صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: پاسخ, به شبهات, دکتر علی سینا ,شبهه ۴(قتل عام یهودیان)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518

    مطلب پاسخ, به شبهات, دکتر علی سینا ,شبهه ۴(قتل عام یهودیان)




    با سلام به عزیزان اسک دین !

    چند سال پیش در سال ۱۳۸۶ شخصی به اسم دکتر علی سینا دست به شبهه پراکنیهای زد و با وجود خلق و خوی اسلام ستیزی که داشت!
    دکتر علی سینا یک جایزه 50,000دلاری برای کسی که بتواند ادعاهای او و اتهامهایی که او بر پیامبر اسلام وارد می‌کند رد کند در نظر گرفته است
    و سایتهای اسلام ستیز هم به شدت استقبال کردند !
    هر چند شبهات این ملعون بی خرد نخ نما ست !
    اما برای انعکاس ان در محیط مجازی اینترنت لازم دیدم شبهات این ملعون را در سایت مطرح کنم تا با کمک اساتید بزرگوار
    ودوستان گرامی جوابی کوبنده و کامل به این شبهات داده شود !

    قابل توجه عزیزان اینکه از شما بزرگوارم طلب بخشش دارم در مورد سخنان این ملعون که پر از بی احترامی و توهین به پیامبر ص میباشد !و تا آنجا که بتوانم سعی میکنم از سخنان توهین آمیز این از خدا بی خبر استفاده نکنم


    خب
    چهارمین شبهه ایشان در مورد (قتل عام یهودیان ) میباشد
    که اینطور عنوان میکند


    دکتر علی سینا:

    پیامبر تنفر دینی را به عربستان معرفی کرد و مانند هیتلر یهودیان را در نسل کشیهای تباهکارانه نابود کرد، آیا یک پیامبر خدا باید اینقدر ظالم باشد؟

    اعدام حدود 900 نفر، تبعید هزاران یهودی، بردگی زنهایشان و ریشه کنی کامل این مردم از عربستان که مدینه را برای دو هزار سال خانه خطاب میکردند، نمیبیند. هیتلر یهودیان را به دلیل نژادشان کشت؛ محمد نیز یهودیان را بخاطر نژادشان کشت. هیتلر قصد داشت آلمان را از وجود یهودیان خالی کند، اما محمد هم این قصد را داشت و هم به این قصد خود رسید و توانست عربستان را از یهودی خالی کند. تفاوت در چیست؟ چرا من باید برای مقایسه این دو حادثه شبیه ظالم خطاب شوم؟
    در مدینه سه قبیله یهودی زندگی میکردند، بنی قینقاع، بنی نضیر و بنی قریظه. همه این قبایل با سایر قبایل عرب مدینه پیمان همبستگی داشتند و هرگاه که زد و خوردی بین هم پیمانان عربشان و سایر قبایل یهودی انجام میگرفت، آنها طرف دوستان عرب خود را میگرفتند. این خود اثبات میکند که در مدینه پیش از اسلام درگیری های دینی وجود نداشت، و تمام نابردباری های دینی (برخوردهای خصمانه مبتنی بر اختلافات دینی) توسط پیامبر به مدینه آورده شد.

    وقتی پیامبر به مدینه وارد شد امیدوار بود که یهودیان دین او را قبول کنند. او همان خدای یهودیان را تبلیغ میکرد، پیامبرانشان و داستانهایشان را تایید میکرد. او سرزمین مقدس آنها (اسرائیل) را بعنوان قبله انتخاب کرده بود و سعی میکرد تابعیت آنها را اینگونه به دست بیاورد.


    و.ن عرفات، کسی که نسل کشی اول یهودیان را انکار میکند، مینویسد "این بطور عمومی مورد قبول است که پیامبر امیدوار بود که یهودیان یثرب، بعنوان پیروان یک دین الهی، از خود درکی صحیح در مقابل دین یکتاپرست اسلام نشان دهند." 1


    اما درست مانند قریشیان، یهودیان نیز به او پوزخند زدند و کمتر اعتنایی به فراخوانی او نکردند. وقتی که امیدهای او نقش بر آب شدند و صبر پیامبر به انتها رسید، پیامبر رفتاری خصمانه را در مقابل یهودیان پیدا کرد و مشخص بود که روزی از آنها انتقام خواهد گرفت.



    نبرد بنی قینقاع

    نبر بني نضير

    نبرد بني قريظه

    تاریخ نویسان مسلمان میخواهند که تمام تقصیر را به گردن یهودیان بیاندازند و آنها را "آدم بدها"ی داستان جا بزنند. هرچند استهزا کردن یک جرم نیست، اما اگر اندکی به پاسخ یهودیان به محمد دقت کنیم، در می یابیم که او نرفته بود تا یهودیان را اندرز دهد، بلکه رفته بود تا آنها را تهدید کند.

    آیه زیر که در همان زمان از طرف محمد صادر شده بود، لحن متخاصمانه پیامبر را هنگامی که با یهودیان روبرو شد افشا میکند.

    سوره آل عمران آیات 12 تا 14

    قُل لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ سَتُغْلَبُونَ وَتُحْشَرُونَ إِلَى جَهَنَّمَ وَبِئْسَ الْمِهَادُ؛ قَدْ كَانَ لَكُمْ آيَةٌ فِي فِئَتَيْنِ الْتَقَتَا فِئَةٌ تُقَاتِلُ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَأُخْرَى كَافِرَةٌ يَرَوْنَهُم مِّثْلَيْهِمْ رَأْيَ الْعَيْنِ وَاللّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَن يَشَاء إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لَّأُوْلِي الأَبْصَارِ.
    به کافران بگوی : به زودی مغلوب خواهيد شد و در جهنم آن آرامگاه بد ، گرد خواهيد آمد؛ در آن دو گروه که به هم رسيدند ، برای شما عبرتی بود : گروهی در راه ، خدامی جنگيدند و گروهی ديگر کافر بودند آنان کافران را به چشم خود دو چندان خويش می ديدند خدا هر کس را که بخواهد ياری دهد و صاحبنظران را در اين عبرتی است.
    روزی یک مرد زرگر یهودی زنی مسلمان را خشمگین کرد، او جامه زن را به پشت او گره زد و وقتی زن برخاست اندامهای تناسلی وی آشکار شد.
    از اتفاق مردی آنجا بود و مرد یهودی را کشت، یهودیان نیز به تلافی مرد مسلمان را کشتند، خانواده مرد از مسلمانان کمک خواستند و جنگ اینگونه آغاز شد. 2
    اینگونه حادثه ها در جوامع بدوی بسیار اتفاق می افتند، در واقع حتی در جوامع متمدن نیز بسیاری از مردم به دلایل ناچیزی همچون درگیری های ناشی از رانندگی کشته میشوند. انسانها موجوداتی کاملا منطقی نیستند. بسیاری از مردم عکس العمل هائی غیر قابل پیشبینی از خود نشان میدهند که اغلب این اعمال نتایج شومی را نیز بدنبال می آورد. هر انسان معقولی در چنین صحنه ای، باید تشنج زدایی میکرد و مردم را بدون اینکه طرف کسی را بگیرد آرام میکرد، اما محمد با یک آدم معقول بسیار فاصله داشت، محمد اخیراً با حمله به کاروانها و دزدیدن ثروتهایشان پرانگیزه شده بود و چشم به ثروت یهودیان یثرب داشت و دنبال بهانه ای بود تا حرکت خود را آغاز کند و این حادثه موقعیتی طلایی برای پیامبری بود که منتظر فرصت مناسب بود، در روز پانزدهم شوال سال دوم بعد از هجرت، او سربازان خود را بسیج کرد و یهودیان را برای 15 روز محاصره کرد و آب را بر آنها بست.

    بنی قینقاع مجبور شد که تسلیم شود و به قضاوت پیامبر بر جانهایشان، ثروتشان، زنها و بچه هایشان تن در دهند.
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۷/۱۸ در ساعت ۲۲:۲۱
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    بعد نوبت بنی قریظه فرا رسید، مدت کوتاهی بعد از اینکه جنگ خندق به پایان رسید، محمد ادعا کرد که جبرئیل فرشته او را ملاقات کرده است و در ملاقات "به او گفته است که باید شمشیرش را از غلاف در آورد و به سمت قبیله فتنه جوی بنی قریظه ره سپارد و با آنها قتال کند.
    جبرئیل همچنین اشاره کرد که خود او به همراه صفوفی چند از فرشتگان دیگر جلوتر به سمت آنها خواهند رفت تا استحکامات آنها را (قلعه و حصارشان را) بلرزانند و بر قلوبشان ترس و بیم بیافکنند.

    " صحیح بخاری جلد 5 کتاب 59 شماره 443
    البته معلوم نیست که جبرئیل فرشته چرا برای نابود کردن یهودیان در صورتی که "صفوفی از فرشتگان" که میتوانستند استحکامات و حصار های آنها را بلرزانند را داشت، به کمک مسلمانان نیز نیازمند بود. با این وجود "پیامر الله موذن را فراخواند و از او خواست که علیه بنی قریظه اعلام جنگ کند.".
    محمد سپاهی متشکل از سه هزار پیاده نظام و سی سواره نظام از انصار و مهاجرین را رهسپار محل سکونت بنی قریظه کرد.
    حیی بن اخطب، رئیس قبیله بنی نضیر و پدر صفیه، که در این محاصره دستگیر شده بودند، در حالی که دستهایش با طنابی به گردنش بسته شده بود به نزد پیامبر آورده شد، در یک مقاومت دلیرانه او محمد را و دینش را نپذیرفت و ترجیح داد که گردن زده شود، تا اینکه با زور به آیین او در آید. او را فرمان دادند تا بنشیند و گردنش را در یک لحظه زدند.
    برای جدا کردن مردان از پسر ها، جوان ها را بررسی میکردند، اگر موی زهاری رویانده بودند، کافی بود که مرد به شمار آیند و گردن زده شوند.
    سنن ابو داوود کتاب 38 شماره 4390
    عطیه القریظی روایت کرده است:
    من بین اسرای بنی قریظه بودم. آنها (پیروان محمد) مارا آزمایش کردند، و هرکس که موی زهار در بدن آنها روییده بود کشته شد، و آنهایی که در بدنشان موی زهار نروییده بود کشته نشدند. من جزو آنانی بودم که موی زهار نداشتم.
    اگر کسی نمیتواند ببیند که این گونه ای نیست که یک پیامبر خدا باید رفتار کند، او نمیتواند ادعا کند که به معنای انسانیت چنگ زده است و از آن باخبر است. من باور دارم ظلم و خشونتی که در بلایی که پیامبر بر سر یهودیان عربستان آورد وجود دارد خود گویای بسیاری از حقایق است و هر انسان منصفی آنرا تایید خواهد کرد. این بسیار تصور نکردنی است که پیامبر خدا بتواند بین 600 تا 900 نفر را بکشد و هزاران نفر دیگر را بدون ترحم و احساسی تبعید کند.
    مردی که ما او را پیامبر میخوانیم، سرشار از تنفر بود. او به هیچ چیز بغیر از کشتن فکر نمیکرد، هیچ چیز نیاورد جز...، چیزی نیاموخت جز کینه.
    محمد "رحمتی از خدا برای بشریت" نبود،
    . او نه تنها در زندگی خود تمام یهودیانی که دستش به آنها رسید را کشت و نابود کرد، بلکه وقتی در معرض ...... بود نیز به پیروانش دستور داد تا با نسل کشی یهودیان که او خود بنیانگذار آن بود ادامه دهند.

    صحیح بخاری جلد 4 کتاب 52 شماره 288
    پیامبر در بستر مرگ، سه دستور داد، که یکی از آنها اخراج تمامی مشرکین از شبهه جزیره عربستان بود.
    صحیح بخاری جلد 4 کتاب 52 شماره 176
    عبدالله بن عمر روایت کرده است:
    رسول الله گفت "شما (مسلمانان) آنقدر با یهودیان میجنگید که برخی از آنها پشت سنگها پنهان میشوند. سنگها (به آنها خیانت کرده) خواهند گفت 'ای عبدالله یک یهودی پشت من پنهان شده است، پس او را بکش' ".
    این مرد یک اوباش بود نه یک پیامر خدا، او یک دزد، یک گانگستر و دزد سر گردنه بود، او خود را با ثروت قربانیانش ثروتمند میکرد.
    صحیح بخاری جلد 4 کتاب 52 شماره 176
    انس بن مالک روایت کرده است:
    مردم عادت داشتند که برخی از نخل های خود را بعنوان هدیه به پیامبر ببخشند، تا وقتی که فتح بنی قریظه و بنی نضیر روی داد، که بعد از آن او دیگر هدایای آنها را قبول نمیکرد و الطافشان را رد میکرد.
    اگر شما هنوز معتقدید که محمد پیامبر خدا بوده است، به خود بیاندیشید، به اینکه بر سر انسانیت شما چه آمده است.

    من در مورد قتل عام بنی قریظه به جزئیات اشاره نخواهم کرد بدلیل اینکه یک نوشتار با جزئیات فراوان و بسیار افشاگر وجود دارد که در لینک زیر میتوانید آنرا بخوانید.
    در ماجرای بنی قریظه واقعا چه اتفاقی افتاد؟


    نوشتار بالا ماجرای بنی قریظه را به کمال شرح میدهد و دلایل اینکه پیامبر سعد بن معاذ را بعنوان حکم انتخاب کرد بیان میدارد. این نوشتار از آن نوشتارهایی است که خواندن آن برای درک شخصیت واقعی محمد ضروری است و آنرا باید حتماً به ترتیب خواند.


    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۷/۱۸ در ساعت ۲۲:۱۹
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    با سلام
    قبل از اینکه جنگهای پیامبر
    ص را با یهودیان مورد برسی قرار دهیم تا باری دیگر یاوه گوییها دکتر علی سینا جواب داده شود
    نگرشی به خصایص و ویژگی های قوم یهود می اندازیم و بد جنگهای پیامبر ص با یهودیان برسی میکنیم تا حقایق روشن شود

    بدون شك يكي از ويژگي­هاي قوم يهود، پيمان شكني آنها مي­باشد. به گونه­اي كه يهود به همين صفت معروف بوده است.
    ابن ابي الحديد پس از نقل سخن علي(ع) در خصوص مروان بن حكم( كه حضرت فرمود: «دست او مانند دست يهودي است كه اگر از روبرو بيعت كند، از پشت سر خيانت خواهد كرد.»)[1]
    مي­نويسد: « يهود به خيانت و پيمان­شكني معروف است.»[2]
    ابن خلدون نيز در خصوص پيمان­شكني يهود مي­نويسد: «يهود در روزگار عزت و قدرت پيمان خود را با اوس و خزرج شكستند».[3]
    خداوند متعال نيز بارها يهود را «پيمان شكن» معرفي كرده است.
    از جمله در آيه 100 و 101 سوره بقره مي­فرمايد:
    «أَوَكُلَّمَا عَاهَدُواْ عَهْدًا نَّبَذَهُ فَرِيقٌ مِّنْهُم بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ * وَلَمَّا جَاءهُمْ رَسُولٌ مِّنْ عِندِ اللّهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ نَبَذَ فَرِيقٌ مِّنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ كِتَابَ اللّهِ وَرَاء ظُهُورِهِمْ كَأَنَّهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ»[4]
    و مگر نه اين بود كه [يهود] هر گاه پيمانى بستند، گروهى از ايشان آن را دور افكندند؟
    بلكه [حقيقت اين است كه‏] بيشترشان ايمان نمى‏آورند. و آنگاه كه فرستاده‏اى از جانب خداوند برايشان آمد - كه آنچه را با آنان بود تصديق مى‏داشت - گروهى از اهل كتاب، كتاب خدا را پشت سر افكندند، چنان كه گويى [از آن هيچ‏] نمى‏دانند.

    در منابع تفسيري آمده است: اين آيه در مذمت پيمان­شكني يهود نازل شده است.[5]
    در حديثي از امام باقر (ع) كه آن را امام حسن عسكري(ع) روايت كرده، آمده است:
    «خداوند در اين آيه يهود را سرزنش مي كند...»[6]

    در آيه 83 اين سوره نيز از پيمان شكني بني اسرائيل با خدا سخن به ميان آمده است.[7]
    بعضي از مفسران آيه 55 و 56 سوره انفال را نيز بر يهود تطبيق داده اند.[8] در اين آيات آمده است:
    «إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللّهِ الَّذِينَ كَفَرُواْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ * الَّذِينَ عَاهَدتَّ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَهُمْ لاَ يَتَّقُونَ»[9]
    بى‏ترديد، بدترين جنبندگان پيش خدا كسانى‏اند كه كفر ورزيدند و ايمان نمى‏آورند. همانان كه از ايشان پيمان گرفتى ولى هر بار پيمان خود را مى‏شكنند و [از خدا] پروا نمى‏دارند.


    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    نژاد پرستي و حسادت
    يكي ديگر از خصوصيات منفي يهود كه در طول تاريخ هم به اين صفت مشهور شده­اند، «نژاد پرستي» آنها مي­باشد.[10]
    اين تفكر سبب شده بود آنها نسبت به پيامبراكرم(ص)، كه از قريش بود، حسادت بورزند. و ايمان نياورند.[11]
    در قرآن كريم و در برخي از آيات به اين امر اشاره شده است. در آيه 89 و 90 سوره بقره آمده است:
    «وَلَمَّا جَاءهُمْ كِتَابٌ مِّنْ عِندِ اللّهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ وَكَانُواْ مِن قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُواْ فَلَمَّا جَاءهُم مَّا عَرَفُواْ كَفَرُواْ بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّه عَلَى الْكَافِرِينَ * بِئْسَمَا اشْتَرَوْاْ بِهِ أَنفُسَهُمْ أَن يَكْفُرُواْ بِمَا أنَزَلَ اللّهُ بَغْيًا أَن يُنَزِّلُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ عَلَى مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ فَبَآؤُواْ بِغَضَبٍ عَلَى غَضَبٍ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ مُّهِينٌ»[12]
    و هنگامى كه از جانب خداوند كتابى كه مؤيد آنچه نزد آنان است بر ايشان آمد، و از ديرباز [در انتظارش‏] بر كسانى كه كافر شده بودند، پيروزى مى‏جستند؛ ولى همين كه آنچه [كه اوصافش‏] را مى‏شناختند برايشان آمد، انكارش كردند.
    پس لعنت خدا بر كافران باد.
    به چه بد بهايى خود را فروختند كه از روي حسات به آنچه خدا نازل كرده بود منكر شدند،[ و گفتند] چرا خداوند از فضل خويش بر هر كس از بندگانش كه بخواهد [آياتى‏] فرو مى‏فرستد. پس به خشمى بر خشم ديگر گرفتار آمدند. و براى كافران عذابى خفت‏آور است.

    در آيه 109 همين سوره نيز آمده است:
    «وَدَّ كَثِيرٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُم مِّن بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّارًا حَسَدًا مِّنْ عِندِ أَنفُسِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُواْ وَاصْفَحُواْ حَتَّى يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»[13]
    بسيارى از اهل كتاب -پس از اين كه حق برايشان آشكار شد- از روى حسدى كه در وجودشان بود، آرزو مى‏كردند كه شما را، بعد از ايمانتان، كافر گردانند. پس عفو كنيد و درگذريد، تا خدا فرمان خويش را بياورد، كه خدا بر هر كارى تواناست.

    در آيه 54 سوره نساء نيز آمده است:
    « أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَآ آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُم مُّلْكًا عَظِيمًا »[14]
    بلكه به مردم، براى آنچه خدا از فضل خويش به آنان عطا كرده حسد مى‏ورزند ؛ در حقيقت، ما به خاندان ابراهيم كتاب و حكمت داديم، و به آنان ملكى بزرگ بخشيديم.

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    بهانه جويي
    يكي ديگر از ويژگي­هاي منفي قوم يهود، بهانه­ جويي­هاي آنها مي­باشد.
    در سوره بقره و در داستان گاو بني اسرائيل، به خوبي اين ويژگي ترسيم شده است.[15]
    درخواست رؤيت خداوند از حضرت موسي(ع)،[16]
    درخواست تنوع خوراكي­ها، [17]
    در خواست ساختن معبودي جسماني، [18]
    درخواست فرود آمدن كتاب از آسمان براي آنها[19]
    و... سبب شهرت مَثَل معروف «بهانه ­هاي بني­اسرائيلي» شده است.
    قرآن كريم به بهانه­جويي­هاي يهود در زمان رسول خدا(ص) نيز اشاره دارد.[20] واقدي مي­نويسد: «مخيريق يهودي از علماي يهود بود.
    روز شنبه كه پيامبر براي جنگ در احد بود، او به يهوديان گفت: به خدا قسم شما مي­دانيد كه او پيامبر است، و نصرت و ياري او بر شما فرض و واجب است.آنها بهانه آوردند كه امروز شنبه است...»[21]
    از ديگر صفات منفي يهوديان مي­توان به كينه­ جويي­هاي آنها[22]، ربا خواري، آزمندي به دنيا و...اشاره كرد.[23

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518




    موفقيت رسول خدا (ص) در جنگ بدر، اسلام آوردن بسياري از مشركان مدينه، اتحاد اوس و خزرج و افزايش قدرت روزافزون مسلمانان، سبب شد يهوديانِ مدينه موقعيت خويش را در مدينه در خطر ببينند.
    بنابر اين آنها دست به اقدامات ناشايستي زدند كه در نهايت به ضررشان تمام شد.

    ما در اين جا به برخي از اين اقدامات اشاره مي­كنيم:

    1- يكي از يهوديان مدينه تلاش كرد بين مسلمانان اوس و خزرج اختلاف ايجاد كند. ابن ­هشام مي­نويسد: «"شاس بن قيس" يكى از سال­خوردگان يهود كه در كفر خويش پايدار، و كينه و عداوت سختى از مسلمين در دل داشت. روزى عبورش به جمعى از مسلمانان كه از هر دو تيره اوس و خزرج تشكيل يافته بود، افتاد كه دور هم نشسته و مشغول گفتگو هستند، اين الفت و دوستى از دو دسته مخالفى كه در زمان جاهليت دشمن خون­خوار همديگر بودند، بر طبع حسود و دو به هم­زن او سخت ناگوار آمده با خود گفت: به خدا اگر اينان با همديگر متفق شوند، ما نمى‏توانيم در اين سرزمين زندگى كنيم.
    از اين رو به يكى از جوانان يهود كه همراه او بود دستور داد، تا نزد آنان برود و در مجلس ايشان بنشيند و از جنگ بعاث و ساير جنگ­هائى كه در ميان اوس و خزرج اتفاق افتاده، سخن به ميان آورد و آن روزها را به ياد آنان بيندازد.
    جوان مزبور به دستور شاس بن قيس عمل كرد و كارى كرد كه اوس و خزرج‏ به سخن آمده و به ياد آن زمان افتاده و هر يك سخنى گفتند و به يكديگر تفاخر ورزيده به روى هم ايستادند، يكى از آنها گفت: اگر مايل باشيد آن روز را تجديد كنيم؟! اين سخن هر دو طرف را بر سر تعصب آورده گفتند: ما حاضريم، وعده ما با شما در بيرون شهر در «ظاهرة»...
    اين خبر كه به گوش رسول خدا(ص ) رسيد.
    جمعى از مهاجرين را برداشته و به نزد ايشان آمد و در برابر آنها ايستاده، فرمود: اى گروه مسلمانان، خدا را در نظر بياوريد! آيا دوباره به ياد دوران جاهليت افتاده‏ايد؟... اين سخنان در اعماق دل آنها اثر كرده به خود آمدند و دانستند كه وساوس شيطانى آنان را به روى هم وا داشته و دسيسه دشمنان بوده كه مي­خواستند دوباره آنان را به جنگ و برادر­كشى وادار كنند. از اين رو همگى گريان شده و هر دو دسته يك ديگر را در آغوش كشيدند و به همراه رسول خدا(ص) به شهر باز گشتند.»[24]
    در اين رابطه آيه 105 سوره آل عمران نازل شد:
    «وَ لا تَكُونُوا كَالَّذينَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْبَيِّناتُ وَ أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ عَظيمٌ »[25]
    و چون كسانى مباشيد كه پس از آنكه دلايل آشكار برايشان آمد، پراكنده شدند و با هم اختلاف پيدا كردند، و براى آنان عذابى سهمگين است.


    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518




    2- تغيير قبله (كه در سال دوم هجري صورت گرفت و در پي آن، قبله مسلمانان از بيت­المقدس به كعبه برگردانده شد)، يهو د را به شدت عصباني كرد.
    آنهایی را كه پيش از اين مسلمانان را سركوفت مي­زدند كه چرا به سوي قبله آنها نماز مي­گذارند؟
    اين بار و با تغيير قبله سخت ناراحت شدند.
    "سيدجعفر شهيدي" مي­نويسد: «با تغيير قبله از بيت­المقدس به مكه پيوند مسلمانان با يهوديان بريده شد و آنان از اين جهت خشمگين و ناراحت شدند و آماده كارزار با مسلمانان گرديدند.»[26]
    ناراحتي يهود از تغيير قبله مسلمانان، به حدي بود كه عده­اي از اشراف يهود، نزد رسول خدا(ص) آمدند و از او خواستند تا قبله را به سمت بيت­المقدس بازگرداند.

    آنان گفتند: اگر قبله را بازگرداند از او پيروي خواهند كرد.[27]
    در جواب اين درخواست خداوند آيه 145 سوره بقره را نازل كرد.[28]دراين آيه آمده است:
    «وَلَئِنْ أَتَيْتَ الَّذِينَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ بِكُلِّ آيَةٍ مَّا تَبِعُواْ قِبْلَتَكَ وَمَا أَنتَ بِتَابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَمَا بَعْضُهُم بِتَابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم مِّن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّكَ إِذًَا لَّمِنَ الظَّالِمِينَ»[29]
    و اگر هرگونه معجزه‏اى براى اهل كتاب بياورى [باز] قبله تو را پيروى نمى‏كنند، و تو [نيز] پيرو قبله آنان نيستى، و خود آنان پيرو قبله يكديگر نيستند، و پس از علمى كه تو را [حاصل‏] آمده، اگر از هوس­هاى ايشان پيروى كنى، در آن صورت جدّاً از ستمكاران خواهى بود.

    3- عده­اي از يهوديان تصميم گرفتند به منظور ضربه زدن به اسلام در ابتداي روز مسلمان شوند و در آخر روز مجددا به دين خويش برگشته تا در دلهاي مسلمانان ايجاد ترديد كنند.
    خداوند متعال در اين خصوص آيه 72 سوره آل عمران را نازل كرد.[30]
    "علي بن ابراهيم قمي" در روايتي كه از امام باقر(ع) نقل كرده، علت اين امر را كينه و ناراحتي يهود به خاطر تغيير قبله مي­داند.[31]


    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518




    4- طرح سوال­هاي پيچيده مذهبي[32] نيز در راستاي تضعيف عقايد مسلمانان و ايجاد ترديد در ذهن آنها نسبت به اسلام بوده است. هر چند يهود در اين قضيه شكست خوردند - چرا كه رسول خدا(ص) جواب سوالات آنها را به شايستگي بيان كرد - اما طرح اين سوالات و با اين اهداف، نشان­گر خباثت باطني يهود مي­باشد.

    5- عده­اي از يهوديان تصميم گرفتند در مجلسي كه رسول خدا(ص) بود، حاضر شوند و به جاي گفتن كلمه «سلام» از كلمه «سام» كه به معني مرگ مي­باشد، استفاده كنند. در اين رابطه نيز آيه 26 سوره نساء نازل شد.[33]
    «... وَ إِذا جاؤُكَ حَيَّوْكَ بِما لَمْ يُحَيِّكَ بِهِ اللَّهُ وَ يَقُولُونَ في‏ أَنْفُسِهِمْ لَوْ لا يُعَذِّبُنَا اللَّهُ بِما نَقُولُ حَسْبُهُمْ جَهَنَّمُ يَصْلَوْنَها فَبِئْسَ الْمَصير»[34]
    ...و چون به نزد تو آيند، تو را بدان چه خدا به آن [شيوه‏] سلام نگفته سلام مى‏دهند و در دلهاى خود مى‏گويند: «چرا به آنچه مى‏گوييم خدا ما را عذاب نمى‏كند؟» جهنّم براى آنان كافى است؛ در آن درمى‏آيند، و چه بد سرانجامى است.

    6- در يكي از آيات قرآن كريم، يهود و مشركان مكه، «أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ آمَنُوا» معرفي شده­اند؛ يعني «دشمن‏ترين مردم نسبت به مؤمنان»، چرا كه يهود مشركان را بر عليه مسلمانان پشتيباني كردند.[35]
    «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذينَ أَشْرَكُوا »[36]
    مسلّماً يهوديان و كسانى را كه شرك ورزيده‏اند، دشمن‏ترين مردم نسبت به مؤمنان خواهى يافت.
    يهوديان در هر فرصتى دشمنى و عداوت خويش را با مسلمانان آشكار مي­كردند و يا به نوعى به آنها زخم زبان مي­زدند.
    مثلا وقتى چند تن از بزرگان ايشان مانند: "عبداللّه بن سلام"، و "ثعلبة بن سعيه" و "اسيد بن سعيه"، و "اسد بن عبيد" و ديگران مسلمان شدند، گفتند: اينان افرادى انگشت­شمار از اراذل و اشرار ما هستند كه به محمد ايمان آورده و مسلمان شده‏اند و اگر از مردمان شريف و اصيل يهود بودند، هرگز دست از دين پدران خويش بر نمي­داشتند و به دين ديگرى نمي­گرويديد، پس خداى تعالى در پاسخ ايشان اين آيه را نازل فرمود:
    «لَيْسُوا سَواءً مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ يَتْلُونَ آياتِ اللَّهِ آناءَ اللَّيْلِ وَ هُمْ يَسْجُدُون»[37]
    «همه اهل كتاب يكسان نيستند طائفه‏اى از آنان در دل شب بتلاوت آيات خدا و نماز مشغولند...»


    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518




    7- يهوديان قبل از جنگ بدر به تحريض و تحريك بر عليه پيامبر(ص) و مسلمانان پرداختند.
    يكي از افرادي كه مردم(يهود) را بر عليه پيامبر(ص) و مسلمانان تحريك مي­كرد، "ابوعفك" بود او با همين هدف بر عليه پيامبر اشعاري سرود. "سالم بن عمير" نذر كرد كه ابو عفك را بكشد يا در اين راه كشته شود و سرانجام هم رفت و او را كشت.[38]
    پس از ابو عفك "عصماء بنت مروان" شروع به عيب جويي از اسلام و مسلمانان كرد و انصار را به خاطر تبعيت از پيامبر سرزنش كرد.
    در هجو پيامبر شعر گفت و بر عليه پيامبر اشعاري تحريك­آميز گفت.
    اين كار تا بعد از جنگ بدر ادامه يافت تا اينكه يكي از مسلمانان شبي او را به قتل رساند.[39]
    در اينكه قتل ابو عفك و عصماء، در تحريك يهود به پيمان­شكنيِ بيشتر، تاثير داشته است يا خير، مطلبي در منابع به چشم نمي­خورد. نكته­اي كه بايد اينجا متذكر شد اين است كه، يهوديان به جاي عبرت­گيري از اين وقايع باز هم دست از تحركات خويش بر نداشتند.

    حاصل سخن:
    با توجه به مطالبي كه بيان شد، سزاوار نبود كه يهود با اين ويژگي­ها و در مركز حكومت اسلامي آزاد باشند، هر روز به توطئه عليه مسلمانان مشغول باشند و اقدامي هم عليه آنها صورت نگيرد. يهوديان خود در پيمان­نامه­اي كه با پيامبر بسته بودند،[40]
    متعهد شده بودند كه هيچ اقدامي بر عليه رسول­خدا(ص) و مسلمانان انجام ندهند و متعرض آنها نشوند.
    اما عملا بارها اين تعهد را نقض كرده بودند. بنابراين مي­بايست با اين دشمن، بر اساس احتياط و عدالت، نه عفو و تسامح برخورد شود.[41]
    حكومت اسلامي مي­بايست قبل از اين كه با ندامتي بي­فايده روبرو شود، اين خطر را رفع كند.
    حمله به يهوديان بني­قينقاع و تبعيد آنها در واقع براندازي كانون فتنه­اي بود كه حكومت نوپاي اسلامي را در مدينه تهديد مي­كرد.
    امروزه هم حكومت­ها، اگر در داخل، از فتنه­گري گروهي مطلع باشند، به شدت با آن برخورد مي­كنند. در بخش بعدي، تحت عنوان «علل برخورد رسول خدا(ص) با بني قينقاع» به بررسي علل برخورد پيامبر با اين قبيله اشاره مي­شود.






    كتابنامه
    1. قرآن كريم
    2. نهج البلاغة
    3. بلاذري، احمد بن يحيي؛ انساب الاشراف، بيروت، دارالفكر، 1417ه.ق،اول.
    4. ابن ابي الحديد؛ شرح نهج‌البلاغه، تحقيق محمد ابوالفضل ابراهيم، بي جا، دار احياء الكتب العربيه، بي تا.
    5. ابن خلدون، عبدالرحمن؛ العبر، ترجمه عبدالمحمد آيتي، تهران، مطالعات و تحقيقات فرهنگي، 1363، اول.
    6. واقدي، محمد بن عمر؛ المغازي، ترجمه محمود مهدوي دامغاني، تهران، مركز نشر دانشگاهي، 1369.
    7. شهيدي، سيد جعفر؛ تاريخ تحليلي اسلام، تهران، علمي­فرهنگي،1383،دوم.
    8. الامام الحسن العسكري؛ تفسير الامام العسكري، قم، مدرسه الامام المهدي، 1409ه.ق.
    9. ابن الجوزي؛ زاد المسير، بيروت، دار الفكر، 1407ه.ق.
    10. صالحي شامي، محمد بن يوسف؛ سبل الهدي و الرشاد، بيروت، دار الكتب العلميه، 1414ه.ق.
    11. سيوطي، جلال الدين؛ لباب النقول، بيروت، دار الكتب العلميه، بي­تا.
    12. طبرسي، فضل بن حسن؛ مجمع البيان، بيروت، موسسه الاعلمي، 1415ه.ق.
    13. محمد بن سعد؛ الطبقات الكبري، بيروت، دار صادر، بي­تا.
    14. ابن ­سيد الناس؛ عيون الاثر، بي­جا، موسسه عز الدين، 1406ه.ق.
    15. ابن هشام؛ السيره النبويه، مكتبه محمد علي صبيح و اولاده، بي­جا، 1383.
    16. عاملي، سيدجعفرمرتضي؛ الصحيح من سيره النبي الاعظم، بيروت، دار الهادي، 1415ه.ق،چهارم.
    17. قمي، علي بن ابراهيم؛ تفسير القمي، قم، موسسه دارالكتاب، 1404ه.ق.
    18. سيوطي، جلال الدين؛ تفسير الجلالين، بيروت، ذار المعرفه، بی­تا.
    19. شوكاني، محمد بن علي؛ فتح القدير، بي­جا، علم الكتب، بی­تا.
    20. طوسي، محمد بن حسن؛ التبيان، بي­جا، مكتب العلام الاسلامي، 1409ه.ق، اول.

    [1] .أخذ مروان بن الحكم أسيرا يوم الجمل، فاستشفع الحسن و الحسين عليهما السلام إلى امير المؤمنين عليه السلام فكلماه فيه فخلى سبيله فقالا له: يبايعك يا امير المؤمنين. قال عليه السلام: او لم يبايعني بعد قتل عثمان؟ لا حاجة لي في بيعته، انها كف يهودية!! لو بايعني بيده لغدر بسبته!!!. انساب الاشراف، ج2 ص 263.
    [2] .شرح نهج‌البلاغه،ج 6، ص 147 .
    [3] .العبر، ج1، ص335- 336.
    [4] .قرآن كريم، سوره بقره، آيات 100و 101 .
    [5]. التبيان، ج1، ص366 و زاد المسير، ج1، ص103.
    [6]. تفسير الامام العسكري، ص465.
    [7]. قرآن كريم، سوره بقره، آيه 83: «وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لاَ تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللّهَ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلاَّ قَلِيلًا مِّنكُمْ وَأَنتُم مِّعْرِضُونَ » و چون از فرزندان اسرائيل پيمان محكم گرفتيم كه: «جز خدا را نپرستيد، و به پدر و مادر، و خويشان و يتيمان و مستمندان احسان كنيد، و با مردم [به زبانِ‏] خوش سخن بگوييد، و نماز را به پا داريد، و زكات را بدهيد»؛ آنگاه، جز اندكى از شما، [همگى‏] به حالت اعراض روى برتافتيد.
    [8]. تفسير الجلالين، ص 424 و زادالمسير، ج3، ص253، فتح القدير، ج2، ص321.
    [9]. قرآن كريم، سوره انفال، آيات 55 و 56 .
    [10].در برخي از آيات قرآن كريم به اين امر اشاره شده است. و [اهل كتاب‏] گفتند: «يهودى يا مسيحى باشيد، تا هدايت يابيد»(بقرة،135) و گفتند: «هرگز كسى به بهشت درنيايد، مگر آنكه يهودى يا ترسا باشد»(سوره بقرة، آیه111).
    [11]. در جنگ بني قريظه اين ويژگي آنها به خوبي مشهود است.
    [12]. همان، آيه 90.
    [13].همان، آيه 109.
    [14].همان، سوره نساء، آيه 54.
    [15].همان، سوره بقره، آيات 67 تا 71.
    [16].همان، سوره نساء، آيه 153.
    [17].همان، سوره بقره، آيه 61 .
    [18].همان، سوره اعراف، آيه 138.­حضرت علي (ع) در جواب يهودي كه گفت:« ما دفنتم نبيّكم حتّى اختلفتم فيه.» شما هنوز بدن پيامبرتان را به خاك نسپرده بوديد كه در مورد جانشين او اختلاف كرديد. فرمود: ما درباره پيغمبر اختلاف نكرديم، اختلاف ما درباره دستورى بود كه از پيغمبر ما رسيده بود؛ ولى شما هنوز پايتان از آب دريا خشك نشده بود كه از پيغمبرتان خواستيد كه همان اصل اول توحيدتان را زير پا بگذاريد، گفتيد براى ما بتى بساز مثل اينها. (نهج البلاغة، حكمت 317).
    [19] .قرآن كريم، سورهاي نساء، آيه 153 و آل عمران، آیه 183.
    [20] .به آيات 153 سوره نساء و 184 سوره آل عمران مراجعه شود.
    [21] .المغازي، ص 190 .
    [22] .به عنوان نمونه در جريان تغيير قبله، كينه آنان را نسبت به پيامبر و مسلمانان مي توان مشاهده كرد.
    [23] .به آيات 54 و 161 نساء و 96،109 بقره و... مراجعه شود.
    [24] .السيره النبويه،(ابن هشام)ج2،ص396.
    [25] .قرآن كريم،سوره آل عمران،آيه 105.
    [26] .تاريخ تحليلي اسلام ص 84 .
    [27] .سبل الهدي و الرشاد، ج3 ص 541 .
    [28] .مجمع البيان،ج1 ص 424 .
    [29] .قرآن كريم،سوره بقرة، آيه 145.
    [30] .تفسير القمي، ج1 ص 105، مجمع البيان، ج1، ص774 .
    [31] .تفسير القمي، ج1، ص 105.
    [32] .الطبقات الكبري، ج1، ص138، تاريخ الطبري، ج1، ص15.
    [33].لباب النقول، ص189.
    [34] .قرآن كريم، سوره مجادلة، آيه 8.
    [35] .مجمع البيان، ج3، ص402.
    [36] .قرآن كريم، سوره مائده، آيه 82.
    [37] .همان، آل عمران،آيه 113.
    [38] .الطبقات الكبري، ج2، ص 28و عيون الاثر، ج1، ص 283.
    [39] .الطبقات الكبري، ج2، ص27و الثقات، ج1، ص207، سيد جعفر مرتضي عاملي معتقد است: در نحوه كشتن عصماء مبالغه صورت گرفته است. اين نحوه كشتن با عقل سازگار نيست. الصحيح من سيره النبي الاعظم ج6ص37و 38.
    [40] .اين پيمان نامه در مقاله بعد كه تحت عنوان «علل برخورد رسول خدا (ص)با بني قينقاع» مي باشد، ذكر مي شود.
    [41] .«آخر الدواء الكَي» آخرين دوا داغ نهادن است.]

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518






    دکتر علی سینا:

    پیامبر تنفر دینی را به عربستان معرفی کرد و مانند هیتلر یهودیان را در نسل کشیهای تباهکارانه نابود کرد، آیا یک پیامبر خدا باید اینقدر ظالم باشد؟

    روزی یک مرد زرگر یهودی زنی مسلمان را خشمگین کرد، او جامه زن را به پشت او گره زد و وقتی زن برخاست اندامهای تناسلی وی آشکار شد.
    از اتفاق مردی آنجا بود و مرد یهودی را کشت، یهودیان نیز به تلافی مرد مسلمان را کشتند، خانواده مرد از مسلمانان کمک خواستند و جنگ اینگونه آغاز شد. 2
    اینگونه حادثه ها در جوامع بدوی بسیار اتفاق می افتند، در واقع حتی در جوامع متمدن نیز بسیاری از مردم به دلایل ناچیزی همچون درگیری های ناشی از رانندگی کشته میشوند. انسانها موجوداتی کاملا منطقی نیستند. بسیاری از مردم عکس العمل هائی غیر قابل پیشبینی از خود نشان میدهند که اغلب این اعمال نتایج شومی را نیز بدنبال می آورد. هر انسان معقولی در چنین صحنه ای، باید تشنج زدایی میکرد و مردم را بدون اینکه طرف کسی را بگیرد آرام میکرد، اما محمد با یک آدم معقول بسیار فاصله داشت، محمد اخیراً با حمله به کاروانها و دزدیدن ثروتهایشان پرانگیزه شده بود و چشم به ثروت یهودیان یثرب داشت و دنبال بهانه ای بود تا حرکت خود را آغاز کند و این حادثه موقعیتی طلایی برای پیامبری بود که منتظر فرصت مناسب بود، در روز پانزدهم شوال سال دوم بعد از هجرت، او سربازان خود را بسیج کرد و یهودیان را برای 15 روز محاصره کرد و آب را بر آنها بست.

    بنی قینقاع مجبور شد که تسلیم شود و به قضاوت پیامبر بر جانهایشان، ثروتشان، زنها و بچه هایشان تن در دهند.


    نبرد بنی قینقاع



    با سلام
    در اين بخش به اولين گروه از يهوديان مدينه(قبيله بني ­قينقاع) كه پيامبر با آنها برخورد كردند، مي­پردازيم و تلاش مي­كنيم به اشكالاتي كه در اين خصوص و به نحوه عملكرد پيامبر و مسلمانان وارد است، پاسخ گوييم.
    در مقالات بعدي به علل برخورد رسول خدا(ص) با بني­نضير و سپس به علل برخورد رسول خدا(ص) با بني­قريظه اشاره مي­كنيم.
    قبل از اين كه به علل برخورد رسول خدا(ص) با يهوديان بپردازيم لازم است ابتدا به پيمان نامه­اي كه آن حضرت با آنها بسته اشاره كنيم.
    در واقع يهوديان با شكستن همين پيمان ­نامه سبب شدند پيامبر با آنها برخورد كند.

    پيمان نامه پيامبر با يهود مدينه
    اين پيمان­نامه كه به صورت خصوصي بين رسول خدا(ص) و سه قبيله معروف يهودي مدينه بسته شده بدين شرح است:
    قال عليّ بن إبراهيم بن هاشم: و جاءته اليهود - قريظة و النضير و القينقاع - فقالوا: يا محمد إلى ما تدعو؟... «علي بن ابراهيم نقل مي­كند يهودِ بني­قريظه و بني­نضير و بني­قينقاعنزد پيامبر آمده گفتند: مردم را به چه چيز فرا مي­خواني؟
    پيامبر فرمود: به گواهي دادن به توحيد و رسالت خودم. من كسي هستم كه نامم را در تورات مي­يابيد و علمايتان گفته­اند كه از مكه ظهور مي­كنم و به اين حره كوچ مي­کنم... عالمي از شما كه از شام آمده بود، گفت:... پيامبري در اين حره مبعوث مي­شود كه از مكه ظهور كرده است و به اينجا مهاجرت مي­كند او آخرين فرستاده خدا و افضل آنان است.
    بر الاغ سوار مي­شود... بين شانه­ هايش مهر نبوت است...
    يهوديان گفتند: آنچه گفتي شنيديم. اكنون آمده­ايم با تو صلح كنيم كه به سود يا زيان تو نباشيم و كسي را عليه تو ياري نكنيم و متعرض يارانت نشويم. تو هم متعرض ما و دوستانمان نشوي.
    تا ببينيم كار تو و قومت به كجا مي­انجامد. پيامبر پذيرفت و ميان آنان قراردادي نوشته شد كه يهود نبايد عليه پيامبر يا يكي از يارانش به زبان، دست، اسلحه، مركب، نه در پنهاني و نه در آشكار، نه در شب و نه در روزي اقدامي انجام دهد و خداوند بر اين پيمان گواه است.
    پس اگر يهود اين تعهدات را ناديده بگيرد، رسول خدا(ص) مي­تواند خون ايشان را بريزد، زن و فرزندانشان را اسير و اموالشان را به غنيمت بگيرد».
    آنگاه براي هر قبيله نسخه­اي جداگانه تنظيم شد.
    مسئول پيمان بني­نضير "حيي بن اخطب"، مسئول پيمان بني­قريظه "كعب بن اسد" و مسئول پيمان بني­قينقاع "مخيريق" بود.[1]
    بدون شك علت مجازات بني­قينقاع و پس از آن بني­نضير و بني­قريظه، در واقع استناد به همين پيمان­نامه بوده است.
    شكي نيست كه پيمان­نامه پيامبر با يهود در همان سال­هاي آغازين هجرت بوده است، چرا كه در اين پيمان­نامه آمده است: يهود نزد پيامبر آمدند و از دعوتش پرسيدند. پيداست كه اين برخورد از اولين برخوردهاي آنها با پيامبر بوده است.
    علاوه بر اينكه "مخيريق" كه طرف قرارداد بني­قينقاع معرفي شده است، در همان اوايل هجرت پيامبر ايمان آورد و در اُحد به شهادت رسيد.[2]

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۷/۱۹ در ساعت ۱۷:۲۱
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 4

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود