صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عاشق شدن

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۰
    علاقه
    عشق
    نوشته
    12
    حضور
    35 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    84

    عاشق شدن




    سلام دوستان عزیز
    من رضام 17 سالمه اگه خدا بخواد 3 ماه دیگه میشه 18 سالمه من حوزه علمیه میخونم
    الان که اینو مینویسم اشک دارم میریزم
    من الان سه سال که عاشق شدم چند بار هم به خودم گفتم شاید هوس باشه بیخیال بشم ولی نمیشه نمیدونم چه کنم رو روان و اعصابم اساسی تاثیر گزاشته خانواده هم هم وضع مالی خوبی نداره که بخاوم ازدواج کنم بابام سرایدار اموزش پرورش با چهار تا بچه سه تا داداش و یه خواهر من نمیدونم چه کنم دارم ئیونه میشم کمکم کنید اجرتون با امام حسین (ع)
    به امید ظهور مهدی صلوات
    (جدیدا یکی هم پیدا شده داره تو کارم سنگ میندازه ولی امیدم به خداست )
    عزیزان کمک کنید
    ویرایش توسط zeze : ۱۳۹۰/۰۶/۱۰ در ساعت ۰۸:۳۹

  2. صلوات ها 15


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    121
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1040



    بنام خدا

    سلام

    برادر گرامی امیدوارم از نظر خواهرت ناراحت نشی

    اگر شما هنوز 18 سالت نشده پس دختر خانم باید طبیعتا از شما کوچکتر باشه
    فقط به یک نکته هم دقت کن
    دختری که سنش کم باشه شخصیت اصلیش رو نمیتونی ببینی
    هزار تغییر میکنه
    کمی صبور تر باش برادر
    با توجه به دختر های این دوره میگویم(نه همه ی دختر خانومها)
    اما خیلی هاشون تا وارد دانشگاه میشن عوض میشن(خیلی دیدم)
    توی سن کم خیلی سخته دختری مطمئن بشی به ثبات رسیده
    هستن اما خیلی کم

    اگر صبوری کنی تا نزدیک 20 سالگی که خیلی هم نمانده و در این مدت میتونی خودتو به خیلی چیزها مثل شغل و معلومات ازدواج و ...مجهز کنی
    بعدا پشیمان نمیشی
    چون هم خودتو بهتر میشناسی هم اون دختر خانوم خودشو شخصیتشو نشون داده

    این از نظر بنده ی حقیر
    " عازم یک سفرم سفری دور به جایی نزدیک
    سفری از خود من تا به خودم
    سفری تا به خدای خود من
    سفری از خود من تا به خدای خود من "

    اللهم صل علی محمد وآل محمد

  5. صلوات ها 12


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۰
    علاقه
    عشق
    نوشته
    12
    حضور
    35 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    84



    خواهر عزیز ممنون از راهنمایی کمک خیلی بزرگی بود ولی اگه این دختر رو از دست دادم چی من چیکار کنم
    فداتم امام زمان(عج) اگه قابل بدونی
    حوزه علیمه نخبگان امام صادق شهرستان خرامه



  7. صلوات ها 11


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    121
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1040



    بنام خدا

    سلام
    برادر گرامی

    شما با توجه به شناخت خودت و شناختی که از اون دخترخانم دارین مطمئن هستین که اگر الان شرایط از نظر اقتصادی و رضایت خانواده های طرفین درست بود میتونستین زندگی مشترکتون رو بچرخونید؟؟؟
    خیلی به خصوصیات و رفتارهای خودتون و دختر خانوم مورد نظرتون فکر کنید
    ببینید همین الان که دوست دارین باهاش ازدواج کنید هر دو در شرایط ازدواج از لحاظ روانی هستین؟

    نکته ی بعد اینکه
    وقتی کاری به خدا سپرده میشه(در عین تلاش )
    و توسل به امام زمان میشه
    دیگه خیال آدمی راحت میشه که هر چه پیش آید خیر و مصلحت بوده

    و اینکه
    اگر دو نفر قسمت هم باشن تمام عالمم بخوان ازدواج سر نگیره باز به هم میرسن

    (حتی برگی بی اراده ی خدا از درخت نمی افته)

    و یه چیز دیگه
    اگر از ثبات عقیده و شخصیت و ....دختر و خودتون مطمئن هستین و فقط مشکل شغل اقتصادی دارین
    میتونید با خانواده ایشون مطرح کنید و زمان ازشون بگیرید برای فراهم کردن شرایط

    انشالله که هر چی خیر هست
    هر چی عاقبت به خیری هست براتون پیش بیاد


    (توجه کنید که در چه سنی عاشق شدین
    و عاشق چه چیزی در درون این دختر خانوم شدین)

    خلی سوالا باید از خودتون بپرسید تا راهتونو درست انتخاب کنید

    اینها نظر من حقیر هست
    " عازم یک سفرم سفری دور به جایی نزدیک
    سفری از خود من تا به خودم
    سفری تا به خدای خود من
    سفری از خود من تا به خدای خود من "

    اللهم صل علی محمد وآل محمد

  9. صلوات ها 12


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    31
    حضور
    2 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    298



    سلام آقای رضای گل...
    قبول دارم که تحمل کردن چنین وضعیتی برات سخته ولی به این موضوع توجه داشته باش که همیشه صلاح ما آدم ها اون چیزی نیست که فکر میکنیم.
    اگر به این حرف اعتقاد داری و اینکه قبول داری برای حرکت به سوی خدا و قرار گرفتن در این مسیر باید از برخی مواردی که شاید ما رو از این وادی دور کنه گذشت و عبور کرد،
    همه ی کارها رو به خدای بزرگمون بسپار که بهترین رو برای بندگانش میخواد.
    در همین موضوعی که شما مطرح فرمودین برای برادرت(خودم رو عرض میکنم)
    هم اتفاق افتاده.
    برای من حقیر هم تحمل چنین وضعی مشکل بود ولی از خدا خواستم هرچی صلاح کار من هستش اتفاق بیفته که خدا رو شکر الان که دارم نگاه میکنم چنین شده و اصلا با اون بنده خدا با اینکه فکر میکردم برای من بهترینه توی یک خط فکری نبودیم.
    راستی داداش به مسایل مالی اصلا فکر نکن که روزی رو خدا میده و به وقتش همه چی حله...
    این رو من بین دوستانم زیاد دیدم.
    امیدوارم هرچی برات صلاحه اتفاق بیفته...
    یا علی ...
    التماس دعا دارم آقا رضا...
    ویرایش توسط alihasani : ۱۳۹۰/۰۶/۱۱ در ساعت ۰۰:۵۸
    alihasanie.blogfa.com

  11. صلوات ها 11


  12. #6
    *تسنیم* آنلاین نیست. همکار سابق افتخاری انجمن اخلاق و عرفان

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    خداوند.آسمان.امام حسین(علیه السلام).کتاب.
    نوشته
    268
    حضور
    4 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2442



    سلام برادر گرامي
    اگر قابل باشم براي ختم به خير شدن موضوع شما دعا مي كنم
    علام الغيوب با توسل(شايدم بي توسل) همه چيز و درست ميكنه
    ان شاءالله
    التماس دعا
    نوكري ننگ است اما نيز دارد افتخار هر كه نوكر بر حسين (عليه السلام) گرديد آقايي كند

  13. صلوات ها 9


  14. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    علاقه
    قرص اسمارتیز
    نوشته
    135
    حضور
    1 روز 19 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    17
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1040



    سلام آقا رضا
    یه جورایی وقتی یادش میوفتی حواست رو به یه کار یدی و یا ورزش های عرق گیر پرت کن
    اگه خواسته باشی اینطور پیش بری که از درس و زندگی میوفتی
    بیشتر به درست بودن نفس عمل فکر کن نه خود طرف.
    به خدا توکل کن
    قصد شعار دادن ندارمhttp://aghatehrani.com/data.asp?Id=110
    اون هم به شما علاقه دارن و یا از علاقه شما با خبرن؟
    خدا بهتون توفیق واقع بینی بده
    دعا بفرمایید(محتاجیم)
    یاعلی
    بسار بسیار تاکید می کنم دیدن مستند شب نامه رو از دست ندین

  15. صلوات ها 7


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۰
    علاقه
    عشق
    نوشته
    12
    حضور
    35 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    84



    ممنون از نظرات خواهران و برادران گرامی خودم
    دوستان نظر همتون عالی بود
    همتون رو دوست دارم
    من کارو به خدا سپردم به قول دوست عزیزمون birang تا خدا نخواد یه برگ از درختی نمیافتد
    اگه کسی دیگه هم نظری داشت خیلی خوشحال میشم نظرشو بیان کنه
    فداتم امام زمان(عج) اگه قابل بدونی
    حوزه علیمه نخبگان امام صادق شهرستان خرامه



  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    کنکاش
    نوشته
    250
    حضور
    12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1650



    سلام به دوست عزیز زیزی
    منم ارزو میکنم از این امتحان سربلند بیرون بیایید سرتان را بدرد نیاورم با نظر بیرنگ (البته نمی دونم خواهرم هستن یا برادرم)کاملا و به شدت موافقم چون که
    تا اینجا که ما امدیم و شاید چند نخ مو سفید کردیم البته نه تو اسیاب! بعد از سپردن به خدا وتلاش طبق خواست خداوند اینده بدست اوست و بدانید که بهترین را برای ما میخواهدو رقم میزند و این را هم بدونید هیچ چیز بی حکمت نیست حتی کشیدن درد شیرین عاشقی

    ویرایش توسط مسعودی : ۱۳۹۰/۰۶/۱۱ در ساعت ۲۳:۱۵


  19. صلوات ها 6


  20. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    602
    حضور
    3 روز 13 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    14
    صلوات
    4149



    سلام
    اتفاقی که برای نزدیک ترین دوستم رخ داده را میگم که دیگه راه دور نرفته باشیم.
    دوست من شخصیت خیلی بزرگی داره و یکی از اساتید بهشون گفت که امتحانی که در زمینه ازدواج برات پیش اومد به همین دلیل بود ،چون توی اعتقاداتت جایی مغرور شدی.
    داستان و ماجرا بس طولانیه و خلاصه میکنم برای تجربه دوستان و اینکه واقعا برای خودم باور نکردنی بود.
    خابهای صادقه ای دیده بودن دوست ما، که خاستگاری را به ایشون نشون داده بودن و قسمتشون در همین شخص بود.توی برهه ای از زمان دوست ما با این شخص برخورد میکنه و اشتباهاتی در رابطه با اون شخص به واسطه ی خابهایی که دیده بود و راهنمایی های بعضی از افراد مسلمان نما کرد و به راه اشتباهی افتاد.
    بعد از برگشت از اون راه ها و قطع ارتباط با اون شخص تا سالها ذکر دل و فکرشون اون شخص بود و کاملا ازش بی خبر بود،تا جایی که میگفت من به همسر آیندم میگم که عشق دیگه ای در دل دارم که بهش نرسیدم!!!!که البته به خاستگاری که برایش اومده بود گفته بود و ایشون هم با کمال تعجب پذیرفته بودند!!!!اما چون قسمت ایشون به این شخص نبود نشد.
    این ماجرا که شاید به قصه شبیه باشه چند سالی طول کشید و با وجودی همه ی تلاشهای ما ذکر دل ایشون همون شخص بود و البته قسمت ایشون هم به همین شخص بود.
    تا قبل از ماه مبارک به صورت کاملا تصادفی همدیگر را دیدن و به صورت سنتی مراسمات را طی کردن و حالا زن و شوهر رسمی هستن.
    ادامه داره...


  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود