جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ماجرای مناظره یک روحانی شیعی با وهابيون در بقيع

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521

    راهنما ماجرای مناظره یک روحانی شیعی با وهابيون در بقيع




    با سلام

    به گزارش ادیان نیوز، یکی از کاربران ما در عربستان سعودی با ارسال مطلبی نوشت:
    چندي پيش يک روحاني باسواد در بقيع به بحثي جنجالي با وهابيون پرداخت که طبق معمول حاصلي جز رسوايي آن‌ها نداشت.
    وي به آن‌ها گفت متعه طبق سنت عمر حرام مي‌باشد. در صورتي که پادشاه شما 4 زن ثابت دارد. وي بيمار است و طبق گزارشات واصله دکترها گفته‌اند نامبرده براي بهبود درمان بايد با دختر جواني ازدواج کند و اين خلاف سنت عمر مي‌باشد.

    وي ادامه داد شما خواندن نماز را در قبرستان حرام مي‌دانيد، در صورتي که خودتان در مسجد النبي که قبر پيغمبر قرار دارد و يا در مسجد الحرام که قبور حضرت هاجر و اسماعيل و قبور 80 پيغمبر وجود دارد، نماز مي‌خوانيد.

    يکي از آن‌ها در ادعايي سخيف و کذب گفت طبق گفته وهابيون قرآن از (حضرت) علي (عليه السلام) نقل نشده است.
    روحاني مذکور عصباني شد و به شيعياني که در اطراف او جمع شده بودند، گفت سريع يک قرآن از مسجد النبي براي من بياوريد.
    وقتي قرآن رسيد، به آن‌ها نشان داد که در کنار نام عثمان عفان و زيد بن ثابت و چند تن ديگر نام اميرالمومنين عليه السلام نيز نوشته شده است. وهابيون با تعجب به قرآن نگاه مي کردند.


    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۶/۰۲ در ساعت ۱۹:۱۰
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  2. صلوات ها 17


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    گفتند شما زيارت جامعه کبيره را مي‌خوانيد که شرک است.
    روحاني شيعه گفت ابتداي زيارت جامعه با اشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا عبده و رسوله آغاز مي شود که اين را هم شيعه و هم ساير فرق ديگر اسلامي قبول دارند. بعد با ذکر 100 مرتبه الله اکبر دل را از هرچه خارج از خداست خالي کرده و تمامي وجود را متوجه خدا مي‌کند. که تمامي اين‌ها مقابل با شرک مي‌باشد.

    گفتند شما مي گوييد عايشه زناکار است.
    وي از ما شيعيان اطراف خود پرسيد که آيا شما چنين مي‌گوييد؟ همه تکذيب کردند. وي خطاب به وهابيون گفت اما شما در کتاب‌هاي خود نوشته‌ايد که پيامبر عايشه را بر دوش خود مي گذاشت و به مجالس مطربي مي‌برد.

    آن‌ها گفتند شما مي‌گوييد عمر کافر است. وي مجددا رو به ما کرد و اين مطلب را از ما پرسيد. آن‌ها تکذيب کردند و گفتند نه، ما او را مسلمان مي‌دانيم.

    جواب او را به هيچ عنوان نمي توانستند بدهند. داشت شلوغ مي‌شد. روحاني را به کناري کشيديم که مبادا متعرض او شوند.

    او براي ما تعريف مي‌کرد که چه گفته و همه ما دور او جمع شده بوديم. يکي از شيوخ زخم خورده وهابي گفت بيرون برو. اين جا نايست که فکر کني بر حقي و بدين ترتيب همگان منطق بي‌خردانه اين جماعت ابله را ديدند.

    الحمد لله الذي جعل اعدائنا من الحمقاء.

    انسان به ياد سخن عالم بزرگ آيت‌الله العظمي وحيد حفظه الله مي‌افتد که فرمود اگر کوچک‌ترين شاگرد من اعلم علماي آن‌ها را بيچاره نکرد، من اول سني هستم!
    http://www.adyannews.com/141/7510-news.html
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  5. صلوات ها 20


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    اهل بيت و فدا شدن براي انها
    نوشته
    245
    حضور
    1 روز 3 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    663



    خدا شر دشمن وهابی را از سر اسلام و مسلمین کم کنه
    رفعت پايه ما خدمت اهل البيت است

    نيست حاجت كه به افلاك بريم ايوان را
    قال الصادق - روحي فداه -:
    نحن صنائع الله و الخلق بعد صنائعنا
    (احتجاج )

  7. صلوات ها 15


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    او براي ما تعريف مي‌کرد که چه گفته و همه ما دور او جمع شده بوديم. يکي از شيوخ زخم خورده وهابي گفت بيرون برو. اين جا نايست که فکر کني بر حقي و بدين ترتيب همگان منطق بي‌خردانه اين جماعت ابله را ديدند.
    سلام
    ما لهولاء القوم لا یکادون یفقهون حدیثا (نساء 78)
    این قوم را چه می شود که هیچ سخنی را عمیق نمی فهمند
    مشکل وهابیت بلکه مشکل عمده افراد بشر در فهم معارف دین ، چه معارف ظاهری و چه معارف باطنی اش ، نداشتن عمق فهم و فکر است که نمونه بارزش همین وهابیت قشری گرا است
    موفق باشید

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  9. صلوات ها 9


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    علاقه
    علوم اسلامي
    نوشته
    5,555
    حضور
    148 روز 4 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    31823



    با سلام خدمت همه دوستان

    حقیر هم یک بحث در بقیع داشتم که تو تاپیکی هم نوشتم اما خوبه که اینجا هم نقلش می کنم:

    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    ما طلبه ها معمولا وقتی می ریم مکه و مدینه غیر از اصل سفر و زیارت و مسائل دیگه دوست داریم یکم اطلاعات افرادی (طلاب وهابی) رو که تو اماکن مقدس خصوصا بقیع مشغول ارشاد ما هستند ! بسنجیم ، ببینیم اینا چی می گن و چی می خونند هر چند این کار خیلی توصیه نمی شه چون با وقت محدود زیارت به ویژه در بقیع بهتره آدم بیشتر مشغول استفاده معنوی باشه تا بحث های بی حاصل !

    حقیر هم یکی از همین بحث ها رو داشتم البته خیلی با احتیاط که دچار دردسر های بعدی (دستگیری و ... ) نشم .

    یک روز که رفته بودم بقیع دیدم یکی از اون طلبه ها که حدود 35 سالی سن داشت ، مشغول ارشاد مردم بود که آقا شما که سلام می دید اینا مرده اند و از این حرف ها یکی از جوونا که بظاهر دانشجو بود گفت پس آیه وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ (1) رو چی می گید ؟

    گفت: نزد پروردگار روحشان زنده است و اینجا مرده هستند و شما نمی توانید به آنها سلام کنید صدای شما را نمی شنوند !


    اینجا بود که گفتم شیخنا یک سئوال دارم چند بار این جمله رو تکرار کردم وقتی کاملا بهم توجه کرد گفتم سئوالم اینه که پیامبر اگه اینجا نیست که بهش سلام بدیم کجاست ؟
    گفت: تو بهشته
    گفتم: بهشت کجاست ؟
    گفت: تو آسمون هاست.
    گفتم: پس چرا این روایت شریف نبوی رو کنار قبر پیامبر [صلی الله علیه و آله] نوشتید که :

    ما بین بیتی و منبری روضه من ریاض الجنه
    بین خانه و منبر من باغی از باغ های بهشت است .
    پس پیامبر هم که تو بهشت است همینجاست و ما هم بهش سلام می کنیم !


    گفت: اینجا فقط یه باغ بهشتی هستش و پیامبر اینجا نیست بلکه تو اون بهشته که تو آسمونه !

    (تا همینجا کافی بود تا دیگران بفهمند دلائل اینها چقدر تو خالیه بنابر این تو دلم گفتم لابد حضرت نمی تونه بعضی جاهای بهشت که خونه خودشون و محل زیارت عاشقانشونه تشریف ببرند)

    حالا جالب اینه که وقتی مردم بلند صلوات می فرستادند این آیه رو می خوندند که :

    يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِي‏ (2)
    ای کسانی که ایمان آورده اید صدای خود را بالاتر از صدای پیامبر [صلی الله علیه و آله] نبرید.

    یعنی بلند صلوات نفرستید صداتونو بلند تر از صدای پیامبر نکنید خوب مگه خودتون نمی گید حضرت اینجا تشریف ندارند و تو بهشت هستند و صدای سلام شما به ایشان نمی رسد پس چطور صدای صلوات ما بالاتر از صدای حضرت میشه !!!


    پی نوشت:
    1. آل عمران 169
    2. حجرات 2

    http://www.askdin.com/showthread.php?t=5721&page=4

  11. صلوات ها 17


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    خواندن!
    نوشته
    98
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    608



    سلام. در کتاب اهل سنت این حدیث آمده که بدعت گذار کافر است. در صحیح بخاری هم آمده یک شب در ماه رمضان عمر به مسجد آمد دید مردم نماز تراویح را فرادی می خوانند. از این وضع خوشش نیامد و امام جماعتی تعیین کرد و دستور داد به جماعت بخوانند. فردا شب که به مسجد آمد و دید مردم به جماعت نماز مستحبی تراویح را می خوانند گفت: این چه خوش بدعتی است!
    این گفته سنی هاست. خودتان نتیجه گیری کنید. در ضمن پیامبر فرموده حب علی ایمان است و بغض او کفر. آیا امام علی دشمنی بالاتر از عمر داشته؟
    با خبر باشید ای چشم انتظاران ظهور
    بهترین سلطان عالم از همه تنهاتر است...

  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 17 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623



    نقل قول نوشته اصلی توسط mahdiye نمایش پست ها
    سلام. در کتاب اهل سنت این حدیث آمده که بدعت گذار کافر است. در صحیح بخاری هم آمده یک شب در ماه رمضان عمر به مسجد آمد دید مردم نماز تراویح را فرادی می خوانند. از این وضع خوشش نیامد و امام جماعتی تعیین کرد و دستور داد به جماعت بخوانند. فردا شب که به مسجد آمد و دید مردم به جماعت نماز مستحبی تراویح را می خوانند گفت: این چه خوش بدعتی است!
    این گفته سنی هاست. خودتان نتیجه گیری کنید. در ضمن پیامبر فرموده حب علی ایمان است و بغض او کفر. آیا امام علی دشمنی بالاتر از عمر داشته؟
    با سلام به دوستان بزرگوار
    البته در روایات از بدعت به عنوان ضلالت و گمراهی یاد شده نه کفر«...وشر الأمور محدثاتها وكل محدثة بدعة وكل بدعة ضلالة وكل ضلالة في النار ».[1]

    بیان نکته ای قابل توجه:
    مشهور میان اهل سنت آن است که بدعت را به بدعت حسنة و بدعت سیئة تقسیم می نمایند. علت این تقسیم وجود روایت نبوی صلی الله علیه وآله:« من سن سنة حسنة فعمل بها بعده کتب له مثل اجر من عمل بها و لا ینقض من اجورهم شیء؛ ومن سن فی الاسلام سنة سیئة فعمل بها بعده کب علیه مثل وزر من عمل بها و لا ینقض من اوزارهم شیء؛[2]رسول خدا صلَّي اللَّه عليه و آله و سلَّم فرمود: اگر کسي در بين مسلمانان سنت‏ حسنه‏اي به جا گذارد و پس از مرگ او بدان عمل کنند، اجري مساوي با اجر عامل آن براي او ثبت است و از اجر هيچکدام از عامل و ميّت کم نخواهد شد و برعکس اگر کسي سنت سيئه‏اي در بين مسلمانان به جا گذارد و پس از او بدان عمل کنند، وزري مساوي وزر عامل آن براي او ثبت است و از وزر هيچيک از عامل و ميت کاسته نخواهد شد».
    همچنین سخن عمر بن خطاب در مورد بدعتش در مورد نماز تراویح است که ابن شهاب از عروة بن زبير، از عبدالرحمان بن عبدالقاري نقل کرده که گفت: شبي از شب هاي رمضان با عمربن خطاب به مسجد رفتيم، مردم متفرق بودند و هرکس براي خود نماز مي‏خواند و بعضا مردي با اقوام خود به نماز مشغول بود. عمر چون اين امر را دید گفت: به عقيده من اگر اينها را با يک امام گرد آوريم بهتر است. و در پي اين تصميم ابيّ‏بن کعب را به امامت گماشت. شب ديگر به اتفاق به مسجد رفتيم و مردم به جماعت نماز مي‏خواندند، عمر گفت: «نعم البدعة هذه» اين بدعت خوبي است! البته نمازي که پس از خوابيدن بخوانند؛ يعني آخر شب از اينکه اوّل شب اقامه شود بهتر خواهد بود.[3]
    لذا مشهور اهل سنت بخاطر توجیه کار عمر وجمع میان این دو دسته روایت؟ بدعت را به دو قسم تقسیم نموده اند و حکم بدعت را تنها در مورد بدعت سیئه جاری می داند نه بدعت حسنه و می گویند کار عمر بدعت بود اما از نوع بدعتهای نیکو بود.
    در این میان علمای وهابی با این دیگاه مخالفت نموده اند و گفته اند بدعت یک چیز بیشتر نیست و آن هم بدعت سیئه است و حکم آن هم حرمت است نه جوازو دلیلی بر تقسیم آن به حسنه و سیئه وجود ندارد. این گروه در توجیه کار عمر گفته اند که کار او اصلا بدعت نبوده؟! و اگر عمر می گوید این عمل بدعت است مراد بدعت اصطلاحی و شرعی نیست بلکه بدعت لغوی است؛ یعنی امری جدید است ولی ریشه درسنت دارد؟! و ممکن نیست عمر و غیر او بدعت شرعی را انجام دهند و چگونه انجام دهند در حالی که تحذیر پیامبر«صلی الله علیه وآله» را نسبت به بدعت دیده اند.[4]

    [1].الکافی،ج1،ص56؛ سنن نسایی، ج3،ص189.

    [2].الکافی،الکلینی، ج5،ص10؛صحیح مسلم،ج8،ص62.

    [3].صحیح البخاری، کتاب صلاةالتراویح.«وعن ابن شهاب عن عروة بن الزبير عن عبد الرحمن بن عبد القاري أنه قال خرجت مع عمر بن الخطاب رضي الله عنه ليلة في رمضان إلى المسجد فإذا الناس أوزاع متفرقون يصلي الرجل لنفسه ويصلي الرجل فيصلي بصلاته الرهط فقال عمر إني أرى لو جمعت هؤلاء على قارئ واحد لكان أمثل ثم عزم فجمعهم على أبي بن كعب ثم خرجت معه ليلة أخرى والناس يصلون بصلاة قارئهم قال عمر نعم البدعة هذه والتي ينامون عنها أفضل من التي يقومون يريد آخر الليل وكان الناس يقومون أوله».

    [4].فتاوای صالح فوزان و محمد صالح العثیمین.
    ماجرای مناظره یک روحانی شیعی با وهابيون در بقيع
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  15. صلوات ها 6


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود