صفحه 1 از 13 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: *** سرالاسرار؛ مباحثی پیرامون وحدت وجود و ملحقات و ضمائم آن ***

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,578
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    31
    گالری
    0
    صلوات
    9349

    *** سرالاسرار؛ مباحثی پیرامون وحدت وجود و ملحقات و ضمائم آن ***





    بسم الله الرحمن الرحیم


    هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِن...(الحدید، 3.)

    این روزا ظاهرا بازار این مباحث تو سایت داغه، گفتم بخشی از پایان نامه ام رو بیارم شاید بکار دوستان بیاد، البته مطلب خیلی طولانی و فنیه و من برا رعایت اختصار و پرهیز از اطاله ی کلام فقط چند قطعه ی پراکنده از اون رو نقل قول می کنم، انشاءالله مفید واقع بشه...

    خیلی خوشحال میشم از نظرات دوستان استفاده کنم، فقط دوستان جسارتا اجازه بدن نقل قول ابتدایی من تموم بشه، از لطفتون خیلی ممنونم...


    ویرایش توسط seyedziya : ۱۳۹۰/۰۶/۱۱ در ساعت ۱۹:۰۰

    هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِن...(الحدید، 3.)

    وبلاگ من




  2. صلوات ها 34


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,578
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    31
    گالری
    0
    صلوات
    9349




    یه توصیه ی برادرانه هم به دوستانی دارم که به اصل بحث وحدت وجود نقد دارند، من تا حد زیادی مطالب این دوستان رو پیگیری کردم، اگه بخوام تعارف رو کنار بذارم باید بگم که این دوستان چیزی رو نقد کردن که بهش راهی نداشتن، این مطلب در مورد کسانی که این دوستان از اونها نقل قول می کردن هم صادقه، برا همین اگه می خوان مورد مواخذه ی این آیه قرار نگیرن: «
    وَ لاَتَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤَادَ كُلُّ أُولئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولًا »؛ «و چيزى را كه بدان علم ندارى دنبال مكن زيرا گوش و چشم و قلب همه مورد پرسش واقع خواهند شد»، مقداری با آرامش و عقلانیت گوش بدن و وارد نقد اونچه که بهش راهی ندارن نشن، شاید فردا نسیمی از این حقائق اونها رو نوازش کرد، اونوقت یقینا از آنچه که پیش از این جاهلانه گفتن سخت پشیمون می شن...


    ویرایش توسط seyedziya : ۱۳۹۰/۰۶/۱۱ در ساعت ۱۹:۰۲

    هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِن...(الحدید، 3.)

    وبلاگ من




  5. صلوات ها 25


  6. #3

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,578
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    31
    گالری
    0
    صلوات
    9349




    «... بنا بر وحدت وجود، در تحلیل نهایی، هیچ سخنی از مخلوقات نباید به میان آید، و حتی اطلاق عدم بر مخلوقات نیز با مسامحه خواهد بود. چرا که در سخن گفتن از مخلوقات، آنها را نه فی­ غیره، که فی­ نفسه لحاظ کرده ­ایم. صرف­ نظر از اینکه در معدوم دانستن چنین موجود فی ­نفسه­ ای نیز گرفتار تناقض شده ­ایم. در اینجا، جز یک وجود، یک موجود، یک ذات، یک جوهر، یک خود، و یک من در کار نیست؛ یک وجود واحد که هم اول است و هم آخر، و هم ظاهر است و هم باطن(«هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِنُ...»(حدید، 3.))؛ اوست و تعینات و تجلیات او. اما یک نکته ی مهم در اینجا، فهم شایسته ی همین مفهوم تجلی است. بسیاری از ما تعبیر تجلی را بکار می ­بریم و از خداوند و تجلیات او سخن می­ گوییم، اما عملاً بگونه­ ای سخن می­ گوییم که گویی از لحاظ اگر چه بالغیر ولی فی­ نفسه ی ماسوا فراتر نرفته ­ایم. به نظر می­ رسد که تا کسی به نوعی فهم شهودی ولو ضعیف از وحدت نرسیده باشد، عملاً آنطور که باید و شاید درک عمیقی از مفهوم تجلی و ظهور و ایده ی وجود مستقل و رابط نداشته باشد...»


    ویرایش توسط seyedziya : ۱۳۹۰/۰۶/۱۳ در ساعت ۱۹:۰۳

    هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِن...(الحدید، 3.)

    وبلاگ من




  7. صلوات ها 14


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,578
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    31
    گالری
    0
    صلوات
    9349




    «... به هر ترتیب، در توحید افعالی بر مبنای وحدت وجود، یک فاعل بیشتر در کار نیست. در توحید صفات، یک صاحب صفت، مثلاً یک حی، یک عالم، و یک قادر بیشتر نیست. و در توحید ذاتی نیز، یک ذات، یک جوهر، یک خود، و یک من بیشتر نیست.(حسینی طهرانی، 1381، صص151-154.)...»

    ...............................................
    -حسینی طهرانی، سید محمد­حسین، رساله ی لب­ اللباب در سیر و سلوک اولی­ الالباب، مشهد، انتشارات علامه طباطبایی(ره)، چاپ دوازدهم، 1381.


    ویرایش توسط seyedziya : ۱۳۹۰/۰۶/۱۳ در ساعت ۱۹:۰۴

    هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِن...(الحدید، 3.)

    وبلاگ من




  9. صلوات ها 13


  10. #5

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,578
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    31
    گالری
    0
    صلوات
    9349




    «... اگر بنا بر سخن دقیق باشد، باید لوازم زبانی این نگاه را در زبان نیز رعایت کرد. مثلاً در یک فعل خاص نظیر یک گفتگو، در تحلیل نهایی، نباید گفت که «شخص الف با شخص ب در باب فلان مسأله گفتگو می­ کند.» بلکه یا باید در قالبی معلوم گفته شود: «اوست که با خود در باب فلان مسأله سخن می­ گوید»، و یا در قالبی مجهول گفته شود که: «فلان مطلب گفته و شنیده شد.» اما رعایت دقیق این لوازم زبانی بطور متداول و اکثری نامأنوس و ابهام ­آفرین است و مقدور نیست. از این رو عرفا نیز در بسیاری از تعابیر خود به ناچار به گونه­ ای سخن می­ گویند که با لوازم زبانی وحدت وجود در تعارض است، اگر چه شنونده ی ملتفت به لوازم وحدت وجود می­ تواند در نهایت آنها را در چارچوبی وحدت وجودی تلطیف کند. همچنانکه در حکمت متعالیه نیز ابتدا سخن از مراتب وجود و تشکیک در مراتب وجود و وحدت تشکیکی است و در این بستر بسیاری از مباحث فلسفی مورد بحث قرار می­ گیرد و در نهایت با طرح ایده ی وجود مستقل و رابط، همه ی آن مباحث در بستر وحدت شخصی وجود تلطیف می­ شود...»



    هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِن...(الحدید، 3.)

    وبلاگ من




  11. صلوات ها 10


  12. #6

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,578
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    31
    گالری
    0
    صلوات
    9349




    «... می ­توان گفت که مناسب­ ترین تمثیل برای نزدیک شدن به ایده ی وحدت وجود، تمثیل نفس و افعال «حقیقی» آنست. تأمل در نسبت نفس و افعال «حقیقی» آن می­ تواند ما را به فهم مفهوم تجلی و ظهور، و در نتیجه ایده ی وحدت وجود نزدیک­ تر کند...»


    ویرایش توسط seyedziya : ۱۳۹۰/۰۶/۱۳ در ساعت ۱۸:۵۷

    هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِن...(الحدید، 3.)

    وبلاگ من




  13. صلوات ها 8


  14. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,578
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    31
    گالری
    0
    صلوات
    9349




    «... در ادامه ی بحث از وحدت وجود در نزد اکهارت، یکی از مهم­ ترین وجوه ایده ی وحدت وجود، که به نوبه ی خود دارای وجوهی است، تعالی(
    transcendence) و حلول(immanence) توأمان خداوند است...» «... بواسطه ی اطلاق خداوند، این دو حیثیت حلول و تعالی همواره ملازم هم خواهند بود...» «... همچنانکه پیش از این اشاره شد، به عقیده ی اکهارت، خداوند، به عنوان هستی، در اطلاق و بساطت خود، به تمامه در مخلوقات است، و در عین حال، به تمامه فراتر از آنهاست. افزون بر این، همچنانکه خداوند به تمامه در مخلوقات است، مخلوقات نیز به تمامه در خداوندند. این بودن احد در مخلوقات و بودن مخلوقات در احد، که در تلازم با یکدیگرند، همچنین مصحح نوعی وحدت میان مخلوقات، در حد قابلیت وجودی آنهاست...»


    ویرایش توسط seyedziya : ۱۳۹۰/۰۶/۱۳ در ساعت ۱۹:۱۰

    هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِن...(الحدید، 3.)

    وبلاگ من




  15. صلوات ها 8


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,578
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    31
    گالری
    0
    صلوات
    9349



    «... همچنانکه پیش از این نیز اشاره کردیم، در نظر ابن ­عربی، خداوند در مقام احدیت وجود مطلقی است که در والاترین مرتبه ی وجود از هر قید و تعین حقیقی، چه الوهی و چه خلقی، مطلق است. باید توجه داشت که لازمه ی این اطلاق اینست که امر مطلق با مقید نیز قابل جمع باشد، هم در امر متعین باشد و هم فراتر از آن. به تعبیر ابن ­عربی در فص نوحی، در اینجا، و به یک معنا، در تنزیه حقیقی او باید سخن از جمع بین تشبیه و تنزیه گفت. تنزیه و تشبیه در اینجا، به یک معنا، با اصطلاح کلامی و فلسفی رایج آن(یعنی نفی و اثبات اوصافی خاص از مخلوقات برای خداوند، مانند نفی و اثبات برخی اوصاف جسمانی برای خداوند) متفاوت است، و به تعبیری، نوعی تعالی و حلول است. حق تعالی هم به تمامه حال در مراتب مادون است و هم به تمامه فراتر از آنهاست. به تعبیر دیگر، حق تعالی همه ی تعینات است و هیچ یک از آنها نیست.(کاشانی، 1370، ص55.)...
    تذکر این نکته نیز خالی از فایده نیست که، این مطلب را بواسطه ی تأمل در حلول و تعالی توأمان خداوند گفتیم. از این رو، این تعبیر، با این تعبیر که «بسیط الحقیقة کل الاشیاء و لیس بشیء منها» متفاوت است. چرا که در اینجا بسیط الحقیقه، که به متعالی­ ترین نحو واجد همه ی اشیاست، به حمل «حقیقت و رقیقت» کل­ الاشیاست نه به حمل «شایع». به حمل «شایع»، و از یک وجهه­ نظر، او هیچ یک از ماسوا نیست.(ابراهیمی دینانی، 1380، ج1، صص100-102.)...»

    ...............................................
    -ابراهیمی دینانی، غلامحسین، قواعد کلی فلسفی در فلسفه ی اسلامی، 2جلد، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، چاپ سوم، 1380.
    -کاشانی، عبدالرزاق، اصطلاحات­ الصوفیه، تحقیق عاصم ابراهیم الکیالی، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 2005.


    ویرایش توسط seyedziya : ۱۳۹۰/۰۶/۱۳ در ساعت ۱۹:۲۱

    هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِن...(الحدید، 3.)

    وبلاگ من




  17. صلوات ها 8


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,578
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    31
    گالری
    0
    صلوات
    9349




    «... قرآن کریم در موارد فراوانی به این تسبیح عمومی اشاره می­ کند. به عنوان نمونه در آیه ی 44 سوره ی مبارکه ی اسراء می­ فرماید: «تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ وَلَكِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا»؛ «آسمان­ هاى هفتگانه و زمين و هر كس كه در آنهاست او را تسبيح می­ گويند و هيچ چيز نيست مگر اينكه در حال ستايش تسبيح او می­ گويد ولى شما تسبيح آنها را در نمی ­يابيد به راستى كه او همواره بردبار [و] آمرزنده است.»(ترجمه ی فولادوند) و یا در آیه ی نخست سوره ی مبارکه ی حدید می­ فرماید: «سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ»؛ «آنچه در آسمان­ ها و زمين است‏ خدا را به پاكى می­ ستايند و اوست ارجمند حكيم.»(ترجمه ی فولادوند)(برای اطلاع بیشتر و به عنوان نمونه ر.ک. به: (رعد، 13.)؛ (انبیاء، 79.)؛ (نور، 41.)؛ (ص، 18.)؛ (حشر، 1.)؛ (حشر، 24.)؛ (صف، 1.)؛ (جمعه، 1.)؛ (تغابن، 1.)) در برابر آن نحوه تفسیر مجازی، در نزد اهل تحقیق از عرفای مسلمان، این دست آیات حکایت از تسبیحی «حقیقی» می­ کنند که برخی از عارفان به درک آن نائل می ­شوند
    .(خوارزمی، 1368، ص364.)...»

    ...............................................
    -خوارزمی، تاج الدین حسین ­بن­ حسن، شرح فصوص ­الحکم، تصحیح نجیب مایل هروی، تهران، انتشارات مولی، چاپ دوم، 1368.



    هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِن...(الحدید، 3.)

    وبلاگ من




  19. صلوات ها 8


  20. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,578
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    31
    گالری
    0
    صلوات
    9349




    دوستان نقل قول های ابتدایی من تموم شد، اگر چه این نقل قول های پراکنده و مختصر به هیچ وجه نمی تونه حق مطلب رو در مورد بحث عمیق و ذوالوجوهی مثل وحدت وجود و ملحقات و ضمائم اون برآورده کنه اما امیدوارم در حد خودش مفید واقع بشه، خیلی خوشحال میشم از نظرات دوستان استفاده کنم...


    ویرایش توسط seyedziya : ۱۳۹۰/۰۶/۱۳ در ساعت ۱۹:۳۱

    هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِن...(الحدید، 3.)

    وبلاگ من




  21. صلوات ها 8


صفحه 1 از 13 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود