صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: فلسفه تقليد و مسائل متفرقه در مورد تقليد

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,858
    حضور
    55 روز 19 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    42
    آپلود
    2
    گالری
    344
    صلوات
    19556

    فلسفه تقليد و مسائل متفرقه در مورد تقليد




    فقه شیعه چه تفاوتهایی با فقه اهل تسنن دارد؟

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    ما يك وقت تفاوت‌ها را مي‌گوييم و يك وقت امتيازها را. اگر تفاوت‌ها را بگوييم آسان‌تر است‌; چرا كه نسبت به آنها داوري نمي‌كنيم‌. در اين نگاه‌، بعضي از اين تفاوت‌ها را كه براي ما صبغهء ارزشي دارد و برخي ممكن است نقطه ضعف ما باشد بررسي مي‌كنيم‌. اولين ويژگي كه ما در فقه شيعه داريم و امتياز هم محسوب مي‌شود، استفاده از روايات اهل‌بيت‌(ع‌) است كه قاعدتاً دايره منابع را گسترده‌تر مي‌كند. در فقه اهل سنت‌، اگر 23 سال حضور پيامبر(ص‌) و كل دورهء صحابه را هم در نظر بگيريم‌، حداكثر سال 90 قمري مي‌شود; يعني در سال 90 دستمان از نص بسته مي‌شود; ولي در شيعه تا سال 320 كه غيبت كبرا شروع مي‌شود دست‌رسي به نص ادامه دارد. از اين‌رو، نص ما بيش از دويست سال گسترش پيدا مي‌كند و طبيعتاً كميت روايات هم بيشتر مي‌شود. ضمن اينكه تربيت كردن افراد براي نوع فهم و روايت يكي از امتيازهاي جدي فقه شيعه است‌; چيزي كه در فقه اهل سنت قاعدتاً كمتر به چشم مي‌خورد. از اين‌رو، اهل سنت به دنبال منابع ديگري مي‌روند كه از نظر فقه شيعه چندان قابل اعتبار نمي‌باشند. از اين كه بگذريم‌، به نظر من تأملات عقلاني در فقه شيعه در مقايسه با اهل سنت بيشتر است‌. شما اگر كتاب‌هاي اصولي شيعه و اهل سنت را نگاه كنيد اين حالت را مي‌بينيد. در منابع شيعي بحث‌ها عميق‌تر و استدلال‌ها دقيق‌تر و قوي‌تر است‌. در منابع فقهي شيعه مسامحه در استدلال كمتر است و تأملات عقلاني و دقت‌هاي عقلاني بيشتر. اين دو تفاوت از جنبه امتياز بود; اما در كنار اين امتياز، اهل سنت چون با مسائل اجتماعي و حكومت درگير بودند هميشه بحث‌هاي اجتماعي در فقهشان منعكس بوده است‌. اما ما در بعضي دوره‌ها كه از آنها ياد كرديم اين‌گونه نبوده‌ايم‌; خيلي اوقات فقيه دنبال حل مسائل فرد است نه مسائل اجتماع‌; نگاهش به فقه نگاه فردي است‌. گويا فقه آمده است مشكل فرد مسلمان را حل كند نه جامعهء اسلامي را. اين از نقاط ضعف است كه بعضي از فقها به آن اشاره كرده‌اند. از جمله‌، شهيد محمدباقر صدر در مقاله‌اي تحت عنوان آسيب‌هاي فقه شيعه‌ به برخي از نقاط ضعفي كه در فقه شيعه وجود دارد اشاره كرده است‌. ايشان يكي از جنبه‌ها را اين مسئله مي‌داند. اين جنبه در فقه ما به عنوان يك نقطه ضعف قابل توجه است‌. اين تفاوت با فقه اهل سنت است‌

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    963
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6043

    مطلب شرائط کلی انجام واجبات و تکالیف الهی چیست ؟




    رهزنان دین شبهه می کنند که اصولا احکام و عبادات در دین اسلام سخت و خارج از توان انسان است ، لذا این دین برحق نیست .
    یا به بهانه برداشتن احکام سختگیرانه در دین و به خیال باطل خود آسان کردن احکام ، مرتکب بدعت گردیده و حکم الله را تحریف یا تعطیل می نمایند .
    براستی احکام خداوند متعال که مهمترین آن ها واجبات عبادی و مالی می باشد ، آیا خارج از طاقت و توان انسان است ؟
    آیا در کل خداوند تکالیف ما لایطاق برای بندگان تشریع فرموده ؟
    آیا واجبات الهی از سنخ این تکالیفند یا خیر ؟
    جواب :
    تکالیفی که خدای متعال به عنوان شارع مقدس برای بندگان وضع نموده بر اساس یک سری معیار و ملاکاتیست که مطابق با حکمت و مصلحت الهی و منطبق با فطرت و عقل سلیم انسانی است .

    توجه به شرائطی که خداوند برای انجام این دستورات مقرر فرموده انسان را به باطل بودن شبهه مذکور رهنمون می نماید .
    اولین شرط برای انجام واجبات : داشتن تکلیف است ، تا شخص مکلف نباشد خداوند از او تکلیفی نمی خواهد ، مؤاخذه و کیفر هم نمی کند
    بطور مثال : صبی ( کودک ) تا زمانی که به سن تکلیف و بلوغ شرعی نرسیده از انجام واجباتی که بر دیگران هست رها می باشد . سن تکلیف دختر نه سال قمری ( بنابر مشهور ) و پسر پانزده سال قمری است .
    مجنون تا زمانیکه جنون و دیوانگی بر او عارض است از انجام تکالیفی که به عهده افراد عاقل می باشد معاف است تا زمانیکه جنون او بر طرف شود .
    برخی از تکالیف هم در مواقعی خاص از مکلفین برداشته می شود : مثلا خانم ها در ایام خاص عادت از انجام نماز و روزه معافند ، نمازشان قضا ندارد ولی روزه نگرفته آنها در وسعت ایام سال تا ماه رمضان آتی قضا دارد . و اگر عمدا و بدون عذر موجه شرعی یک سال به تأخیر بیندازند قضا بعلاوه ی کفاره تأخیر به ازای هر روز ده سیر گندم که برای اطعام فقیر است بر عهده آنان ثابت میشود .
    برخی از تکالیف در حال اضطرار از مکلفین برداشته یا تخفیف داده می شود . مانند : خوردن گوشت میته در حال اضطرار برای حفظ جان .
    پس مکلفین کسانی هستند که به سن بلوغ شرعی رسیده باشند و عاقل بوده و در حال اختیار باشند و عذر و ممنوعیت دیگر شرعی در انجام تکلیف نباشد .
    دومین شرط برای انجام واجبات : علم داشتن به تکلیف است . یکی از وظایف مؤمنین علم آموزی و فراگیری دستورات الهیست . از همین رو رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرمود :
    طلب العلم فریضة علی کل مسلم و مسلمة یعنی علم آموزی ( علم ایمانی و دستورات الهی ) بر هر مرد و زن مسلمان واجب است .
    چنین گفت پیغمبر راستگوی
    زگهواره تا گور دانش بجوی
    اگر مکلفی عمدا از یادگیری مسائل شرعی خود سر باز زند مصداق جاهل مقصر بوده و چنین شخصی مؤاخذه گردیده و عقوبت الهی در کمین او خواهد بود . بخلاف جاهل قاصر که به دلیل فقدان امکانات و منابع علم آموزی نتوانسته به تکلیف خود علم پیدا نماید .
    سومین شرط برای انجام واجبات : قدرت و توانایی است . بررسی تک تک احکام و واجبات الهی این حقیقت را بر همگان روشن می کند که خداوند تکلیف ما لایطاقی برای بندگان تشریع نفرموده است .
    بطور مثال :
    نماز : که مهمترین و جامعترین عبادت الهیست . خود دارای شرائطیست ، مانند اینکه اصل در نماز اقامه آن به حال قیام و ایستاده است اما اگر مکلف توانایی انجام ایستاده نماز را نداشت به ترتیب حالات : با تکیه مختصر به دیوار یا ستون بعد به حال نشسته و سپس حالت خوابیده جانب راست و بعد جانب چپ و بعد به حال خوابید به پشت این تکلیف را به جا می آورد .
    یا در حال سفر نمازهای چهار رکعتی قصر خوانده میشود .
    همین نمازهای یومیه را خداوند در پنج وعده با وسعت وقت در اوقاتی خاص که برای هرکدام مقرر فرموده از بندگانش خواسته است ، که مجموع زمانی که برای انجام اینها لازم است فقط دقایقی ناچیز از یک شبانه روز را در بر می گیرد .
    یا نماز آیات که در وقایع طبیعی خاص مانند زلزله و کسوف و خسوف و.. آنهم خارج از توان انسان ها نیست .

    روزه :این تکلیف مخصوص اشخاص سالم است ، که خداوند متعال از دوازده ماه سال ، روزه فقط یک ماه آن را یعنی ماه مبارک رمضان را بر بندگان واجب فرموده است .

    افراد مسافر و مریض موقتا از انجام آن معافند و اگر کسی مرض مداوم داشته باشد به گونه ای که قدرت گرفتن روزه را ندارد ( مانند افراد مسن و پیر مریض ) بطور کلی روزه از آنها ساقط است قضا و کفاره هم ندارد اگر قدرت مالی دارند به ازای هر روز یک مد طعام به فقیر می دهند (معادل ده سیر گندم ) . اگر شخص بیماری که روزه بر او مضر است اگر روزه بگیرد معصیت کرده است . علاوه بر اینکه روزه وصل حرام است و مستحب مؤکد است که روزه داران سحری بخورند و افطار هم بکنند . خواب آنها هم عبادت و نفس کشیدن آنها تسبیح خداوند محسوب میشود .

    حج :باید سه شرط استطاعت مالی و استطاعت طریقی و استطاعت بدنی در شخص جمع گردد تا فقط یک بار در طول عمر خود این عمل عبادی بر او واجب شود .

    زکات مال : این هم دارای شرائطیست که مهمترین آنها قدرت مالیست با آن نصابهایی که شرع مقدس بیان فرموده لذا این هم تکلیفیست بر مبنای توان مالی آنهم مخصوص اقلام خاصی از اموال به خصوص غلات اربعة و احشام سه گانه و طلا و نقره مسکوک . موارد مصرف این تکلیف مالی نیز برای فقرا و مساکین و در راه ماندگان مسلمانان و حتی غیر مسلمانان از باب تألیف قلوب و سایر امورات عام المنفعه است .

    زکات فطره :این تکلیف مالی هم در سال یک بار آنهم در روز اول شوال المکرم مصادف با روز عید سعید فطر برای کسانی که توانایی مالی برای گذران زندگی در یک سال خود را دارند واجب میشود که این هم مورد مصرفش بنابر اولویت فقراء از مؤمنین هستند .

    خمس :این هم از جمله تکالیف واجب مالیست با شرائطی که مهمترین آن قدرت و وتوانایی مالی می باشد در کتب فقهی به صورت مفصل بحث گردیده است .

    اینها نمونه هایی از آسان بودن تکالیف و واجبات الهیه می باشد و نتیجه اینکه خداوند تکلیفی فراتر از قدرت و حتی مساوی با قدرت انسان بر او واجب نفرموده است ، بلکه بسیار پایین تر از قدرت و توان او بر او تکلیف مقرر فرموده است و حقیقتا دین مبین اسلام شریعت سمحه سهله است نه اینکه کسی بخواهد با حلال کردن حرام خدا و بالعکس این دین را تحریف و یا احکام آنرا تعطیل نماید . و به خیال خود آسان نماید .

    و من الله التوفیق

    ویرایش توسط سلیم : ۱۳۸۸/۰۸/۱۹ در ساعت ۱۶:۲۱

  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247

    اختلاف مراجع تقليد، با يكديگر به چه دليل است؟




    نظريه‏پردازى مختلف در ادبيات و اصول فقه، برداشت متفاوت از آيات و روايات و اختلاف نظر در سند احاديث و شناخت راويان، به طور طبيعى موجب تفاوت در بعضى از فتاوا مى‏شود.
    گفتنى است اين مقدار اختلاف نظر و اختلاف سليقه، در ميان صاحب‏نظران و حتى متخصصان پزشكى طبيعى است. اگرچه لازم است زمينه‏اى فراهم شود كه با كارشناسى و موضوع‏شناسى مناسب، اختلاف فتاوا به حداقل برسد.


  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247

    آیا در تکالیف الهی توانایی انسان لحاظ شده است؟




    آیا در تکالیف الهی توانایی انسان لحاظ شده است؟

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    963
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6043

    راهنما




    سلام علیکم

    جواب کامل این سئوال در صفحه زیر در همین سایت به تفصیل بیان شده است .


    http://askdin.com/showthread.php?t=482

    و من الله التوفیق


  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    995
    حضور
    2 روز 11 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    8
    صلوات
    7958

    چگونه به اجتهاد مي‌رسيد؟




    فلسفه تقليد و مسائل متفرقه در مورد تقليد

    نويسنده: آية الله شيخ محمد آصف محسني

    چكيده:
    ايشان در اين يادداشت عوامل، آسيبها و راهكارهاي رسيدن به اجتهاد در قالب ده مطلب و با استفاده از آموزه هاي اسلامي وتجربيات شخصي مورد بررسي قرار گرفته است.
    لازم به ذكر است با توجه به طولاني بودن مطلب؛ اين يادداشت در چند قسمت تقديم مي گردد.


    قسمت اول

    مقدمه:
    مسلمان در تحصیل علم نسبت به حلال و حرام و مطلق احکام پنج‌گانه (وجوب، حرمت، استحباب، کراهت و اباحه) یا خودش به درجه اجتهاد و تخصّص رسیده است که در اين صورت، احکام مورد ابتلای خود را از ادلّه شرعی استنباط و استخراج مي‌نماید(1) و یا از مجتهد جامع الشّرایط تقلید (پیروی از فتاوی او در عمل) مي‌نماید، به شرطی که خود دارای ملکه اجتهاد نباشد و یا اینکه به جای اجتهاد و تقلید، احتیاط مي‌نماید که برای غالب عوام بسیار دشوار است و تنها اهل علم غیر مجتهد توان انجام آن را دارند.
    مجتهد کسی است که در قرآن، حدیث، رجال، تفسیر، فقه، اصول فقه و علم کلام (عقاید) مطالعه و تحقیق نماید تا ملکه استخراج احکام را از ادلّه معتبره آن (قرآن، حدیث، عقل و اجماع و سیره و غیره) به دست آورد.(2)
    در انحصار و عدم انحصار مذاهب اجتهادی فقهي به مذاهب چهارگانه در بین اهل سنّت اختلاف وجود دارد. بسياري از دانشمندان در اعصار اخیر، نظریّه دوم را اختیار کرده‌اند و در فقه شیعه کسی قایل به انسداد باب اجتهاد نیست؛ حتّی اخباری‌ها نیز احکام شرعی را با استدلال ثابت مي‌کنند. به هر حال انفتاح باب اجتهاد و وجوب آن به نحو واجب کفایی عینی تخییری، قطعي و خلل‌ناپذیر است.
    تحولات علمي، فکری و اجتماعی در زندگانی انسان‌ها ده‌ها و صدها سؤال را متوجّه شریعت مي‌کند که فقه باید از دلایل معتبر، حکم شرعی آن‌ها را استخراج كند.
    پس از ذکر این مقدّمه به مقصد اصلی این فصل‌ بازمي‌گردیم و آن اينکه محصّلین علوم دینی در حوزه‌های علمي ‌شیعه، چگونه مي‌توانند به اجتهاد برسند؟ در عصر حاضر (حدّاقل در یکصد سال اخیر تاکنون) طلاب به فراگيري علوم ادب عربی، (صرف، نحو، معانی، بیان و بدیع) منطق ارسطویی، شرح لمعه، مکاسب، رسایل، کفایه و غیره مي‌پردازند.
    پس از پایان این دروس (که به دوره سطح معروف است)، طلبه‌ها به فراگيري دروس خارج مي‌پردازند که در آن مباحث فقه و اصول به شکل تخصصی و وسیع‌تر تدریس مي‌شود.
    جمع زیادی از محصّلین که اراده تحصیل علم در آنان وجود دارد، به دروس دوره سطح اکتفا نمي‌کنند و وارد مرحله وسیع تحقیق در این دو علم مي‌شوند؛ ولی جمعی نيز پس از اتمام درس سطح و یا با کمي تحصيل ‌درس خارج، احساس خستگی از درس به آنان دست مي‌دهد و به سوی مسقط الرأس یا محلّ دیگری برای ترویج دین و ارشاد مومنین رهسپار مي‌شوند. تنها عدّه قلیلی که استعداد سرشار و اراده قوی‌تر دارند، باقی مي‌مانند تا ملکه اجتهاد را بیابند و احکام شرعی را (مطابق نظر خود) استنباط کنند.
    در این میان دسته سومي وجود دارد که از نظر عدد کمتر از دسته اوّل و بیشتر از دسته دوّم هستند و به خاطر ضعف فکری و یا اقتصادی و یا سردرگمی، عمر خود را در حوزه علمیّه و حضور در درس‌های خارج مي‌گذرانند، بدون اینکه مجتهد شوند و کسی هم به آنها کاری ندارد. این دسته را باید دسته محرومان نام گذاشت؛ چرا كه مردم از علم آنها بهره نمي‌برند.
    آنچه در مورد محصّلین علوم دینی در دوره دروس خارج(3) تاکنون مشاهده شده و مي‌شود، این است که هیچ راهنما و مشاوري وجود ندارد تا راه رسیدن به اجتهاد را به آنان معرفی کند و از تجربه اجتهاد نكاتي را برای آنان بازگو نماید؛ حتي کتابی در این زمينه وجود ندارد که خود محصّلین برای رسیدن به هدفشان، از آن استفاده نماید.
    اغلب و یا غالب محصّلین مانند نابینایان و یا كساني كه در تاریکی طي مسير مي‌كنند، به حضور در درس خارج ادامه می‌دهند و به اجتهاد نمي‌رسند. گواه اينكه اگر راهنمایی داشتند، حتماً دارای ملکه اجتهاد مي‌شدند.
    این موضوع، یعنی جهت دهی محصّلین به سوی اجتهاد و تبیین راهنمایی معقول به سوي مسير اجتهاد، بسیار لازم و ضروری است؛ زیرا در شرایط فعلی وجود یک مجتهد صاحب نظر در هر فرمانداري، هر چند كه آن فرد مرجع تقلید نباشد، بسیار ضروری و راه‌گشای مؤمنین سوال کننده خواهد بود.
    در اينجا ما طرح خود را در اين زمينه - که یک طرح ابتدایی است - در چند مطلب ارائه مي‌کنیم.

    مطلب اول:
    مناسب دایره اجتهاد را در ابتلا به شش دایره تقسیم کنیم. گستره:
    1. عبادات از قبیل نماز، روزه، حج، زکات، خمس و غیره.
    2. معاملات بالمعنی الاخص مانند تجارت، بیع، اجاره، مضاربه، مزارعه و غیره.
    3. فقه حکومتی، سیاسی، احکام مالیات، قانون اساسی، وظایف دولت، رابطه دولت و مردم، حدود و تعزیرات، قصاص و سایر احکام مربوط به آن، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، سیاست داخلی و خارجی و قضا و شوری.
    4. معاملات بالمعنی الاعم مانند میراث، وصیت، نکاح، طلاق و تمامي ابوابی که در زیرمجموعه عناوين مذکور جاي مي‌گيرد.
    5. اقتصاد اسلامي و کیفیت عملکرد بانک‌ها، حقوق واجب مانند: غصب، احیاء موات، مشترکات، قسمت، دین، قرض، حجر، کفاله و وقف.
    6. محرّمات
    اگر دانش‌پژوهان درس خارج توجیه شوند که رشته تحصيلي خود را حسب ذوق و سلیقه خود، از یکی از رشته‌های شش‌گانه بالا انتخاب کنند و تا حصول ملکه اجتهاد در فروعات آن به تحصيل در آن ادامه بدهند و سپس به مقتضاي استعداد و سلیقه خود به انتخاب رشته ديگر و مطالعه در آن مشغول شوند، بسيار خوب خواهد شد. محصل باید بداند که درس خارج فقه هم حدود یک سال را در بر مي‌گیرد.
    اين امكان وجود دارد که در حوزه علميه، هيئت و گروهي تشكيل شود تا استعداد محصّلین را ارزیابی نموده و براساس آن او را به تحصيل در رشته مناسب راهنمايي و تشويق بنماید.
    به نظر اينجانب، برای حصول ملکه اجتهاد در فروعات يك رشته، حدود پنج سال کفایت مي‌کند، منتهی، فروع عبادات، بسیار زیاد و حتّی پیچیده مي‌باشد و نياز به استعداد بیشتري دارد و اقامه رأی در آنها زمان بیشتری را مي‌طلبد.
    -------------------------------------------------------------------------
    پاورقي
    1.این وجوب طریقی عینی تخییری میباشد و اجتهاد حتی در احکام غیر محل ابتلای مکلف و برا مکلفین دیگر که قدرت رسیدن برتبه اجتهاد را ندارند، بوجوب کفایی تعیینی، نیز واجب است.
    2.البته این مطالعه و تحقیق، مستلزم علم بعلوم ادبی عربی مي‌باشد.
    3.دروس سطح دروسی است که از روی کتاب شخصی تدریس مي‌شود و شاگرد تنها مراد صاحب کتاب را باید بفهمد. دروس خارج یعنی درس‌هایی که از روی کتاب خوانده نمی‌شود و مدرس مجتهد است که مضمون درس را عنوان مي‌کند و نظریات دیگران را بیان نموده و نظر خود را نیز مي‌گوید و شاگردان بعدا درس‌های استاد را مي نویسند.

    منبع : شبکه اطلاع رسانی اجتهاد
    ویرایش توسط valayat : ۱۳۸۸/۰۹/۰۸ در ساعت ۰۷:۵۵
    یا صاحب الزمان (عج)
    توکه یک گوشه چشمت غم عالم ببرد
    حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229

    اجتهاد و سابقه تاريخي آن




    اجتهاد يعني كوشش عالمانه با متد صحيح، براي درك مقررات اسلام، با استفاده از قرآن، روايات، اجماع و عقل. و اجتهاد و تفقه كه نيروي محركة اسلام نام گرفته، يكي از موجبات جاويد ماندن اسلام است

    زيرا از همين راه مي‌توان حكم هر موضوعي را از قرآن و روايات استخراج كرد و به اين وسيله از قوانين ديگران بي‌نياز بود.

    كساني كه با تاريخ فقه اسلامي آشنائي دارند، مي‌دانند كه اجتهاد، حتي در زمان خود پيامبر گرامي و سائر پيشوايان ديگر نيز بر قرار بوده است،

    چه رسد به زمانهاي بعد. البته بايد توجه داشت كه اجتهاد در آن زمان، با زمان ما فرق بسيار داشته‌است.

    اجتهاد در آن زمان بسيار روشن بود، و بيشتر شامل نقل و حفظ احاديث مي‌شد. در آن عصر قرائني كه مي‌توانست فهم احاديث را آسان كند، فروان بود.

    و به علاوه، در مواردي كه آيه يا روايت پيچيدگي و ابهام داشت، مي توانستند از شخص پيامبر صلي الله عليه وآله و يا امام (ع) سئوال كنند تا شك و ترديد و ابهام را از خود دور سازند. اما هر چه از آن زمانها دورتر مي‌شويم،

    بر اثر اختلاف آراء و روايات و نيز مشكوك بودن حال برخي از راويان، اجتهاد جنبة فني به خود گرفته و نياز امت اسلامي به اجتهاد زيادتر و دائرة آن وسيع‌تر گرديده است.

    براي اين كه بدانيم اجتهاد در ميان ياران پيامبر گرامي وجود داشته، كافي است از ميان روايات زياد، به مفاد دو روايت ذيل توجه كنيد.

    1ـ هنگامي كه «معاذبن جبل» از طرف رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله و سلم به يمن مي‌رفت، آن حضرت به او فرمود: در مواردي كه مي‌خواهي داوري كني از چه مداركي استفاده مي‌كني؟
    گفت: از آيات قرآن مجيد.

    پيامبر فرمود: اگر درباره موردي كه مي‌خواهي قضاوت كني، آيه‌اي كه خصوص حكم آن مورد را بيان كرده باشد نيافتي چه مي‌كني؟ گفت: از احاديثي كه از شما شنيده و در دست دارم استفاده مي‌كنم.

    حضرت فرمود: اگر در آن مورد، حديث به خصوصي نشنيده باشي، چه خواهي كرد؟ گفت: اجتهاد مي‌كنم، يعني از كليات و قواعدي كه از آيات قرآن و روايات شما در دست دارم، حكم آن مورد مخصوص را استنباط مي‌كنم.

    رسول اكرم(ص) خوشحال شد و فرمود: سپاس خدايي را كه فرستادة پيامبر خود را به راهي موفق داشته كه آن راه مورد رضايت پيامبر او است (فهرس شيخ/41)

    2ـ امام باقر(ع) به «ابان بن تغلب» كه يكي از ياران فقيه و دانشمند آن حضرت بوده است، فرمود: ابان، در مسجد مدينه بنشين، و فتوي بده، من دوست دارم كه افرادي مثل تو در بين دوستان و شيعيانم باشند (طبقات كبري، 2/347)

    واضح است كه منظور از فتوي اين نيست كه فقط به نقل روايت اكتفاء شود. مقصود اين است كه در هر مورد كه آيه يا روايت وارد شده، يعني حكم آن مورد خاص در آيه يا روايتي ذكر شده است، طبق آن آيه يا روايت فتوي دهد.

    اما در موردي كه آيه يا روايت در خصوص آن مورد وارد نشده است، از آيات و روايات كلي تر و قواعد عامه‌اي كه از جانب امام(ع) صادر شده است، حكم آن مورد را استنباط و استفاده نموده و فتوي بدهد،
    همانطور كه خود ائمه (ع) فرموده‌اند:
    «علينا القاء الا صول و عليكم التفريع» (وسائل الشيعه، 18/كتاب قضاء باب 6 ، حديث 51 و 52

    [ما قواعد و كليتي را براي شما بيان مي‌كنيم، تا شما موارد جزئي و خصوصي را از آن قواعد و كليات استفاده و استنباط كنيد و كليات را بر موارد تطبيق نمائيد


  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229

    تقلید و قرآن




    قرآن كريم‌، اجتهاد در موضوعات فقهي را مورد تأييد و تأكيد قرار داده است‌.
    چنان كه مي‌فرمايد: "وَمَا كَان‌َ الْمُؤْمِنُون‌َ لِيَنفِرُواْ كَآفَّة‌ً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن كُل‌ِّ فِرْقَة‌ٍ مِّنْهُم‌ْ طَـآغ‌فَة‌ٌ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِي الدِّين‌ِ وَ لِيُنذِرُواْ قَوْمَهُم‌ْ إِذَا رَجَعُوَّاْ إِلَيْهِم‌ْ لَعَلَّهُم‌ْ يَحْذَرُون‌َ ;(توبه‌،122)

    شايسته نيست‌، مؤمنان همگي ]به سوي ميدان جهاد[ كوچ كنند، چرا از هر گروهي طايفه‌اي از آنان كوچ نمي‌كنند ]و طايفه‌اي بماند[ تا در دين ]و معارف و احكام اسلام‌[ آگاهي پيدا كنند و به هنگام بازگشت به سوي قوم خود آن‌ها را انذار نمايند تا ]از مخالفت فرمان پروردگار[ بترسند و خودداري كنند."

    از آن جا كه استنباط و استخراج احكام فقهي با استفاده از كتاب‌، سنت‌، اجماع و عقل براي عموم مردم ممكن نيست و بايد عده‌اي در اين راستا تمام تلاش و كوشش خويش را به كار ببرند

    و به مقام و مرتبة اجتهاد رسيده و احكام فقهي را براي مردم استخراج كنند و در اختيار آنان قرار دهند; و چنين تقليدي از ناحيه مردم از يك مجتهد متعهد و پرهيزگار و جامع الشرايط يك امر وجداني و بديهي است

    كه نياز به دليل ندارد و در ميان همه عاقلان مراجعه به متخصص در علوم و صنايع مختلف مانند پزشك‌، مهندس و ساير كارشناسان امري رايج و عقلاني است

    و در هر عصر و زماني اگر كسي نسبت به چيزي جاهل باشد به كسي كه از آن مسأله آگاه است رجوع مي‌كند و قرن‌آ كريم نيز چنين شيوه‌اي را تأييد كرده و مي‌فرمايد: "فَسْ ?‹َلُوَّاْ أَهْل‌َ الذِّكْرِ إِن كُنتُم‌ْ لاَ تَعْلَمُون‌َ ;(نحل‌،43) اگر نمي‌دانيد از آگاهان بپرسيد."


    "اهل ذكر، از نظر مفهوم لغوي به كساني گفته مي‌شود كه داراي آگاهي و اطلاع باشند و بتوانند حقايق را يادآوري و بيان نمايند.

    آيه مذكور در واقع بيانگر يك قانون كلي عقلايي در مورد "رجوع جاهل به عالم‌" يعني همان رجوع مقلد به مجتهد است‌.( ر.ك‌، الميزان‌، علامه طباطبايي‌;، ج 12، ص 271، تفسير نمونه‌، آيت اللّه مكارم شيرازي ، ج 11، ص 243ـ246، . )

    امام حسن عسكري‌درباره اجتهاد و تقليد از فقيه جامع الشرايط مي‌فرمايد: "مردم بايد از فقيهاني كه خويشتن‌دار، نگهبان دين‌، مخالف هواي نفس و مطيع امر مولايشان هستند تقليد كنند."( وسايل الشيعه‌، شيخ حر عاملي‌، ج 27، ص 131، . )

    بنابراين‌، سيره و روش عقلا، آيات قرآن كريم و روايات اسلامي حكم مي‌كنند كه بايد در مسائل فقهي بابي به نام اجتهاد باشد و مقلدان براي دريافت احكام شرعي و فقهي خود به مجتهدان جامع الشرايط مراجعه كنند.

    قابل ذكراست كه مسائل فرعي فقهي (موضوع تقليد) از اموري نيست كه غير مجتهد و غير متخصص بتواند،

    با مراجعه به عقل خود آن‌ها را بفهمد و به اصطلاح اين امور از "مستقلات عقليه‌) نيست‌.( براي آگاهي بيشتر ر.ك‌: الاجتهاد و التقليد، حضرت امام خميني‌;، ;. )


  19. صلوات ها 7


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247

    «اجتهاد» و «تقلید» به چه معناست؟




    «اجتهاد» و «تقلید» به چه معناست؟

  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 4

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود