صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا مال و فرزند در آخرت نافعند ؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682

    آیا مال و فرزند در آخرت نافعند ؟




    سلام
    قرآن می فرماید :
    یوم لا ینفع مال و لا بنون الا من اتی الله بقلب سلیم (شعرا 88 و 89 )
    روزی که مال و فرزند نفع نمی رسانند مگر کسی که با قلب سلیم به پیشگاه الهی بیاید
    حال به نظر شما مال و فرزند در آخرت نافعند ؟
    لطفا با دقت در آیه تامل بفرمایید
    موفق باشید

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    1,160
    حضور
    5 روز 4 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2443



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    سلام :gol:
    قرآن می فرماید :
    یوم لا ینفع مال و لا بنون الا من اتی الله بقلب سلیم (شعرا 88 و 89 )
    روزی که مال و فرزند نفع نمی رسانند مگر کسی که با قلب سلیم به پیشگاه الهی بیاید
    حال به نظر شما مال و فرزند در آخرت نافعند ؟
    لطفا با دقت در آیه تامل بفرمایید
    موفق باشید
    سلام بر شما..

    البته پرونده انسان تا خود قیامت باز است ولی در کل نفس چون کارش با ماده است پس با بود ماده می تواند تکامل پیدا کند ،نتیجتا بعد از مرگ حرف از تکامل نفس در صورتی معنی دارد که شخص تخمی در ماده بکارد که اثر ان در برزخ و قیامت ظهور یابد و انرا کامل کند،پس مال و فرزند به نفسه نفعی برای انسان ندارد ولی وقتی تخم ان از طرف شخص در جهان مادی بماند ،اثرات ان بر نفس وارد می گردد حالا یا به صورت خیرات و یا به صورت عقاب....

    ولی صحنه قیامت صحنه ای است عجیب با احکام خاص ان ،در ورته قیامت بواطن ظهور کامل می یابد نتیجتا هر چه باید به نفس و تکامل ان برسد تا قیامت ادامه دارد یعنی وقتی دنیایی نباشد ،دیگر رسیدن خیرات به نفس معنی ندارد ،نتیجتا اسباب و علل در قیامت برچیده شده و تنها خدا مسبب است ،به عبارتی دار قیامت دار ظهور و حضور بنده و حق برای یکدیگر می باشد واین همان لقاء است نتیجتا چیزی جز باطن وقلب در ان روز بین حق و خود شخص حاضر نیست نتیجتا سببی نیست تا بتوان از ان کمک گرفت جز خود حق که سبب اصلی در ان روز خود اوست...


    یاحق





    هر
    کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است -----عشقبازی دگر و نفس پرستی دگر
    است

    نه هر
    آن چشم که بیند که سیاه است و سپید ---یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است

  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    تحقیق
    نوشته
    2,487
    حضور
    14 روز 3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8533



    بديهى است منظور در اينجا از مال و فرزندان، مال و فرزندانى نيست كه در طريق جلب رضاى خدا به كار گرفته شده باشند، بلكه تكيه روى جنبه‏هاى مادى مساله است، منظور اين است كه سرمايه‏هاى مادى در آن روز مشكلى را حل نمى‏كند، اما در صورتى كه در طريق اطاعت فرمان پروردگار قرار گيرند سرمايه مادى نخواهند بود، رنگ الهى و صبغه اللَّه به خود مى‏گيرند و" الباقيات
    الصالحات" محسوب مى‏شوند.


  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط erfan_alavi نمایش پست ها
    ولی صحنه قیامت صحنه ای است عجیب با احکام خاص ان ،در ورته قیامت بواطن ظهور کامل می یابد نتیجتا هر چه باید به نفس و تکامل ان برسد تا قیامت ادامه دارد یعنی وقتی دنیایی نباشد ،دیگر رسیدن خیرات به نفس معنی ندارد ،نتیجتا اسباب و علل در قیامت برچیده شده و تنها خدا مسبب است ،به عبارتی دار قیامت دار ظهور و حضور بنده و حق برای یکدیگر می باشد واین همان لقاء است نتیجتا چیزی جز باطن وقلب در ان روز بین حق و خود شخص حاضر نیست نتیجتا سببی نیست تا بتوان از ان کمک گرفت جز خود حق که سبب اصلی در ان روز خود اوست...
    سلام
    وقتی بدانیم که تحقق و فعلیت مقام قلب در یک ارتباط صحیح با همه حقایق عالم حتی مال و بنون ، امکان پذیر می شود پس باید قائل باشیم که مال و بنون هم نافعند .
    آیه با بیانی روشن می خواهد بفرماید که مال و بنون در صورتی که قلب قلب سلیم باشد نفع می بخشد . قلب سلیم آنستکه همه چیز را برای خدا بخواهد حتی مال و بنون را .
    معنای آیه این است :
    روزی که مال و فرزندان نفع نمی بخشند مگر به کسی که با قلب سلیم بیاید
    این استثنا استثنای از عدم نفع است و عاملش سلامت قلب است چه اینکه قلب سالم همه چیز را از خدا و برای خدا می داند
    رزقنا الله و جمیع المومنین بحق فاطمه و اولادها المعصومین

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    1,160
    حضور
    5 روز 4 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2443



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    سلام
    وقتی بدانیم که تحقق و فعلیت مقام قلب در یک ارتباط صحیح با همه حقایق عالم حتی مال و بنون ، امکان پذیر می شود پس باید قائل باشیم که مال و بنون هم نافعند .
    آیه با بیانی روشن می خواهد بفرماید که مال و بنون در صورتی که قلب قلب سلیم باشد نفع می بخشد . قلب سلیم آنستکه همه چیز را برای خدا بخواهد حتی مال و بنون را .
    معنای آیه این است :
    روزی که مال و فرزندان نفع نمی بخشند مگر به کسی که با قلب سلیم بیاید
    این استثنا استثنای از عدم نفع است و عاملش سلامت قلب است چه اینکه قلب سالم همه چیز را از خدا و برای خدا می داند
    رزقنا الله و جمیع المومنین بحق فاطمه و اولادها المعصومین

    یا ستار..

    سلام بر شما..

    نفعیات مادی،همه اعتباری است ،اصلا دار ماده دار اعتبار است ،مال و فرزند قیام وجودی و وحقیقی به شخص ندارد ،بلکه همه اسباب به اعتبار برخی قوانین و احکام اجتماعی و شرعی است که منطبق با ویژگیهای مادی می باشد،نتیجتا با عدم شخص انها همچنان پابرجا هستند ،حتی روابط فامیلی و خویشاوندی نیز چنین است ،همه اینها تا وقتی در دار مادی باشد صادق است ،پس اسباب رسیدن خیرات و برکات به شخص از طرف فرزند ومال فقط تاو قتی است که ان مال وفرزند در ماده باشند و اصالت ماهیتی خود را حفظ نمایند ،ولی وقتی صحنه مادی برچیده شود همه اعتباریات از کار می افتد ودیگر سببی باقی نمی ماند،نتیجتا تا دار مادی وجود دارد شخص از موارد مذکور ذی نفع می باشد ،ولی دار اخرت دار فرار و گریز فرزند از پدر و فامیل می باشد ،این فرار و دوری ،فرار متعارف نیست بلکه تکوینی است وحقیقی نتیجتا اسباب اعتباری در ان صحنه ارزش خود را از دست می دهد ،نتیجتا سود رسانی اعتباری از بین خواهد رفت،و این همان روشن شدن ارض به نور پروردگار می باشد یعنی سببی غیر او در زمین حکم فرما نیست ،..

    علهذا وقتی سبب و روابط در اغیار برچیده شود چیزی بین انسان و حق باقی نمی ماند،حتی مال و فرزند نیز از این دایره اثر خارج است ،نتیجتا فقط انسان می ماند و حق واینجاست که فقط قلب پاک به درد می خورد.....

    اصالت حضور نیز همین است ،کسی که حق را با قلب مشاهده نماید ،مبری از دلیل و استدلال است ،چون ذهن و امور اعتباری از این دایره اتصال خارج است نتیجتا نمی تواند انرا با استدلال برای دیگران بیان نماید...
    واین همان شناخت حق به به واسطه خودش می باشد و کسی که حق را با خودش شناخت دیگر با چه بر او استدلال نماید...نتیجتا حضور و انکشاف حق برای بنده همه اغیار را بر می دارد جز انچه ،انسان شده است...



    یاحق



    هر
    کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است -----عشقبازی دگر و نفس پرستی دگر
    است

    نه هر
    آن چشم که بیند که سیاه است و سپید ---یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط erfan_alavi نمایش پست ها
    نفعیات مادی،همه اعتباری است ،اصلا دار ماده دار اعتبار است ،مال و فرزند قیام وجودی و وحقیقی به شخص ندارد ،بلکه همه اسباب به اعتبار برخی قوانین و احکام اجتماعی و شرعی است که منطبق با ویژگیهای مادی می باشد،نتیجتا با عدم شخص انها همچنان پابرجا هستند ،حتی روابط فامیلی و خویشاوندی نیز چنین است ،همه اینها تا وقتی در دار مادی باشد صادق است ،پس اسباب رسیدن خیرات و برکات به شخص از طرف فرزند ومال فقط تاو قتی است که ان مال وفرزند در ماده باشند و اصالت ماهیتی خود را حفظ نمایند ،ولی وقتی صحنه مادی برچیده شود همه اعتباریات از کار می افتد ودیگر سببی باقی نمی ماند،نتیجتا تا دار مادی وجود دارد شخص از موارد مذکور ذی نفع می باشد ،ولی دار اخرت دار فرار و گریز فرزند از پدر و فامیل می باشد ،این فرار و دوری ،فرار متعارف نیست بلکه تکوینی است وحقیقی نتیجتا اسباب اعتباری در ان صحنه ارزش خود را از دست می دهد ،نتیجتا سود رسانی اعتباری از بین خواهد رفت،و این همان روشن شدن ارض به نور پروردگار می باشد یعنی سببی غیر او در زمین حکم فرما نیست ،..
    سلام
    عرض شد که فعلیت مقامات وجودی انسان در یک ارتباط صحیح الهی با موجودات است . به عبارت دیگر بحث قلب سلیم از اینجا ، از همین عالم آغاز می شود . انسان خداجوست که در یک ارتباط حق گرایانه محض کاری می کند که مال و بنون برایش نافعند . این نفع رسانی هرچند صورت مادیش در این عالم از بین می رود اما اثر درونیش تا ابد با صاحب قلب سلیم باقی می ماند لذا اگر بگوییم در آن مقام هم مال و بنون با اثرشان نافع صاحب قلب سلیم اند سخن به مجاز نگفته ایم .
    بنده با دقت بیشتر دریافتم که این دو آیه یک جمله است که در آن فعل و فاعل و مفعول پشت سر هم آمده است اما مفعول بصورت انحصاری با الا در آیه دوم است . پس آیه دارد انحصار نفع به صاحب قلب سلیم را بیان می فرماید .
    موفق باشید

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    1,160
    حضور
    5 روز 4 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2443



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    سلام
    عرض شد که فعلیت مقامات وجودی انسان در یک ارتباط صحیح الهی با موجودات است . به عبارت دیگر بحث قلب سلیم از اینجا ، از همین عالم آغاز می شود . انسان خداجوست که در یک ارتباط حق گرایانه محض کاری می کند که مال و بنون برایش نافعند . این نفع رسانی هرچند صورت مادیش در این عالم از بین می رود اما اثر درونیش تا ابد با صاحب قلب سلیم باقی می ماند لذا اگر بگوییم در آن مقام هم مال و بنون با اثرشان نافع صاحب قلب سلیم اند سخن به مجاز نگفته ایم .
    بنده با دقت بیشتر دریافتم که این دو آیه یک جمله است که در آن فعل و فاعل و مفعول پشت سر هم آمده است اما مفعول بصورت انحصاری با الا در آیه دوم است . پس آیه دارد انحصار نفع به صاحب قلب سلیم را بیان می فرماید .
    موفق باشید
    یا سلام..

    اینکه صورت معنوی یک فرزند و مال در دنیا تا ابد در نفس بماند یک مطلب است و اینکه صدور این معنویت فقط تا قیامت به نفس شخص تعالی دهد ان نیز یک مطلب است...

    در قیامت هر چه هست همان است که ظهور یافته و دیگر در انجا حرکت جوهری متوقف می شود ،به عبارتی تکامل در اخرت از طریق حرکت جوهری معنی ندارد جایی که دار قرار است حرکت بی معنی است...نتیجتا تکامل در مقام استعداد و حرکت است ولی جایی که قرار حکم فرماست حرکت معنی ندارد پس در قیامت پرونده حرکت بسته می شود و انسان انچه شده تا قبل از قیامت همان است وبس...

    پس اصل حرکت در مراتب استعدادی است چه در ماده چه در عالم مثال برای نفس از طریق انچه در ماده کاشته و خارج از جریان مادی تکامل معنی ندارد هر چند هدایت معنی دارد...

    پس نفس در قیامت انچه را که کسب کرده ظهور می دهد حال این کسب هر چه هست تا قبل از قیامت است وبس...

    پس دراخرت نفع در انحصار قلب سلیم هست وبس و مال و فرزند نفعشان در انحصار ماده هست وبس...

    جایی که فعلیت تمام است ؛تکامل معنا ندارد نتیجتا انتفاع معنا ندارد،به عبارتی قیام فرزند واموال به شخص قیامی اعتباری است و اعتبار فقط در دنیای مادی است در اخرت خبری از اینها نیست...


    یاحق

    ویرایش توسط erfan_alavi : ۱۳۹۰/۰۵/۲۵ در ساعت ۱۹:۳۹

    هر
    کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است -----عشقبازی دگر و نفس پرستی دگر
    است

    نه هر
    آن چشم که بیند که سیاه است و سپید ---یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط erfan_alavi نمایش پست ها
    در قیامت هر چه هست همان است که ظهور یافته و دیگر در انجا حرکت جوهری متوقف می شود ،به عبارتی تکامل در اخرت از طریق حرکت جوهری معنی ندارد جایی که دار قرار است حرکت بی معنی است...نتیجتا تکامل در مقام استعداد و حرکت است ولی جایی که قرار حکم فرماست حرکت معنی ندارد پس در قیامت پرونده حرکت بسته می شود و انسان انچه شده تا قبل از قیامت همان است وبس...
    سلام
    از شریفه : والی ربک المنتهی و الی الله المصیر و بعضی روایات مربوط به جهنمیان و بهشتیان دانسته می شود که سیر تکامل در نفس انسانی توقف ناپذیر است هرچند فلاسفه نتوانسته اند مبانی آن را درک و اثبات کنند . البته بحث تکامل برزخی در فلسفه هم ظاهرا مطرح است اما سخن آیات و روایات برتر از این است .
    البته نقش مال و بنون در تکامل انسانی خیلی بیشتر از صورت آنها در نفس است بلکه تعامل صحیح الهی در ارتباط با اینها موجب این سعادتهاست
    والحمد لله

    ویرایش توسط حامد : ۱۳۹۰/۰۵/۲۶ در ساعت ۱۱:۱۴
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    1,160
    حضور
    5 روز 4 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2443



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    سلام
    از شریفه : والی ربک المنتهی و الی الله المصیر و بعضی روایات مربوط به جهنمیان و بهشتیان دانسته می شود که سیر تکامل در نفس انسانی توقف ناپذیر است هرچند فلاسفه نتوانسته اند مبانی آن را درک و اثبات کنند . البته بحث تکامل برزخی در فلسفه هم ظاهرا مطرح است اما سخن آیات و روایات برتر از این است .
    البته نقش مال و بنون در تکامل انسانی خیلی بیشتر از صورت آنها در نفس است بلکه تعامل صحیح الهی در ارتباط با اینها موجب این سعادتهاست
    والحمد لله
    سلام بر شما..

    دار قیامت دار ظهور جواهر است،چون قیامت دار قرار است و دار قرار دار یکپارچگی است ،واین یکپارچگی همان یکپارچگی وجود است ،واین همان فعلیت تام است ،ولی چیزی که هست هدایت در قیامت پابرجاست ان هم هدایتی تکوینی یا همان ایصال الی المطلوب ،انسان انچه ظهور داده است همان مطلوبش هست ،چون جوهر ذاتی انسان است نتیجتا کسی که مرتبه ای از بهشت را هم مرتبه خود نموده است ،ان مرتبه ذاتی او گشته برای همین ان مرتبه دار ملال و یکنواختی برای او نیست،به عبارتی به مطلوب نائل گشته و کسی که به مطلوب نائل گردد ارامش می گیرد.....و این همان ایصال الی المطلوب است،توضیح انکه انسان در سیر تکاملی خود مواردی را که برای ارامش بدست می اورد بعد از مدتی می فهمد که ان مطلوبش نیست و به قول معروف از ان سیر می گردد،ولی دار اخرت و مراتب مختلف قرب وبهشت ذاتی شخص می گردد نتیجتا ایصال حاصل می گردد و دلخوردگی به همراه ندارد وبه ان ارامش می گیرد ....

    پس هدایت در اخرت برای ایصال مهیا است،وهر کس به مقام قربی که رسیده خرسند است ،چون درک مراتب بالا برایش میسر نیست و جوهر وجودیش این مسئله را بر می تابد چون جوهرش مرتبه قربش را ساخته است و این همان ایصال واقعی است....

    در اخر اینکه مال وفرزند هر چه هستند ،باعث تعالی روح می گردد و این مطلب فقط در دار مادی مصداق دارد.....چون باقی هستند به بقای تاثیر و این تاثیر چون در دار مادی قرار دارد نتیجتا به اعتبار ماده مصداق دارد.پس اینها تعلقات وجودی برای شخص حساب نمی گردند بلکه اثر خیر اینها برای شخص تعلقی حاصل می کند وان نیز در دار مادی است........



    یاحق





    هر
    کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است -----عشقبازی دگر و نفس پرستی دگر
    است

    نه هر
    آن چشم که بیند که سیاه است و سپید ---یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط erfan_alavi نمایش پست ها
    پس هدایت در اخرت برای ایصال مهیا است،وهر کس به مقام قربی که رسیده خرسند است ،چون درک مراتب بالا برایش میسر نیست و جوهر وجودیش این مسئله را بر می تابد چون جوهرش مرتبه قربش را ساخته است و این همان ایصال واقعی است.... در اخر اینکه مال وفرزند هر چه هستند ،باعث تعالی روح می گردد و این مطلب فقط در دار مادی مصداق دارد.....چون باقی هستند به بقای تاثیر و این تاثیر چون در دار مادی قرار دارد نتیجتا به اعتبار ماده مصداق دارد.پس اینها تعلقات وجودی برای شخص حساب نمی گردند بلکه اثر خیر اینها برای شخص تعلقی حاصل می کند وان نیز در دار مادی است......
    سلام
    همانطور که عرض شد امثال شریفه : و الی ربک المنتهی توقف اهل بهشت را در یک مقام نفی می کند . روایات نجات از جهنم هم که مشهور است . روایاتی هم داریم که به حسب بیان آنها هر جمعه بر نورانیت مومن بهشتی افزوده می شود . از این موارد دانسته می شود که تکامل نفس انسانی توقف ناپذیر است البته بعضی کلمات اهل معرفت هم موید این مطلب است
    و اما نفع هرچیز به انسان و از جمله مال و بنون نه به اصل وجود خارجی آن بلکه به ارتباط الهی است که انسان با آن برقرار می کند و چون این ارتباط همان فعل نفس است و در او تا ابد پایدار ، پس کانه اصل آن شی تا ابد برای انسان نافع می ماند .
    موفق باشید

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود