صفحه 1 از 13 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 1 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469

    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)




    کتابخانه بانو امین(ره)

    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)اربعین هاشمیه
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)مخزن العرفان در تفسير قرآن
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)مخزن اللئالي
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)معاد
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)روش خوشبختي

    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)سیر وسلوک
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)اخلاق

    http://www.banooyeirani.ir/index.php...334&Itemid=439
    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۳/۱۲/۲۶ در ساعت ۱۸:۳۲
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  2. صلوات ها 25


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 1 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    به مناسبت ايام فاطميه و روز مادر كتاب بسيار خوب روش خوشبختي بانو امين، مجتهده عارفه و مفسره، در اين تاپيك بارگذاري مي شود
    مطالب به تدريج بارگذاري مي شود تا فرصت مطالعه باشد. لطف كنيد چون مطالب پيوسته هست پستي نزنيد اگر سؤالي بود به صورت پيام خصوصي بيان فرماييد

    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)فهرست مطالب كتاب روش خوشبختي

    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)مقدمه روش خوشبختی
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)بدبختی و خوشبختی
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)ارکان دین
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)ادله اثبات صانع
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)اشیاء دو نحو حرکت دارند
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)اصولی که بایستی بدانیم
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)شناسائی حق تعالی
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)شناسائی خداوندبا اوصاف
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)اقسام چهارگانه توحید
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)نبوت
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)صفات و خصوصیات پیغمبر
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)دلیل بر خاتمیت رسول اکرم
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)از شئون پیغمبری عصمت است
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)شئون پیغمبری معجزه است
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)بالاترین معجزات قرآن
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)دین اسلام قانون خدائی است
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)نماز
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)تکالیف مختصه به زن
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)وظائف زن در جامعه
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)شئون زن در جامعه
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)سئوال از خانم های فهمیده
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)وظیفه زن نسبت به اجانب
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)خطاب به برادران دینی
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)خطاب به خواهران دینی
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)معاد
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)برهان نقلی و آیات قرآنی
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)میزان در قیامت
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)حساب در قیامت
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)بهشت و جهنم
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)عدل
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)چند اعتراض عامیانه
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين) امامت
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)فضائلی که باید در امام باشد
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)اصولی كه بايد گفته شود
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)اثبات ائمه دوازده گانه
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)اسماء ائمه
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)روی سخن به بانوان
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)امتیازات و خصوصیات زن
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)خوشی و خوشبختی
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)تقویت روح
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)اصول ملکات حمیده



    ..................

    http://www.banooyeirani.ir/index.php...334&Itemid=439
    ویرایش توسط ریحــانه الــنبی : ۱۳۹۵/۰۳/۰۶ در ساعت ۰۷:۵۳
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  5. صلوات ها 21


  6. #3

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    علاقه
    یکی دوتا نیستند :)
    نوشته
    4,260
    حضور
    138 روز 6 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    72
    آپلود
    57
    گالری
    1774
    صلوات
    14134



    مقدمه روش خوشبختی

    مقدمه


    بسم الله الرحمن الرحیم

    حمد وستایش می نمایم ، یگانه بی همتائی را که بنی آدم را از حضیض هستی به اوج هستی در بلندترین مقام دانش مفتخر نمود ، و وی را به طریق سعادت و فضیلت رهبری نمود.

    و صلوه و سلام بر آن روح پاک رهبر نجات و واسطه فیوضات غیر متناهی حق عزوجل ، یعنی محمد صلی الله علیه و آله و بر آل اولاد آن سرور خصوصاً ابن عم و داماد وی علی بن ابیطالب علیه السلام.

    در نظر دارم به یاری خداوند متعال بطور بسیار ساده و مختصر که هر عامی بی سواد بتواند از وی بهره مند گردد ، پیامی مشتمل بر اندرزهای نیکو به خواهران ایمانی خود ابلاغ نمایم.
    در افراد بشر مخصوصاً در جماعت بانوان کسی پیدا نمی شود ، که آرزوی خوشبختی و سعادت مندی در دل خود بپروراند ، لکن چنین گمان می شود که سعادت و خوشبختی یک سرنوشت ازلی است و حصول آن ما فوق تدبیر بشر است ، این است که در مقام تحصیل آن بر نمی آید و کم کسی پیدا می شود که از بخت و اقبال خود راضی و خرسند باشد.

    ای خواهران محترم و ای دوشیزگان عزیز، اگر آرزوی خوشبختی و کامیابی دارید ، گوش دل باز کنید تا من راه و روش و طرز رفتار یک خانم خوشبخت و سعادت مند را برای شما شرح دهم ، تا آن که بفهمید و تصدیق نمائید که خوشبختی و کامیابی در چیزهائی نیست که تصور می کنید و آرزو دارید وقتی به آن برسید و در پس هر آرزوئی صدها آرزوی دیگر همراه دارید و عمر عزیز خود را به همین طور می گذرانید ، این ها آرزوهای بچه گانه است و عقلائی نیست.

    خوشبختی در زیادی مال و ثروت نیست ، خوشبختی در جاه و شهرت نیست ، خوشبختی در اسباب تجملات نیست ، خوشبختی در لباس مد و شیک نیست ، ریشه خوشبختی و بدبختی را در باطن خود پیدا کن.



    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)


    ویرایش توسط ریحــانه الــنبی : ۱۳۹۴/۰۲/۲۹ در ساعت ۰۹:۲۱

  7. صلوات ها 21


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    علاقه
    یکی دوتا نیستند :)
    نوشته
    4,260
    حضور
    138 روز 6 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    72
    آپلود
    57
    گالری
    1774
    صلوات
    14134



    بدبختی و خوشبختی

    پیش از آن که وسائل خوشبختی را فراهم کنید بایستی بدانیم خوشبختی چیست و بدبختی کدام است؟

    بین حکماء و دانشمندان در موضوع خوشبختی و بدبختی و سعادت و شقاوت گفتگو بسیار است ، هر کس از دریچه فکر خود به حسب آمالی که دارد خوشبختی و سعادت را طوری بیان نموده و برای اثبات آن می کوشد.

    اگر خوب دقت کنید می فهمید که خوشبختی دو رکن دارد:
    رکن اول:
    آسایش بدن و صحت مزاج، رکن دوم: آسایش فکر و استراحت خیال و آرامش روح.

    بدن وقتی سالم است که سلولهای بدن از حالت طبیعی خارج نشوند و اعتدال و قوی و تعادل اجزاء و توازن بین آنها بر قرار باشد و حفظ الصحۀ بدنی یکی از شرائط اساسی نیل به سعادت به شمار می رود ، بلکه صحت بدن اساس هر فضیلتی و منشاء هر نیک بختی و سعادتی است.

    ماها موظفیم که همیشه بدن خود را پاکیزه و سالم نگاه داریم ، زیرا روح سالم در بدن سالم است و روح و بدن در یکدیگر تأثیر و تأثر کامل دارند، اگر لطمه ای به بدن وارد شود بطوری که اخلاط فاسده در بدن تولید شود و تعادل بین اعضاء و توازن بین قوا را زیان رساند، مسلماً روح را از حرکت صعودی باز می دارد ، یعنی امراض بدنی مانع از ترقیات روحانی می شود و انسان را زبون و بیچاره می گرداند ، آن وقت شقاوت و بدبختی راه باز می کند و به انسان هجوم می آود، پس بایستی حتی الامکان مراعات حفظ الصحه نمود و بدن را سالم و معتدل نگاه داشت.

    آسایش فکری وقتی تأمین می گردد که وحشت از حوادث احتمالی در کار نباشد و آرزوی مال از بین برود و هیچ خوشبختی به قدر راحت دل بزرگ نیست و
    آرامش روح وقتی نصیب بشر می گردد که دو اصل اساسی را کاملاً مراعات نماید:

    اول:
    عقائد صحیح و ایمان به مبدء و معاد ، دوم: اخلاق نیکو که منشاء اعمال نیک گردد.

    چنانچه گفته اند همه بد بختی ها از درون ما بر می خیزد و سبب آنها خود ما هستیم ما سهواً می پنداریم که آنها از بیرون می آیند در صورتی که خود ما آنها را در داخل خود با سرشت خودمان می سازیم.

    دانشمندان گفته اند خوشبختی هر کس بسته به این است که او اصلاً به عالم طبیعت به چه نظر نگاه می کند یعنی روح او تا چه درجه تکامل کرده زیرا خوشبختی بیشتر مربوط به روح است و ریشه آن را در عقل و ادراک خود شخص بایست پیدا کرد و هر قدر درجه معرفت بالا رود معرفت نفس بهتر نمایان می شود و معرفت به حق که اصول دیانت است با معرفت به نفس ملازم یکدیگرند چنانچه پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرموده: ( هر کس خودش را شناخت خدای خود را می شناسد) و هر کس خود را شناخت مرتبه و مقام خود را نیز می شناسد و توقعات بیجا نمی نماید و حضرت امیر علیه السلام فرموده: ( من سئل فوق قدره استحق الحرمان) یعنی هر کس سئوال کند بالاتر از قدر خود مستحق محروم شدن است. پس عاقل هرگز در پی آرزو به آن چه در دسترس او نیست نمی گردد و خود را در طلب آن رنج نمی دهد.

    فساد اخلاقی و شهوت پرستی و عیاشی و بی عفتی و دزدی و دروغ و خیانت و صدها جنایاتی که امروزه بین مردم شایع گردیده ناشی از عدم ایمان به مبدء و معاد است ، ایمان یک عامل قوی و یک پلیس باطنی است که انسان را از کارهای زشت که منافی با تقوی و عفت است باز می دارد کسی که دین و ایمان ندارد به هیچ وجه نباید از وی منتظر خیر و خوبی باشیم و هرگز سعادت و خوشبختی نصیب او نخواهد شد زیرا که نفس انسان مثل اسب شروری ماند که اگر جلو وی را رها کنیم خودش و سوارش را به هلاکت می اندازد و یگانه جلوگیر او ایمان به خدائی است که عالم به ظاهر و باطن وی است و پس از آن جلوگیر شهوات عقل است که به میزان شرع عمل نماید . عقل بشر بدون چراغ ایمان راه سعادت و خوشبختی خود را نمی شناسد ، عقل اگر به همراهی ایمان به سوی سعادت حرکت نمود البته کامیاب خواهد شد و موفقیت نصیب او می گردد.

    پس از اینجا معلوم می شود که اول قدم به سوی سعادت و خوشبختی تحصیل ایمان و عقائد صحیح به مبدء و معاد و تطبیق امور با قوانین محکمه اسلام است.

    ای خواهران عزیز اگر طالب سعادت و نیک بختی می باشید و می خواهید از زندگی لذت ببرید و همیشه مسرور و شادمان و موفق و کامیاب باشید و از نعمت بزرگ الهی و حیات خود بهره مند گردید دل و سریره خود را از آلایش اخلاق زشت و صفات ناشایسته پاک گردانید و حسد و طمع و خود خواهی و بخل و کینه و آرزوهای بیجا و توقعات بی مورد در خود راه مدهید تا آن که آن فطرت اولیه ای که خداوند در روح شماها نهاده ظاهر گردد ، یعنی فطرت توحید که در آیات قرآنی اشاره به آن فرموده و در احادیث تصریح شده که : ( خداوند فطرت و طبیعت اولیه هر کس را بر توحید قرار داده).

    اگر اخلاق ذمیمه و آمال نیویه و آرزوهای گوناگون قلب را فاسد نکنند و از طبیعت اولیه وی را خارج نگردانند دل و قلب آدمی به فطرت و طبیعت خدا داد به سوی مبدء و خالق خود نگران است و در اثبات توحید و شناسائی مبدء خود ابداً احتیاج به ادله فلسفی ندارد بلکه اگر دل قدری تصفیه شود و جلاء پیدا کند ( بعین الیقین) ارتباط خود و موجودات را به حق تعالی مشاهده می کند.


    اگر به چشم حقیقت نظر کنی جهان را به هر چه می نگری جز خدا نخواهی دید

    چنانچه موقع دعاء و عرض حاجات به سوی (قاضی الحاجات) مخصوصاً موقع اضطرار و بیچارگی و در ماندگی خوب این مطلب نمایان می شود یعنی هر کس می فهمد که کسی هست که قادر به رفع گرفتاری اوست.


    خلاصه اول قدم ما به سوی سعادت و خوشبختی این است که دارای ایمان به مبدء و معاد باشیم.

    اسلام چیست و ایمان به مبدء کدام است و معارف به چه چیز تحقق می پذیرد؟

    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)

    ویرایش توسط ریحــانه الــنبی : ۱۳۹۴/۰۲/۲۹ در ساعت ۱۰:۰۲

  9. صلوات ها 17


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    علاقه
    یکی دوتا نیستند :)
    نوشته
    4,260
    حضور
    138 روز 6 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    72
    آپلود
    57
    گالری
    1774
    صلوات
    14134



    ارکان دین

    ارکان دین و آنچه اسلام به آن تحقق می پذیرد سه چیز است

    نخستین چیزی که بایستی بدانیم و به قلب تصدیق نمائیم و به زبان اعتراف کنیم وجود حق تعالی یعنی مبدء و اله عالم و وحدت و یگانگی اوست و این که او متصف به جمیع صفات کمال است که آن را صفات ثبوتیه می نامند و منزه و مبراء از تمام نقایص است که آن را صفات سلبیه می گویند.

    دوم : تصدیق به وجود ملائکه مقربین و انبیاء مرسلین و خاتمیت پیغمبر ما محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله و سلم.

    سوم: اعتقاد و یقین به معاد که آن را عالم قیامت گویند و این که خداوند به قدرت کامله خود انسان را در قیامت زنده می کند و هر کس را به کیفر و پاداش اعمالش می رساند ، اگر در دنیا خوب کرده جزای خوب می بیند و اگر بد کرده مجازات بد می بیند.


    ارکان دین یعنی آن چه اسلام و مسلمان شدن منوط به وی است همین سه رکن بالا است.


    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)

    ارکان ایمان پنج است
    آن چه ایمان به وی متحقق می شود همین سه رکن بالا است و به اضافه دو رکن دیگر ، یکی عدل و دیگر امامت که امتیاز شیعه انثی عشری از باقی فرقه های مسلمین به این دو اصل اخیر است.

    پس مؤمن کسی را گوئیم که دارای همین پنج رکن باشد و به یاری حق تعالی بسیار مختصر و ساده برای اثبات هر یک از این اصول پنج گانه که اصول دین و مذهب باشد اجمالاً اشاره می نمائیم. بعضی ادله ای که نزدیک به فهم بانوان و توده مردم و عموم خلق باشد.

    باید دانست که فساد اخلاقی که بین مردم شیوع پیدا نموده تمامی آن در اثر ضعف ایمان و فقدان عقیده و عدم اطمینان قلب در امر مبدء و معاد است.

    پس اول قدم ما به سوی سعادت و خوشبختی تحقیق در اصول دیانت است ، انسان بایست حس کنجکاوی داشته باشد و در اثبات یا انکار هر مطلب در اطراف آن غور نماید ، یعنی دقت کند تا آن که هر مطلبی را از روی اساس بدست آورد.

    آیا هیچ وقت فکر کرده اید که ما از کجا آمده ایم و برای چه آمده ایم و تکلیف ما چیست و کجا می رویم ، آیا بعد از این عالم عالمی هست و اگر هست وسائل سعادت و راحتی خود را در آن عالم چطور باید فراهم کنیم ، اگر خواهی مختصر مسافرتی کنی چند روز قبل زاد و توشه و وسائل خوراک و لباس و آسایش خود را فراهم می کنی ، چطور شد که به فکر سفر آخرت نیستی چنان مشغول به دنیا هستیم که گویا هرگز نمی میریم نمی دانیم عمر کوتاه است به هر آنی قدمی بسوی مرگ بر می داریم.

    غیر از تمتع جسمانی و حظوظ حیوانی لذائذ دیگری در کار هست که عبارت از لذائذ روحانی است (1) که آن به مراتب بسیار لذیذتر از لذائذ جسمانی به شمار می رود و بدون آن سعادت و خوشبختی که عبارت از آرامش روح و اطمینان قلب باشد تأمین نمی گردد زیرا که همیشه انسان ناراضی و وحشت زده است و میل دارد از اسرار پرمعنای جهان آگاه شود گویا گم کرده ای دارد تا آنرا نجوید آرام نمی گیرد و کسی که حس کنجکاوی در وی نباشد بایستی او را در ردیف حیوانات به شمار آورد زیرا که امتیاز انسان از حیوان به همین قوه شعور و ادراک و احساسات روحانی اوست به به تمتعات جسمانی لکن بیشتر مردم این حس کنجکاوی را در اموری به کار می برند که نتیجه مطلوبی به دست نمی آید.(2)

    اگر قدری از این عالم ظلمانی تنگ مادی بیرون آئی و روی دل به عالم روحانی گردانی آن وقت فضای معنوی فکر و روح تو توسعه پیدا می کند و بزرگ می شود و احساسات درونی تو قوت می گیرد و دم بدم از آن لذائذ روحانی بهره مند می گردی و جان و دل تو را مجذوب می گرداند و تو یک انسان کامل خوشبخت سعادت مند می گردی و دیگر بعض لذائذ مادی که در پی آن می گردی و آن را خوشبختی و سعادت می دانی ، در نظر تو ارزشی ندارد.

    اگر یقین داری که این مطالبی که پیمبران و حکماء و دانشمندان عالم گفته و می گویند که عالم را خدائی است دانا ، توانا ، حکیم ، عالم به تمام اشیاء و از پس این عالم عالمی است و در پس این زندگانی ، زندگانی دیگری است و هر کس به مجازات و کیفر اعمال خود می رسد البته احتمال می دهی که شاید این مطالب حقیقت داشته باشد و هرگز نمی توانی یقین کنی که بعد از مردن فانی و نیست می گردی.

    با این حال آیا عقل تو اجازه نمی دهد که در مقام تفحص بر آئی و از تحقیق در این مطالب اغماض ننمائی مگر آن که به کلی فاقد عقل و شعور باشی و به اصطلاح عملی (دفع ضرر محتمل واجب است عقلاً) اگر طفلی به شما خبر دهد که در شهر شیری آمده و مردم را اذیت می کند ، البته تا تحقیق نکنی و یقین به کذب وی پیدا ننمائی مطمئن نمی شوی و از منزل بیرون نمی روی.

    بسیار جای تعجب است ، چه شد در صورتی که تمام عقلاء و دانشمندان عالم معترفند بوجود صانع حکیم و فطرت تو نیز شاهد بر اوست چگونه در خواب غفلت فرو رفته و آب گل آلوده دنیا چشم و گوش تو را پر نموده و در مقام معرفت و شناسائی آن حقیقت یکتا بر نمی آئی و محبت او را در دل خود نمی پرورانی و اوامر او را به دل و جان نمی پذیری و از نواهی او اجتناب نمی نمائی و این مسامحه کاری و لا ابالی گری تو دلیل بر ضعف ایمان تو بلکه دلیل بر نقصان عقل و فقدان شعور تو است.

    پس به حکم عقل نخستین چیزی که بر هر فردی واجب و لازم است ایمان به مبدء و معاد باقی معارف و ارکان دین و ایمان است که بدون آن آرامش روح و اطمینان قلب و سعادت و خوشبختی برای احدی میسر نخواهد شد.
    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)
    در شناسائی مبدء و حصول ایمان به چه اندازه کافی است
    بایستی کوشش نمود و از روی برهان عقلی به یقین دانست که عالم را آفریدگار و مبدئی است یکتا و یگانه قادر ،توانا ،عالم ، حکیم درستکار ، واجب الوجود که وجود و صفات او عین ذات اوست او بی نیاز از هر چیزی است و همه اشیاء نیازمند به اویند و او یگانه بی همتائی است که از زمان و زمانیات و مکان و مکانیات برتر و بالاتر است ، نه زمانی به او احاطه دارد و نه مکانی او را فرو گرفته و او محیط بر زمان و زمانیات و تمامی موجودات است ، زنده ای است که ابتدائی برای وجودش متصور نیست ابدی است که انتهائی برای او نخواهد بود و متصف به جمیع صفات کمالیه است که آن را صفات ثبوتیه گویند و منزه و مبراء از تمام نقایص ممکنات است که آن را صفات سلبیه نامند نه شبیه به چیزی است ، نه چیزی شبیه به اوست.

    در اصل وجود مبدء و اله عالم محتاج به دلیل نیستیم
    کسی که اندکی نفس خود را از آلایش طبیعی و امور مادی تصفیه کند و قدری به خود آید به فطرت اولیه خود می فهمد که از برای او و تمام موجودات صانع عالم توانائی است که موجودات را از نیستی به هستی و از کتم عدم به عرصه وجود آورده و خلعت وجود بخشیده و احتیاج این عالم به صانع حکیم قادر، توانا بس واضح و هویدا است و مثل خورشید در وسط روز پدیدار است و از شدت ظهور بر بعضی اذهان ضعیفه پنهان شده ( حجابی از همه عالم ز بس که پیدائی) زیرا که هیچ بنائی بدون بناء و هیچ مصنوعی بدون صانع صورت پذیر نیست ، این است که در سوره ابراهیم علیه السلام فرموده: « افی الله شک فاطر السموات و الارض» آیا در وجود خدا شکی است که آفریننده آسمانها و زمین است.

    در این که عالم را اصلی و مبدئی است احدی انکار ننموده ، جاهل و عالم ، دانشمند و نادان، حکیم و سفیه ، طبیعی و الهی ، مادی و موحد، متدین و غیر متدین همگی معترفند که این موجوداتی که به چشم خود می بینیم منتهی می شوند به اصل و حقیقتی که مبدء و منشأ حادثات و متغیرات است.

    و اگر کسی به زبان منکر خدا شود مثل طبیعیین و مادیین خوب که در کلام آنها دقت می کنیم بالاخره معلوم می شود که او نیز معترف به خدای یگانه است و اختلاف بین آنها لفظی است ، چنان چه از امام جعفر صادق علیه السلام چنین نقل می نمایند که به یکی از طبیعیین فرموده: ( آن چه را که تو طبیعت گوئی ما خدایش نامیم).

    حیوانات نیز به فطرت خود بلکه اجزاء عالم آن وجود یگانه یکتا را تسبیح و تقدیس می نمایند و همگی سر تسلیم و انقیاد به زیر انداخته منتظر امر پروردگارند ، چنانچه در قرآن کریم فرموده: « و ان من شیء الا یسبح بحمده و لکن لا یفقهمون تسبیحهم». نیست موجودی از موجودات مگر این که تسبیح می نماید حق را ، لکن مردم نمی فهمند تسبیح آنها را.

    حضرت سید الشهداء علیه السلام در دعای عرفه عرض می کند: « الهی چه وقت غائب می شوی تا این که محتاج شوم به دلیل که دلالت کند بر وجود تو و چه وقت دور می شوی تا آن که متوسل شوم به آثار که برساند مرا به تو ، کور باد چشمی که تو را نبیند». تا آخر کلمات آن بزرگوار که مفصل است به قول شاعر عارف ( توحید گوی او نه بنی آدمند و بس * هر بلبلی که زمزمه بر شاخسار کرد).

    غرض آن که کسانی که به زبان منکرند به قلب معترفند بوجود موجود ازلی و ابدی و با این حال در کتب حکمت و کلام برای اثبات وجود صانع ادله بسیاری اقامه نموده اند که ما ابداً محتاج به آن ادله نیستیم همان فطرت و وجدان ما کافی است که اعتراف نمائیم که ما مبدء و خالقی داریم که ما را از عدم بوجود آورده و از نقص به کمال کشانیده لکن برای تنبه و تذکر اجمالاً اشاره می کنیم به بعض براهینی که خیلی ساده و واضح و نزدیک به فهم خواهران ملی و ایمانی خودم باشد و از براهین فلسفی خودداری می نمایم.

    پی نوشت:
    1.چه بت پرست بهصورت چنان شدی مشغول *** که دیگرت خبر از لذت معانی نیست
    2. بهر دنیا موشکافی ای شقی *** بهر عقبی کند فهم و احمقی



    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)

    ویرایش توسط ریحــانه الــنبی : ۱۳۹۴/۰۲/۲۹ در ساعت ۱۳:۴۰

  11. صلوات ها 18


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    علاقه
    یکی دوتا نیستند :)
    نوشته
    4,260
    حضور
    138 روز 6 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    72
    آپلود
    57
    گالری
    1774
    صلوات
    14134



    ادله اثبات صانع

    ای خواهر ، برای اصل وجود مبدء که او را خدا خوانیم، چنان چه گفتیم به هیچ وجه محتاج به براهین فلسفی نیستیم همین قدر به شما توصیه می کنم که قدری به خود آئید و قوه عقل خدا داد را به کار بیندازید ، فکر کنید ، تدبر نمائید، آیا هیچ بنا بدون بناء و هیچ مصنوعی بدون صانع می شود انجام بگیرد؟

    نزدیک تر از هر چیزی به ما نفس و روان خودمان است ، فکر کن آیا صد سال و هزار سال سابق وجود داشته ای ، بدیهی است قبلا نبودی و بعد از نیستی موجود شدی و بعد از زمانی نیز از این عالم رحلت خواهی نمود آیا خودت را از نیستی به هستی آورده ای ؟ هرگز نمی شود ، اگر پیدایش خودمان به دست خودمان بود البته خودمان را بهتر از این که هستیم ترتیب می دادیم ، یعنی خود را کامل می ساختیم ، اگر پدر و مادر ما را از نیستی به هستی آورده بودند البته اولاد خود را بهتر از این که هستیم ترتیب می دادند و بالوجدان می دانیم که پدر و مادر به هیچ وجه تدبیری و مدخلیتی در خلقت اولاد و کیفیت ترکیب اجزاء و خصوصیت مواد و باقی اموری که مدخلیت دارد در وجود او ندارد.

    آیا قبل از این که در این عالم قدم نهی در آسمانها ، یا کرات ، یا در زمین ، یا در کوهها و دریاها پنهان بودی ؟ هرگز نمی شود ، آیا روح و جان تو از کدام عنصری پدید گشته ، علاوه بر این کهبا وجدان خودمان می دانیم که قبلا وجود نداشته ایم و بعد از زمانی موجود شده ایم مشاهده می نمائیم که وجود ما تدریجاً تحقق پیدا نموده یعنی در همین عالم به تدریج پیدایش نموده ایم ، چنان چه مشاهده می نمائیم بدن انسان پس از آن که از حال جمادی به نباتی و از نباتی به حیوانی نمودار گردیده و بدن استعداد پیدا نمود روح به امر خالق یکتا به بدن افاضه گردید و اول مثل حیوان بلکه پست تر و ضعیف تر از بسیاری از حیوانات به شمار می رفت ، بعد کم کم مربی عالم به وی رشد داد و او را عقل و خرد و تمیز عطا فرمود.

    خلاصه شکی نیست که روح و بدن ما حادث است یعنی وقتی نبوده و بعد از زمانی موجود شده و از بدیهیات اولیه است که هر حادثی محدث می خواهد ، اگر در بیابانی عمارتی به بینی یقین قطعی پیدا می کنی که بنائی او را ساخته و لو آن که بناء را ندیده ای ، اگر کسی عقب سر طفل دو ساله یا سه ساله سیبی گذارد مثلاً و پنهان شود آن طفل به این طرف و آن طرف نگاه می کند که گذارنده سیب را ببیند زیرا که نزد وی بدیهی است که هر چه نبوده و بعد موجود شده پدید آورنده می خواهد ، ممکن نیست شیء معدوم بخودی خود موجود شود.

    نتیجه این شد که یکی از ادله قطعیه بر وجود مبدء عالم که او را خدایش خوانیم پیدایش اجزاء عالم است ، چنان چه می بینیم علی الدوام اشیائی و موجوداتی پدید می شوند و پس از آن به دیار نیستی فرو می روند.

    ای عاقل فکر کن اینها از کجا می آیند و به کجا می روند ،فرق انسان با حیوان به همین قوه فکر و تمیز اوست ، انسانی که فکر و تمیز ندارد به مراتب از حیوان پست تر است ، زیرا حیوان به وظیفه خود عمل می کند ، خر هم بار می کشد و هم آزار به کسی نمی رساند ، تو که ادعای انسانیت و افضلیت می کنی چه تمیزی از حیوانات داری که آن ها را زیر فشار خود می آوری.

    دلیل دیگر که بسیار ظاهر و هویدا می کند که عالم را خالقی است دانا و توانا ، حرکت موجودات است.



    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)

    ویرایش توسط ریحــانه الــنبی : ۱۳۹۴/۰۲/۲۹ در ساعت ۱۳:۴۵

  13. صلوات ها 18


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    علاقه
    یکی دوتا نیستند :)
    نوشته
    4,260
    حضور
    138 روز 6 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    72
    آپلود
    57
    گالری
    1774
    صلوات
    14134



    اشیاء دو نحو حرکت دارند

    به اتفاق دانشمندان اشیاء دو نحو حرکت دارند

    یکی حرکت تکوینی و آن از نقص به کمال آمدن و از قوه به فعل رسیدن است و دیگر حرکت وضعی و انتقالی است، یعنی جابجا شدن ، چنان چه در علوم امروزه خوب ثابت گردیده بلکه محسوس گشته که تمام عالم اجزاء موجودات علی الدوام به دور هم می چرخند و به حرکت آنها عالم طبیعت مرتب می گردد.

    شکی نیست که حرکت محرک می خواهد ، ممکن نیست شیء بتواند خودش خود را حرکت دهد و چون تمام اجزاء عالم متحرکند قطعاً بایستی منتهی شود به محرکی که خودش متحرک نباشد.

    و این که می بینی ما حرکت می کنیم روح روان ما است که بدن ما را حرکت می دهد نمی بینی کسی که مرد دیگر حرکت ندارد و همان روح ما که بدن ما را حرکت می دهد، به معنای اول که حرکت تکوینی و از نقص به کمال آمدن است همیشه در حرکت است و او نیز محرکی که خود متحرک نباشد فقط واجب الوجود و اله عالم است.

    و براهین بر وجود واجب الوجود و خالق عالم بسیار است که تمام آنها بدیهی و واضح است و چنان چه گفته شد وجدان و فطرت خودت کافی است بر اثبات وجود خالق خود منتهی بایستی قدری به خود آئی تا ببینی چگونه دل و جانت بسوی او نگران است.

    ذات حق تعالی اجل و بالاتر از این است که به اذهان بشر در آید ، لکن چون نمونه ای از صفات ربوبیت و آثار الوهیت در آینه موجودات نمودار است ، به قدر دلالت آثار پی به مؤثر می بریم و او را به صفات ثبوتیه و سلبیه معرفی می نمائیم.



    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)

    ویرایش توسط ریحــانه الــنبی : ۱۳۹۴/۰۲/۲۹ در ساعت ۱۳:۴۷

  15. صلوات ها 7


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    علاقه
    یکی دوتا نیستند :)
    نوشته
    4,260
    حضور
    138 روز 6 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    72
    آپلود
    57
    گالری
    1774
    صلوات
    14134



    اصولی که بایستی بدانیم

    اصولی که بایستی در ابتدای امر بدانیم و متذکر باشیم
    اصل اول معنای (واجب الوجود ) که خدایش گوئیم و معنای ( ممکن الوجود) که مخلوقش نامیم ، واجب الوجود موجودی را گویند که در هستی و وجود و تحقق و کمالات محتاج به غیر نباشد ، و به هیچ وجه عیب و نقصی در ساحت کبریائی او راه نداشته باشد ، چنین موجودی را خدا گوئیم ( خدا یعنی خودآی).

    و ممکن به عکس است به اعتبار ذات و حقیقت خود فاقد همه چیز است و هر چه دارد از غیر است و چون خود و باقی ممکنات را می نگریم می بینیم در همه چیز محتاج به غیر می باشیم نه در هستی و نه در فضائل و کمالات بی نیاز از غیر نیستیم ، وقتی معدوم بودیم ، وقتی موجود شدیم ، وقتی عاجز و ناتوان و بی شعور بودیم ، وقت دیگر دارای بعض کمالات شدیم ،از این جا می فهمیم که معنای ممکن الوجودی بر ما صادق است ، یعنی ما ممکن الوجودیم وآن کسی که ما را از نیستی به هستی و از نقص به کمال آورده نمی شود مثل ما ممکن الوجود باشد ، اگر مثل ما باشد آن نیز محتاج به غیر می شود.

    پس واجب الوجود کسی را گوئیم که وجود و کمالات او از ذات خود اوست ، بلکه خودش عین هستی و عین حقیقت است و کمالات و صفات او با ذاتش یکی است.

    گویند ( در مثل مناقشه نیست) از باب مثل گوئیم حرارت و روشنی و گرمی ذاتی آتش است ، هر جا آتش یافت شود البته هم گرم و هم روشن و هم سوزنده است و اگر در چیزی گرمی و روشنی ببینیم بی تأمل حکم می کنیم که به آتش گرم و روشن شده ، بدیهی است موجودی که نیستی بر او رواست در هستی و وجود محتاج به غیر است.

    پس از آن که معنای واجب الوجود و ممکن الوجود را فهمیدی می فهمی که این عالمی که به چشم خود مشاهده می کنیم ، از کرات و سیارات و موجودات علوی و سفلی و گیاهات و حیوانات و افراد بشر همگی چون ممکن الوجودند ، یعنی تصور نیستی و عدم در حق آنها رواست ، لهذا محتاج و نیازمند به واجب الوجودند و چون کنه ذات و حقیقت واجب الوجود را نمی توان شناخت ما بایستی به صفات و آثار او را بشناسیم و وی را از ممکنات تمیز دهیم.


    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)



    ویرایش توسط ریحــانه الــنبی : ۱۳۹۴/۰۲/۲۹ در ساعت ۱۳:۵۱

  17. صلوات ها 7


  18. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    علاقه
    یکی دوتا نیستند :)
    نوشته
    4,260
    حضور
    138 روز 6 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    72
    آپلود
    57
    گالری
    1774
    صلوات
    14134



    شناسائی حق تعالی

    اصل دوم شناسائی حق تعالی به وحدت و یگانگی

    نخست بایستی خدا را به وحدت و یگانگی بشناسیم سپس او را عبادت و پرستش نمائیم و روی نیازمندی به درگاه بی نیاز او بیاوریم و دل به او ببندیم و از او استعانت و مدد بجوئیم.

    هدف و مرام پیغمبران همین بوده که مردم را به توحید خالق یکتا هدایت کنند و آن ها را به اله عالم آشنا نمانید و به جاده مستقیم رهبری فرمایند.

    پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله اول زمانی که از طرف حق تعالی مامور به تبلیغ شد فرمود: « قولوا لا اله الا الله تفلحوا» بگوئید نیست الهی که سزاوار پرستش باشد ، مگر آن خدای یکتای بی همتا ، تا رستگار شوید ، نفرمود: بگوئید اله و خدائی هست ، زیرا چنان چه گفته شد در اصل وجود مبدء خلافی نیست ، آن که اصل را طبیعت می داند ، یا ماده یا اثیر یا اجزاء لا یتجزی مقراطیسی یا هر چه توهم کند همه آنها معتقد به اصلی و مبدئی هستند ، عمده اختلاف بین طبیعیین و الهیین در صفات مبدء و اله است.

    طبیعیین و مادیین اصل و مبدء موجودات را ماده بی شعور و حرکت ماده می دانند و بعضی از آنها اگر چه ماده را امر بسیط گویند لکن به ضمیمه حرکت دائمی که در ماده است دو اصل می شود یکی ماده و دیگر حرکت ماده و نیز در ماده دو نحو حرکت قائلند بر خلاف یک دیگر یکی را جاذبه و دیگری را دافعه گویند و چون در این جا بنا بر اختصار است متعرض مزخرفات و یاوه گوئی های آنها نمی شویم و آنها اگر چه در لفظ و زبان منکر خداوند می باشند لکن در باطن اعتراف دارند به هویه و حقیقت موجود بسیط ازلی که فناء پذیر نیست ، و او مبدء همه اشیاء است و بازگشت همه موجودات به سوی اوست، این است که در قرآن مجید فرموده: « و لئن سألتهم من خلق السموات و الارض لیقولن الله». یعنی اگر از آنها سئوال کنی چه کس آسمانها و زمین را خلق نموده می گویند خداوند.
    غرض این است که عمده چیزی که ما بایستی بدانیم و به آن ایمان آوریم شناسائی حق است به وحدت و یگانگی و باقی صفات کمال مثل علم ، قدرت، حکمت ، اراده، مشیت و به همین جهت او را پرستش نمائیم.


    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)
    دلیل بر وحدت و یگانگی حق تعالی چیست؟
    اگر چه حکماء و دانشمندان در کتب حکمت و کلام برای اثبات صفات حق تعالی ادله و براهین بسیاری ذکر نموده اند لکن چون در نظر دارم به قدری که ممکن است مطالب را ساده و آن چه نزدیک بفهم بانوان و دوشیزگان است اداء نمایم، لذا از ادله و براهین فلسفی خود داری می نمائیم . محکم ترین و ساده ترین ادله بر وحدت و یگانگی اله عالم همان دلیل عقلی است که خدای متعال در کتاب کریمش بآن اشاره فرموده : « لو کان فیهما آلهه الا الله لفسدتا » اگر در آسمان و زمین خدایانی بودند غیر از خدای یکتای بی همتا ، هر آینه آسمان و زمین فاسد و تباه می گشت زیرا که هر موجودی طالب علو و استقلال است و علو و استقلال وی وقتی تحقق پذیرد که آن دیگر را فانی و اعدام نماید و بالاخره منجر به نزاع و جدال می گردد و نزاع بین آنها باعث خرابی عالم می شود پس از رؤیت نظام عالم و عدم فساد در آن پی برده می شود به وحدت اله عالم.

    و نیز چگونه ممکن است دو اراده مستقل در یک موضوع شخصی نفوذ نماید و همین طوری که مداخله دو سلطان مقتدر در یک مملکت باعث خرابی نظام مملکت می گردد و دو بانو در یک منزل سبب اختلال امور می گردد همین طور نفوذ و اله باعث خرابی و فساد عالم می شود.

    اگر گوئی فرض می کنیم دو مبدء شرکت نمایند در پیدایش عالم باین که رأی و سلیقه آنها در حدوث و ترتیب و نظام موجودات یکی گردد و هیچ یک از آنها بر خلاف صلاح دید دیگر رأی ندهند زیرا که فرض این است این دو مبدء و دو اله هر دو حکیم و عالم به نظام عالمند و بر خلاف حکمت و نظام عالم رأی نمی دهند تا آن که منجز به نزاع گردد و در اثر نزاع آنها عالم فاسد و تباه گردد.

    پاسخ: اولاً بنابراین فرض آن اراده وحدانی که از دو اراده تشکیل یافته مبدء و منشأ وجود عالم گردیده نه دو اراده مستقل بر خلاف یک دیگر و بازگشت مطلب به این می شود که اله عالم یکی است یعنی آن چیزی که منشأ و پیدایش وجود عالم گردیده یکی است و عالم از یک اراده وحدانی تحقق پذیرفته.

    و ثانیاً بنابراین فرض یا گوئی اراده هر یک بدون اراده دیگر کافی و نافذ است در وجود یعنی اراده هر یک به تنهائی سبب پیدایش عالم می شود و محتاج به دیگری نیست یا آن که هر یک از آن دو اله در خلقت عالم محتاج به آن دیگر می باشد و اراده وی کافی در خلقت عالم نیست.

    بنا بر فرض اول که اراده هر یک کافی باشد در خلقت به محض اراده یکی از آن ها عالم موجود می گردد و دیگر موقعی برای اراده آن دیگر نمی ماند و اراده او لغو و بی ثمر می گردد مگر آن که اراده کند ضد اراده آن دیگر را یعنی نیستی عالم را و این اجتماع نقیضین است که از محالات عقلیه بشمار می رود زیرا که ممکن نیست شیء واحد در آن واحد متصف گردد بوجود و عدم و نتیجه این می شود که یا آن که اراده یکی نافذ و غالب و اراده دیگری مغلوب و بی ثمر ماند و یا آنکه در اثر امتناع اجتماع نقیضین عالم فاسد و مضمحل می گردد.

    و بنا بر فرض دوم که اراده هر یک کافی و نافذ نباشد در پیدایش عالم و محتاج باشد به اعانت و کمک دیگری این دلیل بر نقص و عجز هر یک از این دو اله است و عجز و نقص منافی با مقام الوهیت و مرتبه ربوبیت است خدای عاجز ناتوان هرگز لایق الهیت خالقیت نباشد ممکن است که عاجز و ضعیف و محتاج است واجب الوجود و مبدء عالم بایستی از هر عیب و نقصی منزه و مبراء باشد.

    در جای دیگر فرموده: « و لو کان معه من اله اذاً لذهب کل اله بما خلق و لعلا بعضهم علی بعض» . این آیه شریفه بما می فهماند اگر خدایانی در عالم وجود داشتند بایستی هر یک از آنها با مخلوقات خود در طرفی باشند و بحکم مباینت و تقابلی که بین آنان ثابت است هر یک از دیگری تعالی و برتری بجویند، آن وقت جدال و نزاع بین آنان پدید خواهد شد و در اثر آن هرج و مرج می شود و بالاخره عالم تباه و فاسد می گردد.

    چون معارف مخصوصاً خدا شناسی که اصل دیانت و حقیقت ایمان است تقلید پذیر نیست و قول پدر و مادر و استاد و معلم فائده ندارد بلکه فقط به دلیل نقلی بدون تدبر نمی توان قانع شد ، هر کسی بایستی به قدر فهم و استعداد خود دلیل عقلی برای اثبات وحدت و باقی صفات اله عالم بیاورد و اگر خواهی واقعاً موحد شوی و از این آیه مبارکه بخوبی استفاده نمائی بایستی دو مطلب را تحت تدبر و بازرسی قرار دهی و در آن تدبر بنمائی یکی وحدت عالم و دیگری نظام عالم.

    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)
    وحدت و نظام عالم دلیل بر یگانگی اله عالم است
    وحدت عالم ، باید دانست که چنان چه با استقراء و تجربه ثابت و محقق گردیده تمام موجودات ارضی و سمائی از حشرات و میکروبها گرفته تا برسد به افراد بشر و مافوق آن تماماً به سبب قوه جاذبه ای که بین آنهاست مثل حلقه های زنجیر بهم مرتبط و بیک دیگر بستگی دارند هر فعل و عملی که در نقطه ای از عالم ایجاد گیرد مربوط بتمام اجزاء عالم و حوادث و امور جهان است.

    اگر کسی به نظر تدبر گرد سر تا سر عالم را نگرد خواهد دید که تمام حوادث مثل تار و پود یک پارچه به هم آمیخته است و جهان مانند یک هیکل است و تمام موجودات به منزله اعضاء و اجزای اویند و از ارتباط اجزاء عالم به یک دیگر می فهمیم که واحد حقیقی در میان آنها حکم فرما است و اوست که آنها را متحد گردانیده و وحدت در بین آنها تشکیل می دهد و گر نه اجزاء عالم از هم تفرق می شد و او صانع و اله عالم است بلکه موجودات حالیه با موجودات گذشته و آینده نیز مرتبط و مربوطند.

    هیچ موجودی در عالم طبیعت یافت نمی شود که بتواند مستقیماً وجود داشته باشد یا بتواند به تنهائی عملی انجام دهد.

    آن کارگری که در فلان مزرعه کار می کند عمل وی مربوط به تمام اجزاء عالم است و وحدت صنع دلیل بر وحدت صانع و وحدت عالم دلیل بر وحدت اله عالم است.


    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)
    تذکرات لازم
    در اینجا نکته ای بنظرم رسید که می خواهم بعرض مطالعه کنندگان محترم برسانم همین طوری که اگر عضوی از اعضاء آدمی فاسد گردد و علاج آن نشود بعلت ارتباط اجزاء بدن به یکدیگر فساد آن به باقی اجزاء بدن ضرر می رساند و باقی بدن را از اعتدال و صحت و استقامت می اندازد.

    همین طور اگر افرادی در ملتی و جامعه ای فاسد گشتند یعنی به وظیفه مقرره خود عمل نکردند و مرتکب اعمال زشت نامشروع شدند اعمال زشت آنها به اطرافیان خودشان سرایت می نماید و از آنها به نزدیکان و به همین ترتیب ممکن است یک عمل کوچک ملتی و جامعه ای را فاسد گرداند این است که گناه هر گاه در پرده و پنهان از انظار باشد به مراتب کوچکتر از عمل زشتی است که علنی باشد و گناه اگر علنی انجام گیرد و لو کوچک به نظر آید فاعل آن مرتکب گناه بزرگی شده .

    ای خانمی که با ادعای مسلمانی کشف حجاب نموده ای و با سر برهنه و دست و سینه باز و با این وضعیت شرم آور علنی در معابر و خیابانها خود آرائی می نمائی آیا فکر می کنی که با این عمل که شاید عمل کوچکی پنداری چه لطمه بزرگی به شریعت می زنی؟

    ای بانوی اروپائی منش متمدن این گناه را کوچک مشمار و بدان در بدن حجاب به عینه دریدن ورق قرآن است اگر واقعاً مسلمانی این طریق مسلمانی نیست اگر عقیده به تعلیمات اسلامی نداری بی دینی خود را اعلان کن که عمل قبیح تو باعث جرأت دیگران نشود .

    اگر علاقه مند به شریعت اسلامی نیستی دشمنی چرا؟ پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله با صنف زن بد نکرده ، در زمانی که زنها در جامعه هیچ ارزشی نداشتند برای زن حقوقی قائل شده و زن را در تمام شئون اجتماعی ردیف مردها قرار داده و این عمل تو دشمنی با قرآن و صاحب شریعت است از خدا بترس و از پیغمبر صلی الله علیه و آله حیا کن و تیشه به ریشه اسلام مزن ( این جمله معترضه بود) بخواست خداوند در محل لایق در اطراف موضوع حجاب و ادله وجوب آن و مفاسدی که مترتب بر کشف حجاب است، اندازه ای بیان خواهیم نمود.


    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)
    دلیل دیگر بر وحدت اله عالم موجودات است
    اگر به طور دقت نظر به عالم وجود نمائی خواهی دید که تمام موجودات به یک نظم معین و ترتیب شگفت آوری دست در آغوش یک دیگر کرده و در تظام و بقاء عالم می کوشند و هیچ جزئی از اجزاء عالم در انجام وظیفه خود آنی سستی نمی ورزد و همه روی بیک مقصد می شتابند.

    تمام عالم از کرات و سیارات و ماه و خورشید و ستارگان و موجودات زمینی را مقایسه نما باعضاء و جوارح خودت ، همین طوری که اجزاء بدن تو به هم بستگی دارند و توازن و تعادل بین آنها بر قرار است و به یک نظم مرتبی و نظام حیرت بخشی با هم مربوط و متحد گشته اند به طوری که یک بدن تشکیل داده اند و مباینت و تضاد به کلی از بین آنها مرتفع گردیده به صحت بعضی باقی سالم به الم بعضی دیگر متألم می باشند.

    ببین آیا ممکن است در بدن تو دو جان و دو روح متصرف و فرمان فرما باشند؟ آیا به فرض محال اگر دو جان در یک بدن بود ممکن بود اجزاء بدن به یک ترتیب و نظام معین بتوانند کاری انجام دهند یا اصلاً ممکن بود بقاء و ثباتی برای بدن باقی ماند؟ یقین است اگر دو روح در یک بدن متصرف بود اجزاء بدن از هم متلاشی می گشت.

    وقتی محال دانستی یک بدن منحصر با اعضاء و اجزاء مختلفی که دارد تحت تربیت و تصرف دو جان و دو مربی واقع گردد ، چگونه ممکن می دانی این عالم کبیر و این کاخ مجلل که با هزاران آثار بدیع و رموزی که در کمون آن مخفی است با تضاد و تنافری که بین اجزاء عالم موجود است مثل این که آب آتش را خاموش می کند و آتش آب را فانی می سازد آنها تحت تأثیر دو اله یا بیشتر واقع گردند؟ هرگز ممکن نیست.

    آیا کدام دست توانائی است که این موجودات را به هیجان آورده و ضدیت و تنافر را از بین آنها بر داشته و هر یک را برای کاری مسخر فرموده و از مجموع آنها یک عالم تشکیل داده؟

    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)
    دلیل دیگر بر وحدت حق تعالی
    در حدیث است : ( زندیقی آمد نزد امام جعفر صادق علیه السلام و گفت: برای چه ممکن نیست اله عالم بیشتر از یکی باشد ؟ حضرت در پاسخ فرمود: اگر گمان کنی ممکن است در عالم دو خدا باشد یا می گوئی هر دو قوی و نیرومند می باشند یا یکی را قوی و دیگری را ضعیف می دانی ، یا گوئی هر دو ضعیفند ، اگر فرض نمائی هر دو قوی و نیرومندند چرا هر یک دیگری را اعدام نمی گردانند و خود منفرد گردد در ربوبیت ( زیرا لازمه قدرت و قوت خداوندی این است که توانا بر ایجاد و اعدام هر چیزی باشد) و اگر یکی قوی و دیگری ضعیف باشد آنکه قوی و با اقتدار است اله و واج بالوجود است و ضعیف در تحت اختیار اوست و اگر هر دو ضعیف باشند هیچ کدام اله و واجب الوجود نیستند زیرا که ضعیف عاجز است و عاجز واجب الوجود نمی باشد.

    و غیر اینها از آیات قرآنی و آثار نبوی صلی الله علیه و آله و فرمایشات ائمه طاهرین بر وحدت اله عالم بسیار است برای اختصار به همین قدر اکتفاء نمودیم.


    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)

    تمیز بین واجب و ممکن
    اگر توانستی بفهمی واجب الوجود یعنی چه و ممکن الوجود یعنی چه و امتیازات هر یک به چه جیز است؟ به خوبی صفات ثبوتیه یعنی صفاتی که لازمه ذات واجب الوجود است و صفات سلبیه یعنی صفاتی که منافی ذات واجب الوجود است می فهمی و در هیچ یک محتاج به دلیل خارجی نیست.

    چنانچه گفته شد واجب الوجود موجودی را گویند که بهیچ وجه محتاج به غیر و نیازمندی به احدی نباشد و هیچ نقص و عیبی در ساحت کبریائی او راه نداشته باشد و ممکن الوجود به عکس هم در وجود و هستی و هم در کمالات و فضائل در همه چیز نیازمند به غیر است.

    و یگانه راهی که ما برای شناسائی حق تعالی و اوصاف جلال و جمال او داریم وجود عالم است که آثار علم و قدرت و حکمت اله عالم در وی پدیدار است و تو نمونه ای از تمام عالم وجود می باشی ، اگر خواهی خدا را بشناسی خودت را بشناس در حدیث است که : ( من عرف نفسه فقد عرف ربه) هر کس خودش را شناخت خدای خود را نیز شناخته است.

    وقتی خود را شناختی که از نیستی به هستی آمده ای ، وقتی نبودی بعد از زمانی موجود شدی و به حکم آن که فطری هر بشری است که هر چه نبوده و بعد موجود شده آورنده می خواهد ، عقل تو حکم می کند کسی که تو را از نیستی به هستی آورده نمی شود مثل تو باشد زیرا اگر او نیز مثل تو از نیستی به هستی آمده باشد او هم محتاج می شود و سبب احتیاج تو امکان و نقص ذاتی تو است ، پس او بایستی واجب الوجود و کامل و بی نیاز باشد از غیر تا آن که بتواند به مادون خود افاضه وجود و کمال نماید و نیز وقتی عاجز و جاهل و بی خرد و نادان بودی بعد توانا و عالم و خردمند گشتی و چون فاقد کمالات بودی البته وجود و کمالات از مبدء عالم به تو رسیده و کمالات تو نمونه و نمایشی است از کمالات غیر متناهی حق تعالی جل شأنه.


    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)



    ویرایش توسط ریحــانه الــنبی : ۱۳۹۴/۰۲/۲۹ در ساعت ۱۴:۰۱

  19. صلوات ها 6


  20. #10

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    علاقه
    یکی دوتا نیستند :)
    نوشته
    4,260
    حضور
    138 روز 6 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    72
    آپلود
    57
    گالری
    1774
    صلوات
    14134



    شناسائی خداوندبا اوصاف

    اصل سوم: شناسائی حق تعالی به اوصاف جلال و جمال
    بایستی خدای عالم را به صفات جمال که آن را صفات ثبوتیه گویند و اوصاف جلال که آن را صفات سلبیه نامند بشناسیم.

    صفات ثبوتیه صفاتی است که حتماً بایستی واجب الوجود دارا باشد و لازمه ذات و بی زوال وی است که اگر فاقد یکی از آن ها باشد او واجب الوجود و خالق و مبدء کائنات نخواهد بود و آن صفات عین ذات و با ذات بی زوال او یکی است.

    و باید دانست که هر کمال و جمال و بهاء و حسن و فضیلتی که در مخلوقات ملاحظه می شود از منبع کمال و جمال خداوندی تراوش نموده زیرا چنان چه گفته شد ممکن از خود هیچ ندارد و واضح و هویدا است که خالق و موجد شیء نمی شود فاقد آن شیء باشد ، پس بایستی خالق عالم به نحو اعلاء و اکمل دارای آن کمال باشد ( از کوزه همان برون تراود که در اوست).

    و هر ضعف و عیبی که در ممکنات دیده می شود بازگشت آن به نقطه ضعف و نقایص امکانی است و نقص در ساحت قدس خداوندی روا نیست این است که حق تعالی را منزه از هر عیب و نقصی می ستائیم و تمام منقصتها را ناشی از جهات عدمی و حدود ممکنات می دانیم.

    خلاصه صفات کمالیه حق تعالی محدود به حدی نیست که ما بتوانیم آن را شماره نمائیم لکن دانشمندان برای تقریب به ذهن مبتدیان صفات ثبوتیه را نه و صفات سلبیه را هفت عدد شمرده اند.

    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)

    صفات ثبوتیه نه عدد است

    1- عالم 2- قادر 3- حی 4- مرید 5- مدرک 6- ازلی 7- ابدی 8- متکلم 9- صادق.

    عالم است به همه چیز گذشته و آینده و حال و آن چه ظاهر و پیدا و آن چه در باطن و مخفی است همه در پیش او واضح و هویدا است ( لا یعزب عنه مثقال ذره فی الارض و لا فی السماء) ذره ای از ذرات عالم از علم او مخفی نیست ، زیرا که قوام و هستی موجودات بسته بوجود اوست و او محیط بر تمام کائنات و مربی تمام موجودات است و ترتیب و نظام عالم بدون آن که مربی او عالم به جزئیات و خصوصیات آن باشد محال است انجام گیرد و نیز یکی از خصوصیات واجب الوجود علم اوست بتمام موجودات زیرا که معنای واجب الوجود ی بر جاهل و نادان صادق نیست یعنی اگر عالم نباشد ممکن الوجود می شود نه واجب الوجود.

    خدای ما قادر و توانا است ، هر چه را به مقتضای حکمت و مصلحت اراده نماید فوراً موجود می شود و اگر غیر از این باشد عاجز و ناقص و ناتوان ست و هرگز نمی شود ناقص واجب الوجود باشد در قرآن مجید مکرر اشاره به عموم قدرت خود فرموده در سوره 33 آیه 27 : « و کان الله علی کل شیء قدیراً».(3)

    حی است ، یعنی زنده و پاینده است ، چون حیات در هر چه باشد منشأ ادراک و فعالیت است از این جهت خدا را حی گویند یعنی دراک و فعال است هم ادراکات او بسیار و هم افعال او بی حد و بی اندازه است ( هو الحی القیوم) (4)

    مرید است هر چه کند از روی اراده واختیار می کند زیرا که فاعل بدون اراده ناقص و ناتوان است در سوره یس فرموده : « انما امره اذا اراد شیئاً ان یقول له کن فیکون». (5)

    خدای عالم ازلی است یعنی قدیم است و اولی برای وجود غیر متناهی او تصور ندارد ، ابدی است ، آخر و انتهائی برای ذات بی زوال او نیست زیرا که واجب الوجود است و وجود و کمالات از جای دیگر باو نرسیده در قرآن مجید است: « هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن».

    متکلم است ، با پیغمبران صلی الله علیه و آله سخن گفته، باید دانست که سخن گفتن و تکلم کردن حق تعالی مثل حرف زدن ماها نیست که محتاج به لب و دهان و زبان و باقی آلات باشیم ، او سبحانه ایجاد کلام می نماید مثل ایجاد کردن باقی موجودات که به مجرد اراده موجود می شوند.

    مدرک است ، یعنی ادراک همه چیزها را می نماید چنان چه شنوا و بینا است شنیدنیها و دیدنیها را به ذات خود بدون آلت گوش و چشم درک می نماید در کتاب کریمش فرموده: « هو السمیع البصیر».

    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)

    صفات سلبیه را هفت عدد شمرده اند
    1- جوهر نیست 2- عرض نیست 3- جسم نیست 4- مرکب نیست 5- مرئی نیست 6- مکان و محل ندارد 7- تغیر و تبدل پذیری نیست.

    جوهر و عرض نیست ، عرض چیزی را گویند که محتاج به چیز دیگری باشد مثل سفیدی و سیاهی و باقی الوان که بایستی در جسم تحقق گیرد و حق تعالی واجب الوجود و به ذات خود موجود است و جوهر مقابل عرض آن محل و موضوع عوارض است و ذات حق تعالی منزه و مبراء از تمام صفات ممکنات است .

    مرکب نیست ، زیرا مرکب ترکیب شده از اجزاء است و هر مرکبی محتاج به اجزاء است و نیز ترکیب کننده ای می خواهد.

    و از این جا معلوم می شود که حق تعالی جسم هم نیست ، زیرا که همان ترکیب شده از اجزاء را جسم نامند.

    مرئی نیست ، دیده نمی شود نه در دنیا و نه در آخرت ، زیرا آن چه ما می توانیم به چشم سر ببینیم اجسام است در قرآن مجید فرموده: « لا تدرکه الابصار و هو یدرک الابصار».

    و چنان چه گفته شد جسم نیست تا آن که دیده شود و چون جسم نیست محل و مکان ندارد زیرا جسم است که محتاج به مکان است ، اله عالم و خالق بنی آدم نه جسم است و نه جسمانی یعنی نه مثل اجسام است که بایستی در محل و مکانی باشد و نه مثل قوه یا جان یا نیرو و یا هر چه اسم بگذاری که متعلق به جسم باشد مکان او تمام عالم وجود است ، یعنی تمام عوالم از عالم مجردات گرفته تا عالم مادیات از موجودات روحانی و طبیعی از ملک و قلم و انسان و حیوان و نبات و جمادات همگی در حیطه وجود او و تحت اقتدار و مشیت حق تعالی واقعند.( الا انه بکل شیء محیط).

    و احاطه حق تعالی به موجودات همان قیومیته و استیلاء و اقتدار وی است بر تمام موجودات بدون اراده و خواست او هیچ چیز وجود و تحقق ندارد.

    قوام هستی هر چیزی به وجود اقدس اوست ( هو معکم اینما کنتم).(6)

    همین طوری که خداوند خالق و مبدء وجود ممکنات است ، نگهبان و حافظ آنها نیز می باشد، یعنی موجودات هم در اصل وجود و خلقت محتاج به حقند و هم در بقاء و دوام هر چه هست باراده او وجود یافته و باراده و خواست او باقی مانده . (7)

    و باید دانست که صفات حق تعالی عین ذات بی زوال اوست یعنی ذات با اوصاف کمالیه الهیه او مثل علم و قدرت و اراده و مشیت و باقی صفات جمالیه او یکی است ، و صفات او همان ذات او و ذات او همان صفات وی است.

    حضرت امیرالمومنین و امام الموحدین علیه السلام در آن خطبه معروف خود فرموده: ( اول الدین معرفته و کمال معرفته التصدیق به و کمال التصدیق به توحیده و کمال توحیده نفی الصفات عنه تا آخر) نخستین چیزی که دین و ایمان بوی تحقق می پذیرد معرفت حق تعالی است ، و معرفت وقتی کامل می گردد که خدا به وحدت و یگانگی شناخته شود ، و شناسائی حق تعالی به وحدت و یگانگی وقتی کامل می گردد که صفات را زائد بر ذات احدیت او ندانیم.

    این است که علماء یکی از صفات سلبیه را « نفی معانی» گفته اند ، یعنی یکی از صفاتی که در خداوند نیست معانی زائده بر ذات اوست.

    خداوند به ذات خود توانا و قادر بر هر چیزی است و به ذات احدی خود عالم و داناست ، و در دانستن و توانستن محتاج به علم و قدرت نیست ، زیرا که دانش به ذاته منشأ دانستن و توانستن است ، و نسبت به باقی صفات مثل اراده و مشیت و غیر اینها نیز همین طور است.

    شناسائی حق تعالی به این وجه از اهم واجبات است ، زیرا اگر غیر از این بدانی خداوند را شبیه به مخلوقات نموده ای ، و گمان کرده ای همان طوری که ماها در دانستن و توانستن محتاج به صفت علم و قدرت می باشیم، و در مرتبه ذات خود فاقد کمالاتیم ، خداوند نیز در ظهور کمالات محتاج به صفاتی می باشد که غیر ذات و بی زوال اوست.


    پی نوشت:
    3. و همیشه خداوند بر هر چیزی توانا است.
    4. او زنده و پاینده است.
    5. این است و غیر از این نیست وقتی اراده ازلی حق تعالی تعلق گرفت به چیزی می گوید باش فوراً تحقق می گیرد.
    6. هر جا که باشید خدابا شما است.
    7. اگر آنی کند نازی فرو ریزند قالبها


    كتاب روش خوشبختی (اثر بانو مجتهده امين)


    ویرایش توسط ریحــانه الــنبی : ۱۳۹۴/۰۲/۲۹ در ساعت ۱۴:۱۳

  21. صلوات ها 6


صفحه 1 از 13 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 8

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود