صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نظر علماي شيعه در مورد فلسفه !

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    89
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    214

    مطلب نظر علماي شيعه در مورد فلسفه !




    بسم الله الرحمن الرحیم
    امام صادق علیه‌السلام:
    فتبّاً و خیبةً و تعساً لِمُنتَحِلی الفلسفه.
    فلاکت، حرمان و هلاکت بر کسانی که پیرو فلسفه شده‌اند. 1

    آیت الله العظمی وحید خراسانی

    ما امام صادق(علیه‌السلام) را نشناختیم.
    اگر جعفــر بــن محمــد (علیه‌السلام) را می‌شناختیم، دنبال این و آن نمی‌رفتیــم، قــی کرده‌های فلاسفه یونان را نشخوار نمی‌کردیــم، زباله‌هــای عرفـــان اکسلوفان را هضم نمی‌کردیم، خواه ناخواه واماندیم و بیچاره شدیم و از ایــن اقیانــوس معرفت محروم شدیم. 2


    آیت الله العظمي آقا سید ابوالحسن ( مديسه اي ) اصفهانی
    راضی نیستم کسی که در غیر فقه و اصول زحمت بکشد از این شهریه استفاده کند. 3
    در جلسه‌ای که مدرسین نجف در آن دعوت شده بودند، فرمودند: «نجف کارخانه‌ی اجتهاد است، هرکس فلسفه و عرفان را می‌خواهد برود قم ، من راضی نیستم این امور مطرح شود. 4
    شیخ صدرا بادکوبه‌ای، استاد تدریس منظومه بود اما یک مرتبه فلسفه را کنار گذاشت، من (آیت الله سید جواد میرسجادی) قبلاً پیش ایشان (شيخ صدرا) مقدمات را خوانده بودم. به شیخ صدرا گفتم: می‌خواهم منظومه بخوانم. گفت: من دیگر منظومه درس نمی‌گویم اما کسی را پیدا می‌کنم.
    بعد از چند وقت گفت سید عبدالاعلی فوق العاده مرید آقای سید ابوالحسن بود، رفتم پیش سید عبدالاعلی در منزلش منظومه را شروع کردم. سه یا چهار هفته رفتم درس منظومه. مرحوم آقا هر چند وقت یک مرتبه سئوال می‌کرد، از من که چه می‌خوانی؟
    یک بار سئوال کرد که چه می‌خوانی؟ گفتم: تازه منظومه را شروع کرده‌ام. سئوال کرد: پیش کی؟ گفتم: نزد سید عبدالاعلی. فرمود: پسرم قلیله یضر و کثیره لاینفع.
    شاید مراد عکس آن باشد. کثیره یضر و قلیله لاینفع.
    بعد آیت الله سید ابوالحسن فرمودند: آقا در فقه و اصول و روایات و تفسیر زحمت بکش، فلسفه به چه درد می‌خورد. 5

    آیت الله سید محمد کاظم یزدیصاحب عروه)
    خواندن فلسفه با ظن بلکه با خوف انجرار به ضلالت جایز نیست تعلیم و تعلم آن، بلکه هر چه از قبیل این باشد چنین است مثل مسافرت به بلاد کفر و معاشرت با کفار با فرض خوف مذکور. 6
    کسی که قادر بر کار کردن می‌باشد اگر مشغول تحصیل علمی بشود که مانع از کسب و کار می‌شود [آیا جایز است زکات بگیرد؟] به شرطی گرفتن زکات برای او جایز است که آن علم واجب عینی یا واجب کفائی باشد یا مستحب باشد مثل تعلیم فقه بصورت اجتهادی یا تقلیدی.
    و اگر مثل فلسفه و نجوم و ریاضیات و عروض و ادبیات باشد که نه واجب است نه مستحب. برای کسی که قصد فقاهت در دین ندارد گرفتن زکات برای او جایز نیست. 7
    آیات عظام سید محمود شاهرودی، سید احمد خوانساری، سید ابوالقاسم خوئی، سید حسن قمی در مورد فلسفه و نجوم و ریاضیات و عروض و ادبیات، حاشیه‌ای ندارند و نظرشان با نظر سید محمدکاظم یزدی یکی است.

    علامه محمد باقر مجلسی(ره):
    این جنایت بر دین اسلام و شهرت و نشر دادن کتاب‌های فلاسفه در بین مسلمین از بدعت‌های خلفای جور بوده [یعنی بنی العباس] که با ائمه معصومین (علیهم‌السلام) دشمن بوده‌اند. آن‌ها به این منظور مطالب فلاسفه و کتب آن‌ها را بین مسلمین رواج دادند که مردم را از ائمه معصومین (علیهم‌السلام) و از شریعت روشن اسلام منصرف و رو گردان سازند. (یعنی مردم را مشغول مطالب پیچ در پیچ فلاسفه نمایند تا به علوم آل محمد روی نیاورند و سرگرم افکار پریشان فلاسفه گردند(.

    و بر همین مطلب دلالت دارد آنچه صفدیّ در شرح لامیه العجم ذکر کرده که چون مأمون عباسی با بعضی از پادشاهان نصاری صلح کرد ـ گمان می‌برم که پادشاه جزیره قبرس باشد ـ از آن‌ها طلب کرد که مخزن و کتابخانه کتب یونان را در اختیار او بگذارند ـ و آن کتاب‌ها در خانه‌ای جمع بوده و هیچ کس از آن خبری نداشت ـ.
    پس پادشاه ، دوستان خصوصی خود را که صاحب رأی نیکو می‌دانست جمع کرد و با ایشان مشورت نمود، تمامی آن‌ها رأی دادند که آن کتب را در اختیار مأمون نگذارد و نزد او نفرستد مگر یک نفر از آن‌ها که گفت این کتب را نزد ایشان بفرست [چون این کار به ضرر و شکست آن‌ها تمام می‌شود] زیرا این علوم (یعنی فلسفه) داخل هیچ دولت شرعیه نشده مگر آن که آن‌ها را به فساد کشانیده و اختلاف در بین علماء آن‌ها ایجاد کرده است. 8

    مشهور این است که اول کسی که کتاب‌های یونانیان [کتب فلاسفه] را به زبان عربی ترجمه کرد خالد بن یزید بن معاویه بود.






  2. صلوات ها 11


  3.  

  4. #2
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    89
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    214



    شهید ثانی:
    در خاتمه کتاب منیه المرید در باب اقسام علوم می‌فرماید: علوم دیگری باقی ماند که بعضی از آن‌ها مطلقاً حرام است مانند علم سحر، شعبده بازی و بعضی از مسائل فلسفی و بطور کلی هر عملی که موجب پیدایش شک در انسان شود حرام است. 9


    شیخ بهائی:
    من اعرض عن مطالعه العلوم الدینیه و صرف اوقاته فی افاده الفنون الفلسفیه فعن قریب لسان حاله یقول عند شروع شمس عمره فی الافول: تمام عمر با اسلام در داد و ستد بودم کنون می میرم و از من بت و زنّار می‌ماند.
    ترجمه: شیخ بهائی در کشکول خود می‌فرماید: کسی که از مطالعه علوم دینی دوری کند و وقت خود را در فایده دادن فنون فلسفی بگذراد در زمانی که خورشید عمرش رو به پایان می‌رود، زبان حالش نزدیک است که بگوید: تمام عمر با اسلام در داد و ستد بودم ... 10


    علامه مامقانی (صاحب‌رجال)
    خطاب به فرزندش می‌فرماید: اولین چیزی که بر تو واحب است این است که به اصول دینت بپردازی و با ادلّه قاطع پایه‌های اعتقادی و یقین به خالق خودت و انبیاء و اولیائش را محکم کنی زیرا که تو مانند حیوانات بی‌هدف نیستی.
    غرض من این نیست که دنبال علم کلام و فلسفه بروی و به کتاب‌های این دو علم مراجعه کنی بلکه تو را شدیداً منع می‌کنم (قبل از این که به کمال برسی) چون در بین آن کتب مطالب فریبنده‌ای هست که چه بسا تو را اهل جهنم می‌کند حتی حدیث از اهل‌بیت (علیهم‌السلام) هست که از هرگونه مراجعه به این دو علم منع می‌کند، بلکه غرض من مراجعه به کتب عقاید مرحوم مجلسی(ره) و مانند آن است. 11


    ملا محسن فیض کاشانی (داماد ملاصدرا)
    نه متکلمم و نه متفلسف و نه متصوّفم و نه متکلّف بلکه مقلّد قرآن و حدیث و تابع اهل بیت آن سرور، از سخنان حیرت افزای طوایف اربع ملول [بیزار] و بر کرانه [بر کنار] و از ما سوای قرآن مجید و حدیث اهل بیت و آنچه بدین دو آشنا نباشد بیگانه، آنچه خوانده‌ام همه از یاد من برفت، الا حدیث دوست که تکرار می‌کنم.


    این قوم گمان کرده‌اند که بعضی از علوم دینیّه هست که در قرآن و حدیث یافت نمی‌شود و از کتب فلاسفه یا متصوّفه می‌توان دانست از پی آن باید رفت مسکینان نمی دانند که خلل و قصور نه از جهت حدیث یا قرآن است بلکه خلل در فهم و قصور در درجه ایمان ایشان است. 12


    قطب راوندی ( عليه الرحمه ):
    شیخ منتجب الدین در فهرست خودش می‌گوید کتاب تهافت الفلاسفه [که بر ضدّ فلاسفه است] تألیف قطب راوندی است.





  5. صلوات ها 10


  6. #3
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    89
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    214



    فضل بن شاذان:
    نجاشی می‌گوید از جمله کتاب‌های فضل بن شاذان کتاب «ردّ بر فلاسفه» است.


    آیت الله العظمی آقامحمد باقر هزارجریبی غروی:
    در آخر اجازه‌ای که به علامه بحرالعلوم(ره) نوشته می‌فرماید: توصیه می‌کنم او را (بحر العلوم را) به تلاش در بدست آوردن مقامات عالی اخروی مخصوصاً تلاش در منتشر نمودن احادیث اهل‌بیت معصومین(علیه‌السلام) و دور انداختن تعلّقات و علاقه‌های پست دنیوی و این که مبادا عمر گرانبهای خودش را در علوم فلسفی که زیبا جلوه داده شده صرف نماید زیرا علوم فلسفی مانند سرابی است که به سرعت ناپدید خواهد شد و شخص تشنه آن را آب می‌پندارد. 13


    آیت الله العظمی خوئی(ره)
    سؤال: آیا آموختن فلسفه برای طلبه علوم دینی که با ادیان و عقاید دیگر بحث و تبادل آراء دارد لازم است؟
    و آیا برای طلاب علوم دینی در انجام این وظیفه وجوب کفائی هست؟
    و آیا می‌شود فلسفه را تحت عنوان مقدمه امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر دانست یا این که مقدمه‌ای برای محافظت از دین یا مقدمه برای هر دوی این‌ها؟
    و اگر هم لزومی برای طلاب ندارد آیا اصلاً آموختن آن فایده‌ای دارد یا هیچ فایده‌ای ندارد؟
    هم‌چنین آموختن فلسفه بر چه کسی جایز نیست
    (لطفاً پاسخ این قسمت را بطور کامل توضیح دهید)
    و اگر فرض کنیم که فهمیدن (کامل و صحیح) اصول فقه یا بعضی از ابواب آن متوقف بر دانستن فلسفه باشد آیا در این صورت ترجیحی برای آموختن همگانی آن هست؟
    یا این که فقط برای طلبه‌ای که امید است انشاءا... آینده درخشانی داشته باشد خوب است؟

    جواب: برای ما روشن نشده که بعضی چیزها متوقف باشد بر آموختن فلسفه بلکه در خلال اصول دین و اصول فقه به مقداری که لازم است به آن اشاره کرده‌اند . و اگر می‌ترسد که بر اثر آموختن آن گمراه شود حرام است و اگر نه فی حد نفسه مانعی ندارد والله العالم. 14

    آیت الله العظمی ميرزا جواد تبریزی(ره)
    کسی که خوف انحراف و ضلال می‌دهد تعلم فلسفه و امثال آن برای او جایز نیست 15


    آیت الله العظمی بروجردی(ره)
    طلاب علوم دینیه مادامی که از آیات و روایات پایه اعتقادات دینی خود را کاملاً محکم نکرده باشند جایز نیست به تحصیل علوم فلسفه و عرفان بپردازند. 16


    آیت الله العظمی خمینی(ره)
    اگر من هم جای آقای بروجردی (ره) و رئیس و سرپرست حوزه بودم از این همه فلسفه گفتن، آن هم به این زیادی و به صورت کاملاً علنی احساس مسئولیت می‌کردم.
    وضع حوزه برای فقه و اصول و حدیث و تفسیر و علوم دینی است البته در کنار آن هم عده‌ای که مستعد هستند مخصوصاً این روز ها با حفظ شرایط ... معقول بخوانند که کمک به علوم دینی آن‌ها بکند و بتوانند در برابر دشمن مسلح باشند ولی نه با این وسعت و این همه سر و صدا از درس و بحث و چاپ و نشر کتاب‌های فلسفه آن هم در حوزه !!
    کسانی که شایستگی برای خواندن فلسفه دارند بطوری که منحرف نشوند کم هستند. 17



  7. صلوات ها 9


  8. #4
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    89
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    214



    آیت الله العظمی شيخ لطف الله صافی گلپایگانی: تدریس و تدرّس فلسفه و عرفان مصطلح بطور آزاد مانند فقه و تفسیر و حدیث و علوم دیگر در حوزه‌ها و خصوصاً قرار دادن آن در برنامه دروس حوزوی و دانشگاهی بسیار خطرناک است و اجرای این برنامه‌ها و تشویق و تأیید آنان قابل توجیه نیست و اگر کسی در این حوزه‌ها گمراه شود علاوه بر این که خودش مسئول است ، مدرس و استاد نیز مسئول خواهند بود. 18

    آیت الله العظمي سيد علي خامنه‌ای:
    یادگیری و تحصیل فلسفه برای کسی که اطمینان دارد که باعث تزلزل در اعتقادات دینی‌اش نمی‌شود اشکال ندارد و بلکه در بعضی موارد واجب است. 19


    آیت الله سید محمد شاهرودی:
    طلبه‌ها که هنوز از استطاعت ضعیف هستند بهتر است فلسفه نخوانند چون فلسفه مسائل پیچیده‌ای دارد ممکن است طلبه نتواند هضم کند در نتیجه به شک و تردید مبتلا شده و امکان انحراف از موازین حقه‌ي احکام یا اعتقادات را دارد و مشهور است که فلسفه نکبت‌آور است.

    --------------------------------------------------------------------------------
    [1] . بحار، 3/75؛ توحید مفضّل، 68.
    [2] . سخنرانی آیت الله العظمی وحید خراسانی به مناسبت شهادت امام صادق علیه‌السلام.
    [3] . حیات جاودانی، تألیف سید جعفر موسوی اصفهانی،‌ص64.
    [4] . همان، ص62.
    [5] . همان، ص62.
    [6] . غایة القصوی، مسائل متفرقه، ص341، س94.
    [7] . عروة الوثقی، ج2، کتاب زکات، فصل6، مسئله8.
    [8] . بحار، ج57، ص197، آخر باب معادن و جمادات.
    [9] . منیة المراد، ص381، انوار نعمانیه، ج3، ص376.
    [10] . سفینة البحار، ج7، ذیل فلسفه، ص154، به نقل از کشکول.
    [11] . مرآت الرشاد، فصل اول، ص17، انتشارات مولود کعبه.
    [12] . رسالة الانصاف.
    [13] . سفینة البحار، ج7، ص152.
    [14] . صراط النجاة، ج1، س1291.
    [15] . استفتاء و صراط النجاة، س1291.
    [16] . ابواب الهدی، ص43.
    [17] . برداشت‌هایی از سیره امام خمینی(ره)، غلامعلی رجایی، ج5، ص33؛ زندگانی آبت الله بروجردی، تألیف علی دوانی، ص388.
    [18] . نگرشی در فلسفه و عرفان، ص124؛ زندگانی آبت الله بروجردی، تألیف علی دوانی، ص388
    [19] .
    استفتائات فارسی، فصل تعلیم و تعلم و آداب آن، س1325


  9. صلوات ها 10


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۰
    نوشته
    16
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    44



    سلام
    ممنون بابت مطالب مفیدتون
    یکی از دوستام اصرار داشت فلسفه بخونه اون زمان فقط به خاطر اینکه بهم اطمینان داشت حرفمو قبول کرد و رفت رشته فیزیک!
    الان فک کنم اگه این همه ادله رو نشونش بدم خوشحال بشه.

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط حقگو نمایش پست ها
    آیت الله العظمی خمینی(ره) اگر من هم جای آقای بروجردی (ره) و رئیس و سرپرست حوزه بودم از این همه فلسفه گفتن، آن هم به این زیادی و به صورت کاملاً علنی احساس مسئولیت می‌کردم. وضع حوزه برای فقه و اصول و حدیث و تفسیر و علوم دینی است البته در کنار آن هم عده‌ای که مستعد هستند مخصوصاً این روز ها با حفظ شرایط ... معقول بخوانند که کمک به علوم دینی آن‌ها بکند و بتوانند در برابر دشمن مسلح باشند ولی نه با این وسعت و این همه سر و صدا از درس و بحث و چاپ و نشر کتاب‌های فلسفه آن هم در حوزه !! کسانی که شایستگی برای خواندن فلسفه دارند بطوری که منحرف نشوند کم هستند.
    نقل قول نوشته اصلی توسط حقگو نمایش پست ها
    آیت الله العظمي سيد علي خامنه‌ای: یادگیری و تحصیل فلسفه برای کسی که اطمینان دارد که باعث تزلزل در اعتقادات دینی‌اش نمی‌شود اشکال ندارد و بلکه در بعضی موارد واجب است.
    سلام
    از امثال این فتاوا دانسته می شود که فلسفه فی نفسه مشکلی ندارد بلکه مشکل از افراد است که ممکن است بخاطر ضعف عقیده و نداشتن وسعت نظر و سعه صدر دچار تزلزل شوند .
    موفق باشید

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  13. صلوات ها 12


  14. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    علاقه
    حضرت علامه طباطبایی
    نوشته
    240
    حضور
    1 روز 36 دقیقه
    دریافت
    31
    آپلود
    6
    گالری
    17
    صلوات
    1854



    با او

    عرض سلام و ادب؛

    بنظرم رسید به نقل قول های آشفته ای که آیدی محترم، به اسم «حقگو» زحمت کشیده و نقل قول کرده بودند نظمی داده و دقت نظری انجام دهیم، تا خدای ناکرده از این نقل قول ها منظوری غیر از غرض گویندگان جملات پی جویی نشود.

    با نقل خاطره ای از قول پدر یکی از دوستانم شروع کنم که می گفت مدتی پس از انقلاب بود و اوج بحث های مارکسیستی، نقل می کرد روزی در یکی از مساجد خوب شهر مثل هر روز در نماز جماعت شرکت کرده بوده و پیش نماز هم روحانی ریش سفید و محترم، می گفت بعد از نماز شخصی بلند شد و رفت جلوی آقای روحانی و جلوی همه ی مردم گفت من از اسلام و قرآن سوالاتی دارم، می خواستم پاسخ بگویید. خلاصه این فرد که متبحّر در فلسفه یمارکسیستی بود، شبهات جدی عقلی مطرح می کرد و این روحانی هم سعی می کرد با استناد به آیات و روایات، جواب او را بدهد، و طبیعتا او هم اصلا قرآن و حدیث را قبول نداشت. روحانی هم توان تحلیل شبهات و پاسخ عقلی و برهانی قوی را نداشت. می گفت شبهات در ذهن همه ی حاضرات مسجد ماند و آن روحانی زیر شبهات جدی و سنگین فلسفه ی مارکسیستی ناتوان ماند و همه به شک و تزلزل افتادند.

    برای همین هم بود که حضرت علامه طباطبایی می گفتند؛ چون که شبهات عقلی علیه اسلام عمومی شده، طرح مسائل عقلی قرآن و اسلام که همان فلسفه ی اسلامی است هم باید عمومی شود. نمی توان در جایی که زهر به طور گسترده و ساده فهم در همه ی طبقات مردم تزریق می شود، پادزهر آن را عمومی و ساده فهم در جامعه تزریق نکرد.

    *************************************************

    اما قبل از رفتن سراغ نقل قول ها، اشاره ای کنم به انواع تقبیحاتی که نسبت به فلاسفه شده است؛

    1-تقبیح علمایی که مخالفت ذاتی با فلسفه داشته و تصمیم مخالفت با فلسفه را دارند به أیّ نحوٍ ممکن و پرداختن به آن را مطلقا مذموم می دانند.

    2-تقبیح فقیهان بزرگوار نسبت به فراگیری فلسفه بدون کسب مقدمات و بدون استطاعت علمی و در شرایطی که منجر به شک در اعتقادات شود.

    3-تقبیح خود فلاسفه و عرفا نسبت به فلسفه از دو جهت؛
    1-رها کردن متون دینی و قرآن کریم و احادیث حضرات معصومین(ع) به خاطر اشتغال تامّ و تمام وقت به فلسفه
    2-جهت متوقّف شدن در فلسفه و عدم توجه به معارف بالاتر که در عرفان عملی کسب میشود.یعنی ناتوانی فلسفه را نسبت به عرفان و شهود یقینی، تقبیح کرده اند.
    و الا اساس فلسفه را قبول داشته و خود به آن پرداخته اند.

    *************************************************


    در 3 پست آیدی محترم، به اسم «حقگو»، 18 نقل قول شده است که این 18 نقل قول، 2 مورد آن خبر از تالیف کتبی از قطب راوندی و فضل بن شاذان است که البته گه گاه گفته می شود ولی در اینکه واقعا چنین کتبی تالیف شده و اینکه الان این کتب کجاست سخنانی مطرح است، که ما کاری با صحت یا عدم صحت ان نداریم.

    16 نقل قول دیگر، شامل تقبیح فلسفه از هر 3 نوع تقبیح است که در بالا دسته بندی کردیم و معرفی کردیم، یعنی هم تقبیح مطلق فلسفه توسط مخالفان ذاتی آن، هم تقبیح فقها در کسب فلسفه بدون استطاعت و کسب مقدمات، و هم تقبیح فلسفه توسط خود فلاسفه و عرفا از حیث متوقف شدن در آن و رها کردن قرآن و حدیث و عرفان.
    ما نیز این 16 مورد را ذیل این 3 دسته بررسی خواهیم نمود.

    بررسی موارد و باقی نکات در پست بعد..........

    ویرایش توسط طارق : ۱۳۹۰/۰۶/۲۱ در ساعت ۱۵:۳۱
    اي حيوان ناطق بدان:

    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را


  15. صلوات ها 11


  16. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    کتاب
    نوشته
    213
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    871



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    سلام
    از امثال این فتاوا دانسته می شود که فلسفه فی نفسه مشکلی ندارد بلکه مشکل از افراد است که ممکن است بخاطر ضعف عقیده و نداشتن وسعت نظر و سعه صدر دچار تزلزل شوند .
    موفق باشید
    به همین جهت بنده خدمت جناب حقگو و دوستان هم مسلکشان عرض می کنم که فلسفه برای شما حقیقتا حرام است.
    شیخ محمود شبستری رحمة الله علیه:
    وهیچ بندی سالک را قویتر از حب جاه و قبول خلق نیست.

  17. صلوات ها 8


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    علاقه
    حضرت علامه طباطبایی
    نوشته
    240
    حضور
    1 روز 36 دقیقه
    دریافت
    31
    آپلود
    6
    گالری
    17
    صلوات
    1854



    باقی پست قبل............؛

    در پست قبل بعد از اینکه 3 دسته، تقبیحات به فلسفه را دسته بندی و معرفی کردیم، حال در این پست 16 مورد تقبیح نقل شده را، ذیل این 3 دسته بررسی خواهیم نمود:

    الف: تقبیح علمایی که مخالفت ذاتی با فلسفه داشته و تصمیم مخالفت با فلسفه را دارند به أیّ نحوٍ ممکن و پرداختن به آن را مطلقا مذموم می دانند؛

    این دسته که اساسا با هرچه فلسفه و فلاسفه است دشمنی داشته و مطلقا هرگونه فلسفه ورزی و فلسفه خوانی را مردود می دانند، عمده شان شامل اخباریون و بعدها دسته های متعادل تری از جمله تفکیکیون هستند. از آن جمله ملاامین استرآبادی، ابن تیمیّه و میرزا مهدی اصفهانی را می توان نام برد.
    و در سال های اخیر، عده ای از علما، باز متعادل تر ولی در همین دسته هستند، که به بعضی از آنها در این نقل قول ها اشاره شده؛

    از این دسته ی مخالفان فلسفه در نقل قول های آیدی محترم به اسم «حق گو»، به 4 یا 5 نفر اشاره شده:

    1-سید ابولحسن اصفهانی: در کلام ایشان دو نکته بود، یکی جمله ی «قلیله یضر و کثیره لاینفع» که این جمله بخش اولش صحیح است، یعنی آموختن فلسفه به طور کم و ناقص ضرر دارد. و همین نکته را اکثر فلاسفه هم گفته اند که فهم ناقص و کم از فلسفه به خود فرد و هم به این دانش ضرر می زند. اما بخش دوم کلام ایشان که زیاد فلسفه را بدون نفع برشمرده اند، کلام منطقی نیست. گرچه دلیلی هم برای بی فایده بودن فلسفه مطرح نکرده اند. باز در جمله شان به شاگردشان که گفتند: «فلسفه به چه درد می خورد.» حرفی است که دلیلی برای آن مطرح نشده. اینکه فلسفه به چه درد می خورد، جای سخنی طولانی دارد که بنده در مقاله ای فواید فلسفه را ذیل دو دسته ی فواید فهم فلسفی و فواید مفهومات فلسفی تبیین نموده و البته هنوز کامل نشده است.بعد از اتمام در اختیار دوستان می توانم قرار دهم.
    ---------------------------------

    2-علامه مجلسی دوم: ایشان در کلامشان گفته اند که ترویج فلسفه و ترجمه ی این کتب در ابتدا برای بستن درِ خانه ی اهل بیت بوده است. در کلام ایشان دو نکته را باید توجه کرد: نکته ی اول اینکه باید بررسی دقیق تاریخی کرد که واقعا فلسفه، در ابتدا با هدف بستن درِ خانه ی اهل بیت ترویج شده یا صرفا تعامل علمی میان ملل بوده است. نکته ی دوم اینکه، با فرض اینکه این حرف درست باشد و فلسفه اولین بار توسط دشمنان اهل بیت مطرح شده است، آیا این دلیلی بر فساد خود فلسفه می شود؟ یا اینکه این اتفاق نهایتا فساد سوء استفاده ی دشمنان اهل بیت را از فلسفه نشان می دهد؟
    یعنی عقلا، اگر از چیز خوبی استفاده ی بدی شود، یعنی خود آن چیز هم بد است؟ مثل چاقو که هم می توان استفاده ی خوب کرد و جراحی کرد و هم می توان استفاده ی بد کرد و آدم کُشت. و در تاریخ، خوارج هم از قرآن کریم سوء استفاده کردند و حضرت علی فرمودند: کلمة حقِّ یُراد بها الباطل. کلمه ی حقی است که استفاده ی باطل می کنند. اگر ثابت شود که دشمنان اهل بیت فلسفه را برای بستن درِ خانه ی اهل بیت ترویج کردند، استفاده و کار آنها غلط بوده، ولی این دلیل غلط بودن فلسفه نیست.
    البته در مورد اینکه واقعا در تاریخ، ترویج فلسفه با هدف بستن درِ خانه ی اهل بیت بوده است یا خیر، توصیه می کنم مقاله ی اخیر آیت الله جاودان (شاگرد ممتاز علامه عسکری(ره)) را در این مورد بخوانید.لینک در ذیل آمده:
    انتقال علوم یونانی به عالَم اسلام 1-آیت الله جاودان
    انتقال علوم یونانی به عالَم اسلام 2-آیت الله جاودان
    ---------------------------------

    3-آیت الله وحید خراسانی؛ آقای وحید هم در کلامشان دو پیش فرض وجود دارد، یکی اینکه فلسفه ی اسلامی را دانشی غیر دینی و کاملا جدای از معارف قرآن و اهل بیت فرض گرفته اند،که دوستان اگر به کتبی از جمله علی و فلسفه ی الهی علامه طباطبایی و همچنین حکمت نظری و عملی در نهج البلاغه از آیت الله جوادی املی و قرآن،عرفان و برهان از هم جدایی ندارند علامه حسن زاده رجوع کنند، می بینند که مطالب فلسفه ی اسلامی مأخوذ از قرآن و بیانات اهل بیت (ع) است.همچنین خواندن رساله ی جبر و اختیار امام هادی که برای مردم اهواز نوشته اند را از کتاب تحف العقول توصیه می کنم. دوم اینکه آقای وحید گفته اند رها کردن قرآن و حدیث و به سراغ فلسفه رفتن، چقدر بد است. در حالی که نه سیره ی فلاسفه این بوده که قرآن و حدیث را رها کرده باشند و فقط به فلسفه پرداخته باشند و نه توصیه ی ایشان این بوده باشد. همان ملاصدرایی که اسفار 9 جلدی را نوشته، بیش از حجم کتب فلسفی اش، به قرآن و حدیث پرداخته و 10 جلد تفسیر و 4 جلد شرح اصول کافی را نوشته است.پس پرداختن به فلسفه به معنی رها کردن قران و حدیث نیست.
    ---------------------------------

    4-آیت الله صافی گلپایگانی، ایشان فقط یک مخالفت خیلی تندی با فلسفه کرده اند و در این نقل، دلیلی برای مخالفتشان ارائه نکرده اند.صرفا یک توصیه ای است بدون اثبات.
    ---------------------------------

    5-آیت الله عبدالباقر هزارجریبی غروی؛ ایشان هم که البته شک دارم در این دسته هستند یا خیر، اولا برای مخالفتشان برای کسب فلسفه دلیلی ارائه نکرده اند و البته مطلقا هم مخالفت نکرده اند، بلکه گویی بی مقدمه خواندن ان را تذکر داده اند. و اینکه گفته اند احادیثی در نقی مطلق رجوع به فلسفه داریم، اولا احادیث را ذکر نکرده اند، ثانیا خود با نوعی تردید از ان یاد کرده اند که اینها، اعتبار علمی ندارد. سخنی علمی است که مستدل باشد یا مستند به سند قویم، که در کلام ایشان نیست.

    ************************************************** *********

    ب: دسته ی دوم تقبیح فقیهان بزرگوار نسبت به فراگیری فلسفه بدون کسب مقدمات و بدون استطاعت علمی و در شرایطی که منجر به شک در اعتقادات شود؛

    از این دسته تقبیحات، ایشان از 8 نفر از فقها نقل کرده اند که هیچ کدام کسب فلسفه را رد نکرده اند، فلسفه را فی حد نفسه بد یا غیر اسلامی نخوانده اند و بعضی از ایشان کسب آن برای افراد مستعد را لازم هم شمرده اند و همه ی این بزرگواران کسب فلسفه را مشروط به اینکه موجب گمراهی یا شک در عقاید شود و بدون مقدمات و استطاعت خوانده شود، تقبیح کرده و ممنوع اعلام کرده اند.
    نام این بزرگواران:
    آیات عِظام؛ سیدمحمد کاظم یزدی-شهیدثانی-مامقانی-خویی-تبریزی-بروجردی-خامنه ای-شاهرودی

    و من از دوستان خواهش دارم دوباره به کلام این 8 بزرگوار رجوع کنند و ببینند که این حضرات به چه شرطی کسب فلسفه را مذموم و ممنوع فرموده اند.

    ************************************************** *********

    ج: دسته ی سوم، تقبیح خود فلاسفه و عرفا نسبت به فلسفه از دو جهت؛
    1-رها کردن متون دینی و قرآن کریم و احادیث حضرات معصومین(ع) به خاطر اشتغال تامّ و تمام وقت به فلسفه
    2-جهت متوقّف شدن در فلسفه و عدم توجه به معارف بالاتر که در عرفان عملی کسب میشود.یعنی ناتوانی فلسفه را نسبت به عرفان و شهود یقینی، تقبیح کرده اند.
    و الا اساس فلسفه را قبول داشته و خود به آن پرداخته اند؛

    از این دسته هم، به 3 نفر اشاره شده که خود، جزو فلاسفه و عرفا بوده اند و تقبیحی نسبت به فلسفه داشته اند ولی مشروط و ضمن توضیحی که بررسی می کنیم:

    1-شیخ بهائی؛ شیخ بهائی که حکمت را نزد شیخ عبدالله مدرس یزدی خوانده و خود در دوران اصفهان، شفاء بوعلی تدریس می کرده و شاگردی چون ملاصدرا از کلاس های او بیرون می آید، مسلّما مخالف فلسفه و فلسفه ورزی نیست. و الا چه دلیل داشت وقتی که با اندیشه های فلسفی ملاصدرا مخالفت می شد و قصد محاکمه ی او در میان بود، از او دفاع کند و جان ملاصدرا را نجات دهد و نزد شاه زمان وساطت کند؟!!! که شیخ بهائی که علاوه بر فلسفه، در عرفان و حتی علوم غریبه ید طولایی داشته و تالیفاتی دارد.
    اگر جمله ی شیخ بهائی را بخوانید گفته: من اعرض عن مطالعه العلوم الدینیه و صرف اوقاته فی افاده الفنون الفلسفیه.... ، فرض شیخ بهائی را دقت کنید: می گوید کسی که از مطالعه ی علوم دینی إعراض و دوری می کند و (صرفا) به کسب فلسفه اشتغال می ورزد.... خب مسلم است که اگر کسی محدود در فلسفه شود و از معارف بلند قرآن و حدیث بی بهره گردد، حتما کار بیخودی کرده و عمرش را تلف کرده است. و نه فلاسفه ی بزرگ ما این کار را کرده اند و نه توصیه به چنین کاری کرده اند و عرض شد که خود ملاصدرا اگر 9 جلد فلسفه نوشته، 14 جلد تفسیر قرآن و شرح اصول کافی نوشته است.
    پس شیخ بهائی کسی را تقبیح کرده که قرآن و حدیث نمی خواند و فقط فلسفه می خواند.... که در عین جمله اش مشخص است.
    ---------------------------------

    2-ملامحسن فیض کاشانی؛ ملامحسن که داماد ملاصدراست، گرایش های اخباری دارد و نزد علمای اخباری هم تحصیل کرده و البته همچون ملاصدرا اجازه نقل حدیث داشته است. اما همین ملامحسن، کسی است که در بحث های فلسفی وارد شده و اظهار نظر می کرده و بحث می کرده ولو به نقد فلسفه ی صدرایی. یعنی وقتی کسی وارد موضوع فلسفی شده و با روش فلسفی، اندیشه ی فیلسوفی را نقد می کند، یعنی خود او هم دارد تفلسف می کند. مانند فقیهی که در موضوعی فقهی با روش فقهی وارد شده و به نقد اندیشه ای فقهی بپردازد.
    و همچنین رنگ و بوی عرفانی در اشعار ملامحسن روشن است. لذا از این جهت است که شخصیت او موجب تعجب شده است که از طرفی اخباری است و کتاب سفینة النجاة را در رد علم اصول می نویسد و از آن طرف اهل تفلسف و تفکر فلسفی بوده و سه کتابِ علم الیقین و عین الیقین و حق الیقین را می نویسد.

    انصافا خواهش دارم دوستان بروند دوباره جمله را بخوانند و ببینند مخاطب جمله ی ملامحسن فیض چه کسانی هستند، ملامحسن در مورد کسانی سخن می گوید که آنقدر در مورد فلسفه اغراق کرده اند که گمان کرده اند مطالبی هست که در قرآن و حدیث نیست و برای فهم آن باید فلسفه خواند. این تفکر کاملا غلط است و هیچ فیلسوف بزرگ اسلامی چنین حرفی نزده است.
    نه ابن سینا و نه سهروردی و نه میرداماد و نه ملاصدرا و نه علامه طباطبایی و ... هیچ یک نگفته اند آنچه که در فلسفه است، سخنانی است که در قرآن و حدیث یافت نمی شود. مخاطب ملامحسن، عده ای افراط گرِ فلسفه پرستِ مجهول الهویّه بوده اند که از این سخنان می گفته اند و نه اثری از انها مانده و نه تفکرشان رونقی داشته. ملامحسن اینها را نقد می کند.
    و الا فلاسفه ی بزرگ قائل اند که همانطور که دانش فقه، تبیین گر باید و نبایدهای قرآن و حدیث است، دانش فلسفه هم تبیین گر هست و نیست های قرآن و حدیث است.
    ---------------------------------

    3-امام خمینی؛ در مورد حضرت امام خمینی هم که اصلا این وصله های فلسفه ستیزی به ایشان نمی چسبد. کسی که درس اسفار داشته است و شاگرد فلسفی چون شهید مطهری تحویل جامعه داده است، کسی که در نامه به گورباچف، مطالعه ی کتب فلسفی-عرفانی را توصیه کرده است، کسی که در تفسیر حمد خود که تلویزیون پخش می شود سخن از فلاسفه و عرفا و فقیهان و عدم اختلاف جدی میان انها سخن می گوید و کسی که کتب شهید مطهری را که اسلوب انها و محتوای انها شدیدا متاثر از فلسفه است، صد در صد اسلامی می داند، مخالفت فلسفه بیرون نمی آد.
    در خود جمله ی نقد شده هم امام گفته که در این روزها که شبهات زیاد شده، عده ای مستعد باید بخوانند، ایشان از ترویج همه گانی و تحصیل فلسفه بدون استطاعت نهی کرده اند.

    ************************************************** *********
    تذکری نهائی و بسیار مهم؛

    در پایان این نکته را هم دقت کنید که عده ای از بزرگوارانی که در بالا از آنها نقل شده، تا قبل از ملاصدرا بوده اند و فلسفه را فلسفه ی مشاء می دانسته اند که بسیار متاثر از یونان و ارسطو بوده. از جمله شهید ثانی که تقریبا استادِ استادِ استادِ ملاصدرا بوده است.و چه بسا این بزرگواران اگر فلسفه ی صدرایی را که هم اسولبش و هم محتوایش بسیار قرآنی و متفاوت با مشاء و یونان است می دیدند نظری متفاوتی داشتند.
    در طول تاریخ فلسفه، اسمی بوده که بر اندیشه های مختلف اتلاق می شده، باید ببینید منظور استعمال کننده چه فلسفه ای بوده است. اگر کسی در مورد فلسفه ی مارکسیستی گفت: فلسفه ای شیطانی است، منظور او فلسفه ی مارکسیستی بوده، نه مثلا فلسفه ی حکمت متعالیه. پس باید دید منظور گویندگان از کلمه ی فلسفه، چه فلسفه ای بوده است؟؟!!!
    و خدای نکرده در دام مشابهت لفظی نیفتیم که تا کسی گفت فلسفه بد است، گمان کنیم منظورش همه ی مکاتب و کتب و هر گونه تفکر فلسفی است. بلکه ببینیم غرض گوینده از فلسفه، چه نوع فلسفه ای و چه مکتب و اثر فلسفی است؟!!!


    الحمد لله الذی جعلنا من المتمسّکین بولایة امیرالمومنین
    زیاده عرضی نیست.
    پیوسته متعالی

    ویرایش توسط طارق : ۱۳۹۰/۰۶/۲۱ در ساعت ۱۸:۰۰
    اي حيوان ناطق بدان:

    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را


  19. صلوات ها 13


  20. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    1,160
    حضور
    5 روز 4 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2443



    نقل قول نوشته اصلی توسط حقگو نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم

    امام صادق علیه‌السلام:
    فتبّاً و خیبةً و تعساً لِمُنتَحِلی الفلسفه.
    فلاکت، حرمان و هلاکت بر کسانی که پیرو فلسفه شده‌اند. 1

    [/font]


    سلام..

    جناب حقگو :

    انصاف نیست علمی را که مبانی ان بر حسب بدیهیات عقلی و براهین و استدلالهای منشعب شده از ان به دست می اید کلا تخطئه کنیم...همچین چیزی نه با سیره معصومین جور است نه با سیره عقلا....

    در مورد حدیث مذکور ودیگر احادیث که در ذم فلسفه می باشد می توانید به این تاپیک رجوع نمایید:

    http://www.askdin.com/showthread.php?t=13645



    نقل قول نوشته اصلی توسط حقگو نمایش پست ها
    آیت الله العظمی وحید خراسانی

    ما امام صادق(علیه‌السلام) را نشناختیم.
    اگر جعفــر بــن محمــد (علیه‌السلام) را می‌شناختیم، دنبال این و آن نمی‌رفتیــم، قــی کرده‌های فلاسفه یونان را نشخوار نمی‌کردیــم، زباله‌هــای عرفـــان اکسلوفان را هضم نمی‌کردیم، خواه ناخواه واماندیم و بیچاره شدیم و از ایــن اقیانــوس معرفت محروم شدیم. 2

    [/font][/size]

    در مورد این سخن اقای وحید نیز باید بروید به سایتش و تفسیری که در مورد سوره یس گفته اند گوش نمایید وهمچنین مطالبی که در مورد امام عصر و الزمان گفته اند...

    بنده گوش داده ام در خیلی از موارد براهین فلاسفی را در ثبوت و توضیح مطالب عنوان می کنند ،و می گویند فلاسفه اینطور می گویند و هکذا...

    در مورد حضرت مهدی(عج) نیز ایشان می فرمایند:

    در خلافت، آنى كه در مستخلَفٌ عنه است بايد وجودِ نازلش در خليفه باشد..وهمچنین در مورد ظهور اسما الهی در وجود مبارک ان حضرت....

    کسی که خود در مبانی این علم تلاش می کند صحیح نیست که خلاف انچه یاد گرفته است و شرح می دهد عمل نماید....خود ایشان نیز می دانند که مبانی فلسفی برای فهم بهتر است نه اینکه جای دین نشسته باشد اینها دو موضوع مختلف هستند...

    موارد دیگر نیز چنین هستند که دوستان مختصرا شرح داده اند.....

    یاحق[/SIZE]
    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۹۰/۰۶/۲۱ در ساعت ۱۸:۲۳ دلیل: غلط تایپی

    هر
    کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است -----عشقبازی دگر و نفس پرستی دگر
    است

    نه هر
    آن چشم که بیند که سیاه است و سپید ---یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است

  21. صلوات ها 8


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 5

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود