صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: زندگیم داغون شده- کمکم کنید

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    5
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    76

    زندگیم داغون شده- کمکم کنید




    سلام
    خوشحالم با سایت خوبتون اشنا شدم
    ازتون کمک میخواستم
    زندگیم ته خط رسیده
    5 ساله ازدواج کردم از زندگیم راضی بودم و عاشق هم بودیم
    الان نزدیک دو ساله با وجود اینکه من همه کار کردم شوهرم از من خسته شده
    البته خودش مستقیم نگفته اما با کاراش میگه
    منم دیگه تصمیم گرفتم خودمو کوچیک نکنم
    اما کمبود عاطفه دارم و هزار تا کمبود دیگه
    یکی از دوستام شماره ی آقایی رو دادن گفت مهربونه و بهت کمک میکنه اما خودم عذاب وجدان میگیرم
    اینو بگم شوهرم خودش از من کناره گیری میکرد و منم همه کار کردم ما دیگه خسته شدم
    امکان طلاق هم ندارم و میترسم راه گناه در پیش بگیرم
    امیدوارم کمکم کنید

  2. صلوات ها 30


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    نقل قول نوشته اصلی توسط بن بست نمایش پست ها
    الان نزدیک دو ساله با وجود اینکه من همه کار کردم شوهرم از من خسته شده
    یک تیکه سنگ هست که شبیه شیشه است.

    مردم نه از دیدن سنگ لب به تعریف باز میکنند نه از دیدن شیشه . ولی تا این سنگ ریز شیشه ای رو میبینند مردمک چشماشون باز میشه
    به به و چه چه میکنند و آرزو میکنند روی گردن بندشون باشه. اسم اون سنگ الماسه

    تفاوت الماس با شیشه و سنگ در اینه که به سادگی به دست نمیاد.

    اگر کسی بهاء اونو بپردازه میتونه انو داشته باشه.
    و وقتی اونو داشت هم خوشحال میشه و هم پزش رو میده.

    محبت بین زن و شوهر هم مثل الماسه . اگر همینطوری بریزی براش بی اهمیت میشه و شایدم یک روز جارو کنه بریزه دور.

    محبت رو باید بجا خرج کرد. همونطوریکه پول زیاد رو بجا خرج میکنیم.

    لازم نیست همسرمون تمام بهای الماسی همچون محبت رو بپردازه ولی لازمه کاری کنیم که قدرش رو بدونه.

    والا همون کاری رو میکنه که همه آدما میکنند.

    اونها هر چیز بی ارزش رو دور میریزند. و بجاش یک چیز با ارزش میخرند.


    یاحق
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  5. صلوات ها 26


  6. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    153
    حضور
    21 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    954



    نقل قول نوشته اصلی توسط بن بست نمایش پست ها
    سلام
    خوشحالم با سایت خوبتون اشنا شدم
    ازتون کمک میخواستم
    زندگیم ته خط رسیده
    5 ساله ازدواج کردم از زندگیم راضی بودم و عاشق هم بودیم
    الان نزدیک دو ساله با وجود اینکه من همه کار کردم شوهرم از من خسته شده
    البته خودش مستقیم نگفته اما با کاراش میگه
    منم دیگه تصمیم گرفتم خودمو کوچیک نکنم
    اما کمبود عاطفه دارم و هزار تا کمبود دیگه
    یکی از دوستام شماره ی آقایی رو دادن گفت مهربونه و بهت کمک میکنه اما خودم عذاب وجدان میگیرم:ghamgin:
    اینو بگم شوهرم خودش از من کناره گیری میکرد و منم همه کار کردم ما دیگه خسته شدم
    امکان طلاق هم ندارم و میترسم راه گناه در پیش بگیرم
    امیدوارم کمکم کنید:ghamgin:
    اولا که از کجا میدونید برداشتتون از از شما خسته شده درسته؟!
    ثانیا حالا باالفرض که اینطور باشه، آیا راهش اینه که شما دنبال به دست آوردن محبت از راه دیگری باشید؟ شما که اینقدر غرورتون براتون اهمیت داره فکر نمیکنیداینکه بخواید در شرایط خاصی که دارید دنبال یافتن منبع روحی دیگه ای باشید بیشتر غرورتون رو خورد میکنه؟
    والا من یکی که خیل به این جمله اعتقاد دارم که: "من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی . ولی با خفت و خاری پی شبنم نمیگردم!"
    به نظر من ادم بمیره بهتر از اینه که بره دنبال ارتباطی که هم غرورت رو داغون کنیه و هم تو اجتماع بهت برچسب بزنن. چون درکتون کردم اینطور صریح حرف زدم دوست گلم.
    به نظر من اگر واقع حس میکنید نمیتونید با عشق به همسرتون ادامه بدید:
    1- سعی کنید راه های نوین برای جلب توجه و محبت ایشون رو در پیش بگیرید
    2- اگر مورد1 جواب نداد سعی کنید خلا روحیتون رو از سایر راه های شرعی و منطقی جبران کنید. مثلا غرق شدن در دنیای علاقه مندی هاتون. مثل شعر. ورزش و...

    ضمن اینکه من بهتون کاملا حق میدم احساس کمبود این محبت آزارتون بده...
    ویرایش توسط سرگشته : ۱۳۹۰/۰۵/۲۵ در ساعت ۲۳:۲۱

  7. صلوات ها 23


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    509
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    2417



    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط بن بست نمایش پست ها
    زندگیم ته خط رسیده
    چرا
    چون
    نقل قول نوشته اصلی توسط بن بست نمایش پست ها
    الان نزدیک دو ساله با وجود اینکه من همه کار کردم شوهرم از من خسته شده
    البته خودش مستقیم نگفته اما با کاراش میگه
    ولی
    نقل قول نوشته اصلی توسط بن بست نمایش پست ها
    ساله ازدواج کردم از زندگیم راضی بودم و عاشق هم بودیم
    ظاهرا ازدواج شما شروع خوبی داشته! او شما رو دوست داشته! دوران عقد خوبی رو داشتید! حتی دو سال هم با هم به خوبی سپری کردید...
    (البته شما باید دقیقتر بگویید که کاراش میگه یعنی چی؟عکس العمل او پاسخ کدام رفتار یا عمل شما یا اتفاقات دیگره)
    مشکل اقتصادی خاصی نداشتید! پای دیگران هم از زندگی شخصی شما کوتاه بوده!
    بیایید برگردیم به دوسال قبل به یاد دارید اولین شب یا روزی رو که برای اولین بار برخورد یا رفتار و گفتار خاصی ار ایشان شما رو شکه کنه!
    یا تغییر ایشان تدریجی بوده! و روز به روز رفتارشون عوض میشده...تا رسیده به اینجا...
    حدس من اینه که تدریحا رفتار ایشان عوض شده! و متاسفانه عدم آسیب شناسی و ریشه یابی این تغییر و لو حزئی باعث شده تا روز به روز بزرگتر بشه تا اینکه امروز مثل یک سرطان شما رو فلج کنه!
    اگر این حدس درست باشه
    درمان هم باید تدریجی باشه
    البته بعد از پبدا کردن علت و آسیب!
    به راحتی میشه تو حرف ها و کنایه ها و نوع مشغولیت جدیدی که برای پر کردن اوقات تلخ به آنها رجوع می کنه فهمید! جریان چیست!
    شما باید توضیح بیشتری به ما و کارشناسان محترم بدهید!
    برای عشق مبارزه کن
    اما هرگز آن را گدایی نکن
    عشق مجانی, مفت هم میرود


  9. صلوات ها 23


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    نقل قول نوشته اصلی توسط بن بست نمایش پست ها
    امکان طلاق هم ندارم و میترسم راه گناه در پیش بگیرم
    تا زمانیکه این جمله را و این فکر را در ذهنتان دارید انتظار هیچ پیش آمد خوبی را نباید داشته باشید.

    شک نکنید با این ذهنیت به خودتان ضربه میزنید زندگیتان هم درست نمیشود.

    بجایش با تمام عشقی که به خانواده اتان میورزید همه را جمع کنید برای درست کردن. فقط درست کردن

    مطمئنم کارشناسانی هستند که در این صورت - بتوانند کلید حل مشکلتان را بدستان بدهند.

    انشاالله
    یاحق
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  11. صلوات ها 21


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 1 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    با سلام به همه دوستان و به ويژه پرسشگر محترم
    خير مقدم
    من نظرات دوستان را مو به مو مي خونم
    نكات خوبي مطرح ميشه در آخر جمع بندي مي كنم.
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  13. صلوات ها 18


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    با سلام

    نقل قول نوشته اصلی توسط بن بست نمایش پست ها
    سلام
    خوشحالم با سایت خوبتون اشنا شدم
    ازتون کمک میخواستم
    زندگیم ته خط رسیده
    5 ساله ازدواج کردم از زندگیم راضی بودم و عاشق هم بودیم
    الان نزدیک دو ساله با وجود اینکه من همه کار کردم شوهرم از من خسته شده

    و خشامد گویی به سایت خودتان !
    و تشکر از دوستان که حق مطلب را ادا کردند !
    بن بست گرامی برای زندگی کردن و زیر یک سقف بودن نیاز به ملاکها و رفتاری داریم که تائید شده باشند از لحاظ مذهبی گرفته تا فرهنگی و..!!!
    اینکه میفرماید همه کار کردید شاید از نظر شخص خود شما اینطور باشد که همه کار انجام داده اید برای زندگی در صورتی که شاید اگر سخن شوهرتان را بشنویم اینطور نباشد !
    بعضی از وقتها در زندگی زخمهایی کوچکی بوجود میاد که اگر این زخمها را مداوا نکنیم تبدیل به سرطان میشود و دیگه کار از کار گذشته !
    حتما این خسته شدن شوهرتان دلیلی دارد!!
    آیا تابه حال دنبال دلیل گشته اید ؟
    هیچ کسی بهتر از خود شما شوهرتان را نمیشناسد برگردید و یک نگاه به گذشته زندگیتان بیاندازید و ببینید مشکل از کجا شروع شد و چه عواملی دست به دست داد تا کار به اینجا رسید !
    و بعد از از این ببینند چقدر دوست دارید برای زندگیتان هزینه کنید !
    وقتی پای زندگی و خانواده و بچه در میانه دیگه هرکاری انجام دادن خیلی کمه !




    نقل قول نوشته اصلی توسط بن بست نمایش پست ها
    البته خودش مستقیم نگفته اما با کاراش میگه
    منم دیگه تصمیم گرفتم خودمو کوچیک نکنم
    اما کمبود عاطفه دارم و هزار تا کمبود دیگه
    خب اگر اینطور حس میکنید که چرا ازش نمیپرسید مشکلش چیه؟
    مثلا چکار میکنه که شما اینطور برداشت میکنید که بی عاطفه است !؟
    بعضی از وقته یک غرور کاذب خیلی از مشکلات احساسی را بوجود میاره !
    بنده از شما سوال میکنم !
    ۱-آیا شوهرتان خانواده دوست است؟
    ۲-آیا شوهر شما عاطفه را از جایی دیگر بدست می آورد !!؟آنهم همانند شما انسان است و نیاز به عاطفه دارد!!




    نقل قول نوشته اصلی توسط بن بست نمایش پست ها
    یکی از دوستام شماره ی آقایی رو دادن گفت مهربونه و بهت کمک میکنه اما خودم عذاب وجدان میگیرم:ghamgin:
    ببخشید من متوجه این منظورتان نشدم که یعنی چه که این دوستتان شماره یک مردی را داده گفته مهربون!!؟
    واسه چی این شماره را داده!!چه کمکی؟




    نقل قول نوشته اصلی توسط بن بست نمایش پست ها
    اینو بگم شوهرم خودش از من کناره گیری میکرد و منم همه کار کردم ما دیگه خسته شدم
    امکان طلاق هم ندارم و میترسم راه گناه در پیش بگیرم
    امیدوارم کمکم کنید:ghamgin:

    خب در بالا توضیح دادیم اولین کار اینه که دقیقا و خیلی صادقانه به این فکر کنید که مشکلات از کجا شروع شد !!
    چون تا موقعی که ناله کنید و دردها را نشناسید هیچ فایده ای که ندارد، هیچ ! خودتان را که زجر میدهید هیچ !جسم و روحتان هم خسته میکنید و دیگه قدرت تصمیم گیری و تلاش در جهت رفع مشکلات هم ندارید!!
    امیدوارم که ارتباطتان را با این سایت داشته باشید و از عزیزان این سایت به خصوص استاد حامی گرامی استفاده کنید!!

    یا علی ع

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  15. صلوات ها 20


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    تنها به یاد توست، جوش و خروش ما / ای مهدی عزیز، ای آخرین امید
    نوشته
    3,382
    حضور
    16 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    44
    آپلود
    22
    گالری
    495
    صلوات
    31673

    شاد استفاده از تجربه ديگران گنجيست بسيار گران قيمت




    نقل قول نوشته اصلی توسط بن بست نمایش پست ها
    اما کمبود عاطفه دارم و هزار تا کمبود دیگه
    یکی از دوستام شماره ی آقایی رو دادن گفت مهربونه و بهت کمک میکنه اما خودم عذاب وجدان میگیرم
    با سلام و احترام

    خيلي خوش اومدين به اسك دين

    با توجه به اينكه دوستان حقيقتا حق مطلب رو ادا كردند و راهنمايي هاي لازم رو فرمودند.

    منتظر شما هستيم براي شرح حال بيشتر از زندگي و چگونگي برداشت هاتون از همسرتون.

    فقط در مورد شماره تلفني كه دوست تون به شما داده توصيه مي كنم حتما وقايع و تجربيات واقعي و تلخ ناشي از اين رخدادها و پيامدهاي ناشي از دلسردي همسرتون رو در تاپيك زير مطالعه كنيد.



    خصوصا توصيه مي كنم داستان هاي زير رو حتما مطالعه كنيد چون شبيه مشكل شماست.






    3- عشق و نفرت(پست 104 الی 108)


    4- بغض گلو گیر(پست 172 الی 178)




    امام حسین علیه السلام میفرمایند: هرکس هدف و خواسته ای را با معصیت و نافرمانی خدا بجوید, بیشتر از آنچه را که بدان امید دارد از دست میدهد و سریعتر در آنچه که از آن میترسید واقع میشود.

  17. صلوات ها 16


  18. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    در روابط میان انسانها دو مطلب نباید فراموش شود .

    1- همواره سعی کنیم در تعاملات زندگی خود را به جای طرف مقابل بگذاریم وببینیم اگر خود ما در چنین رایطه ا ی قرار میگرفتیم چگونه عمل میکردیم . ودوست داشتیم که طرف مقابلمان چه انتظاراتی از ما داشت؟

    البته این مطلب در مورد اقارب از جمله همسر از گستردگی بیشتری برخوردار است به دو دلیل دلیل اول تعامل زیاد با این افراد که معمولا" خانواده ی انسان قلمداد میشوند .
    ودلیل دوم نزدیک بودن این تعامل و نبودن حریم میان این تعامل است . به عبارت دیگربا افراد ومحارم خانواده راحت تر میتوان حرف زد و نظرات ایشان را بهتر میتوان فهمید

    2- بعداز این مرحله باید توانایی این را در خود به وجود بیاوریم که طرفمان را درک کنیم .
    یعنی اگر آن چه را ما انتظار داریم انجام نداد دنبال کشف چرا ی آن باشیم وعلت یابی کنیم .تا بتوانیم برای این عمل عکس العملی مناسب و مرحمی شفا بخش بیابیم .نه اینکه با عکس العمل خودپسندانه نمکی فراهم کنیم بر زخم ایجاد شده.

    واین تنها از طریق گفتگو آنهم با روش صحیح بر قراری ارتباط کلامی (کم گویی - پرمحتوا گویی - وبه موقع گویی و...)میسر است و صبر وتوکل به خدا .


    .................................................. ................................ حق یارتان .................................................. .................................
    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۹۰/۰۵/۲۶ در ساعت ۱۷:۱۱

  19. صلوات ها 17


  20. #10

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    علاقه
    یوگا-پیاده روی-خندیدن
    نوشته
    3,593
    حضور
    9 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17420



    سلام دوست عزیز

    نمیدونم چرا خواستم این مطلبو بذارم ولی یه حسی بهم گفت بهتره اینجا باشه

    نمیدونم کتاب شازده کوچولو رو خوندی یا نه


    ولی واقعا من به این که اهلی شدن یعنی ایجاد علاقه کردن اعتقاد دارم

    ولی چون شوهرم رو خیلی دوست دارم ناخودآگاه رفتار متفاوتی رو با اون دارم سعی میکنم بخاطرش خیلی کارا رو انجام بدم در این صورت انتظارمم ازش زیاده و وقتی اون نتونه انتظارمو براورده کنه خیلی ناراحتو دلخور میشم یه جورائی میشه گفت نشون میده که کم ظرفیتیم
    اگه بیشتر هم بشه خودمون آسیب میبینیمو باعث میشه افسردگی شدید بگیریم

    پس نگران نباش در ضمن این رو هم بدون که بهترین سیاست صداقت هست نه خیانت

    هیچوقت اهلی شدی؟!


    یا اصلا تا حالا اهلی کردی؟!!!!!!


    شاید میگی :اهلی کردن یعنی چی؟!


    روباه کتاب شازده کوچولو جواب این سوال را اینجوری میده:


    یک چیزیه که پاک فراموش شده. معنیش ایجاد علاقه


    کردنه...آدم فقط از چیزهایی که اهلی کنه می‌تواند سر در


    آره. انسان‌ها دیگه, برای سر در آوردن از چیزها وقت ندارن. همه


    چیز را همین جور حاضر آماده از دکان‌ها می‌خرن. اما چون


    دکانی نیست که دوست معامله کنه, آدم‌ها موندن


    بی‌دوست...


    تو اگر دوست می‌خواهی ,خب منو اهلی کن!


    شهریار کوچولو پرسید:


    راهش چیه؟


    روباه جواب داد:


    باید خیلی خیلی حوصله کنی. اولش یک خرده دورتر از من


    می‌گیری این جوری میان علف‌ها میشینی. من زیر چشمی


    نگاهت می‌کنم و تو لام‌تاکام هیچی نمی‌گی، چون تقصیر


    همه‌ی سؤِتفاهم‌ها زیر سر زبانه. عوضش می‌توانی هر


    روز یک خرده نزدیک‌تر بشینی...!


    به این ترتیب شهریار کوچولو روباه را اهلی کرد, همونجوری که


    گلش قبلا اون را اهلی کرده بود...


    بعد از اون رفت پیش گلهای باغ و بهشون گفت:


    شما سرِ سوزنی به گل من نمی‌مونید و هنوز هیچی نیستید.


    نه کسی شما را اهلی کرده نه شما کسی را. درست همان


    جوری هستید که روباه من بود: روباهی بود مثل صدهزار روباه


    دیگه. او را دوست خودم کردم و حالا تو همه‌ی عالم تکه.


    شما خوشگلید اما خالی هستید. برا‌تون نمی‌شه مُرد...


    و بعد روباه رازی را به شازده کوچولو گفت:


    جز با چشم دل, هیچی را چنان که باید نمی‌شه دید. نهاد و


    گوهر را چشمِ سَر نمی‌بینه


    ارزش گل تو به قدرِ عمریه که به پاش صرف کردی


    انسان‌ها این حقیقت را فراموش کردن, اما تو نباید فراموشش


    کنی. تو تا زنده‌ای نسبت به چیزی که اهلی


    کرده‌ای مسئولی. تو مسئول گُلِتی...



    امیدوارم کمکت کرده باشم

    سلام.......خداحافظ
    چيزي تازه اگر يافتيد
    بر اين دو اضافه كنيد


    الهي كمك كن آنچه مي شكنم ، دل نباشد

  21. صلوات ها 17


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود