صفحه 2 از 4 نخست 1234 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: *** پاسخی به مخالفان فلسفه ***

  1. #11

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,658
    حضور
    32 روز 5 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23565



    نقل قول نوشته اصلی توسط سامیه سلطانی نمایش پست ها
    فاطی که علوم فلسفه می خوانید از فلسفه فاء و لام و سین می داند امید من آنست که با نور خدا خود را ز حجاب فلسفه برهاند !
    سلام
    این شعار اهل معرفت است که علوم مرسوم حصولی را حجاب درک حقیقت می دانند پس نه نفی فلسفه بلکه امیدواری به رسیدن به مراتب بالاتر است
    موفق باشید

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  2. صلوات ها 4


  3. #12

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,658
    حضور
    32 روز 5 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23565



    نقل قول نوشته اصلی توسط سفیر نمایش پست ها
    چرا هر گاه سخن از اختلاف فقها و متکلمين با فلاسفه و حکما وبه تعبير بهتر دين و فلسفه در ميان مي‌آيد، مدافعين فلسفه بلا فاصله دامنه سخن را به دفاع از عقل و برهان و اصالت داشتن و راهگشا بودن آن مي‌کشانند؟ آيا واقعا سبب اختلاف مسائل اين دو گروه همان ارزش دادن ايشان به عقل و برهان، و نفي ارزش آن از جانب مخالفان ايشان است؟! آيا واقعا متکلمين و فقها در معارف اعتقادي بر اساس برهان و عقل استدلال نمي‌کنند؟! و براي اثبات دعاوي خود که غالبا نقطه نقيض مطالب فلسفي مي‌باشد، روش غير عقلي و غير برهاني برگزيده اند؟!
    سلام
    مشکل اینستکه که شما فلسفه و حکمت را بعنوان ره آورد تعقل انسانها ( همان حجت درونی الهی ) به هیچ می انگارید و بر طبل تبعیت بی اندیشه از نقل می کوبید . مثل اینکه عقل در انسانها از نظر وحی و اهل عصمت هیچ ارزشی ندارد و این در حالیستکه آیات و روایات مملو است از مدح و ستایش عقل و تعقل و خردورزی . خوب مگر فلسفه غیر آن خردورزی است ؟ آیا می توان به صرف وجود اختلاف یا عدم عصمت از آن کناره گرفت ؟ خوب فهم ما هم از آیات و روایات معصوم نیست و پر از اختلاف است ، آیا باید فهم آنها را کنار بگذاریم ؟
    و اما همه می دانند کلام اسلامی بعد جناب طوسی کاملا صبغه فلسفی یافته و از فهم عرفی بی ضابطه فاصله گرفته است و آخر اینکه مبانی اندیشه دینی باید فلسفی و عقلی محض باشد چه اینکه برای اثبات مبانی تکیه بر نقل قابل قبول نیست .
    موفق باشید

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  4. صلوات ها 3


  5. #13

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    تحقیق در مباحث نقد فلسفه و عرفان؛ آثار استاد حسن میلانی
    نوشته
    439
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1242



    نقل قول نوشته اصلی توسط طارق نمایش پست ها
    و خواهش می کنم کسی چون خواجه نصیر الدین طوسی(ره) را که از ارزشمندترین کتب منطقی-اساس الاقتباس- را نوشته و حاشیه ها و دفاعیات ارزشمند او در حواشی اشارات بوعلی و دفاع از بوعلی در مقابل رازی،و کسی که با نوشتن کتاب تجرید الاعتقاد، پیوند ناگسستنی میان کلام و فلسفه ایجاد کرد و مقصد اول کتاب کلامی خود را با امور عامه و جود ذهنی و مقصد دوم را با جوهر و عرض آغاز کرد، در جرگه مخالفان فلسفه...قرار ندهید.
    قطعا مرحوم خواجه از مخالفان مبانی فلاسفه است چرا که مهمترین مبنای مقبول در فلسفه یعنی قدم عالم را قبول ندارد.
    توجه کنید که به تصریح ایشان در مقدمه تجرید الاعتقاد، عقایدی که قبول دارند و فارغ از بحثها به آن باور دارند همان است که در این کتاب آورده و در این کتاب صریحا قول به قدم عالم که قول فلاسفه می باشد رد نموده است و عالم را حادث حقیقی ـ مسبوق به عدم حقیقی ـ می داند. و در بحث عقول مجرده و قاعده الواحد نیز پس از ناتمام دانستن ادله فلاسفه، تصریح کرده که خداوند خالق اختیاری عالم است.
    پس اگر در شرح اشارات و در رد فخر رازی چیزی خلاف تجرید نوشته باشند مسلما تجرید را باید قبول کرد و مخالف آن را رد! چون خود ایشان گوید اینها عقاید من است در حالیکه در شرح اشارات و ...چنین نگفته.

    ایشان در کتاب فصول نیز می نویسد:
    وجود ممکن از غير خودش مي‌‎باشد. پس بايد ايجاد آن در حالي باشد که از پيش موجود نباشد؛ زيرا ايجاد چيزي که موجود باشد محال است. پس معدوم بوده است و وجود آن پس از عدمش مي‌‎باشد. نام اين‌گونه وجود، حدوث است. پس تمامي ماسواي خداوند تعالي محدث مي‌‎باشند. با توجه به اين مطلب ديگر بطلان نظريه فلاسفه که مي‌‎گويند: "حوادث ابتدا ندارد" نياز به بيان ندارد.[1]
    و مي‏نویسد:
    خداوندي که ممکنات را آفريده است قادر مي‌‎باشد؛ زيرا اگر غير مختار مي‌‎بود لازم مي‌‎آمد که مخلوقات ازلي باشند در حالي که چنان‌که گفتيم ازليت مخلوقات باطل است.[2]
    و در تجرید مي‏ نویسد:
    غير از خداوند تعالي هيچ موجود ازلي‎اي وجود ندارد.[3]
    مرحوم علاّمه حلّي در شرح اين كلام، در ردّ مذاهب فلسفي مي‏فرمايد:
    تمامي اين مذاهب [مذاهب فلسفي در مورد ازليت و قديم بودن موجودات] باطل است؛ زيرا تمامي ماسواي خداوند ممکن الوجود است، و هر ممکني هم حادث مي‌‎باشد.[4]

    [1]. إن وجود الممكن من غيره، فحال ايجاده لا يكون موجودا لاستحالة إيجاد الموجود، فيكون معدوما، فوجود الممكن مسبوق بعدمه، وهذا الوجود يسمي حدوثا، والموجود محدثا. فكل ما سوي الواجب من الموجودات محدث، واستحالة الحوادث لا إلي أول ـ كما يقوله الفلسفي ـ لا يحتاج إلي بيان طائل بعد ثبوت إمكانها المقتضي لحدوثها. ن. ک: بحارالانوار، 54/245.

    [2] . الواجب المؤثر في الممكنات قادر، إذ لو كان موجبا لكانت الممكنات قديمة، واللازم باطل لما تقدم. ن. ک: بحار الأنوار، 54/246.

    [3] . ولا قديم سوي الله‏ تعالي.

    [4] . وكلّ هذه المذاهب باطلة، لان كلّ ما سوي الله‏ ممكن، وكل ممكن حادث. كشف المراد، 1407 قمري، 82.

  6. صلوات ها 3


  7. #14

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    تحقیق در مباحث نقد فلسفه و عرفان؛ آثار استاد حسن میلانی
    نوشته
    439
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1242



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    مشکل اینستکه که شما فلسفه و حکمت را بعنوان ره آورد تعقل انسانها ( همان حجت درونی الهی ) به هیچ می انگارید و بر طبل تبعیت بی اندیشه از نقل می کوبید .
    این تهمتی بزرگ است که در طول تاریخ از سوی اهل فلسفه نسبت به مخالفینشان گفته شده!!

    آيا متکلمين ما که خود غالبا از بزرگترين پيشروان روش عقلاني بوده‌اند مانند شيخ مفيد، سيد مرتضي، شيخ طوسي، ابو صلاح حلبي، خواجه نصير الدين طوسي، علامه حلي و فاضل مقداد رحمهم الله و... در گزينش اعتقادات خود فقط متعبد به ظواهري ظني و مشکوک بوده‌اند؟! آن هم مسائل مهمي مانند حدوث و قدم عالم، ذاتي بودن يا حدوث اراده خداوند متعال، جبر و اختيار در فعل انسان و خداوند، وحدت وجود و عينيت خدا با همه چيز يا فراتري او از هر شيء، و ديگر مسائلي از اين قبيل که هميشه اين دو گروه را در دو جبهه کاملا مخالف قرار داده است.


    و مشکل اساسي‌تر اين است که برخي در باره معارضه دين و فلسفه ادعا مي‌کنند که بر اساس براهين و استدلالات عقلي نمي‌توان از معارف ديني دفاع کرد مگر اين که قبل از هر چيز از فلسفه وام گرفت! و حال اينکه براي کساني که در اين وادي بيطرفانه گام نهاده ومختصر آشنايي با عقايد دانشمندان بزرگ شيعه و نقض‌هاي عقلي و برهاني آنان بر آراي فلسفي داشته باشند به خوبي آشکار است که ايشان باروشن‌ترين روش‌هاي برهاني، و محکم‌ترين استدلال‌هاي عقلي مطالب خود را بيان کرده، و بر خلاف فلسفه که تنها بر پايه يک سري اصول موضوعه و قياسات مع الفارق بنا شده، و نام آن را برهان و دليل گذاشته اند، از عقايد خود دفاع کرده‌اند.
    ویرایش توسط سفیر : ۱۳۹۰/۰۶/۲۲ در ساعت ۱۱:۲۴

  8. صلوات ها 2


  9. #15

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    تحقیق در مباحث نقد فلسفه و عرفان؛ آثار استاد حسن میلانی
    نوشته
    439
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1242



    نمونه ای از خرد ورزی! اهل فلسفه!!!:

    http://www.askdin.com/showpost.php?p...5&postcount=10

  10. صلوات ها 2


  11. #16

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    نوشته
    436
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1052



    [quote=سفیر;143571]و بر خلاف فلسفه که تنها بر پايه يک سري اصول موضوعه و قياسات مع الفارق بنا شده، و نام آن را برهان و دليل گذاشته اند، از عقايد خود دفاع کرده‌اند.
    باسمه تعالي، سلام بر شما جناب سفير.
    كساني كه ذره اي با فلسفه آشنايي داشته باشند، مي دانند كه اصل اساسي، و ركن اساسي اين علم، قبول اصل واقعيت است، و اين مرز بين فلسفه و سفسطه است، براي عالمان فلسفي، هيچ اصلي ديگري، پذيرفته نيست، مگر دليل و برهان، اين كاملا واضح است، حتي اگر كسي بگويد، اصل اصالت وجود جزو اصول و مباني علم فلسفه است، اين هم اصل و مبناي فلسفه نيست، زيرا در اثبات اصل اصالت وجود و هر مطلب ديگري، دليل و برهان است كه تعيين كننده است، شمايي كه اين همه در هم و برهم مي بافيد و وقت ما را گرفته ايد، اگر راجع به مطلبي مشكل داريد، استدلال كنيد، اگر استدلال و برهان بياوريد، شما ناگزير فيلسوف شده ايد، حال ببخشيد كه مي گويم فيلسوف شده ايد، شما در علم عقلي و استدلالي وارد شده ايد، هيچ عيبي ندارد، شما اگر با اين مطلب مشكلي داريد، بفرماييد، اگر مشكلي نداريد، ما هم مشكلي نداريم، و با يكديگر هم عقيده هستيم.
    نكته ديگر اينكه اگر راجع به مسأله وحدت وجود يا صدور و تجلي و.. مي خواهيد، بحثي داشته باشيد آن هم به شيوه برهاني، و در عين حال قبول داريد روش وشيوه برهاني پذيرفته شده است، ما بحثي نداريم، بنده اين عقيده را دارم، كه فلسفه علمي برهاني است، و در تمام مسايل اين برهان است كه تعيين كننده است،دوباره تكرار مي كنم،‌ بنده چنين علمي را فلسفه (در مقابل سفسطه)مي گويم، شما نام ديگري بگذاريد، بخدا مشكل مشكل لفظي نيست.
    نكته ديگر: اگر مي خواهيد بگوييد، اصل فلسفه قبول اصل وحدت وجود و صدور و تجلي است، و قدم عالم است، بنده مي گويم، به هيچ عنوان چنين نيست، خود وحدت وجود و...،‌ يك سلسله مباحث است، كه بايد دلايلش را ببينيم، اگر خدشه اي وارد باشد، بايد در دلايلش وارد بشود.
    دوست عزيز بنده شفاف و واضح سؤال مي كنم، شما علمي را كه كارش اين باشد را قبول داريد؟ دوباره تكرار مي كنم،‌ علمي كه اصل موضوعه آن قبول اصل واقعيت باشد، و وراي آن هيچ اصلي جز دليل، موضوعيت نداشته باشد، شما چنين علمي را قبول داريد؟ اگر چنين علمي را قبول داريد، ما هيچ مشكلي نداريم، اگر قبول نداريد، تا پيرامون حجيت چنين علمي سخن بگوييم. حال مي ماند مسايل مختلفي كه در فلسفه مطرح است، اگر مي خواهيد باطل كنيد، با دليل و استدلال باطل كنيد، ما هم وارد مي شويم،‌ و با دوستان يك بحث علمي خواهيم داشت.
    والسلام
    ویرایش توسط هشام : ۱۳۹۰/۰۶/۲۳ در ساعت ۰۲:۲۶

  12. صلوات ها 5


  13. #17

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,576
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    31
    گالری
    0
    صلوات
    9192



    نقل قول نوشته اصلی توسط mnsy نمایش پست ها

    به نام خدا
    سلام علیکم

    برای رد فلسفه برای من همین بس که کارشناس ارشد فلسفه بهش میگه <<لواشک>>!
    یعنی ایشون این همه سال درس لواشک میخونند!
    واقعا چه رشته هایی توی دانشگاه تدریس میشه زنبور داری شنیده بودیم ایتو دیگه نشنیده بودیم
    نمیدونستیم این لواشکی سر کوچه ما فیلسوفه وگرنه بیشتر قدرشو میدونیستیم


    جدای از شوخی زیاد به هم سخت نگیرید، بلکه بیشتر دنبال کشف حقیقت باشید مخصوصا حقیقت زندگی
    اونوقت میبینید خیلی از مسائل خود به خود براتون تشریح میشه و مشکلاتی که تا قبل از این پیچیده انگاشته میشد چقدر ساده میشه


    الان من دارم بحث فلسفی میکنم یا کلامی استاد؟:gig::nishkhand:
    راستی یه چند تا ایراد هم از مای سر تا پا ایراد بگیر شاید که بارو بندیلمون رو جمع کنیم بریم
    مدیر سایت هم از دست ما راحت شه


    هرجا هستید در پناه حق سالم و سربلند و به دور از وسوسه های رانده شده از درگاه حق باشید
    با سلام

    بله یه مسیحی یا یه یهودی و یا یه هندوی عامی هم حقیقت رو خیلی خیلی ساده می دونه، در حقیقت با عمق قلبش و با تمام وجودش بداهتش رو احساس می کنه...

    امیدوارم اینجور حرف زدن شما تلاشی برای توجیه بی سوادی و تنبلیتون نباشه، وگرنه جز خودتون رو فریب نمی دین و جز خودتون رو محروم نمی کنین
    ...


    ویرایش توسط seyedziya : ۱۳۹۰/۰۶/۲۲ در ساعت ۱۷:۴۰

    هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِن...(الحدید، 3.)

    وبلاگ من




  14. صلوات ها 5


  15. #18

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,576
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    31
    گالری
    0
    صلوات
    9192



    نقل قول نوشته اصلی توسط سامیه سلطانی نمایش پست ها
    مطلب خوبی بود من هم به فلسفه علاقه دارم و مطالعات فلسفی هم دارم اما همیشه این اشعار حضرت امام تو گوشمه که به عروسشون سرکار فاطمه (همسر مرحوم حاج احمد) که داشتند فلسفه می خوندند گفتند :

    فاطی که علوم فلسفه می خوانید
    از فلسفه فاء و لام و سین می داند
    امید من آنست که با نور خدا
    خود را ز حجاب فلسفه برهاند !
    با سلام

    سرکار سامیه این حرف مرحوم امام، صرف نظر از درستی یا نادرستی، ناظر به چیز دیگه ای هست، با حرف قشریونی که مخالف فلسفه و عرفان هستند متفاوته...

    جناب طارق در یکی از پست هاشون توضیحی در این باره دادن، بذارین همون رو بهتون لینک بدم:

    http://www.askdin.com/showpost.php?p=143316&postcount=9


    ویرایش توسط seyedziya : ۱۳۹۰/۰۶/۲۲ در ساعت ۱۷:۰۹

    هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِن...(الحدید، 3.)

    وبلاگ من




  16. صلوات ها 4


  17. #19

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,576
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    31
    گالری
    0
    صلوات
    9192



    نقل قول نوشته اصلی توسط seyedziya نمایش پست ها
    ...
    اما راجع به مطلبی که آوردین، با صرف نظر از بعضی دقت ها مثلا راجع به تعابیر «برهان» و «استدلال عقلی»، پاسخ مختصر اینه که، اگه برهان شما برهان در معنایی عام هست یعنی دارین استدلال عقلی می کنین پس دارین فلسفه ورزی می کنین، حالا هر چی می خواین اسمش رو بذارین، مناقشه ای در الفاظ نیست، اگه به تعبیر «فلسفه» آلرژی دارین اسمش رو بذارین مثلا «برهان»! یا چه می دونم «لواشک»
    !، ولی اینکه حقیقت مطلب رو تغییر نمی ده، در هر صورت مطلوب ما حاصله...

    اون سوالا رو هم بهتره از خودتون بپرسین! وگرنه ما که عقیده مون این هست که تلقی شما گرفتار تعارض درونی هست و شما دارین چیزی رو نفی می کنین که خودتون بهش مشغولین، در حقیقت با چیزی در افتادین که ازش گریزی نیست...
    نقل قول نوشته اصلی توسط سفیر نمایش پست ها
    جناب سید! اولا بنا نیست هر گونه شما می پسندید بحث کنیم! بنده حق دارم نقل قول بیاورم و البته مدافع نقل قولهایم هستم اگر نقدی درباره خود مطالب هست بفرمایید.

    ثانیا در مورد مطلب مقاله تعجب می کنم چطور مطلب به این وضوح را دریافت نمی کنید!

    دوست من! ما هم با عناوین مشکلی نداریم اما اینکه یک مکتب خود را برهانی بنامد و دیگران را تخطئه کند و هر کس برهان به کار برد بگوید تو متعلق به مکتب من هستی این را شارلاتانیزم علمی می دانیم!

    وقتی می گوییم فلسفه، منظورمان همین مکتبی ست که در گزاره های اساسی معرفتی خلاف وحی و برهان سخن گفته است. در تمامی شاخه هایش(مشاء، اشراق و صدرایی).
    حاضریم هر بخشی را جزئی وارد شویم و اثبات کنیم.

    پس اگر کسی آمد و مثلا گفت: متکلمین بنا بر این ادله برهانی، عالم را حادث می دانند و نظر فلاسفه را بر قدم رد می کنند، نباید به او گفت: تو خودت داری با فلسفه به رد فلسفه می پردازی!!! بلکه باید گفت تو داری با برهان به رد گزاره ای مقبول در فلسفه می پردازی پس باید وارد بحث شد و ادله یکدیگر را دید و نقد کرد تا معلوم شود برهان چه کسی صحیح است و برهان چه کسی نادرست و صوری است.
    این روش علمی ست و آن روش نامش همان است که عرض شد!

    روشن است برادر؟

    مناظره خوبی در مجله سمات با آقای غرویان انجام شد. بنگرید:
    http://www.sematmag.com/index.php?vi...tent&Itemid=53
    با سلام
    جناب سفیر من هیچ وقت نگفتم دوستان نقل قول نکنن، بذارین دوباره اون مطلب رو بذارم، لطفا این بار دقیق تر بخونین:

    ...دوم اینکه اگه هم می خوان نقل قولی کنن حتی الامکان اختصار رو مد نظر داشته باشن و از طرف دیگه خودشون هم پشت اون نقل قول باشن نه اینکه صرفا اون مطلب رو واگویه کنن...

    فک نمی کنم برا گفتگویی اینطوری این درخواست نامعقولی باشه، اگه بنا بر کپی کردن کیلویی مقاله و کتاب مثل رویه ی کسی مثل جناب
    حقگو باشه، خب ما هم می تونیم یه قطار مقاله و کتاب کپی کنیم، احتمالا دستمون هم بازتره، ولی اینطور که نمیشه، این نحوه بحث این رو در ذهن مخاطب القاء می کنه که شخص داره بی سوادی و بی مایگی علمی خودش رو پشت اینها قائم می کنه...

    راجع به مقاله ای هم که کپی کردین، من همون موقع متوجه این مطلب شدم اما خواستم اختصار رو رعایت کنم، اتفاقا این اشکال بر شما وارده که فلسفه رو خلاصه کردین تو سه تا مکتب فلسفی مثل مشاء و اشراق و متعالیه...

    جالبه خودتون می برین و می دوزین:

    وقتی می گوییم فلسفه، منظورمان همین مکتبی ست که در گزاره های اساسی معرفتی خلاف وحی و برهان سخن گفته است.

    فلسفه یعنی تلاش عقلی بشر برای پاسخ دادن به اساسی ترین سوال های زندگیش، در حوزه های معرفت شناختی، هستی شناختی، و...

    حالا هر کسی با روش عقلی وارد این حوزه ها بشه فلسفه ورزی کرده...


    ویرایش توسط seyedziya : ۱۳۹۰/۰۶/۲۲ در ساعت ۱۷:۲۴

    هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِن...(الحدید، 3.)

    وبلاگ من




  18. صلوات ها 4


  19. #20

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    تحقیق در مباحث نقد فلسفه و عرفان؛ آثار استاد حسن میلانی
    نوشته
    439
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1242



    جناب هشام و جناب سيد! بنا شد بر سر الفاظ مناقشه نكنيم. من تعريفم را از فلسفه گفتم و تكرار مي كنم منظور همين فلسفه موجوده با تمام شاخه هاش كه ما مدعي هستيم در مسائل ذكر شده مخالف يا وحي و برهان هست.
    و گفتم اين مكتب حق ندارد خود را مساوي عقل بداند و مخالفان خود را بي عقل بنامد. فلسفه مكتبي ست كه ادعاي تعقل دارد و در اين جهت مثل كلام و...است.
    بايد مصداقي و روي گزاره هاي مورد اختلاف فلسفه و كلام بحث كرد.
    ضمنا بحث در خلأ فايده اي ندارد. اينكه شما تعريفي از فلسفه مي كنيد كه نتايج تاريخي اين مكتب آن را تأييد نمي كنند و بعد بپرسيد كه آيا شما با اين مخالفيد يا نه بيشتر به فرار از بحث مي ماند تا مباحثه علمي.

    شما و جناب هشام را براي دومين بار دعوت مي كنم به تاپيك " خلقت يا صدور و تجلي"! و يا به تاپيك خودتان درباره وحدت وجود!

    ویرایش توسط سفیر : ۱۳۹۰/۰۶/۲۲ در ساعت ۱۸:۱۴

  20. صلوات ها 4


صفحه 2 از 4 نخست 1234 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۰۹/۰۷, ۱۳:۴۵ : 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود