صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مكتب صوفيه از نگاه امام صادق (ع)

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    89
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    214

    مطلب مكتب صوفيه از نگاه امام صادق (ع)




    بسم رب الحسین


    صوفيگرى

    ازجمله تفكراتى كه در زمان امام صادق(ع) پيدا شد و كم‏كم شكل‏ گرفت، جريان خطرناك و انحرافى صوفيگرى بود، كه با ظاهرى‏فريبنده دست‏به عوام فريبى و گمراه كردن مردم زد.
    محقق اردبيلى درباره پيدايش صوفيه مى‏نويسد: به نقل از شيعه وسنى، اولين كسى را كه صوفى ناميدند «ابوهاشم كوفى‏» بود، چون‏او مانند رهبانان جامه‏هاى پشمينه درشت مى‏پوشيد. آن ملعون مثل‏نصارى قائل به حلول و اتحاد بود. (1)
    و در كتاب اصول الديانات‏آمده است كه او در ظاهر اموى و جبرى بود و در باطن ملحد ودهرى.
    هدف او نابودى دين اسلام بود.

    از ائمه معصومين عليهم‏السلام چند حديث در طعن او وارد شده است. پيروان او را چون صوف‏«لباس پشمى‏» مى‏پوشيدند، صوفيه گفته‏اند. (2)
    شايد منظور محقق اردبيلى اين است كه اولين كسى كه در اسلام‏«صوفى‏» ناميده شد، ابوهاشم كوفى بود و الا به گفته سيدجزايرى(ره) اين كلمه نخست‏برگروهى از حكماى كج انديش و منحرف‏اطلاق مى‏شد، سپس برگروهى از زنادقه و بى‏دينان هندو و براهمه‏استعمال شد و پس از اسلام برگروهى از كژانديشان مثل حسن بصرى،سفيان ثورى و ابوهاشم كوفى و همقطارانشان كه از نظر فكر وانديشه در مقابل اهل‏بيت عصمت و طهارت فرار گرفته بودند، اطلاق‏شد.
    امام صادق(ع) در برابر انحراف فرهنگى صوفيه موضع گرفت و نخست‏به هدايت و راهنمايى رهبران آنها پرداخت.
    اما چون آنان برعقايدانحرافى خود اصرار مى‏ورزيدند. حضرت به ناچار وارد مرحله‏شديدترى شد و دست‏به افشاگرى چهره‏هاى خبيث آنها زد.
    سفيان ثورى و گروهى از زاهد نمايان نزد امام صادق(ع) آمدند واز لباس امام اشكال گرفتند.

    سفيان به آن حضرت گفت:
    «ان هذا ليس من لباسك‏»; راستى كه اين جامه شما نيست.
    امام صادق(ع) فرمود: بشنو و به دل سپار آن‏چه را به تو مى‏گويم كه خيردنيا و آخرت همين است; اگر بر سنت و حق بميرى و بر عقيده بدعت‏وناحق نميرى، من به تو خبر مى‏دهم كه رسول خدا(ص) در دوران تنگى‏وسختى بود، و هرگاه دنيا اقبال كند سزاوارترين افراد براى‏استفاده از نعمت‏ها نيكانند نه بدكاران، مومنانند نه منافقان،مسلمانانند نه كفار. اى ثورى! چرا انكار كردى و ناروا شمردى؟من با اين وضعى كه مى‏بينى از روزى كه خردمند شدم، شامى بر من‏نگذشته است كه در مالم حقى باشد كه خدا به من فرموده باشد آن‏را در مصرفى برسانم; جز آن كه بدان مصرفش رساندم. (3)
    برخى زهد فروشان از پاسخ آن حضرت به سفيان پندگرفته، گفتند: راستى اين رفيق ما از سخن شما آزرده شد، زبانش بند آمد و دليلى‏به نظرش نيامد.حضرت به آنها فرمود: شما دليل‏هاى خود رابياوريد. آنها گفتند: دليل ما از قرآن است.




  2. صلوات ها 9


  3.  

  4. #2
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    89
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    214



    امام صادق(ع)فرمود: آن را حاضر كنيد كه از هر چيزى به پيروى و عمل سزاوارتراست.
    گفتند: خداى تبارك و تعالى در مقام توصيف ياران پيامبر(ص)فرمود: ديگران را برخود مقدم مى‏دارند، گرچه نيازمند باشند. هركه از بخل نفس خود محفوظ بماند جزو رستگاران است. (4)
    نيز خداوند فرمود: غذاى خود را با اين كه به آن علاقه و نيازدارند، به مسكين و يتيم و اسير مى‏دهند. (5) ما به همين دو آيه‏اكتفا مى‏كنيم.
    مردى از حاضران مجلس به آنان گفت: ما شما را نديده‏ايم كه ازخوراك خوب دورى كنيد. با اين حال به مردم فرمان مى‏دهيد كه ازمال خود دست‏بكشند تا شما از آن بهره‏مند شويد!

    امام صادق(ع) فرمود: آن چه سودى ندارد، وانهيد. آيا ناسخ ومنسوخ و محكم و متشابه قرآن را مى‏دانيد؟ هركه گمراه شده، ازاينجا گمراه شده و هركه از اين امت هلاك شده، از اين راه هلاك‏شده است.
    در پاسخ گفتند: بعضى را نمى‏دانيم و همه آن رامى‏دانيم. آن حضرت فرمود: به خاطر اين نادانى است كه گرفتارشديد. احاديث رسول خدا(ص) نيز چنين هستند. (ناسخ و منسوخ ومحكم و متشابه دارند.) اما انفاقى كه در آيه فوق آمده است،براى مسلمانان آن عصر مباح بود، آنان به خاطر آن پاداش‏مى‏بردند.
    ولى آن چه كه آنها عمل مى‏كردند، به امر خدا نسخ شده‏است، تا مايه زيان مسلمانانى كه افراد ناتوان، كودك و پيران ازكار افتاده و سالخورده در خانواده خود دارند كه گرسنگى رانمى‏توانند تحمل كنند، نشود
    . بدين خاطر رسول خدا(ص) فرمود: اگركسى مى‏خواهد مقدارى خرما يا پنج قرص نان يا چند دينار يا چنددرهم را به مصرف خير برساند بهتر اين است كه آن‏ها را به مصرف‏پدر و مادر خود برساند و در درجه دوم براى خود و عيالش صرف كندو در درجه سوم به خويشاوندان وبرادران مومنش و در درجه چهارم‏به هسمايه‏هاى مستمندش و در درجه پنجم درراه خدا و جهاد كه اجرش‏از همه كمتر است، به مصرف برساند.
    پيامبر(ص) درباره مردى از انصار كه هنگام مرگش پنج‏يا شش بنده‏خود را آزاد كرد و چيزى براى فرزندان خردسالش باقى نگذاشت،فرمود: اگر اين كار او را به من اعلام كرده بوديد، نمى‏گذاشتم درگورستان مسلمانان به خاك سپاريد. چند كودك خردسال باقى گذاشته‏است تا از مردم گدايى كنند!
    قرآن در رد گفته شما مى‏فرمايد: آن كسانى كه چون انفاق مى‏كنند،اسراف نمى‏كنند و بخل نمى‏ورزند. عدالت ميان اين دو بايد رعايت‏شود. (6)
    آيا نمى‏بينيد كه خداوند كارى را كه شما بدان دعوت مى‏كنيد،نكوهش كرده است: خداوند اسراف كنندگان را دوست نمى‏دارد. (7)
    خداوند مردم را از اسراف نهى كرده و به حد وسط فرمان داده است.
    مسلمان نبايد هرچه دارد به ديگران بدهد و پس از آن از خدا روزى‏خواهد، چون دعايش به اجابت نمى‏رسد. پيامبر(ص) فرمود: دعاى چنددسته از امتم به اجابت نمى‏رسد: مردى كه به پدر و مادرش نفرين‏مى‏كند... و مردى كه خداوند به او مال بسيارى مى‏دهد و او همه راانفاق مى‏كند; سپس به درگاه خداوند دعا مى‏كند كه پروردگارا، به‏من روزى بده.
    خدا مى‏فرمايد: آيا روزى فراوان به تو ندادم؟! چراميانه روى نكردى؟
    چرا اسراف كردى...؟ سپس خدا به پيامبرش آموخت‏كه چگونه انفاق كند. پيامبر(ص) يك «اوقيه طلا» داشت ونمى‏خواست كه آن را يك شب در نزد خود نگه دارد.
    بدين خاطر همه‏آن را صدقه داد. بامدادان سائلى نزد او آمد و آن حضرت چيزى‏نداشت كه به او بدهد. سائل او را سرزنش كرد و آن حضرت غمناك‏شد.
    خدا به پيامبرش فرمود: دست‏خود را مبند و بيش از حد نيزدست‏خود را مگشاى كه مورد سرزنش قرار مى‏گيرى و از كارفرومانى. (8)
    بسا كه مردمى از تو چيزى بخواهند و تو را معذور ندارند و اگرهرچه دارى به ديگران بدهى به زيان مالى دچار شوى. اينها احاديث‏رسول خدا(ص) است كه قرآن را تصديق دارند و قرآن را هم همه اهل‏آن كه مومنند، درست دانند... اى جماعت! نمى‏دانم امروز آن‏چه رابراى شما شرح دادم در شما اثر كرد يا...
    اگر همه مردم آن طور كه شما مى‏خواهيد زاهد باشند و نيازى به‏متاع ديگران نداشته باشند پس كفاره‏هاى قسم و نذر و صدقه‏هاى‏زكات واجب شتر، گوسفند، گاو، طلا، نقره، خرما، كشمش و ديگرچيزها به چه كسى داده شود؟
    چه بد است اين عقيده كه شما بدان گراييده‏ايد و مردم را بدان‏مى‏كشانيد!
    سليمان بن داود(ع) از خدا ملكى خواست كه احدى را پس از وى‏نشايد، و خدا آن را به وى داد. او حق مى‏گفت و به حق كار مى‏كرد.ما نيافتيم كه خدا آن را بر وى نكوهش كند و نه يك مومنى را.


  5. صلوات ها 6


  6. #3
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    89
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    214



    داود(ع) پيش از وى سلطنت محكمى داشت. يوسف پيامبر(ع) به پادشاه‏ مصر گفت: مرا كارگزار همه خزائن كن; زيرا من نگهدار و داناهستم. كارش بدان جا كشيد كه اداره كشور مصر را به دست گرفت ووسعت‏حكومتش تا يمن رسيد...او نيز حق مى‏گفت و به حق كار مى‏كردو نديديم احدى را كه بر او عيب گيرد. ذوالقرنين بنده‏اى بود كه‏خدا را دوست داشت و خدا هم دوستش داشت و وسايل برايش فراهم كردو شرق و غرب را در زير نگينش آورد و حق گفت و حق كار كرد ونديديم كسى اين را بر او عيب گيرد. اى جماعت! به همان امر ونهى خدا اكتفا كنيد و رها كنيد آنچه را برشما اشتباه شده‏است... علم را به عالم واگذاريد تا اجر ببريد و معذور باشيد...و در طلب علم ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه قرآن باشيد. نادانى‏را به اهلش وانهيد، زيرا اهل نادانى بسيارند و اهل دانش‏كم. (9)

    سفيان ثورى

    در انوار نعمانيه آمده است: صوفيان نزد امام صادق(ع) آمدند.
    سفيان ثورى لباسى پشمينه و زبر به تن كرده و امام لباس نازكى‏به تن كرده بود.
    سفيان به امام گفت: به درستى كه اميرمومنان‏هميشه لباسهاى درشتى به تن مى‏كرد. چرا در اين روش به او اقتدانمى‏كنى؟!
    امام صادق(ع) پاسخ داد: اميرمومنان در زمان تنگدستى‏مسلمانان زندگى مى‏كرد. اين گشايش كه امروز در بين مسلمانان به‏وجود آمده، در آن روز نبوده است. ما قومى هستيم كه اگر خدا برماگشايش داد، برخود گشايش مى‏دهيم و هرگاه برما تنگى گيرد،برخودمان چنان كنيم.
    خداوند دنيا را براى مؤمن آفريده است، نه‏براى كافر; زيرا او ارزشى نزد خداوند ندارد.
    اگر اميرمومنان‏ على(ع) در اين زمان به سر مى‏برد هرگز آن لباسهايى كه در آن‏روزگار مى‏پوشيد را به تن نمى‏كرد، تا نگويند او رياكارى مى‏كند ولباس شهرت مى‏پوشد. اميرمومنان امام و والى مسلمانان بود و بروالى مسلمانان سزاوار نيست كه از نظر زندگى و معاش بالاتر ازفقرا باشد.
    حضرت على(ع) در جواب كسانى كه به وى گفتند: تو شب‏را گرسنه مى‏مانى در حالى كه ملك و خلافت از آن تو است; فرمود: بيم آن دارم كه سير شوم در حالى كه در «يمامه‏» يك نفر باشكم‏گرسنه شب را سپرى كرده باشد.
    من والى نيستم.
    خلافت از ما غصب گرديده است. اگر والى بودم، دراين جهت‏به آن حضرت اقتدا مى‏كردم.
    امام صادق(ع) به سفيان ثورى فرمود: نزديك من بيا! او پيش حضرت‏آمد. حضرت پيراهن پشمى و زبر سفيان را كنار زد و پيراهن‏ابريشمى را كه سفيان در زير لباس‏هاى خود به تن كرده بود، به اونشان داد و آن گاه فرمود: سفيان! نگاه كن كه در زير اين‏پيراهن‏هاى نازك كه به تن دارم، چه مى‏بينى؟
    سفيان با تعجب ديدكه آن حضرت پيراهن پشمى زبرى در زير لباس‏هاى خود به تن كرده‏است.
    امام فرمود: سفيان! اين لباس زيرين را براى خدا به تن كرده‏ام وپيراهن ديگر را جهت اظهار نعمت پروردگار پوشيده‏ام. (10)
    در اين گفت وگو به نكات فراوان و قابل توجهى مى‏توان دست‏يافت.امام صادق(ع) با اين كه مى‏دانست.
    وى فردى رياكار و منحرف است‏اما در وهله اول، خواست تا با دليل و برهان او را خلع سلاح‏نمايد و سپس او را رسوا گرداند.
    امام صادق(ع) با نشان دادن‏لباس ابريشمى سفيان، به ديگران فهماند كه لباس‏هاى پشمينه اوبراى فريب عوام است، نه براى خدا.
    دومين گامى كه امام صادق(ع) جهت افشاى چهره اين گروهك منحرف‏برداشت، رسوا كردن پايه گذاران آن بود.
    از اين رو مى‏بينيم وقتى‏كه از آن حضرت درباره ابوهاشم كوفى سؤال مى‏شود، در جواب‏مى‏فرمايد: او فردى بسيار فاسد العقيده است. وى همان كسى است كه‏ مذهبى را به نام صوفيه پايه گذارى و تاسيس كرد و آن را راه‏فرارى براى عقيده خبيث و فاسد خودش قرار داد. (11)
    سومين گام امام صادق(ع) در مقابله با گروه منحرف صوفيه، هشدارامام به مسلمانان بود كه فريب آنها را نخورند و تحت تاثيرافكارشان قرار نگيرند.
    آن حضرت در جواب فردى كه از وى درباره‏صوفى‏ها سؤال كرده بود، فرمود: آنها دشمنان ما هستند. هركس به‏آنان ميل پيدا كند جزو آنهاست و همراهشان محشور خواهد شد. زوداست گروهى كه مدعى محبت ما مى‏باشند از آنان پيروى كنند... هان! اگر كسى به سوى اين گروه ميل پيدا بكند از ما نخواهد بود و مااز او بيزار هستيم و هركه آنها را انكار كند همانند كسى است كه‏به جنگ با كفار و منافقين پرداخته است. (12)

    راهزنان امت اسلامى

    عقايد فاسد و برخورد رياكارانه و منافقانه صوفيه آن چنان‏خطرناك بود كه پس از گذشت‏يك قرن از پيدايش اين گروه انحرافى،امام حسن عسكرى(ع) با نقل حديث از امام صادق(ع) دست‏به يك‏روشنگرى جديد عليه اين گروه زد.

    امام حسن عسكرى(ع) در پايان ‏اين روشنگرى مى‏فرمايد: امام صادق(ع) به ابوهاشم جعفرى فرمود:اى ابوهاشم! زود باشد كه زمانى فرا رسد كه مردم خندان باشندودلهايشان سياه و تيره، سنت در ميان آن‏ها بدعت‏به حساب آيد وبدعت در ميان آنها سنت، مؤمن در ميان آن‏ها خوار و بى‏مقدار باشدو فاسق عزيز و صاحب اعتبار، اميران آن‏ها نادان و ستمكار باشند،و عالمانشان راهى دربار ظالمان، توانگران آن‏ها توشه فقيران ودرويشان را بدزدند، كوچتكترهاى آن‏ها بر بزرگان پيشى گيرند،هرنادانى نزد آنها مرد آگاهى باشد، هر حليت‏گرى درويش باشد،مردم افراد نيك راى را از افراد فاسد العقيده تمييز ندهند،ميش را از گرگان خونخوار تشخيص ندهند، علماى آنها بر روى زمين‏بدترين خلق خدا هستند.
    زيرا ميل به فلسفه و تصوف مى‏كنند.

    به‏خدا قسم! آنها از حق برگشته‏اند و ميل به باطل پيدا كرده‏اند، دردوستى با مخالفان ما بسيار مبالغه كنند و در گمراه كردن شيعيان‏و دوستان ما تلاش فراوان كنند. پس اگر بر منصبى دست‏يابند ازرشوه‏ها سير نگردند... آگاه باشيد كه آنها «راهزنان ايمان‏»هستند و دعوت كنندگان به كيش ملحدان. پس هركس آنها را دريابدبايد از آن‏ها حذر كند و دين و ايمان خود را حفظ كند.
    اى ابوهاشم! اين چيزى است كه پدرم از پدرانش، از جعفربن‏محمدصادق عليهم السلام براى من نقل كرده است... (13)

    پى‏نوشتها:
    1- حديقه الشيعه، ص 560.
    2- ذرايع البيان، ج 2، ص 32، به نقل از منهاج البراعه، ج 1، ص‏176.
    3- تحف العقول، ترجمه سيدهاشم رسولى محلاتى، ص‏363.
    4- حشر، آيه‏9.
    5- انسان، آيه‏9.
    6- فرقان، آيه‏67.
    7- انعام، آيه 141.
    8- اسرا، آيه 31.
    9- تحف العقول، ص‏363.
    10- ذرايع البيان، ج 2، ص 48.
    11- حديقه الشيعه، ص 564.
    12- ذرايع البيان، ج 2، ص 41.
    13- حديقه الشيعه، ص 652


  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط حقگو نمایش پست ها
    پيروان او را چون صوف‏«لباس پشمى‏» مى‏پوشيدند، صوفيه گفته‏اند. (2)
    سلام
    هر گردی گردو نیست .
    بله حالا هرجا کلمه صوفی را شنیدید هرجا کلمه تصوف را شنیدید بگویید این همان است که از آن بد گفته اند و چه چه .
    هیچ شکی نیست که افراد بسیاری در لباس زهد و علم و فقه و رهبری دینی مردم به دین خیانت کردند اما دلیل نمی شود که اصل عنوان رد شود . خوب در زمان امام صادق ع هم فقهایی بودند که در مقابل خانه اهل بیت ع مغازه زدند و مورد حمایت دستگاه طاغوت هم بودند حال ما بیاییم و اصل اجتهاد و فقاهت را رد کنیم ؟
    بله از متصوفه و بلکه شیادان مشهور به تصوف خیانتهایی در اندیشه و عمل صادر شده است اما دلیل نمی شود که شما اصل این مرام را رد کنید .
    تصوف و عرفان یعنی شناخت خدای متعال از طریق تهذیب نفس .
    و در این وادی بعضی به افراط و بعضی به تفریط کشیده شده اند و بعضی هم بر صراط مستقیم راه را پیموده اند .
    وقتی امام و رهبر الهی یک امت به واسطه بی لیاقتیها از آنها کناره گیرد بهتر از این نمی شود .
    مگر آقایان اهل ظاهر در امر دین ، همه و همه متعادل بوده اند ؟
    در پایان قابل ذکر است که فلسفه و تصوف با آن وضع و حالی که در ابتدا داشته و نگاه مستقلی که به آن می شده و در تقابل با منابع اصیل دین مورد توجه قرار می گرفته می توانست مورد رد و منع حضرات معصومین بوده باشد .
    اما این دو علم با پالایشهای زیادی که یافته و به مثابه معاون اهل ایمان در فهم دین و معارف آن می باشد دلیلی بر رد آن نیست .
    مگر همین فلسفه گرانقدر اسلامی نبود که در تهاجم اندیشه های فلسفی الحادی همچون کوهی استوار از اندیشه ها و ایمانها دفاع کرد ؟
    ومگر در این وانفسای هجوم عرفانهای سکولار دروغین ، عرفان ژرف اسلامی سیرابگر جانهای تشنه نیست ؟
    موفق باشید

    ویرایش توسط حامد : ۱۳۹۰/۰۶/۱۹ در ساعت ۱۱:۱۶
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    نوشته
    436
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1050



    باسمه تعالی، سلام بر شما.
    دوست عزيز جناب آقای حق گو، لطف بفرماييد، شفاف بيان بفرماييد، صوفيه در زمان حال چه کسانی هستند؟ و مقصود حديث را با زمان حال تطبيق کنيد تا مسير بحث روشن بشود.
    موفق باشيد
    ویرایش توسط هشام : ۱۳۹۰/۰۶/۱۹ در ساعت ۰۴:۱۳

  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط هشام نمایش پست ها
    دوست عزيز جناب آقای حق گو، لطف بفرماييد، شفاف بيان بفرماييد، صوفيه در زمان حال چه کسانی هستند؟ و مقصود حديث را با زمان حال تطبيق کنيد تا مسير بحث روشن بشود.
    سلام
    تا جایی که بنده از ممشای حضرات اطلاع دارم هرکسی قائل به چیزی باشد که متصوفه بدان قائل بوده اند صوفی است . این عین مغالطه است چه اینکه در اسلام هم احکام دین یهود(قصاص ) است آیا اسلام یهودیت است ؟ از نظر ایشان عقیده وحدت وجود یعنی هندو بودن چرا ؟ چون وحدت وجود اعتقاد هندوهاست .
    اگر اینطور است یک پژوهشی بکنیم هر عقیده و عملی که اسلام با مکاتب و ادیان در آن مشترک است کنار بگذاریم و آنوقت چیز چندانی از اسلام نمی ماند چون اغلب این عقاید و احکام عینا یا کمی متفاوت در ادیان و مکاتب دیگر هم هست .
    جالب این است مثلا وهابیت ، تشیع را بخاطر اعتقاد به رجعت متهم می کنند و استدلالشان این است که رجعت عقیده یهود است . اینها هم می گویند هرکس عقیده شبیه به متصوفه داشت صوفی است . یعنی رد و انکارشان تابع شباهت فکری است نه صحت و سقم خود اندیشه .
    موفق باشید

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    1,538
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    44
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    15416



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    سلام
    هر گردی گردو نیست .
    بله حالا هرجا کلمه صوفی را شنیدید هرجا کلمه تصوف را شنیدید بگویید این همان است که از آن بد گفته اند و چه چه .
    هیچ شکی نیست که افراد بسیاری در لباس زهد و علم و فقه و رهبری دینی مردم به دین خیانت کردند اما دلیل نمی شود که اصل عنوان رد شود . خوب در زمان امام صادق ع هم فقهایی بودند که در مقابل خانه اهل بیت ع مغازه زدند و مورد حمایت دستگاه طاغوت هم بودند حال ما بیاییم و اصل اجتهاد و فقاهت را رد کنیم ؟
    بله از متصوفه و بلکه شیادان مشهور به تصوف خیانتهایی در اندیشه و عمل صادر شده است اما دلیل نمی شود که شما اصل این مرام را رد کنید .
    تصوف و عرفان یعنی شناخت خدای متعال از طریق تهذیب نفس .
    و در این وادی بعضی به افراط و بعضی به تفریط کشیده شده اند و بعضی هم بر صراط مستقیم راه را پیموده اند .
    وقتی امام و رهبر الهی یک امت به واسطه بی لیاقتیها از آنها کناره گیرد بهتر از این نمی شود .
    مگر آقابان اهل ظاهر در امر دین همه و همه متعادل بوده اند ؟
    در پایان قابل ذکر است که فلسفه و تصوف با آن وضع و حالی که در ابتدا داشته و نگاه مستقلی که به آن می شده و در تقابل با منابع اصیل دین مورد توجه قرار می گرفته می توانست مورد رد و منع حضرات معصومین بوده باشد .
    اما این دو علم با پالایشهای زیادی که یافته و به مثابه معاون اهل ایمان در فهم دین و معارف آن می باشد دلیلی بر رد آن نیست .
    مگر همین فلسفه گرانقدر اسلامی نبود که در تهاجم اندیشه های فلسفی الحادی همچون کوهی استوار از اندیشه ها و ایمانها دفاع کرد ؟
    ومگر در این وانفسای هجوم عرفانهای سکولار دروغین ، عرفان ژرف اسلامی سیرابگر جانهای تشنه نیست ؟
    موفق باشید
    سلام به حامد بزرگوار
    این تذکر شما کاملا به جا و مناسب بود و خوب مطلب را تکمیل کرد اما به نظر نمی رسد حقگو قصد داشته باشد تصوف باطل را به همه علما و زاهدین سرایت دهد.



  15. صلوات ها 7


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    ALLAH
    نوشته
    2,406
    حضور
    20 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11066



    با سلام

    متعجبم چطور اینگونه در شرع مقدس و سلوک از لقمه شبهه ناک به شدت منع شده ایم
    ولی به راحتی به مطالب شبهه ناک رجوع می کنیم و چنان سنگ دشمنی یا دوستی را به سینه می زنیم که گویا از علم غیب باخبریم و بدی یا خوبی افراد را اشکار می بینیم

    جناب حامد مگر ما نقصی در منابع اهل بیت داریم که بخواهیم به صوفیه چنگ بزنیم که حالا بعد باز بخواهیم دلیل و مدرک بیاوریم که نخیر فلان حدیث ائمه در رابطه با انان برای یک قشر خاص بوده و...

    مگر اصحاب هادی پیامبر و ائمه علیهم السلام اجمعین جز با شرع مقدس به مراتب عالی رسیدند که حال ما دنبال راههای دیگر از قبیل رجوع به مکاتب صوفیه و امثال مولویها و این عربیها که اینمه مطالب ضد و نقیض درباره شان هست رجوع کنیم؟

    یا ايها الذين آمنوا اطيعواالله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم فان تنازعتم في شيء فردوه الي الله و الرسول إن كنتم تؤمنون بالله و اليوم الاخر

    امام حسین علیه السلام

    زنهار زنهار بپرهیز از ظلم به کسی که در مقابل تو یاوری جز خدا ندارد

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط عرفان نمایش پست ها
    سلام به حامد بزرگوار این تذکر شما کاملا به جا و مناسب بود و خوب مطلب را تکمیل کرد اما به نظر نمی رسد حقگو قصد داشته باشد تصوف باطل را به همه علما و زاهدین سرایت دهد.
    سلام
    مشکل سر تصوف باطل است . باید ببینیم مناط ایشان چیست ؟ آیا فهم ایشان از دین مناط تصوف باطل است ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط **عبدالله** نمایش پست ها
    جناب حامد مگر ما نقصی در منابع اهل بیت داریم که بخواهیم به صوفیه چنگ بزنیم که حالا بعد باز بخواهیم دلیل و مدرک بیاوریم که نخیر فلان حدیث ائمه در رابطه با انان برای یک قشر خاص بوده و... مگر اصحاب هادی پیامبر و ائمه علیهم السلام اجمعین جز با شرع مقدس به مراتب عالی رسیدند که حال ما دنبال راههای دیگر از قبیل رجوع به مکاتب صوفیه و امثال مولویها و این عربیها که اینمه مطالب ضد و نقیض درباره شان هست رجوع کنیم؟ یا ايها الذين آمنوا اطيعواالله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم فان تنازعتم في شيء فردوه الي الله و الرسول إن كنتم تؤمنون بالله و اليوم الاخر
    آفرین بر شما . به نکته اساسی اشاره فرمودید و آن اینست که شما و منکران تصوف و عرفان خود را مسلمان سره و دیگران را ناسره می دانند چرا ؟ آیا بهره مندی از روایات اهل بیت برای فهم صحیح و عمیق آنها کافی است ؟
    این برهان درستی است ؟
    آیا قرآن ما و قرآن عرفا دوتاست ؟ آیا تمسک فی الجمله به سنت معصوم در هردو فریق نیست ؟
    دیگر اینکه چرا شما تصوف و عرفان و فلسفه را در عرض قرآن و سنت تصور کرده و سپس نفی می کنید ؟
    مگر اهل عرفان و فلسفه آندو را در عرض قرآن و اهل بیت می دانند که دائما دم از مرجعیت ثقلین می زنید ؟
    چه کسی گفته فیلسوف عارف مرجعیت ثقلین را باور ندارد ؟
    و چه کسی گفته فیلسوف عارف ، فلسفه و عرفان را در مقابل یا در عرض ثقلین می داند ؟
    ما بارها گفته ایم باز هم ممی گوییم :
    همچنانکه به ظواهر کتاب و سنت با علومی از قبیل صرف و نحو و رجال و درایه و اصول فقه ( با همه اختلافاتی که در این علوم است ) مراجعه می کنیم به معارف باطنی و عقلی قرآن و سنت هم با تجهیز به دو علم فلسفه و عرفان رجوع می کنیم .
    اما شما می گویید فلسفه و عرفان را رها کنید و با فهم و نگاه عرفی سراغ ثقلین بروید چرا ؟
    این فهم عرفی امروز به درد استنباط حکم شرعی ظاهری هم نمی خورد چه رسد به درد رجوع به معارف عمیق عقلی و قلبی .
    موفق در تامل

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    ALLAH
    نوشته
    2,406
    حضور
    20 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11066




    کسی منکر عرفان نشد
    همان عرفان از طریق منابع بی شبهه قابل طی طریق است



    تذکری بود باشد که متذکر شوید و تیغ ها را غلاف کنید و برای دشمن مشترک شمشیر نزنید.

    والسلام

    ویرایش توسط **عبدالله** : ۱۳۹۰/۰۶/۲۱ در ساعت ۱۰:۲۱
    امام حسین علیه السلام

    زنهار زنهار بپرهیز از ظلم به کسی که در مقابل تو یاوری جز خدا ندارد

  21. صلوات


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود