جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: درد دل یا دل درد؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    علاقه
    خدا و همسرم و پدر و مادرم
    نوشته
    1,594
    حضور
    6 روز 8 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8697

    درد دل یا دل درد؟




    بسم الله الرحمن الرحیم.
    سلام.
    بعضی وقتها آدم یه چیزایی میشنوه و میبینه که واقعاً قلب انسان رو آزار میده....نمیدونم یه دفعه حالم خراب بود گفتم شاید دل یکی درد کنه....
    الان تقریباً سه ماهه دربدر دارم دنبالش میگردم...دیگه از رفتن به امام زاده و منتظر موندن هم ناامید شدم.
    حتی از خواب دیدن...
    یا امام زمان...ادرکنی....
    یادمه یه شب توی خوابم از امام زمان گله کردم...گفتم چرا بخوابم نمیای چرا بهم توجه نمیکنی؟که ناگهان گفت من همیشه کنارتم فقط کافیه صدام کنی...

    خدایا....ما منتظریم...عاشق بسیار شدیم و دلمان بسیار شکستند....تنها امیدمان به توست و به قائم نورت.....
    میخواستم در مورد ازدواج درد دل کنم که یه دفعه نمیدونم چرا بحث عوض شد.
    وقتی رفت هیچ نشانه ای ازش نداشتم....آیا میداند که دربدر دنبالش میگردم؟آیا جوابی برای این دل خسته و بیمارم دارد؟
    یاد اون حرف امام حسین افتادم که میگفت آیا کسی هست مرا یاری کند؟
    واقعاً کسی نبود؟
    محرم نزدیکه......
    لاحول ولا قوة الا بالله العلى العظیم
    یا علی

  2. صلوات ها 13


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    خسرو شکیبائی ، سهراب سپهری ، حمید فرخ نژاد ، علی کریمی
    نوشته
    438
    حضور
    17 روز 10 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    72
    صلوات
    2940



    نقل قول نوشته اصلی توسط عــــلی نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم.



    سلام.
    بعضی وقتها آدم یه چیزایی میشنوه و میبینه که واقعاً قلب انسان رو آزار میده....نمیدونم یه دفعه حالم خراب بود گفتم شاید دل یکی درد کنه....
    الان تقریباً سه ماهه دربدر دارم دنبالش میگردم...دیگه از رفتن به امام زاده و منتظر موندن هم ناامید شدم.
    حتی از خواب دیدن...
    یا امام زمان...ادرکنی....
    یادمه یه شب توی خوابم از امام زمان گله کردم...گفتم چرا بخوابم نمیای چرا بهم توجه نمیکنی؟که ناگهان گفت من همیشه کنارتم فقط کافیه صدام کنی...

    خدایا....ما منتظریم...عاشق بسیار شدیم و دلمان بسیار شکستند....تنها امیدمان به توست و به قائم نورت.....
    میخواستم در مورد ازدواج درد دل کنم که یه دفعه نمیدونم چرا بحث عوض شد.
    وقتی رفت هیچ نشانه ای ازش نداشتم....آیا میداند که دربدر دنبالش میگردم؟آیا جوابی برای این دل خسته و بیمارم دارد؟
    یاد اون حرف امام حسین افتادم که میگفت آیا کسی هست مرا یاری کند؟:gol:
    واقعاً کسی نبود؟
    محرم نزدیکه......
    لاحول ولا قوة الا بالله العلى العظیم
    یا علی:gol:
    ترا من چشم در راهم
    شباهنگام
    که می‌گیرند در شاخ تلاجن سایه‌ها رنگ سیاهی
    وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم؛
    ترا من چشم در راهم.

    شباهنگام، در آندم که بر جا در‌ه‌ها چون مرده‌ماران خفتگانند؛
    در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
    گرم یاد آوری یا نه
    من از یادت نمی‌کاهم
    ترا من چشم در راهم.... (ایشالا دل همه ی ادما بدون درد باشه مخصوصا علی عزیز)
    ویرایش توسط اندیشه : ۱۳۹۰/۰۸/۲۹ در ساعت ۱۸:۰۷



    تــــــــــــــــــــــــ ـــــــــو جّـــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ه

    زود بـــاش


    کلیک کن یک غذا هم به روحتـــــ بده

    دـ ر س هائــــی دـ ر بابـــــــ معرفتـــــــــــــ نـفس



  5. صلوات ها 10


  6. #3

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    علاقه
    خدا و همسرم و پدر و مادرم
    نوشته
    1,594
    حضور
    6 روز 8 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8697



    بسم الله الرحمن الرحیم.
    دوستان کسی حدیثی روایتی چیزی در مورد این موضوع نداره؟همینکه آدم دلدرد بگیره....
    سالهاست که چشمهایمان را در تاریکی شب میبندیم و در روشنی روز باز میکنیم....
    و هنگامی که بانگی فرا رسد..خواجه مرد.....
    دلمان هوای جمکران کرده........
    دلمان هوای حرم مطهر حضرت معصومه کرده....دلمان هوای حرم امام رضا کرده....
    دلم از مس شده...که بخشد جز خدا گناهانم را...
    وقتی صبح چشماتو باز میکنی بری برای نماز....به هیچی نمیتونی فکر کنی شاید چندبار به درو دیوار هم بخوری و فرشته ها برات بخندن....
    چند شبیه که خوابم نمیبره.....یکی صدام میکنه و بیدارم میکنه فکر میکنم وقت نماز شده ولی ساعت 12 شب یا 1 شب یا 2 شبه.....
    بعضی وقتا بلند میشم میرم وضو میگیرم میبینم ساعت 2 شبه....
    یا عقلمو از دست دادم....یا عقل منو از دست داده

  7. صلوات ها 9


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    تنها به یاد توست، جوش و خروش ما / ای مهدی عزیز، ای آخرین امید
    نوشته
    3,382
    حضور
    16 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    44
    آپلود
    22
    گالری
    495
    صلوات
    31673



    نقل قول نوشته اصلی توسط عــــلی نمایش پست ها
    چند شبیه که خوابم نمیبره.....یکی صدام میکنه و بیدارم میکنه فکر میکنم وقت نماز شده ولی ساعت 12 شب یا 1 شب یا 2 شبه.....
    بعضی وقتا بلند میشم میرم وضو میگیرم میبینم ساعت 2 شبه....

    با سلام و احترام

    شايد فرشته ها براي نماز شب بيدارتون مي كنند (توفيق اجباري!)


    ******************

    خودتون فكر مي كنيد علتش چي باشه؟

    جديدا موضوع خاصي در زندگي تون پش نيومده كه ذهن تون درگير بشه؟




    امام حسین علیه السلام میفرمایند: هرکس هدف و خواسته ای را با معصیت و نافرمانی خدا بجوید, بیشتر از آنچه را که بدان امید دارد از دست میدهد و سریعتر در آنچه که از آن میترسید واقع میشود.

  9. صلوات ها 9


  10. #5

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    علاقه
    خدا و همسرم و پدر و مادرم
    نوشته
    1,594
    حضور
    6 روز 8 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8697



    به نام خدا.
    سلام.
    شايد فرشته ها براي نماز شب بيدارتون مي كنند (توفيق اجباري!)
    بله دقیقاً فقط من خودم ساعت زنگ دارم اینا یکم زود زود بیدارم میکنن.
    خودتون فكر مي كنيد علتش چي باشه؟
    فکر کنم پیر شدم.
    آدم پیر بشه فراموش کار میشه...خیلی کنجکاوم بدونم.
    جديدا موضوع خاصي در زندگي تون پش نيومده كه ذهن تون درگير بشه؟
    آره یه موضوع خیلی خاص پیش اومده ذهنمم درگیر اونه.ولی این موضوع از دو ماه پیش بود و این بیدار شدن نصف شب من به اون مربوط نمیشه چون شبا بهش فکر نمیکنم و روزا هم همینطور فقط آخر نماز یه دعایی میکنم.
    دیشب یه خورده حالم عجیب شده بود اون متنها رو نوشتم.
    دیدم همه جوونای ما توی ازدواج مشکل دارن....حالم خراب شد.
    الان خیلی از دختر و پسرا دوست دارن ازدواج کنن ولی موقعیتش پیش نمیاد.از طرفی اینا پاکن و نمیتونن مثل بقیه خودشونو با دوست شدن با کسی به اشتباه وادار کنن.برای همین صدمه میبینن.
    از طرفی هم اونی که بهش علاقه دارن نه میفهمه و اگه بفهمه هم میذاره میره


  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    علاقه
    خدا و همسرم و پدر و مادرم
    نوشته
    1,594
    حضور
    6 روز 8 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8697



    بنام خدا.

    وقتی که با صدای آب.........میپیچه توی کوچه ها
    پر میشه از عطر گلا...........انگار تموم دنیا
    میشکفه غنچۀ گلی..........در آرزوی زندگی
    براش همین کافیه که.........بهش بگن تو خوشگلی
    نگاه گل به آسمون.............یه دم کنارش ننشت
    به بوته خار دم دست...........دل اش رو یک نفس نبست
    یه روز یکی دید گل ها رو.......خواست بچینه تاج سرو
    تیزی تیغ ها رو دید..............عقل اش بهش گفت که نرو
    گله به خار گفت که چرا..........نمی شی از من تو جدا
    برو میخوام تنها باشم...........تو خیلی زشتی به خدا
    یه صبح سرد خیلی زود............بوته خار اونجا نبود
    به همهء عشقی که داشت......با دلی که شکسته بود
    چشمای گل یه وقتی دید.........که دستی اونو از شاخه چید
    نگاه گل هر جا که گشت..........بوتهء خاری رو ندید




  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    علاقه
    خدا و همسرم و پدر و مادرم
    نوشته
    1,594
    حضور
    6 روز 8 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8697



    بنام خدا.
    سلام.
    وقتی بنده ای دلش میگیره همه فرشته هایی که کنارش نشستن ساکت میشن.بعضی اشون آروم آروم حق حق گریه میکنن...
    اون لحظه هیچ فرشته ای حق نداره با این بنده حرف بزنه....
    اون لحظه خدا منتظر میمونه تا بنده صداش کنه.....
    بعضی از بنده ها دنبال کسی میگردن که درد دلشونو بهش بگن....بعضی ها زرنگن و زود میفهمن داستان چیه...
    اون بنده که متوجه میشه با اون درد تو سینش میره دو رکعت نماز میخونه....اونوقت فرشته ها از کنارش میرن آسمون تا براش سلامی از بنده های پاک خدا بیارن و سلامشو برسونن.
    وقتی بر میگردن میبینن بنده خودشو محو بندگی کرده و رسوندن سلام یادشون میره مات میمونن...
    خدا رو کنار بندش میبینن که انگار عاشق بندش شده.....
    اون لحظه خدا دست میکشه روی دل بندش که غرق اشک داره میمیره بنده فکر میکنه حالش خرابه ولی میدونه داره لذت میبره از گریه هاش....
    آنچنان اشک میریزه که فرشته ها اشکشون سرازیر میشه....فرشته ها جمع میشن دور بنده خدا و به خدا میگن چرا پس جوابشو نمیدی؟اون داره تورو صدا میکنه...
    خدا میگه من یه عمری به این بنده دادم.....این بنده برای من 50 سال بندگی میکنه و من برای اون تا ابد خدایی خواهم کرد.
    یا علی

  15. صلوات ها 7


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود