صفحه 1 از 8 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: واقعه ردالشمس چیست؟

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    183
    حضور
    2 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1133

    واقعه ردالشمس چیست؟




    خدمت عزیزان عرض کنم که:
    ظاهرا این معجزه دوبار در زندگی حضرت علی(علیهالسلام) اتفاق افتاده است در این قسمت هر دو واقعه را بطور خلاصه از کتاب ارشاد شیخ مفید نقل میکنیم.(1)
    ذکر این نکته قابل توجه است که نماز عصر حضرت علی(علیه
    السلام) قضا نشده بود چرا که همه ذکر کردهاند که نزدیک غروب آفتاب بوده است .

    1. ردالشمس بار اول به طوری که اسماء، ام سلمه، جابر انصاری، ابوسعیدی خدری و گروهی دیگر روایت کردهاند چنین است که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در منزل خود بود و حضرت علی (علیهالسلام) هم حضور داشت همان موقع جبرئیل آمده و وحی الهی آورد. پس از آن که رسول خدا احساس خستگی داشتند، سر مبارک خود را روی پای حضرت علی(علیهالسلام) گذارد و خوابیدند تا نزدیک غروب آفتاب. حضرت علی(علیهالسلام) که نماز عصر را بجا نیاورده بود ناچار شد نمازش را در حالت نشسته بخواند و رکوع و سجود را با اشاره به جای آورد.
    پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) پس از آن که به خود آمد به حضرت علی(علیه
    السلام) فرمود نماز عصرت را خواندهای؟ عرض کرد نمیتوانستم نماز را به حالت عادی بخوانم به خاطر حالت وحی که بر شما عارض شده بود و بر من تکیه داده بودید، پس نماز را به صورت نشسته خواندم. در این هنگام خود پیامبر و یا حضرت علی(علیهالسلام) به فرمان پیامبر از خدای متعال میخواهد که خورشید را برای امام علی(علیهالسلام) که برای احترام به پیامبر، نمازش را به حالت عادی نخوانده، برگرداند و چنین هم می
    شود.
    درباره مکانی که جریان اول رخ داد اگرچه در روایت شیخ مفید چنان که گذشت منزل پیامبر گفته شده اما برخی دیگر آن را «ضهیاء» یا «صهباء»(2) و برخی آن را در «کراع الغمیم»(3) و برخی دیگر آن را مسجد فضیخ ـ در حوالی مدینه ـ دانسته
    اند.(4)
    2. بار دوم که پس از پیامبر(صلی الله علیه و آله) برای حضرت علی(علیه
    السلام) اتفاق افتاد هنگامی بود که امام علی(علیهالسلام) و یاران او قصد عبور از رودخانه فرات در منطقه بابل را داشتند و هنگامی که سپاهیان مشغول عبور دادن مرکبها و توشه
    ها از رودخانه بودند از نماز عصر غافل شدند اما امام و برخی از یاران نماز را به جای آوردند.
    در این هنگام خورشید غروب نمود در حالی که عدّه زیادی نماز عصر را نخوانده بودند آنان در این باره با امام(علیه
    السلام) به گفتگو پرداختند. وقتی امام یاران خویش را اینگونه نگران دید از خدای متعال درخواست نمود تا خورشید را برگرداند که سپاهیان، نماز عصر را به جای آورند و چنین شد... .(5)

    توضیحاتی در رابطه با امکان رخداد این واقعه
    اول در این که این جریان چگونه رخ داده است اختلاف روایاتی است؛ برخی می
    گویند که حضرت علی (علیهالسلام) از سوی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) به ماموریتی فرستاده شده بودند که وقتی برمی
    گردند نزدیک غروب آفتاب بوده است.
    دوم برخی دیگر مثل شیخ مفید قائل به این هستند که رسول خدا از خستگی دریافت وحی، سر مبارک را بر روی پای امیرمومنان گذاشته بودند و خوابشان برده بود و وقتی بیدار شدند نزدیک غروب آفتاب بوده است.
    حال امکان رخداد این مسئله را از جهت فقهی بررسی می
    کنیم:
    1- خواندن نماز در اول وقت مستحب است و ممکن است که برای پیامبر و ائمه اطهار (علیهم
    السلام) نیز کار مهمتری پیش بیاید و نماز اول وقت به تاخیر بیافتد. و اصل در زندگی پیامبر و ائمه در اقامه نماز اول وقت بوده است. در مورد حضرت علی(علیه
    السلام) هم این چنین بوده که نماز ظهر را اقامه کرده بودند و به انجام کارهایشان پرداخته بودند که یکی از دو مورد فوق پیش آمد و نماز عصرشان به تعویق افتاد.
    2- ذکر این نکته قابل توجه است که نماز عصر حضرت علی(علیه
    السلام) قضا نشده بود چرا که همه ذکر کرده
    اند که نزدیک غروب آفتاب بوده است .
    3- در فقه آمده است که اگر عمل واجبی که قرار است انجام دهیم موجب ایذاء دیگران شود، می
    توان آن را به گونه دیگری انجام داد. البته در اعمالی که مبدل دارد. مثل نماز که میشود نشسته خواند و یا وضو که میشود تیمم کرد. حضرت علی(علیهالسلام) نیز چون نمی
    خواستند که موجب اذیت پیامبر خدا شوند نماز خود را نشسته اقامه کردند. و وقتی رسول خدا بیدار شدند و دیدند که نزدیک غروب است یا خود و یا حضرت علی(علیه السلام) دعا کردند که خورشید برگردد و فرصت بیشتر شود و حضرت نماز خود را ایستاده بخوانند و یا به قول کسانی که اصلا نخوانده بود، نماز عصر خود را بخواند.
    پس در نهایت این که نماز حضرت قضا نشده بود بلکه نزدیک قضا شدن بوده که با دعای ایشان خورشید برمی
    گردد و پس از نماز حضرت، به حال غروب خود برمیگردد.

    انشاء الله پیرامون این واقعه از منظر اهل سنت سخنانی را عرض خواهم کرد. التماس دعا


    1- شیخ مفید، الارشاد، ج 1، ص 345 ـ 347.
    2- مجلسی، بحارالانوار، ج 41، ص 167.
    3- مجلسی، بحارالانوار، ج 41، ص 174.
    4- کلینی، الکافی، ج 4، ص 561.
    5- شیخ مفید، الارشاد، ج 1، ص 346.





  2. صلوات ها 13


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    76
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    147



    واقعه ردالشمس چیست؟

    برای این که واقعه ی فوق را تصور کنیم نخست باید بدانیم که زمین با سرعت افزون بر 1000 مایل در ساعت به گرد محور خود می چرخد. اگر قرار باشد عملیات رد الشمس طبق گزارش فوق روی دهد نخست باید چرخش زمین به گرد خود متوقف شود!! و سپس با سرعتی بسیار بسیار سرسام آور تر از سرعت فوق در جهت عکس حرکت قبلی به گرد محور خود بچرخد. این که می گویم بسیار بسیار سرسام آور تر از سرعت قبلی خود از این روی است که سرعت تغیر ساعات زمین محصول سرعتی افزون بر 1000 مایل بر ساعت است که زمین به گرد محور خود می چرخد. اگر قرار باشد خورشید تقریبا فورا یا در عرض چند لحظه از نقطه ی غروبگاه خود به نقطه ی نیمروزی برگردد به سرعتی بسیار بسیار بیشتر از 1000 مایل بر ساعت نیاز است!
    چنین روی دادی در صورت وقوع به علت اینرسی بسیار بسیار وحشتناکی که از توقف زمین حاصل می شود تقریبا به متلاشی کردن کره زمین می انجامد. و اگر بسیار تخفیف دهیم چنان توفان و سونامی جهانی را موجب خواهد شد که پوسته ی زمین را زیر و زبر خواهد کرد!!
    همچنین جالب است بدانید که سرعت حرکت انتقالی زمین به گرد خورشید معادل 67000 مایل بر ساعت است.
    اگر بخواهیم این واقعه را به رغم غرابتش هضم کنیم ناچار باید تصور کنیم که زمین نسبت به خورشید ثابت است (آنگونه که پیشینیان می اندیشیدند) و خورشید هم با دیگر اجرام به گرد زمین می چرخد! و البته بهتر است اصلا چرخیدن را بکار نبریم بلکه چنین در نظر آوریم که خورشید در نقطه ای در آغاز دنیا که مردمانش لباسی بر تن ندارند( سوره ی کهف آیه 90) طلوع می کند ( جایگاه طلوع خورشید) و در نقطه ای در آخر دنیا در چشمه ی گل آلود و تیره (سوره ی کهف آیه ی 86)غروب می کند (جایگاه غروب خورشید).
    همچنین باید تصور شود که قطر خورشید حداکثر چند کیلومتر باشد که مانند توپی از این سوی آسمان به آن سوی آسمان رود!
    برای درک بهتر خورشید در چنین حجمی یاد آور می شوم که علامه مجلسی در کتاب حق الیقین که برای هدایت و ارشاد و تقویت! اعتقادات عموم مردم به زبان فارسی نگاشته است در فصل مربوط به معجزات پیامبر می نویسد هنگامی که ماه به دو نیمه شد گزارش رسید که نیمی از ماه بر پشت خانه کعبه افتاد و نیمی دیگر بر کوه ابوقبیس!!
    فیض کاشانی در تفسیر خویش موسوم به الصافی فی التفسیر کلام الله الوافی در ذیل آیه 86 سوره کهف می نویسد از امام علی روایت شده است که گفت:

    "لمّا انتهى مع الشّمس الى العين الحامية وجدها تغرب فيها ومعها سبعون الف ملك يجرّونها بسلاسل الحديد والكلاليب يجرّونها من قعر البحر في قطر الارض الايمن كما تجري السّفينة على ظهر الماء."
    و باز بیشتر به حقیقت این سخن بنجامین فرانکلین که در امضا آورده ام پی می برم که دیدن با چشم ایمان یعنی بستن چشم عقل و خرد.
    موفق باشید
    ویرایش توسط زنده ی بیدار : ۱۳۸۸/۰۹/۱۳ در ساعت ۱۹:۲۰
    ادعا های بزرگ، به شواهد و مدارک بزرگ نیاز دارند.
    کارل ساگان

  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    منم یه سری دلایل در تائید حرف زنده بیدار دارم

    در اين مقاله سعي شده است روايت ردالشمس از جهت محتوايي و سندي نقد و بررسي شود. با اين حال بيشتر نقد محتوايي حديث مد نظر بوده است. در اين مسير, ابتدا تناقضات غير قابل جمع و تأويلي كه در اين رشته روايات به چشم مي خورد و گوياي اضطراب در متن حديث است نقل شده است. سپس با توجه به دستاوردهاي علمي بشر, روايت ردالشمس مورد بررسي قرار گرفته است. آنگاه مطالبي در اين خصوص از جنبه هاي متعدد ديگر چون احكام نماز و شخصيت پيامبر (ص) و علي (ع) مطرح شده است و سرانجام بر اساس آياتي از قرآن, به نقد روايت پرداخته و كوشش شده است كه وقوع ردالشمس از اين منظر نيز مورد بررسي قرار گيرد.
    روايت ردّالشمس در ميان شيعيان شهرت و مقبوليت فراوان يافته است و همان اندازه كه شيعيان آن را پذيرفته‌اند عامه آن را انكار كرده‌اند و به عنوان وسيله‌اي براي خرافي نشان دادن آرا و عقايد شيعه مورد استفاده قرار داده‌اند. اين روايت در بسياري از منابع شيعه چون الارشاد ، علل الشرايع ، امالي شيخ صدوق ، قرب‌الاسناد و خرائج ذكر شده است. اهل تسنن آن را در ذيل احاديث مجعول و موضوع نقل كرده‌اند. براي نمونه ابن جوزي در كتاب الموضوعات من‌الاحاديث والمرفوعات وكتاني در كتاب تنزيه الشريعه اين روايت را نقد و رد كرده‌اند. ابن تيميه نيز كتابي مستقل در اين باره نوشته است. از اين رو, فهم و درك درست آن خواه ناخواه از اهميت ويژه‌اي برخوردار است.
    -----------------------------
    خلاصه‌ي مضمون روايات :
    روزي رسول خدا (ص) پس از به جا آوردن نماز ظهر و عصر, حضرت علي (ع) را نزد خويش فرا ‌خواند, سپس در حاليكه سر بردامان علي(ع) نهاده‌بود، وحي بر ايشان نازل مي‌شود و در همان حال پيامبر(ص) به خواب مي‌روند.اين در حالي بود كه علي (ع) هنوز نماز عصرش را نخوانده‌ بود. اين حالت به قدري طول مي‌كشد كه خورشيد غروب مي‌كند ونماز عصر علي(ع) قضا مي‌شود. وقتي پيامبر بيدار مي‌شود و از قضا شدن نماز علي (ع) مطلع مي‌شود دعا مي‌كند كه خورشيد برگردد تا علي(ع) نماز خود را در وقت آن بجاي آورد.
    در بحارالانوار، جلد 41،ص 166 باب ردالشمس له و تكلم الشمس معه(عليه‌السلام) حدود بيست‌و دو روايت در اين باب نقل شده است
    -----------------------------
    سند حديث
    علامه مجلسي و برخي ديگر به سند اين روايات استناد جسته و آن را صحيح مي‌دانند.در موسوعه امام علي(ع), هنگام بررسي روايت, بحث نسبتاً مفصلي درباره سند آن ارائه شده است. ابتدا با بيان اين كه شهرت اين حديث آفاق را پر كرده و بسياري از صحابه چون امام علي و امام حسين و اسماء بنت عميس و .. آن را نقل كرده‌اند ، بر صحت روايت تاكيد و آن را به نقل از علماي پيشين تأييد مي‌كنند . در پايان هم در جواب اشكالات وارد بر آن ـ از جمله ضعف سندي ـ مي‌گويند: به فرض كه ما قبول كنيم سند روايت ضعيف است ولي نقلهاي آن به استفاضه[1] رسيده است؛ آنچه براي رسيدن به اطمينان براي ما كافي است وقوع اصل حادثه است كه همين مقدار براي اثبات آن كفايت مي‌كند.[2] در مقابل در اللآلي المصنوعه به نقل از جوزقاني گفته شده است : هذا حديث منكر، مضطرب .[3]
    -----------------------------
    مسیر مقاله
    در اين مقاله ما تلاش مي‌كنيم با توجه به شرح حال رجال و سلسله سند روايت، حديث را از جهت سندي نقد كنيم. چه بسا روايات زيادي بر اساس حرفهاي سياسي يا انگيزه‌هاي ديني و مذهبي با سندهاي متقن و صحيح نقل شده باشد و پس از انجام بررسيهاي محتوايي آشكار شود كه اين روايت ساخته و پرداخته جاعليني است كه از وضع آن اهداف خود را دنبال مي‌كنند .
    نكته اي كه از بررسي مجموعه اين روايات به دست مي آيد. آن است كه, روايات مذكور داراي اختلافات و گاه تناقضات عجيبي است و نقل يك روايت با عبارات مختلف كه به روايت حديث منجر شود، از اعتبار آن مي‌كاهد.
    گاه مكان رويداد و گاه زمان و گاه علت آن تغيير مي‌كند. اين خود دليل بر ضعف و عدم اعتماد و اطمينان در نقل روايت است. بنا به گفته علامه شيخ محمد حسن مظفر: « إن خصوصيات الروايات متنافيه؛ و هو يكشف عن كذب الواقعه»[4]. ويژگي اين روايتها, تنافي آنها با يكديگر است كه اين خود پرده از دروغ بودن ماجرا بر مي‌دارد. حال به ذكر مواردي از اختلاف روايات نقل شده مي‌پردازيم
    -----------------------------
    تناقص در روايات
    1 . در روايت اول ، علت ترك نماز عصر علي(ع) سخن گفتن آن حضرت با جمجمه ذكر شده است, در حاليكه در روايت دوم آمده است كه پيامبر در هنگام نزول وحي سربر زانوي حضرت علي نهاده بود و ايشان به خاطر رعايت ادب نمي‌خواست از آن حالت خارج شود تا مبادا پيامبر بيدار شود. در روايت سوم علت اين امر بديمني و شومي زمين عنوان شده است.
    2 . اختلاف در محلي كه رد الشمس در آن به وقوع پيوست از ديگر موارد اختلافي در اين روايات است . در روايت اول بنا به قراين, اين ماجرا در يك بيابان يا گورستان اتفاق افتاده و بنابر روايت دوم در سرزمين الصهبا و مطابق روايت سوم در جسرالصراه (پل صراه) روي داده‌ آمده است. روايت ششم نيز حاكي از آن است كه اين اتفاق در منزل آن حضرت رخ داده است.
    3 . اختلاف و تناقض سوم در اصل ماجرا است ، زيرا مطابق روايات اول تا پنجم نماز حضرت به كلي قضا شده است ولي روايت ششم حاكي از آن است كه حضرت به دليل آنكه نتوانستند نماز خود را ايستاده بخوانند آن را نشسته به جا آوردند و ركوع و سجده آن را با ايماء و اشاره انجام دادند.
    -----------------------------
    نقد علمي حديث رد الشمس
    يكي از ملاكهاي مهم نقد حديث, دستاوردهاي قطعي بشر است.[5] از اين رو در ادامه, اين حديث را از اين منظر مورد بررسي قرار خواهيم داد.
    تا قبل از اثبات گردش زمين توسط گاليله, نظريه هيئت بطلميوسي حاكم بود. خلاصه نظرات بطلميوس اين است كه : « زمين كره‌اي است ساكن كه در مركز عالم جاي دارد و سه چهارم از سطحش را آب فرا گرفته است و كره هوا بر آن احاطه دارد. سپس كره آتش و بعد فلك قمر كه محيط بر كره آتش است و ستاره‌اي بجز قمر در آن وجود ندارد(آن را احاطه كرده است؛ سپس فلك عطارد و به ترتيب فلك زهره، خورشيد، مريخ، مشتري و زحل كه هر يك بر فلك پيشين خود محيط است.
    سپس فلك هشتم كه جايگاه ستارگان ثابت است قرار دارد و بعد فلك اطلس كه خالي از هر گونه ستاره است, محيط بر تمامي افلاك هشتگانه بوده و قطر آن نهايتي ندارد. سرعت حركت فلك اطلس به اندازه‌اي است كه با تمامي افلاك هشتگانه‌اش در هر شبانه‌روز يك دور گرد زمين مي‌گردد.»
    بر اساس اين نظريه, زمين كره‌اي است ساكن كه در مركز عالم قرار داد و بقيه ستارگان، سيارات و خورشيد در اطراف آن مي‌گردند.
    با قبول اين نظريه بايد بپذيريم كه پديده روز و شب نيز بر اين منوال است كه خورشيد در حال حركت در قسمتي از زمين طلوع مي‌كند و آن ناحيه را روشن مي‌كند و در سير متوالي خود ، دائماً از قسمتي به قسمت ديگر زمين مي‌رود. لذا در ناحيه روشن، غروب خورشيد اتفاق مي‌افتد و قسمت تاريك زمين با پديدة طلوع خورشيد مواجه مي‌شود. در حاليكه حقايق علمي اين مسأله را رد كرده‌اند و خط بطلاني بر اين نظريه كشيده‌اند.
    پديده طلوع خورشيد … . واقعاً به اين معني نيست كه خود خورشيد طلوع مي‌كند. اين پديده به دليل چرخش زمين واقع مي‌شود و چرخش, زمين را به سوي اشعه خورشيد انتقال مي‌دهد. از اين رو در اين مرحله طلوع آن را در افق و رفته رفته بالاي سر خود مي‌بينيم و سپس مجدداً چرخش زمين ما را از مقابل خورشيد جابجا كرده و به شامگاهان مي‌رساند. در موقعيت نهايي يعني حالتي كه خورشيد را در لحظات آخر مي‌بينيد، در مقابل افق قرار دارد و بالاخره بعد از اين حالت، چرخش آن اندكي شما را انتقال داده و همزمان با آن شب هنگام فرا مي‌رسد.[6]
    با اين مقدمه، اگر صحت روايت مذكور را بپذيريم به اين نتيجه مي‌رسيم كه زمين ثابت است و خورشيد و بقيه ستارگان به دور آن مي‌چرخند. اين درست همان نظريه بطليموسي است كه علم هيئت جديد بطلان آن را معلوم كرد.
    با اين مقدمه و نظر به مجموعه رواياتي كه در خصوص ردالشمس وارد شده است, پي مي‌بريم كه روايت مزبور حاكي از ثابت و بي حركت بودن زمين و گردش خورشيد به گرد آن است. زيرا در روايت اول آمده است كه خداوند هفتاد هزار فرشته را با هفتاد هزار زنجير آهنين فرستاد تا بر گردن خورشيد نهادند و آن را به عقب برگشت دادند!! .
    چنانچه ملاحظه شد روايات فوق ناظر به حركت خورشيد و ثبوت زمين است. در حاليكه اين مساله به طور قطع رد شده است و معصوم (عليه السلام) هيچگاه خلاف علم قطعي و يقيني سخن نمي‌گويد.
    در موسوعه آمده است كه وقوع اتفاقاتي از اين دست, محال عقلي نيست و از دائره قدرت الهي خارج نيست. [7] اما بايد دانست نه تنها انجام اين كار بلكه انجام هيچ فعلي در هيچ زماني[8] از دائره قدرت الهي خارج نيست. خداوند برهر كاري تواناست: ان الله قادر علي كل شي‌ء ولي حكمت و مشيت الهي بر اين تعلق گرفته است كه امور عالم از طريق اسباب عادي آن انجام گيرد: أبي الله أن يجري الامور الا بالاسباب .
    اگر قرار بود خداوند از طريق قدرت خودش و بدون در نظر گرفتن اسباب و مصالح, دست به امور خارق‌العاده بزند, انسان هر لحظه مي‌بايست منتظر امري خارق‌العاده ‌بود.به‌عبارت ديگرهرچند ردالشمس‌محال ذاتي‌نيست‌ولي محال‌وقوعي‌است. { به مانند آنکه بگوئیم آیا خداوند می تواند تمامی عالم را در دانه تخم مرغی طبیعی ومتعارف جا دهد بدون آنکه عالم فشرده گرددویا اینکه تخم مرغ بزرگ گرددکه پاسخ همان است}
    خلاصه اين كه بنا به گفته مولف كتاب ستارگان از ديدگاه قرآن , بازگشت خورشيد موجب برهم خوردن, نظم حاكم بر سيارات منظومه شمسي مي‌شود. گذشته از اين , اگر اين امر به وقوع پيوسته بود, مي‌بايست تمام مردمي كه در آن افق زندگي مي‌كردند آن را مي‌ديدند.خصوصاً اگر در وقت فضيلت نماز عصر كه سه ساعت مانده به غروب است. اتفاق افتاده باشد, در تواريخ نقل مي شد درحاليكه در هيچ يك از تواريخ معتبر اين مساله نقل نشده است.
    -----------------------------
    نقد محتوايي روايت رد الشمس
    با نگاهي مجدد به متن روايت ذكر شده، در مي يابيم اين روايات، از جهت محتوا و مفهوم ، دچار ضعف و ابهام هستند. گاه با آيات قرآني در تعارض است و گاه با مسائل پذيرفته شده علمي و عقلي. اكنون به برخي از اين موارد اشاره مي‌شود:
    1 . مطلبي كه در اكثر روايات نقل شده است اين است كه نماز عصر حضرت علي (ع) قضا شده حال اگر علي (ع) نماز نخوانده مقصر بود يا قاصر؟
    چگونه است كه علي (ع) به دليل اين كه پيامبر(ص) سر بر زانوي ايشان نهاده بود نماز خود را ترك كرده‌اند؛ در حالي كه در فقه اسلامي براي نمازخواندن در بدترين شرايط نيز حكم شرعي وارد شده است و براي مسافر در شرايط سفر و مجاهد در مهلكه جنگ وحتي كسي كه در معرض غرق شدن است نماز به كيفيت خاص تكليف شده است كه احكام آن را در ابواب صلاه المسافر , صلاه الخوف و صلاه الغرقي مي‌توان ملاحظه كرد. بنابراين ترك نماز در هيچ شرايطي جايز نيست و اگر بر اساس اين روايات، علي(ع) عمداً نماز نخوانده باشد, آيا اين امر شايسته او است؟
    از اين گذشته , مگر خورشيد مي‌تواند برگردد؟! اگر به خورشيد برگردد مگر زمان نيز مي‌تواند برمي‌گردد؟ در آن صورت علي(ع) هم بايد نماز خود را به ادا بخواند و هم آن را قضا كند. علاوه بر اين, با برگشتن دوباره خورشيد، سه نماز ديگر در طلوع و غروب و ميانه آن واجب است.[9] يعني در اين برگشتن خورشيد بر فرض امكان, نه تنها نماز قضا شده عصر ادا نخواهد شد – و بايد قضايش بجا آورده شود – بلكه پيش از آن قضاي نماز صبح واجب مي‌گردد و سپس دو نماز ظهر و عصر مجدداً واجب خواهد شد؛ چون وقتي جديد پديد آمده است
    2 ـ در نقلي از بحار آمده است كه هنگاميكه پيامبر(ص) سرش را از دامن حضرت امير(ع) برداشت و از او پرسيد كه آيا نماز عصرش را خوانده است؟ علي (ع) جواب داد: لا, فاني كرهت ان ازيل رأسك و رأيت جلوسي تحت رأسك و انت في تلك الحال أفضل من صلاتي.!! ؛ يعني نه من خوش نداشتم كه سر شما را از روي پايم بردارم و قرار گرفتن سر شما بر روي پايم را در حال نزول وحي , بالاتر از نماز خواندن خود ديدم.
    يكي از محققان با لحني انتقاد آميز كه حاكي از استبعاد اين امر است مي‌گويد: مگر بودن سر مبارك پيامبر(ص) روي زانوي علي (ع) افضل از نماز است؟ كدام آيه قرآن همكلامي و همنشيني با وجود مقدس رسول خدا(ص) را افضل از نماز مي‌داند؟ كدام روايت منقولي از رسول خدا(ص) اين امر را تأييد مي‌كند؟ اين عبارت كه در حديث وارد شده است, اين تلقي را در اذهان پديد مي‌آورد كه دستگاه رسول خدا از دستگاه خدا جدا است و هر كدام براي خود حسابي و دستگاهي سواي از يكديگر دارند.
    3 ـ در برخي از نقلهاي بحار آمده است كه پيامبر بعد از آگاهي از قضا شدن نماز عصر حضرت علي(ع) مي‌فرمايند: «اللهم إن كان علي في طاعتك و حاجه رسولك فاردد عليه الشمس ليصلي صلاته». يعني خدايا اگر علي در اطاعت از تو و بر آوردن نياز رسول تو بوده است , پس خورشيد را براي او باز گردان تا نمازش را بخواند . آنچه مسلم است اين است كه با فرض صحت اين روايت، حضرت علي(ع) يقيناً در اطاعت خدا نبوده است. زيرا بر طبق آيات قرآن , خدا به نماز فرمان داده است: قل لعبادي الذين امنو يقيموا الصلوه»( ابراهيم/30) ؛ « و أقيموا الصلوه و ءاتوالزكاه و اركعو مع الراكعين» ( بقره / 43) ؛ « وأمر أهلك بالصلوه و اصطبر عليها»(طه/132).{ وآیات دیگری از قرآن که دلالت برآن دارند که در مقابل فرمان الهی هیچ کس مستثنی نیست }
    بنابراين علي (ع) با فرض صحت اين روايت, حديث از فرمان خدا سرپيچي كرده است. اضافه بر اين اگر علي عليه‌السلام در طاعت خدا بوده است چه حاجتي به برگرداندن خورشيد بوده است تا نمازش را اعاده كند. بين دو واجب الهي يكي را ترجيح داده و بجا آورده است و قضاي ديگر را هم مي تواند بجا آورد.ديگر چه نيازي به خرق نظام طبيعت است؟
    4. يكي از دلايلي كه اين روايت از سوي شيعيان مقبوليت ويژه‌اي پيدا كرده آن است كه آن را براي حضرت اميرالمؤمنين (ع)فضيلت مي‌پندارند، در صورتي كه بيش از آنكه اين روايت فضيلتي براي آن امام همام به شمار آيد, بايد آن را يكي از فضايل رسول خدا برشمرد. زيرا رد الشمس استجابت دعاي پيامبر است درباره علي (ع).[10] در موسوعه امام علي (ع) آمده است كه اين حديث مي‌تواند در فضيلت حضرت علي نيز باشد زيرا رد الشمس براي علي (ع) تحقق پيدا كرد.حال ‌آنكه نفس دعا كردن پيامبر(ص) براي كسي به تنهايي نمي‌تواند فضيلت تلقي شود.
    5 . برخي چون ابو جعفر احمد بن صالح الطبري المصري و ابو جعفر احمد بن محمد الطحاوي, رد السشمس را از علامات نبوت مي‌دانند و مي‌گويند:« و كل هذه الاحاديث من علامات النبوه».[11]
    6 .ابن جوزي دو اشكال بر اين حديث وارد مي‌سازد: اول آنكه با برگشت خورشيد نماز عصر حضرت امير ادا نمي‌شود و اشكال ديگر اين كه :«لو وقعت لا شتهرت و توفرت الهمم و الدواعي علي نقلها إذ هي في بعض العادات جاريه تجري مجري طوفان نوح و انشقاق القمر»؛يعني اگر اين واقعه اتفاق افتاده بود اراده و انگيزه‌ها براي نقل آن بسيار بود, زيرا عادت به نقل آن همانند نقل برخي حوادث از قبيل طوفان نوح و شق القمر وجود دارد. اين مسأله‌اي است كه حديث شناسان شيعه نيز آن را تاييد كرده‌اند. براي مثال مامقاني در مقباس الهدايه ضمن معرفي شاخصه‌هاي حديث مجعول مي‌گويد: « و منها أن يكون اخباراً عن امرجسيم, تتوفر الدواعي علي نقله بمحضر الجمع ثم لا ينقله منهم إلاواحد»؛يعني يكي از شاخصه هاي روايت مجعول اين است كه روايت خبر از يك امر مهم دهد و زمينه براي نقل آن توسط گروهي زياد فراهم باشد ولي جز يك نفر آن را نقل نكند».[12]
    7. اشكال ديگر اين است كه از برخي نقلها اينطور بدست مي آيد كه پيامبر (ص) نمازشان را با اصحابشان خوانده‌ بودند در حالي كه علي (ع) آن را بجا نياورده‌ بود. در اينجا اين سئوال مطرح مي‌شود كه با وجود اين كه علي(ع) همراه پيامبر بود چرا در نماز جماعت پيامبر شركت نداشته؟ اشكال ديگر اين كه بر طبق اين حديث پيامبر(ص) بين نماز ظهر و عصر جمع كرده‌اند ولي علي (ع) گويي اين سنت را قبول نداشته و دو نماز را با هم بجا نياورده است و در وقت ظهر فقط نماز ظهر را خوانده و قصد داشته كه نماز عصر را به هنگام عصر بخواند.{یعنی امام علی ازدر ایام حیات حضرت رسول از پیروی ایشان سرباززده اند!!}
    -----------------------------
    نقد حديث با معيار قرآن
    قائلين به صحت روايت ردالشمس لعلي بن ابي طالب با استناد به اين آيات قرآن: فقال اني احببت حب الخير عن ذكر ربي حتي توارت بالحجاب ـ ردوها علي فطفق مسحاً بالسوق و الاعناق(ص/32 و 33) معتقدند كه اين ماجرا دربارة سليمان نبي اتفاق افتاده است و شرح آن از اين قرار است كه : اسبهاي بسيار تندرويي را به سليمان در هنگام عصر پيشكش مي كنند. در آن حال سليمان سرگرم آنها مي شود به نحوي كه از نماز غافل مي شود. وقتي به خود مي آيد كه غروب و نمازش قضا شده بود.ازاين‌رو, از خدا مي خواهد كه خورشيد را دوباره بازگرداند تا نمازش را در وقتش بجا آورد.
    ميان مفسران در تفسير اين آيه پديد آمده است. برخي با پذيرفتن اين مطلب معتقدند همانگونه كه رد الشمس براي سليمان (ع) اتفاق افتاد, پس وقوع آن براي علي (ع) نيز هيچ بعيد نيست. از جمله طرفداران اين نظريه علامه طباطبايي است. به عقيده ايشان ضمير در ردوها به كلمه شمس بر مي‌گردد و سليمان (ع) در اين جمله به ملائكه‌امر مي‌كند كه آفتاب رابرگردانند، تا او نماز خود رادروقتش‌بخواند.[13]
    در مقابل برخي معتقدند كه ضمير در ردوها به خيل يعني اسبان بر مي‌گردد نه به خورشيد.[14]
    بجز علامه طباطبايي برخي ديگر از بزرگان چون فخر رازي در تفسير كبير و شيخ طوسي در التبيان نيز همين نظر را مطرح كرده‌اند كه در اينجا به برخي از نظرات اشاره مي كنيم.
    در تفسير كبير ذيل آيه« عن ذكر ربي» آمده است : اين محبت شديد محصول ذكر خدا و امر او است نه برخاسته از شهوت و هواي نفس.[15]
    در التبيان آمده است: معناي آيه « عن ذكر ربي» اين است كه اسبان, مرا از نماز عصر غافل كردند تا وقت آن قضا شد و اين قول علي (ع) و قتاده وسدي است. اصحاب ما اينطور رويت كرده‌اند كه نماز اول وقت او قضا شد و جبائي گفته است كه نماز واجبش قضا نشده است و آنچه قضا شد نماز مستحبي بوده است كه آن را آخر روز انجام مي‌داد. پس آن نماز به واسطه مشغول شدن به اسبان قضا شد.[16]
    در تفسير قسمت بعدي آيه, يعني « حتي توارت» در تفسيرتبيان آمده است : معناي«حتي توارت بالحجاب»اين است كه خورشيدپوشيده شد؛يعني پنهان و مخفي‌شد.
    شيخ طوسي در ادامه مي‌گويد: پس به همراهانش گفت: « ردّوها علي»؛ يعني اسبان را به من برگردانيد. هنگامي كه چنين كردند: «طفق مسحاً بالسوق و الاعناق». در تفسير اين آيه گفته شده است كه اين اسبها از غنايم سپاه در جنگ بود و او به آنها مشغول شد تا اين كه خورشيد غروب كرد و نماز عصرش قضا شد. حسن در اين باره مي‌گويد: پاي آنها و گردنشان را زد و گفت بار ديگر مرا از عبادت پروردگارم‌بازنداريد.
    همچنين گفته مي‌شود كه او اين كار را بخاطر تقرب به خدا انجام داد و آن اسبها را ذبح كرد تا با گوشت آنها صدقه دهد؛ نه اين كه بخواهد آن اسبها را مجازات كند. او صرفاً اينكار را انجام داد, زيرا آن اسبها عزيزترين اموالش بود, از اين رو, خواست با آن كار ( صدقه دادن) به اين گفته خدا كه : هرگز به درجه كمال نيكي نمي‌رسيد عمل كند.
    ابو عبيده مي‌گويد: اين كه مي گويند: مسح علاوته يعني:آنها را زد. ولي ابن عباس مي‌گويد: به خاطر شدت علاقه به اسبها شروع به دست كشيدن بر پشت و پاي آنها كرد. ابو مسلم بن محمد بن بحر مي‌گويد: معني آيه آن است كه پشت و يال آنها را بياراست و اين كار را بخاطر گرامي داشتن آنها انجام داد.سپس مي‌گويد: در زبان عرب از مسح به غسل تعبير مي‌كنند, تمسحت للصلاه ؛يعني براي نماز غسل كردم.[17]
    آنچه از گفته‌هاي شيخ طوسي مورد نظر است اين كه ضمير در «ردوها» به «خيل» يعني گروه اسبان برمي‌گردد نه به خورشيد.
    فخر رازي در تفسير خود بعد از برشمردن احتمالاتي درباره مرجع ضمير در «ردوها» با ذكر دلايلي اين احتمال را كه ضمير به خورشيد برگردد رد مي‌كند و مي‌گويد: «در مورد اين كه ردوها علي اشاره به درخواست برگشت خورشيد است اين احتمال به نظر من بعيد است و دلايلي براي آن دارم :
    اول اين كه كلمه صافنات صراحتاً در آيه قبلي ذكر شده است:«اذ عرض عليه بالعشي الصافنات الجياد» و خورشيد (الشمس) ذكر نشده است و بازگشت ضمير به مرجع ذكر شده سزاوارتر از بازگشت آن به چيزي است كه در تقديرگرفته‌شده است.
    دوم اين كه سليمان (ع) گفته است « أني احببت حب الخير عن ذكر ربي حتي توارت بالحجاب ظاهر اين لفظ دلالت بر آن دارد كه سليمان اين عبارت را گفت و آن را تا هنگام پوشيده شدن تكرار كرد. اگر بگوئيم مراد از تورات بالحجاب ، الصافنات الجياد است, معنايش اين است كه هنگاميكه سليمان نگاهش بر اسبان افتاد مانع از رفتن آنها شد و اين كلمه را تا زماني كه اسبها از ديدش خارج شدند تكرار كرد. اين معنا مناسب به نظر مي رسد اگر بگوئيم منظور خورشيد است معنايش اينگونه مي‌شود كه او اين كلمات را از عصر تا غروب آفتاب تكرار مي‌كرد و اين بعيد است.
    سوم اين كه اگر ما باز گشت ضمير را در عبارت « حتي توارت» را به خورشيد بدانيم و اين عبارت را بر اين حمل كنيم كه او نماز عصر را ترك كرد, اين مطلب با قول احببت حب الخير عن ذكر ربي» منافات دارد,زيرا اگر آن محبت بخاطر ذكر خدا بود نمازش را فراموش نمي‌كرد و ذكر خدا را ترك نمي‌گفت.
    چهارم اين كه اگر اينطور فرض كنيم كه سليمان (ع) به آن اسبها مشغول بود تا اين كه خورشيد غروب كرد و نماز عصرش قضا شد, در اين صورت ,آن گناهي عظيم و جرمي بزرگ است كه شايسته است در اين حالت تضرع و گريه و بسيار توبه كند؛ اما اين كه با كبر و جسارت و گستاخي به خداوند عالم بگويد: خورشيد را بر من برگردان و اين عبارات بي‌ادبانه را به كار برد, انجام اين كار از انسانهايي كه از هر گونه فضيلتي دور هستند بعيد به نظر مي‌رسد, پس چگونه ممكن است آن را به رسول مطهر و مكرمي نسبت داد.[18]
    فخر رازي با اين دلايل محكم و قانع كننده باز گشت اين ضمير را به شمس بعيد مي‌شمرد و در ادامه مي‌گويد: تنها خداي متعال است كه قادر به حركت دادن افلاك و ستارگان است پس بايد مي گفت: ردها علي نه اين كه بگويد: ردوها علي (يعني به صيغه مفرد مخاطب نه جمع مخاطب) پس اگر گفته شود كه صيغه جمع براي آگاهي بر بزرگداشت مقام مخاطب(يعني خداوند) است در جواب مي‌گوئيم لفظ «ردوها» لفظ اهانت آميزي است پس چگونه اين لفظ را براي بزرگداشت شايسته مي‌دانند. ششم آنكه اگر خورشيد بعد از غروب باز مي گشت اين امر براي همه اهل دنيا مشهود بود و اگر چنين حادثه اي اتفاق افتاده بود, مي‌بايست انگيزه هاي زيادي براي نقل و بيان آن وجود داشته باشد و از آنجاكه‌هيچكس‌اين‌ قصه‌را نقل نكرده‌است بنابراين بطلان اين امر بر ما آشكارمي‌شود.[19]
    دلايلي را كه فخر رازي در انكار ردالشمس براي سليمان نبي آورد, مي‌تواند دلايل خوبي براي رد حديث ردالشمس براي حضرت علي(ع) تلقي شود. فخر رازي درباره مرجع ضمير در ردها مي گويد: بازگشت ضميربه‌الصافنات‌و الجياد شايسته‌تر است .[20]
    -----------------------------
    نقد روايت ردالشمس براساس ديگر آيات
    1) در آيه 38 سوره يس آمده است : والشمس تجري لمستقرلها ؛ يعني:خورشيد به سمت جايگاه خاص خود در حركت است. در تفسير اين آيه نظرات گوناگوني ابراز شده است كه در ذيل به گوشه اي از آنها اشار مي شود:
    به باور گروهي منظور آن است كه خورشيد به سوي پايان عمري كه براي آن مقرر است يعني همان پايان عمر جهان, در حركت است . اما « قتاده» معتقد است معني اين آيه آن است كه عمر خورشيد از قبل مقرر شده است و تخلف در آن اجل راه ندارد.
    عده اي هم در تفسير اين آيه گفته اند منظور حركت خورشيد به سوي دورترين قرارگاه آن در روزهاي بلند تابستان يا روزهاي كوتاه زمستان است كه بدون تخلف و تجاوز انجام مي‌شود. با اين بيان خورشيد نه در تابستان و نه در زمستان از اندازه مقرر و معلوم خود ذره اي تجاوز نمي كند.[21]
    با پذيرش قول دوم و سوم مبني بر اين كه خورشيد هرگز ذره‌اي از مسير خود تخلف نمي‌كند درخواهيم يافت كه ردالشمس امري محال و بعيد به نظر مي‌رسد, زيرا برگشتن خورشيد به منزله تخلف از اراده و فرمان الهي است.
    2) و هذا كتاب انزلنا مبارك مصدق الذي بين يديه و لتنذرام القري و من حولها و الذين يؤمنون بالاخره يؤمنون به وهم علي صلاتهم يحافظون. (انعام/92)
    ترجمه : و اين خجسته كتابي است كه ما آن را فرو فرستاديم،{و} كتابهايي را كه پيش از آن آمده تصديق مي‌كند. براي اين كه {مردم} ام‌القري{ = مكه} و كساني را كه پيرامون آنند هشدار دهي. و كساني كه به آخرت ايمان مي‌آورند به آن {قرآن نيز} ايمان مي‌آورندد و آنان بر نمازهاي خود مراقبت مي‌كنند.
    بنا به گفته علامه طباطبائي مهم ترين ويژگي مؤمنين آن است كه در امر نماز و عباداتي كه مربوط به ذكر و ياد خداست. محافظت و مراقبت دارند. اين همان وصفي است كه در سوره مومنون , در خاتمه ذكر صفات مومنان به آن اشاره شده است:« و الذين هم علي صلواتهم يحافظون»[22]
    حال چگونه ممكن است علي بن ابيطالب(ع) كه در اعلي درجه ايمان است,كسي كه در هنگام نماز چنان غرق در نماز مي شود كه طبيب بدون آنكه آن حضرت متوجه شوند تير از پاي مباركشان بيرون مي‌كشد,به اين آساني از نماز بگذرد و نمازش قضا شود. آيا انتساب اين عمل به ساحت مقدس علي (ع) باعث كم جلوه دادن درجه ايمان آن حضرت(ع) نيست؟ علي كه در بحبوبه جنگ با يادآوري دخول وقت نماز به ايشان خوشحال مي‌شود و در پاسخ اعتراض عده اي به اين امر كه الان چه وقت نماز است مي‌گويد ما براي همين (يعني نماز) مي‌جنگيم, چگونه ممكن است بخاطر اين كه در يك سرزمين مخصوص قرار گرفته نماز از او فوت شود؟ يا بخاطر اين كه مبادا پيامبر(ص) را كه سر بر زانوي ايشان نهاده و بخواب رفته‌اند, بيدار كند نمازش را ترك كند و ترك نماز را در اين حالت افضل از نماز بداند؟
    3. الذين هم علي صلاتهم دائمون(معراج /24)
    در اين آيه اضافه شدن ضمير هم به كلمه صلاه , دلالت بر اين دارد كه بر خواندن نمازشان مداومت داشته اند … . و ستودن آنان به مداومت در نماز اشاره است به اين كه اثر هر عملي با مداومت در آن كامل مي‌شود.[23]
    آيا علي(ع) اولين ايمان آورنده و اولين نمازگزار پس از رسول خدا نبود؟ آيا او نبود كه در نامه‌اي به يكي از يارانش نوشت : « صل الصلاه لوقتها الموقّت لها و لا تعجل وقتها لفراغ ولا توخّرها عن وقتها لاشتغال و اعلم ان كلّ شي‌ء من عملك تبع لصلاتك.[24] يعني نماز را به موقع بخوان و براي راحت كردن خود قبل از رسيدن وقتش مخوان و آن را به عقب مينداز به خاطر كار، و بدان! كه هر چه از كارها كني، به تبع نمازي است كه برپا مي‌داري.
    او خود مي فرمايد: ان الله افترض عليكم فرائض فلا تضيعوها .[25] يعني خداوند بر دوش شما امور واجبي را قرار داده پس آن را تضييع مكنيد. حال مگر مي‌شود علي(ع) كه مي گويد نماز را تضييع نكنيد, العياذبالله خود آن را ضايع سازد؟
    آيا با گفتن و پذيرفتن اينگونه احاديث ناخواسته به مقام شامخ علي(ع) اهانت نكرده‌ايم؟ و ناخواسته و نادانسته موجب تنزل شخصيت ديني وي نشده‌ايم؟
    بنابر آنچه گفته شد معلوم مي شود كه اين روايت علاوه بر ضعف سندي و محتوايي, با قرآن و دستاوردهاي قطعي بشر نيز مخالفت دارد. و با مقام و شخصيت علي(ع) هم سازگار نيست.
    وجود اين گونه روايات جعلي درمنابع روايي شيعه, سبب هجمه مخالفان اهل بيت (ع) به منابع روايي شيعه , به ويژه احاديث مربوط به فضايل حضرت علي و اهل بيت (عليهم السلام) شده است كه اين خود ظلم مضاعفي است بر آنان .
    پاورقی:
    --------------------------------------------------------------------------------
    [1]ـ الخبرالذي تكثرت رواته في كل مرتبه و قديسمي المستفيض بالمشهورايضاً لوضوحه ترجمه:حديث مستفيض حديثي است كه تعداد راويان آن در هر طبقه زياد باشد و گاهي آن را بخاطر وضوحش مشهور نيز مي‌نامند(عبدالله مامقاني، مقباس‌الهدايه في علم الروايه,قم:موسسه‌آل‌البيت (ع)،1411 ق ،ج1،ص 129) .
    [2]ـ محمدمحمدي‌ ري‌ شهري وديگران، موسوعه امام‌علي(ع)، ج11،تلخيص‌ازص93تا100.
    [3]ـ جلال‌الدين‌‌عبدالرحمن السيوطي، اللآلي المصنوعه‌في الاحاديث‌الموضوعه، ج1, ص 336 و نيز سيوطي حديث مذكور را به دو سند روايت كرده است و آن را با ذكر دليل رد كرده است. خواننده محترم براي اطلاع بيشتر مي‌تواند به كتاب فوق باب مناسب الخلفاء الاربعه صفحه 336 مراجعه كند .همچنين ابي الحسن علي بن محمد بن عراق الكتاني در « تزكيه الشريعه المرفوعه عن الاخبار الشيعه الموضوعه» حديث مذكور را با چهار سند ذكر و سپس ضعف سندي آن را بيان مي‌كند.
    [4] ـ ري شهري, ج 11 ، ص 102.
    [5]ـ محمدصادق تهراني, ستارگان از ديدگاه قرآن، ص 160 و 161.
    [6]ـ م. برانلي فرانكلين , سيارات , ترجمه عادل ارنقي,ص 52.
    [7]ـ ري شهري, ,ص101.
    [8] ـ نجم/3.
    [9]ـ دكتر محمد صادقي , ويژگي زن در قرآن ,پژوهشهاي قرآني، سال هفتم, ش25 و 26, بهارو تابستان80
    [10]ـ ري شهري، ص95.
    [11]ـ ري شهري ,ص100.
    [12]ـ مامقاني , ج 6 ص404.
    [13]ـ علامه محمد حسين طباطبائي, تفسير الميزان، ترجمه: سيد محمد باقر همداني و ديگران , ج17,ص309.
    [14]ـ دكتر محمد صادقي, همان.
    [15]ـ فخر رازي, تفسير كبير, ج 26, ص 204 .
    [16]ـ ابوجعفرمحمدبن الحسن الطوسي, تفسير التبيان, ج8,ص 560.
    [17]ـ پيشين
    [18]ـ فخر رازي, ص 204 و 205.
    [19]ـ فخر رازي, ص 205
    [20]ـ پيشين.
    [21]ـ شيخ ابوعلي , فضل بن الحسن الطبرسي, تفسير مجمع‌البيان، ترجمه علي كرمي,ج 23،ص44.
    [22]ـ علامه طباطبائي, ج7،ص389.
    [23]ـ پيشين, ،ج20، ص21.
    [24]ـ نهج‌البلاغه، نامه 27.
    [25]ـ نهج‌البلاغه، كلمه 105

    فهرست منابع
    --------------------------------------------------------------------------------
    1ـ مجلسي , محمد باقر؛ بحارالانوار: بيروت: داراحياء التراث العربي و موسسه التاريخ العربي(بي تا).
    2ـ صادقي , محمد؛ ويژگي زن در قرآن , پژوهشهاي قرآني, سال هفتم, شماره 25 و26(بي جا) , بهار و تابستان 1380.
    3ـ ذهبي,محمدبن احمدبن عثمان؛ترتيب الموضوعات لابن الجوزي, بيروت: دارالكتب العلميه,(بي تا).
    4ـ طباطبائي, سيد محمد حسين؛ تفسير الميزان, ترجمه سيد محمدباقر همداني و ديگران , قم: انتشارات اسلامي(بي تا) .
    5ـ طبرسي, شيخ ابوعلي فضل بن الحسن؛ تفسيرمجمع البيان, ترجمه علي كرمي,(بي جا), فراهاني, (بي تا).
    6ـ طوسي, ابو جعفر محمد بن الحسن؛ تفسير التبيان, بيروت: داراحياء التراث العربي, ( بي تا).
    7ـ فخر رازي؛ تفسير كبير, چاپ سوم, طهران: دارالكتب العلميه.,(بي تا).
    8ـ كتاني, ابي الحسن علي بن محمد بن عراق؛ تنريه الشريعه المرفوعه من الاخبار الشيعه الموضوعه, بيروت , دارالكتب العمليه, 1401 هـ .
    9ـ ابن تيميه, احمد بن عبدالعظيم؛ حديث ردالشمس لعلي رضي الله عنه بين الحقيقه والاوهام,(بي جا, بي نا, بي تا).
    10ـ تهراني, محمدصادق؛ ستارگان از ديدگاه قرآن, چاپ دوم, (بي جا), اميد فردا, 1380.
    11ـ فرانكلين, م برانلي؛ سيارات , ترجمه عادل ارنقي, (بي جا, بي‌نا,بي تا)
    12ـ صبحي صالح؛ علوم حديث و اصطلاحات آن, ترجمه و تحقيق عادل نادرعلي, تهران: اسوه, 1376.
    13ـ قرآن كريم, ترجمه خرمشاهي, فولادوند,(بي جا,بي نا, بي تا).
    14ـ سيوطي, جلال الدين عبدالرحمن؛ اللآلي المصنوعه في الاحاديث الموضوعه, بيروت: دارالمعرفه للطباعه والنشر, (بي تا).
    15ـ شهيد اول؛ اللمعه الدمشقيه, ترجمه محسن غرويان و علي شيرواني, چاپ چهارم, قم: دارالفكر, (بي تا).
    16ـ مامقاني, عبدالله؛ مقباس الهدايه في علم الدرايه , قم : موسسه آل البيت(ع), 1411 هـ .ق .
    17ـ محمدي ري شهري, محمد ؛ موسوعه الامام علي بن ابي طالب, , قم: دارالحديث, 1421.
    18ـ ابن الجوزي, عبدالرحمن بن علي بن محمدبن جعفر؛ الموضوعات من الاحاديث المرفوعات,.(بي جا), مكتبه اضواء السلف, 1418 هـ .
    19ـ نهج البلاغه, ترجمه كاظم عابدين مطلق, (بي جا) آفرينه,(بي تا).
    ویرایش توسط مجید : ۱۳۹۱/۰۲/۲۰ در ساعت ۱۶:۵۶ دلیل: به دلیل کم رنگ بودن خطوط

  7. صلوات ها 13


  8. #4
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    183
    حضور
    2 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1133



    با تشکر از دو بزرگوار ولی همانطور كه در اين مطلب عرض کرده ام؛ مقصود از بازگشت خورشيد ، بازگشت آن به محل وقت فضيلت نماز است (كه از جهت ديد ناظر مقصود است و نه از جهت حركت خود خورشيد) و اين مساله با وجود اعجاز ، مستلزم حركت خورشيد نيست .
    البته خلاف طبيعت بودن اين مطلب ، مستلزم اعجاز بودن آن است ! همانطور كه در مورد شق القمر نيز چنين شده است . (البته درباره منابع اهل سنت که دراین مورد مطالبی دارند مباحثی را عرض خواهم کرد)
    موفق باشيد
    ویرایش توسط سید مهدی : ۱۳۸۸/۰۹/۱۶ در ساعت ۰۱:۰۴

  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    76
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    147



    نقل قول نوشته اصلی توسط سید مهدی نمایش پست ها
    مقصود از بازگشت خورشيد ، بازگشت آن به محل وقت فضيلت نماز است (كه از جهت ديد ناظر مقصود است و نه از جهت حركت خود خورشيد) و اين مساله با وجود اعجاز ، مستلزم حركت خورشيد نيست .
    ممکن است بیشتر توضیح دهید؟
    ادعا های بزرگ، به شواهد و مدارک بزرگ نیاز دارند.
    کارل ساگان

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    كلام وفلسفه ومذاهب اسلامي
    نوشته
    36
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    145



    با سلام به نظر بنده فارغ از نقدهای سندی و دلالتی و محتوایی این واقعه وپذیرفتن این واقعه تازه این سوال پیش می آید که آیا این قضیه با عصمت حضرت علی (ع) منافات ندارد ؟چرا که ما شیعه ها معتقد به عصمت ایمه علیهم السلام هستیم و در تعریف عصمت می گوییم ائمه از تمام گناهان عمدی و سهوی و کبیره و صغیره و حتی از چیزهایی که باعث تنفر انسان می شوند معصوم هستند و در این قضیه آیا نماز علی علیه السلام به عمد قضاشده چنانچه بعضی از روایات به دست می آید یا اینکه سهوا قضا شده؟در هر دو صورت عصمت زیر سوال می رود و وقتی که ما سر دو راهی تراشیدن فضیلت و از دست دادن یک اصل اعتقادی خود قرار بگیریم هیچ وقت به تراشیدن فضیلت رو نمی آوریم بلکه از اصل اعتقادی خد دفاع خواهیم کرد طبق روال و سنت خود ائمه و بزرگان شیعه .و علی علیه السلام از فضائل و کمالات چیزی کم ندارند که بخواهیم با امثال این وقایع برای ایشان فضائل و کرامت درست کنیم .موفق باشید

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    سلام در پست شماره 3 این موضوع کامل هم از لحاظ شند هم مطابقت با قرآن هم علمی و هم عقلی رد شده است

  15. صلوات ها 3


  16. #8
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    183
    حضور
    2 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1133

    رد الشمس چیست؟




    رد الشمس از فضایل غیرقابل انکار علی علیه السلام است .اما ایکه فرموده اید نماز حضرت قضا شده به نقل ضعیف ان استناد کرده اید ذرحالیکه نماز حضرت اصلا قضا نشده بلکه فقط از وقت فضیلت گذشته است .{الارشادج1ص345}برای این موضوع به کتاب رد الشمس از علامه جعفر مرتضی عاملی رجوع شود.

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    كلام وفلسفه ومذاهب اسلامي
    نوشته
    36
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    145

    پرسش جواب سيد مهدي




    با سلام
    اينكه حضرت علي عليه السلام داراي فضايل بيشماري است هيچ كس منكرش نيست و حتي غير مسلمانان نيز فضاءل اشان را نقل كرده اند و بر منكرين فضاءل علي لعنت و بحث سر فضاءلي است كه به گونه اي سوال بر انگيز هستند واما
    در متن جوا ب هاي سيد مهدي چند نكته توجه مرا به خود جلب كرد در حالي كه معقول به نظر نمي رسند:
    1)ذکر این نکته قابل توجه است که نماز عصر حضرت علی(علیه‎السلام) قضا نشده بود چرا که همه ذکر کرده‎اند که نزدیک غروب آفتاب بوده است .

    جواب:اگر واقعا نماز حضرت قضا نشده بود و هنوز غروب بود چه لزومي داشت كه خورشيد را بر گردانند پس حضرت در همان چند دقيقه اي هم كه به غروب مانده بود مي توانستند نمازشان را بخوانند چون وقتي كه وقت لازم براي انجام نماز به طور كامل نباشد متوان با انجام واجبات نماز از قضا شدن نماز جلو گيري كرد و اگر بگوييد فقط چند ثانيه مانده بود كه خورشيد غروب كند و حضرت باز نمي توانست نمازش را در همان لحظه بخواند باز مي گوييم كه آيا به نظر شما اين در حكم قضا شدن نيست وقتي كه انسان نتواند در همان لحظه نازش را بخواند؟؟؟؟
    2)- گفتيد كه در فقه آمده است که اگر عمل واجبی که قرار است انجام دهیم موجب ایذاء دیگران شود، می‎توان آن را به گونه دیگری انجام داد. البته در اعمالی که مبدل دارد. مثل نماز که می‎شود نشسته خواند و یا وضو که می‎شود تیمم کرد. حضرت علی(علیه‎السلام) نیز چون نمیخواستند که موجب اذیت پیامبر خدا شوند نماز خود را نشسته اقامه کردند. و وقتی رسول خدا بیدار شدند و دیدند که نزدیک غروب است یا خود و یا حضرت علی(علیه السلام) دعا کردند که خورشید برگردد و فرصت بیشتر شود و حضرت نماز خود را ایستاده بخوانند و یا به قول کسانی که اصلا نخوانده بود، نماز عصر خود را بخواند.
    جواب:اينكه گفتيد :در فقه آمده اگر عمل واجبی که قرار است انجام دهیم موجب ایذاء دیگران شود، می‎توان آن را به گونه دیگری انجام داد. البته در اعمالی که مبدل دارد...
    اولا این حکم در جایی است که وقت کافی برای انجام واجب داشته باشیم و این در ما نحن فیه مفقود است ثانیا معتقدم اگرحضرت علي عليه السلام پيامبر صلي الله عليه و آله را بيدار ميكرد حضرت ناراحت نميشد و به عبارت ديگر با عث ايذاء حضرت مي شد ؟به نظر من نه تنها ناراحت نميشد بلکه خوشحال هم ميشد به اينكه كه چه ياران معتقد و باا ايماني دارد ,ثالثا من می پرسم به نظر شما طبق اين حكمي كه كرديد در جايي كه نماز خواندن من باعث ناراحتي كسي بشود حالا چه آن ديگري مسلمان باشد و يا غير مسلمان در اين صورت من بايد نماز واجبم را نشسته و يا جهري را با اخفا ت بخوانم كه آن غير مسلمان و يا مسلمان اسمي اذيت نشود اين درست است و باعث اسقاط تكليف من مي شود يا نه؟من كه از فقهاء تا حالا كسي را سراغ ندارم كه حكم به صحت چنين كاري بدهند بله در موقع جنگ و يا اسيري در دست دشمن و اظطرار شرايط فرق مي كند و اين خارج از بحث ماست .
    موفق باشيد.

    ویرایش توسط salman : ۱۳۸۸/۱۰/۲۶ در ساعت ۱۹:۱۷ دلیل: اصلاح
    يااباصالح المهدي ادركني


    شايد اين جمعه بيايد شايد ...
    پرده از چهره گشايد شايد...


  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    سلام ادله پست 3 غیر قابل رد شدنه چون تماما دارای منبع می باشند لطفا کمی بدون تعصب نگاه کنید

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 8 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود