صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مجموعه مقالات عشق شناسي (آزمون عشق)

  1. #1

  2. صلوات ها 14


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 18 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    مجموعه مقالات عشق شناسي (آزمون عشق)
    زنای ذهنی در زندگی دوم (۴) | دکتر عباسی | جلسه ۲۷۳
    کیفیت : خوب | فرمت : mp4 | مدت : ۲ ساعت ۱۰ دقیقه | حجم : ۵۹۵ مگابایت
    Mediafire :
    Part1 | Part2 | Part3 | Part4

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  5. صلوات ها 9


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 18 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامی نمایش پست ها
    زنای ذهنی در زندگی دوم (۴) | دکتر عباسی | جلسه ۲۷۳ کیفیت : خوب | فرمت : mp4 | مدت : ۲ ساعت ۱۰ دقیقه | حجم : ۵۹۵ مگابایت Mediafire : Part1 | Part2 | Part3 | Part4
    http://www.google.com/imgres?imgurl=...ch&um=1&itbs=1
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 18 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    دکتر مجید سلطانی – دانستنی‌های عشق در گفتگو با دکتر حسین ابراهیمی‌مقدم روان‌شناس
    * عشق زنان عاقلانه‌تر است
    این، توصیفی است که سن پل از عاشق ارائه می‌دهد: «عاشق صبور و مهربان است. حسود و متکبر نیست. پرمدعا وگستاخ نیست. لجاجت نمی‌کند. تحریک‌پذیر و رنجیده‌خاطر نیست. از خطاهای خودش شاد نمی‌شود اما از درستی خودش خرسند می‌شود. همه چیز را تحمل می‌کند و همیشه امید دارد و در برابر مشکلات تاب می‌آورد. عشق عاشق هرگز تمام نمی‌شود.» راستی، تعریف شما از عشق و عاشق چیست؟ برای آشنایی با روان‌شناسی عشق، به سراغ دکتر حسین ابراهیمی‌مقدم، روان‌شناس و مدرس دانشگاه رفته‌ایم تا دیدگاه او را در این خصوص بدانیم…
    سلامت : آقای دکتر! شما عشق را چه‌طور تعریف می‌کنید؟
    هیچ‌‌کس نمی‌تواند به این سوال پاسخ دقیق بدهد. سوالاتی از قبیل اینکه آیا من عاشق شده‌ام؟ آیا عشق حقیقت دارد؟البته به نظر می‌رسد هر یک از ما درباره اینکه معنای عشق چیست و اینکه آیا ما آن را تجربه می‌کنیم یا نه، متخصص هستیم! دو نفر که عشق خود را به یکدیگر ابراز داشته‌اند، باید برای اجتناب از لطمه خوردن از سوی دیگری، اظهار کنند که منظورشان از عشق چیست. مخصوصا شاید لازم باشد که معنای تعهد روشن شود ولی اکثرا می‌گویند عشق شیرین‌ترین پاداش زندگی است. یک چیز باشکوه است. حلقه سوزان آتش است و یا چیزهایی از این قبیل.

    سلامت : چه تجربه‌هایی در عشق رایج و مشترک است؟
    در یکی از بررسی‌هایی که در مورد عشق انجام دادم از ۲۰۰ دانشجو خواستم با پاسخ دادن به جملات یک پرسشنامه گسترده، تجربه خود را توصیف کنند. نتایج نشان می‌دهد که تجربه عشقی آنها ظاهرا دربردارنده ۴ ویژگی اصلی است:
    ۱) افراد عاشق خود را نیازمند یکدیگر می‌دانند. در هنگام تنهایی، نخستین فکری که به ذهن آنها خطور می‌کند، یافتن طرف مقابل است.
    ۲) آنها علاقه‌مندی و دغدغه‌ خاطر را تجربه می‌کنند، یعنی میل به انجام کاری برای یکدیگر.
    ۳) آنها احساس اعتماد می‌کنند و معتقدند که می‌توانند با امنیت، حرف‌هایشان را به یکدیگر بگویند.
    ۴) این اعتماد به خوبی ایجاد شده است و افراد عاشق تحمل خطاهای طرف مقابل را دارند.
    از طرفی مشخص شد کسانی که خود را عاشق توصیف می‌کنند، نسبت به سایر زوج‌ها‌ زمان بیشتری به چشمان یکدیگر نگاه می‌کنند.
    در پژوهشی‌ دیگر، این نتیجه به دست آمد که افراد عاشق عشق خود را این‌گونه نشان می‌دهند:
    ۱) ابراز محبت کلامی و جسمانی
    ۲) تبادل پاداش و انجام کارهایی برای یکدیگر
    ۳) حمایت عاطفی و اخلاقی از یکدیگر
    ۴) صبور و شکیبا بودن نسبت به رفتارهای ناخوشایند یا کمتر خوشایند طرف مقابل

    سلامت : از نظر روانی، عشق چه تاثیری دارد؟
    افراد عاشق نسبت به افراد غیرعاشق احساس شادی، امنیت و آرمیدگی بیشتری از بودن در کنار شریک خود می‌کنند. برخی پژوهش‌ها حاکی از آن است که افراد عاشق احساس، سوز و گداز درونی توام با شور و نشاط و خوش‌بینی را گزارش می‌کنند. هوش و حواس آنها کاملا برطرف مقابل متمرکز است، یعنی آگاهی شدید راجع به شریک‌شان و در وحدت و کمال به سر بردن با او که سایرین را رها کرده است.

    سلامت : یعنی تجربه عشق همیشه همین‌قدر مثبت است؟
    خیر! در همین پژوهشی که انجام شد، مشخص شد که تجربه عشق همیشه مثبت نیست و علاوه بر احساس سرخوشی و شعف، بسیاری از آزمون‌ها احساس افسردگی، بی‌تابی و بی‌قراری، بی‌علاقگی به اوضاع و احوال شخصی، خیال‌پردازی و مشکل در خواب رفتن و تمرکز را نیز گزارش می‌کنند. عده‌ای معتقدند که احساس‌های دوسوگرا درباره معشوق یک تجربه غیرعادی به شمار نمی‌آید. در حقیقت، از نظر این عده، شخص عشق و نفرت را به یکسان تجربه می‌کند.

    سلامت : اصلا چرا احساس‌های ناخوشایند به وجود می‌آید؟
    عاشق شدن باعث می‌شود در معرض احساس‌های شدید (خوب یا بد) قرار بگیریم. وقتی در کنار معشوق خود هستیم، ممکن است احساس شادمانی کنیم و زمانی که از او دوریم، احساس گرفتگی و اندوه. یکی از عواملی که می‌تواند احساس‌های ناخوشایند را توجیه کند، عدم اطمینان و یقین از آن رابطه است. پژوهشی که در این زمینه انجام شده نشان می‌دهد افرادی که از عاشق شدن خود مطمئن نیستند، احساس حد وسطی از وابستگی به طرف مقابل را توام با احساس شدید عدم اطمینان نسبت به احساس‌های طرف مقابل گزارش می‌کنند. افرادی که از عشق خود مطمئن‌اند، احساس شدید وابستگی را همراه با احساس نیرومند اطمینان و امنیت راجع به احساس‌های طرف مقابل گزارش می‌کنند. این یافته‌ها حاکی از آن‌ است که ادراک خویشتن به عنوان یک فرد عاشق تا حدودی به طرز تلقی از احساس‌های دیگران وابسته است. شاید تا هنگامی که از احساس مشترک طرف مقابل اطمینان خاطر پیدا نکنیم، به خود اجازه عاشق شدن کامل را ندهیم. اما طرف مقابل چگونه می‌تواند عاشق ما شود، مگر آنکه از احساس ما مطمئن گردد؟ پس تعجبی ندارد که عاشق شدن تجربه‌ای تماما لذت‌بخش نیست!

    سلامت : به عبارت دیگر، هر کسی عشق را یک جور تجربه می‌کند.
    بله؛ این اشتباه است که فکر کنیم همه انسان‌ها عشق را به یک شیوه تجربه می‌کنند. برخی عشق را به عنوان پدیده‌ای سریعا متغیر و پر راز و رمز و عده‌ای دیگر آن را به عنوان چیزی ظریف و عقلانی تجربه می‌کنند. افرادی که معتقدند اختیار سرنوشت‌شان در دست خودشان است یعنی کسانی که از جایگاه درونی مهار برخوردارند، کمتراحتمال می‌رود که خودشان را به عنوان کسی در نظر بگیرند که به دام عشق افتاده است و یا آنکه عشق را به مثابه چیزی متغیر وپر راز و رمز ببینند. برخی از یک آشنایی تصادفی شروع کرده و بدون هیچ فکر پیشاپیشی به ازدواج می‌رسند. عده‌ای هم یک دوره طولانی و درازمدت از عشق و عاشقی را طی می‌کنند. برخی افراد در همان دیدار اول به شدت جذب یکدیگر می‌شوند و عده‌ای نیز صرفا پس از گذشت یک دوره طولانی از آشنایی به عشق می‌رسند.

    سلامت : چه تفاوتی بین زنان و مردان در خصوص عشق هست؟
    برخلاف تصور عمومی، مردان ساده‌تر از زنان عاشق‌ می‌شوند و زن‌ها ساده‌تر از مردان، فارغ! در تحقیقی مشخص شد که مردان در مقایسه با زنان در مقیاس‌های عشق احساساتی نمرات بالاتری می‌آورند و زنان در انتخاب همسر خود بیشتر از مردان احتیاط به خرج می‌دهند. به عبارتی زن‌ها با حساب و کتاب‌تر و عاقلانه‌تر عاشق می‌شوند!

    سلامت : چه رابطه‌ای بین تعهد و عشق وجود دارد؟
    تعهد، در نظر بسیاری از انسان‌ها جزء ذاتی و لاینفک عشق محسوب می‌شود. تعهد که ملاک آن طول مدت رابطه است. به عقیده بسیاری از آزمودنی‌ها یکی از راه‌هایی است که می‌توان با استفاده از آن میان روابط ناشی از عشق و روابط ناشی از علاقه جنسی فرق قایل شد. عده‌ای از روان شناسان معتقدند که می‌توان عشق را از تعهد متمایز ساخت زیرا ممکن است افرادی در غیاب عشق، باز هم متعهد به حفظ رابطه خود باشند (برای مثال به خاطر بچه‌ها) لذا شاید آدمیان بتوانند صادقانه به عشق خود اعتراف کنند بدون آنکه تعهدی در قبال طرف مقابل داشته باشند. کژفهمی درباره تعهد می‌تواند به ناامیدی و دلسردی عمیق فرد منجر شود.
    !
    سلامت : پس عشق هم برای خودش انواع و اقسام دارد
    البته . یونانی‌های قدیم هم بین سنخ‌های مختلف عشق فرق قایل بودند. به نظر آنها این انواع از عشق وجود داشته:
    ۱)عشق شهوانی: بر اساس جاذبه جسمانی بوده و ویژگی آن اشتیاق شدید به خود فاش‌سازی سریع و صمیمت جنسی است.
    ۲) عشق دوستانه: به آهستگی و در اثر دوستی‌های قبلی ایجاد می‌شود.
    ۳) عشق دمدمی: ویژگی افرادی است که می‌توانند به سادگی از یک رابطه به سراغ رابطه‌ای دیگر بروند یا هم‌زمان در بیش از یک رابطه وارد شوند (طبیعتا حداقل تعهد را می‌توان در این رابطه مشاهده کرد.)
    ۴) عشق خودباخته: نوعی عشق خود باخته، ایثارگر و عمیقا دلسوزانه است.

    سلامت : آیا عشق می‌تواند همیشگی باشد؟
    عده‌ای از روان‌شناسان معتقدند که نیمی از ازدواج‌ها به سراشیبی سقوط می‌افتد و هر چه از ازدواج‌ بیشتر طول بکشد، بیشتر فرو می‌رود و بدیهی است که منظورشان ازدواج‌هایی بوده که از ابتدا بر اساس عشق کور به وجود آمده. همین است که من همیشه گفته‌ام انتخاب عاقلانه و زندگی عاشقانه! در یک مطالعه قدیمی‌تر مشخص شده بود که نیمی از زنان از ازدواج خود احساس نارضایتی می‌کردند و فقط یک چهارم آنها درباره ازدواج خود هنوز شور و شوق داشته‌اند. در پژوهش‌ دیگری این نتیجه به دست آمد که فقط عده کمی از ازدواج‌ها پس از ۱۵ تا ۳۰ سال هنوز با نشاط و سرزنده هستند. اما به نظر من در تفسیر این نتایج باید محتاط بود. بسیاری از این پژوهش‌ها زوج‌های یکسانی را در طول یک دوره زمانی مورد بررسی قرار نداده‌اند (رویکرد طولی) بلکه در یک مقطع زمانی خاص زوج‌های مختلفی که در سال‌های متفاوتی ازدواج کرده بودند، مورد بررسی قرار گرفته‌اند (رویکرد مقطعی)، اما این زوج‌ها از لحاظ متغیرهای مختلف با یکدیگر تفاوت دارند. ازلحاظ تعداد سال‌های ازدواج، اعضای یک نسل ممکن است مثلا در طی جنگ ازدواج عجولانه‌تری داشته و به دلیل جنگ متحمل دوره‌های طولانی مدت جدایی شده باشند یا به دلیل رکود اقتصادی دستخوش سختی‌های مالی شدید شده باشند. در یک بررسی طولانی که زوج‌های یکسانی را در طی یک دوره درازمدت مورد مطالعه قرار داده بود، معلوم شد که در دوران فرزندپروری خشنودی زناشویی کاهش می‌یابد اما مجددا پس از اینکه فرزندانمان خانه را ترک می‌کنند، این رضایت‌مندی افزایش می‌یابد. در یک بررسی درازمدت دیگر هیچ‌گونه مدرکی دال بر کاهش رضایت‌مندی یافت نشد. ۵۴ درصد از همسران هیچ‌گونه تغییری گزارش نکردند. ۱۷ درصد کاهش خشنودی را گزارش کردند و ۲۹ درصد نیز بهبود آن را اطلاع دادند. باوجود این روش است که ازدواج می‌تواند به شادکامی یا ناراحتی منجر ‌شود و بنابراین تعیین اینکه چه چیزی ازدواج را به سوی تباهی می‌کشاند، آن را بهبود می‌بخشد و یا آن را ثابت نگه می‌دارد، کاری مفید و سودمند خواهد بود.

    سلامت : از نظر بدنی و جسمانی چه اتفاقی می‌افتد که فرد عاشق می‌شود؟
    جالینوس، پزشک مشهور یونانی در قرن دوم میلادی اصرار داشت که عاشق شدن موضوعی مربوط به اخلاط چهارگانه بدن است. به عبارت دیگر هنگامی که تعادل صفرا و سودا و بلغم وخون به هم می‌خورد. این نظریه اخلاط اربعه تا قرن نوزدهم دوام آورد و در این هنگام بود که با نظریه‌های جدید در مورد زیست‌شناسی سلولی جایگزین شد. اما با این وجود متخصصان نوین فیزیولوژی بدن نیز عشق رمانتیک را ناشی از مواد شیمیایی طبیعی قدرتمندی در بدن می‌دانند.یک ماده شیمیایی به نام فنیل اتیلامین (pea) خیلی مورد بحث بوده است.

    سلامت : در مورد این فنیل اتیلامین (pea) بیشتر توضیح می‌دهید؟
    بله؛ فنیل اتیلامین (pea) نوعی آمفتامین طبیعی است که باعث تحریک مغز و دستگاه عصبی مرکزی می‌شود. Pea تجربه سرخوشی، نفس سریع، افزایش ضربان قلب، گشادی مردمک، آزادی ترشحات بودار از پوست که می‌تواند طرف مقابل را اغوا کند را ایجاد می‌کند. نقطه اصلی این تحولات در مغز است. بخش‌های مختلف مغز نقش‌های مختلفی ایفا می‌کنند. قشر خارجی مغز یا کورتکس به تفکر منطقی و هوش مربوط است. مغز میانی یا لیمبیک عواطف ما را کنترل می‌کند و در محل اتصال نخاع به مغز یا بصل‌النخاع نیز یک هسته درونی (هسته دم دار) وجود دارد که رفتارهای غریزی را تحت کنترل دارد. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که در افراد عاشق همین هسته دم‌دار فعال است. این هسته به سیستم لیمبیک وصل است. در جریان عشق رمانتیک موسیقی ملایم عقل ناشی از کرتکس مغز در میان هیاهوی طبل‌نوازی هسته دم دار و دستگاه لیمبیک‌گم می‌شود و آبشاری از ماده pea در مغز به وجود می‌آید. در همان زمان میزان آدرنالین افزایش می‌یابد و آزاد شدن ماده شیمیایی دیگری به نام دوپامین را باعث می‌شود. دوپامین باعث افزایش توجه، بنیه و انرژی می‌شود و این امر باعث مهار یک رابطه شیمیایی عصبی به نام سروتونین می‌شود. سروتونین هم باعث کنترل اعمال تکانه‌ای، رفتارهای وسواسی و اشتیاق‌های شدید می‌شود. این انتقال‌دهنده در به وجود آمدن احساس قدرت برای عمل کردن و احساس تسلط بر امور به ما کمک می‌کند. جالب اینکه فلوکسی‌تین (پروزاک) که روی سروتونین اثر می‌گذارد، روی عشق هم اثر دارد!
    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۰/۰۸/۰۳ در ساعت ۰۰:۱۹
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  9. صلوات ها 8


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 18 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    مجموعه مقالات عشق شناسي (آزمون عشق)



    محققان، عشق را با ام‌آرآی به تصویر کشیدند مجموعه مقالات عشق شناسي (آزمون عشق)

    خانواده - خیلی‌ها عشق واقعی را جزو محالات می‌دانند، اما دانشمندان توانسته‌اند وجود عشق را هم به طور علمی ‌ثابت کنند


    اسکن مغزی تعدادی زوج نشان داده است که بعد از گذشت 20 سال از زندگی مشترک، همچنان عشقشان مانند زوج‌های جوانی است که در اولین نگاه عاشق یکدیگر می‌شوند. این در حالی است که تا کنون کارشناسان بر این باور بودند که میل جنسی و عشق در ابتدای آشنایی بسیار زیاد است و با گذشت چند سال رو به افول می‌گذارد.
    تیم تحقیقاتی دانشگاه بروک استونی در ایالت نیویورک مغز تعدادی از زوج‌هایی که 20 سال کنار یکدیگر بوده‌اند را اسکن و آن را با مغز زوج‌های جوانی که تازه با یکدیگر آشنا شده‌اند مقایسه کردند. در این تحقیق مغز زوج‌ها زمانی که عکس همسرانشان در کنار عکس افراد عادی قرار داده شده بود، اسکن شد و مشخص شد که با دیدن عکس همسر ترشحات شیمیایی در مغزشان به وجود می‌آید که دقیقا با ترشحات شیمیایی زوج‌های جوان یکی است.
    تحقیقات قبلی حاکی از این بود که مراحل اولیه عشق رومانتیک مانند چرخ و فلکی است که احساسات را می‌چرخاند و تغییر می‌دهد و تا 15 ماه بعد از آشنایی و ازدواج به میزان قابل توجهی پایین می‌آید. تصور قبلی بر این بود که بعد از گذشت 10 سال ترشح آن ماده شیمیایی تقریبا به طور کامل از بین می‌رود.
    با این وجود، اسکن مغزی برخی از این زوج‌ها نشان داد که همچنان بعد از گذشت 20 سال از ازدواجشان همچنان یکدیگر را عاشقانه دوست دارند. دانشمندان نام این زوج‌ها را «قوهای سفید» گذاشتند. پاسخ مغز این زوج‌های عاشق توسط MRI نشان داد که مغزشان با دیدن عکس همسر درست مانند مغز کسی است که تازه ازدواج کرده و همسرش را نگاه می‌کند.
    به گفته دکتر آرتور آیرون، روان‌شناس، یافته‌های جدید در واقع برعکس آنچه تا کنون تصور می‌شده هستند. قبلا تصور می‌شد که عشق زیاد در همان ده سال اول بعد از گذشت زندگی به شدت فروکش می‌کند یا حتی تمام می‌شود در حالی که اصلا چنین چیزی صحت ندارد.
    تحقیقات قبلی بر این اساس بود که همیشه بعد از گذشت 10 تا 15 ماه نخست زندگی مشترک نقاط ضعف قوت می‌گیرند و نهایتا دوست داشتن زیاد تا سه یا هفت سال ادامه می‌یابد.
    دکتر آیرون می‌گوید: زمانی که اولین بار با زوج‌هایی مصاحبه کردم که بعد از گذشت 21 سال همچنان ادعا کردند که همسرانشان را عاشقانه دوست دارند تصور کردم خودشان را گول می‌زنند؛ اما این چیزی است که اسکن مغزی آنها نشان داد و کسی نمی‌تواند آن را دروغ تلقی کند.
    یکی از قو‌های سفید دکتر آیرون و میشل بودند که همچنان بعد از گذشت 18 سال از زندگی مشترکشان حسادت دوستانشان را برمی‌انگیختند. میشل 59 ساله می‌گوید: این اتفاق کاملا طبیعی است و عشق خود به خود به وجود می‌آید.
    لیزا باربر 40 ساله در کنار همسرش دیوید 46 ساله که یکی دیگر از زوج‌های مورد آزمایش بودند، می‌گوید: هنوز همان طور عاشق همسرم هستم که 17 سال قبل که با او آشنا شدم. همسرم همیشه پر شور و هیجان است و همیشه به حضور او در کنارم احتیاج دارم. این هیجان لازمه زندگی ماست و به این ترتیب تغییری که زندگی مشترک به آن احتیاج دارد را هر روز تجربه می‌کنیم.
    زوج‌های دیگری هم بودند که با وجود گذشت 30 سال از زندگی مشترکشان همچنان عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند. خود دکتر آیرون می‌گوید که او و همسرش هردو 64 ساله هستند و در طول این سال‌ها روابط بسیار خوبی با هم داشته‌اند اما باز هم کمی‌ به این پرنده‌های عاشق حسادت می‌کردند. او می‌گوید: روابط آنها بسیار محکم و صمیمانه است و حتی بسیاری از فراز و نشیب‌های روابط نوپا را هم ندارد.





    کلیدواژه ها: اسکن مغزی - عشق - زندگی مشترک -
    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۰/۰۸/۰۳ در ساعت ۰۰:۲۰
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  11. صلوات ها 7


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 18 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    مجموعه مقالات عشق شناسي (آزمون عشق)
    روان شناسي و تقسيم بندي انواع عشق







    با اين که کمتر از ده سال از زندگي مشترک من و شوهرم مي گذرد، اما زندگي و رابطه ما بيشتر شبيه زوجي است که سال هاي بسياري از ازدواج شان مي گذرد.با وجود اين که ما از بسياري جهات تفاهم داريم و از همراهي با يکديگر لذت مي بريم، اما اهل زمزمه ها يا رفتارهاي عاشقانه نيستيم!
    ممکن است اين رابطه در نظر عده اي سنگين و فاقد ظرافت باشد، اما به اعتقاد بسياري از کارشناسان علوم اجتماعي ما از آن دسته افرادي هستيم که از عشق به دوستي رسيده ايم. عشق براي زوج هاي ديگر مي تواند بسيار متفاوت باشد. عده اي حتي با گذشت چند دهه از زندگي مشترک شان هنوز هم نسبت به يکديگر احساساتي سرشار از اشتياق دارند و عده اي پس از گذشت 20 سال هنوز تمام جزئيات آشنايي و ازدواج شان را با وسواس کامل به ياد مي آورند. در واقع بنا به گفته متخصصين، در کل شش حالت مختلف براي «عاشق بودن» وجود دارد و شيوع عشق ورزي هر شخص مي تواند در دوران يک رابطه تغيير کند.دکتر سوزان هندريک روان شناس، همراه با همسر و دستيار تحقيقاتي خود دکتر کلايد هندريک به مدت 25 سال است که بر روابط اجتماعي افراد تحقيق مي کنند. به گفته ايشان با دانستن شيوه عشق ورزي مي توان رابطه را ارزيابي نمود و انتظارات واقع بينانه تري نسبت به عشق و رشد آن به دست آورد.
    با دانستن اين که به چه شيوه اي عشق مي ورزيد، مي توانيد رابطه سالم تر و شادمانه تري با همسر خود به وجود آوريد پس ببينيد که چگونه عاشقي هستيد!
    عاشق ايثارگر

    عده اي مستعد ورود در رابطه اي هستند که در آن بيش از آنچه به دست مي آورند، از خود مايه مي گذارند. گاهي احساس مي کنند که اين رابطه به کلي يک طرفه شده است. يک نفر با از خود گذشتگي، مدام در تلاش جلب رضايت و برآورده ساختن نيازهاي ديگري است و هيچ زماني براي مراقبت از «خود»کار نگذاشته است. اگر چنين عاشقي هستيد، بايد بدانيد که خارج از چهارچوب زندگي زناشويي نيز چيزهايي براي لذت بردن هست و سواي همسرتان، دوستان و اقوامي وجود دارند بايد زماني را به انجام فعاليت هاي مورد علاقه خودتان و معاشرت با افرادي که دوست داريد اختصاص دهيد و بد نيست که گاهي اين معاشرت ها و فعاليت ها، بدون حضور همسرتان باشد به اين ترتيب با ارزش نهادن به خود، رابطه عاشقانه شما نيز تقويت مي شود.
    عاشق وسواسي

    عاشقي است که مي خواهد تمام اوقات خود را با معشوقش بگذراند و حتي پس از گذشت سال ها، مدام نگران رابطه و زندگي زناشويي خود است. داشتن چنين همسري مي تواند طاقت فرسا بوده يا به خاطر اوج و فرودهاي شخصيتي، موجب ناراحتي روحي طرف مقابل شود. آيا اين حالات به نظرتان آشنا مي آيد؟ براي حفظ همسر و زندگي مشترک بايد دست از نگراني برداشته و زماني براي تنفس به معشوق خود بدهيد. به ياد داشته باشيد که حتي شيرين ترين ها هم مي توانند به مرز «بيش از حد» برسند و ديگر شيرين به نظر نيايند.اگر احساس ناامني در شما بسيار شديد است، بدون معطلي با يک متخصص مشورت کنيد و رابطه خود را بهبود بخشيد.
    عاشق «بازي»

    اين دسته، عاشق دوران ناز و عشوه و به دست آوردن دل معشوق هستند. براي آنها تعقيب و گريز ابتداي يک رابطه بسيار جذاب تر است. آنها از يک رابطه طولاني مدت به سرعت خسته مي شوند و دوباره به فکر «شيطنت» مي افتند. اگر چنين دل بازيگري داريد، وسوسه را از زندگي خود دور کنيد و به جاي اين که در جايي خارج از رابطه فعلي خود به دنبال هيجان باشيد، بکوشيد که آن را در همين رابطه ايجاد کنيد. ببينيد که براي ورود به يک رابطه جديد چه قابليت هاي تازه اي از خود به نمايش مي گذاريد - مثلاً ناگهان هوس چرخ و فلک سواري مي کنيد - سپس آنها را در زندگي مشترک خود پياده کنيد.
    عاشق احساساتي

    اين افراد عاشق «عاشق بودن» هستند. آنها به سادگي به روي زيبا و جذابيت هاي ظاهري دل مي بندند و سپس با از بين رفتن يا تغيير کردن اين ظواهر، مايوس مي شوند. به خاطر داشته باشيد که عشق واقعي نبايد با کم شدن موي سر معشوق رو به نقصان بگذارد و احساسات عاشقانه نبايد با پختگي رابطه، کمرنگ شود. اگر چنين عاشقي هستيد، براي زنده نگهداشتن عشق خود بهتراست قرار ملاقات هاي عاشقانه و دو نفري بگذاريد، براي تعطيلات آخر هفته برنامه اي ترتيب دهيد و تعطيلات را با يکديگر سپري کنيد و نگذاريد که عشق رومانتيک شما دچار روزمرگي شود.
    عشق رفاقت آميز

    اگر در رابطه اي شديداً رفاقت آميز هستند که از آن لذت مي بريد، ممکن است کم کم سر و کله عشق در آن پيدا شود. چنين روابطي ممکن است بسيار کند پيشروي کنند، اما بسيار مستحکم هستند. نکته در اينجاست که نبايد فراموش کنيد رفاقت در زندگي مشترک همه چيز نيست و بايد جرقه هايي از احساسات و تمايلات، آن را زيباتر و هيجان انگيزتر کند.
    منبع:نشريه کوچه ما، شماره 12.
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  13. صلوات ها 8


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 18 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    انواع عاشق شدن!

    مجموعه مقالات عشق شناسي (آزمون عشق)

    ملا صدرا عشق را دو قسم كرده است: یكی عشق حقیقی و دیگر عشق مجازی وعلت این مسأله به مراتب عشق و محبت در تفکر صدرالمتألهین برمی گردد. از نظر او عشق حقیقی محبت به خدا و صفات و افعال اوست. او می‌گوید چون ذات حق‌تعالی بالفعل جامع جمیع كمالات است احق است كه معشوق و مطلوب و مقصود كل و مطلق باشد.(1)
    عشق مجازی خود دو‌گونه است. عشق نفسانی و عشق حیوانی.
    این نوع عشق انسان را از خود‌پرستی بیرون می‌برد و این حصار و محدودیت را می‌شكند. وجود عاشق را توسعه داده و كانون هستی‌اش را عوض می‌كند. این نوع عشق نفس و روح را نرم، آرام، مهربان، صاحب وجد و حزن و گریه و رقت دل می‌كند . در این مرحله، عاشق شیفته از معشوق خود تصویری متعالی و متكامل برای خویش ترسیم می‌كند و دیگر حواس او در مقابل اثری از غیر محبوبش حساسیتی ندارد.

    مبداء عشق حیوانی شهوات بدنی و هدف آن طلب لذت حیوانی و ارضای تمایلات خود محب است و از آن خشونت و جنایت برمی‌خیزد. انسان آنگاه كه تحت تأثیر شهوات خویش است از خود بیرون نرفته است. شخص و شیء مورد علاقه را تنها برای خود می‌خواهد و اگر به او می‌اندیشد بدین صورت است كه چگونه از وصال او بهره‌مند شود و حداكثر تمتع را ببرد و اگر نسبت به او غیرت می‌ورزد غیرتش حیوانی است و مانع رشد و تكامل محبوب خویش می‌شود. او هرگز تكامل و تعالی معشوق را نمی‌خواهد زیرا همواره نگران از دست دادن اوست. همیشه ملتهب و افسرده خاطر است دائم به فكر تصاحب و تملك محبوب است و گاه رفتارهای ناشایست و خلاف عقل از او سر می‌زند. او تا آنجا پیش می‌رود كه از آزردن معشوق خود باكی ندارد. چنین عشقی با وصول به معشوق و گذشته ایام رو به سردی می‌گذارد و گاهی هم به كینه و نفرت تبدیل می‌شود و تا آنجا‌ كه چه بسا معشوق آدمی دشمن‌ترین دشمنان او گردد.(2)

    مبداء عشق حیوانی شهوات بدنی و هدف آن طلب لذت حیوانی و ارضای تمایلات خود محب است و از آن خشونت و جنایت برمی‌خیزد. انسان آنگاه كه تحت تأثیر شهوات خویش است از خود بیرون نرفته است. شخص و شیء مورد علاقه را تنها برای خود می‌خواهد و اگر به او می‌اندیشد بدین صورت است كه چگونه از وصال او بهره‌مند شود و حداكثر تمتع را ببرد و اگر نسبت به او غیرت می‌ورزد غیرتش حیوانی است.

    در مقابل عشق نفسانی محبتی خالص است و به کلی از شهوت و منفعت بركنار است. این نوع عشق انسان را از خود‌پرستی بیرون می‌برد و این حصار و محدودیت را می‌شكند. وجود عاشق را توسعه داده و كانون هستی‌اش را عوض می‌كند. این نوع عشق نفس و روح را نرم، آرام، مهربان، صاحب وجد و حزن و گریه و رقت دل می‌كند . در این مرحله، عاشق شیفته از معشوق خود تصویری متعالی و متكامل برای خویش ترسیم می‌كند و دیگر حواس او در مقابل اثری از غیر محبوبش حساسیتی ندارد. در این نوع عشق كه عشق خیالی(3) نیز نامیده می‌شود عاشق نگران از دست دادن و مهجور شدن محبوب خود نیست زیرا محبوب همواره با اوست. زیرا صورت معشوق در عالم خیال او جاودانه شده و در وجود او تبلور یافته است و راه جبران فراق و دوری را همین تصور خیالی می‌داند و لذا هرگز از معشوق خیالی خود جدا نیست و تا جایی پیش می‌رود كه خیال محبوب را از خود محبوب عزیزتر و گرامی‌تر می‌دارد(4). ملاصدرا اشعاری را از محیی‌الدین عربی ذكر می‌كند كه اشاره به این نوع از عشق دارد كه عشق نفسانی غیر از عشق حیوانی و جسمانی است.(5)

    پی نوشت ها:
    ‌1-محمدبن‌ابراهیم صدرالدین شیرازی، الحكمه المتعالیه فی الاسفار الاربعه العقلیه، به تصحیح مقصود محمدی، ج7 ،ص 252 (در مقالات بعدی این مطلب را بیشتر توضیح خواهیم داد.)
    2- محمدبن ابراهیم صدرالدین شیرازی، الحكمه المتعالیه فی الاسفار العقلیه الاربعه ، ج7،ص 176.
    3- فاطمه طباطبایی، سخن عشق،ص 12.
    4- جالب است كه چنین حالتی را در شهریار شاعر معروف زمان خودمان نیز ذكر كرده‌اند. ( ر.ك: مرتضی مطهری، فطرت،ص 86)
    5-محمدبن ابراهیم صدرالدین شیرازی، الحكمه المتعالیه فی الاسفارالعقلیه الاربعه، ج7،ص 179.
    سایت تبیان
    ن- رادفر
    کارشناس فلسفه اسلامی
    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۰/۰۸/۰۱ در ساعت ۱۷:۰۳
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  15. صلوات ها 7


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 18 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    مجموعه مقالات عشق شناسي (آزمون عشق)
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  17. صلوات ها 8


  18. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 18 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    نمودار عشق مجازی
    اگر بخواهیم نموداری برای این نوع عشق رسم کنیم شاید این بهترین نموداری باشد که مفهوم این عشق را بیان کند. نمودار سهمی که در یک طرف عشق و در طرف دیگر زمان قرار دارد که این دو رابطه ی متقابل با یکدیگر دارند. در این نمودار همان طور که ملاحظه میفرمایید تا قبل از وصال میزان عشق و علاقه به بالاترین حد ممکن میرسد؛ اما با وصال عاشق و معشوق به یکدیگر سیر صعودی عشق متوقف میشود که اصطلاحا به «محل دفن عشق» موسوم است. با گذشت زمان، هر چه زمان میگذرد از میزان عشق و علاقه ی دو طرف در این نوع عشق کاسته خواهد شد.

    مجموعه مقالات عشق شناسي (آزمون عشق)undefinedمجموعه مقالات عشق شناسي (آزمون عشق)
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  19. صلوات ها 8


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 18 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    عشق، ازدواج، گسيختگى خانواده
    پدیدآورنده:حسين حسينى‏تبار كريمى،

    چكيده:

    ازدواج، مهم‏ترين رخداد زندگى هر انسانى پس از تولد و پيش از مرگ مى‏باشد. سيرى كه جهانيان در عصر مدرنيته و فرامدرنيته پيش رو گرفته‏اند، اگر چه از جذابيت‏ها و حساسيت‏هاى سنتى ازدواج كاسته است، ولى نمى‏توان نقش، اهميت و كاركرد آن را در جامعه ناديده گرفت. تشكيل خانواده كه با ازدواج آغاز مى‏گردد، نقش بسزايى در تداوم و مانايى بشر، تربيت و پيراستگى اخلاقى و حتى شخصيت‏ بخشى مردان و زنانى دارد كه هسته اصلى اجتماعات انسانى‏اند.

    چندان به بيراهه نرفتيم اگر استحكام يك جامعه را به قابليت‏ هاى كوچك‏ترين واحد اجتماعى ـ خانواده ـ نسبت دهيم؛ مجموعه‏اى كه با توانايى‏هاى خود، اركان صعود و نزول كيفيت جامعه را درون خود پرورش داده و به وسيله آن ماندگارى جوامع انسانى را تضمين مى‏كند. پديده ازدواج به مثابه نقش خانواده در جامعه، يك فرايند اجتماعى است و ما را وادار مى‏كند با طرح حساسيت‏هاى رايج آن در برابر رابطه فرد و جامعه، به تعريف ماهيت وجودى و عوامل مرتبط با آن بپردازيم.

    ازدواج از نظر اسلام، پيمانى مقدس است؛

    پيمانى كه برقرارى آن بر اساس مقررات، آداب و رسوم،

    تشريفات و سنن و قوانين خاصى است.


    ازدواج

    انسان موجودى اجتماعى است و براى آنكه بتواند نيازهاى خود را در قبال تداوم حيات استمرار بخشد به زندگى گروهى و ارتباط با ساير همنوعان خود نيازمند است. از جمله نيازمندى‏ها، نيازهاى روحى و جسمانى است كه با ازدواج و تشكيل خانواده برآورده مى‏شود. ازدواج عبارت است از «پيوند بستن دينى و رسمى يك زن و مرد براى شروع زندگى مشترك.» (انورى، 1381: 345) و يا «رابطه حقوقى است كه براى هميشه يا مدت معين به وسيله عقد مخصوص بين زن و مرد حاصل شده و به آنها حق مى‏دهد كه از يكديگر تمتع جنسى ببرند.» (معين، 1377:216(

    «ازدواج عملى است كه پيوند دو جنس مخالف را بر پايه روابط پاياى جنسى موجب مى‏شود [و آن [مستلزم انعقاد قراردادهاى اجتماعى است كه مشروعيت روابط جسمانى را موجب مى‏گردد. به بيان ديگر: در راه تحقق ازدواج بايد شاهد تصويب جامعه نيز باشيم».)ساروخانى، 1375: 23(

    «ازدواج از نظر اسلام، پيمانى مقدس است؛ پيمانى كه برقرارى آن بر اساس مقررات، آداب و رسوم، تشريفات و سنن و قوانين خاصى است. در سايه آن براى طرفين تعهدات و حقوقى پديد مى‏آيد كه تخلف آن موجب عقوبت و كيفر است.» (قائمى، 1375: 18)


    ازدواج عاقلانه

    حساسيت و اهميت ازدواج تا اندازه‏اى است كه بسيارى از پژوهشگران پيش از آنكه به عوامل شايع در روابط ارتباطى و محيطى خانواده گسيخته توجه كنند به زيرساخت و زيربناى خانواده نظر مى‏كنند. روشن است هر چه اساس و پايه زندگى بر حسب كنش منطقى و تفكرى صحيح صورت گيرد در آينده، كمتر با انباشت ناسازگارى‏ها و اختلاف همسران روبه‏رو خواهد بود. طبق ديدگاه پارتو (جامعه‏شناس ايتاليايى)، كنش منطقى داراى سه جنبه متفاوت و مرتبط با هم است: هدف عينى، ابزار و وسايل متناسب با اهداف و در انتها تأييد آگاهان.

    سؤال‏ها مى‏تواند به اين شكل مطرح شود: آيا مى‏توان ازدواج را يك هدف عينى تلقى كرد؟ براى موفقيت در ازدواج نياز است چه ابزار و وسايلى داشته باشيم؟ نقش والدين و ديگران تا چه اندازه مهم و معتبر است؟

    در پاسخ به سؤال اوّل بايد بپذيريم كه ازدواج يك هدف عينى در جهت ارضاى نيازهاى درونى و تكامل روحى و حتى جسمانى است. اهداف ازدواج، در يك بيان كلى و همه ‏پسند كه مكتب اسلام بيان كرده، به اختصار عبارت است از:

    1ـ پاسخ به نداى غريزه و فطرت

    2ـ ايجاد كانون آرامش براى همسران

    3ـ داشتن فرزند و تربيت كودكان و فرزندان سالم

    4ـ حفظ عفت و پاكدامنى

    5ـ دوستى، محبت و عشق

    6ـ اجراى سنت رسول‏اللّه‏(ص(

    7ـ تأمين سلامت جسم و روان و برقرارى تعادل در وجود آدمى

    8ـ كمك به تكامل و رشد يكديگر.

    با چنين كاركردهايى ازدواج يك هدف عينى است؛ منتها براى تكميل شدن ابعاد كنش منطقى نياز است به دو شرط ديگر نظرى بيندازيم.

    ابزارها و وسايل متناسب ازدواج را مردان و زنان تشكيل مى‏دهند ولى شيوه چيدمان آنها در كنار يكديگر و اينكه چه كسى، در چه صورت و با چه ويژگى‏هايى با شخصى ازدواج كند كه نهايت كاميابى و لذت را در زندگى‏اش تجربه كند، بحث مفصلى است. گوناگونى فرهنگى، نژادى، قومى و حتى ژنتيكى سبب شده انسان‏ها هر كدام نسبت به ديگران منحصر به فرد و يگانه باشند. انديشه دو نفر كاملاً شبيه به هم نيست؛ اين مورد حتى در باره دوقلوهايى كه از بسيارى جهات همانند هستند، قابل بيان است. اين موضوع زمانى حساس‏تر مى‏شود كه دو انسان از دو جنس مخالف قصد دارند روزها، ماهها و سال‏هاى زيادى در زير يك سقف زندگى كنند. به قول

    عشق در بهترين حالت يك ضعف اجتناب‏ناپذير و در بدترين حالت نوعى بيمارى روانى تلقى مى‏گردد.

    دكتر مساواتى‏آذر «بايد چنان رفتار كنند كه گويى مى‏خواهند دوست و رفيقى از جنس خود (نه از جنس مخالف) براى همه عمر برگزينند تا از افسون شهوت مصون بمانند.» (مساواتى ‏آذر، 1374: 274).



    منابع اسلامى ملاك‏ هاى ازدواج را غالبا به اين شكل مطرح مى ‏كند:

    1ـ توجه به بُعد مذهب و ديندارى

    2ـ داشتن اخلاق نيكو و حُسن خلق

    3ـ سلامت جسمانى

    4ـ توجه به خانواده

    5ـ توجه به اصل كفويت (همشأن بودن)

    اصل كفويت در بردارنده جنبه‏هاى مشخص‏ترى است:

    1ـ همسانى فكرى و روحى: استعداد، طرز فكر، ضريب هوشى و تحصيلات.

    2ـ همسانى جسمانى: زشتى و زيبايى، تفاوت سنى، بلندى و كوتاهى، لاغرى و چاقى.

    3ـ همسانى اجتماعى: طبقه اجتماعى.

    4ـ همسانى اقتصادى: درآمد، اشتغال، هزينه زندگى.

    5ـ همسانى فرهنگى: آداب و رسوم، لباس پوشيدن‏ها و ...

    6ـ همسانى سياسى: وابستگى حزبى و تفكرات سياسى.

    با اين حساب، انتخاب همسر متناسب و شايسته بيش از هر مسئله ديگرى در زندگى، نيازمند تأمل و دقت است. اهميت اين مسئله به خاطر اين است كه چون ازدواجى صورت گرفت گسست و فسخ قراردادى بدون تحمل فشارهاى روحى و آسيب‏هاى اجتماعى ميسر نيست. امرى كه با گزينش صحيح سبب خوشبختى و سرور مى‏شود اما در مقابل، گزينش ناصحيح، كوهى از مشكلات را به دنبال دارد.

    شايد بتوان بدون ازدواج زندگى كرد و خود را از بسيارى از موهبت‏هايى كه در ازدواج نهفته، محروم ساخت، اين بهتر از آن است كه ازدواجى صورت گرفته و اعضاى آن در عذاب تحمل هم باشند. مرحوم شهيد دكتر سيدرضا پاك‏نژاد در خصوص اين موضوع مى‏نويسد:

    «چنانچه ازدواجى شد و زن لباس مرد نبود و او را از گزندها و گرما و سرماهاى حاصل از ازدواج محافظت نكرد و به جاى ايجاد محيط مودت و رحمت، از مردش سلب آسايش نمود، يا از مرد رنق لباس رفاه و مودت را بر كند، غنايى كه از فضل خدا روى آورده باشد از آنجا دور است. مرد كه احساس مى‏كند بايد خرج زن و زندگى كند بهتر كار مى‏كند و احساس مسئوليت او را به غنا مى‏كشاند. اما اگر زن لباسش و انسانش و عشقش نباشد، با دلسردى چه كند و چه كارى و چه غنايى جهت چى؟!» (پاك‏نژاد، 1374: 232.)

    شرط سوم در كنش عقلايى تأييد آگاهان است. در اين قسمت مى‏توان به حضور والدين و سايرين اشاره كرد. به نوعى مى‏توان والدين و بزرگ‏ترها را «مظهر گرايش اولى» ناميد (ساروخانى، 1375: 104)


    ازدواج احساسى

    در چنين ازدواج‏هايى همسران كفو هم نيستند. ملاك‏ها و همسانى ‏ها رعايت نشده و موازين، آن گونه كه بايد در نظر گرفته شود، خواه به عمد و خواه ناآگاهانه به فراموشى سپرده شده است.

    اهداف هم مى‏تواند ناصحيح و نامناسب باشد، از جمله ازدواج تنها به خاطر كامجويى و لذت جنسى، ازدواج تنها به خاطر كسب مال و ثروت، ازدواج به خاطر رسيدن به پست و مقام و ... .

    عوامل زيادى در چگونگى شكل‏گيرى ازدواج عاشقانه مؤثر است مانند فقر فرهنگى، فقر اقتصادى، ازدواج تحميلى، ازدواج ترحمى و موردى كه در جامعه زياد ديده مى‏شود. «شايد كمتر ازدواجى را بتوان سراغ گرفت كه در آن هم مظاهر عالى عشق به چشم خورد و هم با تمامى معيارهاى مصلحت سازش يابد. در آنان كه فقط به توسن علايق فردى و احساسات مجال مى‏دهند به زودى با سرماى سخت زمستانِ واقعيت مواجه شده و خواهند لرزيد.» (ساروخانى، 1375: 104)


    عشق چيست؟

    دامنه تعريف عشق از فلسفه گرفته تا الهيات و علوم اجتماعى، تعاريف متعددى دارد. اما آنچه كه به آن نياز داريم و در پى تشريح آن در قالب ازدواج هستيم تنها به موردى اشاره مى ‏كند كه زن و مرد در دو طرف بازوان عشق قرار مى‏گيرند. عشق يعنى «گرايش عاطفى شديد كه معمولاً ناشى از انگيزه جنسى است. مهر يا علاقه ، دلبستگى بسيار به چيزى و يا كسى» (انورى، 1381: 5023) «چيره گرديدن دوستى بر كسى، تعلق قلبى به كسى، به حد افراط دوست داشتن، در گذشتن از حد دوستى» (دهخدا 1377: 15900)

    عشق بيانگر دلبستگى فيزيكى و شخصى متقابلى است كه دو نفر نسبت به يكديگر احساس مى‏كنند. اين روزها بسيارى از ما در باره اين نظر كه عشق هميشگى است ترديد داريم اما معمولاً فكر مى ‏كنيم كه عاشق شدن از احساسات و عواطف انسانى ناشى مى‏گردد. براى زوجى كه عاشق مى‏شوند كاملاً طبيعى به نظر مى‏رسد كه بخواهند زندگى مشتركى را آغاز كنند و رابطه‏شان با يكديگر در جستجوى ارضاى شخصى و جنسى باشد.

    منطقى بودن رفتار ممكن است اين تصور را در ذهن ايجاد كند كه عشق در روابط همسران غيرضرورى و غيرقابل پذيرش است. اما هرگز چنين نيست.

    عشق در بهترين حالت يك ضعف اجتناب‏ناپذير و در بدترين حالت نوعى بيمارى روانى تلقى مى‏گردد. (گيدنز، 1989: 10)


    عشق: بد يا خوب

    منطقى بودن رفتار ممكن است اين تصور را در ذهن ايجاد كند كه عشق در روابط همسران غيرضرورى و غيرقابل پذيرش است. اما هرگز چنين نيست بلكه عشق براى تداوم زندگى پس از ازدواج ضرورى و مهم است. زن و شوهرى كه تا پيش از ازدواج و شروع زندگى مشترك در قلب يكديگر نفوذ نكرده‏اند، در آينده و پس از ازدواج كمتر خواهند توانست به اين مهم نائل بيايند. عشق عنصر ناگريز خوشبختى است و هديه‏اى است كه از سوى خداوند براى زن و مرد از آسمان فرود مى‏آيد (آيه 21 سوره روم)؛ پيوند دهنده قلب‏ها و روشنى بخش چشم‏هايى است كه به اميد داشتن هدف‏هايى والا مبادرت به آن كرده‏اند. هدف ما از بحث، عشق‏زدايى كردن و پاك‏سازى آن در ازدواج نيست زيرا همان گونه كه ازدواج كوركورانه در اثر عشقى آتشين، ويران كننده و نامطمئن است، حسابگرى كامل در ازدواج، سرانجام مطمئنى نخواهد داشت.

    در كل، نقص ازدواج عاشقانه، كاستى در شناخت و آگاهى شخصى است كه نياز هست بيشتر به عيب‏هاى او نظر انداخت. در اين باره برخى از نويسندگان و محققين چنين بيان مى‏ كنند:

    «مهم‏ترين دليل جدايى به فرايند معيوب انتخاب همسر برمى ‏گردد و اينكه ازدواج صرفا بر اساس روابط احساسى و زودگذر شكل مى‏گيرد. تحقيقات نشان داده است 30 درصد طلاق‏ها در سه سال اوّل ازدواج رخ مى‏دهد چرا كه در طى دو سال اوّل زندگى احساسات فروكش كرده و چهره واقعى افراد مشخص مى‏شود و مشكلات زندگى خود را نمايان مى‏سازد.» (تواناعلمى،1383)

    «برخى از جوانان تصورى غلط از زندگى مشترك دارند. آنها قبل از ازدواج در رؤياهاى خود حرف از عشق و تفاهم مى‏زنند ولى وقتى وارد زندگى شدند و خود را با واقعيات زندگى روبه‏ رو ديدند متوجه مى‏شوند كه واقعيت فراتر از احساس است. جوان از همسر آينده الگويى مثل اينكه «همسرم هميشه بايد به خاطر عشقى كه به هم داريم درستكار باشد» در ذهن دارد و اينكه مرا كاملاً درك كند. اگر ظنى ايجاد شد همسرش را نسبت به عشقش گناهكار مى‏داند.» (مردم‏سالارى،1381)

    هنگام تصميم ‏گيرى در انتخاب شريك زندگى هيچ كس نمى‏خواهد مرتكب اشتباه شود در حالى كه نزديك به 5 درصد از آمار طلاق بيانگر از آن است كه بسيارى از افراد در انتخاب همسر مورد نظر خود اشتباهات جدى مى‏كنند.

    84 درصد طلاق ‏ها به خاطر ازدواج‏هايى است كه بدون نظر و حمايت فكرى والدين صورت مى ‏گيردو به همين دليل مدت زندگى زناشويى [كاهش و] تنزل پيدا كرده است.

    اگر از بيشتر زوج‏ها علت ازدواج‏شان را سؤال كنيد جوابى جز اينكه عاشق يكديگر بوديم نخواهيد شنيد. اين بزرگ‏ترين اشتباهى است كه افراد هنگام انتخاب مى‏كنند. انتخاب يك شريك و يار و همراه در زندگى هرگز نبايد بر پايه عشق و احساس باشد. هر چند اين مطلب درست به نظر مى‏رسد اما حقيقتى ژرف و عميق است كه عشق اساس و پايه‏هاى ازدواج نيست، بلكه عشق و علاقه نتيجه و پيامد ازدواجى خوب و موفق است. مى‏توان گفت زمانى كه تمام عوامل و عناصر صحيح در جاى خود باشند عشق و علاقه را نيز به دنبال مى‏آورند. (رئوف‏نژاد: 50)

    84) درصد طلاق‏ها به خاطر ازدواج‏هايى است كه بدون نظر و حمايت فكرى والدين صورت مى‏گيرد و به همين دليل مدت زندگى زناشويى [كاهش و] تنزل پيدا كرده است. عمده طلاق‏ها و فروپاشى زندگى در پنج سال اوّل زندگى مشترك است.» (باكى، 1383) دكتر مساواتى‏آذر در كتاب جامعه‏شناسى انحرافات، با تشريح اين موضوع كه هرگز به خاطر عشق ازدواج نكنيد، ازدواج عاشقانه را زهرآگين‏ترين ازدواج‏ها لقب مى‏دهد.

    او از تحقيقى مثال مى‏آورد كه توسط دكتر «استل پنستى» صورت گرفته است. اين كارشناس تحقيقات خود را در مدت سى سال به مطالعه پرونده‏هاى ازدواج و طلاق در شهرهاى پرجمعيت آمريكا و كشورهاى ديگر جهان متمركز كرده، در پنج سال با سه هزار زن و مردى كه به دنبال عشقى شديد ازدواج كرده‏اند، مصاحبه حضورى به عمل آورده است. وى از تحقيقات خود نتيجه گرفته است: «اينك دادگاههاى طلاق در سراسر جهان، پر از زنان و مردانى است كه روزگارى چون جان شيرين همديگر را دوست داشتند و خود را يك روح در دو بدن تصور مى ‏كردند و به خاطر همين تصور شوم، ازدواج كردند و حالا چون دشمنان ديرينه كه گويى با هم پدر كشتگى دارند از همديگر اظهار نفرت و انزجار مى ‏كنند و خنجر كشيده در برابر هم ايستاده ‏اند ... افسانه عشق يكى از مخرب‏ترين اختراعات بشر است.»

    به نظر او عشق بين زن و مرد وجود ندارد؛ هر چه هست تصور و پندار است و هيچ تصور و پندارى جاودانه نمى‏ماند. بنابراين شگفت‏انگيز نيست اگر مى‏بينيم تنها در آمريكا از هر صد ازدواج عشقى، نود و سه تاى آن با شكست دردناك روبه ‏رو شده‏اند. (مساواتى‏آذر، 1374: 268)


    آسيب‏ شناسى ازدواج عاشقانه

    فروپاشى و از بين رفتن بيشتر خانواده ‏هايى كه روزى عاشق يكديگر بوده ‏اند اولين آسيبى است كه ازدواج ‏هاى نامقعولانه و غيرمنطقى مى‏ بيند. البته گاهى هم اتفاق مى‏افتد كه منجر به ازدواج نشده آنگاه به مراتب دردناك‏تر از پيش مى‏باشد. افسردگى روحى، خودكشى و نوميدى از زندگى مى‏تواند بعدها در روابط فردى به وجود آيد. دسته ديگر علاوه بر چشيدن ناكامى، متوسل به خشونت مى‏شوند و مى‏خواهند از اين طريق آنچه را كه نتوانستند به دست بياورند جبران كنند. تيتر روزنامه در صفحه‏هاى حوادث، هر روز از چنين اتفاقاتى خالى نيست و ما شاهد هستيم قتل‏ها و جنايت‏هاى وحشتناكى به نام عشق و روابط عاشقانه صورت مى‏گيرد كه نشان از جنون و بيمارى روانى آنهايى دارد كه به نوعى سرخورده از عشق لقب گرفته‏اند.

    منصفانه نيست مانند دكتر استل‏ پنستى، عشق را نوعى تصور و تفاهم فرض كنيم و يا مانند «گيدنز» يك بيمارى روانى قلمداد نماييم ولى هر چه كه هست اگر ادعا كنيم ازدواج هر چه سنجيده‏تر و مناسب‏تر و بر اساس عقل و منطق صورت پذيرد استحكام و پايدارى خانواده بيشتر خواهد بود؛ و هر چه زناشويى نامناسب‏تر و بر اساس رفتارى غيرعقلايى تأثير گرفته باشد گسيختگى خانواده بيشتر اتفاق خواهد افتاد.

    منابع و مآخذ: ـــــــــــــــــــــــــ ـ
    1ـ آرون، ريمون (1993) مراحل اساسى سير انديشه در جامعه‏شناسى، ترجمه باقر پرهام، 1372، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى، تهران، چاپ سوم.
    2ـ كوزر، لوئيس (1971)، زندگى و انديشه بزرگان جامعه‏شناسى، ترجمه محسن ثلاثى، 1358، انتشارات علمى، چاپ پنجم.
    3ـ ساروخانى، باقر(1375)، مبانى جامعه‏شناسى خانواده، انتشارات سروش، تهران، چاپ دوم.
    4ـ انورى، حسن و همكاران (1381)، فرهنگ بزرگ سخن، انتشارات سخن، جلد اوّل، تهران، چاپ اوّل.
    5ـ معين، محمد(1377)، فرهنگ فارسى، انتشارات امير كبير، تهران، چاپ دوازدهم.
    6ـ مساواتى آذر، مجيد (1374)، جامعه‏شناسى انحرافات، انتشارات نوبل، چاپ اول، تبريز.
    7ـ دهخدا، على‏اكبر(1377)، لغت نامه دهخدا، جلد دهم، انتشارات دانشگاه تهران، تهران، چاپ دوم.
    8ـ گيدنز، آنتونى (1989)، جامعه‏شناسى، ترجمه منوچهر صبورى، نشر نى، تهران، چاپ پنجم.
    9ـ پاك‏نژاد، سيدرضا (1376)، ازدواج مكتب انسان‏سازى، جلد دوم، انتشارات اخلاق، قم.
    10ـ باكى، نازنين، روزنامه همبستگى 4/3/84، طلاق، زلزله‏اى با پس‏زلزله‏هاى مداوم.
    11ـ روزنامه مردم‏سالارى، نگاهى به علل اجتماعى طلاق.
    12ـ تواناعلمى، فاطمه، روزنامه خراسان 24/6/83، مهم‏ترين علل طلاق به روايت آمار.
    13ـ رئوف‏نژاد، نرگس، نشريه موفقيت، شماره 50، عشق اساس و پايه ازدواج نيست.
    انتخاب يك شريك و يار و همراه در زندگى هرگز نبايد بر پايه عشق و احساس باشد.
    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۱/۱۲/۲۴ در ساعت ۰۰:۰۴
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  21. صلوات ها 7


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۰۷/۰۶, ۲۳:۳۶ : 4

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود