صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حرمت ازدواج

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن
    نوشته
    952
    حضور
    22 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    2918



    سلام علیکم ببخشید خدمت دوستان عزیز مطلبی برای عرضه دارم که میخواهم سرش گفتگوی دینی انجام شه

    به آیات 22 - 24 سوره نساء که به شرح ذیل است توجه کنید:
    و لاتنکحوا ما نکح آباوکم من النساء ....... حرمت علیکم امهتکم و بناتکم و اخوتکم و عمتکم و خالتکم و بنات الاخ و بنات الاخت و امهتکم التی ارضعنکم و اخوتکم من الرضاعة و امهت نسائکم و ربائبکم التی فی حجورکم من نسائکم التی دخلتم بهن فان لم تکونوا دخلتم بهن فلاجناح علیکم و حلائل ابنائکم الذین من اصلابکم و ان تجمعوا بین الاختین ..... و المحصنت من النساء الا ما ملکت ایمنکم کتب الله علیکم و احل لکم ما وراء ذلکم

    یعنی و نکاح نکنید(اعم از دخول با ازدواج یا بی ازدواج یا ازدواج صرف بدون دخول) انچه را که پدرانتان(پدر بزرگ جد و .....) نکاح( اعم از دخول با ازدواج یا بی ازدواج یا ازدواج صرف) کردند از زنان ....... حرام شد بر شما (نکاح همانگونه که گفته شد با) مادرانتان(مادر بزرگ و جده و ....) و دخترانتان(نوه و ....) و خواهرانتان(چه پدری چه مادری چه پدرو مادری) و عمه هایتان( عمه پدری و مادری و جدی و .....) و خاله هایتان(خاله پدری و مادری و...) و دختران(نوه و ...)برادر(پدری ....) و دختران(نوه و ....) خواهر(پدری .....) و آن مادرهایی که شیرتان دادند و خواهرانتان از شیرخواری(یعنی دخترانی که از آن زن شیر خورده اند) و مادران زنانتان و دختران تربیت شده ی شما که در خانه شما اند از زنانتان (و این هردو) آنانکه دخول کردید بهشان پس اگر دخول نکرده اید بهشان گناهی بر شما نیست(در ازدواج با آنان) و(توسط ازدواج) حلال شده های از پسرانی که از پشت شما اند و جمع کردن بین دو خواهر ..... و حفظ شدگان(شوهر داران) از زنان مگر آنچه به ملک یمین شما باشد (تمام این محرمات) نوشته شده ی خداست بر شما و حلال شده برای شما غیر آنها(که شامل حرامهای قرآنیست)

    طبق این آیات ازدواج با غیر خواهر و مادر رضاعی از رضاع حلال است در حالی که علما عمه رضاعی و خاله رضاعی و..... را جزو محرمات نکاح میشمرند

    اما نص احل لکم ماوراء ذلکم خود اشعار بر حلیت آن دارد


    راستی طبق آیه 3 نور که میفرماید:

    الزانی لاینکح الا زانیة او مشرکة و الزانیة لاینکحها الا زان او مشرک و حرم ذلک علی المومنین

    یعنی مرد زناکار ازدواج نمیکند مگر با زن زناکار یا مشرک و زن زناکار را ازدواج نکند با او مگر مرد زناکار یا مشرک و این(نوع ازدواج) حرام شده بر مومنین

    ازدواج با زناکار حرام است در حالی که اکثر مراجع حکم به حلیت آن داده اند فقط یکی از مراجع حکم به احتیاط داده.

    ببخشید اجتهاد در مقابل نص چیست اگر این اجتهاد در مقابل نص نیست؟
    ویرایش توسط سوال : ۱۳۹۰/۰۷/۱۹ در ساعت ۱۷:۱۶ دلیل: با اجازه ، ترکیب پست ها

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    علاقه
    علوم اسلامي
    نوشته
    5,555
    حضور
    148 روز 3 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    31823



    نقل قول نوشته اصلی توسط مهدی عباس زاده نمایش پست ها
    سلام علیکم ببخشید خدمت دوستان عزیز مطلبی برای عرضه دارم که میخواهم سرش گفتگوی دینی انجام شه به آیات 22 - 24 سوره نساء که به شرح ذیل است توجه کنید: و لاتنکحوا ما نکح آباوکم من النساء ....... حرمت علیکم امهتکم و بناتکم و اخوتکم و عمتکم و خالتکم و بنات الاخ و بنات الاخت و امهتکم التی ارضعنکم و اخوتکم من الرضاعة و امهت نسائکم و ربائبکم التی فی حجورکم من نسائکم التی دخلتم بهن فان لم تکونوا دخلتم بهن فلاجناح علیکم و حلائل ابنائکم الذین من اصلابکم و ان تجمعوا بین الاختین ..... و المحصنت من النساء الا ما ملکت ایمنکم کتب الله علیکم و احل لکم ما وراء ذلکم یعنی و نکاح نکنید(اعم از دخول با ازدواج یا بی ازدواج یا ازدواج صرف بدون دخول) انچه را که پدرانتان(پدر بزرگ جد و .....) نکاح( اعم از دخول با ازدواج یا بی ازدواج یا ازدواج صرف) کردند از زنان ....... حرام شد بر شما (نکاح همانگونه که گفته شد با) مادرانتان(مادر بزرگ و جده و ....) و دخترانتان(نوه و ....) و خواهرانتان(چه پدری چه مادری چه پدرو مادری) و عمه هایتان( عمه پدری و مادری و جدی و .....) و خاله هایتان(خاله پدری و مادری و...) و دختران(نوه و ...)برادر(پدری ....) و دختران(نوه و ....) خواهر(پدری .....) و آن مادرهایی که شیرتان دادند و خواهرانتان از شیرخواری(یعنی دخترانی که از آن زن شیر خورده اند) و مادران زنانتان و دختران تربیت شده ی شما که در خانه شما اند از زنانتان (و این هردو) آنانکه دخول کردید بهشان پس اگر دخول نکرده اید بهشان گناهی بر شما نیست(در ازدواج با آنان) و(توسط ازدواج) حلال شده های از پسرانی که از پشت شما اند و جمع کردن بین دو خواهر ..... و حفظ شدگان(شوهر داران) از زنان مگر آنچه به ملک یمین شما باشد (تمام این محرمات) نوشته شده ی خداست بر شما و حلال شده برای شما غیر آنها(که شامل حرامهای قرآنیست) طبق این آیات ازدواج با غیر خواهر و مادر رضاعی از رضاع حلال است در حالی که علما عمه رضاعی و خاله رضاعی و..... را جزو محرمات نکاح میشمرند اما نص احل لکم ماوراء ذلکم خود اشعار بر حلیت آن دارد
    با عرض سلام و احترام خدمت جناب مهدی عباس زاده گرامی

    جدا از بحث روایات قطعی و متعددی که در حرمت ازدواج با عمه و خاله رضاعی و مانند آن وجود دارد که در این جا محل بحث نیست علماء در برخورد با آیه یاد شده اینطور فهمیده اند که آیه در صدد بیان خلاصه محرمات رضاعی و عدم تکرار محرمات چندگانه رضاعی همانند محرمات نسبی است و می خواهد بفرماید همانطور که حرمت علیکم امهاتکم و ... من النسب ، حرمت علیکم امهاتکم و ... من الرضاعه ...
    البته این مسئله ایست که بیان تکمیلی آن را در ادامه خواهیم داشت .

    از آیات یاد شده نمی توان حلیت عمه رضاعی و خاله رضاعی و ... را که فرمودید ثابت کرد و آیه بر خلاف فرمایش حضرتعالی نص در این معنا نیست و حتی ظهوری هم ندارد !

    علت این سخن این است که اگر بخواهیم طبق نص یا ظهور آیه حکم کنیم باید محرمات زیادی را از تحت آیه خارج کرده و حلال کنیم ! در حالی که در کتاب و سنت بر حرمت آنها تأکید شده است از جمله حرمت ازدواج در حال احرام ، ازدواج در عده ، ازدواج مع الافضاء و همچنین ازدواج با مادرِ مادر یا دخترِ دختر و دیگر سافلات و عالیات که هیچکدام از آنها در آیه نیامده اما حرمت آن ضروری فقه و دین اسلام است .

    با صرف نظر از ادله روایی ، آیه زیر خود دلیل کافی و وافی است برای اثبات عدم انحصار تعداد محرمات در مواردی که آیه شریفه شمرده است :

    وَ لاَ تَعْزِمُوا عُقْدَةَ النِّكَاحِ حَتَّى يَبْلُغَ الْكِتَابُ أَجَلَهُ (1)

    این آیه شریفه به وضوح بیان می دارد که ازدواج در عده جایز نیست و حتما باید عقد نکاح پس از اتمام عده باشد حال آنکه این ازدواج محرم جزء ازدواج های شمرده شده آیه قبلی نیست از این رو آیه قبلی نمی خواهد بفرماید هر نوع ازدواجی که نامش را نبرده است ، حلال است بلکه به نظر علماء آیه در صدد تحلیل طبیعی قضیه (2) و بیان اجمالی حلیت ازدواج های شمرده نشده ، بشرط عدم موانع شرعی است که بیان مفصل آن به آیات و روایات موکول شده است.

    با بیان مذکور ، آیه شریفه دیگر ظهوری در معنای پیش گفته ندارد اما در دیدگاه علماء محتمل جدی است که خداوند در آیه شریفه در صدد بیان خلاصه محرمات رضاعی بوده و خواسته بدون تکرار موارد محرمات نسبی ، محرمات رضاعی را هم به همان صورت تنظیر نماید .

    همانطور که عرض شد این مسئله در روایات متعددی مورد تأکید قرار گرفته است از جمله روایت معروف:
    یحرم من الرضاع ما یحرم من النسب (3)
    یعنی آنچه که از نسب حرام می شود از رضاع هم حرام می گردد.


    در پناه حضرت حق باشید

    پی نوشت:
    1. بقره 235
    2. آیت الله زنجانی ، کتاب النکاح

    3. کلینی ره ، الکافی ج 5 ص 437


  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    علاقه
    علوم اسلامي
    نوشته
    5,555
    حضور
    148 روز 3 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    31823



    نقل قول نوشته اصلی توسط مهدی عباس زاده نمایش پست ها
    راستی طبق آیه 3 نور که میفرماید: الزانی لاینکح الا زانیة او مشرکة و الزانیة لاینکحها الا زان او مشرک و حرم ذلک علی المومنین یعنی مرد زناکار ازدواج نمیکند مگر با زن زناکار یا مشرک و زن زناکار را ازدواج نکند با او مگر مرد زناکار یا مشرک و این(نوع ازدواج) حرام شده بر مومنین ازدواج با زناکار حرام است در حالی که اکثر مراجع حکم به حلیت آن داده اند فقط یکی از مراجع حکم به احتیاط داده. ببخشید اجتهاد در مقابل نص چیست اگر این اجتهاد در مقابل نص نیست؟
    آیه یاد شده از نظر بیشتر مراجع ، دلالت بر حرمت ندارد به عنوان نمونه دو بحث فقهی را خدمتتان تقدیم می کنم البته پی گیری این مباحث و فهم روشن از آن نیاز به اطلاعات پیش زمینه و البته دقت دارد :

    آيه «الزّٰانِي لٰا يَنْكِحُ إِلّٰا زٰانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَ الزّٰانِيَةُ لٰا يَنْكِحُهٰا إِلّٰا زٰانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَ حُرِّمَ ذٰلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ».
    زانى را جز زانيه و زانيه را جز زانى نكاح نمى‌كند و اين حرام است بر مؤمنين پس اطلاق آيه شامل ما نحن فيه هم مى‌شود و دلالت بر حرمت دارد.

    آيا آيه بر يك مسأله خارجيه دلالت دارد يا بر يك حكم شرعى؟ آيه مى‌فرمايد بَدان، بَدان را پيدا مى‌كنند و خوبان خوبان را و يك جملۀ خبرى است كه از يك رسم خاصّى در بين عقلا خبر مى‌دهد مانند «الْخَبِيثٰاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَ الْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثٰاتِ وَ الطَّيِّبٰاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَ الطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبٰاتِ» «2» كه مانند قاعدۀ كليّه‌اى است كه در بين عقلا وجود دارد مى‌گويند، اگر كسى را نشناختيد به دوستان و هم‌نشينان او نگاه كنيد. ولى ذيل آيه مى‌فرمايد «وَ حُرِّمَ ذٰلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ» پس اين آيه غير از «الْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثٰاتِ» است يعنى اين آيه بيان تشريع و بيان حكم است و مسئلۀ خارجيّه متعارف بين عقلا نيست.

    جواب از دليل:

    اين آيه از سه جهت قابل خدشه و بررسى است:

    اولًا: آيه ناظر به ابتداى نكاح است يا ادامۀ نكاح؟ اصلًا ادامۀ نكاح، نكاح نيست و آيه ناظر به ابتداء نكاح است، بله اگر ما نكاح را به معنى وطى بگيريم در اين صورت در استدامه هم وطى حاصل مى‌شود ولى ما نكاح را به معنى عقد دانستيم نه به معنى وطى و استدامه عقد جديد نيست و صدق عقد هم نمى‌كند پس آيه مى‌گويد در ابتداى كار ازدواج با زانيه درست نيست.

    ثانياً: آيا شما در زانى هم همين حرف را مى‌زنيد؟ چرا كه آيه دو طرف دارد به اين معنى كه اگر شوهر كار خلافى انجام داد آيا اين مرد بر زن حرام مى‌شود؟ شما به اين حرف ملتزم نيستيد و كسى اين مطلب را نگفته است.

    ثالثاً: در آيه فرقى بين مصرّه و غير مصرّه نيست، اگر شيخ مفيد به اين آيه تمسك جسته باشد بايد به صورت مطلق بگويد حرام است در حالى كه آن را به صورت اصرار مقيّد كرده است.
    نتيجه: استدلال اجنبى است و مرد و زن و مصرّه و غير مصرّه را شامل است و اينها قرينه مى‌شود كه آيه را بر كراهت حمل كنيم آن هم در مورد خودش. (1)

    دلالت آيه شريفه را در دو مرحله بايد بررسى كنيم:

    1- دلالت آيه مستقلًا و با قطع نظر از روايات مفسّره 2- دلالت آيه، توجه به رواياتى كه در تفسير آيۀ شريفه وارد شده است.

    استدلال به اين آيه، بر حرمت نكاح، مبتنى بر اين است كه اولًا نكاح در آيه شريفه به معناى عقد نكاح باشد. و ثانياً عبارت «و حرم ذلك» از حرام بودن نكاح و بطلان آن خبر بدهد.

    اشكال صاحب جواهر به استدلال به آيه شريفه‌

    ايشان مى‌فرمايند: استدلال به آيه مبتنى بر اين است كه بگوييم، معناى آيۀ شريفه چنين است كه زانى حق ازدواج ندارد مگر با زانيه يا مشركة و همچنين زانيه جز با زانى يا مشرك حق ازدواج ندارد و اين ازدواج- ازدواج با زانى و زانيه- براى مسلمانهاى عفيف حرام است.

    ولى اين معنى با سه مشكل مواجه است:

    1- طبق اين معنى آيۀ شريفه، ازدواج مسلمان با مشركة «او مشركه» و همچنين ازدواج زانيه مسلمان با مشرك «أو مشرك» را اجازه داده است در حالى كه مسلم است كه كفويّت در اسلام و معتبر است.
    2- آيه مى‌فرمايد «زانيه را جز زانى نمى‌تواند بگيرد «إِلّٰا زٰانٍ» در حالى كه اگر ازدواج با زانيه حرام باشد مسلم است كه نه زانى مى‌تواند او را بگيرد و نه عفيف و مدعاى قائلين به حرمت نيز چنين معناى مطلقى است.
    3- آيه مى‌فرمايد: زانى حق ندارد با زن عفيفة ازدواج كند «وَ حُرِّمَ ذٰلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ» و اين نيز خلاف تسلّم فقهى است.
    و به اين سه جهت بايد گفت، آيه شريفه در مقام انشاء حكم شرعى نيست. بلكه آيه در مقام اخبار از اين است كه آدمهاى آلوده براى ازدواج به هم سنخ خود روى مى‌آورند. و چون صدر آيه خبرى است، ذيل آيه (حرم ذلك) نيز خبرى است و دلالت بر حرمت انشائى ازدواج و بطلان آن نمى‌كند. (2)

    در پناه حضرت حق باشید

    پی نوشت:
    1. آیت الله مکارم شیرازی ، کتاب النکاح ج 4 ص 49
    2. آیت الله شبیری زنجانی ، کتاب النکاح ج 7 ص 2040

    ویرایش توسط سجاد : ۱۳۹۰/۰۷/۲۴ در ساعت ۱۹:۰۱

  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن
    نوشته
    952
    حضور
    22 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    2918



    سلام بر آقا سجاد گلم

    خیلی ممنونم از زحمات تحقیقی و زحمت تایپ شما واقعا ممنونم خیلی لطف میکنید اجرتون با خدا

    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    جدا از بحث روایات قطعی و متعددی که در حرمت ازدواج با عمه و خاله رضاعی و مانند آن وجود دارد که در این جا محل بحث نیست علماء در برخورد با آیه یاد شده اینطور فهمیده اند که آیه در صدد بیان خلاصه محرمات رضاعی و عدم تکرار محرمات چندگانه رضاعی همانند محرمات نسبی است و می خواهد بفرماید همانطور که حرمت علیکم امهاتکم و ... من النسب ، حرمت علیکم امهاتکم و ... من الرضاعه ...
    اما ما میگوییم قرآن در نهایت فصاحت و بلاغت است یعنی نمیشود معنایی را که خدا اراده کرده بیان نمود مگر آنکه بلاغت آن از بلاغت قرآن کمتر میشود اما اگر منظور خدا این بود فرمودن احل لکم ماوراء ذلکم دیگر معنایی نمیابد و خلاف بلاغت است اما اگر فقط حرمت اینها را ذکر میکرد و در ادامه نمیفرمود احل لکم ماوراء ذلکم من میتونستم حرف شما رو قبول کنم که خدا خلاصه .... را ذکر کرده

    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    علت این سخن این است که اگر بخواهیم طبق نص یا ظهور آیه حکم کنیم باید محرمات زیادی را از تحت آیه خارج کرده و حلال کنیم ! در حالی که در کتاب و سنت بر حرمت آنها تأکید شده است از جمله حرمت ازدواج در حال احرام ، ازدواج در عده ، ازدواج مع الافضاء و همچنین ازدواج با مادرِ مادر یا دخترِ دختر و دیگر سافلات و عالیات که هیچکدام از آنها در آیه نیامده اما حرمت آن ضروری فقه و دین اسلام است .
    اگر هزاران روایت هم بیایند چیزی را اثبات کنند که قرآن نفی فرموده به هیچوجه من الوجوه قابل اثبات نخواهد بود چون ما مامور به عرضه احادیث به قرآنیم

    اما آیات قرآن خود میتوانند یکدیگر را نسخ کنند ماننسخ من آیه او ننسها نات ..... که طبق 9 دلیل عقلی و نقلی نسخ در انحصار آیه به آیه خواهد بود
    در مورد اینکه کدام از آنها که ذکر کردید در قرآن هست و کدام نیست کمی صحبت میکنم

    آیه به زمان و مکان نکاح کاری ندارد یعنی در مقام بیان زمان و مکان نیست بلکه به اشخاص کار دارد. پس بحث احرام و ... مطرح نیست

    ازدواج مع الافضا هم قابل قبول نیست ازدواج با خواهر کسی که با او لواط کردید و ... هم از مصادیق حلالهای مذکور در آیه هستند و روایات مخالف با آن ردند

    در مورد ازدواج با مادر مادر و ..... عالیات و سافلات باید بگم که جمع امهات دلیل خود نوعی وارد کردن عالیت و جمع بنات خود دلیلی مشعر بر وارد کردن سافلات است اگر هم مدعی هستید که نیست باید بگویم نفیی هم در کار نیست اگر هست بفرمایید

    اما ضروریات محدودند مثل نماز و ...

    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    این آیه شریفه به وضوح بیان می دارد که ازدواج در عده جایز نیست و حتما باید عقد نکاح پس از اتمام عده باشد حال آنکه این ازدواج محرم جزء ازدواج های شمرده شده آیه قبلی نیست از این رو آیه قبلی نمی خواهد بفرماید هر نوع ازدواجی که نامش را نبرده است ، حلال است بلکه به نظر علماء آیه در صدد تحلیل طبیعی قضیه (2) و بیان اجمالی حلیت ازدواج های شمرده نشده ، بشرط عدم موانع شرعی است که بیان مفصل آن به آیات و روایات موکول شده است.
    خوب جواب این هم داده شده و آن اینکه آیه کاری به زمان ازدواج ندارد

    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    با بیان مذکور ، آیه شریفه دیگر ظهوری در معنای پیش گفته ندارد اما در دیدگاه علماء محتمل جدی است که خداوند در آیه شریفه در صدد بیان خلاصه محرمات رضاعی بوده و خواسته بدون تکرار موارد محرمات نسبی ، محرمات رضاعی را هم به همان صورت تنظیر نماید .
    اما بحث تکرار هم باید بگم که با خلاصه تر از اینی که خدا فرموده قابل حل بود و آن اینکه بعد ذکر تمام نسبیها میفرمود و هن من الرضاعه یعنی اینهایی که ذکر کردیم از شیرخوارگی که هم خلاصه تر از امهاتکم من الرضاعه و اخواتکم من الرضاعه است هم بیان کاملتری دارد

    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    همانطور که عرض شد این مسئله در روایات متعددی مورد تأکید قرار گرفته است از جمله روایت معروف: یحرم من الرضاع ما یحرم من النسب (3) یعنی آنچه که از نسب حرام می شود از رضاع هم حرام می گردد.
    این روایت که بسیار زیاد است بعد از عرضه به قرآن رد و مخدوش است مگر آن که تاویل شود به آنکه حرام میشود از شیرخوارگی همانطور که از نسب حرام میشود و الا از معصوم صادر نشده

    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    آيا آيه بر يك مسأله خارجيه دلالت دارد يا بر يك حكم شرعى؟ آيه مى‌فرمايد بَدان، بَدان را پيدا مى‌كنند و خوبان خوبان را و يك جملۀ خبرى است كه از يك رسم خاصّى در بين عقلا خبر مى‌دهد مانند «الْخَبِيثٰاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَ الْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثٰاتِ وَ الطَّيِّبٰاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَ الطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبٰاتِ» «2» كه مانند قاعدۀ كليّه‌اى است كه در بين عقلا وجود دارد مى‌گويند، اگر كسى را نشناختيد به دوستان و هم‌نشينان او نگاه كنيد. ولى ذيل آيه مى‌فرمايد «وَ حُرِّمَ ذٰلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ» پس اين آيه غير از «الْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثٰاتِ» است يعنى اين آيه بيان تشريع و بيان حكم است و مسئلۀ خارجيّه متعارف بين عقلا نيست.
    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    استدلال به اين آيه، بر حرمت نكاح، مبتنى بر اين است كه اولًا نكاح در آيه شريفه به معناى عقد نكاح باشد. و ثانياً عبارت «و حرم ذلك» از حرام بودن نكاح و بطلان آن خبر بدهد.
    در دلالت آیه نیازی به حرم ذلک علی المومنین نیست بلکه بسیاری موارد تشریع در قالب اخبار قرار میگیرد و این در روایات ما به وفور یافتم میشود و در آیاتی دیگر مثل الخبیثون

    اما اگر اخبار است مگر خدا اصدق قولا نیست؟ ولی ما میبینیم که آدم پاک مثل بسیار از حوزویان ما (البته اونایی که من هم باهاشون سروکار داشتم نه همه این هم از جهت مشت نشانه خروار است گفتم) به سراغ ازدواج با زناکار میروند پس اگر اخبار است نعوذ بالله خدا دروغ هم فرموده است دیگر

    در ضمن چیز که حلال است چرا غیر زناکاران از آن اجتناب میکنند مگر حرام است که به سراغ آن نمیروند؟ اما گفتن این که نمیروند در آیه چه سودی دارد خوب نمیروند مبارکشان باشد ما میرویم!! اما آیا زناکار فقط دنبال زن زناکار برای ازدواج است؟ ما که میبینیم زناکاران بیشتر روی زناکار نبودن همسرشان حساسیت دارند و گاهی به افراط هم کشیده میشوند

    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    اين آيه از سه جهت قابل خدشه و بررسى است:
    آیه هرگز قابل خدشه نیست اعتقاد به این مقتضای ایمان است اما فکر میکنم منظور سجاد جان دلالت آیه بر مطلب مورد نظر است که قابل خدشه است که بهتر است اصلاح شود این را هم عمومی نوشتم که این 16 نفری که اومدن بدونن یه وقتی اشتباه نکنن خدای ناکرده فکر کنن به آیات قرآنی هم خدشه وارده!!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    اولًا: آيه ناظر به ابتداى نكاح است يا ادامۀ نكاح؟ اصلًا ادامۀ نكاح، نكاح نيست و آيه ناظر به ابتداء نكاح است، بله اگر ما نكاح را به معنى وطى بگيريم در اين صورت در استدامه هم وطى حاصل مى‌شود ولى ما نكاح را به معنى عقد دانستيم نه به معنى وطى و استدامه عقد جديد نيست و صدق عقد هم نمى‌كند پس آيه مى‌گويد در ابتداى كار ازدواج با زانيه درست نيست.
    در کل نکاح به هردو معنای ازدواج و ارضای جنسی ناظر است مگر آنکه قرینه خاصی باشد بر محدود شدنش بر یکی از این معانی دلیل هم اطراد(شیوع استفاده لفظ در هر دومعنی) است : مثلا میبینیم امام میفرماید ناکح الکف ملعون آیا ازدواج با کف معنا دارد؟

    پس هم ازدواج ابتدایی با زانی و زانیه درست نیست هم استدامه ازدواج صحیح نیست

    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    اولًا: آيه ناظر به ابتداى نكاح است يا ادامۀ نكاح؟ اصلًا ادامۀ نكاح، نكاح نيست و آيه ناظر به ابتداء نكاح است، بله اگر ما نكاح را به معنى وطى بگيريم در اين صورت در استدامه هم وطى حاصل مى‌شود ولى ما نكاح را به معنى عقد دانستيم نه به معنى وطى و استدامه عقد جديد نيست و صدق عقد هم نمى‌كند پس آيه مى‌گويد در ابتداى كار ازدواج با زانيه درست نيست.
    معنی نکاح اشتراک لفظی بین ازدواج و وطی است و تا آنجا که قرینه معینه ای برای دلالت بر یکی از آن دو نباشد نمیتوان گفت برای این وضع شده یا برای آن

    کلا آیات در مخاطبه با مومنان است نه آن که ازدواج زناکار با زناکار را تایید نماید بلکه میفرماید که تو اگر مومنی و جزو زناکاران یا مشرکان نیستی نباید با زناکاران ازدواج کنی و در ادامه هم تصریح به همین موضوع میکند که خود قرینه ای برای عدم جواز ازدواج زناکار با مشرک یا زناکار دیگر است بلکه آنان باید دست از زنای خود برداشته در جرگه ی مومنین وارد شوند سپس به آیه مورد نظر عمل کرده و فقط با پاکدامنی دیگر ازدواج کنند

    پس در کل آیه هر دوی ازدواج و وطی را در نظر دارد و ما نمیتوانیم معنای یکی را بدون قرینه معینه به آیه تحمیل کنیم

    در نتیجه آیه میفرماید مرد زناکار ازدواج یا وطی نمیکند مگر با زن زناکار یا مشرک و زن زناکار ازدواج یا وطی نمیکند با او مگر مرد زناکار یا مشرک و این ازدواج و وطی بر مومنین حرام است

    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    ثانياً: آيا شما در زانى هم همين حرف را مى‌زنيد؟ چرا كه آيه دو طرف دارد به اين معنى كه اگر شوهر كار خلافى انجام داد آيا اين مرد بر زن حرام مى‌شود؟ شما به اين حرف ملتزم نيستيد و كسى اين مطلب را نگفته است.
    ببخشید این برام جالب بود که بدونم شما از کجا فهمیدید من ملتزم به این نیستم؟؟ من که دربارش حرفی نزده بودم!!

    یقینا اگر مردی زنا کرد زنش باید از او جدا شود که در این صورت بخشیدن برخی از مهر هم ایرادی ندارد بلکه حتی اگر زن و شوهر خوف از این دارند که با ادامه ازدواجشان به گناهی بیفتند گناهی ندارد بخشش بخشی از آنچه به زن داده شده بلکه بر مبنای ایمان واجب است این بخشش(رجوع شود به آیه 229 بقره)

    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    ثالثاً: در آيه فرقى بين مصرّه و غير مصرّه نيست، اگر شيخ مفيد به اين آيه تمسك جسته باشد بايد به صورت مطلق بگويد حرام است در حالى كه آن را به صورت اصرار مقيّد كرده است. نتيجه: استدلال اجنبى است و مرد و زن و مصرّه و غير مصرّه را شامل است و اينها قرينه مى‌شود كه آيه را بر كراهت حمل كنيم آن هم در مورد خودش.
    خوب ما نگفتیم فرقی هست بلکه کافی است خود مرد بداند این زن زناکار است یا خود زن بداند که مرد زناکار است نه آنکه یه چیزایی شنیده باشند این کافی نیست.

    ربطی بین این حرف و قرینه بودن مشاهده نمیکنم
    ویرایش توسط سوال : ۱۳۹۰/۰۷/۲۵ در ساعت ۱۸:۵۲ دلیل: با اجازه ، ترکیب پست ها

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن
    نوشته
    952
    حضور
    22 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    2918



    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    1- طبق اين معنى آيۀ شريفه، ازدواج مسلمان با مشركة «او مشركه» و همچنين ازدواج زانيه مسلمان با مشرك «أو مشرك» را اجازه داده است در حالى كه مسلم است كه كفويّت در اسلام و معتبر است.
    اولا رد شده این که جواز رو آیه داره میرسونه دوما فرض که رد نمیشد آیه دیگر میتواند این آیه رو نسخ کند و آن آیه ای که اینکار رو کرده آیه221 بقره است که فرموده با مشرکین ازدواج نکنید چون داعی الی النار اند و اگر هم بگوییم ناسخ نیست حرف ما تقویت میشود چون زناکار نمیتواند با مشرک ازدواج کند پس باید مومن بشود تا بتواند با مومنین ازدواج کند

    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    2- آيه مى‌فرمايد «زانيه را جز زانى نمى‌تواند بگيرد «إِلّٰا زٰانٍ» در حالى كه اگر ازدواج با زانيه حرام باشد مسلم است كه نه زانى مى‌تواند او را بگيرد و نه عفيف و مدعاى قائلين به حرمت نيز چنين معناى مطلقى است
    اصلا آیات قرآنی کاری به حکم صادر کردن برای غیر مومنین ندارد میبینیم مرتبا میفرماید یا ایها الذین آمنوا

    آنجایی هم که میبینیم به ربا خواران و ..... نهی میکند یا به اهل کتاب میفرماید بیایید به کلمه واحده تمسک کنیم یا ..... برای آنها تشریع نمیکند بلکه نهی از منکر ذاتی میکند که هدی للناس بودنش را انجام میدهد و الا تشریع و التزام به تشریع برای مومنان میسر است و این خود در واقع تلنگری به مومنان است که هرگاه غافل شدید از ذکر من و به ربا پرداختید تمام کنید چون جنگ با خداست و به تمام مردم نهی از تبعیت خطوات شیطان را میکند که معلوم است اگر شخص مومن نباشد به قرآن یا به این آیه عمل نمیکند یا از لحظه عمل مومن میشود چون اگر من به قرآن ایمان دارم و میدانم از خداست که مومن میشوم به آن و از تمام محرمات اجتناب و به تمام واجبات اهتمام میکنم اما اگر نیستم دلیلی بر التزام نیست

    در ضمن اگر ما از بیرون به نتیجه ای رسیدیم دلیل ندارد آن را به معنای قرآن تحمیل کنیم اگر من به این نتیجه رسیدم که زانی نمیتواند با زانیه ازدواج کند (البته اگر از خارج قرآن باشد) دلیلی ندارد بگویم خدا هم همین را فرموده

    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    3- آيه مى‌فرمايد: زانى حق ندارد با زن عفيفة ازدواج كند «وَ حُرِّمَ ذٰلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ» و اين نيز خلاف تسلّم فقهى است.
    تسلم فقهی هرگز یارای مقابله با نص قرآنی ندارد بلکه روایت هم چنین توانایی را ندارد این دلیل هم قابل قبول نیست

    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    و به اين سه جهت بايد گفت، آيه شريفه در مقام انشاء حكم شرعى نيست. بلكه آيه در مقام اخبار از اين است كه آدمهاى آلوده براى ازدواج به هم سنخ خود روى مى‌آورند. و چون صدر آيه خبرى است، ذيل آيه (حرم ذلك) نيز خبرى است و دلالت بر حرمت انشائى ازدواج و بطلان آن نمى‌كند.
    این اگر خبر باشد کاذب است و حرم هم خبر است حرمت ازدواج چون حرمتی نزد خدا وجود دارد(کتاب الله علیکم . کتب علیکم . ....) خدا هم از وجود این حرمت خبر میدهد
    ویرایش توسط سوال : ۱۳۹۰/۰۷/۲۵ در ساعت ۱۸:۵۳ دلیل: با اجازه ، ترکیب پست ها

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    علاقه
    علوم اسلامي
    نوشته
    5,555
    حضور
    148 روز 3 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    31823



    نقل قول نوشته اصلی توسط مهدی عباس زاده نمایش پست ها
    اگر هزاران روایت هم بیایند چیزی را اثبات کنند که قرآن نفی فرموده به هیچوجه من الوجوه قابل اثبات نخواهد بود چون ما مامور به عرضه احادیث به قرآنیم
    با عرض سلام خدمت جناب عباس زاده و عذرخواهی بابت تأخیر در پاسخ

    اکنون که مطالب شما را مطالعه می کردم نکات زیادی دیدم که نیاز به بحث دارد اما متأسفانه فرصت رسیدگی به تمام آنها نیست اما نکته ای را که احساس می کنم سنگ بنای عقاید شما در این پست و پست های دیگرتان در سایت است و موجب برداشت های خاص شما از آیات قرآن شده است ، همین عبارتی است که در بالا از شما نقل کردم که لازم می دانم مطالبی چند درباره آن به عرض برسانم .

    برداشت های شما از آیات قرآن که گاه خلاف اجماع فقها و تسلم فقهی حتی شیعه و سنی است ناشی از اعتقاد شما به عرض مطلق احادیث بر کتاب است ! که سابقه ای از آن در بین علمای شیعه و سنی سراغ نداریم .

    آنچه در عرض احادیث بر کتاب مورد اعتقاد معتقدین به آن است عرضه احادیث مشکوک الصدور بر کتاب است نه تمام احادیث ، چه اینکه عرضه تمام احادیث بر کتاب ، خود مخالف کتاب و بی معناست.

    عرضه تمام احادیث برای تعیین صحت آن به قرآن ، بدین معناست که معیار حجیت تمام احادیث ، قرآن است.

    • در نتیجه از هیچ حدیثی نمی توان در تفسیر آیات قرآن سود جست !


    • نمی توان از اهل بیت علیهم السلام که اهل الذکر و راسخون فی العلم هستند پرسشی کرد چون پاسخ ایشان خود حدیث است و باید با قرآن مطابقت داده شود !


    • و نیز بدین معناست که تمام زوایای قرآن برای تمام افراد بشر قابل فهم است و هیچ بخش مبهم و متشابهی در قرآن وجود ندارد !

    در حالی که این نتایج و لوازم ، مخالف صریح بسیاری از آیات است از جمله :

    فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ ﴿نحل43﴾
    اگر اطلاع ندارید ، از آگاهان بپرسيد.

    هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَ أُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَ مَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَ مَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبَابِ ﴿آل عمران 7﴾
    او كسى است كه اين كتاب(آسمانى) را بر تو نازل كرد، كه قسمتى از آن، آيات«محكم» [ صريح و روشن‌] است؛ كه اساس اين كتاب مى‌باشد؛ (و هر گونه پيچيدگى در آيات ديگر، با مراجعه به اينها، برطرف مى‌گردد.) و قسمتى از آن، «متشابه» است‌[ آياتى كه به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات ديگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفى در آن مى‌رود؛ ولى با توجه به آيات محكم، تفسير آنها آشكار مى‌گردد.] اما آنها كه در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه‌انگيزى كنند(و مردم را گمراه سازند)؛ و تفسير(نادرستى) براى آن مى‌طلبند؛ در حالى كه تفسير آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمى‌دانند. (آنها كه به دنبال فهم و دركِ اسرارِ همۀ آيات قرآن در پرتو علم و دانش الهى) مى‌گويند: «ما به همه آن ايمان آورديم؛ همه از طرف پروردگارِ ماست.» و جز صاحبان عقل، متذكر نمى‌شوند(و اين حقيقت را درك نمى‌كنند).

    وَ أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ﴿نحل 44﴾
    و ما اين ذكر[ قرآن‌] را بر تو نازل كرديم، تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها روشن سازى؛ و شايد انديشه كنند!

    این آیات و آیات بسیار دیگری روشن می سازد که قرآن هم نیازمند به توضیح و تبیین است و انسان های مطمئنی باید باشند که آنرا را برای مردم روشن کنند. از این رو احادیث بر اساس معیارهای علمی که وجود دارد به دو دسته قطعی الصدور و مشکوک الصدور تقسیم می شوند احادیث قطعی الصدور که از معصوم علیه السلام بودنشان با دلایل علمی ثابت شده است ، مبین دین و احکام حلال و حرام الهی و مفسر قرآن هستند و نمی توان به قرآن تنها برای رسیدن به احکام شرعی رجوع نمود و احادیث را وا نهاد.
    و احادیث مشکوک الصدور را باید به محکمات قرآن عرضه کرد که اگر مخالف قرآن بود ، مطرود است .

    ویرایش توسط سجاد : ۱۳۹۰/۰۸/۰۳ در ساعت ۱۶:۵۵

  13. صلوات ها 8


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن
    نوشته
    952
    حضور
    22 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    2918



    سلام عزیزان

    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    برداشت های شما از آیات قرآن که گاه خلاف اجماع فقها و تسلم فقهی حتی شیعه و سنی است ناشی از اعتقاد شما به عرض مطلق احادیث بر کتاب است ! که سابقه ای از آن در بین علمای شیعه و سنی سراغ نداریم .
    اگر شما ندیدید بنده دیده ام!!
    در ضمن روایات عرض احادیث مطلق است و حدیث امیر در رابطه با انظر الی ماقال و لا تنظر الی من قال این را تایید میکند در ضمن بنده 8 دلیل عقلی و نقلی دیگر جمع آوری کرده ام که عرض احادیث به قرآن لازم است!

    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    عرضه تمام احادیث برای تعیین صحت آن به قرآن ، بدین معناست که معیار حجیت تمام احادیث ، قرآن است.
    عبارتتون ناقص است عرض تمام احادیث به قرآن یعنی اولین ملاک برای صحت حدیثی عدم مخالفت با قرآن است!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    در نتیجه از هیچ حدیثی نمی توان در تفسیر آیات قرآن سود جست !
    تفسیر آیه مخالف آیه نیست! بلکه مخالف مخالف است نه مفسر!

    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    نمی توان از اهل بیت علیهم السلام که اهل الذکر و راسخون فی العلم هستند پرسشی کرد چون پاسخ ایشان خود حدیث است و باید با قرآن مطابقت داده شود !
    اگر شما مستقیما از ائمه چیزی پرسیدید خوب یقین بدونید که مخالف قرآن حرفی نمیزنند برای همین است که امام باقر میفرمود هر گاه حکمی گفتم بپرسید منبعش از کجای قرآن است!(البته روایت به همین مضموناست)

    اگر هم کسی ادعای امام بودن کرد و مخالف قرآن حرف زد بدونید دروغ میگه امام به همون دلایلی که عرض کردم هیچگاه مخالف قرآن سخنی نمیگه فعلی هم انجام نمیده!!

    اما اگر با واسطه براتون نقل شده بدونید که این واسطه ها خیلی کار رو خراب میکنند مثلا همین مراجع وقتی دفترشونو دیگری میچرخونه هزار جور حرف بی ربط تحویل ملت میدن خودم براتون چند نمونه سراغ دارم!! اگه دوست دارید بگم!

    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    و نیز بدین معناست که تمام زوایای قرآن برای تمام افراد بشر قابل فهم است و هیچ بخش مبهم و متشابهی در قرآن وجود ندارد !
    نه همچین ادعایی لازم نیست همون روایت امام صادق رو قبول داشته باشید بسه امام میفرماید العباره للعوام یعنی اگه عوام نیستید که هیچ عبارت قرآن رو نمیفهمید اما اشاره و حقایق و لطایف هیچگاه مخالف عبارت نیستند اگر باشند 9 دلیل عقلی و نقلی نقض میشود یعنی خود پیامبر امر به محال نموده!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَ أُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَ مَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَ مَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبَابِ ﴿آل عمران 7﴾ او كسى است كه اين كتاب(آسمانى) را بر تو نازل كرد، كه قسمتى از آن، آيات«محكم» [ صريح و روشن‌] است؛ كه اساس اين كتاب مى‌باشد؛ (و هر گونه پيچيدگى در آيات ديگر، با مراجعه به اينها، برطرف مى‌گردد.) و قسمتى از آن، «متشابه» است‌[ آياتى كه به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات ديگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفى در آن مى‌رود؛ ولى با توجه به آيات محكم، تفسير آنها آشكار مى‌گردد.] اما آنها كه در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه‌انگيزى كنند(و مردم را گمراه سازند)؛ و تفسير(نادرستى) براى آن مى‌طلبند؛ در حالى كه تفسير آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمى‌دانند. (آنها كه به دنبال فهم و دركِ اسرارِ همۀ آيات قرآن در پرتو علم و دانش الهى) مى‌گويند: «ما به همه آن ايمان آورديم؛ همه از طرف پروردگارِ ماست.» و جز صاحبان عقل، متذكر نمى‌شوند(و اين حقيقت را درك نمى‌كنند).
    این آیات حرف از مشتبهات نزد که فهم قرآن را با مشکل مواجه کند بلکه فرمود متشابهات یعنی تشابه دارند خوب این متشابهات هم در امثال ید الله است و جاء ربک و ..... نه این که همه قرآن را با این زیر سوال ببرید در ضمن گیرم احکام حکم است پس باید محکم باشد نه متشابه که مردم در آن به خطا بیفتند در ضمن اگر هم احکامی متشابه وجود داشته باشند باید محکماتی در خود قرآن باشد که آن متشابهات را توضیح دهند چون آن محکمات مادر این متشابهات اند!!(چون مادر کتاب اند و متشابهات هم جزو کتاب اند)

    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ ﴿نحل43﴾ اگر اطلاع ندارید ، از آگاهان بپرسيد.
    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    وَ أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ﴿نحل 44﴾ و ما اين ذكر[ قرآن‌] را بر تو نازل كرديم، تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها روشن سازى؛ و شايد انديشه كنند!
    جالب آن است که شما در هردوی این آیات یه کلمه اساسی رو جا میذارید اونم این که فسالوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون بالبینات و الزبر
    یعنی این سوال هم نباید رو هوایی باشد و هر جوابی دادند قبول کنید بلکه باید بر مبنای بینات(دلایل) و الزبر(یعنی کتاب های آسمانی مثل قرآن) باشد در آیاتی کلا تنها پناهگاه رسول را قرآن معرفی میکند!
    و در آیاتی دستور رد آنچه تنازع درش کردیم به خدا(به وسیله قرآنش) و رسول(سنت قاطعه که تبعا خلاف قرآن نیست) داده
    لتبین للناس هم بر مبنای ما نزل الیهم است یعنی باز هم از قرآن فراتر نیست یعنی خلاف قرآن حرف نمیزند بلکه از مقام عبارت فراتر رفته و اشارات و لطایف را که قابل درک است برایشان تبیین میکند

    در مقابل این آیات اندک آیاتی بسیار است که قرآن را بما هوقرآن هدی للناس تبیان و بیان و مبین و فرقان و .... معرفی میکند و تمام اینها لازمه همه فهم بودن قرآن است(البته برای کسانی که لااقل عربی را بفهمند که واضحه نیاز به دلیل نداره هر چند عربی بودن قرآن در خودش ذکر شده)

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    علاقه
    علوم اسلامي
    نوشته
    5,555
    حضور
    148 روز 3 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    31823



    با عرض سلام و احترام خدمت جناب عباس زاده گرامی و تشکر از اظهار نظرتان

    نقل قول نوشته اصلی توسط مهدی عباس زاده نمایش پست ها
    در ضمن روایات عرض احادیث مطلق است و حدیث امیر در رابطه با انظر الی ماقال و لا تنظر الی من قال این را تایید میکند
    اولا روایات عرض بر احادیث دو گونه است مطلق و مقید و روایات به ظاهر مطلق هم طبق قواعد اصولی حمل بر مقید می شود برای آشنایی با این دسته از روایات به باب تعادل و تراجیح کتب اصول فقه مراجعه فرمایید.

    مفسر کبیر قرآن در این زمینه فرموده اند :
    لازم است براى چندمين بار به اين دو مطلب توجه عميق شود: يكى آن كه سنت اعم از قطعى و غير قطعى براى هميشه و نسبت به همه آيات مرجع تعليم و تبيين و شرح خواهد بود؛ ليكن مرجعيت تعبدى خصوص سنت غير قطعى بعد از روشن بودن محتواى همه قرآن صورت مى پذيرد. ديگرى آن كه هرگز قرآن بدون سنت اعم از قطعى و غير قطعى حجت نيست و حجيت قرآن بدون سنت قطعى يا غير قطعى تفكيك آشكار بين دو همتاى افتراق ناپذير است. غرض آن كه، دليل لزوم عرض سنت بر قرآن احتمال جعل وتحريف است و اين امور در سنت قطعى راه ندارد، پس در سراسر اين نوشتار بايد بين سنت قطعى و سنت غير قطعى فرق گذاشت ؛ چنانكه روايات عرض سنت بر قرآن خواه در حال تعارض روايات با يكديگر و خواهد در حالت عدم تعارض مخصوص به سنت غيرقطعى است ؛ زيرا سنت قطعى به مثابه قرآن، معروض عليه است، نه معروض.(1)


    ثانیا حدیث مورد اشاره ارتباطی به مطلب ما ندارد حدیث می خواهد بفرماید اگر گوینده کافر و منافق هم بود باز به سخن او توجه کنید
    (خذ الحکمة ممن اتاک بها و انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال و در روایت دیگری می فرماید و لو من افواه المنافقین ) (2)
    حکمت را از هر کسی که به تو عرضه می کند دریافت کن و به محتوای سخن بنگر نه به گوینده .
    اگر چه سخن از زبان منافق باشد.

    اگر برداشت شما از این روایت صحیح باشد این سخن شامل قرآن و احادیث خود مولا هم می
    شود یعنی نباید فرقی بین فرموده قرآن و احادیث امام علی علیه السلام با دیگر گفته ها گذاشت! و در هر سخنی از هر کسی فقط و فقط به محتوا دقت کرد نه گوینده سخن !حتی اگر گوینده سخن همان گوینده قرآن باشد . روشن است که این سخن صحیح نیست.


    نقل قول نوشته اصلی توسط مهدی عباس زاده نمایش پست ها
    اگر شما مستقیما از ائمه چیزی پرسیدید خوب یقین بدونید که مخالف قرآن حرفی نمیزنند برای همین است که امام باقر میفرمود هر گاه حکمی گفتم بپرسید منبعش از کجای قرآن است!(البته روایت به همین مضموناست)
    نقل قول نوشته اصلی توسط مهدی عباس زاده نمایش پست ها
    اما اگر با واسطه براتون نقل شده بدونید که این واسطه ها خیلی کار رو خراب میکنند
    مگر شما قرآن را از خود خدا شنیده اید ! خب برادر من ، هم قرآن و هم احادیث از راه نقل از دیگران به ما رسیده است چطور قرآن را سخن خدا می دانید اما در احادیثی که به همان شیوه به ما رسیده است تردید می کنید و می فرمایید باید از خود معصوم علیه السلام بشنویم تا حجت باشد !

    نقل قول نوشته اصلی توسط مهدی عباس زاده نمایش پست ها
    این آیات حرف از مشتبهات نزد که فهم قرآن را با مشکل مواجه کند بلکه فرمود متشابهات یعنی تشابه دارند خوب این متشابهات هم در امثال ید الله است و جاء ربک و ..... نه این که همه قرآن را با این زیر سوال ببرید در ضمن گیرم احکام حکم است پس باید محکم باشد نه متشابه که مردم در آن به خطا بیفتند در ضمن اگر هم احکامی متشابه وجود داشته باشند باید محکماتی در خود قرآن باشد که آن متشابهات را توضیح دهند چون آن محکمات مادر این متشابهات اند!!(چون مادر کتاب اند و متشابهات هم جزو کتاب اند)
    ظاهرا ادامه آیه را مشاهده نفرمودید اگر قرار باشد متشابهات قرآن فقط از طریق محکمات قرآن روشن شوند پس راسخون فی العلمی که به تعبیر قرآن از تأویل آن آگاهی دارند چه نقشی دارند ؟!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط مهدی عباس زاده نمایش پست ها
    جالب آن است که شما در هردوی این آیات یه کلمه اساسی رو جا میذارید اونم این که فسالوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون بالبینات و الزبر یعنی این سوال هم نباید رو هوایی باشد و هر جوابی دادند قبول کنید بلکه باید بر مبنای بینات(دلایل) و الزبر(یعنی کتاب های آسمانی مثل قرآن) باشد در آیاتی کلا تنها پناهگاه رسول را قرآن معرفی میکند! و در آیاتی دستور رد آنچه تنازع درش کردیم به خدا(به وسیله قرآنش) و رسول(سنت قاطعه که تبعا خلاف قرآن نیست) داده لتبین للناس هم بر مبنای ما نزل الیهم است یعنی باز هم از قرآن فراتر نیست یعنی خلاف قرآن حرف نمیزند بلکه از مقام عبارت فراتر رفته و اشارات و لطایف را که قابل درک است برایشان تبیین میکند
    اولا از کجا معلوم بالبینات و الزبر متعلق به فاسئلوا باشد که معنای مورد اشاره شما را برساند بلکه شاید متعلق به لا تعلمون باشد که اتفاقا با قواعد زبان عرب هم مطابقت بیشتری دارد و آیه بدین معنا می شود که اگر امری را با بینات و زبر نیز متوجه نشدید از اهل ذکر بپرسید .
    ثانیا به فرض هم سخن شما درست ، بینات یا به قول شما دلایل چیست ؟ مسلما دلایل چیزی غیر از زبر و قرآن است بنابر این پاسخ می تواند هم از قرآن و هم از دلایلی که غیر قرآن است بدست آید .


    قاطعیت سنت را از کجا متوجه می شوید ؟ اگر به مبنای شما باشد و قاطعیت سنت را هم از قرآن بفهمیم این که دور می شود ! یعنی خداوند می فرماید : در چیزی (مثلا خود قرآن) که تنازع دارید به سنتی مراجعه کنید که از خود قرآن قطعیت آن معلوم باشد!!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط مهدی عباس زاده نمایش پست ها
    در مقابل این آیات اندک آیاتی بسیار است که قرآن را بما هوقرآن هدی للناس تبیان و بیان و مبین و فرقان و .... معرفی میکند و تمام اینها لازمه همه فهم بودن قرآن است(البته برای کسانی که لااقل عربی را بفهمند که واضحه نیاز به دلیل نداره هر چند عربی بودن قرآن در خودش ذکر شده)
    نتیجه سخن شما این است که هر عربی همه قرآن را می فهمد ! این حرفی است که باید نادرستی آنرا در مواجه با اعراب به عینه ببینید !

    همیشه موفق و پیروز باشید

    پی نوشت:
    1. آیت الله جوادی آملی ، تفسیر تسنیم ج 1

    2. غرر الحکم ص 58 ح 612 و 613
    ویرایش توسط سجاد : ۱۳۹۰/۰۸/۰۴ در ساعت ۱۱:۰۹

  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن
    نوشته
    952
    حضور
    22 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    2918



    سلام سجاد جان و دوستان

    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    اولا روایات عرض بر احادیث دو گونه است مطلق و مقید و روایات به ظاهر مطلق هم طبق قواعد اصولی حمل بر مقید می شود برای آشنایی با این دسته از روایات به باب تعادل و تراجیح کتب اصول فقه مراجعه فرمایید.
    لطفا احادیثش را بیاورید تا روشن کنیم چه خبر است!!
    دوما فقط استناد به عرض احادیث نیست که اگر زیر سوال رفت باقی هم باقی هم زیر سوال برود!!دو دلیل رو ذکر میکنم:
    یکی این که قرآن معجزه است و روایت غیر معجزه پس تفوق قرآن بر غیر قرآن هرچند که سنت باشد کاملا هویداست! روایت از این جهت که معجزه نیست به اندازه قرآن قابل اطمینان نیست هر چند که به ظاهر قطعی باشد اما در مقابل قطعیت قرآن هیچ نای مقاومت ندارد و ساقط است!!

    دوم این که طبق زیارت امین الله که از صحیحترین زیارات است از جهت متن و سند بخونید!
    امام را متبع قرآن میداند یعنی امام خود باید تابع قرآن باشد نه این که مخالف قرآن حرف بزند!!
    سوم قرآن طبق فرموده خود پیامبر ثقل اکبر است اگر بین سخن اکبر و سخنی که ادعا میشود از اصغر است مخالفت باشد تبعیت از کدام لازم و واجب است؟
    اینها نشان میدهد که مطلقا عرضه باید بشود روایت به قرآن!! اگر مخالف بود از معصوم نیست! هرچند که به ظاهر متواتر باشد جعل سند خیلی آسان تر از جعل محتوای حدیث است!

    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    لازم است براى چندمين بار به اين دو مطلب توجه عميق شود: يكى آن كه سنت اعم از قطعى و غير قطعى براى هميشه و نسبت به همه آيات مرجع تعليم و تبيين و شرح خواهد بود؛ ليكن مرجعيت تعبدى خصوص سنت غير قطعى بعد از روشن بودن محتواى همه قرآن صورت مى پذيرد. ديگرى آن كه هرگز قرآن بدون سنت اعم از قطعى و غير قطعى حجت نيست و حجيت قرآن بدون سنت قطعى يا غير قطعى تفكيك آشكار بين دو همتاى افتراق ناپذير است. غرض آن كه، دليل لزوم عرض سنت بر قرآن احتمال جعل وتحريف است و اين امور در سنت قطعى راه ندارد، پس در سراسر اين نوشتار بايد بين سنت قطعى و سنت غير قطعى فرق گذاشت ؛ چنانكه روايات عرض سنت بر قرآن خواه در حال تعارض روايات با يكديگر و خواهد در حالت عدم تعارض مخصوص به سنت غيرقطعى است ؛ زيرا سنت قطعى به مثابه قرآن، معروض عليه است، نه معروض
    حدیثی که مخالف قرآن است چگونه مبین آن میشود این را کدام عقل میپذیرد؟؟

    آیا این سخن که ایشان میفرمایند قطعی است؟ اگر قطعی است که مطمئنا سخن خدای تبارک و تعالی اقطع قطعیات است! چونه ما به واسطه سخن بشری که قطعی است در قطعیت سخن خدای تبارک و تعالی شک کنیم؟ پس فصاحت و بلاغت قرآن کشک؟ پس قرآن معجزه نیست؟
    چرا در قطعیت سخن خدا باید شک کنیم؟به چه برهان؟ به چه دلیل در کتابی که برای هدایت بشر آمده باید شک کنیم؟
    همتا بودن قرآن با روایت کجا ثابت شده؟ در حالی که قرآن ثقل اکبر است؟

    هیچ سنتی نمیتواند به مثابه قرآن شود به دلایلی که ذکر شد و دلایلی که ذکر نشد!!
    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    مگر شما قرآن را از خود خدا شنیده اید ! خب برادر من ، هم قرآن و هم احادیث از راه نقل از دیگران به ما رسیده است چطور قرآن را سخن خدا می دانید اما در احادیثی که به همان شیوه به ما رسیده است تردید می کنید و می فرمایید باید از خود معصوم علیه السلام بشنویم تا حجت باشد !
    نه اما به معجزه بودن قرآن ایمان دارم! اگر شما ایمان ندارید بحثی دیگر است که باید سر جای خودش حل شود اینجا جای اثبات اعجاز قرآن نیست!
    اگر قرآن معجزه نبود دین ما فرقی با یهود و نصاری نداشت و در کتابمان تحریف واقع میشد! آیا شما به تمام مطالب کتب پیشین اعتقاد دارید؟ با این که به قول خود یهودیها مبرا از جعل است؟ و متواتر و قطعی است! اما آیا برای شما هم قطعی است؟ نه خیر چون آموخته ایم که چون تورات معجزه نبوده دست تحریف در آن راه یافته است!
    کلام ائمه هم همینطور هر چقدر هم ادعای تواتر پشتش باشد اگر مخالف قرآن باشد قابل قبول نیست!

    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    ظاهرا ادامه آیه را مشاهده نفرمودید اگر قرار باشد متشابهات قرآن فقط از طریق محکمات قرآن روشن شوند پس راسخون فی العلمی که به تعبیر قرآن از تأویل آن آگاهی دارند چه نقشی دارند ؟!
    راسخون فی العلم منحصر در کسی نیستند اگر هم روایاتی ائمه را به عنوان راسخون فی العلم معرفی کرده به عنوان مصداق اعلی ذکر کرده نه این که دیگران نیستند!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    اولا از کجا معلوم بالبینات و الزبر متعلق به فاسئلوا باشد که معنای مورد اشاره شما را برساند بلکه شاید متعلق به لا تعلمون باشد که اتفاقا با قواعد زبان عرب هم مطابقت بیشتری دارد و آیه بدین معنا می شود که اگر امری را با بینات و زبر نیز متوجه نشدید از اهل ذکر بپرسید .
    خوب خودتان با این استدلال طرف ما رو گرفتید خوب ما متوجه میشویم!! همین عبارت شما هم یعنی راه فهم بر دیگران بسته نیست بلکه اگر متوجه نشدند باید بپرسند خوب ما هم میگوییم متوجه شدیم پس دیگر جایی برای این حرف نیست!! باقیش هم برای همان هایی است که متوجه نمیشوند!

    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    ثانیا به فرض هم سخن شما درست ، بینات یا به قول شما دلایل چیست ؟ مسلما دلایل چیزی غیر از زبر و قرآن است بنابر این پاسخ می تواند هم از قرآن و هم از دلایلی که غیر قرآن است بدست آید
    خوب بینات هم نگفتیم محدود است در زبر اتفاقا غیر زبر است!! اما طبق دلایل گفته شده قرآن مقدم است کتب و دلایل دیگر(چه عقلی چه روایی)

    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    قاطعیت سنت را از کجا متوجه می شوید ؟ اگر به مبنای شما باشد و قاطعیت سنت را هم از قرآن بفهمیم این که دور می شود ! یعنی خداوند می فرماید : در چیزی (مثلا خود قرآن) که تنازع دارید به سنتی مراجعه کنید که از خود قرآن قطعیت آن معلوم باشد!!!
    ببخشید واقعا متوجه نشدید منظورمو؟ اولا خود این آیه از قرآن است و آیات دیگری هم که بیان فرمودید نشان میدهد کلا حجیت روایت از جهت اطیعوا الله و اطیعوا الرسول است و اولی الامر و این جا هیچ دوری به وجود نمی آید چون ما نمیگوییم خود سنت ها تک تک باید توی قرآن تایید بشه بلکه ما سه حالت برای روایت میتوانیم در نظر بگیریم:
    1. مخالف عبارات یا اشارات قطعی قرآن
    2. نه موافق نه مخالف عبارات یا اشارات قطعی قرآن
    3. موافق عبارات یا اشارات قطعی قرآن
    1 باید دور ریخته بشه و کوبیده شه گوشه دیوار
    2 باز هم ملاک دیگه ای داره اونم مخالفت نکردن با عقل!(مثل قضیه دیه زن که 4 کوچکتر از 3 و مساوی با 2)
    3 باید بی چون و چرا پذیرفته میشه!
    این هم هیچ مستلزم دور نیست ما یه سنت قطعیه داریم(چون مخالف قرآن نیست) که باید احادیث نبوی و غیر نبوی دیگر رو بهش رد کنیم! کجا دور اتفاق افتاد؟

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    علاقه
    علوم اسلامي
    نوشته
    5,555
    حضور
    148 روز 3 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    31823



    با عرض سلام مجدد خدمت جناب عباس زاده گرامی و تشکر از پاسخ شما

    نقل قول نوشته اصلی توسط مهدی عباس زاده نمایش پست ها
    لطفا احادیثش را بیاورید تا روشن کنیم چه خبر است!! دوما فقط استناد به عرض احادیث نیست که اگر زیر سوال رفت باقی هم باقی هم زیر سوال برود!!دو دلیل رو ذکر میکنم: یکی این که قرآن معجزه است و روایت غیر معجزه پس تفوق قرآن بر غیر قرآن هرچند که سنت باشد کاملا هویداست! روایت از این جهت که معجزه نیست به اندازه قرآن قابل اطمینان نیست هر چند که به ظاهر قطعی باشد اما در مقابل قطعیت قرآن هیچ نای مقاومت ندارد و ساقط است!! دوم این که طبق زیارت امین الله که از صحیحترین زیارات است از جهت متن و سند بخونید! امام را متبع قرآن میداند یعنی امام خود باید تابع قرآن باشد نه این که مخالف قرآن حرف بزند!! سوم قرآن طبق فرموده خود پیامبر ثقل اکبر است اگر بین سخن اکبر و سخنی که ادعا میشود از اصغر است مخالفت باشد تبعیت از کدام لازم و واجب است؟ اینها نشان میدهد که مطلقا عرضه باید بشود روایت به قرآن!! اگر مخالف بود از معصوم نیست! هرچند که به ظاهر متواتر باشد جعل سند خیلی آسان تر از جعل محتوای حدیث است!
    دوست عزیز ظاهرا محل بحث برای شما روشن نشده یا بهتر بگویم حقیر نتوانسته ام درست مطلب را بیان کنم :
    اینکه قرآن بر روایت برتری دارد اینکه ثقل اکبر است اینکه متبع امام است ... این سخنان مورد اعتقاد ما هم هست به تعبیر عامیانه بر منکرش لعنت !
    بحث در اینجا نیست بحث در این است که وقتی سنت قطعی با آیه ای از قرآن معارض شد بدین معناست که سخن قطعی پیامبر یا امام علیهم صلوات الله با فهم من و شما معارض شد ، حال کدام مقدم است فهم ما یا فهم معصوم علیه السلام ؟
    این مطلب به حدی روشن است که فکر نکنم هیچ کسی آنرا انکار کند .

    عرض حدیث برای آندسته از روایاتی است که مشکوک الصدور هستند و به اصطلاح سنت غیر قطعی می باشند، معصوم علیه السلام فرموده است اینگونه روایات را بر قرآن عرضه کنید در اینجاست که فهم علماء از آیه حجت است چرا که در مقابل سنت غیر قطعی است .

    علمای بزرگ اسلام و فقهای گرانقدر با توجه به مسئله جعل حدیث و اهمیت فوق العاده استناد احادیث ، علمی را به نام علم رجال ایجاد کرده اند که با اهتمام زیادی ، متصدی تفکیک سنت قطعی از غیر قطعی است آنهایی که از علم رجال اطلاع دارند می دانند چنان در این علم با دقت به بررسی راویان احادیث پرداخته می شود که قطعا در هیچ جای دنیا با ناقلان متون علمی تاریخی خود اینگونه برخوردی نمی کنند که اگر چنین کنند غالب مکتوبات علمی آنها قابل استناد به صاحبان آن نخواهد بود .

    با اینهمه دقتِ به زعم حقیر وسواس گونهِ برخی از بزرگان رجالی اگر باز هم عده ای در استناد سنت قطعی به معصوم علیه السلام تردید کنند ، صرف نظر از اینکه این خود نوعی شکاکیت است دیگر نمی توانند حجیت خود قرآن را هم ثابت کنند چرا که خود قرآن هم از طریق تواتر و رجال ثقه ای به ما رسیده است که وثاقت آنان در علم رجال به اثبات می رسد .

    نقل قول نوشته اصلی توسط مهدی عباس زاده نمایش پست ها
    حدیثی که مخالف قرآن است چگونه مبین آن میشود این را کدام عقل میپذیرد؟؟ آیا این سخن که ایشان میفرمایند قطعی است؟ اگر قطعی است که مطمئنا سخن خدای تبارک و تعالی اقطع قطعیات است! چونه ما به واسطه سخن بشری که قطعی است در قطعیت سخن خدای تبارک و تعالی شک کنیم؟ پس فصاحت و بلاغت قرآن کشک؟ پس قرآن معجزه نیست؟ چرا در قطعیت سخن خدا باید شک کنیم؟به چه برهان؟ به چه دلیل در کتابی که برای هدایت بشر آمده باید شک کنیم؟ همتا بودن قرآن با روایت کجا ثابت شده؟ در حالی که قرآن ثقل اکبر است؟ هیچ سنتی نمیتواند به مثابه قرآن شود به دلایلی که ذکر شد و دلایلی که ذکر نشد!!
    پاسخ این فرمایشات هم با عرایض قبلی داده شد .

    نقل قول نوشته اصلی توسط مهدی عباس زاده نمایش پست ها
    نه اما به معجزه بودن قرآن ایمان دارم! اگر شما ایمان ندارید بحثی دیگر است که باید سر جای خودش حل شود اینجا جای اثبات اعجاز قرآن نیست! اگر قرآن معجزه نبود دین ما فرقی با یهود و نصاری نداشت و در کتابمان تحریف واقع میشد! آیا شما به تمام مطالب کتب پیشین اعتقاد دارید؟ با این که به قول خود یهودیها مبرا از جعل است؟ و متواتر و قطعی است! اما آیا برای شما هم قطعی است؟ نه خیر چون آموخته ایم که چون تورات معجزه نبوده دست تحریف در آن راه یافته است! کلام ائمه هم همینطور هر چقدر هم ادعای تواتر پشتش باشد اگر مخالف قرآن باشد قابل قبول نیست!

    همانطور که عرض کردم صحبت سر اعجاز قرآن و قطعیت آن نیست ...


    در پناه حضرت حق موفق و مؤید باشید

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود