صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ادلۀ مشروعیت خلافت ابوبکر از منظر متکلمین اهل سنت

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    خواندن!
    نوشته
    98
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    608

    ادلۀ مشروعیت خلافت ابوبکر از منظر متکلمین اهل سنت




    سلام
    من دارم یه تحقیق انجام می دم راجع به موارد اختلافی شیعه و اهل سنت در رابطه با مبحث خلافت.
    چند تا سوال دارم، اگر کسی اطلاعاتی داره یا تا حالا با اهل سنت مناظره کرده لطفا جواب بده.
    الان اگر از شیعیان معمولی با اطلاعات کم بپرسیم که برای خلافت امام علی(ع) چه سندی دارن، فورا می گن غدیر و خیلی ها دلیل دیگه ای بلد نیستن.اگر اطلاعاتشون کمی بالاتر باشه آیه ولایت و حدیث وزارت و چند تا سند دیگه هم میارن. اما اکثرا نمی تونن مناظره کنند.
    تحقیق من برای شیعیان عادی با اطلاعات کم هستش. کسانی که ممکنه تو مطب دکتر، تاکسی، پارک یا جاهای دیگه با یه سنی یا کسی که معانده برخورد کنند و اگه بحثی پیش بیاد اصلا نتونن دو کلمه از حق امامشون دفاع کنند.
    من می خوام بدونم عامه اهل سنت در رابطه با خلافت ابوبکر (و عمر) چه اسنادی رو می آرن؟ مردم عادیشون، نه علما. اطلاعاتشون چقدره و بیشتر با چه مطالبی احتجاج می کنند؟ اونهایی که اطلاعاتشون کمی بالاتره چی؟
    مردم عامه سنی نمی تونن آیه نشون بدن و تفسیرش کنند و بگن راجع به ابوبکره، یا حدیث جعلی نشون بدن و سلسله رواییش رو بررسی کنند و نتیجه بگیرند صحیحه. پس به چه مطالبی استناد می کنند؟

    ویرایش توسط mahdiye : ۱۳۹۰/۰۶/۳۱ در ساعت ۰۴:۴۴
    با خبر باشید ای چشم انتظاران ظهور
    بهترین سلطان عالم از همه تنهاتر است...

  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    نقل قول نوشته اصلی توسط mahdiye نمایش پست ها
    من می خوام بدونم عامه اهل سنت در رابطه با خلافت ابوبکر (و عمر) چه اسنادی رو می آرن؟ مردم عادیشون، نه علما.
    با سلام و عرض ادب
    عامۀ اهل سنت اطلاعاتشان در این زمینه همانند اطلاع عوام شیعه از بحث امامت است اگر پائین تر نباشد.
    آنچه در این میان مهم است نظر علمای اهل سنت است که چه استدلالی در بحث خلافت دارند که ان شاءالله به تدریج استدلالات آنها مورد بررسی قرار می گیرد.

    ادلۀامامت و خلافت ابوبکر
    میر سید شریف جرجانی در کتاب« شرح المواقف» می نویسد:
    مقصد چهارم: در مورد امام به حق بعد از رسول اللَّه صلى اللَّه عليه وآله است. امامت طبق اعتقاد ما مخصوص ابوبكر است ولى به اعتقاد شيعه امام به حق پس از پيامبر صلى اللَّه عليه وآله على است.
    ما در اين موضوع دو راه ارائه مى‏نماييم:
    1- راه تعيين امام سخن صريح پيامبر صلی الله علیه وآله است.
    2- راه تعيين امام اجماع مردم است.

    اما درباره امامت بعد از پيامبر سخنى از خدا و رسولش ديده نشده است[1] و اما اجماع نيز بر غير ابوبكر- كه امّت اتفاق كرده‏اند- نداريم.
    فقط بر حقانيّت امامت سه نفر اجماع تحقّق مى‏يابد: ابوبكر، على و عباس[2] . سپس آن دو نفر [على و عباس‏] به جهت اين‏كه مخالفتى با ابوبكر نكردند؛ پس اگر ابوبكر بر حق نبود به طور حتم آن‏ها با او منازعه مى‏كردند.
    بنا بر اين دليل امامت ابوبكر از طريق اجماع، كامل و تمام مى‏شود.[3]

    در اين استدلال اایجی اعتراف می نماید كه كلام صريحى از پيامبر صلى اللَّه عليه وآله در مورد امامت ابوبكر يافت نشده است. از اين رو نخستين دليل بر امامت ابوبكر، همان اجماع و نبودن سخن صريح از رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله است.
    نويسنده شرح مقاصد در بحث سوم در راه‏هاى ثبوت امامت مى‏گويد:
    راه تعيين امام يا سخن صريح است، يا اختيار امّت [4]. امّا سخن صريح در حق ابوبكر موجود نيست، ولى او با اتّفاق و اجماع مردم به امامت نصب شده است [5].
    پس آشكار شد كه درباره امامت ابوبكر كلام صريحى از پيامبر صلى اللَّه عليه وآله نرسيده و تنها دليل بر امامت او همان اجماع و اتفاق امّت است.
    ادامه دارد

    [1] . نويسنده شرح مواقف در اين فراز اعتراف مى‏كند كه هيچ روايتى درباره امامت ابوبكروجود ندارد؛ گرچه ادّعا مى‏كنند كه براى امامت على عليه السلام نيز هيچ روايتى وجود ندارد.

    [2] . منظور اين است كه اين شبهه بين اين سه نفر منحصر مى‏شود.

    [3] . شرح المواقف: 8/ 354. المقصد الرابع في الامام الحق بعد رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم و هو عندنا أبو بكر و عند الشيعة على رضي اللّه عنهما* لنا وجهان* الأول ان طريقه اما النص أو الاجماع) بالبيعة (اما النص فلم يوجد لما سيأتى و أما الاجماع فلم يوجد على غير أبي بكر اتفاقا) من الامة* (الثانى الاجماع) منعقد (على) حقية إمامة (أحد الثلاثة أبي بكر و على و العباس ثم انهما لم ينازعا أبا بكر و لو لم يكن على الحق لنازعاه كما نازع على معاوية لان العادة تقضي بالمنازعة في مثل ذلك و لان ترك المنازعة مع امكانها مخل بالعصمة) اذ هو معصية كبيرة توجب انثلام العصمة (و أنتم توجبونها) في الامام و تجعلونها شرطا لصحة إمامته (لا يقال لا نسلم الامكان) أي امكان منازعتهما أبا بكر (لانا نقول على في غاية الشجاعة) و التصلب في الامور الدينية (و فاطمة مع علو منصبها زوجته و الحسن و الحسين) مع كونهما سبطى رسول اللّه (ولداه و العباس مع علو منصبه معه) فانه (روى انه قال) لعلى (امدد يدك أبايعك حتى يقول الناس بايع عم رسول اللّه ابن عمه فلا يختلف فيك اثنان و الزبير مع شجاعته كان معه حتى قيل انه سل السيف و قال لا أرضي بخلافة أبى بكر و قال أبو سفيان أ رضيتم يا بني عبد مناف ان يلي عليكم تيمى و اللّه لا ملأن الوادي خيلا و رجلا و كرهت الانصار خلافة أبى بكر فقالوا منا أمير و منكم أمير) فدفعهم أبو بكر بما مر من قوله عليه السلام الائمة من قريش (و لو كان على إمامة على نص جلى) كما ادعته الشيعة (لاظهروه قطعا) و لا مكنهم المنازعة جزما (و كيف) لا (و أبو بكر عندهم) أي عند الشيعة (شيخ ضعيف جبان لا مال له و لا رجال و لا شوكة)...

    [4] . جالب توجّه اين‏كه نويسنده كتاب مواقف«عضدالدین ایجی» مى‏گويد: اجماع، و شارح كتاب مقاصد«میرسید شریف»مى‏گويد اختيار.در حالی که معناى اين دو واژه متفاوت است .

    [5] . شرح المقاصد: 5/ 255.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۰/۰۶/۳۱ در ساعت ۱۳:۲۳
    ادلۀ مشروعیت خلافت ابوبکر از منظر متکلمین اهل سنت
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    ديدگاه‏هاي اهل سنت درباره اجماع


    عدم نص صريح بر خلافت ابوبکر
    مشهور اهل سنت معتقدند که نصّ صريح بر خلافت ابوبکر وجود ندارد بلکه برخي اصل وجود نصّ را منکرند، و کلمات آن‏ها بر اين مسأله صراحت دارد. اينک برخي عبارات را نقل مي‏کنيم:
    1 - عبدالقاهر بغدادي مي‏گويد: «اهل سنت معتقدند که نصّي بر امامت هيچ يک از خلفا به طور خصوص وجود ندارد، بر خلاف قول رافضه که اعتقاد دارند بر امامت علي بن ابي طالب نصّي وجود دارد و بر صحّت آن قطع دارند».[1]
    2 - ابوحامد غزالي مي‏گويد: «رسول خداصلي الله عليه وآله بر هيچ امامي نصّ نکرده است؛ زيرا اگر نصّي بود بايد اولي به ظهور باشد از نصب حضرت بر هر يک از واليان و اميران خود؛ در حالي که نصّي که بر واليان خود داشته بر کسي پوشيده نيست ولي نصّ بر امامان معلوم نيست. و بر فرض که نصّي بوده چگونه بر ما مخفي شده و به دست ما نرسيده است؟ در نتيجه ابوبکر تنها از راه اختيار و بيعت، امام مردم است».[2]
    3- تفتازاني نیز در «شرح المقاصد» در بحث امامت مي‏گويد: «امام به حق بعد از رسول خداصلي الله عليه وآله نزد ما و معتزله و اکثر فرقه‏ها ابوبکر است، ولي نزد شيعه علي است. دليل ما وجوهي است: وجه اوّل - که عمده همين است - اجماع اهل حلّ و عقد بر خلافت اوست».[3]
    4- نووي مي‏گويد: «مسلمانان اجماع دارند بر اين‏که خليفه هنگامي که مقدمات و علائم مرگ در او ظاهر شد مي‏تواند قبل از آن، خليفه معين کند و نيز مي‏تواند چنين کاري انجام ندهد. اگر ترک کند به پيامبر اقتدا کرده، و اگر انتخاب کند، ابوبکر را مقتداي خود در اين عمل قرار داده است».[4] او نيز در ذيل حديثي مي‏گويد: «اين حديث دليل بر آن است که پيامبرصلي الله عليه وآله بر خليفه‏اي نصّ نکرده است و بر اين، اجماع اهل سنت و ديگران است».[5]
    5 - ابن کثير مي‏گويد: «همانا رسول خداصلي الله عليه وآله به طور خصوص بر هيچ کسي از مردم نصّ خاصّي نداشته است نه بر ابوبکر آن گونه که طايفه‏اي از اهل سنت مي‏گويند، و نه بر علي، آن گونه که طايفه‏اي از رافضه ادّعا مي‏کنند».[6]
    مضافاً به اين‏که رواياتي در تأييد اين مطلب نقل کرده‏اند که پيامبرصلي الله عليه وآله نصّي بر خلافت هيچ کس نداشته است:
    محدثين اهل سنت به سند خود از عبداللَّه به عمر نقل کرده‏اند که به عمر گفته شد: آيا کسي را جانشين براي خود قرار نمي‏دهي؟ در جواب گفت: اگر خليفه قرار دهم، کسي خليفه قرار داد که از من بهتر بود؛ يعني ابوبکر، و اگر چنين نکنم باز نيز کسي که از من بهتر بود چنين کرد؛ يعني رسول خداصلي الله عليه وآله...».[7]
    از اين عبارات به خوبي استفاده مي‏شود که بر خلافت ابوبکر نصّ وجود نداشته، و اگر برخي در صدد ذکر ادله‏اي نقلي بر خلافت ابوبکر برآمده‏اند از باب «الغريق يتشبّث بکل حشيش» است. يعني شخص غريق به هر برگي براي نجات خود تمسک مي‏کند.
    -----------------------------------

    [1]. الفرق بين الفرق، ص 349.« ليس من النبى نص على امامة واحد بعينه خلاف قول من زعم من الرافضة انه نص على امامة على رضى الله عنه نصا مقطوعا بصحته».

    [2] . قواعد العقائد، ص 226.«أن الإمام الحق بعد رسول الله صلى الله عليه و سلم أبو بكر ثم عمر ثم عثمان ثم علي رضي الله عنهم ولم يكن نص رسول الله صلى الله عليه و سلم على إمام أصلا إذ لو كان لكان أولى بالظهور من نصبه آحاد الولاة والأمراء على الجنود في البلاد ولم يخف ذلك فكيف خفي هذا ؟ وإن ظهر فكيف اندرس حتى لم ينقل إلينا ؟ فلم يكن أبو بكر إماما إلا بالاختيار والبيعة».

    [3] . شرح المقاصد، ج 5، ص 264.«المبحث الخامس الامام بعد رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم‏؛ قال: المبحث الخامس- الإمام (بعد رسول اللّه (صلى اللّه عليه و سلّم) أبو بكر (رضي اللّه عنه). و قالت الشيعة: علي. لنا إجماع أهل الحل و العقد و إن كان من البعض بعض توقف...الحق بعد رسول اللّه (صلى اللّه عليه و سلّم) عندنا و عند المعتزلة و أكثر الفرق، أبو بكر. و عند الشيعة علي (رضي اللّه تعالى عنه). ..لنا وجوه:الأول‏- و هو العمدة، إجماع أهل الحل و العقد على ذلك».

    [4]. صحيح مسلم با شرح نووي، ج 12، ص 205، دار احياء التراث العربيأن المسلمين أجمعوا على أن الخليفة إذا حضرته مقدمات الموت وقبل ذلك يجوز له الاستخلاف ويجوز له تركه فإن تركه فقد اقتدى بالنبي صلى الله عليه و سلم في هذا وإلا فقد اقتدى بأبي بكر».

    [5]. همان.«وفي هذا الحديث دليل أن النبي صلى الله عليه و سلم لم ينص على خليفة».

    [6].البداية و النهاية، چ 5، ص 219.«ومن تأمل ما ذكرناه ظهر له إجماع الصحابة المهاجرين منهم والانصار على تقديم أبي بكر، وظهر برهان قوله عليه السلام: " يأبى الله والمؤمنون إلا أبا بكر ".وظهر له أن رسول الله صلى الله عليه وسلم لم ينص على الخلافة عينا لاحد من الناس، لا لابي بكر كما قد زعمه طائفة من أهل السنة، ولا لعلي كما يقوله طائفة من الرافضة».

    [7].صحيح بخاري، باب 51، ح 6792. «حدثنا محمد بن يوسف أخبرنا سفيان عن هشام بن عروة عن أبيه عن عبد الله بن عمر رضي الله عنهما قال: قيل لعمر ألا تستخلف ؟ قال إن أستخلف فقد استخلف من هو خير مني أبو بكروإن أترك فقد ترك من هو خير مني رسول الله صلى الله عليه و سلم . فأثنوا عليه فقال راغب وراهب وددت أني نجوت منها كفافا لا لي ولا علي لا أتحملها حيا وميتا [ ش أخرجه مسلم في الإمارة باب الاستخلاف وتركه رقم 1823».
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۰/۰۷/۰۱ در ساعت ۱۱:۲۶
    ادلۀ مشروعیت خلافت ابوبکر از منظر متکلمین اهل سنت
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    عدم تحقق اجماع بر ابي بكر
    به طور حتم مي‏توان گفت که هنگام بيعت با ابوبکر در سقيفه اجماعي در کار نبوده است، گرچه ادّعا مي‏کنند که روز دوّم بيعت اجماع حاصل شد؛ در حالي که اجماع روز دوم نيز مورد سؤال است که اجماع و وفاقي بر امامت و خلافت ابوبکر پديد آمده است؟ و آيا اين اجماع طوعاً و با اختيار و رغبت و ميل بود يا بخشي با تطميع و بخشي نيز با تهديد و... بوده است؟ که قطعاً همين طور است. به همين جهت است که اهل سنت در صدد برآمده تا دايره اجماع را تا حدّ اجماع اهل حلّ و عقد محدود سازند.[1] لذا با مراجعه به تاريخ اهل سنت پي مي‏بريم که تعداد بسياري از صحابه از بيعت با ابوبکر سرباز زدند که از آن جمله مي‏توان از امام علي‏عليه السلام، عموم بني هاشم، سعد بن عباده انصاري، زبير بن عوام، خالد بن سعيد بن عاص اموي، طلحة بن عبيداللَّه، مقداد بن اسود، سلمان فارسي، ابوذر غفاري، عمار بن ياسر، براء بن عازب، ابّي بن کعب، عتبة بن ابي لهب، و ابوسفيان نام برد.[2]

    ابن حزم اندلسی در نفی ارزش اجماعی که امام علی علیه السلام در آن نباشدمی نویسد:
    لعنت خدا بر هر اجماعی که علی بن ابی طالب علیه السلام و صحابه ای که همراه او بودند از آن خارجند.[3] البته ابن حزم این مساله را در فرع فقهی ای بیان می دارد که در مورد خلافت ابوبکر نیز جاری است.

    قرطبی مفسر بزرگ اهل سنت نیز در نفی اجماع بر خلیفه غاصب گفته است:
    امامت با یک نفر از اهل حل و عقد منعقد می شود و نیاز به گرد آمدن تعداد زیادی نیست همانگونه که خلافت ابوبکر با نظر عمر پایه ریزی شد.[4]

    و در نهایت امام الحرمین جوینی، در این رابطه می گوید: در تشکیل امامت نیازی به اجماع نیست همانگونه که در امامت ابوبکر بدون آنکه اجماعی در کار باشد و قبل از آنکه خبر آن در بلاد اسلامی منتشر شود و به گوش اصحاب برسد حکمها امضاء گردید و بخشنامه ها صادر گردید و در پایان نیز نتیجه می گیرد که: امامت با تائید یک نفر از اهل حل و عقد تشکیل می گردد.[5]


    بنا براین ادعای اولیه اهل سنت بر مشروعیت خلافت ابوبکر اجماع است اما در بررسی اجماع می بینیم که اجماعی در کار نبوده لذا متکلمین اهل سنت به چاره جویی پرداخته اند و در نهایت به این نظریه رسیده اند که اجماع با یک نفر هم محقق است و خلافت خلیفه اول با رضایت عمر بن خطاب ثابت است؟!!!!!!!!
    دلیل عوام اهل سنت نیز یکی کلیات همین اجماع است که گمان می کنند همۀ صحابی با طوع و اختیار خلافت او را پذیرفته اند؟

    ----------------------------------------
    [1] . شرح المقاصد، ج5، ص264«و هو العمدة، إجماع‏ أهل‏ الحل و العقد على ذلك. و إن كان من البعض بعض تردد و توقف على ما روي أن الأنصار قالوا: منا أمير و منكم أمير. و أن أبا سفيان قال: أرضيتم يا عبد مناف أن يلي عليكم تيم؟ و اللّه لأملأن الوادي خيلا و رجلا».

    [2].عبداللَّه بن سبأ، علامه عسکري، ج 1.

    [3].المحلی، ابن حزم، ج9،ص345. «لعنة الله علی کل اجماع یخرج عنه علی ابن ابیطالب و من بحضرته من الصحابة».

    [4].تفسیر القرطبی، ج1،ص269،دارالاحیاء التراث العربی« فإن عقدها واحد من أهل الحل والعقد فذلك ثابت ويلزم الغير فعله ، خلافا لبعض الناس حيث قال : لا تنعقد إلا بجماعة من أهل الحل والعقد ودليلنا أن عمر رضي الله عنه عقد البيعة لأبي بكر ولم ينكر أحد من الصحابة ذلك ، ولأنه عقد فوجب ألا يفتقر إلى عدد يعقدونه كسائر العقود».

    [5].الارشاد، إمام الحرمين الجويني المتوفى 478، ص 424 : باب في الاختيار وصفته وذكر ما تنعقد الإمامة به .«إعلموا أنه لا يشترط في عقد الإمامة الإجماع ، بل تنعقد الإمامة وإن لم تجمع الأمة على عقدها ، والدليل عليه أن الإمامة لما عقدت لأبي بكر ابتدر لإمضاء أحكام المسلمين ، ولم يتأن لانتشار الأخبار إلى من نأى من الصحابة في الأقطار ، و لم ينكر عليه منكر ، ولم يحمله على التريث حامل ، فإذا لم يشترط الاجماع في عقد الإمامة لم يثبت عدد معدود ، ولا حد محدود ، فالوجه الحكم بأن الإمامة تنعقد بعقد واحد من أهل الحل والعقد» .
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۰/۰۷/۰۱ در ساعت ۱۱:۴۱
    ادلۀ مشروعیت خلافت ابوبکر از منظر متکلمین اهل سنت
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    خلافت صدیق امر آسمانی است؟!


    با توجه به نکات بالا روشن شد که خلافت خلیفۀ اول هیچ مشروعیتی نداشته نه الهی؛ چون پیامبر صلی الله علیه و آله به نص علمای بزرگ اهل سنت به امامت وی اشاره ای نکرده، و نه زمینی-بر فرض که اجماع فی نفسه مشروعیت زا باشد- چون اجماعی در کار نبوده.
    ولی در این میان سخن امام اهل سنت جناب ابن ادریس شافعی بسیار عجیب است که مدعی است خلافت ابوبکر امری آسمانی است؟!

    قال الشافعي: «خلافة أبي بكر الصديق حق قضاه الله في السماء وجمع عليه قلوب عباده»[1].خلافت صدیق؟!حقی است که خدا در آسمان بر آن حکم نمود و آنرا مستحکم کرد و قلوب بندگان را بر آن جمع نمود.
    که در این تعبیر وی به هر دو جهت اشاره می نماید که اولا: خلافت او مشروعیت الهی دارد.
    ثانیا: مردم بر او اجماع نمودند؟!
    و از آن عجیب تر قول ابو حنیفه است که معتقد است هر کس امامت ابو بکر و عمر را نپذیرد کافر است؟!
    «فمذهب أبي حنيفة رضي الله عنه أن من أنكر خلافة الصديق أوعمر فهو كافر على خلاف حكاه بعضهم وقال الصحيح أنه كافر».[2]
    «من أَنْكَرَإمَامَةَ أبي بَكْرٍ الصِّدِّيقِ رضي اللَّهُ عنه فَهُوَ كَافِرٌ، وَعَلَى قَوْلِ بَعْضِهِمْ هو مُبْتَدِعٌ وَلَيْسَ بِكَافِرٍ وَالصَّحِيحُ أَنَّهُ كَافِرٌ وَكَذَلِكَ من أَنْكَرَ خِلَافَةَ عُمَرَ رضي اللَّهُ عنه في أَصَحِّ الْأَقْوَالِ».[3]
    فتامل

    [1]. مجموع فتاوى ابن تيمية،ج5ص53.و...الدرر السنية في الأجوبة النجديةالمؤلف : علماء نجد الأعلام.

    [2]. الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقةالمؤلف : أبي العباس أحمد بن محمد بن محمد بن علي إبن حجر الهيتمي،ج1ص138.

    [3]. الفتاوى الهندية في مذهب الإمام الأعظم أبي حنيفة النعمان ،الشيخ نظام وجماعة من علماء الهندج2ص264.الناشر دار الفكر.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۰/۰۷/۰۱ در ساعت ۱۶:۴۲
    ادلۀ مشروعیت خلافت ابوبکر از منظر متکلمین اهل سنت
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    خواندن!
    نوشته
    98
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    608



    سلام.
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست ها
    قال الشافعي: «خلافة أبي بكر الصديق حق قضاه الله في السماء وجمع عليه قلوب عباده»[1].خلافت صدیق؟!حقی است که خدا در آسمان بر آن حکم نمود و آنرا مستحکم کرد و قلوب بندگان را بر آن جمع نمود. که در این تعبیر وی به هر دو جهت اشاره می نماید که اولا: خلافت او مشروعیت الهی دارد.
    برای این حرفش دلیلی هم می آورد یا همین طوری نظرش رو گفته؟ این شافعی همون امام مذهب شافعی اهل سنت نیست؟
    با این حساب ادعای اجماع باید یکی از دلایل معروف اهل سنت باشه.
    خیلی ممنون
    منتظر ادامه اش هستم
    با خبر باشید ای چشم انتظاران ظهور
    بهترین سلطان عالم از همه تنهاتر است...

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    نقل قول نوشته اصلی توسط mahdiye نمایش پست ها
    سلام.

    برای این حرفش دلیلی هم می آورد یا همین طوری نظرش رو گفته؟ این شافعی همون امام مذهب شافعی اهل سنت نیست؟
    با این حساب ادعای اجماع باید یکی از دلایل معروف اهل سنت باشه.
    خیلی ممنون
    منتظر ادامه اش هستم
    با سلام و تشكر
    كلام شافعي به نقل از ابن تیمیه است که در پاورقی آمده است و دلیلی هم بر اقامه نشده؛ معمولا اینگونه است که اهل سنت در بیان دلیل خلافت اولی به اجماع تمسک می کنند«که مهمترین دلیل خلافت ابوبکر است» اما در بررسی اجماع می بینیم که تنها عمربن خطاب و اتباع او باقی می مانند که در پست«عدم تحقق اجماع» گذشت.
    كلام ابوحنيفه كه از وی نقل شد که هر کس منکر خلافت اولی و دومی است کافر است در کتب فقهی حنفی ها آمده ولی جالب است بدانید خلیفۀ اول که مظهر رحمت است و به مهربانترین صحابه در نزد اهل سنت مشهور است؟!!!!!!«که ان شاءالله می آید» دستور قتل مخالفین خود«كه منكر مشروعيت خلافت او بودند نه اینکه مرتد شده باشند» را داد آنهم به وضع فجیع ملاحظه بفرمائید به این سند تاریخی:

    ابوبکربه خالدبن ولید زنا کار دستور داد تا مخالفین خلافت خود را «که آنان را به راحتی مرتد نموده بودند» با شمشیر کشته، وبا آتش بسوزاند، زنان وکودکان آنها را اسیر کرده و اموالشان را تقسیم نماید.
    «فأمر خالد بن الوليد على الناس و بعثه في أربعة آلاف و خمس مائة رجل و امرأة أن يقتل أهل الردة بالسيف و أن يحرقهم بالنار و أن يسبى الذراري ويقسم الأموال؟!!!»[1]

    شاید این هم یک جلوه از رقت قلب جناب ابوبکر است!چون ایشان خیلی نازک دل بوده اند؟! اگر سنگدل بودند چه می کردند؟
    در کجای اسلام آمده کسی حق سوزانیدن مخالفین خود ولو کافر هم بوده باشندرا دارد البته ظاهرا بعد از جریان هجوم به بیت وحی این امور عادی شده بود.

    به این نقل نیز توجه بفرمائید:
    مسعودى در مروج الذهب مى‏نويسد:
    «عُرْوَة بن زبير» براى توجيه اعمال برادرش «عبداللَّه بن‏زبير»- كه بنى هاشم را در شِعْب محصور ساخته و هيزم جمع كرده بود تا آن‏ها را بسوزاند، مگر اين كه با او بيعت كنند- مى‏گويد:
    عمر نيز هيزم آماده كرده بود تا خانه را بر كسانى كه از بيعت با ابوبكر سر باز زده بودند بسوزاند.
    «قال المسعودي : وكان عروة بن الزبير يعذر أخاه عبد الله في حصر بنى هاشم في الشعب ، وجمعه الحطب ليحرقهم ويقول : إنما أراد بذلك ألا تنتشر الكلمة ، ولا يختلف المسلمون ، وان يدخلوا في الطاعة ، فتكون الكلمة واحدة ، كما فعل عمر بن الخطاب ببنى هاشم لما تأخروا عن بيعة أبى بكر ، فإنه أحضر الحطب ليحرق عليهم الدار»[2]


    تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل


    [1] . البدء والتاریخ،مقدسی،ج5ص157.

    [2] . مروج الذهب: 3/ 86، اين سخن را ابن ابى الحديد نيز از قول مسعودى در شرح نهج البلاغه( 20/ 146) آورده است.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۰/۰۷/۰۲ در ساعت ۰۹:۳۲
    ادلۀ مشروعیت خلافت ابوبکر از منظر متکلمین اهل سنت
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    ‏دلیل دوم: حدیث اقتدا ی به شیخین
    يکي از احاديثي را که متکلمين اهل سنت در مبحث امامت و خلافت شيخين و نيز فقها و علماي اخلاق آنان براي حجيّت سيره شيخين به آن استدلال کرده‏اند حديث «اقتدا به شيخين» است. ميرسيد شريف جرجاني در «شرح مواقف» مي‏گويد: «اين نصوصي که به آن‏ها براي امامت علي‏عليه السلام تمسک کرده‏اند با نصوصي که دلالت بر امامت ابوبکر دارد معارض است. آن‏گاه از جمله نصوص را حديث «اقتداي به شيخين» معرفي مي‏کند.[1] و نيز تفتازاني در «شرح مقاصد» به اين حديث بر افضليت ابوبکر بر ديگران استدلال کرده است.[2] لذا جا دارد که درباره سند دلالت اين حديث بحث نماييم.
    پاسخ اجمالي:
    اولاً: عده‏اي از بزرگان اهل سنت تصريح به عدم صحّت حديث فوق نموده‏اند، که از آن جمله مناوي، ابوجعفر عقيلي، ابوبکر نقّاش، دارقطني، فرغاني، ذهبي، هيثمي، ابن حجر عسقلاني، هروي و جماعتي ديگر از بزرگان اهل سنت مي‏باشند.[3]
    ثانياً: ابوبکر و عمر در بسياري از احکام با يکديگر اختلاف داشته‏اند، حال چگونه مي‏توان به نظر هر دو عمل کرد.
    ثالثاً: اگر چنین حدیثی وجود می داشت خود ابوبکر در سقيفه و جاهاي ديگر به آن استدلال مي‏کرد؛ در حالي که هيچ موردي وجود ندارد که ابوبکر به آن استدلال کرده باشد. و نيز هنگام مرگش گفت: دوست داشتم که از رسول خداصلي الله عليه وآله سؤال مي‏کردم که امر خلافت از براي کيست تا کسي در آن نزاع نکند. دوست داشتم که سؤال مي‏کردم که انصار نيز در آن نصيبي دارند.[4] اين تعبيرها دلالت بر اين دارد که از جانب رسول خداصلي الله عليه وآله درباره خلافت او دليلي نرسيده است.

    ادامه دارد


    [1] . شرح المواقف، ج‏8 ، 365.

    [2].شرح المقاصد، ج5، ص290.

    [3] . فيض القدير، ج 2، ص 56؛ صحيح ترمذي، ج 5، ص 672؛ الضعفاء الکبير، ج 4، ص 95؛ ميزان الاعتدال، ج 1، ص 142؛ لسان الميزان، ج 5، ص 337؛ تلخيص المستدرک، ج 3، ص 75؛ مجمع الزوائد، ج 9، ص 53.

    [4].کنز العمال، متقی هندی، ح:1413«... وأما الثلاث اللاتي وددت أني سألت عنهن رسول الله صلى الله عليه و سلم فوددت أني سألته فيمن هذا الأمر فلا ينازعه أهله ووددت أني كنت سألته هل للأنصار في هذا الأمر شيء».
    ادلۀ مشروعیت خلافت ابوبکر از منظر متکلمین اهل سنت
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    متن حديث
    احمد بن حنبل به سند خود از حذيفه نقل کرده که پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود: «اقتدوا باللذين من بعدي ابي بکر و عمر»؛[1] به دو نفري که بعد از من مي‏آيند يعني ابوبکر و عمر اقتدا کنيد.
    ترمذي به سند خود از ابن مسعود نقل کرده که پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود: «اقتدوا باللذين من بعدي من اصحابي ابوبکر و عمر، و اهتدوا بهدي عمار، و تمسّکوا بعهد ابن مسعود»؛[2]به دو نفر از اصحابم که بعد از من مي‏آيند يعني ابوبکر و عمر اقتدا کنيد، و به راهنمايي عمار هدايت يابيد، و به عهد ابن مسعود تمسک کنيد.

    اين حديث دردرجه بعداز اجماع مورد استدلال برخی از علماي اهل سنت قرار گرفته است ولي غير از مشکل سندي که دارد«كه ما به جهت اختصار از نقد سند آن اجتناب می کنیم» از حيث متن و دلالت نيز خالي از اشکال نيست؛ زيرا:
    1 - اکثر علماي اهل سنت معتقدند که پيامبرصلي الله عليه وآله تصريح بر خلافت کسي براي بعد از خودش نکرده است.
    2- ابوبکر و عمر در موارى متعددی از احکام و افعال با يکديگر اختلاف داشته‏اند و متابعت دو نفر که با هم مختلف بوده‏اند متعذّر و غيرممکن است.
    3- ابوبکر و عمر نسبت به بسياري از مسائل و احکام اسلامي جاهل بوده‏اند آيا ممکن است که پيامبرصلي الله عليه وآله با اين حال امر به اقتداي به آن دو نمايد.
    4- اين حديث با اين تعبير که امر به اقتداي مطلق به شيخين است دلالت بر عصمت آن دو و عدم جواز خطا دارد در حالي که کسي هرگز چنين ادعايي درباره آن دو ندارد.
    5- اگر چنين حديثي از پيامبرصلي الله عليه وآله صادر شده بود بايد خود ابوبکر در روز سقيفه براي حقانيت خود در مقابل انصار به آن استدلال مي‏کرد، در حالي که هيچ شاهد حديثي و تاريخي بر آن وجود ندارد، بلکه آنچه که در تاريخ ذکر شده اين‏که ابوبکر خطاب به حاضرين گفت: «با هر يک از اين دو نفر يعني ابوعبيده و عمر بن خطاب که خواستيد بيعت کنيد».[3] و همچنین در بازی سیاسی آنها عمر رو به ابو عبیده نمود و گفت: دستت را بده تا با تو بيعت کنم.[4]
    7 - چون ابوبکر به خلافت رسيد گفت: «اقيلوني، اقيلوني، فلست بخيرکم و عليّ فيکم»؛ مرا از خلافت عزل کنيد، مرا از خلافت عزل کنيد؛ زيرا من بهترين شما نيستم در حالي که علي در بين شماست.
    8 - و چون هنگام وفات او شد گفت: «وددت انّي سألت رسول اللَّه لمن هذا الامر، فلاينازعه احد، وددت انّي کنت سألت: هل للأنصار في هذا الامر نصيب»؛[5]. دوست داشتم که از رسول خداصلي الله عليه وآله سؤال مي‏کردم که اين امر (خلافت) براي کيست تا کسي در آن نزاع نکند. دوست داشتم که سؤال مي‏کردم: آيا براي انصار نيز در اين امر نصيبي است؟
    9 - عمر درباره خلافت ابوبکر مي‏گفت: «کانت بيعة ابي بکر فلتة وقي المسلمين شرّها...»؛[6]. بيعت با ابوبکر امري بدون رويّه و تأمّل بود، خداوند مسلمانان را از شرّ آن نگه داشت....
    با اين وجود اگر حديث «اقتداي به شيخين» از پيامبرصلي الله عليه وآله رسيده بود چه جاي اين گونه مطالب از زبان آن دو بود؟!


    [1] .مسند احمد، ح: 23634.«حَدَّثَنَا سُفْيَانُ بْنُ عُيَيْنَةَ، عَنْ زَائِدَةَ ، عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ عُمَيْرٍ ، عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ حِرَاشٍ ، عَنْ حُذَيْفَةَ ، أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: اقْتَدُوا بِاللَّذَيْنِ مِنْ بَعْدِي : أَبِي بَكْرٍ، وَعُمَرَ».


    [2] .سنن الترمذی،ح: 3662.«حدثنا الحسن بن الصباح البزار حدثنا سفيان بن عيينة عن زائدة عن عبد الملك بن عمير عن ربعي عن حذيفة قال : قال رسول الله صلى الله عليه و سلم : اقتدوا باللذين من بعدي أبي بكر و عمر».

    [3].صحیح البخاری، باب رجم الحبلی من الزنا.«وَقَدْ رَضِيتُ لَكُمْ أَحَدَ هَذَيْنِ الرَّجُلَيْنِ ، فَبَايِعُوا أَيَّهُمَا شِئْتُمْ . فَأَخَذَ بِيَدِى وَبِيَدِ أَبِى عُبَيْدَةَ بْنِ الْجَرَّاحِ وَهْوَ جَالِسٌ بَيْنَنَا».

    [4].مسند احمد،ح233.«عَنْ أَبِي الْبَخْتَرِيِّ ، قَالَ : قَالَ عُمَرُ لأَبِي عُبَيْدَةَ بْنِ الْجَرَّاحِ : ابْسُطْ يَدَكَ حَتَّى أُبَايِعَكَ ، فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ : أَنْتَ أَمِينُ هَذِهِ الأُمَّةِ فَقَالَ أَبُو عُبَيْدَةَ : مَا كُنْتُ لأَتَقَدَّمَ بَيْنَ يَدَيْ رَجُلٍ أَمَرَهُ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَنْ يَؤُمَّنَا فَأَمَّنَا حَتَّى مَاتَ».


    [5].کنز العمال، متقی هندی، ح14113«وأما الثلاث اللاتي وددت أني سألت عنهن رسول الله صلى الله عليه وسلم فوددت أني سألته فيمن هذا الامر فلا ينازعه أهله ووددت أني كنت سألته هل للانصار في هذا الامر شئ ؟».


    [6].صحیح البخاری، ح6830.«فَوَاللَّهِ مَا كَانَتْ بَيْعَةُ أَبِي بَكْرٍ إِلَّا فَلْتَةً.
    ادلۀ مشروعیت خلافت ابوبکر از منظر متکلمین اهل سنت
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,140
    حضور
    45 روز 20 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10545



    سلام چندي پيش در همجواري اهل تسنن به تبيلغ رفته بودم كه يكي از عوام پيشم آمد وباب سخن باز شد درباره همين مطلب صحبتي كرديم دليلش بر تقدم ابابكر امامت ابابكردرنماز جماعت در دروران بيماري پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم بود .كه اهل تسنن ادعا دارند
    ايه الله سيد علي ميلاني كتابي در رد اين مطلب دارند كه بعداز نقل تمام روايت از كتب اهل تسنن به اين نتيجه مي رسند كه همه اين روايات از طريق عايشه دختر ابابكر نقل شده وسند ديگري ندارد البته همين سندها نيز درسلسله آن اشكالاتي است بعد دلايلي مي آورند براي كذب بودن اين مدعا كه ب هشرح زيز مي باشد

    1 . ابوبكر در لشكر اسامه بود

    2 . در صورت امكان، پيامبر به حضور در نماز پاى بند بود
    3 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله على عليه السلام را خواست

    4 . پيامبر اكرم دستور داد كه يكى از مسلمانان براى آن ها نماز بخواند

    5 . گفتار پيامبر اكرم به عايشه و حفصه

    6 . ابوبكر عمر را بر خود مقدّم داشت

    7 . پيامبر خدا با تكيه بر دو نفر از خانه خارج شد

    8 . حديث نماز پيامبر پشت سرِ ابوبكر!

    9 . فردى كه قرائت بهترى دارد واجب است مقدّم شود

    بررسى اقوال دگرگون

    10 . جايز نيست كسى بر پيامبر مقدّم شود

    ديدگاه ابن عربى مالكى

    11 . سخنرانى پيامبر اكرم صلى اللّه عليه وآله بعد از نماز

    12 . ديدگاه امير مؤمنان على عليه السلام درباره اين قضيّه
    ویرایش توسط عماد : ۱۳۹۰/۰۷/۰۵ در ساعت ۱۰:۱۷

  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود