جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شهيدى كه پلاكارد تبریک و تسليت خود را نوشت!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    10,199
    حضور
    144 روز 5 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    622
    آپلود
    104
    گالری
    1493
    صلوات
    93054

    شهيدى كه پلاكارد تبریک و تسليت خود را نوشت!




    سالهاى ۵۸ و ۵۹ شاگرد او بودم. برايمان تفسير و شرح حديث مى‏گفت. اصلا يك آدم ويژه بود. صداى خوش، سيماى جذاب، قد رشيد و بلند، در كنار هنرمندى در خطاطى و نقاشى از او فرد ممتازى ساخته بود. به ورزش علاقه داشت و در كنار آن فعاليت‏هاى فرهنگى را به صورت مستقيم ادامه مى‏داد و به عنوان معلم قرآن و حديث در مساجد جنوب شهر تهران با شيوه‏اى نو فعاليت مى‏كرد.

    اوايل تابستان سال ۶۲ در گردان تخريب سيدالشهدا(ع) با شهيد محمد بهرامى در كنار هم بوديم. فضاى معنوى حاكم بر گردان و حضور فرماندهى خوب مثل عبدالله نوريان شرايط خاصى را فراهم كرده بود. حضور همزمان بنده با شهيد بهرامى در عمليات والفجر چهار اين امكان را فراهم كرد كه با روحيات او بيشتر آشنا شوم.

    شهيد بهرامى ازخانواده‏اى مرفه بود. براى ازدواجش مهمانى مفصلى گرفته شد و حدود هشتصد نفر از بچه‏هاى گردان تخريب و بچه‏هاى رزمنده و بسيجى در جشن ازدواجش شركت كردند اما درست چند روز بعد از مراسم عروسى به منطقه آمد و كارش را مجددا در گردان تخريب آغاز نمود.

    يادم هست قبل از عمليات خيبر به همراه يكى از دوستان به منزل شهيد بهرامى رفتيم. چيزى كه اسباب تعجب ما را فراهم كرد اين بود كه اولا او به دست خودش پلاكارد تبريك و تسليت به خانواده را نوشته بود و ثانيا شمايل زيبايى از خودش را به عنوان شهيد نقاشى كرده بود!

    وقتى از او سوال كردم كه اينها براى چيست، در پاسخ گفت: وقت رفتن است و براى اينكه بارى از روى دوش خانواده بعد از شهادت بردارم اين بوم و پلاكارد را آماده كردم.

    بعد از اين ماجرا به منطقه برگشتيم. در پادگان دوكوهه مستقر بوديم. بعد از مدتى به دستور فرمانده گردان بنده و شهيد بهرامى به همراه عده‏اى از دوستان به منطقه جفير اعزام شديم. طبق عادت، غروب‏ها در يكى از پاسگاههاى نزديك، نماز جماعت مغرب و عشاء را برگزار مى‏كرديم.

    يكى از شبها كه براى اداى نماز جماعت به پاسگاه رفته و براى نماز مهيا شده بوديم متوجه شهيد بهرامى شدم كه به سرعت از پاسگاه بيرون آمد. مدتى طول كشيد و برنگشت و من هم به دنبال او بيرون آمدم. ديدم كه لعن مى‏فرستد و پايش را به زمين مى‏زند.

    پرسيدم چرا اين كار را مى‏كنى؟ گفت: وقت ذكر خدا به ياد همسرم افتادم و احساس كردم كه شيطان سراغم آمده است و به دنبال غفلت من با ياد همسرم است. احساس كردم كه ياد همسرم در اين شرايط مانع از ياد و ذكر خدا مى‏شود براى همين شيطان را لعنت كردم.

    برايم خيلى جالب بود. او با اينكه تازه ازدواج كرده بود و به همسرش هم علاقه زيادى داشت حاضر نبود ياد همسرش هم موجب غفلت از ياد خدا شود. بعد از مدتى محمود از من جدا شد و با يكى از گردانهاى تيپ سيدالشهدا(ع) اعزام شد. من هم براى حضور در گردان حضرت على اصغر(س) آماده شدم. آخرين ديدار من و ايشان فرداى اعزام بود كه با موتور به مقر گردان برگشت.

    او را ديدم، دست دورگردن من انداخت كه باهم وداع كنيم. كنار گوش من گفت: «اين آخرين ديدار ماست. ديدار ما به قيامت! من شهيد مى‏شوم و ديگر برنمى‏گردم. شما زحمت بكش سلام مرا به مادرم برسان و از مادرم حلاليت بطلب چون ايشان خيلى براى من زحمت كشيد و من نتوانستم زحمات او را جبران كنم.»

    همان طور كه او گفته بود، اين آخرين ديدار ما بود. او رفت و با سه هزار شهيدى برگشت كه از آنها تنها پلاك و مشتى استخوان به يادگار مانده بود.

    به نقل از انصارحزب الله


  2. صلوات ها 13


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیر فرهنگی نمایش پست ها
    وقتى از او سوال كردم كه اينها براى چيست، در پاسخ گفت: وقت رفتن است و براى اينكه بارى از روى دوش خانواده بعد از شهادت بردارم اين بوم و پلاكارد را آماده كردم.
    سلام علیکم
    استاد شهید قبل از رفتن عکسش رو کشید که یه همچین جاهائی بعد از نقل شهادتش بذارند.
    اگر عکسش رو یافتید بگذارید
    یاحق
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  5. صلوات ها 10


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود