنوان نامگذاری نموده، آورده است:

    - باب استحباب لعن أعداء الدين عقيب الصلاة بأسمائهم
    وسائل الشيعة، الحر العاملي، ج 4 ص 1037 (دار إحياء التراث العربي، الطبعة الخامسة، 1403 ق، بيروت)
    وسائل الشيعة، الحر العاملي، ج 6 ص 462 (مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث، الطبعة الثانية،1414 ق، قم)


    پس در صحیح بودن متن این حدیث شکی نیست.

  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    56
    حضور
    3 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    197

    مطلب پاسخ- قسمت دوم




    2- حدیث صحیح السند است

    اما این که آیا این حدیث از حیث سند حقیقتاً ضعیف است، خود جای بررسی بیشتری دارد و آنچه جناب رسا نوشتند، اصلاً رسا نیست!

    اولا این حدیث سند دیگری که صحیح است نیز دارد.
    همین حدیث بدون وجود راوی مورد بحث (یعنی خیبری) در سند آن، در کتاب تهذیب شیخ طوسی وارد شده است.
    ( 1313 ) 169 - محمد بن يحيى عن محمد بن الحسين عن محمد بن إسماعيل ابن بزيع عن الحسين بن ثوير وأبي سلمة السراج قالا : سمعنا أبا عبد الله عليه السلام وهو يلعن في دبر كل مكتوبة أربعة من الرجال وأربعا من النساء التيمي والعدوي وفعلان ومعاوية ويسميهم وفلانة وفلانة وهند وأم الحكم أخت معاوية .
    تهذيب الأحكام، الشيخ الطوسي، ج 2 ص 321
    صاحب معالم با آوردن این روایت در کتابش که به احادیث حسن و صحیح السند اختصاص دارد، می نویسد:
    برخی از علمای امامیه بنا بر ظاهر آن گمان کرده اند که این حدیث صحیح السند است، اما بعد از تفحص معلوم می شود که این روایت معیوب و ضعیف السند است. زیرا کلینی این روایت را با همین اسناد و از خیبری نقل کرده است و قرار گرفتن این فرد در سند حدیث به خاطر مجهول بودنش و احتمال افتادن آن از نقل شیخ طوسی به طور سهوی، سند آن را از صحت خارج می کند. و ضمیمه کردن این روایت به روایت کلینی، ضعف سند آن را می رساند.

    وظن بعض الأصحاب صحة هذا الخبر كما هو قضية البناء على الظاهر ، وبعد التصفح يعلم أنه معلل أو واضح الضعف لأن الكليني رواه ... عن الخيبري ببقية الاسناد ... ووجودها يمنع من صحة الخبر لجهالة حال الرجل واحتمال سقوطها سهوا من رواية الشيخ ... ولعل انضمام هذا إلى ما في رواية الكليني يفيد وضوح ضعف السند .
    منتقى الجمان في الأحاديث الصحاح والحسان، الشيخ حسن صاحب المعالم ج 2 ص 89
    به نظر می رسد در مورد یکی بودن دو سند، حق با شیخ حسن باشد. اما در خصوص مجهول بودن خیبری و ضعف سند روایت، دیدگاه های دیگری هم وجود دارد.

    ثانیا خیبری از منظر برخی علما مجهول است و نه ضعیف.
    شیخ نجاشی راوی این حدیث یعنی "خیبری" را در کتابش نام برده و می نویسد:
    خیبری بن علی طحان کوفی. در مذهبش ضعیف است، این سخن را ابن غضائری گفته است. گفته می شود غالی است.
    خیبری از حسین بن ثویر و او هم از اصبغ نقل حدیث نموده، و در زمان حسین بن ثویر کسی به غیر از او نبوده که از اصبغ روایت کند.
    خیبری کتابی دارد که آن را محمد بن اسماعیل بن بزیع از وی نقل کرده است. احمد بن عبد الواحد از علی بن حبشی از عباس بن محمد از پدرش از محمد بن اسماعیل از خیبری، کتابش را برای ما روایت کرده اند.
    [ 408 ] خيبري بن علي الطحان كوفي ، ضعيف في مذهبه ، ذكر ذلك أحمد بن الحسين ، يقال في مذهبه ارتفاع .
    روى خيبري عن الحسين بن ثوير عن الأصبغ ولم يكن في زمن الحسين بن ثوير من يروي عن الأصبغ غيره .
    له كتاب يرويه عنه محمد بن إسماعيل بن بزيع أخبرنا أحمد بن عبد الواحد قال : حدثنا علي بن حبشي بن قوني قال : حدثنا عباس بن محمد قال : حدثنا أبي قال : حدثنا محمد بن إسماعيل بن بزيع عن خيبري بكتابه .
    رجال النجاشي، النجاشي، صص 154 و 155
    (البته جناب رسا، به اشتباه قسمتی از سخنان شیخ نجاشی را رنگی کرده اند که معنای غلطی از آن فهمیده می شود!)
    چنان که ملاحظه می شود، شیخ نجاشی حرفی درباره ی وثاقت خیبری نمی زند، تنها از غالی بودن او سخن گفته که آن هم منتسب به ابن غضائری است. شیخ طوسی هم وقتی از وی نام می برد، درباره ی ضعف او چیزی نمی گوید:
    [ 903 ] 2 - الخيبري . له كتاب ، أخبرنا به ابن أبي جيد ، عن ابن الوليد ، عن الصفار ، عن محمد ابن الحسين ، عن محمد بن إسماعيل بن بزيع ، عنه .
    الفهرست، الشيخ الطوسي، ص 281
    به همین دلیل است که دیدیم شیخ حسن صاحب معالم، خیبری را مجهول نامیده و نه ضعیف. به همین ترتیب برخی دیگر از رجالیون، سند شیخ طوسی به حسین بن ثویر را که خیبری در آن قرار دارد، مجهول خوانده اند و نه ضعیف. دقت کنید:
    [ 231 ] 28 - الحسين بن ثوير . له كتاب ، أخبرنا به ابن أبي جيد ، عن ابن الوليد . ورواه لنا عدة من أصحابنا ، عن أحمد بن محمد بن الحسن ، عن أبيه ، عن سعد بن عبد الله والحميري ، عن أحمد بن أبي عبد الله ، عن محمد بن إسماعيل ، عن الخيبري ، عن الحسين بن ثوير .
    الفهرست، الشيخ الطوسي، ص 113

    والى الحسين بن ثوير مجهول في ( ست ) .
    جامع الرواة، محمد علي الأردبيلي، ج 2 ص 487
    بنابر این از نظر این علما، خیبری فقط مجهول است و نه ضعیف.

    ثالثا خیبری از منظر برخی علما ثقه است.
    اگرچه اکثریت علما بر مجهول بودن خیبری رای داده اند، اما برخی دیگر از علمای شیعه به طور صریح یا ضمنی بر وثاقت او شهادت داده اند. از جمله: علامه وحید بهبهانی، ابن قولویه، آیت الله خوئی، سید محسن امین و شیخ جواد قیومی.

    ابتدا سخن منسوب به ابن غضائری را ببینیم که خیبری را تضعیف نموده است:
    خیبری بن علی طحان، کوفی، ضعیف الحدیث و غالی المذهب است. او با یونس بن ظبیان همنشین بوده و زیاد از او روایت نقل می کند. وی کتابی از امام صادق (علیه السلام) دارد. به حدیثش توجه نمی شود.

    [ 43 ] - 1- خيبري بن علي ، الطحان ، كوفي . ضعيف الحديث ، غالي المذهب ، كان يصحب يونس بن ظبيان ، ويكثر الرواية عنه . وله كتاب عن أبي عبد الله ( عليه السلام ) . لا يلتفت إلى حديثه .
    رجال ابن الغضائري، أحمد بن الحسين الغضائري، ص 56
    چنان که ملاحظه می شود نخستین کسی که خیبری را متهم به غلو نموده، ابن غضائری است. نجاشی هم غالی بودن خیبری را به ابن غضائری منتسب کرده است:
    ضعيف في مذهبه ، ذكر ذلك أحمد بن الحسين ، يقال في مذهبه ارتفاع .
    سید محسن امین بعد از نقل قول نجاشی درباره ی خیبری، در شرح حال خیبری، می نویسد:
    منظور از "ارتفاع" غلو است، و مخفی نماند که قدما چیزی که غلو نبود را غلو می دانستند. و احمد بن حسین همان ابن غضائری است که احدی از قدح او سالم نمانده است.
    در کتاب خلاصه الاقوال علامه حلی نام او خیری آمده و نیز این که کتابی دارد که ابن بزیع از او روایت کرده است. این کتاب را ابن ولید که سختگیریش در نقل حدیث معلوم است و نیز صفار و غیر آن دو بزرگوار از وی نقل نموده اند. این سخن با توجه به یکی گرفتن خیری و خیبری، بر حسن حال وی اشاره دارد.

    والمراد بالارتفاع الغلو ولا يخفى أن القدماء كانوا يرون ما ليس من الغلو غلوا وأحمد بن الحسين هو ابن الغضائري الذي لم يسلم أحد من قدحه ويأتي عن الخلاصة خيري وفي كونه صاحب كتاب يرويه عنه ابن بزيع . ويرويه عنه ابن الوليد المعلوم تشدده والصفار وغيرهما بناء على اتحاده مع الخيبري السابق ما يشير إلى حسنه .
    أعيان الشيعة، السيد محسن الأمين، ج 6 ص 361
    پس غالی بودن خیبری از سه جهت محل تامل است:
    1- قدح ابن غضائری در مورد افراد صالح و ثقه که مورد پذیرش واقع نمی شود؛
    2- تعریفی که قدما از غلو داشته اند که با تعریف متاخرین سازگاری ندارد. در واقع قدمای شیعه بسیاری از احادیث و مقامات معصومین (علیهم السلام) را غلو آمیز می دانستند و از همین رو راویان احادیث آن چنانی را غالی می پنداشتند. در حالی که آن احادیث اصلاً غلو نبوده است.
    3- روایت ابن ولید از خیبری که نشان دهنده ی حسن حال وی است. همین طور است نقل روایت صفار از خیبری. زیرا ابن ولید تنها از کسانی نقل حدیث می کرده که بر آن ها اعتماد داشته و بر اساس روایات شان فتوا صادر می نموده است.


    پس از دیدن سخن سید محسن امین، اکنون به سراغ کسانی می رویم که با صراحت از وثاقت خیبری سخن گفته اند.

    1) علامه وحید بهبهانی

    ایشان در تعلیقه بر منهج المقال و در ترجمه ی خیری می نویسد:
    سخن او در مورد خیری که "ضعیف است" تا آن جا که می گوید: "به حدیثش توجه نمی شود"، از ابن غضائری گرفته شده است، و حال امثال این سخنان در فواید بررسی شد، همین طور است وضعیت سخن آنان که او ضعیف الحدیث یا غالی است، یا از افرادی چون یونس بن ظبیان زیاد روایت می کند. (یعنی همه ی این ها مردود است).
    روایت امثال محمد بن اسماعیل بن بزیع، سعد بن عبد الله قمی، حمیری، ابن ولید و غیر ایشان بر جلالت و وثاقت او اشاره دارد. مخصوصا ابن ولید که سختگیری او بر مطلّع حالش پوشیده نیست، و سخن در این باره در فواید گفته شد، پس دقت کن.

    قوله في خيري ضعيف إلى قوله لا يلتفت بحديثه مأخوذ من كلام غض ومر حال مثله في الفوايد وكذا حال قولهم ضعيف الحديث وغال وكثرة الرواية عن مثل يونس. وروايته مثل محمد بن إسماعيل بن بزيع وسعد بن عبد الله القمي والحميري وابن الوليد وغيرهم تشير إلى جلالته ووثاقته سيما ابن الوليد كما لا يخفى على المطلع بحاله ومر الكلام في الفوايد فتأمل .
    وقوله خيري وقد سبق في الحسين بن ثوير عن جش وست أيضا والظاهر ان ما في صه و هم .
    تعليقة على منهج المقال، الوحيد البهبهاني، ص 168
    2) ابن قولویه

    ایشان در مقدمه کتاب گرانسنگ کامل الزیارات می نویسد:
    در این موضوع (نوشتن کتابی در موضوع زیارت) فکر کرده و همت گماشتم و از خداوند تبارک و تعالی کمک خواستم تا آن را با استفاده از احادیث ائمه علیهم السلام نوشته و جمع کنم، و در آن جز سخن ایشان نیاورم، زیرا که آنچه از ایشان برای ما روایت شده، ما را از سخن غیر ایشان کفایت می کند. و ما می دانیم که نمی توانیم بر جمیع آن چه از ایشان روایت شده احاطه پیدا کنیم، چه در این موضوع و چه در موضوعات دیگر. اما به آن چه از سوی افراد موثق از اصحاب مان (شیعیان) که خدا آن ها را به رحمت خود بیامرزد [بسنده کردیم] و در این کتاب حدیثی که افراد نادری روایت کرده اند نیاورده ام، بلکه از افراد معروف به روایت و مشهور به حدیث و علم نقل حدیث کرده ام.

    فأشغلت الفكر فيه وصرفت الهم إليه ، وسألت الله تبارك وتعالى العون عليه حتى أخرجته وجمعته عن الأئمة صلوات الله عليهم أجمعين من أحاديثهم ، ولم اخرج فيه حديثا روي عن غيرهم إذا كان فيما روينا عنهم من حديثهم صلوات الله عليهم كفاية عن حديث غيرهم ، وقد علمنا انا لا نحيط بجميع ما روي عنهم في هذا المعنى ولا في غيره ، لكن ما وقع لنا من جهة الثقات من أصحابنا رحمهم الله برحمته ، ولا أخرجت فيه حديثا روي عن الشذاذ من الرجال ، يؤثر ذلك عنهم عن المذكورين غير المعروفين بالرواية المشهورين بالحديث والعلم .
    كامل الزيارات، جعفر بن محمد بن قولويه، ص 37
    همین سخنان وی باعث شده تا بسیاری از علمای رجال، بر وثاقت جمیع راویان احادیث این کتاب حکم کنند، مگر این که خلاف آن ثابت شود. خیبری هم جزء روات احادیث کتاب کامل الزیارات می باشد. ( در صفحات 126، 138، 147، 148، 153، 162، 277، 279 و 299 احادیثی از او نقل شده است).

    3) آیت الله خوئی

    از جمله رجالیونی که بر اساس سخن ابن قولویه بر وثاقت جمیع روات کتاب کامل الزیارات حکم نموده اند، مرحوم آیت الله خوئی است. ایشان در مقدمه سوم از کتاب رجال خود که به توثیقات عامه اختصاص دارد، پس از اثبات وثاقت جمیع راویان کتاب تفسیر قمی می نویسد:
    و به دلیل گفته شده، همچنین بر وثاقت جمیع کسانی که در اسناد کتاب کامل الزیارات واقع شده اند حکم می کنیم. صاحب وسائل (میرزا حسین نوری) بعد از شهادت علی بن ابراهیم قمی بر این که روایات تفسیریش ثابت و مروی از ثقات از ائمه است می گوید: همین طور است جعفر بن محمد بن قولویه، زیرا او صریح تر از قمی در ابتدای کتابش بر این امر تصریح نموده است.
    [من ِ خوئی] می گویم: آنچه وی ذکر کرده متین است، لذا بر وثاقت جمیع کسانی که علی بن ابراهیم یا جعفر بن محمد بن قولویه بر وثاقت شان شهادت داده اند، حکم می شود؛ مگر این که معارضی داشته باشد. برخی از علما این توثیق را فقط مخصوص مشایخ او (یعنی مشایخ ابن قولویه) دانسته اند، در حالی که همان طور که معلوم است، این خلاف ظاهر عبارتش می باشد.


    و بما ذكرناه نحكم بوثاقة جميع من وقع في أسناد كامل الزيارات أيضا، ... قال صاحب الوسائل بعد ما ذكر شهادة علي بن إبراهيم بأن روايات تفسيره ثابتة و مروية عن الثقات من الأئمة ع: و كذلك جعفر بن محمد بن قولويه، فإنه صرح بما هو أبلغ من ذلك في أول مزاره.
    أقول: إن ما ذكره متين، فيحكم بوثاقة من شهد علي بن إبراهيم أو جعفر بن محمد بن قولويه بوثاقته، اللهم إلا أن يبتلى بمعارض. و قد زعم بعضهم اختصاص التوثيق بمشايخه فقط، و لكنه خلاف ظاهر عبارته كما لا يخفى.
    معجم رجال الحديث، الخوئي، ج 1 ص 50 ( چاپ 1410 قمری - 1369 شمسى - مركز نشر آثار شيعه - قم - 23 جلدی )
    لذا ایشان در شرح حال خیبری، با ذکر اقوال نجاشی و ابن غضائری و دادن نشانی حدیث وی در کتاب کامل الزیارات می نویسد:
    می گویم: شهادت جعفر بن قولویه مبنی بر وثاقت این فرد، با آنچه نجاشی درباره ی ضعف مذهب وی از ابن غضائری نقل کرده، معارض نیست. زیرا ضعف در مذهب منافی وثاقت نیست.
    اما آنچه در کتاب منسوب به ابن غضائری آمده که وی ضعیف الحدیث است، اعتمادی بر آن نمی شود، به خاطر عدم ثبوت صحت کتاب و نسبتش به ابن غضائری. بلکه ظاهر کلام نجاشی این است که ابن غضائری تنها ضعف خیبری در مذهبش را ذکر کرده نه ضعف او در حدیث را، و این از جمله مویداتی است که این کتاب برای ابن غضائری نیست.
    بنا بر آنچه گفتیم، این فرد (یعنی خیبری) ثقه بوده و بر روایاتش اعتماد می شود.


    أقول: شهادة جعفر بن قولويه بوثاقة الرجل لا يعارضها ما ذكره النجاشي، عن أحمد بن الحسين من ضعفه في مذهبه فإن الضعف في المذهب لا ينافي الوثاقة.
    و أما ما في الكتاب المنسوب إلى ابن الغضائري من أنه ضعيف الحديث فلا يمكن الاعتماد عليه لعدم ثبوت صحة الكتاب و نسبته إلى ابن الغضائري بل إن ظاهر كلام النجاشي أن أحمد بن الحسين لم يذكر إلا ضعفه في مذهبه دون حديثه و هذا من جملة المؤيدات على أن الكتاب ليس لابن الغضائري.
    و على ما ذكرناه فالرجل ثقة يعتمد على رواياته.
    معجم رجال الحديث، الخوئي، ج 7 ص 79 ، رقم 4342 ( چاپ 1410 قمری - 1369 شمسى - مركز نشر آثار شيعه - قم - 23 جلدی )
    همچنین در شرح حال حسین بن ثویر که خیبری این حدیث را از وی نقل نموده و در طریق شیخ طوسی به او قرار دارد، می نویسد:
    طریق شخ طوسی به وی صحیح است؛ اگرچه خیبری در آن واقع شده است. زیرا همان طور که خواهد آمد، وی ثقه است.

    و طريق الشيخ إليه صحيح، و إن كان فيه الخيبري، لأنه ثقة، على ما يأتي.
    معجم رجال الحديث، الخوئي، ج 5 ص 207، رقم 3327 (چاپ 1410 ق، 1369 ش، مركز نشر آثار شيعه، قم، 23 جلدی)
    البته مرحوم آیت الله خوئی در اواخر عمر خویش، نسبت به وثاقت جمیع روات کتاب کامل الزیارات عدول کرده، و این توثیق ابن قولویه را بر خلاف قول قبلی خود، تنها در مورد مشایخ ابن قولویه پذیرفتند. از این رو در چاپ دیگر کتاب معجم رجال، سخنان ایشان تغییر نمود:
    و بما ذكرناه نحكم بوثاقة جميع مشايخه الذين وقعوا في إسناد كامل الزيارات أيضا، ... قال صاحب الوسائل بعد ما ذكر شهادة علي بن إبراهيم بأن روايات تفسيره ثابتة و مروية عن الثقات من الأئمة ع: «و كذلك جعفر بن محمد بن قولويه، فإنه صرح بما هو أبلغ من ذلك في أول مزاره».
    أقول: إن ما ذكره متين، فيحكم بوثاقة من شهد علي بن إبراهيم أو جعفر بن محمد بن قولويه بوثاقته، اللهم إلا أن يبتلى بمعارض.
    معجم رجال الحديث، الخوئي، ج 1 ص 50 (چاپ 1413 ق، 1372 ش، مركز نشر الثقافة الإسلامية، قم، 24 جلدی)
    چنان که ملاحظه می شود:
    اولا عبارت "جميع من وقع في أسناد كامل الزيارات" به عبارت "جميع مشايخه الذين وقعوا في إسناد كامل الزيارات" تغییر نموده است.
    ثانیا جملات "و قد زعم بعضهم اختصاص التوثيق بمشايخه فقط، و لكنه خلاف ظاهر عبارته كما لا يخفى" به طور کلی حذف گردیده است.

    لذا در مورد خیبری هم تغییر موضع 180 درجه ای داده اند:
    می گویم: آنچه نجاشی از ابن غضائری درباره ی ضعف خیبری در مذهبش نقل کرده، ضعف در مذهب دلیل بر ضعف او در حدیث نمی شود.
    اما آنچه در کتاب منسوب به ابن غضائری آمده که وی ضعیف الحدیث است، اعتمادی بر آن نمی شود، به خاطر عدم ثبوت صحت کتاب و نسبتش به ابن غضائری. بلکه ظاهر کلام نجاشی این است که ابن غضائری تنها ضعف خیبری در مذهبش را ذکر کرده نه ضعف او در حدیث را، و این از جمله مویداتی است که این کتاب برای ابن غضائری نیست.
    بنا بر آنچه گفتیم، این فرد (یعنی خیبری) توثیق نشده و بر روایاتش اعتماد نمی شود.
    أقول : ما ذكره النجاشي ، عن أحمد بن الحسين من ضعفه في مذهبه ، فإن الضعف في المذهب لا يدل على ضعفه في حديثه .
    وأما ما في الكتاب المنسوب إلى ابن الغضائري من أنه ضعيف الحديث فلا يمكن الاعتماد عليه ، لعدم ثبوت صحة الكتاب ونسبته إلى ابن الغضائري ، بل إن ظاهر كلام النجاشي أن أحمد بن الحسين لم يذكر إلا ضعفه في مذهبه دون حديثه ، وهذا من جملة المؤيدات على أن الكتاب ليس لابن الغضائري .
    ومع ما ذكرناه فإن الرجل لم يذكر بتوثيق فلا يعتمد على رواياته .
    معجم رجال الحديث، الخوئي، ج 8 ص 83 ، رقم 4351 (چاپ 1413 ق، 1372 ش، مركز نشر الثقافة الإسلامية، قم، 24 جلدی)
    با این وجود عجیب است که توثیق خیبری در ذیل ترجمه حسین بن ثویر، همچنان موجود است!!
    و طريق الشيخ إليه صحيح، و إن كان فيه الخيبري، لأنه ثقة على ما يأتي.
    معجم رجال الحديث، الخوئي، ج 6 ص 225، رقم 3336 (چاپ 1413 ق، 1372 ش، مركز نشر الثقافة الإسلامية، قم، 24 جلدی)
    4) شیخ جواد قیومی

    وی که محقق کتاب فهرست شیخ طوسی است، در پایان این کتاب و تحت عنوان "بحث حول طرق الشيخ في الفهرست" ذیل شماره 231 می نویسد:
    231 - الحسين بن ثوير = صحيح
    الفهرست، الشيخ الطوسي، ص 303
    و قبلاً دیدیم که خیبری در طریق شیخ طوسی به حسین بن ثویر قرار گرفته است. بدین ترتیب شیخ جواد قیومی نیز خیبری را توثیق و حدیثش را تصحیح کرده است. شاید وی این تصحیح را از آیت الله خوئی گرفته باشد.

    ***

    نتیجه گیری- ما نشان دادیم که:

    1- حدیث صحیح المتن است
    2- حدیث صحیح السند است
    اولا این حدیث سند دیگری که صحیح است نیز دارد.
    ثانیا خیبری از منظر برخی علما مجهول است و نه ضعیف.
    ثالثا خیبری از منظر برخی علما ثقه است.
    والسلام
    و أكثروا الدّعاء بتعجيل الفرج فإنّ ذلك فرجكم‏

  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    نقل قول نوشته اصلی توسط yar-mahdi نمایش پست ها
    حدیث صحیح المتن است جناب رسا نفرمودند "حدیث ضعیف است"، بلکه فرمودند: "حدیث از بعد سندی ضعیف است". کسانی که از اصطلاحات رجال و درایه باخبرند، می دانند که بین این دو سخن تفاوتی فاحش وجود دارد. چه بسیار احادیثی که از لحاظ سندی ضعیف بوده، ولی از حیث محتوا و مضمون صحیح و معتبرند.

    سلام بر مهدی گرامی و سپاس بابت توضیحات مفیدتان.

    بنده این توضیح را که از شما خواندم کمی برایم شبهه ایجاد شده که اولا نمیدانم شما همانی معنی میکنید که در ذهن بنده است یا خیر لذا معنای آن چیست؟ دوما دلیل (بنقل از شما) صحیح المتن بودن این حدیث چیست . و اینکه به نظر شما آیا لعنی که جناب حر عاملی احتجاج کرده اند با این لعن یکی است ؟

    باسپاس

    یاحق
    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۰/۰۹/۰۳ در ساعت ۰۵:۳۴
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8432



    با سلام وتشکر از سرور عزیز جناب یار مهدی و خیر مقدم به ایشان.

    البته قبلا هم گفتیم که در حکم اولیه بر احادیث هنگامیکه میگوییم حدیث ضعیف است ناظر بر سند آنست اما اگر با شواهد و قرائنی تقویت وتایید گردد آنگاه متن آن صحیح میشود .

    ضمن اینکه احوال أبو سلمة السراج نیز نامعلوم است.


    نکته دیگر :
    در فهرست شیخ طوسی آمده که : محمد بن إسماعيل بن بزيع: روى كتاب الحسين بن ثوير عن الخيبري عنه ؛ بنابراین همانطور که فرمودید احتمال داده اند خبیری از قلم شیخ افتاده باشد همچنانکه همواره خبیری واسطه ابن بزیع وابن ثویر است .


    ضمن اینکه احادیث دیگری هم در این موضوع آورده شد گرچه دارای اشکال سندی هستند اما به مجموع طرق و به شواهد وامارات تصحیح میگردند.
    ویرایش توسط خیر البریه : ۱۳۹۰/۰۹/۰۳ در ساعت ۰۹:۰۸

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن و عترت علیهم السلام
    نوشته
    845
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3654



    نقل قول نوشته اصلی توسط yar-mahdi نمایش پست ها
    نتیجه گیری- ما نشان دادیم که: 1- حدیث صحیح المتن است 2- حدیث صحیح السند است اولا این حدیث سند دیگری که صحیح است نیز دارد. ثانیا خیبری از منظر برخی علما مجهول است و نه ضعیف. ثالثا خیبری از منظر برخی علما ثقه است.
    با سلام
    از اینکه وقت زیادی گذاشتید تا مطالب خود را بیابید و یادداشت کنید تشکر می کنم و به شما خسته نباشید می گویم.اما نکاتی را به خدمت شما تقدیم می دارم:
    1- همانطور که شما نیز اشاره کردید پاسخ بنده فقط ناظر به سند بود چراکه سوال کننده اصلی همین را خواسته بود.آنچه در ادامه می آید نیز فقط درباره سند است نه متن

    2-شما ادعا کردید که حدیث صحیح السند است به این دلیل که اولا این حدیث سند دیگری که صحیح است نیز دارد. اما این ادعا نادرست است و با متنی که در ادامه این عنوان ذکر کردید تناقض داردچرا که همانطور که خود شما نیز بعد از این عنوان به نقل از منتقی الجمان اشاره کردید سند شیخ طوسی افتادگی دارد و ایشان نیز حکم به تضعیف سند می کند:
    «برخی از علمای امامیه بنا بر ظاهر آن گمان کرده اند که این حدیث صحیح السند است، اما بعد از تفحص معلوم می شود که این روایت معیوب و ضعیف السند است. زیرا کلینی این روایت را با همین اسناد و از خیبری نقل کرده است و قرار گرفتن این فرد در سند حدیث به خاطر مجهول بودنش و احتمال افتادن آن از نقل شیخ طوسی به طور سهوی، سند آن را از صحت خارج می کند. و ضمیمه کردن این روایت به روایت کلینی، ضعف سند آن را می رساند».(البته افراد دیگری نیز به این افتادگی اشاره کرده اند)

    نکته ای که در متن شما مورد غفلت قرار گرفته است این است که (بر فرض عدم تضعیف خیبری)مجهول بودن راوی نیز از موجبات ضعف سند است و بخاطر همین نیز مولف منتقی حکم به ضعف سند داده است.
    مامقانی در فصل رابع کتاب خود(الالفاظ المستعمله فی وصف الحدیث الضعیف)الفاظ"المهمل و المجهول و القاصر" را نیز ذکر کرده سپس به نقل از مولف لب اللباب می گوید:هذه الاقسام فی حکم الضعیف(تلخیص مقباس الهدایه ص84)
    ضمنا شما به بقیه سند توجه نکردید و حکم به صحت سند دادید چرا که ( بر فرض که خیبری ضعیف و مجهول نباشد)احوال أبو سلمة السراج نیز نامعلوم است
    3- در عنوان دوم خود(ثانیا خیبری از منظر برخی علما مجهول است و نه ضعیف)تلاش کرده اید تا موضع نجاشی و شیخ طوسی را مجهول بودن خیبری بدانید.
    همانطور که اشاره گردید مجهول بودن نیز از اسباب ضعف سند است.اگر چه شاید بتوان نقل قول نجاسی از ابن الغضایری و عدم رد آن را شاهدی بر موافقت نجاشی دانست.

    4-اما درباره عنوان سوم شما(ثالثا خیبری از منظر برخی علما ثقه است)باید گفت که:
    اولا:چنانکه مرحوم خویی در مقدمه دوم معجم رجال الحدیث اشاره کرده اند توثیقات متاخرینی که معاصر یا نزدیک به عصر راویان نبوده اند اعتباری ندارد و بر برداشت شخصی و حدس استوار است.مرحوم خویی حتی توثیقات ابن طاووس(متوفی قرن هفتم)،علامه حلی (726ق)و ابن داوود را بی اعتبار دانسته است.وی می نویسد:
    « مما تثبت به الوثاقة أو الحسن أن ينص على ذلك أحد الأعلام المتأخرين.
    بشرط أن يكون من أخبر عن وثاقته معاصرا للمخبر أو قريب العصر منه، كما يتفق ذلك في توثيقات الشيخ منتجب الدين، أو ابن شهرآشوب و أما في غير ذلك كما في توثيقات ابن طاوس و العلامة و ابن داود و من تأخر عنهم كالمجلسي لمن كان بعيدا عن عصرهم فلا عبرة بها، فإنها مبنية على الحدس و الاجتهاد جزما» و در ادامه می گوید:

    «و لا طريق للمتأخرين إلى توثيقات رواتها و تضعيفهم غالبا إلا الاستنباط، و إعمال الرأي و النظر»(معجم‏رجال‏الحديث ج : 1 ص : 43)
    بنابر این وقتی توثیقات علامه حلی و دیگران که در قرن هفتم می زیسته اند چنینند، وضعیت توثیقات دیگرانی که در قرن 13 و 14 هستند روشن می گردد.

    ثانیا:نقل ابن الولید و صفار و دیگران از خیبری دلیلی بر وثاقت او نیست.مرحوم خویی در مقدمه چهارم کتاب خود می گوید:«إن اعتماد ابن الوليد أو غيره من الأعلام المتقدمين فضلا عن المتأخرين على رواية شخص و الحكم بصحتها لا يكشف عن وثاقة الراوي أو حسنه‏»(معجم‏رجال‏الحديث ج : 1 ص : 74)
    در جایی که حتی نقل صفوان بن یحیی و ابن ابی عمیر (که از اصحاب اجماعند)از شخصی دلیلی بر وثاقت یا مدح شخص نیست،مساله روشنتر است.مرحوم خویی به تفصیل و با اتقان در این رابطه در مقدمه چهارم سخن گفته اند(رک: معجم‏رجال‏الحديث ج : 1 ص : 63 )
    ثالثا: توثیق مرحوم خویی از خیبری(همانطور که خود نیز اشاره کردید)ظاهرا بخاطر قرار گرفتن خیبری در سند کامل الزیارات بوده که ایشان از این مبنا عدول کرده است.برداشت اولیه ایشان این بوده که ابن قولویه همه سلسله سند را توثیق کرده و در نتیجه ایشان نیز(خویی) حکم به وثاقت همگانی داده بودند اما با عدول از این مبنا اثبات می شود که نه ابن قولویه و نه خود مرحوم خویی خیبری را ثقه نمی دانند.جالب اینجاست که شما بر خلاف تیتری که می نویسید،در متن خود،این تیتر خود را نقض می کنید.ابتدا در تیتر،مرحوم خویی را از موافقان تصریح به وثاقت بر می شمارید اما در متن نهایتا کلام ایشان را(ومع ما ذكرناه فإن الرجل لم يذكر بتوثيق فلا يعتمد على رواياته )که تصریح به عدم وثاقت است نقل می کنید.(همانطور که قبلا نیز درباره عنوان اول رخ داد)

    اما آنچه در پایان باید گفت این است که اگر چه ابن غضایری(استاد نجاشی و شیخ طوسی) سخت گیری داشته اما ادعای او مبنی بر غالی بودن خیبری را نمی توان براحتی به بهانه سخت گیری رد کرد و گفت که قدما چیزی که غلو نبود را غلو می دانستند.اگر چه این مطلب که برخی قدما چنین بوده اند قابل پذیرش است(چنانکه ابن الولید می گوید: اولین قدم در غلو این است که شخصی قائل به سهوالنبی نباشد)چطور می توان بطور خاص و موردی گفت که نسبت غالی بودن خیبری توسط ابن قولویه نیز اینچنین است.(یعنی ممکن است در مواردی با دلیل ثابت شود که ابن قولویه هم چیزی که غلو نبوده را غلو تلقی کرده است اما درباره خیبری چه دلیلی وجود دارد خصوصا که نجاشی پس از نقل قولش از استادش و نیز شیخ طوسی در این رابطه رد یا انکاری ندارند.علامه حلی و ابن داوود نیز تصریح به غالی بودن او دارند و با ابن غضایری موافقند.

    از همه آنجه ذکر گردید معلوم می شود که سند این روایت بخاطر ضعف یا حداقل مجهول بودن خیبری ، و نیز بخاطر مجهول بودن ابی سلمه ضعیف است

    ویرایش توسط رسا : ۱۳۹۰/۰۹/۰۴ در ساعت ۱۶:۵۰

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    نقل قول نوشته اصلی توسط رسا نمایش پست ها
    از همه آنجه ذکر گردید معلوم می شود که سند این روایت بخاطر ضعف یا حداقل مجهول بودن خیبری ، و نیز بخاطر مجهول بودن ابی سلمه ضعیف است
    سلام علیکم
    سپاس از استاد رسای گرامی .
    ایشان میفرمایند
    نقل قول نوشته اصلی توسط yar-mahdi نمایش پست ها
    1- حدیث صحیح المتن است
    سند ضعیف ولی روایت صحیح المتن است.

    آیا این ادعا درست است ؟

    یاحق
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن و عترت علیهم السلام
    نوشته
    845
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3654



    نقل قول نوشته اصلی توسط bina88 نمایش پست ها
    سلام علیکم
    سپاس از استاد رسای گرامی .
    ایشان میفرمایند

    سند ضعیف ولی روایت صحیح المتن است.

    آیا این ادعا درست است ؟

    یاحق
    با سلام
    تبري از دشمنان اهل بيت و غاصبان خلافت،سیره قطعی و مسلم ائمه اطهار و علمای شیعه بوده است.
    اما باید توجه داشت که در شرایطی که امامان ما در تقیه می زیسته اند،اظهار این تبری (بصورت لعن بر خلفا)قاعدتا برای اصحاب خاص آنها بوده است.
    ویرایش توسط رسا : ۱۳۹۰/۰۹/۰۵ در ساعت ۲۳:۵۹

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود