صفحه 2 از 2 نخست 12
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عصمت رسول خدا....خیلی واجبه

  1. #11

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    فلسفه - فقه استدلالی
    نوشته
    885
    حضور
    13 روز 5 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3129

    مطلب




    بسم الله الرحمان الرحیم
    با سلام و تشکر
    نقل: سلام عزیزان
    بهتره به جای این حرفها و توجیهات یه کم فکر کنیم!
    منظور ما از معصوم یعنی <بی گناه مطلق> وهیچ چیز در این دنیامطلق نیست پس:
    هیچ<بی گناه مطلق>ای وجود ندارد
    .
    اینکه شما می گویید "هیچ چیز در این دنیا مطلق نیست" به عنوان کبرای دلیل شماست و وقتی برهان شما تمام است که کبری به نحو سالبه کلیه صحیح باشد. ولی کلیت آن با بیان خدای متعال مخدوش است چرا که در آیه (إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً) با توجه به ظاهر آیه و قرائن متصله و منفصله فراوان موجود در مورد آیه عصمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و اهل بیت او علیهم السلام ثابت می شود. و معنای عصمت با توجه به نکات زیر روشن می شود:
    - کلمه "الرجس" که "ال" جنس
    ( که مفید عمومیت است) بر سر آن آمده، هر گونه پلیدی را در بر می گیرد.
    - کلمه" تطهير" که به معنى پاك ساختن و در حقيقت تاكيدى است بر مساله" اذهاب رجس" و نفى همه پليديها، و ذكر آن به صورت" مفعول مطلق" در اينجا نيز تاكيد ديگرى بر اين معنى محسوب مى ‏شود، دلالت بر عصمت (دوری از هر گونه گناه و پلیدی: دوری از گناهان بصورت مطلق)
    اهل بیت علیهم السلام دارد.
    بنابراین کلام شما که در این دنیا هیچ چیز مطلق نیست باطل است.و در نهایت نتیجه شما از این کبرای باطل نیز یعنی
    هیچ<بی گناه مطلق>ای وجود ندارد نیز باطل خواهد بود.
    سر مطرح شدن این شبهات و این مطالب نادرست عدم تمسک به قرآن و اهل بیت علیهم السلام بصورت توامان است که بنابر روایت ثقلین که مورد اتفاق همه مسلمانان است موجب گمراهی می شود( ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا)
    موفق باشید

    ویرایش توسط سعید : ۱۳۹۰/۱۱/۰۳ در ساعت ۲۰:۱۸

  2. صلوات ها 3


  3. #12

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    مولا و مقتدای آزادمردان جهان، امیرالمومنین(ع)
    نوشته
    1,757
    حضور
    50 روز 4 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4125

    جمع بندی




    پرسش:
    اگرچه پیامبر(ص) در دریافت و ابلاغ پیام الهی کاملا معصوم بوده اند، اما با توجه به آیاتی چون آیه 1 سوره تحریم، و 43 سوره توبه و مانند آن چه اشکالی دارد که معتقد شویم پیامبر(ص) در سایر عرصه ها، خصوصا رفتارهای اجتماعی و شخصی زندگی شان معصوم نبوده اند، بلکه قرآن اشتباهات ایشان را ذکر می داده، اما ائمه(ع) چون ارتباط وحیانی نداشته اند که اشتباهاتشان تذکر داده شود، مطلقا معصوم نبوده اند.

    پاسخ:

    برای پاسخ به این سوال باید به چند نکته توجه بفرمایید:

    نکته اول:
    ادله عقلی محکم و برهانی بر اینکه انبیاء و ائمه(علیهم السلام) باید در حیطه رفتارها هم معصوم باشند وجود دارد، ادله ای چون:

    دلیل اول
    : از آن جا كه هدف از بعثت انبيا هدايت و راهنمايي انسانها به سوي حقايق و وظايفي است كه خداوند براي بشر تعيين كرده است، و در حقيقت انبيا و اوصياي آنان، خليفه و نمايندگان الهي در ميان بشر و مأمور ابلاغ دين خدا و هدايت بشرند، اگر خود آنان به دستورهاي دين و پيام رسالت‌شان عمل ننمايند و گرفتار لغزش‌هاي علمي و عملي بشوند، مردم هيچ گونه اعتمادي به آنان پيدا نمي‌كند، در نتيجه اهداف بعثت تحقق نخواهد يافت. بنابراين حكمت و لطف خداوند اقتضا مي‌كند كه فرستادگان او از مصونيت كامل و عصمت در هر دو بعد عقل نظري و عقل عملي برخوردار بوده و نه تنها دچار معصيت و گناه نشوند. بلكه سهو و نسيان نيز در ساحت قدس آنان راه پيدا نكند.(1)

    دلیل دوم:
    دليل عقلي ديگر بر عصمت آن است كه انبيا، گذشته از آموزش و ابلاغ احكام خداوند مسئول پرورش و تربيت مردم نيز هستند. لذا در قرآن كريم آمده است: لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَي الْمُؤْمِنينَ إِذْ بَعَثَ فيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي ضَلالٍ مُبينٍ(2) به راستي خدا بر مؤمنان منت نهاد آنگاه كه در ميانشان پيامبري از خودشان برانگيخت تا آيات او را بر آنان بخواند و پاكشان كند و كتاب و حكمتشان بياموزد، در حالي كه بي ترديد پيش از آن در گمراهي آشكاري بودند.
    بدون شک اين مهم (تربيت و تزكيه نفوس) در صورتي تأمين خواهد شد كه مربيان اصلاح و تربيت، خودساخته، صالح و از هرگونه معصيت و نقص پاك و منزه باشند، و گرنه به طور مسلّم «فاقد شيء معطي شيء» نخواهد شد.(3)
    علاوه بر اینکه روشن است مردم به حرف كسي كه كردارش با گفتارش مطابقت ندارد، اطمينان نکرده، و از او پیروی نمیکنند، پس واجب است كه انبيا از چيزي كه سبب عذاب و خروج آنان از ولايت الهي مي‌شود، ‌منزه باشند.(4)

    دلیل سوم
    : دليل ديگر آن است كه اطاعت و پيروي از پيامبران الهي واجب است و اگر آنان معصيت انجام دهند وظيفه مردم نسبت به آنان دو صورت خواهد داشت، اگر پيروي آن ها را نكنند و هر كاري كه پيامبران انجام مي‌دهند به جا نياورند، فايدة بعثت از بين خواهد رفت. زيرا خداوند پيامبران را براي آن فرستاده است كه مردم كردار آنها را سرمشق و الگو قرار دهند و با بهره‌گيري از آن سرمشق، خود را به كمال مطلوب انساني‌شان برسانند. و اگر پيروي كنند بايد مثل آنان هر كاري را، گرچه خلاف و معصيت باشد بايد انجام دهند. در حالي كه هيچ پيامبري مردم را به گناه فرا نمي‌خواند و اساساً پيامبران براي هدايت و جلوگيري از معصيت فرستاده مي‌شوند. پس معلوم مي‌شود كه گناه اساساً با انگيزه بعثت ناسازگار است و انبيا نبايد گناه كنند.(5)

    بنابراین حتی اگر آیات و روایاتی در ظاهرشان مخالف با این ادله برهانی باشند، روشن میشود منظور آنها چیز دیگری است، همان طور که به خاطر وجود ادله قطعی بر اینکه خدا جسم نیست، می فهمیم که مراد قرآن از کلماتی چون «ید الله» یا «وجه الله» چیز دیگری است.

    نکته دوم:
    آیاتی که فرموده اید هرگز اثبات کننده اشتباه در رفتار پیامبر(صلی الله علیه و آله) نبوده اند:

    آیه اول:
    «يَأَيهُّا النَّبىِ‏ُّ لِمَ تحُرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِى مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيم‏»؛ اى پيامبر! چرا چيزى را كه خدا بر تو حلال كرده بخاطر جلب رضايت همسرانت بر خود حرام مى‏كنى؟! و خداوند آمرزنده و رحيم است.(6)
    این آیه شریفه هرگز به این معنا نیست که پیامبر(صلی الله علیه و اله) حکم خدا را تغییر داده و امر حلالی را حرام کرده اند، بلکه یک رفتار شخصی بوده، یعنی آنچه که در حکم خدا حلال است را با قسم بر خود حرام کرده، و مصرف نمی کرده اند(7)
    پس روشن میشود که در این آیه هیچ توبیخی نیست، بلکه ز روی دلسوزی و شفقت است(8) مانند این است که به مادری که از دست فرزندانش دارد زجر می کشد می گوییم: رهایشان کن چرا خودت را زجر می دهی؟
    اینجا هم خداوند چنین رویکردی را به پیامبر(صلی الله و علیه و آله) دارد که از دست همسرانش دارد آزار و اذیت میشود و به خاطر این مسائل امور حلال را بر خود حرام می کند.

    آیه دوم:
    «عفَا اللّهُ عَنكَ لِمَ أَذِنتَ لَهُمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُواْ وَتَعْلَمَ الْكَاذِبِينَ»؛ خدايت ببخشايد چرا پيش از آنكه [حال] راستگويان بر تو روشن شود و دروغگويان را بازشناسى به آنان اجازه دادی.(9)

    این آیه اصلا در صدد نقد رفتار پیامبر(صلی الله علیه و اله) نیست، بلکه می خواهد از باب کنایه «در به تو میگویم، دیوار تو بشنو» به منافقین طعنه بزند که با اندک امتحانی هویت و ماهیت خویش را افشا می کنند، پس اينكه فرمود" چرا به ايشان اجازه دادى" معنايش اين است كه اگر اجازه نمى‏دادى بهتر و زودتر رسوا مى‏شدند، و ايشان بخاطر سوء سريره و فساد نيت، مستحق اين معنا بودند، نه اينكه بخواهد بفرمايد: بهتر بود اجازه نمی دادی! چون منافقین اگر اجازه نیامدن نمی گرفتند و به اجبار می آمدن نه تنها ثمره ای برای اسلام نداشتند، بلکه بالعکس موجب ضرر می شدند، همان طور که خود قرآن کریم در چند آیه بعد می فرماید:
    «لَوْ خَرَجُوا فِيكُمْ ما زادُوكُمْ إِلَّا خَبالًا وَ لَأَوْضَعُوا خِلالَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَ فِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ ...»؛ اگر آنها همراه شما (بسوى ميدان جهاد) خارج مى‏ شدند، جز اضطراب و ترديد، چيزى بر شما نمى ‏افزودند و بسرعت در بين شما به فتنه‏ انگيزى (و ايجاد تفرقه و نفاق) مى ‏پرداختند.(10)

    پس از اين آيه بر مى‏ آيد كه مصلحت اذن دادن ایشان بيشتر بوده، زيرا اگر اذن نمى‏ داد و منافقين را با خود مى‏ برد، بقيه مسلمانان را هم دچار خبال، يعنى فساد افكار مى‏ كرد، و هم اتحاد و اتفاق آنان را مبدل به تفرقه و اختلاف مى‏ نمود. پس، اصلح همين بود كه اجازه تخلف بدهد تا با مسلمانان به راه نيفتند، اما خداوند باید کسانی که بدون عذر و از سر نفاق آمده و اذن گرفتند را رسوا سازد. (11)
    بنابر آنچه گذشت، این دو آیه حتی دلالتی بر خطای پیامبر(صلی الله علیه و اله) هم ندارند چه برسد به گناه!

    نکته سوم:
    عصمت ائمه اطهار(سلام الله علیهم)
    همان طور که از نکات پیش روشن شد پیامبر(صلی الله علیه و اله) هرگز اشتباه نمی کرده اند که خداوند با وحی بخواهد ایشان را اصلاح کند، اصلا از اساس وحی هیچ دخالتی در عصمت ندارد، کسانی که چنین ادعایی می کنند باید دلیلی بر آن بیاورند، علاوه بر اینکه عصمت باید پیش از وحی باشد تا ما به آن وحی اعتماد کنیم، اگر پیامبر(صلی الله علیه و اله) معصوم نباشند حتی در خود وحی هم تردید خواهد بود، پس عصمت و وحی دو مقوله کاملا جدا از یکدیگر هستند.
    فارغ از نکته ای که گذشت، ادله متعددی بر عصمت ائمه اطهار(سلام الله علیهم) دلالت می کند، ما به چند مورد اشاره می کنیم:

    اول: آیه ابتلاء ابراهیم

    «وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتي‏ قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمين‏»؛ هنگامى كه خداوند، ابراهيم را با وسايل گوناگونى آزمود. و او به خوبى از عهده اين آزمايشها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم!» ابراهيم عرض كرد: «از دودمان من (نيز امامانى قرار بده!)» خداوند فرمود: «پيمان من، به ستمكاران نمى‏رسد! (و تنها آن دسته از فرزندان تو كه پاك و معصوم باشند، شايسته اين مقامند) (12)
    در این آیه شریفه، حضرت ابراهیم(علیه السلام) امامت را برای فرزندان خویش از خداوند طلب نمود، و خداوند به طور مطلق و بدون قید و شرط فرمود: هر کدام که به هر شکل و در هر زمانی ظالم باشند، چه زیاد و چه اندک، چه توبه کنند و چه نکنند، عهد من به ایشان نخواهد رسید.(المیزان فی تفسیر القرآن،، ج1، ص274)

    دوم: آیه صادقین

    «یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله وکونوا مع الصادقین»؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از خدا بپرهیزید، و با صادقان باشید!(13)
    قرآن کریم در این آیه نمی فرماید از صادقین باشید، بلکه می فرماید: همراه صادقین باشید، این نشان می دهد که «صادقین» در این آیه شریفه ما نیستیم، چون ما مامور به همراهی با ایشان هستیم، و چون مامور به همراهی کامل با ایشان هستیم بنابراین باید معصوم باشند، همانطور که فخر رازی از بزرگترین مفسرین اهل سنت این مطلب را بیان کرده است، اما چون به خاطر سنی بودنش، بعد از پیامبر، معصوم دیگری را قبول ندارد، به توجیه آیه پرداخته است!(14)

    سوم: آیه اولی الأمر

    «یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله واطیعوا الرسول واولی الامر منکم»؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از خدا اطاعت کنید، و از پیامبر خدا و اولو الأمر اطاعت کنید.(15)
    علاوه بر مفسرین شیعه، باز هم فخر رازی می گوید چون خداوند بدون هیچ قید و بندی به اطاعت از اولی الامر فرمان داده است، قطعا«اولی الامر » باید معصوم باشند، اما همانطور که اشاره شد چون پس از پیامبر معتقد به عصمت کسی نیست باز هم دست به توجیه آیه زده است!(16)

    چهارم: آیه تطهیر

    «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیرا»؛ خداوند فقط می‌خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد.(17)
    اما شفاف تر از دو آیه پیشین، در مورد عصمت اهل بیت(علیهم السلام) آیه تطهیر است، که ابوجعفر طحاوی از علمای بزرگ اهل سنت که بسیار مورد قبول وهابیون هم هست در کتاب مشکل الآثار پس از بررسی روایات در خصوص شان نزول این آیه میگوید:
    این آیه فقط در شأن پنج تن اصحاب کساء نازل شده است.(18)

    و روایات فراوانی چون حدیث غدیر، حدیث منزلت، حدیث سفینه، حدیث علی مع الحق، و مانند آن هم به وضوح بر عصمت دلالت دارند که در جای خود به تفصیل بحث شده است.



    _________________________________
    1. سبحاني، جعفر، منشور جاويد، قم، انتشارات اسلامي، ج 5، ص32؛ مصباح يزدي، محمدتقي، آموزش عقايد، تهران، سازمان تبليغات اسلامي، چاپ اول، سال 1367ش، ج 2، ص67.
    2. آل عمران:164/3.
    3. سبحاني، جعفر، منشور جاويد، قم، انتشارات اسلامي، ج 5، ص32؛ مصباح يزدي، محمدتقي، آموزش عقايد، تهران، سازمان تبليغات اسلامي، چاپ اول، سال 1367ش، ج 2، ص67.
    4. سبحاني، جعفر، الهيات، علي هدي الكتاب و السنة و العقل، نشر المركز العالمي للدراسات الدينيه، چاپ دوم، سال 1411 ق، ج 2، ص 157.
    5. جوادي آملي، عبدالله، وحي و نبوت، تفسير موضوعي قرآن كريم، قم، نشر مركز اسراء، چاپ اول، 1381 ش، ش3، ص 231.
    6. تحریم:1/66.
    7. طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، نشر جامعه‏ى مدرسين‏، چاپ پنجم، 1417ق، قم ج19، ص330.
    8. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، دار الكتب الإسلامية، چاپ اول، 1374ش، تهران، ج24، ص273.
    9. توبه:43/9.
    10. توبه:47/7.
    11. ر.ک: المیزان، ج9، ص285؛ تفسیر نمونه، ج7، ص429.
    12. بقره:124/2.
    13. توبه:119/7.
    14. رازی، فخرالدین، تفسیر کبیر، دار احياء التراث العربى‏، چاپ سوم، 1420ق، بیروت، ج16، ص 167.
    15. نساء:59/4.
    16. تفسیر کبیر، ج، 10، ص13.
    17. احزاب:33/33.
    18. طحاوی، ابوجعفر، بیان مشکل الآثار، موسسه الرسالة، 1415ق، بیروت، ج2، ص172-165.
    ویرایش توسط مدیر تدوین : ۱۳۹۶/۰۴/۳۱ در ساعت ۱۳:۲۴
    عصمت رسول خدا....خیلی واجبه

    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89

    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  4. صلوات ها 2


صفحه 2 از 2 نخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 10

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود