صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اعتماد شوهرم ازم سلب شد(لطفا راهنمایی کنید)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    دین و موضوعات دینی
    نوشته
    5,952
    حضور
    80 روز 5 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    131
    آپلود
    0
    گالری
    1505
    صلوات
    54604

    پرسش اعتماد شوهرم ازم سلب شد(لطفا راهنمایی کنید)




    سلام دوستان
    عرض ادب و احترام
    مورد زیر را یکی از کاربران یک سایت که عضو آن هستم مطرح کرده و درخواست کمک داره
    سعی می کنم از خودشون بخواهم در اینجا عضو بشوند تا بهتر بشود به ایشان کمک کرد

    سلام حدود 3 ساله از عروسیمون میگذره ولی اول ازدواجمان یه سوء تفاهمی بوجود امد که من بوجود اوردام و اعتماد شوهرم ازم سلب شد خیلی مشاوره و روانشناسی رفتیم به من می گفتند شوهرت دچار ترس از دست دادن تو رو داره و این بیماری چند سال طول میکشه چون عاشق منه
    ولی یه مدتی خیلی رو من حساس شده بود تا جایی که عشقمو یعنی ادامه تحصیل دانشگاهیمو ازم گرفت و گفت بیا پیش خودم سرکار و حقوقم میده و به همه میگم هنوز دانشجو ام چون اون مشکل از دانشگاهم آب می خورد. حتی دوست نداره به علایق من توجه کنه مثلا باید تمام لباس های منو خودشون بپسندند و حتی نمی گذاره برم آموزش رانندگی و تمام اطرافیان کم سنتر و بالاتر خودم راننده اند ولی میگه خوشم نمیاد از دخترایی که سوار ماشین میشن و پسرا دونبالشون می افتن با اینکه من حجابم خوبه و خیلی جدی ام خلاصه برای هر کاری که من وارد جامعه بشم مخالفه و ...

    الان به جایی رسیدم که دکترم میگه افسردگی شدید داری و حتی چند باری می خواستم خودکشی کنم با اینکه 24 سالمه احساس مسکنم کاش می شد دنیا آخر می شد خیلی خسته ام .اگه میشه راهنماییم کنید که چکار کنم

    اعتماد شوهرم ازم سلب شد(لطفا راهنمایی کنید)

    3000 مداحی محرم +5000 صوت مذهبی
    دریایی از امکانات پیش روی شماست


  2. صلوات ها 29


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    تنها به یاد توست، جوش و خروش ما / ای مهدی عزیز، ای آخرین امید
    نوشته
    3,382
    حضور
    16 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    44
    آپلود
    22
    گالری
    495
    صلوات
    31673



    نقل قول نوشته اصلی توسط مـهـدی نمایش پست ها
    سلام حدود 3 ساله از عروسیمون میگذره ولی اول ازدواجمان یه سوء تفاهمی بوجود امد که من بوجود اوردام و اعتماد شوهرم ازم سلب شد
    با سلام و احترام

    در زمينه رفتارهاي شوهرشون نظراتي دارم

    اما

    به نظرم تا زماني كه همون سوءتفاهم كوچك كه ريشه همه اين مشكلات بوده روشن نشه نميشه راهنمايي و نظر قطعي و درستي داد.

    با تشكر
    موفق باشيد در پناه امام زمان ارواحنا له الفداه؛
    ویرایش توسط آذر بانو : ۱۳۹۰/۰۵/۳۱ در ساعت ۱۸:۱۶



    امام حسین علیه السلام میفرمایند: هرکس هدف و خواسته ای را با معصیت و نافرمانی خدا بجوید, بیشتر از آنچه را که بدان امید دارد از دست میدهد و سریعتر در آنچه که از آن میترسید واقع میشود.

  5. صلوات ها 19


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    مطالعه، تفکر، پیاده روی، باران، رحمت خدا
    نوشته
    365
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    42
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    2828



    به نام خدا

    با سلام

    عنوان رو که خوندم فکر کردم برای خود جناب مهدی مشکلی پیش اومده

    اما جدای از شوخی اگه جناب مهدی نگن نظر غیر کارشناسانه ندید!! باید بگم این رفتار بیش از اینکه بواسطه سو تفاهمی که بوجود اومده ایجاد شده باشه، از قبل توی شخص وجود داشته، اون سوء تفاهم فقط بهونه ای بوده برای فهمیدن و رویارویی با خود واقعی (رفتار و طرز فکر) شوهرشون
    البته اطلاعات کمی داده شده که نمیشه با اینها به نتیجه مطلوب رسید ولی در فرض اول، همون ترس از دست دادن گزینه درستی میاد، چون ما حتی غیرت رو بر اومده از علاقه مفرط میتونیم تعبیر کنیم؛ که باید ریشه یابی شه چرا فرد این نگرش رو داره.

    با اجازه
    در پناه حق موفق و موید باشید

  7. صلوات ها 17


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    کتاب. بدنسازی بوکس
    نوشته
    128
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    227



    سلام.
    به نظر من:
    وقتی مشاوره و روان درمانی جواب ندهد چاره ای جز دارودرمانی نیست.
    کاهش دادن اضطراب باعث تخفیف وسواس میشود.
    مساله مهم چگونگی راضی کردن شوهر برای دارو درمانیست.
    Do not fear to be eccentric in opinion, for every opinion now accepted was once eccentric

    Bertrand Russell

  9. صلوات ها 13


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    دین و موضوعات دینی
    نوشته
    5,952
    حضور
    80 روز 5 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    131
    آپلود
    0
    گالری
    1505
    صلوات
    54604



    سلام دوستان
    عرض ادب و احترام
    اول چند نکته بگویم
    ان سایت که عضوش هستم این استhttp://goleleila.com
    دوم اینجا یک انجمن است و جایی برای تبادل نظرات هیچ اشکلالی ندارد نظر بدهید و راهنمایی کنید ولی تاکیید کنید که این نظر شخصی یا تجربه خودم است که فرد که راهنمایی خواسته متوجه بشود
    سوم دوست گرامی عضو سایت شدند اما تا محیط آشنا بشوند من قسمت دوم صحبت های ایشان را قرار می دهم تا خودشان به بحث اضافه بشوند


    ویرایش توسط مهدی : ۱۳۹۰/۰۶/۰۳ در ساعت ۱۷:۱۲
    اعتماد شوهرم ازم سلب شد(لطفا راهنمایی کنید)

    3000 مداحی محرم +5000 صوت مذهبی
    دریایی از امکانات پیش روی شماست


  11. صلوات ها 16


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    دین و موضوعات دینی
    نوشته
    5,952
    حضور
    80 روز 5 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    131
    آپلود
    0
    گالری
    1505
    صلوات
    54604



    این قسمت دوم صحبت های ایشان


    ترم 2 بودم که سر درس برنامه نویسی استادم منو با یه پسری که 5سال از خودم کوچکتر بود با هم توی یه تیم انداخت چون هردومون خیلی برنامه نویسیمون خوب بود و نقطه ضعف های همو بهم آموزش می دادیم..
    یه روز من با یکی از دوستام به خاطر شوهزم بحثمون شد . من 11 سال از شوهرم کوچکترم یه روز دوستم با حالت طعنه بهم گفت من فکر کردم این پسره پدرته و ماجرا از همون جا شروع شد من اینجا ترم1 بودم و با خودم گفتم دیگه با هیچ دختری هم پیک نمی شم و تغریبا منی که خیلی شاد و شنگول بوم تنها میرفتم و میومدم تا اینکه ترم 2 با این پسر تو یه کلاس افتادیم و بهم می گفت چرا ترم قبل دورتون شلوغ بود و همه منتظر اومدن شما بودند تا برند خونه ولی حالا سرت فقط تو کتابته و تنهایی.منم برای اولین بار اشکم ریخت .....
    و گفتم ماجرا از این قراره.... یواش یواش
    اتفاقات و دلخوریهایی که برام بوجود امده بود را واسش می گفتم.
    وارد زندگی من شد و یکی دو بار منو تا نزدیک خانه رساند نمی دونم چرا اینجوری شد .چون من فوق العاده دختر سرسختی بودم ولی این آدم دهاتی من چون خیلی تنها بودم تمام
    یه روز با شوهرم داشتیم صبحانه می خوردیم و داشت واسم لقمه می گرفت که اون پسره زنگ زد منم که بی تجربه بودم آنرا قطع کردم بعد شب که شد شوهرم گفت کی بود گفتم دوستم .گفت گوشیتو بده منم از حولم پرتش کردم تو کوچه و دعوایمان شد .
    آخرش فهمید و 2 ماه باهام قهر بود . کارمان داشت به جدایی می کشید من خونه پدرم بودم و.. خیلی اتفاقات بد دیگری که فکرشم نمی کردم .اولش بهم تهمت زد و گفت حتما اتفاقی هم افتاده و حتی خونوادام رو برد زیر سوال ولی هیچه قسم می خوردم فایده ای نداشت.رفتم پیش مشاور و بالاخره بعد از نیومدن های زیاد و امودن مشاور به محل کارش حاضر شد باهاش حرف بزنه. .مشاوره میگفت از این آدم مریض جدا شو ولی من دوسش میداشتم.در آخر سر گفت به شرطی برگرد خونه که دور دانشگاتو خط بکشی .اون موقع قبول کردم و لی با پیامدهای زیادی شوهرم خیلی دلش می خواد منو از این وضعیت نجات بده .الان بیماری قلبی گرفته ام و سرددرد های شدید عصبی که دکتر گفت داره میگرن می شه تمام شادیمو ا ز دست دادم فقط به فکر راه فرارم ولی همه درها بسته است چون این مرد دیگه اون فرد من نیست ....

    اعتماد شوهرم ازم سلب شد(لطفا راهنمایی کنید)

    3000 مداحی محرم +5000 صوت مذهبی
    دریایی از امکانات پیش روی شماست


  13. صلوات ها 24


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151460



    با سلام خدمت همه دوستان
    مشاوره انواعي دارد، مشاوره فردي، مشاوره گروهي و گروه درماني، زوج درماني و خانواده درماني:
    اين مورد از موارد زوج درماني است در اين نوع مشاوره حضوري هر دو زوج لازم است. با يكي كار پيش نمي رود. مانند اين است كه يخچال بزرگي را كه دو نفر بايد از پله ها به طبقه چهارم ببرند را يك نفر بخواهد ببرد.
    خانم محترم كاري كه شما كرديد مانند يك ويروس بد ذهن شوهرتان را دست كاري كرده است و برخي از فايل هاي بين شما كه در ذهنش بوده را خراب و محو كرده است. از اين جهت خودتان هم به ايشان حق داده ايد. زمان زيادي لازم است كه با كمك مشاور اعتماد سازي كنيد و آنتي ويروس اعتماد را نصب كنيد و فايل هاي دست كاري شده ذهن او را برگردانيد. براي رسيدن به مقصود تان از نكات زير مدد بگيريد.
    1-بدگماني او بيماري نيست چون رفتار شما سبب آن شده است.
    2- هركاري كه به اعتماد ضربه مي زند را فعلا غلاف كنيد. مثل تعريف از يك مرد، مقايسه كردن او با مردان ديگر،
    3-به خواسته هاي او كه اعتمادش را به شما زياد مي كند تن دهيد تا متوجه شود كه خطري زندگي زناشويي او را تهديد نمي كند. بعد از اين بينش مي توانيد به تدريچ برنامه هاي دلخواه خود را شروع كنيد.
    4- مؤمن از يك سوراخ دوبار گزيده نمي شود. اجازه ندهيد در شرايط ديگر ارتباط تدريجي شما با مرد غريبه اي شكل بگيرد. و يك حريم در ارتباط تان با مردان غريبه بكشيد.
    5- براي بازگرداند اعتماد از دست رفته تلاش كنيد حرف ديگران شما را سرد نكند داستان زندگي خود را براي افراد آشنا تعريف نكنيد.
    6- هر كاري كه نشان دهنده مهر شما به همسرتان است را شروع كنيد مراقب باشيد از كارهاي تصنعي و كاذب پرهيز كنيد. مثلا از عكس هايي كه با او داريد هر چند روز يك با در اتاق تان نصب كنيد و آن را با عكس ديگر عوض كنيد.
    جلوي ديگران اقتدارش را تقويت كنيد و نقاط قوتش را بيان كنيد و...
    7-درمان افسردگي خودتان را جدي بگيريد هرگز سر از خود دارو را قطع يا كم نكنيد.
    8- در نامه اي به ايشان بنويسيد كه كارتان اشتباه بوده است و از ايشان بخواهيد كه كمك تان كند زندگي را زير نظر يك مشاور زوج درمانگر ترميم كنيد. و بنويسيد كه اين ارتباط تان با آن پسر سطحي بوده است.
    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۰/۰۶/۰۴ در ساعت ۰۱:۴۸
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  15. صلوات ها 26


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    عاشق اهل بيت عليهم السلام
    نوشته
    48
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    348

    شاد راههاي جلب اعتماد همسر




    راههاي جلب اعتماد همسر
    زوج‌ها اغلب با انتظارات غیرواقع‌بینانه‌ای وارد زندگی مشترک می‌شوند و در حالی با یکدیگر ازدواج می‌کنند که شناخت زیادی از خصوصیات و خواسته‌ها و تمایلات یکدیگر ندارند؛ بنابراین هنگامی که این انتظارات گاه نابجای آنها برآورده نمی‌شود، دلسرد و سرخورده شده و به دنبال راه گریز و رهایی از این ارتباط خواهند بود.


    در واقع باید ببینیم هنگامی که دو نفر زندگی مشترکی را با یکدیگر آغاز می‌کنند، چه انتظارات و توقعاتی از یکدیگر دارند و یک زن از همسرش چه می‌خواهد و چه خصوصیاتی را به عنوان یک شوهر خوب در وجود او جستجو می‌کند.
    برخورداری از صداقت‌
    افرادی که مرتب به همسرانشان دروغ می‌گویند و با آنها روراست و صادق نیستند نخواهند توانست اعتبار،‌ ارزش و اعتماد همسران خود را جلب کنند.
    در اینجا صداقت در کنار اعتماد قرار می‌گیرد. همسری که نمی‌تواند به طرف مقابلش اعتماد کند، بیشترین تمایل را به نق‌زدن و دائما گله و شکایت داشتن و معترض بودن پیدا می‌کند و به این ترتیب شاید به عنوان فردی که دائم نق می‌زند و شکایت دارد، شناخته شود.
    پذیرش همسر
    توشه‌ی دیگری که در سفر زندگی به وجود آن نیاز شدیدی داریم و بدون داشتن آن، طی کردن مسیر برای ما سخت و کسل کننده است، پذیرش و پذیرفتن همسر و هم‌سفر خود به همان گونه‌ای که هست می‌باشد.هر انسانی دارای خصایص اخلاقی و پیچیدگی‌های ویژه‌ی خود است. به غلط می‌پنداریم که همسر ما باید آن گونه باشد که ما دوست می‌داریم و این موضوع مانع از آن می‌شود که با در نظر گرفتن تفاوت‌هایمان فرصتی جهت تفکر در روابط دوستانه‌مان داشته باشیم. ما فراموش کرده‌ایم که مردها و زن‌ها با همدیگر تفاوت دارند؛
    زنان همیشه سعی می‌کنند که مردها را عوض کنند و اصلاح نمایند. زن فکر می‌کند که اقداماتش برای عوض کردن مرد کاری دوست داشتنی است، امّا مرد احساس می‌کند که تحت نفوذ و کنترل است و این برای هر مردی خفقان‌آور است. برای موفّقیّت و صمیمیّت در زندگی، می‌بایست از رفتار والدگونه- بایدها و نباید‌ها- بپرهیزیم و به تفاوت‌های فردی و فرهنگی و خانوادگی و ... یکدیگر احترام بگذاریم
    ویرایش توسط تسنيم : ۱۳۹۰/۰۶/۰۴ در ساعت ۲۳:۰۴

  17. صلوات ها 14


  18. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۰
    نوشته
    11
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    125



    از راهنامیی هایتان ممنونم.
    اون موقعی که این مشکلات برام پیش اومد یه مشاور گرفتم ولی بعد از حل اختلافمان که 2 ماه طول کشید تا برگردم سر خونه و زندگیم... شوهرم گفت تو مشکل داشتی و پولشو را هم خودت می دی .بهم خیلی برخورد و چون بیشتر پولشو خودم داده بودم 2جلسه آخر هم که جمعا 400 تومان می شد خودم دادم وتازه چون مشاورم مردی مسن بود و یه بار من بهش گفتم آقای دکتر و شوهرم خیلی حساس شده بود روی این موضوع ..حالا وقتی میگم بریم مشاوره میگه بیا باهم بریم ولی فقط میگه ! من دوست دارم یه بار بهم بگه بیا ببرمت دکتر..
    حداقل برای سلامتی خودم و خودش .میگه یکی رو پیدا کن تا بریم پیشش ولی چون اونسال روی اون مشاور پیر حساس بود ،به خاطر همین من الان می ترسم بریم پیش یکی و یا رو مرد بودنش حساس باشه یا دوباره بهم بگه تو از قبل پرش کرده بودی.. بگین من با این قلبم چکار کنم. از یه طرف دیونه وار دوسش دارم واز طر دیگه خیلی وقت ها که برم تو غار تنهایی خودم ازش متنفر میشم .
    ولی باز هم ممنون از راهنمایی هاتن .حداقل وقتی حرف می زنم حتی ممکنه به جوابم برسم.

  19. صلوات ها 12


  20. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    نقاشی و نویسندگی
    نوشته
    696
    حضور
    62 روز 3 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1608



    به نام خداوند بخشایشگر و مهربان

    سلام بر شما ، بنده زیاد در این موضوع وارد نیستم ولی گفتم یه نظری داده باشم و شاید بتونم کمک کنم ... چون کمک کردن کار خوبیست .

    اول از همه باید بگویم که در اون موقع (پرت کردن گوشی در کوچه) کاری بود که هر انسانی رو به شک بسیار شدیدی فرو می بره و به نظر من کاملا کار غلطی بود و شما باید با خونسردی تمام می گفتید که این فرد بوده .... با این مشخصات! این موضوع که یک فرد زیادی به یه نفر توجه کنه و زیاد از حد دوستشداشته باشه هم می تونه بدون این اتفاق سو تفاهم ، هم تبدیل به یک مشکل روحی و روانی بشه .

    فردی که از علاقه ی زیاد به یک شخص خاص ، دست به کار های غیر منطقی میزند که نکنه یه وقت اون شخص خاص مرا رها کنه و من تنها بشوم .... این نوع افراد خیلی وجود دارند و باید رو این افراد کار کرد تا درست بشوند .

    اما این حالت شوهر شما به دو شکل بستگی دارد و هر کدومش راه حل خودشرو داره :‌
    1ـ ایشون به اشتباه فکر های بدی از شما کرده اند و به شما تهمت زدند و به این بیماری روحی و روانی بد دچار شده اند .
    2ـ این رفتار یکی از ویژگی های خود ایشون هست و از کوچیکی همراهشون بوده .

    اما باید گفت که اختلاف سن شما زیاد است و این اختلاف سن ممکن است مشکلاتی از همین قبیل ایجادکنه و شما پیش شوهرتون دو برابر عزیز تر بشوید ! به این شکل

    من چند راه حل دارم که می گویم ... اینکه باید همون جوانی که باهاش در دانشگاه کار می کردی را به شوهرتان نشون بدین و این مشکل سوتفاهم حل بشود و کاملا قضیه رو بایک سری شاهد حل کنید .
    دوما اینکه می توانید با شوهرتان کم کم راه بیایید و هر چه که او می گوید را قبول کنید و کم کم خودتان رابا موضوعاتی که او می گوید وفق دهید و بعد از گذشت مدتی خود شوهر شما تاثیراتی بر رویش خواهد ماند ، این افراد را نباید نا امید کرد و ترکشان کرد ، چون بعد مشکل بسیار بزرگی بر سرشان می آید .
    از این راه شوهر شما کم کم به اشتباهات خود ژی می برد و می بیند که همان قدر که او شما را دوست دارد ، شما همبه او توجه خاص دارید و دوستش دارید و بعد او این دوست داشتن رو در یک اندازه می بیند و از کار های افراطیش دست می کشد !
    سوما ، سوما ..... ؟؟؟؟‌!!!‌ چی بگم .... مورد سومی نمیابم ....

    به نظر من هر دو این کار هایی که من گفتم را بکنید ، می تونید موفق بشوید ..... و در اخر هم باید بهتون بگویم که این مشکل بسیاری از زنان هست و خیلی جا ها اونا رو بسیار ازار می ده ! شما نباید به این مسائل بسیار توجه خاصی کنید و بهش به عنوان بزرگترین مشکل نگاه کنید و این کار شما رو جلوی شوهرتان بد جلوه می ده .....شما باید نسبت به این مسائل بی توجه و بی خیال باشید و بگویید که زندگی من خوبه ... شوهر خوبی دارم که حاضر هست همه کار برایم بکنه و زندگی خوبی دارم ...حالا رانندگی یاد نگیرم ..... بعد از حل مشکلات یاد می گیرم......یکم باید زنها یاد بگیرند که بی توجه و بی محل و بی خیال باشند ....دقیقا مثل مرد ها که کاربسیار سختتی هست برای خانم ها ..... !!!

    در اصل برداشتی که می تونیم از صحبت های من داشته باشیم اینه که شما باید علاقه ی خودتون رو هم اندازه بکنید باعلاقه شوهرتون نسبت به شما ... ! که کار بسیار سختی و برای اینکه اختلاف سنی شما با شوهرتون هیچ احساسی نشه .... هر دوعلاقه به یک اندازه طوری که شما رو هم سن شوهرتون نشون بده و علاقتون برابر بشه .... اینکار سخته ولی شاید خوب عمل کنه !

    خب من نظرات خودم رو گفتم ...... اگر نظرم اشتباه بود ، خب دلیلش رو بگید و ببخشیدم و اگر تونست کمکتون کنه ..... خیلی خوشحالم ..... موفق باشید
    ویرایش توسط Kamran : ۱۳۹۰/۰۶/۲۶ در ساعت ۱۸:۳۶

  21. صلوات ها 7


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 17
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۰۹, ۰۹:۴۴
  2. تو میایی ای پسر فاطمه
    توسط safareeshghe در انجمن مهدویت و آخرالزمان
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۲۰, ۱۹:۴۷
  3. پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۳/۰۸, ۲۱:۴۲
  4. مقایسه ؛ بلایی خانمان سوز یا سکویی برای پرش؟؟؟؟؟
    توسط راهی در انجمن مهارت های زندگی
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۷/۱۹, ۲۲:۰۲

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۵/۱۲/۲۶, ۰۲:۴۳ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود