صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تفسير ابيات حافظ

  1. #1

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    اهل بيت و فدا شدن براي انها
    نوشته
    245
    حضور
    1 روز 3 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    663

    تفسير ابيات حافظ




    لطفا هر کسی تفسیر بیتی از حافظ را متوجه نمی شود اینجا بنویسد تا روی ان بحث شود .
    اولیش خودم:


    بيت اول : مي و سجاده

    بمی سجاده رنگین کن

    گرت پیـــــر مغان گــــوید

    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۰/۰۵/۳۱ در ساعت ۱۱:۵۷ دلیل: شماره بندي كردن هر بيت: البته با اجازه
    رفعت پايه ما خدمت اهل البيت است

    نيست حاجت كه به افلاك بريم ايوان را
    قال الصادق - روحي فداه -:
    نحن صنائع الله و الخلق بعد صنائعنا
    (احتجاج )

  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    47
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    306



    سلام
    چه بحث جالبی اگه البته حذف نشه!!!
    تا بحال این شعر رو زیاد خوندم ولی دقت نکرده بودم به معنیش.
    واقعن جالبه که شراب و سجاده رو کنار هم بکار برده!!
    ولی فکر میکنم اگر بیت بعدی کنارش بیاد حتمن به فهمش کمک میکنه

    پس:
    به من سجاده رنگین کن/ گرت پیر مغان گوید
    که سالک بی خبر نبود/ ز راه و رسم منزلها

    اما نفسیر من :فکر میکنم منظور خواجه این بوده ؛
    حرفها و پندهای فرد عارف مسلک و ی کسی که سالها راه سیر و سلوک طی کرده رو به گوش گیر هرچند که بگه با شراب سجاده ات رو اراسته کن!!!!

    البته این معنای ظاهر ابیات رو نشون میده و منتظر تفاسیر دوستان فلسفیمون هستیم.


    ویرایش توسط صلات : ۱۳۹۰/۰۵/۳۱ در ساعت ۱۲:۱۶
    لبخندمیزنیم به آسمان... به هرجایی که امکان دارد .. به زمین... خداعاشق ماست چه سعادتی بالاترازاین؟!!!

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    اهل بيت و فدا شدن براي انها
    نوشته
    245
    حضور
    1 روز 3 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    663



    مي شود گفت خواجه می خواست بگوید: به حرف استادت گوش کن زیرا او از تو بیشتر تجربه دارد
    رفعت پايه ما خدمت اهل البيت است

    نيست حاجت كه به افلاك بريم ايوان را
    قال الصادق - روحي فداه -:
    نحن صنائع الله و الخلق بعد صنائعنا
    (احتجاج )

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    سبلهعبلحبحثعبهلحسبعحیعبلحی
    نوشته
    3
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    7

    مطلب




    یعنی به قول خود حافظ
    ز زهد خشک ملولم بیار باده ی ناب که بوی باده مدامم دماغ تر دارد
    ز باده هیچت اگر نیست این نه بس که تو را دمی ز وسوسه ی عقل بی خبر دارد
    کسی که از ره تقوی قدم برون ننهاد به عزم میکده اکنون سر سفر دارد

    البته این شراب شراب انگوری نیست و از جنس روح است این شراب را روح انسان سر میکشد. به قول شیخ بهایی:ساقیا بده جامی زان شراب روحانی.یا به قول مولانا:زان می خورم که روح پیمانه اوست زان مست شدم که عقل دیوانه اوست .
    پیر مغان هم نماد انسان کامل است . یعنی امام زمان(عج)که حافظ با وی در ارتباط بود و حافظ به عشق امام غزل می گفت.
    تا مرا عشق تو تعلیم سخن گفتن کرد خلق را ورد زبان مدحت و تحسین من است
    حتی امام اشعار حافظ را تصحیح می کردند
    یاد باد آنکه به اصلاح شما می شد راست نظم هر گوهر نا سفته که حافظ را بود
    در غزل های حافظ خیلی کم اند غزل هایی که در آن اثری از امام نباشد. معنی نظربازی حافظ همین است او به امام زمانش نظر داشت
    در نظربازی ما بیخبران حیرانند من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند
    و یا دوستان عیب نظربازی حافظ نکنید که من او را ز محبان شما می بینم
    و باز میگوید: اهل نظر دو عالم در یک نظر ببازند
    درجای دیگر:کمال دلبری و حسن در نظر بازیست به شیوه نظر از نادران دوران باش
    به ابیات زیر دقت کنید
    چشم آلوده نظر بر رخ جانان دور است بر رخ او نظر از آینه پاک انداز
    دیدن روی تو را دیده جان بین باید وین کجا مرتبه چشم جهان بین من است
    غسل در اشک زدم که اهل طریقت گویند پاک شو اول سپس نظر در آن پاک انداز
    چو مستعد نظر نیستی وصال مجوی که جام جم نکند سود وقت بی بصری
    هر چه هست از قامت نا ساز بی اندام ماست ور نه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست
    ای غایب از نظر که شدی همنشین دل میگویمت دعا و ثنا میفرستمت
    ای غایب از نظر به خدا می سپارمت جانم بسوختی و به دل دوست دارمت
    تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار که در برابر چشمی و غایب از نظری
    از بهر چه گویم هست از خود خبرم چون نیست وز بهر چه گویم نیست با وی نظرم چون هست
    کجاست صوفی دجال فعل ملحد شکل بگو بسوز که "مهدی" دین پناه رسید
    ابیاتی ازاین دست در شعر حافظ زیاد هست.حالا ما به همین چند بیت اکتفا میکنیم.(اللهم عجل لویک الفرج).پایان

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط beroz نمایش پست ها
    بمی سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید
    سلام
    سخن جناب حافظ به نظر بنده قابل تطبیق بر این مطلب است :
    روزی یکی از اصحاب امام صادق ع به محضر ایشان رسید و عرض کرد آقا چرا شما قیام نمی فرمایید شما خیلی شیعه دارید و چنین وچنان . حضرت سخنی نگفت تا اینکه غلام ایشان وارد شد . حضرت به غلامش دستور داد وارد تنوری شود که درونش آتش بود . غلام هم بی درنگ این کار را کرد . آن یار حضرت تعجب کرد . حضرت فرمود : چند تا مثل این غلام دارید که اینگونه از ما اطاعت کند . صحابی امام ع با سرافکندگی عرض کرد : هیچ . حضرت فرمودند حال برو ببین حال و وضع غلام ما چگونه است . وقتی رفت و نگاه کرد دید آن غلام در تنور سرد شده نشسته و هیچ آسیبی به او نرسیده است .
    ظاهرا این مضمون یک روایت است و به ما می فهماند که باید مطیع محض انسان کامل معصوم بود ولو اینکه ما را به کاری امر کند که ما از چگونگی آن بی خبر باشیم چون او منصوب الهی این طریق است . با یک پله نزول عالمان ربانی حقیقی هم چنین منصبی دارند .
    موفق باشید

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151460



    با سلام
    و تشكر از بحث خوب تان
    براي آشفته نشدن بحث بهتره هر بيت را با شماره مشخص كنيد

    در تفسير ابيات عرفاني يك نكته بسيار مهم است و آن آشنايي با اصطلاحات عرفاني، و كنايه ها و استعاره ها؛ همان گونه كه براي آشنايي با كامپيوتر اصطلاحات خاص خودش را بايد بدانيم يك لغت در اصطلاح كامپيوتر ممكن است يك معني خاص داشته باشد ولي در فرهنگ عامه معني ديگر.
    در اين بيت پير مغان كنايه از استاد و مرشد سير و سلوك است كه آگاه به بوستان ها و چاه هاي مسير عرفان است. پير مرشد علمش به شريعت و وحي وصل است و بعد از پذيرش دين با عقل و تحقيق. نبايد به دستورات ديني گير داد چون علم ما محدود است و احاطه كامل به فلسفه احكام نداريم. برخي دستورات با عقل انساني ما سازگاري ندارد اما تعبدا بايد بپذيريم.
    روايت بالا در اين زمينه كمك كننده است.
    نكته ديگر: اشاره به روش برخي از عرفا دارد عارف حقيقي اهل دكان باز كردن نيست. يعني خوشش نمي آيد بندگان خدا پشت سرش را بيفتند و دستش را ببوسند و التماس دعا بهش بگويند. به همين دليل در ظاهر ممكن است رفتارهايي انجام دهد كه افراد ظاهر بين خوششان نيايد.
    آيت الله بهجت به كسي كه مي گفت من را نصيحت كن مي گفتند برو همون هايي كه مي دوني عمل كن.
    البته شيوه افراطي ان ملامتيان بودند انها كارهايي مي كردند كه حتي مردم را پس بزنند و راحت به سلوك فردي خود ادامه دهند كه اين با اجتماعي بودن عرفان مثبت و اسلامي سازگاري ندارد

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    47
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    306



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها

    روزی یکی از اصحاب امام صادق ع به محضر ایشان رسید و عرض کرد آقا چرا شما قیام نمی فرمایید شما خیلی شیعه دارید و چنین وچنان . حضرت سخنی نگفت تا اینکه غلام ایشان وارد شد . حضرت به غلامش دستور داد وارد تنوری شود که درونش آتش بود . غلام هم بی درنگ این کار را کرد . آن یار حضرت تعجب کرد . حضرت فرمود : چند تا مثل این غلام دارید که اینگونه از ما اطاعت کند . صحابی امام ع با سرافکندگی عرض کرد : هیچ . حضرت فرمودند حال برو ببین حال و وضع غلام ما چگونه است . وقتی رفت و نگاه کرد دید آن غلام در تنور سرد شده نشسته و هیچ آسیبی به او نرسیده است .
    ظاهرا این مضمون یک روایت است و به ما می فهماند که باید مطیع محض انسان کامل معصوم بود ولو اینکه ما را به کاری امر کند که ما از چگونگی آن بی خبر باشیم چون او منصوب الهی این طریق است . با یک پله نزول عالمان ربانی حقیقی هم چنین منصبی دارند .
    سلام
    خیلی خوبه که کارشناسان عزیز تو این تایپیک حضور پیدا کردندو نظراتشون رو میگن
    جناب حامد بزرگوار هم خیلی زیبا این شعر رو تفسیر کردید
    اما یه سوال تو این دوره و زمونه ما پیر مغان از کجا گیر بیاریم یا اصلن همچین کسایی هستن؟


    ویرایش توسط صلات : ۱۳۹۰/۰۵/۳۱ در ساعت ۱۲:۴۴
    لبخندمیزنیم به آسمان... به هرجایی که امکان دارد .. به زمین... خداعاشق ماست چه سعادتی بالاترازاین؟!!!

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط صلات نمایش پست ها
    اما یه سوال تو این دوره و زمونه ما پیر مغان از کجا گیر بیاریم یا اصلن همچین کسایی هستن؟
    سلام
    بر اساس احادیث ، هیچگاه زمین از حجج الهی خالی نیست . جوینده یابنده شود .
    موفق باشید

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    اهل بيت و فدا شدن براي انها
    نوشته
    245
    حضور
    1 روز 3 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    663



    شما چطور می فرمایید پیر مغان منظور امام زمان است . در حالی که مغ یعنی کافر و پیر مغان یعنی مرشد کافران . لطفا واضح فرمایید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ویرایش توسط عبد آل محمد : ۱۳۹۰/۰۵/۳۱ در ساعت ۱۳:۱۳
    رفعت پايه ما خدمت اهل البيت است

    نيست حاجت كه به افلاك بريم ايوان را
    قال الصادق - روحي فداه -:
    نحن صنائع الله و الخلق بعد صنائعنا
    (احتجاج )

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    47
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    306



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    سلام
    بر اساس احادیث ، هیچگاه زمین از حجج الهی خالی نیست . جوینده یابنده شود .
    موفق باشید
    منظورتون از حجج یعنی چند تا حجت؟
    یعنی الان ما حجتها داریم تو این عصر؟
    در ضمن شما مقصد رو و هدف رو نشون دادینا !!!

    میگن سه نوع ادرس دادن داریم :
    ااز یکی میپرسی ادرس فلانی کجاست با دست و ایماو اشاره شفاهی یه ادرس بهت میده
    نوع دوم برات یه کروکی میکشه
    سومین نوعش اینه که دستتو میگیره و میبردت به مقصد میرسوندت

    حالا به نظر مشا کدوم بهتره ؟
    کاش یکی هم پیدا بشه دست مارو بگیره برسوندمون به مقصد.
    اللهم عجل لولیک الفرج

    لبخندمیزنیم به آسمان... به هرجایی که امکان دارد .. به زمین... خداعاشق ماست چه سعادتی بالاترازاین؟!!!

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود