صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: در مورد اصحاب و شاگردان امام جواد ع مطالبی بفرمائید

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    نوشته
    24
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    100

    در مورد اصحاب و شاگردان امام جواد ع مطالبی بفرمائید




    در مورد اصحاب و شاگردان امام جواد ع مطالبی بفرمائید؟

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    51
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    234



    بسیاری از اصحاب امام جواد ـ علیه السلام ـ از اصحاب پدر بزرگوار و فرزندان آن حضرت بودند كه عده‌ای از آنها سالها عمر كرده و حتی تألیفات گرانبهایی مشتمل بر احادیث امامان ـ علیه السلام ـ از خود به یادگار گذاشته‌اند. یكی از اصحاب امام جواد ـ علیه السلام ـ حضرت عبدالعظیم حسنی است كه مقدار قابل توجهی حدیث از آن حضرت نقل كرده است. این بزرگمرد علویِ حسنی، در ری سكنی گزید و به ترویج و اشاعه احادیث اهل بیت ـ علیه السلام ـ همت گماشت. در اثر فعالیتهای او بود كه شیعیان ری رو به افزایش گذاشتند و تشیع در این دیار رو به گسترش نهاد.
    داود بن قاسم مشهور به ابوهاشم جعفری، یكی دیگر از اصحاب امام جواد ـ علیه السلام ـ است. او احادیث زیادی از امام جواد ـ علیه السلام ـ نقل كرده و یكی از برجسته‌ترین یاران آن حضرت می‌باشد. ابوهاشم از خاندان جعفربن ابی طالب بود و در كتب رجال از وی به نیكی یاد شده است.
    علی بن مهزیار یكی از اصحاب امام جواد ـ علیه السلام ـ و شخصیتی است پر ارج و شناخته شده در میان شیعیان؛ وی در اصل از هندیجان بود و پس از آن كه به اهواز آمد، به اهوازی شهرت یافت. به نوشته نجاشی او از امام رضا و امام جواد ـ علیه السلام ـ هر دو روایت نقل كرده و از نزدیكان امام جواد ـ علیه السلام ـ بوده و آن حضرت در بزرگداشت وی عنایت ویژه‌ای داشته‌اند. روایات او از امام جواد ـ علیه السلام ـ نسبتأ زیاد است.به نوشته نجاشی، ابن مهزیار با علی بن اسباط كه فطحی مذهب بود، مناظراتی داشت ومسائلی در این باره میان آن دو رد و بدل گردید. سرانجام آن دو مسائل مورد بحث خود را پیش امام جواد ـ علیه السلام ـ بردند كه این امر، با بازگشت علی بن اسباط از عقیده باطل خود، خاتمه یافت.
    خیران الخادم یكی از وكلای امام جواد ـ علیه السلام ـ بود كه كشی از او یاد كرده است. ابراهیم بن محمد همدانی یكی از وكلای آن حضرت بوده و روایاتی از وی نقل كرده است.
    احمد بن محمد بن ابی نصر بُزَنطی كه از اصحاب اجماع به شمار می‌رود، یكی از یاران امام جوادـ علیه السلام ـ است. وی از خواص شیعیان امام رضا و امام جواد ـ علیه السلام ـ بود كه همه علمای رجال از او ستایش كرده‌اند. او در سال 221 بدرود حیات گفت. ابن ندیم از وی و كتابش كه مشتمل بر روایات او از امام رضا ـ علیه السلام ـ می باشد یاد كرده و دو كتاب «الجامع» و «المسائل» را از آثار وی دانسته است.

    1. كتابی با عنوان «عبدالعظیم الحسنی، حیاته و مسنده» توسط استاد عطاردی به رشته تحریر كشیده شده و مختصری از آن ذیل نامه آن بزرگوار در مسند امام جواد - علیه السلام - صص 298ـ 308 آمده است.
    2 . رجال النجاشی، ص 177.
    3 . مسند الامام الجواد - علیه السلام -، ص 316.
    4. رجال كشی، ص 508.
    5 . مسند الامام الجواد - علیه السلام -، ص 252 به نقل از جامع الرواه.
    6. الفهرست، ابن ندیم، ص 276.
    ویرایش توسط monsef : ۱۳۹۰/۰۷/۲۹ در ساعت ۰۹:۴۶

  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    نقل قول نوشته اصلی توسط جمال نمایش پست ها
    در مورد اصحاب و شاگردان امام جواد ع مطالبی بفرمائید؟
    با سلام
    شناسایی و جذب افراد مستعد و آماده و تربیت آنان بر اساس تربیتهای اسلامی و مجهّز ساختن آنان به انواع علوم مورد نیاز جامعه، از رسالتهای مهم ائمه اطهار(ع) بود و محدودیتهای اعمال شده از سوی حکومتهای مستبد و ظالم وقت، هر چند انجام این رسالت را در حدّ مطلوب با مشکلاتی مواجه می ساخت و بسیاری از افراد را از دستیابی به این سر چشمه های زلال دانش و معرفت و بهره گیری از آن محروم می کرد، ولی موجب تعطیل شدن آن نگشت.

    تشنگان حقیقت و شیفتگان امامت تحت پوششهای مختلف ،به محضر امامان(ع) می رسیدند و در حدّ ظرفیّت و میزان معرفت خود از اقیانوس بیکران دانش الهی آن بزرگواران جرعه ای می نوشیدند.
    اصحاب و یاران امام جواد(ع) بیش از تعدادی است که در اینجا به آنان اشاره می شود.

    در برخی منابع اسلامی نام بیش از 270 نفر به عنوان اصحاب آن حضرت آورده شده است.

    در این نوشتار مختصر از بعضی شاگردان آن حضرت، هر چند به طور اختصار یاد می شود تا ضمن تجلیل از این سنگربانان علم و فرهنگ، بعد علمی و تلاش فرهنگی پیش


    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518





    1ـ ابن سکّیت یعقوب بن اسحاق اهوازی شیعی

    ابن سکیت، نزد امام جواد و امام هادی(ع) از احترام زیادی برخوردار بود و از خصّیصین ایشان به شمار می رفت. همچنین او از امام جواد (ع) روایات و مسائلی نقل کرده است.(1)
    محل ولادت او «دورق اهواز» بود، دورق یکی از مراکز علمی و فرهنگی کهن ایران اسلامی است و علما، خطبا و شعرای شهیری از این منطقه قد برافراشتند؛ چنان که امروزه کلمه «دورقی» را در پی نام بسیاری از علمای بزرگ می بینیم.
    البته برخی بغداد را محل ولادت این شخصیت بزرگ شیعی می دانند.
    نام او را «یعقوب» و کنیه اش را «ابویوسف» نهادند.
    پدرش «اسحاق» نام داشت. این مرد صالح و درستکار در فنون ادبیات عرب، به ویژه لغت و شعر، استاد شمرده می شد، دوستدار دانشمندان بود، و از اصحاب کسائی، یکی از قراء سبعه، به شمار می آمد.
    اسحاق ادیبی فرزانه و شاعری زبردست بود؛ ولی براساس آموزه های اسلامی سکوت را بر سخن ترجیح می داد. به تدریج در سایه افراط درسکوت، به «سکیت» (بسیار سکوت کننده) شهرت یافت. بدین سبب، فرزندش را «ابن سکیت» خوانده اند.
    ابن سکّیت بر اثر دعای پدر و تلاشهای مستمرش در علوم مختلف اسلامی صاحب نظر گردید.
    به طوری که وی از علمای برجسته ادبیات عرب بوده، که در علم فصاحت و بلاغت و اشعار عرب ید طولائی داشته است، و کتاب مشهور «تهذیب الالفاظ اصلاح منطق»، در ادبیات، اثر اوست.
    ابن خلکان از یکی از علما چنین نقل می کند: کتابی در لغت بهتر از «اصلاح المنطق» از جسر (پل) بغداد نگذشته است. بدون تردید این کتاب سودمند و جامع بوده و بسیاری از لغات را گردآورده است و در نوع خود با این حجم بی نظیر است. گروهی به این کتاب پرداخته اند. «وزیر مغربی» آن را مختصر نموده و «خطیب تبریزی» به تنقیح و تهذیب این کتاب دست یازیده است.
    ابن خلکان به نقل از ابوالعباس المبرّد می گوید: «کتابی بهتر از «اصلاح المنطق» ابن سکیت در میان مؤلفین بغداد ندیدم.»
    و ثعلب می گوید: اصحاب ما اتفاق نظر دارند که پس از ابن اعرابی، کسی آگاهتر از ابن سکیت در علم لغت یافت نشده است.(2)
    سرانجام این یار وفادار و عالم بزرگ شیعی به دست متوکل ملعون به شهادت رسید و در این هیچ اختلافی وجود ندارد؛ اما در چگونگی شهادتش اختلاف است.

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    عبدالرحمان بن محمدبن انباری در کتاب «نزهة الالباء» و محمد بن احمد ازهری در کتاب «تهذیب اللغه» چنین آورده اند:
    علت خشم متوکل که باعث قتل ابن سکیت شد، این بود که روزی مردی قرشی و ابن سکیت و متوکل مشغول سخن گفتن بودند، خلیفه که درپی آزار مرد قرشی بود. ابن سکیت را فرمان داد تا وی را دشنام دهد.
    ابن سکیت که این را خلاف اخلاق می دانست، به امر خلیفه توجه نکرد و ناسزا نگفت؛ خلیفه این عمل ابن سکیت را ناپسند شمرده، به مرد قرشی گفت: همان کاری که ابن سکیت در باره تو انجام نداد، انجام ده.
    مرد قرشی که از متوکل می ترسید. به فرمانش عمل کرده و لب به یاوه گویی گشاد. ابن سکیت با مشاهده این بی احترامی از کرده خود پشیمان شد و گفت: ای خلیفه! اینک به فرمانت عمل می کنم و اورا ناسزا می گویم.
    متوکل گفت: آنچه اکنون می گویی، انتقام است نه اطاعت امر من.
    سپس به نوکران ترکش فرمان داد ابن سکیت را بزنند. آنها چنان لگد بر شکمش کوفتند که بیهوش گردید.
    سپس او را بر دوش گذاشته، به خانه اش بردند. استاد دو روز بعد، به سبب صدمات و جراحات عمیق به شهادت رسید.
    در باره شهادت این بزرگ مرد روایت مشهور دیگری نیز وجود دارد که اکثر منابع نیز آن را تأیید می کنند.
    روزی متوکل وارد کلاس فرزندانش شده، با ایشان گفتگو کرد و به ابن سکیت گفت: از تو می خواهم آنچه در دلت پنهان کرده ای آشکار کنی. بگو بدانم آیا فرزندان مرا بیشتر دوست داری یا فرزندان علی بن ابی طالب حسن و حسین را؟
    ابن سکیت از این سخن گستاخانه سخت عصبانی شده، گفت: به خدای علی اعلی سوگند، رتبه و مقام کمترین غلامان آن حضرت که قنبرحبشی است. از تو و فرزندانت بسی بالاتر و عظیم تر است. این عقیده با وجودم آمیخته و از من جدا نمی شود. متوکل که انتظار چنین صراحتی را نداشت. خشمگین شد و به غلامانش دستور داد زبان استاد را از پشت سرش بیرون آورند.
    گروهی براین عقیده اند که گردآوری اشعار «کمیت اسدی»، بزرگ شاعر شهید شیعه، توسط «ابن سکیت» سبب شهادت او شد؛ این کار مذهب واقعی اش را نمایان ساخت. متوکّل در پی بهانه ای بود تا ابن سکیت را به اظهار عقیده ناگزیر سازد. بنابراین، به کلاس درس فرزندانش رفت و آن پرسش را مطرح کرد. افزون براین، گروهی سودجو و شیعه ستیز که چه بسا به مذهب واقعی ابن سکیت پی برده بودند. در پی تحریک متوکل علیه او بودند.
    «ازهری» در «تهذیب اللغه» می گوید: پس از شهادت استاد بی درنگ ده هزار درهم دیه او را به خانواده اش پرداخت کردند. این کردار نشان می دهد که نقشه قتل ابن سکیت از پیش طراحی شده بود.
    شهادت آن بزرگوار در دوشنبه پنجم رجب سال 243 ـ 244 یا 246 هجری تحقق یافت.

    ادامه دارد....!
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    2ـ علی بن مهزیار اهوازی

    کنیه وی «ابوالحسن»، اهل دورق اهواز بود.(3)برخی معتقدند که وی اهل «هندیجان فارس» است.(4) او در اهواز نشو و نما کرد و به مرتبه «فقاهت» رسید.
    علی از بزرگان پرهیزگار و پاکدامن بود و راویان درباره او گفته اند: «هنگام طلوع خورشید برای خدا به سجده می افتاد و سرش را بلند نمی کرد تا این که هزار نفر از برادران دینی اش را دعا می کرد.
    ازاین رو، پیشانی وی در اثر سجده های زیاد و طولانی، همانند زانوی شتر، پینه زده بود و این نبود مگر بخاطر عبادت بسیار و سجده در پیشگاه حق.»(5)

    علی از یاران نزدیک امام رضا(ع) و همچنین امام جواد و امام هادی علیهما السلام به شمار می رفت و آن بزرگواران وی را به عنوان وکیل خویش منصوب کرده بودند، و توقیع (امضاء) آنها هنوز موجود است.
    وی از مفسّران قرن سوم هجری است و بیش از 30 کتاب و رساله در زمینه های مختلف معارف اسلامی دارد. او تفسیری دارد، و نیز کتابی به نام «حروف القرآن» در زمینه قرآن دارد.(6)
    او آثاری در زندگینامه پیامبران، فقه و مقالاتی در اشربه، بازرگانی و پیشه وری نگاشته است.(7)
    برخی از کتب علی بن مهزیار از این قرار است: کتاب الوضوء، کتاب الصلاة، کتاب الزکاة، کتاب الصوم، کتاب الحج، کتاب الطلاق، کتاب الحدود، کتاب الدیات، کتاب التفسیر، کتاب الفضائل، کتاب العتق و التدبیر، کتاب التجارات و الاجارات، کتاب المکاسب، کتاب المثالب، کتاب الدعاء، کتاب التجمّل و المروة و کتاب المزار...(8)
    علی بن مهزیار در اسناد حدود 437 روایت واقع شده است و از امام رضا، امام جواد و امام هادی علیهم السلام و دیگران حدیث نقل کرده است.(9)
    امام جواد (ع)، علی بن مهزیار را با پیامها و نامه های عطرآگینی ستود، از جمله حضرت در نامه ذیل او را چنین تحسین می کند: «ای علی! در پیروی کردن، انجام دستورات، خیرخواهی و پندگویی تو را آزمودم (و تو سرافراز از بوته آزمایش بیرون آمدی)، پس اگر بگویم کسی را مانند تو ندیده ام، چه بسا راست گفته باشم، خداوند به تو بهشت برین و آن مقامات والایی که نمی دانی پاداش دهد، من مقام تو و خدمات شبانه روزی تو را در سرما و گرما از نظر دور نداشته ام از خداوند می خواهم در روز قیامت که همه را گرد می آورد، آنچنان مخلوقات خود را شیفته و دوستدار تو کند که مایه رشک باشد، به درستی که خداوند شونده دعاهاست ...»(10)


    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    این نامه تجلیل، تقدیر و بزرگداشت امام را نسبت به علی به خوبی نشان می دهد و می بینیم که حضرت می فرماید در میان اصحاب خود کسی را مانند ابن مهزیار در دانش، پرهیزگاری و ورع ندیده است.
    با اندکی تأمل در این توقیعات امام جواد(ع) درباره علی بن مهزیار، می توان از جایگاه رفیع و ارزشمند او نزد اهل بیت(ع) آگاه شد؛ زیرا آن بزرگوران هیچ گاه اهل مبالغه و زیاده روی نبوده اند، ضمن این که همیشه پیرامون ائمه (ع) چنین شیعیان و اصحاب مخصوصی اگر چه به صورت معدود، حضور داشته اند که توانسته اند با توجه به ظرفیت بالای معرفت لیاقت خود و البته در پرتو عنایت خاص اهل بیت (ع) به چنین عنایات و مراتبی دست پیدا کنند.
    دیگر از خدمات این صحابی وفادار ائمه(ع) عبارتند از:
    شناساندن امام هادی (ع) به مردم بعد از شهادت پدر بزرگوارش. تبیین مسائل فقهی و پاسخگویی به سؤالات فقهی مردم. رساندن نظرات فقهی امام به مردم. ترویج ولایت امام جواد (ع) در ایران زمین به ویژه اهواز. بر عهده گرفتن وکالت امام جواد و امام هادی (ع). برقراری ارتباط مردم با امام، با وجود خفقان عباسی. منشأ آرامش و خیر بودن در اهواز.(11)
    در پایان باید گفت که علی بن مهزیار نه تنها خودش جزء اصحاب ویژه و مورد اطمینان اهل بیت (ع) به شمار آمده، بلکه خانواده اش نیز از این الطاف و عنایات بی بهره نبوده اند، به عنوان مثال برادر او یعنی ابراهیم نیز از شیعیان برجسته و با اخلاص بوده، و روایت شده که یکی از سفرای امام زمان(عج) بوده و توانسته خدمت آن حضرت مشرّف شود و داستان این زیارت معنوی، مشهور است و در کتاب شریف «کمال الدین» ذکر شده است. همچنین محمد، پسر علی بن مهزیار نیز از اصحاب و راویان ثقه حضرت هادی(ع) به شمار رفته است.
    سال رحلت او مشخص نیست. به یقین او تا تاریخ 229 ق. زنده بوده است؛ زیرا به قول نجاشی در آن تاریخ از محمد بن علی بن یحیی انصاری، معروف به «ابن اخی» زاده از او روایت کرده است.
    شایان توجّه این که: علی بن مهزیار که به خدمت حضرت ولیّ عصر علیه السلام تشرّف حاصل کرده است، علی بن ابراهیم مهزیار، برادر زاده علی بن مهزیار است.(12)
    مزار شریف علی بن مهزیار در شهر اهواز واقع شده است، و هم اکنون دارای بارگاه با شکوهی است و مورد توجّه مخصوص شیعیان و ارادتمندان به آستان اهل بیت (ع) قرار دارد.


    ادامه دارد....!
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    نوشته
    86
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    228



    حضرت امام جواد ـ عليه السّلام ـ امام نهم ما شيعيان باوجود عمر كوتاه مدت وشرايط خاص سياسي به تربيت شاگرداني پرداختند كه مايه استمرار و پايداري تشيع بودند.
    در اين بحث به برخي از اين بزرگواران اشاره خواهيم كرد.
    1. عبدالعظيم حسني: عبدالعظيم بن عبدالله بن علي بن حسن بن زيد بن حسن بن علي بن ابيطالب ـ عليه السّلام ـ ملقب به حسني است به خاطر انتسابش به امام حسن ـ عليه السّلام ـ وي از اصحاب امام جواد ـ عليه السّلام ـ و امام هادي ـ عليه السّلام ـ بوده است. و مشهور است كه وي در زمان امام هادي ـ عليه السّلام ـ وفات يافته. وي فردي جليل القدر و عالمي وارسته بوده كه روايات و احاديث زيادي از امام جواد و امام هادي ـ عليهم السّلام ـ نقل كرده است او كتاب «خطب اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ» و كتاب «اليوم و الليله» را تأليف نموده است.(1) محمد بن خالد برقي روايت مي‌ كند كه عبدالعظيم حسني از ترس سلطان وقت كه علويين را اذيت و آزار مي‌ كرد و آنان را به قتل مي‌ رساند، گريخت و به شهر ري آمد. و در خانه يكي از شيعيان سكونت گزيد، شيعيان خبر حضور ايشان را شنيدند.(2) و به نزدش آمده و به حديث او گوش فرا مي‌ دادند و سئوالات شرعي خود را مي‌ پرسيدند.(3) ايشان در سال 245 هـ.ق وفات يافته و هم اكنون مرقدش در شهرري نزديك تهران واقع شده و زيارتگاه عاشقان اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ مي‌ باشد. در برخي از روايات ثواب زيارت ايشان را معادل ثواب زيارت امام حسين ـ عليه السّلام ـ ذكر كرده اند.(4)
    2. احمد بن محمد بن ابي نصر بزنطي: وي از جمله ياران و اصحاب امام رضا و امام جواد ـ عليهم السّلام ـ بوده و نزد آن دو بزرگوار داراي منزلتي رفيع بوده است. وي احاديث زيادي از اين دو امام بزرگوار روايت كرده است ايشان از جمله محدثان شيعي موثق معرفي شده است.(5)
    بزنطي به عنوان فردي جليل القدر، فقيهي فاضل و يكي از اصحاب اجماع معرفي شده است.(6)
    شيخ طوسي در «الفهرست» آورده است: وي از ثقات اهل كوفه مي‌ باشد كه حضرت رضا ـ عليه السّلام ـ را ملاقات كرده است و نزد ايشان مقامي عظيم داشته است. وفات او در سال 212 هـ.ق اتفاق افتاده است.(7) وي كتب متعددي تأليف نموده كه از جمله آنها مي‌ توان به كتاب «الجامع» اشاره كرد.(8)
    3. فضل بن شاذان: فضل بن شاذان نيشابوري از اصحاب امام جواد و امام هادي و عسكري ـ عليهم السّلام ـ بوده است. وي فردي مورد اعتماد و جليل القدر و فقيه و متكلم بوده است.(9) برخي نوشته اند 180 كتاب در فقه و حديث و رد بر فرقه هاي ضاله و... نگاشته كه متأسفانه اكثر آنها از بين رفته است.(10) شيخ طوسي نام برخي از آثار وي را در «الفهرست» ذكر نموده.(11) اكثر تراجم نويسان از وي به نيكي ياد كرده اند. وفات وي در سال 260 هـ.ق گزارش شده است.(12) ابن شاذان از جمله كساني است كه امام حسن عسكري ـ عليه السّلام ـ براي وي طلب رحمت فرمودند.(13)
    4. حبيب بن اوس طائي: حبيب بن اوس طائي معروف به ابوتمام از اصحاب خاص امام جواد ـ عليه السّلام ـ بوده. او شاعري بزرگ و استاد لغت شناسي و تاريخ و ايام عرب بود. وي داراي قصيده معروفي است كه درباره ائمه دوازده گانه مي‌ باشد.(14) شيخ عباس قمي مي‌ نويسد: «علما گفته اند كه از قبيله «طي» سه كس بيرون آمدند كه هر كدام در باب خود منفرد بودند، حاتم طائي در جود، داود طائي در زهد و ابوتمام طائي در شعر.(15) قبر ابوتمام در موصل معروف است.
    5. محمد بن ابي عمير: وي از بزرگترين قبايل عرب مي‌ باشد. علما و دانشمندان، حكم به وثاقت و بزرگواري او نموده اند و او را عابدترين و با ورع ترين مردم زمان خويش مي‌ دانند. و در فقه و دانش او را از افراد برجسته زمان خويش مي‌ شمارند كه داراي كتب بسياري است.(16) از نظر علم حديث وي فردي معتبر مي‌ باشد.(17)
    وفات وي در سال 217 هـ.ق ذكر شده است.(18) شيخ طوسي كتب زيادي براي او ذكر كرده است از جمله اين كتابها مي‌ توان به كتاب «النوادر»، كتاب «الاستطاعه» و كتاب «الرد علي اهل القدر و الجبر» اشاره كرد.(19)
    6. محمد بن سنان: وي از ياران برجسته امام جواد ـ عليه السّلام ـ بود. رواياتي وجود دارد كه بر بزرگي شأن و شدت اعتقاد و علم و ورع او دلالت مي‌ كند.(20) امام جواد ـ عليه السّلام ـ درباره او و صفوان بن يحيي فرمود: خداوند از آن دو راضي و خشنود گردد زيرا آنها با من و پدرم هرگز مخالفت نكردند.(21)
    7. علي بن مهزيار: علي بن مهزيار اهوازي از اصحاب امام رضا و امام جواد و امام هادي ـ عليهم السّلام ـ بوده است. وي از منزلتي رفيع در نزد ائمه برخوردار بوده و از جانب امامان معصوم وكيل بوده است. او با امام جواد ـ عليه السّلام ـ مراسله و مكاتبه داشته است. امام جواد ـ عليه السّلام ـ در جايي براي او مي‌ نويسد: «نوشته ات به دستم رسيد. از كلامت خوشحال شدم، خداوند تو را مسرور گرداند...»(22) در معجم رجال الحديث آمده است: «وي از خواص ياران امام جواد ـ عليه السّلام ـ بوده و از جانب ايشان وكالت داشته و نزد آن امام بزرگوار داراي قدر و منزلت بوده است. در حديث، جزء موثقين بوده و طعن و ايرادي بر او وارد نشده است. وي كتب زيادي تأليف نموده است.(23)
    از ديگر ياران آن حضرت مي‌ توان به آدم بن اسحاق قمي، ابراهيم بن مهزيار، احمد بن محمد بن عيسي اشعري قمي، زكريا بن آدم، صفوان بن يحيي و محمد بن اسماعيل بن بزيع اشاره كرد.



    پاورقی:
    1. قزويني، سيد محمد كاظم، الامام الجواد من المهد الي اللحد، قم، مؤسسه الرساله، چاپ اول، 1414ق، ص212.
    2. خوئي، سيد ابوالقاسم موسوي، معجم رجال الحديث، بي جا، مركز نشر الثقافه الاسلاميه، 1413ق، ج17، ص50.
    3. الامام الجواد من المهد الي اللحد، همان، ص212.
    4. معجم رجال الحديث، همان، ج17، ص52.
    5. الامام الجواد من المهد الي اللحد، همان، ص126.
    6. محمد بن حسن طوسي، رجال طوسي، نجف، منشورات المكتبه الحيدريه، 1380ق.، ص397.
    7. محمد بن حسن طبرسي، الفهرست، مشهد، مركز تحقيقات و مطالعات، 1348ق.، ص36.
    8. شيخ عباس قمي، الكني و الالقاب، بي تا، بي جا، ج2، ص80.
    9. الفهرست، همان، ص254.
    10. الامام الجواد من المهد الي اللحد، همان، ص287.
    11. الفهرست، همان، ص254.
    12. آقابزرگ تهراني، الذريعه، بيروت، دارالاضواء، چاپ دوم، 1403ق، ج15، ص173.
    13. محمد بن حسن طوسي، اختيار معرفه الرجال، تهران، وزارت ارشاد اسلامي، 1382، ص584.
    14. الامام الجواد من المهد الي اللحد، همان، ص145. ابن شهر آشوب اين قصيده را در كتابش مناقب ذكر كرده است.
    15. شيخ عباس قمي، المنتهي، تهران، كتابفروشي مركزي، چاپ دوم، 1333ش، ص230.
    16. الفهرست، همان، ص218.
    17. المنتهي، همان، ص130.
    18. الذريعه، همان، ج2، ص141.
    19. ثقة الاسلام تبريزي، مرأة الكتب، قم، مكتبه آيت الله مرعشي العامه، 1414ق، ص57.
    20. معجم رجال الحديث، همان، ج16، ص151.
    21. همان، ج17، ص162.
    22. الامام الجواد من المهد الي اللحد، همان، ص271.
    23. معجم رجال الحديث، همان، ج12، ص192.


  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    3ـ ابراهیم بن مهزیار

    شیخ طوسی(ره) او را از اصحاب امام جواد و امام هادی(ع) برمی شمارد(13) و نجاشی می گوید: کتاب «البشارات» از اوست.(14) و کشّی به سند خود از محمّد بن ابراهیم بن مهزیار نقل می کند که گفت: «پدرم هنگام مرگ، اموالی به من سپرد و علامت و نشانه ای که جز خداوند آن را نمی دانست به من داد و گفت: هر کس این نشانه را گفت اموال را به او واگذار کن، محمّد می گوید: من نیز به بغداد رفتم و در کاروانسرایی منزل گرفتم، روز دوم پیرمردی آمده در را کوفت به غلامم گفتم: ببین چه کسی بر در است. او بیرون رفت و برگشت و گفت: پیرمردی بر در است، من هم به او اجازه دادم داخل شود و او داخل شد و گفت: من «عمری» هستم، اموالی را که نزد خودت داری به من بده و سپس مقدار اموال و نشانه را گفت من نیز اموال را به او پرداختم.»(15)این روایت دلیل آن است که ابراهیم بن مهزیار وکیل امام در گرفتن حقوق شرعیه بوده است و طبیعتا کسی را امام وکیل قرار می دهد که ثقه و امین و عادل باشد.


    ادامه دارد....!
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    4ـ خیران خادم قراطیسی

    وی، خادم امام رضا (ع) و از شیعیان مخلص و مؤمنان به ولایت اهل بیت (ع) بوده و در کتب رجال، او را جزء اصحاب مخصوص و صاحب سرّ سه امام بزرگوار: امام رضا، امام جواد و امام هادی علیهم السلام برشمرده اند.
    از بعضی روایات برمی آید که او وکیل حضرت جواد(ع) نیز بوده است. مانند روایتی که حضرت در پایان آن به او فرموده اند: «اعمل فی ذلک برأیک، فإنّ رأیک رأیی و من أطاعک اطاعنی»(16)(17)
    در آن مسئله مطابق نظر خودت عمل کن، پس همانا که رأی تو رأی و نظر من است، و کسی که از تو پیروی کند از من پیروی نموده است.
    از خیران روایات و مسائل فراوانی در موضوعات مختلف برجای مانده، که آنها را از حضرت جواد و هادی(ع) روایت نموده است. یکی از آن روایات نص بر امامت حضرت هادی(ع) می باشد و هنگامی بیان شده که خیران در خدمت و ملازم ان حضرت بوده، و امام جواد(ع) در بستر بیماری قرار داشتند و اندکی بیشتر از عمر شریفشان باقی نبود.
    در آن هنگام، شخصی از جانب امام نزد خیران می آید و به او می گوید: مولایت به تو سلام می رساند و می فرماید: همانا که من درمی گذرم و امر امامت به فرزندم علی واگذار می شود.
    امامت او بر شما واجب است بعد از من همان گونه که امامت من بر شما واجب بود بعد از پدرم تا برسد به رسول خدا(ص).

    آری، همان گونه که بیان شد، خیران از اصحاب نزدیک امام جواد و هادی(ع) بوده و ارادت و اخلاصش نسبت به این خاندان قابل توصیف نمی باشد.
    نقل شده: زمانی خیران در راه سفر حج به مدینه رسید و در آن شهر توانست خدمت امام جواد (ع) مشرف شود.
    در آن هنگام حضرت (ع) بالای ایوان و دکّه ای نشسته بودند و خیران با دیدن هیبت و جلال ایشان، چنان دهشت و دلهره ای در وجودش احساس کرد که متوجّه پلّه های ایوان نشد تا این که حضرت(ع) اشاره نمود و او را متوجّه ساخت. بعد از آن که از پلّه ها بالا رفت و سلام نمود دستان مبارک امام جواد(ع) را گرفت و پس از بوسیدن بر دیدگانش قرار داد و نشست و تا مدّتی بی اختیار دستان حضرت را به جهت هیبت و دهشتی که از ایشان در دل احساس کرده بود، نگاه داشت تا این که دلش آرام گرفت و دست امام(ع) را رها نمود.(18)



    ادامه دارد....!
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  21. صلوات


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود