صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تحجر یا خرد گریزی بنام دین

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682

    تحجر یا خرد گریزی بنام دین




    سلام
    دو گروه آفت دینند :
    1- بدعت گذار متهتک
    2- خشک مقدس متحجر
    بدعت گذار آنستکه لا ابالی بوده و غیر حق را به دین ببندد و متحجر آنستکه در شناخت و عمل به دین خردورزی نداشته باشد
    این تاپیک در خصوص گروه دوم است که ان شاء الله به همت دوستان پربار خواهد شد
    برای جلوگیری از سرایت خشکی خشک مقدسان به این تاپیک مطلع آنرا به مطایبه ای شنیدنی می آراییم تا دوستان در این مجلس و محفل خسته نشوند :
    زمانی چند بر ملت اسلام گذشت که گروهی بنام اخباریون بر اندیشه و فکرها سلطه ای داشتند . اما به فضل الهی این سلطه دوامی نیافت چه اینکه تحجر با طبع و فطرت عقل گرای انسانها سازگاری ندارد . اما این روش اخباری گری که با نوعی تحجر سخت نیز آمیخته بود کم و بیش تا دوران ما هم رسیده و اقلیتی به این وصف منسوخ مبتلا هستند .
    یکی از اساتید حدیث می گفت ما با یکی از این اخباریون متحجر آشنا بودیم . شنیده بودیم آنها بر روی کفن مردگان خویش می نویسند : اسماعیل یشهد ان لا اله الله .
    به او گفتم : فلانی شنیده ام شما بر روی هر کفن مرده ای می نویسید اسماعیل یشهد .... محکم گفت : بله . گفتم چرا ؟ خوب همه افرادی که می میرند ، نامشان که اسماعیل نیست ! گفت : مگر نمی دانی در روایت از امام صادق ع نقل شده که ایشان بر کفن پسرشان اسماعیل نوشتند : اسماعیل یشهد ... ما هم باید تابع محض ائمه علیهم السلام باشیم . گفتم : درست است که ما باید تابع باشیم ولی امام ع اگر نوشت اسماعیل بخاطر آن بود که بر کفن اسماعیل می نوشت و نام میت اسماعیل بود شما چرا آن نام را تکرار می کنید خوب نام خود مرده را بنویسید . گفت : نه باید عینا همان را بنویسیم که امام نوشت .
    گفتم : فلانی به نظر شما عقل و خرد هم حسابی دارد یا نه ؟ گفت بله عقل چیز خوبی است . گفتم خوب به نظر شما این حرف درست است که چون امام بر کفن اسماعیل نوشت اسماعیل ما هم بر کفن علی نامی بنویسم اسماعیل . کمی به فکر فرو رفت و چیزی نگفت . بعدها شنیدم کمی معتدل تر شده است .
    می بینید که در کلام متحجران عمومات حقی است . اما آنها از این عمومات اراده معنای غیر خردمندانه ای می کنند .
    ادامه دارد ان شاء الله
    موفق باشید

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  2. صلوات ها 15


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    ALLAH
    نوشته
    2,406
    حضور
    20 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11066



    بسم الله الرحمن الرحیم

    نوع دیگری از تحجر عدم تفهیم مراتب عالیه شیعی است

    ما شیعیان بحث شفاعت را به صورت قطع و یقین پذیرفته ایم و ارتباط در حد اعلای حضرات ائمه معصومین علیهم السلام اجمعین با ذات احدیت

    عده ای اخیرا پیدا شده اند((شاید از قبل هم بوده اند)) که تمام واجبات و مستحبات و مسائل دین را یا کنار گذاشته یا سهل می انگارند و با این شعار که ما عاشقان دل سوخته اهل بیت هستیم خود را واصل و عالم می دانند.
    نکته جالب اینکه برخی از این افراد حتی سواد خواندن و نوشتن درست حسابی هم ندارند و بعد چنان در مسائل دینی وارد می شوند و جولان می دهند که انگار...

    کل دین را در محبت اهل بیت خلاصه و برائت از دشمنانشان می دانند گوئی که هیچ چیز جز اینها در دین وجود ندارد.

    به عقیده بنده این گروه نیز در دسته دوم قرار می گیرند که می خواهند از ساده ترین راه به بالترین قله برسند .زهی خیال باطل

    امام حسین علیه السلام

    زنهار زنهار بپرهیز از ظلم به کسی که در مقابل تو یاوری جز خدا ندارد

  5. صلوات ها 10


  6. #3

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    سلام
    وَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع قَصَمَ ظَهْرِی رجلان عَالِمٌ مُتَهَتِّکٌ وَ جَاهِلٌ مُتَنَسِّکٌ
    ....[1]امام علی(ع) فرمودند دو گروه پشت مرا شکستند یکی عالم پرده در و دیگری جاهلی که خود را عابد می داند.

    اگر بخواهیم به ریشه تحجر بپردازیم منبعی بهتر از این روایت نورانی امیر مومنان ع نمی یابیم .
    سرخیل عارفان جهان در این کلام نورانی خود اساس تحجر را جهل می شمارد .
    جهل در اینجا به معنای جهل عملی نیست چه اینکه اینها متنسکند یعنی اتفاقا خیلی اهل کارند و به اصطلاح عملگرا هستند اما همین عملگرایی صرف آنها باعث شده است که از بعد نظری و معرفتی دین عقب بمانند . لذا وقتی عالمان و عارفان به دین اقدامی متفاوت انجام می دهند به زعم ایشان بدعت و خروج از دین واقع شده است .
    و اما ریشه های جهل دوتاست :
    گاهی فرد سعی و تلاشی در آموختن دین و معارف و تعالیم آن نداشته است
    و گاهی سعی و تلاش علمی داشته اما توان و استعدادش برای ادراک تعالیم و معارف عالیه کافی نبوده است
    در هر دو صورت می بینیم که انسان متحجر به جنگ با اهل علم و معرفت بر می خیزد .
    نمونه بارز جاهلان متنسک در عصر امیر مومنان علی ع خوارج بودند . آنهایی که اعضای سجده شان از کثرت عبادت پینه بسته بود ولی با پیش آمد کوچکترین پیچیدگیها پای در گل ماندند و دیگر با حضرت همراهی نکردند .
    این قبیل افراد بسیار بوده و هستند . حتی در عصر و دوره ما نیز چنین افرادی بسیار یافت می شوند حتی کسانی که در لباس اهل علم با بزرگان صاحب اندیشه مبارزه می کنند و به زعم خود دارند از دین دفاع می کنند اما نمی دانند که در حقیقت دارند از جهل خود دفاع می کنند وگرنه بزرگان اهل علم و معرفت به دانستن حقایق اولی ترند .
    موفق باشید


    ویرایش توسط حامد : ۱۳۹۰/۰۶/۲۶ در ساعت ۱۰:۱۸
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  7. صلوات ها 11


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    علاقه
    حضرت علامه طباطبایی
    نوشته
    240
    حضور
    1 روز 36 دقیقه
    دریافت
    31
    آپلود
    6
    گالری
    17
    صلوات
    1854



    با او
    عرض سلام و ادب؛

    از دوست عزیزم، جناب حامد ار جهت تاسیس این تاپیک سپاسگزارم و امیدوارم خداوند در پناه خودش ایشان را متعالی گرداند.

    **************************************

    همچنان که ایشان فرمودند، این تعبیرِ تقبیح دو دسته ی خطرناک در بیانات معصومین هست، هم گویا از رسول خدا نقل شده، هم از مولانا علی بن ابی طالب نقل شده و هم از حضرت صادق(ع) نقل شده است به این مضمون که؛

    از مولانا علی بن أبی طالب(ع) نقل است؛

    «وَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع قَصَمَ ظَهْرِي عَالِمٌ مُتَهَتِّكٌ وَ جَاهِلٌ مُتَنَسِّكٌ فَالْجَاهِلُ يَغُشُّ النَّاسَ بِتَنَسُّكِهِ وَ الْعَالِمُ يَغُرُّهُمْ بِتَهَتُّكِهِ»
    منابع: بحارالأنوار- 2 -111 باب 15- ذم علماء السوء و لزوم التحر
    و همچنین: منيةالمريد- 181 الثالث أن يكون عاملا بعلمه

    و به تعبیر دیگر از حضرتش نقل شده:



    «ما قصم ظهري إلا رجلان عالم متهتك و جاهل متنسك هذا ينفر عن حقه بهتكه و هذا يدعو إلى باطله بنسكه»


    منبع: غررالحكم- 48 مذمة العالم الفاسد ..... ص : 48


    و همچنین از قول حضرت صادق(ع) است که فرمودند:



    «رُوِيَ عَنِ الصَّادِقِ ع أَنَّهُ قَالَ قَطَعَ ظَهْرِي اثْنَانِ عَالِمٌ مُتَهَتِّكٌ وَ جَاهِلٌ مُتَنَسِّكٌ هَذَا يَصُدُّ النَّاسَ عَنْ عِلْمِهِ بِتَهَتُّكِهِ وَ هَذَا يَصُدُّ النَّاسَ عَنْ نُسُكِهِ بِجَهْلِهِ»
    منابع: بحارالأنوار 1- 208 باب 5- العمل بغير علم ..... ص : 06
    و همچنین: عوالي‏اللآلي 4 -77 الجملة الثانية في الأحاديث المتعلقة

    که تعبیر همه اینها، تقبیح خیلی شدید حضرات است در حدّ اینکه می فرمایند کمرم را شکستند، که نشان از اوج آسیب این افراد دارد، که این دو دسته این افراد هستند:
    دانشمند بی بند و بار و بی باک و جاهل خشکه مقدّس و مقدّس مئاب.

    و همین حدیث زیبارا از منیة المرید به صورت شعر نقل می کنیم؛
    فساد كبير عالم متهتك // و أكبر منه جاهل متنسك‏
    هما فتنة للعالمين عظيمة // لمن بهما في دينه يتمسك‏

    **************************************

    و خوب است در همین جا نقلی هم بکنیم از نکته ای که آیت الله سید محمدحسین حسینی طهرانی از قول علامه سید محمد حسین طباطبایی(ره) نقل کرده اند که؛

    « علّامه، نیز نسبت به برخی از متنسّکین که به عنوان مقدّس مئابی، شرع را دست آویز خود قرار داده؛ و بعنوان حمایت از دین و ترویج شرع مبین، تمام اصناف از اولیاء حدا را که با مراقبه و محاسبه سر و کار داشتند و احیاناً سجده ی طولانی انجام می دادند، به باد انتقاد گرفته، و اوّل کارشان، مذمّت و نقد بر بعضی از بزرگان عرفان بوده است، بشدّت تعییب و تعییر می نمودند؛ و این طرز تفکر را ناشی از جهالت و خشکی و خشک گرائی می دانستند که از آن، روح شریعت بیزار است.

    و بدگویی از فلسفه و عرفان را که دو ستون عظیم از ارکان شرع مبین است، ناشی از جمود فکری و خمود ذهنی می گفتند؛ و می فرمودند: از شرّ این جُهّال باید به خداوند پناه برد؛ اینان بودند که کمر رسول الله را شکستند. آنجا که فرموده است: قَصَمَ ظَهْرِي صِنفَانِ: عَالِمٌ مُتَهَتِّكٌ وَ جَاهِلٌ مُتَنَسِّكٌ.

    و همچنین نسبت به کسانی که دارای قوّه ی عقلیه بوده و حکمت و فلسفه را خوانده بودند ولی در امورشرعیّه ضعیف بودند، اعتنائی نداشتند و می فرمودند: حکمتی که بر جان ننشیند و لزوم پیروی از شریعت را به دنبال خود نیاورد، حکمت نیست. »

    منبع: مهرتابان-آیت الله سید محمد حسین حسینی طهرانی-در مورد علامه طباطبایی-ص 124و125(با تلخیص)

    **************************************

    و واقعا ببینید که اینکه بزرگان گفته اند مسیر دین، غیر از تعادل نیست و راه شیطان جز افراط و تفریط نیست یعنی چه؟!
    مولانا علی بن أبی طالب فرموده اند:

    «لا تری الجاهل إلّا مُفرِطاً أو مُفَرِّطا»
    جاهل را نمی بینی مگر در یکی از دو حال افراط یا تفریط
    منبع: حکمت 70 نهج البلاغه

    و چقدر زیبا در نقل بالا علامه راه اعتدال در پیش گرفته اند و هر دو راه افراط و تفریط را نفی نموده اند، و لذا آنجا که فرمودند: «بدگویی از فلسفه و عرفان را که دو ستون عظیم از ارکان شرع مبین است، ناشی از جمود فکری و خمود ذهنی می گفتند»، تفریط در علوم عقلی را نفی کرده اند و آنجا که فرمودند: «و همچنین نسبت به کسانی که حکمت و فلسفه را خوانده بودند ولی در امورشرعیّه اعتنائی نداشتند و می فرمودند: حکمتی که بر جان ننشیند و لزوم پیروی از شریعت را به دنبال خود نیاورد، حکمت نیست.» افراط در عقل گرایی را نفی کرده اند.

    و واقعا هم طریق دین و رضای خدا در امر تعقل و دین داری، مسیر تعادل است که نه راه عقل و برهان و فلسفه و عرفان را نفی کنیم، و نه از فرط توجه به عقل و فلسفه، که هر دو مبتنی بر برهان است، از شرع و دستورات دین غافل شویم و این عین طریق اعتدال و تعادل در نظر و عمل است.

    و کسانی که بی مطالعه و شناخت، به مخالفت دو ستون معرفتی دین، یعنی فلسفه و عرفان می پردازند مصداقی از جاهل متنسّک اند و کسانی که از فرط عقل گرائی، از دیتورات دین و شرع مقدس، غاقل می شوند، مصداق عالِم متهتّک هستند و هر دو اینها در تفریط و افراط اند و راه درست جمع و توجه به هر دو آنهاست و طریق اعتدال است.

    الحمد لله الذی جعلنا من المتمسّکین بولایة امیرالمومنین
    زیاده عرضی نیست.
    پیوسته متعالی


    ویرایش توسط طارق : ۱۳۹۰/۰۶/۲۶ در ساعت ۱۰:۱۹
    اي حيوان ناطق بدان:

    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را


  9. صلوات ها 14


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    سلام
    متحجرین در عین تحجرشان خیلی ساده بدعتهایی را وارد دین می کنند .
    از آنجا که ویژگی متحجرین جهل و کم اطلاعی است لذا بر عرفیات تکیه تامی دارند . عرف جامعه هم که برای خود ادا و اصول متعددی دارد .
    این شاخ و برگهایی که به امور دینی و مذهبی داده می شود باقیات الطالحات متحجرین در بدعت گذاریهای مقدس مآبانه شان است .
    به هر امر دینی که با آن سر وکار دارند ده تا اصل عرفی می چسبانند .
    همین عزاداری مقدس سیدالشهداء نمونه ای از آن است که به دهها شاخ و برگ مصنوعی (به زعم خود) آراسته اند .
    یک نمونه اش را که زیاد دیده اید بگویم :
    در عرف جا افتاده است که مجلس میهمانی باید آبرومند باشد . همین اصل خدشه ناپذیر عرفی وقتی به مجلس ختم انعام کشیده می شود علاوه بر هزار ادا و اصول بی پایه ای که در ختم در می آورند سفره هایی می آرایند که صد رقم غذا در آن نهاده شده است . که نیمی از آن خورده نشده و نصیب شکم سطل آشغال می شود .
    وقتی می پرسی این اسرافها چرا ؟ می گویند : مگه میشه مجلس ختم انعام رو همینطوری برگزار کرد باید آبرومندانه باشه . و همین خیالات خام کم کم میشه جز دین و دینداری و دیانت . هیچکس هم حرفی نمی زنه چون اصول عرفی از اصول اسلامی هم واجب التعظیم ترند .
    خیلی ساده اصل عرفی را بر اصل اسلامی حاکم می کنند تا جایی که انسان شک می کند ایشان اصل حکومت را ابداع نموده اند یا شیخ انصاری ره .
    و به همین شکل اندیشه های عرفی به تعالیم اسلامی نیز راه می یابد .
    ادامه دارد ان شاء الله
    موفق باشید

    ویرایش توسط حامد : ۱۳۹۰/۰۶/۲۶ در ساعت ۲۲:۴۱
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  11. صلوات ها 7


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    سلام
    گفتیم که تحجر به تعالیم دین هم راه می یابد .
    از جمله مواردی که اندیشه های متحجر عرفی به دین راه یافت و باعث یک بدعت بزرگ شد بحث معیارهای خلافت است .
    می دانید که عرب دارای یک تفکر متحجرانه سخت در خصوص ریاست بزرگان است . یعنی آنها بزرگتر و پیرتر را رییس می شمرند و خیلی هم نسبت به این امر متعصبند . همین اندیشه غیر معقول ( که در مقابل شایستگی اصلح است ) در جریان خلافت یکی از مستمسکهای غاصبان خلافت شد . آنها مدعی شدند چون ابوبکر صحابی پیرتر است به خلافت اولی تر است . می گویند این برهان سست وقتی به گوش پدر ابوبکر رسید به تمسخر گفت اگر معیار اسن بودن است من که از از پسرم پیرترم پس من باید خلیفه شوم . احیانا در مناظره با اهل سنت با این مساله روبره شده یا خواهید شد .
    خلاصه اینکه پایه این تفکر همان عقاید جاهلی عرب قبل از اسلام است که معیار را مسنتر بودن می دانست نه شایسته تر بودن را .
    از قبیل این اندیشه ها کم نیست هرچند بیشتر آنها نه به عنوان بدعت بلکه به عنوان نگاه عرفی سطح تعالیم و معارف اسلامی را تنزل داده است و گاهی منجبر به یک فاجعه می شود.
    متحجرین از علماء همان کسانی اند که با تکیه بر امور عرفی به تفسیر دین دست می زنند و آنرا با یک نگاه ساده انگارانه به دیگران ارائه می کنند در حالیکه دین خدای علیم بسیار عمیقتر از اینهاست .
    البته خداوند فرمود " لایلکف الله نفسا الا وسعها " لذا برای خودشان این اندازه فهم مقبول است اما دلیلی ندارد که آنها با این فهم نازل عرفی مدعی فهم تمام حقایق دین شده و به جنگ اهل تفکر و اندیشه های ژرف بروند . البته گفته اند : انسان دشمن جهل خویش است . یعنی با چیزی می جنگد که آنرا نمی شناسد .
    موفق باشید

    ویرایش توسط حامد : ۱۳۹۰/۰۶/۲۷ در ساعت ۱۱:۳۷
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    تحقیق
    نوشته
    2,487
    حضور
    14 روز 3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8533



    أُفٍّ لَكُمْ وَ لِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَ فَلا تَعْقِلُون(10انبيا)
    اف بر شما و بر آنچه به جز خداى يكتا مى‏پرستيد، آيا شما عقل خود را هيچ كار نمى‏بنديد؟


  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط پیام نمایش پست ها
    أُفٍّ لَكُمْ وَ لِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَ فَلا تَعْقِلُون(10انبيا) اف بر شما و بر آنچه به جز خداى يكتا مى‏پرستيد، آيا شما عقل خود را هيچ كار نمى‏بنديد؟
    سلام
    اگر پیام گرامی توضیح بیشتری می دادند خوب بود
    موفق باشید

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    تحقیق
    نوشته
    2,487
    حضور
    14 روز 3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8533



    آیات قرآنی سراسر دعوت به خرد واندیشه است:
    لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى‏ جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُون(21حشر)
    اگر اين قرآن را بر كوه نازل مى‏كرديم، از خوف خدا آن را ترسيده و شكاف خورده مى‏ديدى. و اين مثالهايى است كه براى مردم مى‏آوريم، شايد به فكر فرو روند


  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط پیام نمایش پست ها
    آیات قرآنی سراسر دعوت به خرد واندیشه است:
    سلام
    بله
    موفق باشید

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود