نام‏
شيخ جمال الدين، ابو منصور، حسن بن يوسف بن على بن مطهر حلّى ملقب به علامه حلّى و علامه( على الإطلاق) در 27 رمضان سال 647 ه ق به دنيا آمد و در 21 محرم سال 726 ه ق در حلّه مزيديه وفات نمود و در يكى از صحن‏هاى روضه امير المؤمنين على عليه السلام در نجف اشرف دفن گرديد
نسب
پدر او شیخ سديد الدين يوسف بن على بن مطهر حلّى از علماى برجسته و نامدار و داراى مقام علمى و اجتماعى بوده است
در هنگام حضور خواجه نصير الدين طوسى در حلّه و اجتماع علما براى ديدار او شيخ نجم الدين جعفر بن سعيد، در جواب درخواست خواجه براى معرفى عالم‏ترين افراد در علم كلام و اصول به شيخ سديد الدين و مفيد الدين محمد بن جهم اشاره كرد
پدر علامه حلّى در هنگام فتح بغداد توسط هلاكوخان با شجاعت و درايت خويش شهرهاى حلّه و كوفه را از تعرض مغول دور نگاه داشت در حالى كه اكثر مردم از ترس از آن شهر گريخته بودند و اكثر علما قبل از اطلاع از حال خليفه بغداد جرئت حضور در نزد هلاكوخان را نداشتند او به محضر سلطان رسيد و بدين وسيله به او اطمينان داد كه قلوب مردم اين دو شهر با اوست و با استناد به روايتى از على عليه السلام زوال خلافت بغداد را توسط هلاكو پيش بينى نمود
مادر علامه حلّى، خواهر محقق صاحب شرايع و دختر حسن بن ابى زكريا يحيى بن حسن بن سعيد هذلى حلّى است، و يكى از زنان عفيف و پاكدامن و عالم عصر خويش بوده و در خانه علم و شرف بزرگ شده بود
علامه دوران كودكى خويش را تحت تربيت پدر و مادر دلسوز و عالمش و تحت نظارت دايى بزرگوارش، محقق حلّى كه همچون پدرى مهربان براى او زحمت مى‏كشيد، گذراند
موقعيت شهر حله و اهل آن‏
شهر حلّه يكى از شهرهاى معروف و تاريخى عراق محسوب مى‏شود كه به دست سيف الدولة از قبيله بنى أسد ساخته شده است و در مدت حيات سيف الدولة بهترين و ارجمندترين شهرهاى عراق محسوب مى‏شده است
علامه از طرف پدر به آل مطهر منسوب است كه خانواده‏اى عربى از قبيله بنى اسد است اين قبيله بيشترين افراد را در شهر حله داشته‏اند و حكومت و آقايى متعلق به آنها بوده است و مردان بزرگى كه در حوزه‏هاى علمى و اجتماعى داراى رتبه بوده‏اند از اين قبيله برخاسته‏اند و براى شرف آنها كافى است كه امراى مزيدى بنيان گذاران حلّه واسع بر ويرانه‏هاى شهر بابل كه مهد تمدنى بزرگ در تاريخ انسان بوده است، از آنها بوده‏اند و ابن علقمى وزير شيعه خليفه عباسى المستعصم نيز از آنهاست
وقايع دوران كودكى علامه‏
علامه در دوران كودكى خويش شاهد هول عظيمى بوده است كه بر مردم شهر حلّه بواسطه هجوم مغولان به بغداد مسلط شده بود و بيشتر مردم از شهر فرار كرده به اطراف پناهنده شده بودند ولى اين خطر بواسطه درايت پدر علامه از اين شهر و كوفه برطرف گرديد
ليكن شهر بغداد شاهد فجايع بزرگى بود كه مغولان به بار آوردند و علامه نيز شاهد اين همه رنج و بدبختى مردم بود كه پير و جوان، زن و مرد و حتى بچه‏ها را فرا گرفت و قلب او را محزون و مجروح ساخت
پاسدارى از فرهنگ اصيل تشيع‏
علامه بحق به مجدد آثار شيعه توصيف شده است او در هيچ لحظه‏اى از عمرش از اين امر فارغ نبوده مناظرات بسيار او با علماى اهل سنت، كتاب‏هاى متعددش در توضيح مبانى شيعه و جواب‏هاى مستدل و منطقى به ايرادات مخالفان و تبليغ تشيع در طول زندگى گواه بر اين مسأله است
اساتيد
شخصى به نام« محرم»
موضوع: خواندن و نوشتن و تعليم قرآن مجيد
شيخ سديد الدين حلّى( پدر علامه)
موضوع: فقه و اصول، حديث، علم كلام
محقق حلّى( دايى علامه)
موضوع: فقه و اصول، حديث، علم كلام( دايى او مانند پدرى مهربان برايش زحمت كشيد و بيشتر علومش مخصوصا فقه و اصول را نزد او فرا گرفت)
شمس الدين محمد كيشى‏
موضوع: بعضى تأليفات او در علوم عقلى
شيخ نجم الدين على بن عمر كاتبى قزوينى‏
موضوع: كتاب« شرح كشف الأسرار عن غوامض الأفكار» در منطق از تأليفات خود اوست
خواجه نصير الدين طوسى‏
موضوع: كتاب شفاى ابن سينا در فلسفه و علم هيئت و رياضيات
برهان الدين فسفى‏
موضوع: بعضى تأليفات او در علم جدل و مناظره
ابن ميثم بحرانى شارح نهج البلاغة، موضوع: فقه
على بن طاوس، موضوع: فقه
احمد بن طاوس، موضوع: فقه
شيخ نجيب الدين يحيى بن حسن بن سعيد حلّى، صاحب الجامع( پسر عموى مادر علامه)
شيخ حسن بن محمد صنعانى‏
شمس الدين عبد اللّه بخارى‏
شيخ جمال الدين محمد بلخى‏
شيخ مفيد الدين محمد بن على بن محمد بن جهم حلّى اسدى
شاگردان‏
علامه يكى از علمايى است كه شاگردان زيادى تربيت كرده است بنابر نقلى نزديك به 500 مجتهد از درس او فارغ التحصيل شده‏اند ولى نام اكثر آنها در تاريخ نمانده است اينك تعدادى از آنهايى كه نسبت شاگردى علامه به آنها داده شده در اينجا ذكر مى‏شود
فخر المحققين( فرزند علامه)
قطب الدين رازى، شارح شمسيه‏
عميد الدين عبد المطلّب حسينى اعرجى حلّى و برادرش ضياء الدين عبد اللّه( پسران خواهر علامه)
تاج الدين محمد بن قاسم بن معيه حسنى حلّى‏
احمد بن ابراهيم بن محمد بن حسن بن زهره صادقى حلبى‏
شيخ زين الدين ابو الحسن على بن احمد بن طرّاد مطاربادى‏
محمد بن على جرجانى‏
رضى الدين ابو الحسن علّى بن احمد مزيدى حلّى‏
جمال الدين حسينى مرعشى طبرسى آملى‏
ابو الحسن محمد استرآبادى‏
زين الدين نيشابورى‏
شمس الدين محمد حلّى‏
تاج الدين محمود بن زين الدين محمد بن عبد الواحد رازى‏
تأليفات‏
در ميان گفته‏ها درباره تعداد كتاب‏هاى علامه، سخن‏هاى مختلفى موجود است بعضى 60 و بعضى 95 و بعضى افزون بر 120 كتاب را به او نسبت مى‏دهند
اين كتاب‏ها در موضوعات مختلف نوشته شده‏اند به صورتى كه مى‏توان گفت در علوم رسمى حوزه در آن زمان هيچ علمى نيست مگر اين كه علامه در آن زمينه كتاب نوشته است
محققان از اين كتاب‏ها 101 كتاب را يقينا به او منتسب مى‏دانند و در نسبت 23 كتاب به او شك دارند و 10 كتاب را بطور يقين از او نمى‏دانند در اين جا به توضيح مختصرى از كتاب‏هاى او در موضوعات مختلف مى‏پردازيم
علم فقه‏
تبصرة المتعلمين‏
منتهى المطلب في تحقيق المذهب‏
إرشاد الأذهان في أحكام الإيمان‏
تحرير الأحكام الشرعية
كتابى است كه تمام فروع و جزئيات فقه در آن آمده است بدون استدلال بر آنها و در چهار مجلد نگارش يافته است مسائل اين كتاب بالغ بر چهل هزار مسأله مى‏باشد
جلد اول در دهم ربيع الأول سال 690 ه ق و جلد دوم در اول جمادى الثانية سال 691 ه ق و جلد سوم در صفر المظفّر سال 697 ه ق و آخرين جلد در هشتم شوال 697 ه ق پايان يافته است
قواعد الأحكام في مسائل الحلال و الحرام
مختلف الشيعة في أحكام الشريعة
تذكرة الفقهاء
نهاية الأحكام‏
تسبيل الأذهان إلى أحكام الإيمان‏
تسليك الأفهام في معرفة الأحكام و غيره
تاريخ وفات مؤلف: 726 ق