صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دو مثال برای خشونت در اسلام

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    نقاشی
    نوشته
    110
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    536

    دو مثال برای خشونت در اسلام




    مدتی است دو سوال مرا به خود مشغول کرده که در آن دو سوال خشونت در اسلام ترویج شده است. لطفا پاسخ مرا بدهید و دغدغه مرا برطرف کنید.
    دلیل اول بر خشونت در اسلام این روایت است: دو مثال برای خشونت در اسلام
    پیامبر فرمود: در آخر زمان جوانانی با افكار وعقیده های احمقانه پیدا می شوند، آنها خوب حرف می زنند اما همانند تیر كه ازكمان می رود از اسلام خارج می شوند،ایمانشان از گلویشان رد نمی شود.پس هر جا آنها را یافتید بكشیدشان، درروز رستاخیز برای كشنده آنها پاداش خواهد بود

    دلیل دوم این روایت است

    صحیح بخاری جلد4 كتاب 63 حدیث 260:
    عبدالله ابن عباس روایت می كند: مرد كوری همسر كنیزی داشت كه به پیامبر ناسزا می گفت او را نهی می كرد اما او دست بر نمی داشت .یك شب كنیز شروع به ناسزا گفتن به پیامبر كرد مرد اورا برحذر داشت او دست بر نداشت.مرد خنجری بر داشت و درشكم زن فرو برد وشكم اورا پاره كرد وبچه ای كه در شكم داشت بین پاهایش افتاد وغرق خون شد.فردای انروز وقتی به پیامبر خبر دادند.او مردم راجمع كردو فرمود : شما را بخدا سوگند می دهم وبحق خودم سوگند می دهم كسی كه این كار را كرده جلو بیاید .مرد درحالی كه می لرزید برخاست وجلوی پیامبر ایستاد وگفت: یا رسول الله من ارباب او هستم او بشما ناسزا می گفت وشما را انكار میكرد من اورا نهی كردم اما فایده ای نداشت. پس او را کشتم. پیامبر از او تشکر کرد.

    :: .

  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    علاقه
    ائمه ی اطهار,شیعیان حقیقی,کتاب,ورزش مخصوصا از نوع رزمی
    نوشته
    517
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2913



    نقل قول نوشته اصلی توسط گلبرگ نمایش پست ها
    صحیح بخاری جلد4 كتاب 63 حدیث 260:
    با سلام
    اگر اشتباه نکنم منبع شما اشتباه است:

    علی چند نفر را سوزاند وقتی خبر به ابن عباس رسید گفت:اگر من جای او بودم انها را نمی سوزاندم زیرا پیامبر فرموده هیچ کس را مانند خداوند مجازات نکنید.اما بدون شک انها را می کشتم چون پیامبر فرموده: هرمسلمانی که از دین بر گردد باید کشته شود.

    نقل قول نوشته اصلی توسط گلبرگ نمایش پست ها
    عبدالله ابن عباس روایت می كند: مرد كوری همسر كنیزی داشت كه به پیامبر ناسزا می گفت او را نهی می كرد اما او دست بر نمی داشت .یك شب كنیز شروع به ناسزا گفتن به پیامبر كرد مرد اورا برحذر داشت او دست بر نداشت.مرد خنجری بر داشت و درشكم زن فرو برد وشكم اورا پاره كرد وبچه ای كه در شكم داشت بین پاهایش افتاد وغرق خون شد.فردای انروز وقتی به پیامبر خبر دادند.او مردم راجمع كردو فرمود : شما را بخدا سوگند می دهم وبحق خودم سوگند می دهم كسی كه این كار را كرده جلو بیاید .مرد درحالی كه می لرزید برخاست وجلوی پیامبر ایستاد وگفت: یا رسول الله من ارباب او هستم او بشما ناسزا می گفت وشما را انكار میكرد من اورا نهی كردم اما فایده ای نداشت. پس او را کشتم. پیامبر از او تشکر کرد. :: .
    این حدیث هم اگر اشتباه نکنم به جز در کتاب سنن ابوداوود در کتاب دیگری نیامده البته اساتید تشریف میارن و پاسخ میدن که آیا این حدیث مورد تایید و در کتاب های شیعیان هم هست یا خیر...

    من اطلاعی از این حدیث و صحت آن ندارم اما به نظرم خیلی بعید است که با این صراحت و با همین یک دلیل پیامبر از مردی که همسر و بچه ی به دنیا نیامده اش را کشته است تشکر کند!!!
    در ضمن اجرای هرگونه مجازات برای زن باردار - حتی اگر از راه نا مشروع باردار شده باشد- تا زمان به دنیا آمدن بچه به تعویق می افتد

    ویرایش توسط عبد الزهرا : ۱۳۹۰/۰۵/۲۷ در ساعت ۰۶:۰۵
    مدعی گوید که با یک گل نمی گردد بهار
    من گلی دارم که عالم را گلستان میکند


  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8432




    مدتی است دو سوال مرا به خود مشغول کرده که در آن دو سوال خشونت در اسلام ترویج شده است. لطفا پاسخ مرا بدهید و دغدغه مرا برطرف کنید.
    دلیل اول بر خشونت در اسلام این روایت است: دو مثال برای خشونت در اسلام
    پیامبر فرمود: در آخر زمان جوانانی با افكار وعقیده های احمقانه پیدا می شوند، آنها خوب حرف می زنند اما همانند تیر كه ازكمان می رود از اسلام خارج می شوند،ایمانشان از گلویشان رد نمی شود.پس هر جا آنها را یافتید بكشیدشان، درروز رستاخیز برای كشنده آنها پاداش خواهد بود


    با سلام قبلا در مورد این حدیث که در صحاح عامه آمده بحث کردیم وگفتیم با مقایسه قرائن و شواهد این خبر در مورد خوارج است و منظور از آخر زمان دوره پیامبر است نه آخر الزمان .

    ضمن اینکه در منابع شیعه چیزی شبیه این ندیدم بلکه بر خلاف آن از جوانان عجم تمجید هم شده است که در آخر الزمان به کمک دین خدا میشتابند !

    -أخبرنا أحمد بن هوذة أبو سليمان قال: حدثني إبراهيم بن إسحاق النهاوندي عن عبدالله بن حماد الانصاري، عن أبى الجارود، عن أبى جعفر الباقر(عليه السلام) قال: " أصحاب القائم ثلاثمائة وثلاثة عشر رجلا أولاد العجم، بعضهم يحمل في السحاب نهارا، يعرف باسمه واسم أبيه ونسبه وحليته، وبعضهم نائم على فراشه فيوافيه في مكة على غير ميعاد ".

    غير عرب = عجم


    -أخبرنا علي بن الحسين قال: حدثنا محمد بن يحيى العطار، عن محمد بن حسان الرازي، عن محمد بن علي الصيرفي، عن عبدالرحمن بن أبى هاشم، عن عمرو ابن أبى المقدام، عن عمران [بن ظبيان]، عن أبي تحيى حكيم بن سعدقال:
    سمعت عليا(عليه السلام) يقول: " إن أصحاب القائم شباب لا كهول فيهم إلا كالكحل في العين، أو كالملح في الزاد، وأقل الزاد الملح ".الغِيبه . نعمانی


    خوشا بحال جوانان عجم .


    صحیح بخاری جلد4 كتاب 63 حدیث 260:
    عبدالله ابن عباس روایت می كند: مرد كوری همسر كنیزی داشت كه به پیامبر ناسزا می گفت او را نهی می كرد اما او دست بر نمی داشت .یك شب كنیز شروع به ناسزا گفتن به پیامبر كرد مرد اورا برحذر داشت او دست بر نداشت.مرد خنجری بر داشت و درشكم زن فرو برد وشكم اورا پاره كرد وبچه ای كه در شكم داشت بین پاهایش افتاد وغرق خون شد.فردای انروز وقتی به پیامبر خبر دادند.او مردم راجمع كردو فرمود : شما را بخدا سوگند می دهم وبحق خودم سوگند می دهم كسی كه این كار را كرده جلو بیاید .مرد درحالی كه می لرزید برخاست وجلوی پیامبر ایستاد وگفت: یا رسول الله من ارباب او هستم او بشما ناسزا می گفت وشما را انكار میكرد من اورا نهی كردم اما فایده ای نداشت. پس او را کشتم. پیامبر از او تشکر کرد.


    این حدیث به این متن در سنن ابوداود و نسایی آمده ودر آخرش هم پیامبر از او تشکر نکرد بلکه فرمود :

    .....فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم ألا اشهدوا أن دمها هدر .

    و این امر بین فریقین مشترک است که مجازات ساب النبی (ص) قتل است اما در مورد حکم نوزادش باید بررسی شود :


    علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن حماد بن عيسى، عن ربعي، عن محمد بن مسلم عن أبي جعفر عليه السلام قال: إن رجلا من هذيل كان يسب رسول الله صلى الله عليه وآله فبلغ ذلك النبي صلى الله عليه وآله فقال: من لهذا، فقام رجلان من الانصار فقالا: نحن يا رسول الله فانطلقا حتى أتيا عربة فسألا عنه فإذا هو يتلقى غنمه فلحقاه بين أهله وغنمه فلم يسلما عليه فقال: من أنتما وما اسمكما؟ فقالا له: أنت فلان بن فلان؟ فقال: نعم، فنزلا وضربا عنقه، قال محمد بن مسلم: فقلت لابي جعفر عليه السلام: أرأيت لو أن رجلا الآن سب النبي صلى الله عليه وآله أيقتل؟ قال: إن لم تخف على نفسك فاقتله.اصول كافي

    و قال في الدروس: ساب النبي صلى الله عليه و آله أو أحد الأئمة يجب قتله و يحل دمه لكل سامع مع الأمن و لو عرض عزر.


  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8432



    وسلام مجدد

    اگر کسی خواهان بررسی میزان خشونت در اسلام وسایر ادیان است یک نگاه به تورات وانجیل و ... بیندازد آنجا که تورات غیر یهود را نجس و واجب القتل میباشند وحتی به درختان وحیوانات و زن وکودکشان نباید ترحمی کرد و همه شهر واهلش باید به آتش کشیده شود و .... وعیسی ناصری به آن زن مسکین غیر یهودی بچشم یک سگ مینگرد !!!!!!! نعوذ بالله

    واما در اسلام قبلا هم در لینک زیر بحث کردیم که تا کجا حقوق انسان مورد توجه است حتی حقوق درخت وحیوان نیز مورد توجه قرار گرفته مثلا :

    محمد بن يعقوب، عن علي بن إبراهيم، عنأبيه، عن ابن أبي عمير، عن الحسين بن بشر ، عن ابن مضارب، عن أبي عبدالله (عليهالسلام) قال: لا تقطعوا الثمار فيصب الله عليكم العذاب صبا.

    امام صادق عليه‏السلام :درختان ميوه را قطع‏نكنيد ، كه خداوند بر سر شما عذاب سختى فرو مى‏آورد . صحيح الكافي

    محمد بن علي بن الحسين في (عقاب الاعمال) عن جعفر بن محمد بن مسرور، عن الحسين بن محمد بن عامر، عن عمه عبدالله بن عامر، عن ابن أبي عمير، عن حفص بن البختري، عن أبي عبدالله (عليه السلام) قال: إن امرأة عذبت في هرة ربطتها حتى ماتت عطشا.

    حضرت امام صادق (ع) فرموده اند که:" زنی به خاطر حبس کردن گربه ایی ، گرسنه و تشنه نگه داشتن آن و رها نگذاشتن آن برای خوردن غذا او را کشت و آن زن شکنجه دید و به دوزخ داخل شده است. "
    كه اين حديث ازطريق صحيح نزد عامه هم روايت شده است.

    نوادر الراوندي: عن موسى بن جعفر، عن آبائه(عليهم السلام) قال: مرّ رسول الله(صلى الله عليه وآله)على قوم نصبوا دجاجة حيّة وهم يرمونها بالنبل، فقال: من هؤلاء، لعنهم الله .

    يعنی رسول خدا (ص) گروهی را ديد که مرغ زنده ای را تيرباران ميکردند (غضب کردند) گفتند اينها چه کسانی هستند لعنت خدا بر ايشان.اين حديث با الفاظ متقارب در صحاح اهل سنت نيز آمده است.

    ((15308)) 4 ـ قال: وقال علي (عليه السلام) : من سافر منكم بدابة فليبدأ حين ينزل بعلفها وسقيها.صحيح

    ورواه البرقي في (المحاسن) عن القاسم بن يحيى، عن جده الحسن بن راشد، عن ابن مسلم، عن أبي عبدالله (عليه السلام) قال: قال علي (عليه السلام): وذكر مثله .


    امام علی (ع) فرمودند که هنگام مسافرت با چارپایان اولین کار هنگام نزول ؛ علف وآب دادن به حیوانست.


    ((15309)) 5 ـ وفي (الخصال) بإسناده عن علي (عليه السلام) ـ في حديث الاربعمائة ـ قال، وذكر مثله، وزاد: ولا تضربوا الدواب على وجوهها، فانها تسبح بحمد ربها.صحيح

    پيامبر خدا صلى الله عليه وآله : به صورت حيوانات نزنيد ؛ زيرا آنها حمد و تسبيح خدا مى‏گويند.

    وعن علي بن الحكم، عن أبان بن عثمان، عن أبي العباس، عن أبي عبدالله (عليه السلام) قال: سألته عن التحريش بين البهائم فقال: كله مكروه إلا الكلاب.صحيح


    محمد بن علي بن الحسين قال: نهى رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) عن تحريش البهائم ما خلا الكلاب.

    جنگ انداختن حیوانات بجز سگ (برای آمادگی برای شکار) ممنوع است.

    ((15494)) 2 ـ الحسن بن الفضل الطبرسي في (مكارم الاخلاق) نقلا من كتاب (المحاسن) عن الصادق (عليه السلام) قال: اقذر الذنوب ثلاثة: قتل البهيمة، وحبس مهر المرأة، ومنع الاجير أجره.


    باب حقوق الدابة المندوبة والواجبة
    ((15305)) 1 ـ محمد بن علي بن الحسين بإسناده عن إسماعيل بن أبي زياد، بإسناده ـ يعني: عن جعفر بن محمد ـ، عن آبائه (عليهم السلام) قال: قال رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) للدابة على صاحبها خصال (1): يبدء بعلفها إذا نزل، ويعرض عليها الماء إذا مر به، ولا يضرب وجهها فإنها تسبح بحمد ربها، ولا يقف على ظهرها إلا في سبيل الله، ولا يحملها فوق طاقتها، ولا يكلفها من المشي إلا ما تطيق.موثق

    پيامبر خدا صلى الله عليه وآله فرمودند : حيوان شش حق به گردن صاحب خود دارد : هر گاه از آن پياده شد علفش دهد ، هرگاه از آبى گذشت آن را آب دهد ، بى‏دليل آن را نزند ، بيشتر از قدرتش آن را بار نكند ، بيشتر از توانش آن را راه نبرد و مدّت زيادى روى آن درنگ نكند .



    ورواه في (الخصال) عن محمد بن الحسن، عن الصفار، عن إبراهيم بن هاشم، عن النوفلي، عن السكوني، عن جعفر بن محمد، عن آبائه (عليهم السلام) مثله (1).
    ((15306)) 2 ـ وبإسناده عن أبي ذر (رحمه الله) قال: سمعت رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) يقول: إن الدابة تقول، اللهم ارزقني مليك صدق يشبعني ويسقيني، ولا يكلفني (1) ما لا اطيق.صحيح

    محمد بن علي بن الحسين بإسناده عن ابن فضال، عن حماد
    اللحام (؟) قال:مر قطار لأبي عبدالله(عليه السلام) فرأى زاملة قد مالت،فقال:يا غلام،اعدل على هذا الجمل فإن الله تعالى يحب العدل.

    امام صادق (ع) هنگامیکه بار شتری کج شده بود فرمود :
    اي غلام (پسر) با اين شتر به عدالت رفتار کن (يا بار را بر شتر استوار ساز) که خداوند عدل را دوست دارد».



    ورواه البرقي في (المحاسن) عن ابن فضال مثله .
    ((15485)) 2 ـ قال: وفي خبر آخر قال النبي (صلى الله عليه وآله): أخروا الاحمال، فإن اليدين معلقة، والرجلين موثقة.
    أقول: وتقدم ما يدل على ذلك (1).

    ((15307)) 3 ـ قال: قال الصادق (عليه السلام): ما اشترى أحد دابة إلا قالت: اللهم اجعله بي رحيما.ضعيف


    ((15310)) 6 ـ محمد بن يعقوب، عن علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن النوفلي، عن السكوني، عن أبي عبدالله (عليه السلام) قال: للدابة على صاحبها ستة حقوق: لا يحملها فوق طاقتها، ولا يتخذ ظهرها مجالس (1) يتحدث عليها، ويبدأ بعلفها إذا نزل، ولا يسمها (2) ولا يضربها في وجهها فإنها تسبح، ويعرض عليها الماء إذا مر به.موثق
    ورواه البرقي في (المحاسن) عن النوفلي .
    ورواه الشيخ بإسناده عن محمد بن يعقوب .
    ((15311)) 7 ـ ورواه الصدوق في (المجالس) عن محمد بن الحسن بن الوليد، عن الصفار، عن إبراهيم بن هاشم، عن الحسين بن يزيد النوفلي، عن إسماعيل بن مسلم السكوني، عن الصادق جعفر بن محمد (عليه السلام) قال: للدابة على صاحبها سبعة حقوق، وذكر الحديث، وزاد: ولا يضربها على النفار، ويضربها على العثار، فإنها ترى ما لا ترون. موثق

    ((15312)) 8 ـ وعن عدة من أصحابنا، عن أحمد بن محمد، عن ابن فضال، عن أبي المغرا (1)، عن سليمان بن خالد، قال: فيما أظن عن أبي عبدالله (عليه السلام) ـ في حديث ـ إن أبا ذر قال: سمعت رسول الله (صلى الله عليه وآله) يقول: ما من دابة إلا وهي تسأل الله كل صباح:

    اللهم ارزقني مليكا صالحا يشبعني العلف ويرويني من الماء، ولا يكلفني فوق طاقتي.
    ورواه البرقي في (المحاسن) عن ابن فضال (2).
    ورواه أيضا: عن محمد بن علي، عن علي بن أسباط، عن سيابة بن ضريس، عن سعيد بن غزوان، عن أبي عبدالله (عليه السلام) مثله (3). موثق
    ((15313)) 9 ـ وعن حميد بن زياد، عن الخشاب، عن ابن بقاح، عن معاذ الجوهري، عن عمرو بن جميع، عن أبي عبدالله (عليه السلام) قال: قال رسول الله (صلى الله عليه وآله): لا تتوركوا (1) على الدواب ولا تتخذوا ظهورها مجالس.
    ورواه الصدوق مرسلا (2).ضعيف

    ((15314)) 10 ـ أحمد بن أبي عبدالله البرقي في (المحاسن) عن أبيه، عن ابن أبي عمير، عن حفص بن البختري، عن أبي عبدالله (عليه السلام) قال: إذا ركب العبد الدابة قالت: اللهم اجعله بي رحيما. ضعيف
    أقول: وتقدم ما يدل على ذلك (1)، ويأتي ما يدل عليه (2).


    وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَا تَضْرِبُوا الدَّوَابَّ عَلَى وُجُوهِهَا فَإِنَّهَا تُسَبِّحُ بِحَمْدِ اللَّهِ .صحيح


    عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِي قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الدَّابَّةِ يَصْلُحُ أَنْ يَضْرِبَ وَجْهَهَا أَوْ يَسِمَهُ بِالنَّارِ قَالَ لَا بَأْسَ .صحيح


    1 ـ محمد بن يعقوب، عن محمد بن يحيى، عن أحمد بن محمد، عن ابن محبوب، عن عبدالله بن سنان قال: سألت أبا عبدالله (عليه السلام) عن سمة المواشي؟ فقال: لا بأس بها، إلا في الوجوه.
    ورواه البرقي في (المحاسن) عن ابن محبوب مثله .صحيح


    تفصیل در :

    https://sites.google.com/site/hojjah/hyvan.zip

  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,146
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5482



    روایت نخست شما در کتب اهل سنت مانند انساب الاشراف چنین آمده است: و روى عن نعيم بن حكيم، عن أبي مريم، عن علي عن النبي صلّى اللّه عليه و سلم (انه) قال: [إن قوما يقرؤن القرآن لا يجاوز تراقيهم يمرقون من الدين كما يمرق السهم من الرمية، طوبى لمن قتلهم و قتلوه، علامتهم (ان) فيهم رجل مخدج اليد].[1]
    در کتب شیعه نیز این روایت تقریبا به همین گونه آمده است. قَالَ عَلِيٌّ ع إِذَا حَدَّثْتُكُمْ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص حَدِيثاً فَوَ اللَّهِ لَأَنْ أَخِرَّ مِنَ السَّمَاءِ لَأَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أَكْذِبَ عَلَيْهِ وَ فِي رِوَايَةٍ مِنْ أَنْ أَقُولَ عَلَيْهِ مَا لَمْ يَقُلْ وَ إِذَا حَدَّثْتُكُمْ فِيمَا بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ فَإِنَّ الْحَرْبَ خُدْعَةٌ وَ إِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ سَيَخْرُجُ قَوْمٌ فِي آخِرِ الزَّمَانِ حُدَثَاءُ الْأَسْنَانِ سُفَهَاءُ الْأَحْلَامِ يَقُولُونَ مِنْ قَوْلِ خَيْرِ الْبَرِّيَّةِ يَقْرَءُونَ الْقُرْآنَ لَا يُجَاوِزُ إِيمَانُهُمْ حَنَاجِرَهُمْ يَمْرُقُونَ مِنَ الدِّينِ كَمَا يَمْرُقُ السَّهْمُ مِنَ الرَّمِيَّةِ فَأَيْنَمَا لَقِيتُمُوهُمْ فَاقْتُلُوهُمْ فَإِنَّ فِي قَتْلِهِمْ أَجْراً لِمَنْ قَتَلَهُمْ عِنْدَ اللَّهِ يَوْمَ الْقِيَامَة[2]
    همانگونه که از متن روایت نخستین بدست می آید، این روایت در شان خوارج است که دیگران را کافر می دانستند و در قتل آنها به خود هیچ شک و تردیدی راه نمی دادند و چون مردم سرزمینهای مسلمان نشین را کافر می پنداشتند، در حمله به شهرهای مسلمان نشین ضمن قتل عام مردان، زنان و کودکان را نیز می کشتند و به هیچ موجود زنده ای در آن دیار رحم نمی کردند و حتی حیوانات را نیز از پا در می آرودند و درختان را نیز می بریدند. روایت دقیقا احوال ایشان را بیان می کند، چنانکه حضرت علی (ع) به استناد به این حدیث با خوارج جنگید. پس این مربوطه به کسانی است که وجودشان برای جامعه انسانی بسیار بسیار خطرناک است.و شاید بتوان گفت، وهابیون نیز امروز ادامه همین خوارج هستند. که بسیار بی رحمانه عمل می کنند، و در کشتن زنان و کودکان نیز از خود ترحمی نشان نمی دهند و چنین است که مایه آبروریزی برای اسلام و مسلمین هستند. پس دستور قتل مربوط به این گونه افرادی است که خود در صورت زنده بودن ماموران قتل عام مردم به شمار می روند و یادآور آن شعر معروف است که «ترحم بر پلنگ تیز دندان ستمکاری بود بر گوسفندان»

    [1] - كتاب جمل من انساب الأشراف، أحمد بن يحيى بن جابر البلاذرى (م 279)، تحقيق سهيل زكار و رياض زركلى، بيروت، دار الفكر، چ اول، 1417/1996،ج ‏2، ص376.

    [2] - طبرسی، إعلام الورى بأعلام الهدى ، تهران، دارالکتب الاسلامیه، بی تا، ج‏ 1،ص92؛ العمده، ابن بطریق حلی، قم، موسسه نشر الاسلامی، 1407ق، صص 459و457.

    اگر نور چشم شما بدلیل مطالعه زیاد و یا کار با اینترنت کم شده این آیه را زیاد بخوانید : فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيراً (انسان2)
    اگر می خواهید پس از مطالعه آنچه را می خوانید در ذهنتان نقش ببندد، این آیه را پس از آن بخوانید: لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ (انعام127)

  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,146
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5482



    اما در داستان شما حقیقتی و نکته ای نهفته است که گرچه بخاری بدان نپرداخته اما در دیگر کتب تاریخی بدانها اشاره رفته است.

    حقیقت ماجرای این داستان که نقل شده به این گونه است که می آید: زن بدكارى از بنى خطمه كه او را «عصماء» ميگفتند در مجالس اوس و خزرج شركت ميكرد و با خواندن اشعار تحريك آميز مردم را بر ضد حضرت رسول به شورش واميداشت و در بنى خطمه جز يك نفر بنام «عمير بن عدى» مسلمان ديگرى نبود. و عمیر برادر عصماء بود. عصماء به شدت علیه پیامبر تبلیغات می کرد و در این راه از گفتن سخنان و اشعار زشت باکی نداشت. چنانکه شعری از او درباره رسول الله و بقیه مسلمانان در تاریخ ثبت شده است که بسیار زشت و زننده است و در اینجا بنده شعر رکیک او را قرار می دهم تا کسانی که مایلند خود آن را ترجمه کنند:
    فباست بني مالك و النّبيت............... و عوف و باست بني الخزرج‏
    أطعتم أتاويّ من غيركم ................ فلا من مراد و لا مذحج‏
    ترجونه بعد قتل الرّءوس ................كما يرتجى مرق المنضج‏
    این شعر دهان به دهان میان مشرکان و مخالفان پیامبر دهان به دهان می گشت، و پیامبر و یارانش را مسخره می کردند. جالب آنکه این شعر تا ده ها سال در زبان مردم بود تا اینکه محمد بن عمر واقدي (م 207ق)،در کتاب مغازی خود برای نخستین بار این شعر را ثبت کرده است. اینکه این شعر تا این زمان در زبان مردم بود گویای این نکته است که شعر در زبان عرب جاهلی چقدر اهمیت و کارایی داشته است. به هر حال عمیر با دیدن این وضعیت و اینکه این زن از این کارهایش دست بردار نیست با آنکه کور بود، شبانه به خانه این زن که خواهرش بود رفت و این زن را شبانه و مخفیانه با چاقو کشت. هنگامی که خواهرزادگان بیدار شدند، فریاد سردادند و عمیر ترسید که آنها شخصی غیر از او را به عنوان قاتل بگیرند و بکشند. بنابر این پیش پیامبر رفت و او را از اقدام خود آگاه کرد پس پیامبر به او گفت آیا خواهرت را کشتی؟ گفت بله. پیامبر فرمود: چرا؟ گفت برای آنکه شما را اذیت می کرد. پس پیامبر نزد فرزندانش فرستاد و از آنها خواست کسی را جز عمیر قاتل مادرشان ندانند.[1]
    این دقت لازم است که وی حامله نبود و در احکام اسلامی هرگز هیچ زن حامله ای را نمی توان کشت و اگر کسی چنین کند باید دیه فرزند را بپردازد. در این مورد نیز این زن به دستور پیامبر کشته نشد بلکه این مرد خواهر خود را از بدون دستور پیامبر کشته بود.[2]

    گفتنی است ابن اثیر در اسدالغابه نام او را غشمير بن خرشة ثبت کرده است. و عصیماء را عصماء دختر مروان یهودی خوانده است. ولی به نظر می آید این سخن درست نیست چرا که در میان دیگر منابع بجز الاصابه از ابن حجر، چنین نامی دیده نمی شود. و نبود این نام در دیگر کتب، و رونویسی الاصابه از اسدالغابه ما را به این نکته رهنمون می شود که احتمالا این نام ابتدا به اشتباه وارد کتاب اسدالغابه شده، و الاصابه نیز به تاسی از او این نام را در کتاب خود آورده است.[3] به نظر می آید این غشمیر تصحیف شده همان عمیر است.
    در این بین بلاذری ضکن آنکه او را از تیره بنى خطمة، و از قبیله أوس‏ معرفی می کند، می گوید او از پیامبر اجازه داشت که عصیماء را بکشد و شبانه به خانه آن زن رفت و او را کشت. اما در نقل او اشکالی به چشم می آید و آن اینکه این مرد نابینا گونه می توانسته شبانه وارد خانه آن زن شود و او را بیابد و در تاریکی او را بکشد؟؟؟ این عدم دقت از بلاذری قسمتهای پیشین گزارش او را در این باره زیر سوال می برد.[4]
    در پایان معلوم می گردد که دستور کشتن این زن از سوی پیامبر نبوده و این شخص بدست یک مسلمان در حالی کشته می شود که دیگران را به جنگ با پیامبر تشویق می کرد و با توهین کردن و شعرهای رکیک پیامبر و یارانش را مسخره می کرد. که در نهایت بدست برادرش کشته شد.

    [1]- أسد الغابة فى معرفة الصحابة، عز الدين بن الأثير أبو الحسن على بن محمد جزرى(م 630)، بيروت، دار الفكر، 1409/1989، ج ‏3، ص 782. الإصابة فى تمييز الصحابة، احمد بن على بن حجر العسقلانى (م 852)، تحقيق عادل احمد عبد الموجود و على محمد معوض، بيروت، دارالكتب العلمية، چ اول، 1415/1995، ج‏ 4، ص590.

    [2] - الاستيعاب فى معرفة الأصحاب، أبو عمر يوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر (م 463)، تحقيق على محمد البجاوى، بيروت، دار الجيل، چ اول، 1412/1992، ج ‏3، ص1218؛ كتاب جمل من انساب الأشراف، أحمد بن يحيى بن جابر البلاذرى (م 279)، تحقيق سهيل زكار و رياض زركلى، بيروت، دار الفكر، ط الأولى، 1417/1996 ، ج ‏1، ص479.

    [3] - أسدالغابة،ج‏4،ص40 ؛ الإصابة، ج ‏5، ص 264.

    [4] - أنساب‏ الأشراف، ج ‏1، ص479.
    ویرایش توسط کاوه : ۱۳۹۰/۰۵/۲۸ در ساعت ۱۸:۳۲
    اگر نور چشم شما بدلیل مطالعه زیاد و یا کار با اینترنت کم شده این آیه را زیاد بخوانید : فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيراً (انسان2)
    اگر می خواهید پس از مطالعه آنچه را می خوانید در ذهنتان نقش ببندد، این آیه را پس از آن بخوانید: لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ (انعام127)

  13. صلوات ها 8


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    نقل قول نوشته اصلی توسط گلبرگ نمایش پست ها
    مدتی است دو سوال مرا به خود مشغول کرده که در آن دو سوال خشونت در اسلام ترویج شده است. لطفا پاسخ مرا بدهید و دغدغه مرا برطرف کنید.
    دلیل اول بر خشونت در اسلام این روایت است: دو مثال برای خشونت در اسلام
    پیامبر فرمود: در آخر زمان جوانانی با افكار وعقیده های احمقانه پیدا می شوند، آنها خوب حرف می زنند اما همانند تیر كه ازكمان می رود از اسلام خارج می شوند،ایمانشان از گلویشان رد نمی شود.پس هر جا آنها را یافتید بكشیدشان، درروز رستاخیز برای كشنده آنها پاداش خواهد بود

    دلیل دوم این روایت است

    صحیح بخاری جلد4 كتاب 63 حدیث 260:
    عبدالله ابن عباس روایت می كند: مرد كوری همسر كنیزی داشت كه به پیامبر ناسزا می گفت او را نهی می كرد اما او دست بر نمی داشت .یك شب كنیز شروع به ناسزا گفتن به پیامبر كرد مرد اورا برحذر داشت او دست بر نداشت.مرد خنجری بر داشت و درشكم زن فرو برد وشكم اورا پاره كرد وبچه ای كه در شكم داشت بین پاهایش افتاد وغرق خون شد.فردای انروز وقتی به پیامبر خبر دادند.او مردم راجمع كردو فرمود : شما را بخدا سوگند می دهم وبحق خودم سوگند می دهم كسی كه این كار را كرده جلو بیاید .مرد درحالی كه می لرزید برخاست وجلوی پیامبر ایستاد وگفت: یا رسول الله من ارباب او هستم او بشما ناسزا می گفت وشما را انكار میكرد من اورا نهی كردم اما فایده ای نداشت. پس او را کشتم. پیامبر از او تشکر کرد.

    :: .
    نقل قول نوشته اصلی توسط کاوه نمایش پست ها
    روایت نخست شما در کتب اهل سنت مانند انساب الاشراف چنین آمده است: و روى عن نعيم بن حكيم، عن أبي مريم، عن علي عن النبي صلّى اللّه عليه و سلم (انه) قال: [إن قوما يقرؤن القرآن لا يجاوز تراقيهم يمرقون من الدين كما يمرق السهم من الرمية، طوبى لمن قتلهم و قتلوه، علامتهم (ان) فيهم رجل مخدج اليد].[1]
    در کتب شیعه نیز این روایت تقریبا به همین گونه آمده است. قَالَ عَلِيٌّ ع إِذَا حَدَّثْتُكُمْ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص حَدِيثاً فَوَ اللَّهِ لَأَنْ أَخِرَّ مِنَ السَّمَاءِ لَأَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أَكْذِبَ عَلَيْهِ وَ فِي رِوَايَةٍ مِنْ أَنْ أَقُولَ عَلَيْهِ مَا لَمْ يَقُلْ وَ إِذَا حَدَّثْتُكُمْ فِيمَا بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ فَإِنَّ الْحَرْبَ خُدْعَةٌ وَ إِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ سَيَخْرُجُ قَوْمٌ فِي آخِرِ الزَّمَانِ حُدَثَاءُ الْأَسْنَانِ سُفَهَاءُ الْأَحْلَامِ يَقُولُونَ مِنْ قَوْلِ خَيْرِ الْبَرِّيَّةِ يَقْرَءُونَ الْقُرْآنَ لَا يُجَاوِزُ إِيمَانُهُمْ حَنَاجِرَهُمْ يَمْرُقُونَ مِنَ الدِّينِ كَمَا يَمْرُقُ السَّهْمُ مِنَ الرَّمِيَّةِ فَأَيْنَمَا لَقِيتُمُوهُمْ فَاقْتُلُوهُمْ فَإِنَّ فِي قَتْلِهِمْ أَجْراً لِمَنْ قَتَلَهُمْ عِنْدَ اللَّهِ يَوْمَ الْقِيَامَة[2]
    همانگونه که از متن روایت نخستین بدست می آید، این روایت در شان خوارج است که دیگران را کافر می دانستند و در قتل آنها به خود هیچ شک و تردیدی راه نمی دادند و چون مردم سرزمینهای مسلمان نشین را کافر می پنداشتند، در حمله به شهرهای مسلمان نشین ضمن قتل عام مردان، زنان و کودکان را نیز می کشتند و به هیچ موجود زنده ای در آن دیار رحم نمی کردند و حتی حیوانات را نیز از پا در می آرودند و درختان را نیز می بریدند. روایت دقیقا احوال ایشان را بیان می کند، چنانکه حضرت علی (ع) به استناد به این حدیث با خوارج جنگید. پس این مربوطه به کسانی است که وجودشان برای جامعه انسانی بسیار بسیار خطرناک است.و شاید بتوان گفت، وهابیون نیز امروز ادامه همین خوارج هستند. که بسیار بی رحمانه عمل می کنند، و در کشتن زنان و کودکان نیز از خود ترحمی نشان نمی دهند و چنین است که مایه آبروریزی برای اسلام و مسلمین هستند. پس دستور قتل مربوط به این گونه افرادی است که خود در صورت زنده بودن ماموران قتل عام مردم به شمار می روند و یادآور آن شعر معروف است که «ترحم بر پلنگ تیز دندان ستمکاری بود بر گوسفندان»

    [1] - كتاب جمل من انساب الأشراف، أحمد بن يحيى بن جابر البلاذرى (م 279)، تحقيق سهيل زكار و رياض زركلى، بيروت، دار الفكر، چ اول، 1417/1996،ج ‏2، ص376.

    [2] - طبرسی، إعلام الورى بأعلام الهدى ، تهران، دارالکتب الاسلامیه، بی تا، ج‏ 1،ص92؛ العمده، ابن بطریق حلی، قم، موسسه نشر الاسلامی، 1407ق، صص 459و457.
    نقل قول نوشته اصلی توسط کاوه نمایش پست ها
    اما در داستان شما حقیقتی و نکته ای نهفته است که گرچه بخاری بدان نپرداخته اما در دیگر کتب تاریخی بدانها اشاره رفته است.

    حقیقت ماجرای این داستان که نقل شده به این گونه است که می آید: زن بدكارى از بنى خطمه كه او را «عصماء» ميگفتند در مجالس اوس و خزرج شركت ميكرد و با خواندن اشعار تحريك آميز مردم را بر ضد حضرت رسول به شورش واميداشت و در بنى خطمه جز يك نفر بنام «عمير بن عدى» مسلمان ديگرى نبود. و عمیر برادر عصماء بود. عصماء به شدت علیه پیامبر تبلیغات می کرد و در این راه از گفتن سخنان و اشعار زشت باکی نداشت. چنانکه شعری از او درباره رسول الله و بقیه مسلمانان در تاریخ ثبت شده است که بسیار زشت و زننده است و در اینجا بنده شعر رکیک او را قرار می دهم تا کسانی که مایلند خود آن را ترجمه کنند:
    فباست بني مالك و النّبيت و عوف و باست بني الخزرج‏
    أطعتم أتاويّ من غيركم فلا من مراد و لا مذحج‏
    ترجونه بعد قتل الرّءوس كما يرتجى مرق المنضج‏
    این شعر دهان به دهان میان مشرکان و مخالفان پیامبر دهان به دهان می گشت، و پیامبر و یارانش را مسخره می کردند. جالب آنکه این شعر تا ده ها سال در زبان مردم بود تا اینکه محمد بن عمر واقدي (م 207ق)،در کتاب مغازی خود برای نخستین بار این شعر را ثبت کرده است. اینکه این شعر تا این زمان در زبان مردم بود گویای این نکته است که شعر در زبان عرب جاهلی چقدر اهمیت و کارایی داشته است. به هر حال عمیر با دیدن این وضعیت و اینکه این زن از این کارهایش دست بردار نیست با آنکه کور بود، شبانه به خانه این زن که خواهرش بود رفت و این زن را شبانه و مخفیانه با چاقو کشت. هنگامی که خواهرزادگان بیدار شدند، فریاد سردادند و عمیر ترسید که آنها شخصی غیر از او را به عنوان قاتل بگیرند و بکشند. بنابر این پیش پیامبر رفت و او را از اقدام خود آگاه کرد پس پیامبر به او گفت آیا خواهرت را کشتی؟ گفت بله. پیامبر فرمود: چرا؟ گفت برای آنکه شما را اذیت می کرد. پس پیامبر نزد فرزندانش فرستاد و از آنها خواست کسی را جز عمیر قاتل مادرشان ندانند.[1]
    این دقت لازم است که وی حامله نبود و در احکام اسلامی هرگز هیچ زن حامله ای را نمی توان کشت و اگر کسی چنین کند باید دیه فرزند را بپردازد. در این مورد نیز این زن به دستور پیامبر کشته نشد بلکه این مرد خواهر خود را از بدون دستور پیامبر کشته بود.[2]

    گفتنی است ابن اثیر در اسدالغابه نام او را غشمير بن خرشة ثبت کرده است. و عصیماء را عصماء دختر مروان یهودی خوانده است. ولی به نظر می آید این سخن درست نیست چرا که در میان دیگر منابع بجز الاصابه از ابن حجر، چنین نامی دیده نمی شود. و نبود این نام در دیگر کتب، و رونویسی الاصابه از اسدالغابه ما را به این نکته رهنمون می شود که احتمالا این نام ابتدا به اشتباه وارد کتاب اسدالغابه شده، و الاصابه نیز به تاسی از او این نام را در کتاب خود آورده است.[3] به نظر می آید این غشمیر تصحیف شده همان عمیر است.
    در این بین بلاذری ضکن آنکه او را از تیره بنى خطمة، و از قبیله أوس‏ معرفی می کند، می گوید او از پیامبر اجازه داشت که عصیماء را بکشد و شبانه به خانه آن زن رفت و او را کشت. اما در نقل او اشکالی به چشم می آید و آن اینکه این مرد نابینا گونه می توانسته شبانه وارد خانه آن زن شود و او را بیابد و در تاریکی او را بکشد؟؟؟ این عدم دقت از بلاذری قسمتهای پیشین گزارش او را در این باره زیر سوال می برد.[4]
    در پایان معلوم می گردد که دستور کشتن این زن از سوی پیامبر نبوده و این شخص بدست یک مسلمان در حالی کشته می شود که دیگران را به جنگ با پیامبر تشویق می کرد و با توهین کردن و شعرهای رکیک پیامبر و یارانش را مسخره می کرد. که در نهایت بدست برادرش کشته شد.

    [1]- أسد الغابة فى معرفة الصحابة، عز الدين بن الأثير أبو الحسن على بن محمد جزرى(م 630)، بيروت، دار الفكر، 1409/1989، ج ‏3، ص 782. الإصابة فى تمييز الصحابة، احمد بن على بن حجر العسقلانى (م 852)، تحقيق عادل احمد عبد الموجود و على محمد معوض، بيروت، دارالكتب العلمية، چ اول، 1415/1995، ج‏ 4، ص590.

    [2] - الاستيعاب فى معرفة الأصحاب، أبو عمر يوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر (م 463)، تحقيق على محمد البجاوى، بيروت، دار الجيل، چ اول، 1412/1992، ج ‏3، ص1218؛ كتاب جمل من انساب الأشراف، أحمد بن يحيى بن جابر البلاذرى (م 279)، تحقيق سهيل زكار و رياض زركلى، بيروت، دار الفكر، ط الأولى، 1417/1996 ، ج ‏1، ص479.

    [3] - أسدالغابة،ج‏4،ص40 ؛ الإصابة، ج ‏5، ص 264.

    [4] - أنساب‏ الأشراف، ج ‏1، ص479.

    با سلام
    احسنت !!!
    تشکر از استاد کاوه بزرگوار که جوابی بسیار درست به این شبهه ای که دکتر علی سینا این از خدا بی خبر و ملعون طرح کرده و در در بوق و کرنا زده که اسلام دین خشونت است داداند !!
    البته شبهات نخ نمایی دیگری را هم طرح کرده!!
    و جالب است که عده ای هم در همین سایت در مورد سن ازدوزج عایشه دقیقا سخنان دکتر علی سینا را مطرح کرده و پاه فشاری بر ان داشتند که سن عایشه ۶ سال بوده !!در صورتی که منابع ثابت میکند سن عایشه ۲۲ سال و یا ۲۴ سال بوده!!!!

    بنده پیشنهاد میکنم اگر در ادامه عنوان تاپیک اضافه شود جواب به شبهات دکتر علی سینا بسیار بازتاب خوبی در اینترنت داشته باشد !!


    یا علی ع
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۵/۲۷ در ساعت ۱۹:۰۳
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    علاقه
    ائمه ی اطهار,شیعیان حقیقی,کتاب,ورزش مخصوصا از نوع رزمی
    نوشته
    517
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2913



    با سلام خدمت دوستان عزیز و بزرگوار

    حالا که قرار شد در این تاپیک پاسخ به شبهات دکتر علی سینا بدهید در نوشته ها و دلایل ترک اسلام این حدیث را هم آورده است:

    سنن ابوداوود/كتاب 38 حدیث 4359:
    عبدالله ابن عباس روایت می كند: مجازات، كسانی كه با خدا وپیامبرش می جنگند وبا نیرو وقدرتشان درزمین شرارت می كنند، اعدام،مصلوب كردن،یا بریدن دست وپا از جهت مخالف(مثلا دست راست وپای چپ)،ویا تبعید (بیشترین بخشش در مورد مشركین ) است.حتی اگر قبل از دستگیری توبه كنند این مانع اجرا مجازاتی كه شایسته آنند نمی شود.

    و یک سوالی که واسم پیش اومده جناب خیرالبریه فرمودند که پیامبر اکرم (ص) تشکر نکردند:

    نقل قول نوشته اصلی توسط خیر البریه نمایش پست ها
    این حدیث به این متن در سنن ابوداود و نسایی آمده ودر آخرش هم پیامبر از او تشکر نکرد بلکه فرمود : .....فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم ألا اشهدوا أن دمها هدر .
    میخواستم بدونم در کتاب سنن ابوداوود درست نوشته و پیامبر اکرم (ص) تشکر نکردند یا اینکه حفظ امانت نشده و با تحریف این روایت در این کتاب نوشته شده یا اینکه دکتر علی سینا روایت را تحریف کرده؟؟

    امیدوارم سوالم واضح بوده باشه!!!

    اگر هم میشه درباره ی عبدالله ابن عباس راوی این احادیث هم مختصر توضیحی بنویسید که آیا روایت ایشود در کتب شیعیان هم هست یا خیر و آیا کتاب سنن ابوداوود برای ما معتبر است؟



    مدعی گوید که با یک گل نمی گردد بهار
    من گلی دارم که عالم را گلستان میکند


  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8432



    میخواستم بدونم در کتاب سنن ابوداوود درست نوشته و پیامبر اکرم (ص) تشکر نکردند یا اینکه حفظ امانت نشده و با تحریف این روایت در این کتاب نوشته شده یا اینکه دکتر علی سینا روایت را تحریف کرده؟؟:gig:


    با سلام قبلا هم متن را آوردیم که تشکری در کار نیست :

    در سنن ابوداود به متن :

    حَدَّثَنَا عَبَّادُ بْنُ مُوسَى الْخُتَّلِيُّ أَخْبَرَنَا إِسْمَعِيلُ بْنُ جَعْفَرٍ الْمَدَنِيُّ عَنْ إِسْرَائِيلَ عَنْ عُثْمَانَ الشَّحَّامِ عَنْ عِكْرِمَةَ قَالَ حَدَّثَنَا ابْنُ عَبَّاسٍ
    أَنَّ أَعْمَى كَانَتْ لَهُ أُمُّ وَلَدٍ تَشْتُمُ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَتَقَعُ فِيهِ فَيَنْهَاهَا فَلَا تَنْتَهِي وَيَزْجُرُهَا فَلَا تَنْزَجِرُ قَالَ فَلَمَّا كَانَتْ ذَاتَ لَيْلَةٍ جَعَلَتْ تَقَعُ فِي النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَتَشْتُمُهُ فَأَخَذَ الْمِغْوَلَ فَوَضَعَهُ فِي بَطْنِهَا وَاتَّكَأَ عَلَيْهَا فَقَتَلَهَا فَوَقَعَ بَيْنَ رِجْلَيْهَا طِفْلٌ فَلَطَّخَتْ مَا هُنَاكَ بِالدَّمِ فَلَمَّا أَصْبَحَ ذُكِرَ ذَلِكَ لِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَجَمَعَ النَّاسَ فَقَالَ أَنْشُدُ اللَّهَ رَجُلًا فَعَلَ مَا فَعَلَ لِي عَلَيْهِ حَقٌّ إِلَّا قَامَ فَقَامَ الْأَعْمَى يَتَخَطَّى النَّاسَ وَهُوَ يَتَزَلْزَلُ حَتَّى قَعَدَ بَيْنَ يَدَيْ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَنَا صَاحِبُهَا كَانَتْ تَشْتُمُكَ وَتَقَعُ فِيكَ فَأَنْهَاهَا فَلَا تَنْتَهِي وَأَزْجُرُهَا فَلَا تَنْزَجِرُ وَلِي مِنْهَا ابْنَانِ مِثْلُ اللُّؤْلُؤَتَيْنِ وَكَانَتْ بِي رَفِيقَةً فَلَمَّا كَانَ الْبَارِحَةَ جَعَلَتْ تَشْتُمُكَ وَتَقَعُ فِيكَ فَأَخَذْتُ الْمِغْوَلَ فَوَضَعْتُهُ فِي بَطْنِهَا وَاتَّكَأْتُ عَلَيْهَا حَتَّى قَتَلْتُهَا فَقَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَلَا اشْهَدُوا أَنَّ دَمَهَا هَدَرٌ

    در سنن نسایی با متن :

    أَخْبَرَنَا عُثْمَانُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا عَبَّادُ بْنُ مُوسَى قَالَ حَدَّثَنَا إِسْمَعِيلُ بْنُ جَعْفَرٍ قَالَ حَدَّثَنِي إِسْرَائِيلُ عَنْ عُثْمَانَ الشَّحَّامِ قَالَ كُنْتُ أَقُودُ رَجُلًا أَعْمَى فَانْتَهَيْتُ إِلَى عِكْرِمَةَ فَأَنْشَأَ يُحَدِّثُنَا قَالَ حَدَّثَنِي ابْنُ عَبَّاسٍ
    أَنَّ أَعْمَى كَانَ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَكَانَتْ لَهُ أُمُّ وَلَدٍ وَكَانَ لَهُ مِنْهَا ابْنَانِ وَكَانَتْ تُكْثِرُ الْوَقِيعَةَ بِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَتَسُبُّهُ فَيَزْجُرُهَا فَلَا تَنْزَجِرُ وَيَنْهَاهَا فَلَا تَنْتَهِي فَلَمَّا كَانَ ذَاتَ لَيْلَةٍ ذَكَرْتُ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَوَقَعَتْ فِيهِ فَلَمْ أَصْبِرْ أَنْ قُمْتُ إِلَى الْمِغْوَلِ (قمه = شمشیر کوچک) فَوَضَعْتُهُ فِي بَطْنِهَا فَاتَّكَأْتُ عَلَيْهِ فَقَتَلْتُهَا فَأَصْبَحَتْ قَتِيلًا فَذُكِرَ ذَلِكَ لِلنَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَجَمَعَ النَّاسَ وَقَالَ أَنْشُدُ اللَّهَ رَجُلًا لِي عَلَيْهِ حَقٌّ فَعَلَ مَا فَعَلَ إِلَّا قَامَ فَأَقْبَلَ الْأَعْمَى يَتَدَلْدَلُ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَنَا صَاحِبُهَا كَانَتْ أُمَّ وَلَدِي وَكَانَتْ بِي لَطِيفَةً رَفِيقَةً وَلِي مِنْهَا ابْنَانِ مِثْلُ اللُّؤْلُؤَتَيْنِ وَلَكِنَّهَا كَانَتْ تُكْثِرُ الْوَقِيعَةَ فِيكَ وَتَشْتُمُكَ فَأَنْهَاهَا فَلَا تَنْتَهِي وَأَزْجُرُهَا فَلَا تَنْزَجِرُ فَلَمَّا كَانَتْ الْبَارِحَةُ ذَكَرْتُكَ فَوَقَعَتْ فِيكَ فَقُمْتُ إِلَى الْمِغْوَلِ فَوَضَعْتُهُ فِي بَطْنِهَا فَاتَّكَأْتُ عَلَيْهَا حَتَّى قَتَلْتُهَا فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَلَا اشْهَدُوا أَنَّ دَمَهَا هَدَرٌ

    ودر سنن دارقطنی :

    حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ حَدَّثَنَا أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ أَبِى سَمِينَةَ ح وَأَخْبَرَنَا عُمَرُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عَلِىٍّ الْقَطَّانُ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عُثْمَانَ بْنِ كَرَامَةَ قَالاَ حَدَّثَنَا عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ مُوسَى حَدَّثَنَا إِسْرَائِيلُ عَنْ عُثْمَانَ الشَّحَّامِ عَنْ عِكْرِمَةَ حَدَّثَنَا ابْنُ عَبَّاسٍ أَنَّ رَجُلاً كَانَتْ لَهُ أُمُّ وَلَدٍ لَهُ مِنْهَا ابْنَانِ مِثْلُ اللُّؤْلُؤَتَيْنِ وَكَانَتْ تَشْتُمُ النَّبِىَّ -صلى الله عليه وسلم- فَيَنْهَاهَا فَلاَ تَنْتَهِى وَيَزْجُرُهَا فَلاَ تَنْزَجِرُ فَلَمَّا كَانَ ذَاتَ لَيْلَةٍ ذَكَرَتِ النَّبِىَّ -صلى الله عليه وسلم- فَمَا صَبَرَ أَنْ قَامَ إِلَى مِعْوَلٍ فَوَضَعَهُ فِى بَطْنِهَا ثُمَّ اتَّكَأَ عَلَيْهَا حَتَّى أَنْفَذَهُ فَقَالَ النَّبِىُّ -صلى الله عليه وسلم- « أَلاَ اشْهَدُوا أَنَّ دَمَهَا هَدَرٌ ». لَفْظُ ابْنِ كَرَامَةَ.

    نکته بسیار مهم اینجاست که کشته شدن طفل داخل شکم را فقط ابوداود آورده وسایر محدثین مانند نسایی و دارقطنی و... نیاورده اند و این احتمال جعلی بودن این قسمت را میرساند شاید هم راوی برای اینکه کمی روایت را احساسی کند چنین بافته ! یعنی اصلا این زن حامله نبوده !!!!!!!!


    امیدوارم سوالم واضح بوده باشه!!!

    اگر هم میشه درباره ی عبدالله ابن عباس راوی این احادیث هم مختصر توضیحی بنویسید که آیا روایت ایشود در کتب شیعیان هم هست یا خیر و آیا کتاب سنن ابوداوود برای ما معتبر است؟:gol:


    عبد الله بن العباس فرد موثقی است و فقط چند قدح جناب کشی از وی آورده اما رویهم مشکلی ندارد و در کتب شیعه هم روایت دارد . سنن ابوداود وکلا کتب اهل سنت دارای احادیث صحیح و ضعیف و جعلی هستند که تشخیص این امر بعهده متخصصین امر است.




  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    خدا
    نوشته
    42
    حضور
    2 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    187



    دوستان خوب با دليل و مدرك صحبت كردند
    اما من نيز بايد بگويم دشمني اهل سنت و قبلي هايشان با علي بن ابي طالب و فرزندانش ثابت شده هست و جالب اينجاست اگر كتب اهل سنت را مطالعه كنيد در مورد هركس كه علي را دوست ميداشته بد نوشته اند .
    مثله مختار عمار و خيلي هاي ديگه كه دوتن از معروف ترين هاشون رو نوشتم براتون .
    همونطور كه در فيلم نشان داد كه چگونه مختار رو كذاب نشون ميدادن الان هم اهل سنت مختار رو كذاب مينامند

  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود