صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا زبان قرآن سمبلیک است یا زبان عرفی عرب

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    هر آنچه به زندگي مربوط مي شود....زندگي عشق و ديگر هيچ
    نوشته
    89
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    207

    آیا زبان قرآن سمبلیک است یا زبان عرفی عرب




    سلام خدمت کارشناسان محترم سایت

    موضوعی تحت عنوان زبان عرفی قرآن توسط آقای دکتر جعفر نکو نام بیان شده است ، من در جستجوی سایت در این مورد مطلبی ندیدم ،جهت آشنایی دوستان مختصری از این نظریه را بیان می کنم ، امیدوارم دوستان با بررسی اصل مطلب در لینک مربوطه اظهار نظر کنند.

    لینک موضوع http://nekoonam.parsiblog.com

    یکی از بحث های مطرح در باب قرآن و علوم قرآنی که عرصه نظریات گوناگون در بین دانشمندان علوم قرآنی و مفسران قرار گرفته، بحث زبان قرآن، کیفیت و ماهیت زبان قرآن به خصوص در دوران معاصر بوده است، از نظر خود قرآن، این کتاب به زبان عربی است، اما اینکه این زبان عربی در چه سطحی از ادبیات قرار دارد و با چه سبک و اسلوبی چه کسانی را مخاطب قرار می‌دهد، قابل بحث است.

    ‌ در این خصوص دو دیدگاه مهم و مطرح در مقابل هم قرار دارند: یکی عرفی بودن زبان قرآن و اعتقاد به اینکه قرآن با زبانی نازل شد که عرف عرب زمان نزول را مورد توجه قرار دهد و دیگری فرا عرفی بودن زبان قرآن، مبنی بر اینکه از آنجا که قرآن کتابی جاودانه است و مخاطبانش تا قیامت باقی است و هدف از نزولش هدایت انسان است، به‌ناچار چنین کتابی باید فراتر از عرف عرب 1400 سال قبل باشد.
    نظریه عرفی‌بودن زبان قرآن که دکتر جعفر نکو نام از آن دفاع می کند بر این اساس است که قرآن به زبان معیار عرب حجاز و عصر رسول اکرم(ص) نازل شد؛ یعنی زبانی که خطباء و شعراء در محافل رسمی و عمومی آن زمان مثل مواسم حج به آن زبان ایراد سخن می کردند. به موجب این نظریه نیز در قرآن هیچ آیه ای به هر عنوانی مثل متشابه، مجمل، عام، مطلق، غریب، حقیقت شرعی که مراد از آن برای عرب حجاز عصر نزول مشخص نبوده باشد، نیست. نیز در قرآن هیچ ویژگی زبان‌شناختی متمایز از زبان عرفی در قرآن نیست. بر پایه این نظریه، بهترین تفسیر قرآن تفسیر تاریخی آن است.
    از دیرباز کمابیش تلقی دانشمندان علوم اسلامی بر عرفی بودن زبان قرآن بوده است. منتها با گسترش اندیشه‌های فقهی، کلامی و... موضوعاتی از جمله بطون، وجوه، متشابهات، مجملات، قرائن، اعجاز علمی و ... مطرح شد و ادعا گردید که پاره ای از ابهامات به طور ذاتی در قرآن کریم وجود دارد. پیدایش تفاسیر متفاوت برخی را به این باور رساند که در قرآن به زبان‌های گوناگون عرفانی، فلسفی، کلامی و علمی سخن گفته شده است که برخی آنها را در طول هم و برخی دیگر آنها را در عرض هم دانستند. یعنی یا گفتند که معانی عرفانی و مانند آن در طول معنای عرفی آیات است یا این که برخی از آیات به زبان عرفی و برخی به زبان عرفانی و برخی به زبان های دیگر است.

    ویرایش توسط morshed : ۱۳۹۰/۰۷/۲۷ در ساعت ۲۳:۳۷

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    تحقیق
    نوشته
    2,487
    حضور
    14 روز 3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8533



    زبان نمادین در عربی به زبان «تمثیل » و در انگلیسی به زبان «سمبولیک » یاد شده است . براساس این دیدگاه بیانات موجود در کتابهای آسمانی از جمله قرآن نه به زبان عرفی و نه به طور مستقیم و صریح بلکه به زبان رمز و اشاره بیان شده است، از اینرو آنچه از ظاهر عبارات آن فهمیده می شود مراد نبوده بلکه این ظاهر رمز برای حقایق است که آنها را جز به زبان غیرمستقیم و غیرصریح (نمادین) نمی توان بیان کرد و نمادها هماره به معانی ورای خود راهنمایی می کنند .
    مطابق این نظریه دلالتهای ظاهری آیات الهی مقصود نیست . این دیدگاه در شکل باطنی گری و گاه در قالب رویکردهای کلامی جدید برای تحلیل زبان وحی، خود را نشان داده است .
    در نقد و بررسی این نظریه می توان گفت: آنچه مسلم است رمزی قلمداد کردن مجموعه قرآن و تمامی آیات اعم از آیات محکم و متشابه ادعایی گزاف بیش نیست که نمی توان برای آن پشتوانه ای نظری پیدا کرد; اما از سوی دیگر چنان هم نیست که هیچ گونه بیان نمادین در قرآن وارد نشده باشد، بلکه علاوه بر حروف مقطعه، برخی از آیات قرآن به حقایقی فراتر از مفهوم لغوی و عرفی اشاره دارند و نمی توان ظاهر آنها را اخذ کرد . نوع این بیانات به نحو استعاری و کنایی وارد شده است.
    مطلبی که نباید مورد غفلت قرار گیرد این است که نمی توان بی دلیل قائل به نمادین بودن آیه ای شد و هر بیانی را رمز و نمادی برای معنا و حقیقتی دانست; بلکه باید بین آنها تناسب وجود داشته باشد .
    ویرایش توسط پیام : ۱۳۹۰/۰۷/۲۸ در ساعت ۱۰:۰۰

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    هر آنچه به زندگي مربوط مي شود....زندگي عشق و ديگر هيچ
    نوشته
    89
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    207



    ضمن سلام خدمت مدیر انجمن قران(جناب آقای پیام)
    خواهش من این است که در صورتی که برای جناب عالی امکان پذیر است این موضوع را بیشتر توضیح دهید. و مواردی از تفسیرها و برداشت های مبتنی بر نظریه تفسیر بردار بودن متن (در مقابل نظریه عرفی بودن زبان قران)را بیان کنید.

    ویرایش توسط morshed : ۱۳۹۰/۰۷/۲۸ در ساعت ۱۸:۲۰

  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    هر آنچه به زندگي مربوط مي شود....زندگي عشق و ديگر هيچ
    نوشته
    89
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    207



    بنام خدا
    نظريه "عرفي بودن زبان قران" 1
    دکتر نکونام: فهم دقیق آیات در گرو عرفی دانستن زبان قرآن است.

    نوشته ذيل گزارش ويرايش شده ي جلسه مناظره " عرفي بودن زبان قرآن " است كه طي آن دكتر جعفر نکونام به تشريح نظريه عرفي بودن زبان قران مي پردازد.
    به نظرم بحث جالبي است .

    به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دبیرخانه هیأت حمایت از کرسی های نظریه پردازی، نقد و مناظره؛ مناظرهعرفی بودن زبان قران با حضور دکتر جعفر نکونام و خانم دکتر پارسا و دکتر معارف (مدیر جلسه ) در نمایشگاه بین المللی قرآن برگزار شد.
    دکتر معارف در این نشست بیان کرد: یکی از مسائلی که در باب قرآن و علوم قرآنی مطرح است و عرصه نظریات گوناگونی شده و نیز در میان محققان و متفکران مورد بحث است، در باب زبان قرآن است که دردوران معاصر در این باب بحث هایی شده است؛ اما این که این زبان عربی در چه پایه ای است و با چه سبک و اسلوبی است و چه کسانی را مورد خطاب قرار می دهد مورد بحث است.

    این استاد دانشگاه افزود: در این بیان دو دیدگاه مهم مطرح است: دیدگاه اول مبتنی بر عرفی بودن زبان قرآن بوده که معتقد است: این همان زبان عرف عرب جاهلیت است و نظریه دوم فراعرفی بودن زبان قران است که در این موردبحث می کند که کتاب قرآن جاودانه است و هدف آن هدایت انسان است و در نتیجه این کتاب جامع بوده و برای همه زمان ها و اعصار به کار گرفته می شود.

    ادامه دارد

    لینک های مرتبط:‏آیا زبان قرآن سمبلیک است یا زبان عرفی عرب رویکردهای تأویلی و عصری به قرآن؛‏ نقد خانم دکتر ف. پ. بر نظریه عرفی بودن زبان قرآن؛‏ جلسه پیش کرسی "عرفی بودن زبان قرآن" برگزار شد؛‏ گزارش کلی از جلسه پیش کرسی؛‏ محتوای گزارش نظریه عرفی بودن زبان قرآن در پیش کرسی (2) ؛‏ محتوای گزارش نظریه عرفی بودن زبان قرآن در پیش کرسی (1) ؛‏ کلیاتی درباره تفسیر تاریخی قرآن؛‏ عرفى بودن زبان قرآن؛ نقدى بر نظریه «گفتارى بودن زبان قرآن‏»؛‏ زبان قرآن گفتاری یا نوشتاری؛‏ نقدى بر نظریه «گفتارى بودن زبان قرآن‏»؛‏ پاسخ نقدى بر مقاله‏ى «زبان قرآن، گفتارى یا نوشتارى‏»؛‏ بررسی چند شبهه درباره زبان قرآن
    ویرایش توسط morshed : ۱۳۹۰/۰۸/۰۵ در ساعت ۲۰:۰۱

  9. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    هر آنچه به زندگي مربوط مي شود....زندگي عشق و ديگر هيچ
    نوشته
    89
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    207



    ادامه عرفي بودن زبان قران 2
    دکتر جعفر نکونام نظریه خود راچنین بیان کرد که قرآن به زبان معیار عرب عصر نزول نازل شده است؛يعني همان زبانیکه در محافل رسمی و عمومی مثل موسم های حج به آن زبان ایراد سخن می کردند.اودرباره پیشینه عرفی بودن بیان کرد: عرفی بودن زبان قرآن از دیرباز مطرح بوده است؛اما به تدریج به دلایلی در حاشیه قرار گرفته است. بر اساس این نظریه بهترین تفسیرقرآن تفسیر تاریخی است.


    صاحب این نظریه درباره پیش فرض های آن گفت: خداوند قرآنرا خطاب به عرب حجاز نازل کرده است. نیز زبان برآمده از تصورات و معلومات اهل زبان است. بنابراین بر این اساس، فهم مفسر باید متکی بر همان معلومات زمان نزول باشد.
    در قرآن حقیقت شرعی وجود نداشته و نیز در قرآن اعجاز علمی به این معنا که آیاتی باشد که مرادش را عرب عصر نزول نفهمیده باشد و بر اثر رشد علوم در دوره معاصر آن رافهمیده باشند، وجود ندارد.


    وی در زمینه ادله این نظریه اظهار داشت: خداوند قرآن را برای هدایت و فهمیدن عرب حجاز عصر پیامبر نازل کرده و لذا لزوماً باید قرآن رابه زبان فصیح و بلیغ رایج میان آنان نازل کرده باشد.مکه ام القراء در عصرپیامبر بوده است. قبایل مختلف به آنجا می آمدند. لذا اقتضاء می کرده است، یک زبان عام عربی در میان مکیان پدید آمده باشد. پیامبر هم از این مردم بود. لذا انتظار هست خدا در قرآن به همین زبان عام مکیان سخن گفته باشد.

    وی افزود: به قرآن جز همان مدالیلی که قابل فهم عرب عصر نزول بوده و یا مفاهیمی که با همان مدالیل ملازمه منطقی دارد، قابل انتساب نیست و انتساب هر معنایی جز آنها تفسیر به رأی و افتراء برخدا تلقی می شود.
    این صاحب نظر تأکید کرد: نظریه مورد بحث نظریه‏اى زبان شناختى است ; لذا تنها ناظر به زبان و خصوصیات زبانى قرآن است; بنابر این عرفى بودن زبان قرآن به مفهوم عرفى و بشرى بودن محتواى قرآن و در نتیجه بطلان‏پذیرى پیام ها،ناتوانى پاسخگویى به نیازهاى دینى در تمام اعصار، محدودیت نگرش قرآن به عالم دنیوى و مادى و امکان فهم حقایق غیبى قرآن براى تمام انسان ها نیست.

    وی اظهار کرد: درباره نظریه عرفی بودن زبان قرآن، ممکن است تصورات نادرستی به ذهن خطور کند که ازآن جمله می توان به توهم مماشات با عقاید باطل، توهم سطحی بودن مدلول قرآن و تصورکهنگی محتوای قرآن اشاره کرد.


    ادامه دارد
    ویرایش توسط morshed : ۱۳۹۰/۰۸/۰۵ در ساعت ۰۸:۲۰

  10. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    هر آنچه به زندگي مربوط مي شود....زندگي عشق و ديگر هيچ
    نوشته
    89
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    207



    ادامه نظريه "عرفي بودن زبان قران" 3

    دکتر پارسا اظهار کرد: واژه هااز توصیف حقیقت قرآن ناتوان هستند. رمز جاودانگی قرآن حقیقت سیال گونه و رونده آن است. من درباره عرفی بودن زبان قران مخالف نیستم، اما انتقادهایی دارم. روشن است هرنظریه باید تعریف روشن و جامعی ارائه دهد و حد فاصل خود را با نظریه های دیگر نشان دهد.
    این استاد دانشگاه تصریح کرد: یکی از سوالاتی که مطرح است درباره پیش فرضهای عرفی بودن زبان قرآن است که دکتر نکونام اعتقاد دارند: قران بر اساس باورها و حد تفکر عرب عصر نزول است. ما چه میزان از عصر عرب زمان نزول آگاهی داریم؟ در مجموع بنا به تحقیقات انجام گرفته برای تبیین فرهنگ آن دوران متون زیادی در دستمان نیست. دانش های ما از عرب جاهلی بسیار ناچیز است.
    این آیات که خداوند همان کسی است که آسمان ها را بر افراشت با ستون هایی که قابل دیدن نیستند. چگونه می تواند برای اعراب بادیه نشین قابل توصیف باشد که نمونه آن را هم در گذشته ندیده اند.

    نکونام در تبیین بیش تر نظریه گفت: در میان عرب حجاز عصر نزول دو نوع زبان عرفی وجود داشته است: یکی زبان محلی و لهجه ای که در محافل قبیله ای و محاوره ای به آن سخن می گفتندو دیگر زبان معیار که در محافل عمومی و رسمی مثل موسم های حج به آن سخن گفته می شدهاست. قرآن به همین زبان اخیر نازل شده است.

    وی در زمینه دسترسی به فرهنگ وادبیات عرب عصر نزول گفت: این فرهنگ و ادبیات قابل دسترسی است. علاوه بر قرآن که گزارش گر آن است، اشعار و روایات و آثار باستانی نیز موجود است.

    وی درباره مفاهیمی که برای عرب عصر نزول شناخته شده نبود، نظیر جاذبه زمین و گسترش مستمر کهکشان ها اظهار داشت که این مفاهیم قابل انتساب به قرآن نیست و در قرآن هرگز این مفاهیم اراده نشده است. آنچه در قرآن آمده این است که آسمان ها بدون ستون است و این را عرب به روشنی درک می کرد. او می دید که خورشید و ماه و ستارگان در آسمان هستند و هیچ ستونی نیز زیر آنها نهاده نشده و در عین حال به قدرت الهی ایستاده اند و سقوط نمیکنند. در چنین آیاتی از این حقایق محسوس و قابل فهم به عنوان نشان های قدرت الهی (آیات) یاد شده است؛ یعنی از عرب عصر نزول خواسته شده است یا توجه به آنها به قدرت الهی پی ببرند. حال چطور می تواند اینها برای آنان روشن نبوده باشد؟ اینها به منزله مقدمات استدلال اند و اگر مقدمات استدلال معلوم نباشد، چگونه می توان یک استدلال منتج ارایه کرد؟ آیا خداوند عرب عصر نزول را برای فهم قدرتش به مجهولات حوالت داده است؟

    دکتر معارف در پایان گفت: در این نظریه، چنین بیان شده که روایات پیامبر (ص) جزئی از عناصر فرهنگی ترسیم گر عصر نزول است. این در حالی است که در همین روایات اموری نظیر محکم و متشابه و بطون قرآن بیان شده است؛ حال آن که در این نظریه اینها انکار می شود.

    نیز بر اساس، این نظریه تمام تفاسیر علمی، فلسفی، عرفانی و جز آنها که دانشمندان در طول تاریخ برای آنها زحمات فراوان کشیده اند، باید دور انداخته شود. همین طور بسیاری از روایاتی که مفاهیمی را به قران نسبت داده اند؛ اما با مدلول عرفی یا ملازمات منطقی آن مطابق نیست، باید کنار گذاشته شود؟ این نمی تواند صحیح باشد.


    ادامه دارد
    ویرایش توسط morshed : ۱۳۹۰/۰۸/۰۵ در ساعت ۰۸:۲۳

  11. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    هر آنچه به زندگي مربوط مي شود....زندگي عشق و ديگر هيچ
    نوشته
    89
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    207



    ادامه نظريه " عرفي بودن زبان قران" 4
    نکونام نیز در پاسخ گفت: آنچه در این نظریه انکار شده است، این است که با اتکای به این عناوین اظهار شود،مراد الهی در آیات قرآن برای عرب عصر نزول قابل فهم نبوده است. متشابه به معنای آیات قیامت که در آنها حقایق اخروی به حقایق دنیوی تشبیه شده است، انکار نمی شود. نیز بطون قرآن به عنوان مفاهیمی که ملازمه منطقی با آیات قرآن دارد، نیز انکارناپذیر است.
    درباره تفاسیر نیزاظهار داشت: اگر آنچه در تفاسیر عرفانی، علمی و فلسفی بیان شده، مطابق مراد الهی یا لوازم منطقی آن نیست، تفسیر به رأی و افتراء به خداست؛ لذا برای دور افکندن آنهانباید هیچ دغدغه ای داشت. ائمه معصومین نیز هرگز مفاهیمی که نه مراد الهی است ونهبا آن ملازمه منطقی داشته باشد، نمی فرموده اند. وقتی ائمه می فرمایند، احادیث مارا به قرآن عرضه کنید و اگر مخالف بود، دور بیافکنید، چرا ما دغدغه دور افکندن آنهارا داشته باشیم؟نوع این روایاتی که مفاهیم بی ربطرا اززبان ائمه به قرآن نسبتداده اند، جعل غلات است. بنابراین ما اگر می خواهیم از روایات ائمه حمایت کنیم،باید چنین روایاتی را منسوب به ائمه ندانیم.

    شایان ذکر است: مناظره عرفی بودن زبان قرآن از سوی کرسی های نظریه پردازی پنج شنبه سیزدهم مرداد 90 در نوزدهمین نمایشگاه بین المللی قرآن برگزار شد.
    تمام
    ویرایش توسط morshed : ۱۳۹۰/۰۸/۰۵ در ساعت ۰۸:۲۵

  12. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط morshed نمایش پست ها
    در این خصوص دو دیدگاه مهم و مطرح در مقابل هم قرار دارند: یکی عرفی بودن زبان قرآن و اعتقاد به اینکه قرآن با زبانی نازل شد که عرف عرب زمان نزول را مورد توجه قرار دهد و دیگری فرا عرفی بودن زبان قرآن، مبنی بر اینکه از آنجا که قرآن کتابی جاودانه است و مخاطبانش تا قیامت باقی است و هدف از نزولش هدایت انسان است، به‌ناچار چنین کتابی باید فراتر از عرف عرب 1400 سال قبل باشد.
    سلام
    تصور بنده این است که اگر ما بخواهیم مفاهیم الفاظ قرآن را در زبان عرب بفهمیم باید به معنای اصیل آن در زبان عرب مراجعه کنیم . رابطه مفهوم اصیل الفاظ قرآنی با زبان محاوره ای عرب در عصر نزول آنستکه آن زبان در بالاترین درجه غنا و کمال معنایی بوده است لذا مناط شده است اما معنای این کلام آن نیست که مخاطب قرآن فقط عرب زمان نزول است چه اینکه ادعاهای قرآن در خصوص :
    1- مخاطب بودن تمام انسانها در مثل تعبیر ایهاالناس
    2- ادعای خاتمیت نبوت در تعبیر خاتم النبیین
    3- مهیمن بودن قرآن بر سایر کتب آسمانی در تعبیر : مهمینا علیه
    4-تبیان کل شی بودن در تعبیر : تبیانا لکل شی وو
    خلاف ادعای عرفی بودن مفاهیم قرآن است
    اگر این ادله را به بیانات روشن روایات در خصوص همیشگی و تازه بودن قرآن در اعصار و امصار منضم سازیم این نتیجه حاصل می شود که تعابیر قرآنی به حسب وضع در زبان عرب مد نظر هستند و همچون اصول کلیه بر تمام مصادیق ظاهری و باطنی در زمان و فوق آن دلالت دارند هرچند بیان این دلالت جامع جز از عهده معصوم بر نمی آید
    الحمد لله

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  13. صلوات


  14. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    هر آنچه به زندگي مربوط مي شود....زندگي عشق و ديگر هيچ
    نوشته
    89
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    207



    پاسخ به سئوالی درباره عرفی بودن زبان قرآن


    سلام خدمت اقای حامد


    غرض از طرح موضوع فوق صرفا" بیان کردن نظریه "عرفی بودن زبان قرآن" و آشنایی با موضوع بوده است. این جانب نیز مثل شما سوالاتی برایم مطرح است.در ادامه سوال و جوابی بین دکتر نکونام (صاحب نظریه)و فرد پرسشگر که اتفاقا" بخشی از آن در رابطه با سوال جنابعالی است آورده شده است.

    با سلام و احترام


    ...اخیراً نقدتان بر پایان نامه «عوامل فهم­های متعدد قرآن» را می­خواندم و بسیار بهره بردم. در این میان دو نکته به ذهنم رسید؛


    سئوال


    اولی دغدغه چند ساله بنده است که با وجود تمایل بسیار به نظریه شما در باب زبان قرآن، هنوز نتوانسته­ام جوابی قاطع بر اشکالی که به آن وارد می­کنند بیابم.


    پاسخ


    با سلام و احترام به عرض برسانم که شما مشخص نفرمودید، کدام اشکال مورد نظر شماست تا ناظر به آن مطلبی را عرض کنم. اما به هر حال، من طرحنامه نظریه پردازی را با عنوان «عرفی بودن زبان قرآن» به حلقه کرسی های نظریه پردازی، نوآوری و نقد علوم قرآنی عرضه کرده ام و آنان آن را به عنوان یک نظریه قابل طرح پذیرفته اند و مرحله پیش کرسی آن هم برگزار شده و بنا شده است، سئوالات و ایرادات ناقدان به طور کتبی به من منعکس شود و من هم به طور کتبی به آنها پاسخ دهم. ان شاء الله این زمینه ای برای روشن تر شدن نظریه باشد.


    نظریه من این است که قرآن به زبان معیار عرب عصر نزول یعنی زبان سخنوران و شاعران آن زمان که در محافل عمومی به سخنرانی و شعرخوانی می پرداختند، نازل شده است. اگر این نظریه به درستی تصور شود، هیچ اشکال جدی بر آن وارد نیست.


    سئوال


    دوم نیز نکته­ای است که شما شیطان را «یک نیروی شریر نفسانی و درونی» دانسته­اید. این سخن با نظر مشهور و ظاهر قرآن که آن را موجودی خارجی غیر از نفس انسان می­داند نمی­سازد. البته کسانی را دیده­ام که چنین نظری دارند. می­خواستم بدانم آیا دیدگاه شما نیز در این باره مخالف مشهور است و دلایلتان در این باره چیست؟


    پاسخ


    منظورم در آن نوشته از نفسانی و درونی این بوده است که ما آن را در درون خود حس می کنیم. شاید کسانی باشند که شیطان را در برابر چشم خود مجسم دیده باشند و با او سخن گفته باشند؛ اما ما چیزی به نام شیطان در بیرون از خود حس نمی کنیم. تنها چیزی که درک می کنیم، این است که گاهی وسوسه می شویم که کاری ناپسند انجام دهیم؛ اما این که آن یک موجود و عامل بیرونی باشد، در خود احساس نمی کنیم. این که آیا این وسوسه منشأ خارجی دارد، قابل درک ما نیست.


    ما همچنان که احساس می کنیم، خوشحالیم یا اندوهگین هستیم یا فکر می کنیم، احساس می کنیم، به کار ناپسندی تمایل داریم. گاهی هم احساس می کنیم، باید کار پسندیده ای انجام بدهیم. به ناتوانی کمک کنیم. از ضعیفی حمایت کنیم. نیز از دروغ گویی و خیانت احساس بدی داریم. اما هرگز منشأ این دو دسته از احساسات و مدرکات را دو چیز یکی به نام روح و دیگری به نام شیطان نمی یابیم.


    البته منطورم هم این نیست که هرچه ما آنها را نمی توانیم درک کنیم، وجود خارجی ندارد. این را هم معترفم که درک ما محدود است. در مورد آنچه که درکی از آن نداریم، اگر قائل صادقی از آن خبر دهد، عقل حکم می کند، به آن باور داشته باشیم. در قرآن آمده است که شیاطین به عنوان موجوداتی مستقل از انسان هستند.


    سئوال


    اما بخشی از نوشته شما در نقد پایان نامه یاد شده و سؤال بنده:


    «رای کسی معقول است، به زبان ترکیبی سخن بگوید که مخاطبانش از صاحبان علوم و فنون متفاوت تشکیل شده باشد. آن هم به این صورت در هر خطاب به صاحبان یک علم و فن سخن بگوید؛ بنابراین اگر چه خداوند عالم مطلق است، اما نظر به این که نه در وقت نزول صاحبان علوم و فنون امروزی وجود داشتند و نه هیچ سوره ای را می توان یافت که در آن مصطلحات خاص یک علم و فن را یافت، نمی توان زبان قرآن را ترکیبی تلقی کرد.» (دکتر نکونام)


    نقد: طرفداران دیدگاه زبان ترکیبی معتقدند مخاطبان قرآن همان عرب عصر نزول نیستند و بدین روی، قرآن به گونه­ای سخن گفته که هم آنان بفهمند و هم مردمان و عرفهای دیگر نیز در حد خود از آن بهره ببرند. بنابراین اشکالی ندارد زبان قرآن زبانی ترکیبی باشد.


    پاسخ


    در پاسخ نکات ذیل را بیان می کنم:


    1. صرف ادعای این که مخاطبان قرآن عرب عصر نزول نیستند و همه مردم در هر عصر و مصر مخاطب قرآن اند، حقیقتی را ثابت نمی کند. باید ادعا مدلل باشد. به علاوه نباید لوازم باطل و موارد نقض داشته باشد. حال آن که هیچ دلیل عقلی و نقل معتبری بر این که مخاطبان قرآن همه مردم در هر عصر و مصر هستند، به چشم نمی خورد. اگر به عباراتی مثل «لانذرکم و من بلغ» و «خاتم النبیین» استناد می شود، ملازمه ای با عام بودن مخاطبان قرآن ندارد. اگر باید قرآن به مردمان دیگر ابلاغ شود، باید مخاطبانش آن را به آن مردمان ابلاغ کنند و اگر بخواهد دین اسلام خاتم باشد، باید همان مخاطبان دین اسلام را به نسل های بعدی برسانند. اما آیا اگر مخاطبان مطالبی را به دیگران منتقل کردند، آن دیگران هم مخاطبان آن مطالب هستند؟ اگر چنین باشد، باید گفت، مخاطبان همه کلام ها اعم از بشری و غیر بشری عموم مردم در هر عصر و مصرند؛ چون آن مطالب هم به اعصار و امصار دیگر منتقل می شود.


    واقعیت امر چنین نیست و مخاطبان سخن عبارت از همان کسانی اند که در وقت و محل ایراد سخن حضور دارند.


    2. آنان که زبان قرآن را ترکیبی می دانند، باید پاسخ دهند، کدام قسمت قرآن به کدام زبان است. ما که سراسر قرآن را به یک زبان و آن هم همان زبان معیار عرب عصر نزول می یابیم. در هیچ قسمتی از قرآن به زبان خاصی مثل عرفانی، فلسفی، علمی، فقهی و مانند آنها سخن گفته نشده است؛ به علاوه در زمان و محل نزول قرآن نه عرفان و فلسفه و علم تجربی و فقه بود و نه دانشمندانی که به این علوم آشنا باشند.


    3. تردیدی نیست که صاحبان علوم و عقول مختلف می توانند در حدی که به زبان عربی آشنایی دارند یا در لوازم آیات تدبر کنند، به آموزه های قرآن آشنایی پیدا کنند؛ اما تفاوت صاحبان علوم و عقول مختلف ایجاب نمی کند که زبان قرآن هم متفاوت باشد.


    لینک های مرتبط:‏آیا زبان قرآن سمبلیک است یا زبان عرفی عرب رویکردهای تأویلی و عصری به قرآن؛‏ نقد خانم دکتر ف. پ. بر نظریه عرفی بودن زبان قرآن؛‏ جلسه پیش کرسی "عرفی بودن زبان قرآن" برگزار شد؛‏ گزارش کلی از جلسه پیش کرسی؛‏ محتوای گزارش نظریه عرفی بودن زبان قرآن در پیش کرسی (2) ؛‏ محتوای گزارش نظریه عرفی بودن زبان قرآن در پیش کرسی (1) ؛‏ کلیاتی درباره تفسیر تاریخی قرآن؛‏ عرفى بودن زبان قرآن؛ نقدى بر نظریه «گفتارى بودن زبان قرآن‏»؛‏ زبان قرآن گفتاری یا نوشتاری؛‏ نقدى بر نظریه «گفتارى بودن زبان قرآن‏»؛‏ پاسخ نقدى بر مقاله‏ى «زبان قرآن، گفتارى یا نوشتارى‏»؛‏ بررسی چند شبهه درباره زبان قرآن
    ویرایش توسط morshed : ۱۳۹۰/۰۸/۰۴ در ساعت ۱۸:۵۷

  15. #10

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط morshed نمایش پست ها
    نظریه من این است که قرآن به زبان معیار عرب عصر نزول یعنی زبان سخنوران و شاعران آن زمان که در محافل عمومی به سخنرانی و شعرخوانی می پرداختند، نازل شده است. اگر این نظریه به درستی تصور شود، هیچ اشکال جدی بر آن وارد نیست.
    سلام
    اگر بپذیریم ظاهر الفاظ قرآن طبق زبان محاوره ای عصر نزول است دلیلی ندارد مفهوم سازیهای شریعت جامع محمدی که فراتر از فهم و اندیشه های عرب آن عصر است را رد کنیم چه اینکه انحصار مفاهیم قرآن در مفاهیم مد نظر عرب زمان نزول ره آوردی جز تقیید معنایی قرآن در آن مفاهیم ندارد و این برخلاف کتاب جامع بودن قرآن است چه اینکه کتاب جامع جامع تمام مفاهیم است .

    نقل قول نوشته اصلی توسط morshed نمایش پست ها
    این که آیا این وسوسه منشأ خارجی دارد، قابل درک ما نیست.
    این کلام بدالبداهه مردود است چه اینکه موارد بسیاری وجود دارد که وسوسه منشا خارجی دارد از امور سمعی گرفته تا بصری که موجب میل به معاصی می شود لذا هیچ بعدی ندارد که یک موجود خاص بیرونی بنام شیطان با تاثیر گذاریهای خاص این وسوسه را ایجاد کند ضمن اینکه تعابیری از قبیل : ولکن الشیاطین کفروا دلالت بر وجود خارجی آن دارد هرچند قائل باشیم که مصادیقی از معنای عام شیطان درونی هم باشد
    نقل قول نوشته اصلی توسط morshed نمایش پست ها
    هیچ دلیل عقلی و نقل معتبری بر این که مخاطبان قرآن همه مردم در هر عصر و مصر هستند، به چشم نمی خورد.
    دلیل لطف که مهمترین دلیل عقلی بر لزوم نبوت و ارسال رسل است همه انسانها را مشمول این لطف می داند لذا انحصار این لطف به زمان عصر نزول وحی وجهی ندارد بلکه باید کتاب منزل کتابی در بردارنده تمام نیازمندیهای انسان تا قیام قیامت باشد و قرآن چنین است و در حدیث است که امام معصوم پرسیدند چرا قرآن همیشه تازه است و امام فرموده اند چون قرآن برای مردم یک زمان دون زمان دیگر نازل نشده بلکه برای همگان نازل شده است لذا در هر عصر و زمانی تازه است
    ظاهرا نظریه پرداز عزیز عنایتی به روایات اهل بیت علیهم السلام نداشته اند

    نقل قول نوشته اصلی توسط morshed نمایش پست ها
    ملازمه ای با عام بودن مخاطبان قرآن ندارد. اگر باید قرآن به مردمان دیگر ابلاغ شود، باید مخاطبانش آن را به آن مردمان ابلاغ کنند و اگر بخواهد دین اسلام خاتم باشد، باید همان مخاطبان دین اسلام را به نسل های بعدی برسانند.
    اتفاقا ملازمه وجود دارد یعنی وقتی قرآن کریم برای تمام مردم آخر الزمان است پس باید همه ایشان مخاطب قرآن باشند ضمن اینکه الفاظ قرآن محفوظ بوده و هست لذا وساطت مخاطبین عصر نزول صرفا در انتقال قرآن غیر محرف بوده است و از همه اینها گذشته قرآن مفسر رسمی داشته و دارد که آنرا مطابق با نیاز هر عصری برای آنها تبیین می کند که برخی از این نیازها عام و بعضی خاص است
    نقل قول نوشته اصلی توسط morshed نمایش پست ها
    آن دیگران هم مخاطبان آن مطالب هستند؟ اگر چنین باشد، باید گفت، مخاطبان همه کلام ها اعم از بشری و غیر بشری عموم مردم در هر عصر و مصرند؛ چون آن مطالب هم به اعصار و امصار دیگر منتقل می شود.
    گاهی در کلام یک ویژگی خاص در مخاطب مد نظر است مثل اینکه کسی در مورد نام یک فرد خاص سخن بگوید اما گاهی یک ویژگی عام مد نظر است مثل شخصیت انسانی یک فرد . در صورت دوم کلام نوعا عام است ولو اینکه مخاطب خاص باشد چه اینکه ویژگی مد نظر در کلام ویژگی عام است . در این صورت ما نمی توانیم مخاطب را صرفا فرد زمان صدور کلام بدانیم چه اینکه او از جهت خاصش مد نظر نبوده است . اکثر بلکه تمام خطابات قرآنی از این نوع است یعنی مخاطب از لحاظ ویژگیهای عامش مد نظر بوده است نه از جهت خاص .
    نقل قول نوشته اصلی توسط morshed نمایش پست ها
    آنان که زبان قرآن را ترکیبی می دانند، باید پاسخ دهند، کدام قسمت قرآن به کدام زبان است. ما که سراسر قرآن را به یک زبان و آن هم همان زبان معیار عرب عصر نزول می یابیم. در هیچ قسمتی از قرآن به زبان خاصی مثل عرفانی، فلسفی، علمی، فقهی و مانند آنها سخن گفته نشده است؛ به علاوه در زمان و محل نزول قرآن نه عرفان و فلسفه و علم تجربی و فقه بود و نه دانشمندانی که به این علوم آشنا باشند.
    اگر فقه و فلسفه و عرفان در اسلام مستقل از معارف قرآن نشات گرفته بودند سخن شما درست بود اما فقه و فلسفه و عرفانی که از بیانات قرآنی اخذ شده است قسیم آن نیستند بلکه اقسام آنند . اتفاقا استفاده این علوم از قرآن نشان دهنده آنست که همه علماء این خطاب عام را قبول دارند وگرنه انحصار خطابات قرآنی به زمان عصر نزول مانع جدی استنباط چنین معارفی می بود چه اینکه انحصار در زمان باعث بی اعتباری کلام و خطاب برای زمانهای دیگر می شود مانند متون روزنامه ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط morshed نمایش پست ها
    تردیدی نیست که صاحبان علوم و عقول مختلف می توانند در حدی که به زبان عربی آشنایی دارند یا در لوازم آیات تدبر کنند، به آموزه های قرآن آشنایی پیدا کنند؛ اما تفاوت صاحبان علوم و عقول مختلف ایجاب نمی کند که زبان قرآن هم متفاوت باشد.
    این تفاوت در بعضی روایات مورد تصریح قرار گرفته است از جمله روایتی از امام صادق ع است که قرآن را به سه بخش الفاظ و اشارات و حقایق تقسیم می کند و هر یک را برای گروه خاصی می داند . این نشان دهنده آنست که بیانات قرآنی در سطوح مختلفی قرار دارند و این از جهت موضوع کلام است .
    موفق باشید

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود