جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا امام علی (ع) قاتل خود را بیدار کرد ؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    124
    حضور
    11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    308

    آیا امام علی (ع) قاتل خود را بیدار کرد ؟




    آیا امام علی (ع) قاتل خود را بیدار کرد ؟
    مقدمه :
    بشر در گذشته تاريخ خود ، براي نجات از ترس از موجودات و حوادث بيروني و يا توهمات و تصورات دروني خود ، خداياني در حد اعلاي تصور خود از موجودي قوي با همه ويژگيهاي افسانه اي و دست نايافتني ، ساخته و به آنان پناه برد .
    و از آنجا كه خود را كوچكتر از آن مي دانست كه بتواند حتي با آن خدايان رازي را بگويد و يا خواسته اي را بيان كند ، واسطه هايي از جنس خود ولي در هيبت خدايان و با همه اوصاف آنها ، قرار داد و هر روز در رقابت با ديگران ، معجزات و كرامات بيشتري را به آنها نسبت داد .
    اما با گذشت زمان و بالغتر شدن در علم و فهم و عقل ، ديگر آن خدايان و يا واسطه ها ، رنگ چشمگيري نداشتند .
    به همين روست كه خداوند حكيم ، محمد (ص) را با معجزه اي از جنس علم و تعقل ، به رسالت برگزيد و قرآن را هدايت افكار غيرپريشان 1 و انسانهاي انديشمند و حقيقت طلب 2 خواند .
    و اگر محمد (ص) را الگوي حسنه اي براي ره يافتن و ره پيمودن مي داند 3 ، بدان سبب است كه كسي از جنس بشر بوده ، با همان ويژگيها و توانائيهاي جسمي و روحي او 4 .
    و چنين است براي ديگراني چون عظمتي به نام امام علي (ع) .
    بايد توجه داشت كه جايگاه والاي ايشان در ذهن تاريخي مردمان مسلمان و غيرمسلمان ، نه به وقايع غيرواقعي و غير قابل تكرار در سرنوشت او و حتي ديگران است و نه به ويژگيهاي اغراقي كه در انديشه عقلاني انساني ، نامطلوب و غيرمنطقي است 5 .
    بلكه به درجه تعالي در تكامل روحي 6 و اعتلاي اخلاقي در رفتار و گفتار 7و ثبات در عدالتخواهي و مردمداري 8 بوده كه هر كس ديگري را نيز ميسر بوده و علي (ع) را الگو و شاخص اين مسير قرار داده است .
    يكي از بيشمار نسبتهاي افراطي غلوآميزي كه به امام داده شده است ، كيفيت ضربت خوردن و رفتار ايشان قبل و بعد از آنست ، كه در اين مجال قصد پرداختن به آن را داريم . *
    نسبتهاي غير واقعي و غير منطقي به امام علي (ع) :
    1- آیا امام علی (ع) در شب 19 رمضان ، هنگام سحر به مسجد آمد ؟
    2- آیا در مسجد ، ابن ملجم را بیدار کرد و گفت : برخیز ، میدانم زیر جامه خود چه پنهان کرده ای ؟
    3- آیا امام پس از ضربت خوردن ، از خاک محراب برداشت و بر زخم سر خود ریخت و فرمود : منها خلقناکم و فيها نعيدکم و منها
    نخرجکم تارة اخرى 1
    قبل از بررسی موضوع از منابع تاریخی موثق ، ابتدا چند سوال و ابهام اساسی زیر باید مد نظر قرار گیرد :
    1- آیا جایز است که امام مقدمات قتل خود را فراهم کند ؟
    2- با توجه به سرمشق بودن عمل امام ، آیا جایز است مردم ، وسایل کشتن خود را فراهم کنند ؟
    3- اگر جایز نیست ، چرا می گویند : امام چنین اقدامی کرد ؟ و اگر جایز است ، چرا می گویند : اقدام به خودکشی حرام است ؟
    4- آیا با آن اهمیتی که اسلام برای بهداشت قائل است ، جایز است که امام خاک را با همه میکربها یش بر زخم خود بریزد ؟
    برای بررسی کامل این مطلب ، باید از قدیم ترین منبع تاریخی که در این باره نوشته شروع کنیم و به حال برسیم .
    قدیم ترین منبع موجود ، کتاب " طبقات از محمد بن سعد " است که نویسنده آن در زمان حضرت رضا (ع) می زیسته است .
    او می نویسد :
    " عبدالرحمن بن ملجم و شبیب بن بجره برخاستند و شمشیرهای خود را گرفته آمدند و در مقابل درب ورودی که امام همیشه از آن می آمد نشستند .... آنگاه که علی (ع) از در خارج شد ندا در داد : ای مردم نماز ، نماز و این عادت وی بود که هر روز برای نماز صبح چنین می کرد .....
    سپس ابن ملجم و شبیب جلو او درآمدند . یکی از حاضران گفت : من برق شمشیر را دیدم و شنیدم کسی می گوید : " ای علی حکم برای خداست نه برای تو " . سپس شمشیر دیگری را دیدم . در این لحظه هر دو نفر با شمشیر به علی (ع) حمله کردند . شمشیر ابن ملجم به جلو سر امام خورد و پیشانی او تا وسط سرش را شکافت و به مغز رسید ولی شمشیر شبیب به طاق ( سردرب ) خورد و شنیدم علی (ع) گفت : این مرد را بگیرید که فرار نکند " .2
    در قرن دوم هجری جریان ضربت خوردن امام با این کیفیتی که نقل کردیم بین مورخین ، شایع بوده به طوری که 25 منبع موثق تاریخی دیگر نیز از همین منبع و با همین کیفیت نقل کرده اند . از جمله :
    • طبری در تاریخ کبیر جلد 4 ص 111 ( قرن سوم )
    • ابوحنیفه دینوری در کتاب آلخبار الطوال ص 197 ( قرن سوم )
    • مسعودی در مروج الذهب جلد 2 طبع بولاق ص 32 ( قرن چهارم )
    • ابن اثیر در کامل جلد 3 ص 312 ( قرن هفتم )
    • ابن خلدون در تاریخ خود جلد 2 ص 1133 ( قرن هشتم )
    • علامه مجلسی در بحار جلد 42 ص 206 و 230 ( قرن یازدهم )
    • حاج شیخ عباس قمی در تتمه المنتهی چاپ دوم ص 24

    با توجه به آنچه در بالا ذکر شد ، مطالب زیر قابل ملاحظه است :
    1- ابن ملجم و رفیقش نزدیک درب ورودی کمین کرده بودند که امام را هنگام ورود به مسجد غافلگیر کرده و به قتل برسانند .
    2- هنگام ورود امام به مسجد ، به صورت غافلگیرانه مورد حمله ابن ملجم واقع شد و ضربت خورد .
    3- چون حمله غافلگیرانه بود ، امام فرصتی برای برای گفتگو با ابن ملجم پیدا نکرد .
    4- با توجه به مطلب مذکور ، امام به ابن ملجم نفرموده : برخیز می دانم زیر جامه خود چه چیز پنهان کرده ای ؟
    5- ابن ملجم از سمت روبرو به امام ضربت زده و از این جهت پیشانی ایشان هم آسیب دیده است . در حالیکه اگر آنچه می گویند : " ابن ملجم از پشت سر ، در بین سجدتین به سر امام ضربت زد " ، صحیح بود ، باید ضربت به پشت سر امام خورده باشد نه به پیش سر و پیشانی ایشان .
    6- امام در حال ایستاده ضربت خورده است . 3
    7- این حادثه پس از طلوع فجر وقتی که امام یرای نماز صبح آمد اتفاق افتاده است نه هنگام سحر .
    8- در هیچ یک از 25 کتاب مذکور ، ذکر نشده که امام از خاک محراب بر زخم خود ریخته باشد .
    پس شایعات فوق از کجاست ؟
    شایعه اول ( بیدار کردن ابن ملجم توسط امام (ع)) برای اولین بار در تاریخ ابن اعثم کوفی نوشته شده و این در حالیست که ابن اعثم تاریخ نویس مسامحه کاری است که مورد اعتماد علمای مذهب نبوده است .
    شایعه دوم ( خاک ریختن بر زخم ) به اضافه شایعه اول در یک کتاب مجهول المولف و مجهول التاریخ که نویسنده آن ، مطالب تاریخی را با افسانه های خیالی بهم درآمیخته است نوشته شده و علامه مجلسی آنرا بصورت یک داستان طفیلی بدون آنکه به آن اعتماد کند در بحار جلذ 42 طبع جدید ص 281 و 282 از آن کتاب مجهول الحال نقل کرده است و نویسنده ناسخ التواریخ این دو شایعه را از تاریخ ابن اعثم و بحار گرفته و با قدری اصلاح در ص 628 از کتاب ناسخ ( چاپ امیر کبیر ) درج کرده است و باید گفت که شهرت کامل این دو مطلب پس از تالیف ناسخ التواریخ بوده است .
    *: کتاب مجموعه مقالات – ص 117 تا 123 – مرحوم آیه اله صالحی نجف آبادی
    زیر نویسها :
    1- سوره بقره آيه 2 - کتاب قرآن که شک در آن راه ندارد؛ مايه هدايت تقواپيشگان است. - ذلک الکتاب لا ريب فيه هدى للمتقين
    2- سوره عنكبوت – آيه 69 - و آنها که در راه ( یافتن ) ما تلاش کنند، قطعاً به راه‏هاى خود، هدايتشان خواهيم کرد ؛ و خداوند با نيکوکاران است - و الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا و ان الله لمع المحسنين
    3- سوره احزاب – آيه 21 - محققا كه رسول اكرم (ص) براي آن كس كه مقصد الهي را برگزيند الگو و شاخص نيكويي است .- لقد کان لکم في رسول الله اسوة حسنة لمن کان يرجوا الله
    4- سوره كهف – آيه 110 - همانا من بشری مانند شمایم - انما انا بشر مثلکم
    5- نهج البلاغه - خطبه 127 - به گفته امام (ع) : به زودي دو گروه با توجه به ( نوع رابطه با ) من هلاک مي‏گردند : دوستي که ( در بیان ویژگیهای اخلاقی و معنوی و توانائیهای من ) افراط کند و ( نتیجتا ) به غير حق کشانده شود ، و دشمني که در کينه‏توزي با من زياده‏وري کرده ،به راه باطل درآيد ، بهترين مردم نسبت به من گروه ميانه‏رو هستند . - وسيهلک في صنفان : محب مفرط يذهب به الحب الي غيرالحق، و مبغض مفرط يذهب به البغض الي غير الحق و خيرالناس في حالا النمط الاوسط.
    6- اصول کافى، ج 1، ص 197- به گفته امام (ع) :من کسى نیستم که پروردگارِ ندیده را بپرستم.- ما کُنْتُ أَعْبُدُ رَبّا لَمْ أَرَهُ
    7- نامه امام به مالک اشتر – 53 - توصيه امام (ع) به مالك اشتر : بپرهيز که در بزرگي خود را همانند خداوند پنداري ، و در شکوه خداوندي همانند او داني ، زيرا خداوند هر سرکشي را خوار مي‏سازد، و هر خودپسندي را بي‏ارزش مي‏کند . - اياک و مساماة الله في عظمته، و التشبه به في جبروته، فان الله يذل کل جبار، و يهين کل مختال .
    8- نامه امام به مالک اشتر – 53 - توصيه امام (ع) به مالك اشتر : مهرباني با مردم را پوشش دل خويش قرار ده، و با همه دوست و مهربان باش. مبادا هرگز، چونان حيوان شکاري باشي که خوردن آنان را غنيمت داني ، زيرا مردم دو دسته‏اند، دسته‏اي برادر ديني تو، و دسته ديگر همانند تو در آفرينش مي‏باشند . - واشعر قلبک الرحمة للرعية، و المحبة لهم، و اللطف بهم، ولا تکونن عليهم سبعا ضاريا تغتنم اکلهم، فانهم صنفان: اما اخ لک في الدين، واما نظير لک في الخلق .
    9- سوره طه – آیه 55 : ما شما را از آن ( خاك ) آفريديم؛ و در آن بازمى‏گردانيم؛ و بار ديگر(قيامت) شما را از آن بيرون مى‏آوريم!
    10- کتاب طبقات – جلد 3 – چاچ بیروت - ص 36 و 37 - فقام عبد الرحمن بن ملجم و شبيب بن بجرة فأخذا أسيافهما، ثم جاءا حتى جلسا مقابل السدّة التي يخرج منها علي. قال الحسن بن علي: وأتيته سحراً، فجلست إليه فقال: إني بتّ الليلة أوقظ أهلي، فملكتني عيناي وأنا جالس، فسنح لي رسول الله صلّى الله عليه وسلّم فقلت: يا رسول الله، ما لقيت من أمت من الأود واللّدد! فقال لي: " ادع عليهم " ، فقلت: اللهم، أبدلني بهم خيراً لي منهم، وأبدلهم بي شراً لهم مني، ودخل ابن النّبّاح المؤذن على ذلك، فقال: الصلاة، فأخذت بيده فقام يمشي، ابن النّبّاح بين يديه، وأنا خلفه. فلما خرج من الباب نادى: أيها الناس، الصلاة، الصلاة، كذلك كان يصنع في كل يوم يخرج، ومعه درّته يوقظ الناس، فاعترضه الرجلان، فقال بعض من حضر ذلك: فرأيت بريق السيف، وسمعت قائلاً يقول: لله الحكم يا علي، لا لك، ثم رأيت سيفاً ثانياً، فضربا جميعاً، فأما سيف عبد الرحمن بن ملجم فأصاب جبهته إلى قرنه ووصل إلى دماغه، وأما سيف شبيب فوقع في الطاق، وسمع علياً يقول: لا يفوتنّكم الرجل
    11- در کتاب " قرب الاسناد به نقل از بحار جلد 42 ص 206 " آمده است که : فوقع علی رکبتیه – علی بزانو در افتاد .
    تحقيق : محمد صالحی – 28/ 5 / 90 – مصادف با 19 رمضانhttp://mahsan.parsiblog.com /

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8432



    قبل از بررسی موضوع از منابع تاریخی موثق ، ابتدا چند سوال و ابهام اساسی زیر باید مد نظر قرار گیرد :
    1- آیا جایز است که امام مقدمات قتل خود را فراهم کند ؟
    2- با توجه به سرمشق بودن عمل امام ، آیا جایز است مردم ، وسایل کشتن خود را فراهم کنند ؟
    3- اگر جایز نیست ، چرا می گویند : امام چنین اقدامی کرد ؟ و اگر جایز است ، چرا می گویند : اقدام به خودکشی حرام است ؟
    4- آیا با آن اهمیتی که اسلام برای بهداشت قائل است ، جایز است که امام خاک را با همه میکربها یش بر زخم خود بریزد ؟


    با سلام

    اگر چه منقولات تاریخی مختلفی در باره شهادت امام علی (ع) داخل مسجد یا درب مسجد کوفه رسیده است اما بهتر است که از خود اهل بیت بپرسیم ؟

    مخصوصا با این سوالاتی که عنوان کردید در باره خودکشی که دلیل کافی نیست وریختن خاک بر محل زخم نیز عملی شایع و مقبول بوده است .

    اما در مورد شهادت در محراب شیخ طائفه رحمه الله در امالیش گفته:


    750- 1- أخبرنا أبو الفتح هلال بن محمد بن جعفر الحفار، قال أخبرنا أبو القاسم إسماعيل بن علي بن علي الدعبلي، قال حدثني أبي أبو الحسن علي بن علي ابن رزين بن عثمان بن عبد الرحمن بن عبد الله بن بديل بن ورقاء أخو دعبل بن علي الخزاعي (رضي الله عنه) ببغداد سنة اثنتين و سبعين و مائتين، قال حدثنا سيدي أبو الحسن علي بن موسى الرضا بطوس سنة ثمان و تسعين و مائة، و فيها رحلنا إليه على طريق البصرة، و صادفنا عبد الرحمن بن مهدي عليلا، فأقمنا عليه أياما، و مات عبد الرحمن بن مهدي و حضرنا جنازته، و صلى عليه إسماعيل بن جعفر، و رحلنا إلى سيدي أنا و أخي دعبل، فأقمنا عنده إلى آخر سنة مائتين، و خرجنا إلى قم. قال حدثني أبي موسى بن جعفر، قال حدثنا أبي جعفر بن محمد، قال حدثنا أبي محمد بن علي،
    عن علي بن الحسين (عليهما السلام)، قال لما ضرب ابن ملجم (لعنه الله) أمير المؤمنين علي بن أبي طالب (عليه السلام)، و كان معه آخر فوقعت ضربته على الحائط، و أما ابن ملجم فضربه فوقعت الضربة و هو ساجد على رأسه على الضربة التي كانت،......

    یعنی امام (ع) درحال سجده ضربت خوردند ...

    واین موید است به شواهد،زیرا کسی جرات رویارویی و برخورد مستقیم ورودرو با حضرتش را نداشت .
    ویرایش توسط خیر البریه : ۱۳۹۰/۰۵/۲۹ در ساعت ۰۹:۲۳

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,140
    حضور
    45 روز 20 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10542



    درجریان شهادت حضرت علی علیه السلام نقلهای مختلفی هست که درکتابهای مختلف آمده ولی آنچه آقای صالحی نجف آبادی از آن برداشت کرده درست نمی باشد وایشان با همان پیش ذهنی کتاب شهید جاوید قلم زده که عکس العمل و جواب بسیاری از از علما را در پیش داشت
    آقای صالحی با نقل قولی که حضرت علی علیه السلام را در ورودی مسجد کوفه زده اند نه درحال نماز، علم حضرت به شهادتشان را زیر سوال برده، و حال آنکه
    اولا : در همان قرون نخستین آورده اند که ایشان در حال سجده مورد حمله قرار گرفته اند نه در درب ورودی
    ثانیا: آنچه ایشان از نقل قول مورد تایید خودشان نتیجه گرفته اند با نگاه به همان کتابهای باطل است
    ثالثا: نقل قول مورد عنایت ایشان بیشتر کتابهای اهل تسنن آمده که با غرضورزی نوشته شده است و عجیب است از ایشان که کلمات تاریخنگاران شیعه را مسامحه کاری دانسته وکلمات دشمنان را معیار سخن خود قرار داده است
    ادامه دارد


  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,140
    حضور
    45 روز 20 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10542



    اما اول :
    ابوالفرج اصفهانی که همزمان با ابن سعد صاحب طبقات کبری یعنی قرن سوم می زیسته می گوید
    درست نميدانم كه او تكبير احرام را بسته يا هنوز بنماز نپرداخته ناگهان در روشنائى چراغهاى مسجد برق شمشير درخشيد و گوينده‏اى گفت:
    الحكم للَّه يا على لا لك و لا لاصحابك اين شعار خوارج بود.
    بدنبال اين نعره بار ديگر شمشيرى برق كشيد.
    اينجا بود كه صداى على بگوش ما رسيد. او ميگفت:
    - نگذاريد اين مرد فرار كند. فرزندان‏آل‏ابى‏طالب/ترجمه،ج‏1،ص:43
    پس این اختلاف در نحوه شهادت از همان قرن سوم بوده و ادعای آقای صالحی که می گوید از زمان الفتوح شروع شده درست نمی باشد
    همچنین ابن عبد البر عالم سنی مذهب قرن پنجم دراستیعاب می گوید
    و اختلفوا أيضا هل ضربه في الصلاة أو قبل الدخول فيها؟ و هل استخلف من أتمّ بهم الصلاة أو هو أتمها؟ و الأكثر أنه استخلف جعدة بن هبيرة، فصلّى بهم تلك الصلاة، و الله أعلم. الاستيعاب،ج‏3،ص:1126
    ترجمه : دراینکه ایا ضربه در نماز بوده یا قبل از آن اختلاف شده است و اینکه آیا حضرت کسی را تعیین کردند که نماز را با مردم تمام کند نیز اختلاف شده است و واکثرا می گویند که جعده بن هبیره را تعیین نمودند و ایشان نماز را خواندند والله اعلم
    از اینکه ابن عبد البر آورده (کسی نماز را با مردم تمام کند) معلوم می شود حضرت در نماز بوده واینکه آورده اکثر قبول کرده اند که جعده به عنوان امام جماعت از طرف حضرت تعیین شده اند تا نماز را بامردم تمام کنند معلوم می شود اکثرا نقل در حال سجده را قبول دارند
    دینوری اشاره ای به شهادت در حال سجده یا غیر آن نکرده
    خرج عدو الله، فقعد لعليّ حين خرج عليّ لصلاة الصبح، صبيحة نهار الجمعة، ليلة عشر [4] بقيت من رمضان سنة أربعين، فلما خرج للصلاة وثب عليه، و قال: الحكم للَّه لا لك يا علي، و ضربه على قرنه بالسيف، فقال علي: فزت و رب الكعبة، ثم قال: لا يفوتنكم الرجل، فشدّ الناس عليه، فأخذوه.
    و كان عليّ رضي الله عنه شديد الأدمة ثقيل العينين، ضخم البطن، أصلع، ذا عضلات، في أذنيه شعر يخرج منهما، و كان إلى القصر أقرب .
    الإمامةوالسياسة،ابن قتیبه دینوری قرن سوم ،ج‏1،ص:180

    ادامه دارد.


  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,140
    حضور
    45 روز 20 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10542



    اما الثانی: علم غیب
    اقای صالحی با پذیرفتن نظر اهل تسنن نتیجه گرفته که اگرحضرت می دانستند که در ان ایشان را به شهادت می رسانند رفتن به مسجد یا بیدار کردن ابن ملجم نوعی خودکشی محسوب می شود علاوه بر اینکه بزرگانی مثل شهید مطهری در این باره در جلد سوم حماسه حسینی سست بودن نظر ایشان را روشن نموده اند حتی نقلهای تاریخی مورد توجه آقای صالحی نیز به علم غیب حضرت اقرار کرده اند و عجیب است که چرا آقای صالحی به چند سطر قبل درطبقات کبری توجه نکرده
    صاحب طبقات در قبل از بیان نحوه شهادت امام می آورد که؛ ابو نعيم فضل بن دكين از فطر بن خليفة، از ابو الطفيل نقل مى‏كند على عليه السلام مردم را به‏ بيعت كردن با خود فرا خواند، عبد الرحمن بن ملجم مرادى هم براى بيعت آمد و على (ع) دو مرتبه او را رد كرد و سپس فرمود: چه چيزى شقى‏ترين اين امت را از اينكه ريش مرا با خون سرم رنگ و خضاب كند باز مى‏دارد، [چه چيزى شقى‏ترين اين امت را باز مى‏دارد].
    همانا ريش من از خون سرم خضاب مى‏شود. الطبقات‏الكبرى/ترجمه،ج‏3،ص:27
    ههچنین این اثیر در اسد الغابه آوده
    أنبأنا أبو ياسر ابن أبى حبّة، أنبأنا أبو غالب بن البناء، حدثنا محمد بن أحمد بن محمد ابن حسنون، أنبأنا أبو القاسم موسى بن عيسى بن عبد الله السراج، حدثنا عبد الله بن أبى داود، حدثنا إسحاق بن إسماعيل، حدثنا إسحاق بن سليمان، عن فطر بن خليفة، عن أبى الطفيل: أن عليا جمع الناس للبيعة، فجاء عبد الرحمن بن ملجم المرادي، فردّه مرتين، ثم قال:
    علام يحبس أشقاها؟ فو الله ليخضبنّ هذه من هذه، ثم تمثل: أسدالغابة ابن اثیر قرن هفتم،ج‏3،ص:614

    ادامه دارد :


  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,140
    حضور
    45 روز 20 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10542



    اماالثالث: نظر علمای شیعه
    حال به نظر علمای شیعه که بر گرفته از احادیث اهل بیت است می پزدازیم، حال نمی دانم ائمه یا افراد بزرگی مثل شیخ طوسی نیز متهم می شوند که از الفتوح گرفته اند این را آقای صالحی باید جواب دهند
    وایا احمد بن حنبل که یکی از امامان چهار گانه اهل تسنن است و مقدم بر صاحب الفتوح است نیز از الفتوح گرفته است !!!!!!
    1. من الجزء الثالث من امالي الطوسي مسندا عن الإمام على بن الحسين قال: لما ضرب ابن ملجم امير المؤمنين عليه السلام، كان معه آخر فوقعت ضربته على الحائط، و اما ابن ملجم فضربه فوقعت الضربة و هو ساجد، على الضربة التي كانت ...
    ترجمه: درامالی طوسی از امام سجاد نقل شده که هنگامیکه ابن ملجم حضرت علی علیه السلام را زد ... و ایشان در حال سجده بودند ...

    2.و قال في الحديث: (497) في باب فضائل علي عليه السلام من كنز العمال: ج 15/ 170، ط 2 عن عبد الرازق في اماليه (عن معمر) عن الزهري ان ابن ملجم طعن (كذا) عليا حين رفع راسه من الركعة، فانصرف و قال: أتموا صلاتكم. و لم يقدم أحدا.
    ترجمه: در کنزالعمال آمده هنگامی که حضرت علی علیه السلام سرشان را از رکعت اول بلند کردند، ابن ملجم ایشان را زد ...
    3. قال ابن عساكر- في الحديث (1397) من ترجمة امير المؤمنين من تاريخ دمشق-:
    أخبرنا ابو القاسم إسماعيل بن احمد، أنبأنا احمد بن محمد بن احمد، أنبأنا عيسى بن علي، أنبأنا عبد الله بن محمد البغوي، أنبأنا احمد بن منصور، أنبأنا يحي بن بكير المصري، اخبرني الليث بن سعد:
    ان عبد الرحمان بن ملجم ضرب عليا في صلاة الصبح على دهش بسيف كان سمه ...
    ترجمه: در تاریخ دمشق آمده ... عبدالرحمن ابن ملجم حضرت علی علیه السلام را زد در حالی که ایشان در حال نماز صبح بودند ...


  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,140
    حضور
    45 روز 20 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10542



    4. قال في الحديث: (63) من فضائل امير المؤمنين- من كتاب الفضائل لأحمد بن حنبل-:
    حدثنا عبد الله بن احمد، حدثنا احمد بن منصور، حدثنا يحي بن بكير المصري حدثني الليث بن سعد: ان عبد الرحمان بن ملجم ضرب عليا في صلاة الصبح على دهش بسيف كان سمه بالسم، و مات من يومه و دفن بالكوفة.
    ترجمه: احمدبن حنبل یکی از امامان چهارگانه اهل تسنن در کتاب فضائل می گوید: عبدالرحمن ابن ملجم حضرت علی علیه السلام را زد در حالی که ایشان در حال نماز صبح بودند ...
    5. قال ابن أبي الدنيا- في مقتل امير المؤمنين- حدثني أبي، عن هشام بن محمد، قال: حدثني رجل من النخع، عن صالح بن ميثم، عن عمران بن ميثم، عن ابيه (قال:) إن عليا خرج فكبر في الصلاة، ثم قرأ من سورة الأنبياء احدى عشرة آية، ثم ضربه ابن ملجم من الصف على قرنه ...
    ترجمه: ابن ابی الدنیا می گوید: حضرت علی علیه السلام از خانه خارج شدند و تکبیر نماز را گفتند سپس از سوره انبیاء ده آیه خواندند سپس ابن ملجم در صف اول ایشان را زد.
    6. قال أيضا: حدثني أبي، عن هشام بن محمد، قال: حدثني عمر بن عبد الرحمان بن نفيع بن جعدة بن هبيرة (عن ابيه عن جده).
    انه لما ضرب ابن ملجم عليا عليه السلام و هو في الصلاة، تأخر فدفع في ظهر جعدة فصلى بالناس ...
    ترجمه: حضرت علی علیه السلام در هنگامی که مورد ضربت ابن ملجم قرار گرفتند در حال نماز بودند ...
    7. درکتاب البدء و التاریخ آمده:
    ابن ملجم آن شب را در مسجد خفت.
    از حسن بن على روايت كرده‏اند كه چون بامدادى، كه در آن بامداد آن مرد على را ضربت زد، فرا رسيد، على گفت: «ديشب پيامبر را در خواب ديدم. و بدو گفتم: اى پيامبر خدا! چه‏ها كه من از امت تو ديدم. پيامبر گفت: از خدا بخواه تا تو را از دست ايشان آسودگى بخشد.» گويند على به مسجد آمد و خفتگان را بيدار كرد. با پايش به ابن ملجم زد و او خود را در عبايى پيچيده بود. بدو گفت: «برخيز! مى‏بينم كه تو همان كسى باشى كه به گمانم مى‏رسد.» و دو ركعت نماز بامدادى را آغاز كرد. ابن ملجم آمد و بر فرق او زد، همان جايى كه پيامبر دست خود را نهاد و گفت: «پليدترين مردم احيمر ثمود است و آن كسى كه اين‏ آفرينش‏وتاريخ/قرن ششم /ترجمه،ج‏2،ص:890


  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,140
    حضور
    45 روز 20 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10542



    9. ابن اعثم کوفی که شیعه است ومورد حملات تند مخالفان شیعه قرار گرفته است وایشان را به خاطرشیعه بودن تضعیف کرده اند از طرف آقای صالحی نیز به مسامحه کاری متهم شده است.
    ابن اعثم می گوید:
    پس، آن ملعون شمشير از او بستد و در مسجد شد. جماعتى هنوز در مسجد خفته بود. خويش را در ميان ايشان انداخت و بخفت. امير المؤمنين خفتگان را مى‏گفت.
    برخيزيد، الصّلاة الصّلاة.
    پس، به محراب آمد و بايستاد و تحريمه نماز بست و قرآن خواندن آغاز نهاد.
    چون به ركوع شد و برآمد و سجده كرد و باز نشست و خواست كه ديگر نوبت سجده كند، آن ملعون فرصت يافته شمشير بر فرق مبارك آن حضرت فرود آورد.«598» اتّفاقا آن زخم بر جايى رسيد كه در روز جنگ خندق عمرو بن عبد ود شمشير زده بود. چون آن ملعون آن زخم بزد، بگريخت و از مسجد بيرون آمد. امير المؤمنين از آن ضربت سخت رنجور شده بيفتاد. مردمان درآمدند و امير المؤمنين را بدان حالت بديدند، سخت غمناك شدند. چون نماز فوت مى‏شد، حسن بن على (ع) فرا پيش آمد و دو ركعت نماز بامداد بگزارد. پس، امير المؤمنين را برگرفتند و به صحن مسجد آوردند. مردمان گرد او درآمدند و از آن حضرت مى‏پرسيدند: اين زخم را كدام ملعون شقى زد؟ [305 ب‏] جواب داد: تعجيل مكنيد، آن كس [را] كه اين زخم زد همين ساعت از در اين مسجد درآيد. و به سوى آن در به دست مبارك اشارت كرد. مردى از عبد القيس از آن در بيرون مى‏شد. عبد الرّحمن بن ملجم را ديد آنجا ايستاده. جهان بر چشم او تنگ و تاريك گشته بود. نمى‏دانست كجا شود. آن مرد او را بگرفت و گفت: اى ملعون، امير المؤمنين را اين زخم تو زده‏اى؟
    خواست گفت نه، گفت: آرى من زده‏ام. الفتوح/ترجمه،متن،ص:752




  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8432



    با سلام

    بطرق دیگر :

    حدثنا الحسين نا عبد الله قال حدثني أبي رحمه الله عن هشام بن محمد قال حدثني رجل من النخع عن صالح بن ميثم قال بينا علي بن أبي طالب قبل تلك الليلة بليلة يوقظ الناس للفجر إذ أتاه ابن ملجم بصحيفة ملفوفة يدعوه فيها أو ينابذه ففتحها علي فلم ينظر فيها فأمسكها حتى صلى ثم فتحها فإذا فيها أدعوك إلى التوبة من الشرك وأنابذك وإن الله لا يهدي كيد الخائنين فقال علي من صاحب هذه الصحيفة فلم يكلمه أحد فبصق عليها فمحاه ثم رمى به وقال عليه لعنة الله.
    مقتل أمير المؤمنين علي بن أبي طالب عليه السلام أبي بكر عبد الله بن محمد بن عبيد بن سفيان

    المعروف بابن أبي الدنياالمتوفى سنة 281هـ

    البته امام ابن ملجم را بیدار کرد اما نامه او را بعد از نماز نافله خوانده و به آن تف کرد و پاره و اورا لعنت نمود ....

    بنظر میرسد پس از این واقعه و عدم توجه امام به نامه ابن ملجم ، وی امام را در نماز صبح مورد اصابت قرار میدهد .

    واز کتب زیدیه :

    وَبِهِ قَالَ: أَخْبَرَنَا أَبُوطَاهِرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْوَاعِظُ الْمَعْرُوْفُ بِابْنِ العُلاَفِ بِقِرَاءَتِي عَلَيْهِ فِيْ الرَّصَافَةِ، قَالَ: أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ جَعْفَرِ بْنِ حَمْدَانَ بْنِ مَالِكٍ الْقُطَيْعِي، قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ، قَالَ: حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ مَنْصُوْرٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ أَبِي بُكَيْرٍ الْمِصْرِي، قَالَ: أَخْبَرَنِي اللَّيْثُ بْنُ سَعْدٍ: أَنَّ عَبْدَ الرَّحْمَنِ بْنَ مُلْجَمٍ ضَرَبَ عَلِيًّا -عَلَيْهِ السَّلاَمُ- فِي صَلاَةِ الصُّبْحِ عَلَى دَهْشٍ بِسَيْفٍ كَانَ سَمَّهُ بِالسُّمِّ وَمَاتَ مِنْ يَوْمِهِ وَدُفِنَ بِالْكُوْفَةِ.


    وَبِهِ قَالَ: أَخْبَرَنَا عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ الْهَمْدَانِي قِرَاءَةً عَلَيْهِ، قَالَ: أَخْبَرَنَا أَبُو الْحُسَيْنِ عُبَيْدُ اللَّهِ بْن مُحَمَّدٍ الْعُصَيْفِرِي، قَالَ: أَخْبَرَنَا أَبُو عُمَر يُوْسُف بْن يَعْقُوْبَ النَّيْسَابُوْرِي، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُوبَكْرِ بْنُ أَبِي شَيْبَةَ قَالَ: وُوُلِّيَ عَلِيٌّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ -عَلَيْهِ السَّلاَمُ- خَمْسَ سِنِيْنَ، وَقُتِلَ سَنَةَ أَرْبَعِيْنَ مِنْ مُهَاجَرِ النَّبِيِّ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلَهُ وَسَلَّمَ- فِيْ شَهْرِ رَمَضَانَ فِيْ لَيْلَةِ إِحْدَى وَعِشْرِيْنَ، يَوْمَ الْجُمُعَةِ، وَمَاتَ يَوْمَ الأَحَدِ.
    كتاب الأمالي الشهير بالأمالي الإثنينية
    للإمام/ المرشد بالله يحيى بن الإمام الموفق بالله الحسين بن إسماعيل الجرجاني الشجري



    اما در باره این سخن که گفته :

    شایعه اول ( بیدار کردن ابن ملجم توسط امام (ع)) برای اولین بار در تاریخ ابن اعثم کوفی نوشته شده و این در حالیست که ابن اعثم تاریخ نویس مسامحه کاری است که مورد اعتماد علمای مذهب نبوده است .



    اشتباه آشکاری مرتکب شده زیرا:

    ابو محمد بن علی اعثم کوفی الکندی مورخ، معروف به ابن اعثم کوفی (متوفی 314 هجری و 926 میلادی) است در حالیکه ابن ابی دنیا محدث معروف عامه ، متوفی 281 است وسالها قبل از ابن اعثم ماجرای بیدار کردن ابن ملجم لعنه الله را آورده :

    حدثنا الحسين نا عبد الله نا يوسف بن موسى نا عبيد الله بن موسى قال أخبرنا الحسن بن دينار عن الحسن قال سهر علي عليه السلام في تلك الليلة فقال إني مقتول لو قد أصبحت قال فجاءه مؤذنه بالصلاة فقام فمشى قليلا ثم رجع فقالت له ابنته مر جعدة يصلي بالناس قال لا مفر من الأجل ثم قام فخرج فمر على صاحبه وقد سهر ليله ينتظره قد غلبته عينه فضربه برجله وقال الصلاة فقام فلما رأى عليا ضربه قال الحسن أنى علم هذا.
    ویرایش توسط خیر البریه : ۱۳۹۰/۰۶/۰۱ در ساعت ۰۹:۰۵

  19. صلوات


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود