صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سند قرآنی برای پرداخت خمس؟!!!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    666
    حضور
    4 روز 12 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    70
    آپلود
    1
    گالری
    423
    صلوات
    7040

    سند قرآنی برای پرداخت خمس؟!!!





    سلام

    شخصی هست که با وجود مقید بودن به احکام و موازین شرعی و اسلامی ، خمس رو به عنوان یه امر واجب قبول نداره و دلیلش هم این هست که برای من سند قرآنی بیارید!!!! چون تو قرآن هیچ آیه ای دلیل بر پرداخت خمس وجود نداره!

    چطور میشه ایشون رو قانع کرد؟




    و خداوند
    سعادت ما را بر خود واجب ساخته
    پس
    نماز را بر ما واجب ساخت...
    تا سعادت ما را
    تضمین کند...


    ๑۩ تصاویر و طراحی های اسلامی ۩๑



  2. صلوات ها 17


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    علاقه
    علوم اسلامي
    نوشته
    5,555
    حضور
    148 روز 3 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    31823



    نقل قول نوشته اصلی توسط زینب سادات نمایش پست ها
    سلام شخصی هست که با وجود مقید بودن به احکام و موازین شرعی و اسلامی ، خمس رو به عنوان یه امر واجب قبول نداره و دلیلش هم این هست که برای من سند قرآنی بیارید!!!! چون تو قرآن هیچ آیه ای دلیل بر پرداخت خمس وجود نداره! چطور میشه ایشون رو قانع کرد؟

    با سلام خدمت همکار محترم سرکار زینب سادات بزرگوار و تشکر از سئوال شما

    وَ اعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‌ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبَى وَ الْيَتَامَى وَ الْمَسَاكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ مَا أَنْزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ ؛ (1)

    «بدانيد هر گونه غنيمتى به دست آوريد، خمس آن براى خدا، براى پيامبر، براى ذى القربى و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه (از آن ها) است؛ اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدايى حق از باطل، روز درگيرى دو گروه (با ايمان و بى ‏ايمان) [روز جنگ بدر] نازل كرديم، ايمان آورده‏ايد و خداوند بر هر چيزى توانا است».

    هرچند که اين آيه در مورد نحوه تقسيم غنائمي که در جنگ به دست آمده است نازل شده است ولي نزول يک آيه در موردي خاص ، دليل بر اختصاص آن آيه در آن مورد خاص نمي شود. چرا که در آن صورت اکثريت قريب به اتفاق آيات قرآن به همان مواردي که آيات در آن موارد خاص نازل شده اند محدود مي شد و ديگر در موارد ديگر قابل بهره برداري و استتناد نبود.

    به عبارت روشن‏ تر هيچ مانعى ندارد كه مفهوم آيه يك معنى كلى و عمومى باشد و در عين حال مورد نزول آيه غنائم جنگى كه يكى از موارد اين حكم كلى است بوده باشد و اين گونه احكام در قرآن و سنت فراوان است كه حكم كلى است و مصداق جزئى است:
    مثلا در آيه 7 سوره حشر مى‏ خوانيم ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا":" هر چه پيامبر براى شما مى ‏آورد بگيريد و هر چه از آن نهى مى كند خوددارى كنيد".
    اين آيه يك حكم كلى در باره لزوم پيروى از فرمانهاى پيامبر (ص) بيان مى ‏كند در حالى كه مورد نزول آن اموالى است كه از دشمنان بدون جنگ به دست مسلمانان مى ‏افتد (و اصطلاحا به آن" فى‏ء" گفته مى‏ شود).


    و نيز در آيه 233 سوره بقره يك قانون كلى به صورت" لا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَها":" هيچ كس بيش از آنچه قدرت دارد تكليف نمى ‏شود" بيان شده در حالى كه مورد آيه در باره اجرت زنان شيرده است و به پدر نوزاد دستور داده شده است به اندازه توانايى خود به آنها اجرت بدهد، ولى آيا ورود آيه در چنين مورد خاصى مى‏ تواند جلو عموميت اين قانون (عدم تكليف به ما لا يطاق) را بگيرد؟! خلاصه اينكه: آيه در ضمن آيات جهاد وارد شده ولى مى‏ گويد: هر در آمدى از هر موردى عايد شما شود كه يكى از آنها غنائم جنگى است خمس آن را بپردازيد مخصوصا" ما" موصوله و" شي‏ء" كه دو كلمه عام و بدون هيچ گونه قيد و شرطند اين موضوع را تاييد مى‏ كنند.

    حال بايد ببينيم كه" غنيمت" در لغت و در نظر عرف چه معنى مى ‏دهد؟! آيا راستى منحصر به غنائم جنگى است و يا هر گونه در آمدى را شامل مى‏شود؟
    آنچه از كتب لغت استفاده مى ‏شود، اين است كه در معنى ريشه لغوى اين كلمه عنوان جنگ و آنچه از دشمن به دست مى ‏آيد، نيامده است، بلكه هر در آمدى را شامل مى‏شود، به عنوان شاهد به چند قسمت از كتب معروف و مشهور لغت كه مورد استناد دانشمندان و ادباى عرب است اشاره مى‏كنيم:
    در كتاب" لسان العرب" جلد دوازدهم مى‏خوانيم" و الغنم الفوز بالشى‏ء من غير مشقة ... و الغنم، الغنيمة و المغنم الفي‏ء ... و فى الحديث الرهن لمن رهنه له غنمه و عليه غرمه، غنمه زيادته و نمائه و فاضل قيمته ... و غنم الشي‏ء فاز به ...
    :" غنم يعنى دسترسى يافتن به چيزى بدون مشقت، و" غنم" و" غنيمت" و" مغنم" به معنى فى‏ء است (فى‏ء را نيز در لغت به معنى چيزهايى كه بدون زحمت به انسان مى‏رسد ذكر كرده‏اند ...)
    و در حديث وارد شده كه گروگان در اختيار كسى است كه آن را به گرو گرفته، غنيمت و منافعش براى اوست و غرامت و زيانش نيز متوجه اوست و نيز غنم به معنى زيادى و نمو و اضافه قيمت است، و فلان چيز را به غنيمت گرفت يعنى به او دست‏رسى پيدا كرد."
    و در كتاب" تاج العروس" جلد نهم مى‏خوانيم" و الغنم الفوز بالشي‏ء بلا مشقة":" غنيمت آن است كه انسان بدون زحمت به چيزى دست يابد".
    در كتاب" قاموس" نيز غنيمت بهمان معنى فوق ذكر شده است.
    و در كتاب" مفردات راغب" مى‏ خوانيم غنيمت از ريشه" غنم" به معنى" گوسفند" گرفته شده و سپس مى‏گويد" ثم استعملوا فى كل مظفور به من جهة العدى و غيره" يعنى:" سپس در هر چيزى كه انسان از دشمن و يا غير دشمن به دست مى‏آورد به كار رفته است." حتى كسانى كه يكى از معانى غنيمت را غنائم جنگى ذكر كرده‏اند انكار نمى‏كنند كه معنى اصلى آن معنى وسيعى است كه به هر گونه خيرى كه انسان بدون مشقت به آن دست يابد گفته مى‏شود.


    در استعمالات معمولى نيز" غنيمت" در برابر" غرامت" ذكر مى ‏شود، همان طور كه معنى" غرامت" معنى وسيعى است و هر گونه غرامت را شامل مى ‏شود" غنيمت" نيز معنى وسيعى دارد و به هر گونه در آمد قابل ملاحظه‏اى گفته مى‏ شود اين كلمه" در نهج البلاغه" در موارد زيادى به همين معنى آمده است، در خطبه 76 مى‏ خوانيم" اغتنم المهل":" فرصت‏ها و مهلت‏ها را غنيمت بشماريد".
    و در خطبه 120 مى ‏فرمايد"
    من اخذها لحق و غنم‏
    ":" كسى كه به آئين خدا عمل كند به سر منزل مقصود مى‏رسد و بهره مى‏برد" در نامه 53 به مالك اشتر مى‏فرمايد:"
    و لا تكونن عليهم سبعا ضاريا تغتنم اكلهم‏
    ": در برابر مردم مصر همچون حيوان درنده‏اى مباش كه خوردن آنها را غنيمت و در آمدى براى خود فرض كنى".
    و در نامه 45 به عثمان بن حنيف مى‏فرمايد:"
    فو اللَّه ما كنزت من دنياكم تبرا و لا ادخرت من غنائمها وفرا
    ":" به خدا سوگند از دنياى شما طلايى نياندوختم و از غنائم و در آمدهاى آن اندوخته‏اى فراهم نكردم".
    و در كلمات قصار، در جمله 331 مى‏فرمايد
    ان اللَّه جعل الطاعة غنيمة الاكياس‏
    :" خداوند اطاعت را غنيمت و بهره هوشمندان قرار داده است".
    و در نامه 41 مى‏خوانيم"
    و اغتنم من استقرضك فى حال غناك‏
    ":" هر كس در حال بى ‏نيازيت از تو قرضى بخواهد غنيمت بشمار."
    و نظير اين تعبيرات بسيار فراوان است كه همگى نشان مى ‏دهد" غنيمت" منحصر به غنائم جنگى نيست.

    اينکه ادعا کرده اند برخي از مفسرين کلمه غنائم را در آيه خمس تنها به غنائم جنگي اختصاص داده اند اگر هم قائلي داشته باشد با توجه به مدارک لغوي که در مطالب گذشته روشن شد سخن آنان قابل اعتناء نمي باشد و نمي توان به صرف ادعاي آنها چنين حرفي را از آنان پذيرفت چرا که در فهم لغت ، سخن لغويين مقدم است بر سخن ديگران.
    ولي براي اينکه مطلب واضح تر شود عباراتي از مفسرين معروف اهل سنت آورده مي شود تا روشن شود که حتي بسياري از اهل سنت نيز غنائم را اختصاص به غنائم جنگي نمي دانند و اين قول اختصاص به شيعه ندارد.

    بسيارى از مفسران كه در زمينه اين آيه به بحث پرداخته‏ اند صريحا اعتراف كرده ‏اند كه غنيمت در اصل معنى وسيعى دارد و شامل غنائم جنگى و غير آن و به طور كلى هر چيزى را كه انسان به دون مشقت فراوانى به آن دست يابد مى‏ شود. حتى آنها كه آيه را به خاطر فتواى فقهاى اهل تسنن مخصوص غنائم جنگى دانسته ‏اند باز معترفند كه در معنى اصلى آن اين قيد وجود ندارد. بلكه به خاطر قيام دليل ديگرى اين قيد را به آن زده ‏اند.

    " قرطبى" مفسر معروف اهل تسنن در تفسير خود، ذيل آيه چنين مى ‏نويسد" غنيمت در لغت خيرى است كه فرد يا جماعتى با كوشش به دست مى‏ آورند" ...
    و بدانكه اتفاق (علماى تسنن) بر اين است كه مراد از غنيمت در آيه (و اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ) اموالى است كه با قهر و غلبه در جنگ به مردم مى ‏رسد، ولى بايد توجه داشت كه اين قيد همانطور كه گفتيم در معنى لغوى آن وجود ندارد، ولى در عرف شرع، اين قيد وارد شده است" (2)
    " فخر رازى" در تفسير خود تصريح مى ‏كند كه:" الغنم الفوز بالشي‏ء"" غنيمت اين است كه انسان به چيزى دست يابد" و پس از ذكر اين معنى وسيع از نظر لغت مى ‏گويد:" معنى شرعى غنيمت (به عقيده فقهاى اهل تسنن) همان غنائم جنگى است" (3)
    و نيز در تفسير" المنار"" غنيمت" را به معنى وسيع ذكر كرده و اختصاص به غنائم جنگى نداده، اگر چه معتقد است بايد معنى وسيع آيه فوق را به خاطر قيد شرعى مقيد به غنائم جنگى كرد. (4)
    در تفسير" روح المعانى" نوشته" آلوسى" مفسر معروف سنى نيز چنين آمده است كه:" غنم در اصل به معنى هر گونه سود و منفعت است" (5)
    از مجموع آنچه گفته شد چنين نتيجه گرفته مى ‏شود كه:
    آيه غنيمت معنى وسيعى دارد و هر گونه در آمد و سود و منفعتى را شامل مى‏شود. زيرا معنى لغوى اين لفظ عموميت دارد و دليل روشنى بر تخصيص آن در دست نيست.
    تنها چيزى كه جمعى از مفسران اهل تسنن روى آن تكيه كرده ‏اند اين است كه آيات قبل و بعد در زمينه جهاد وارد شده است و همين موضوع قرينه مى‏ شود كه آيه غنيمت نيز اشاره به غنائم جنگى باشد.
    در حالى كه همان گونه که گفته شد شان نزول ‏ها و سياق ، عموميت آيه را تخصيص نمى ‏زنند.


    در هر حال شیعه بخاطر پشتوانه قوی روایی در زمینه خمس حتی احتیاجی به عمومیت لغوی آیه ندارد بلکه با تکیه بر مفسران واقعی قرآن قائل به وجوب خمس با حدود و شرایطی است که در کلام اهل بیت علیهم السلام آمده است .

    در پناه حضرت حق مستدام باشید

    پي نوشت :
    1. سوره انفال آیه 41
    2. محمد بن احمد قرطبي ، الجامع لاحکام القرآن ، تهران ، انتشارات ناصر خسرو ، سال 1364هـ.ش ، جلد 4 صفحه: 2840.
    3. فخر رازى ، تفسير کبير ، بيروت ، نشر دار احياء التراث العربي ، سال 1420هـ.ق ، جلد 15 صفحه 164.

    4. تفسير المنار جلد: 10 صفحه 3- 7.

    5. سيد محمود آلوسي ،روح المعانى فى تفسير القرآن العظيم‏ ، بيروت ، انتشارات دارالکتب العلميه ، سال نشر 1415هـ.ق ، جلد: 10 صفحه: 2.
    ویرایش توسط سجاد : ۱۳۹۰/۰۵/۲۱ در ساعت ۱۶:۰۹

  5. صلوات ها 22


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    327
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1147



    استاد سجاد جواب شما مرا قانع نکرد. چطوری از این آیه این برداشت را می کنید؟ شما تنها از کتابهای لغتی دلیل آوردید از کتابهای حدیثی خودتان چرا دلیل نیاوردید؟
    کاکه موسلمان خه وتن هه تاکه ی
    گوی نه دان به دین سر ه وتن تاکه ی
    مامه له ی کالای مه عریفت و دین
    سه یری سه یرانگای بی گول و په رژین
    هه تا که ی ئه بی ده مارت ببرن
    به رگی زیرینی حه یات دادرن
    با هه مو ساتی تیفکرین به دل
    تامه و داماوه و نه چوینه ته گل
    بزانین بو چی دروس کراوین
    به بنی ئاده م بو ناو براوین

  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    666
    حضور
    4 روز 12 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    70
    آپلود
    1
    گالری
    423
    صلوات
    7040




    سلام


    خیلی ممنون و تشکر از پاسخ کامل شما استاد سجاد بزرگوار

    اتفاقا ایشون هم روی همین تکیه داشتن که یه آیه وجود داره و اونم مربوط به غنائم جنگی هست!

    در پناه حق




    و خداوند
    سعادت ما را بر خود واجب ساخته
    پس
    نماز را بر ما واجب ساخت...
    تا سعادت ما را
    تضمین کند...


    ๑۩ تصاویر و طراحی های اسلامی ۩๑



  9. صلوات ها 11


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    علاقه
    علوم اسلامي
    نوشته
    5,555
    حضور
    148 روز 3 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    31823



    نقل قول نوشته اصلی توسط هوريا شاهويي نمایش پست ها
    استاد سجاد جواب شما مرا قانع نکرد. چطوری از این آیه این برداشت را می کنید؟ شما تنها از کتابهای لغتی دلیل آوردید از کتابهای حدیثی خودتان چرا دلیل نیاوردید؟
    با تشکر از شما کاربر محترم و عضو وفادار سایت هوریا شاهویی بزرگوار

    دلیل آوردن از کتب لغت بخاطر این بود که ظهور آیه در عموم غنائم روشن گردد البته در پایان عرایضم هم به احادیث اهل بیت علیهم السلام اشاره کردم که برای اجابت حضرتعالی برخی روایات و ترجمه آنها را از این منبع نقل می کنم:

    امام كاظم عليه السلام فرمود: «لقد يسر اللّه على المؤمنين ارزاقهم بخمسة دراهم جعلوا لربّهم واحداً واكلوا اربعة حلالا ثم قال هذا من حديثنا صعب مستصعب لايعمل به ولا يصبر عليها الا ممتحن قلبه للايمان»(37) خمس مالتان را بدهيد تا رزق شما حلال شود، سپس فرمود: اين كلام سختى است كه جز افراد با ايمانِ امتحان شده، تحمّل آن را ندارند.

    نپرداختن خمس، در كنار شرك و قتل نفس، از بزرگ‏ترين گناهان كبيره شمرده شده است. امام صادق‏ عليه السلام فرمود: «اكبر الكبائر سبع: الشرك والقتل واكل اموال اليتامى و عقوق الوالدين و قذف المحصنات و الفرار من الزحف وانكار ما انزل اللّه»، سپس فرمود: امّا خوردن مال يتيمان همان حقّ ما است كه از ما ربوده و خوردند.(38)

    امام زمان ‏عليه السلام فرمود: «لعنة اللّه والملائكة والناس اجمعين على مَن استحلّ من مالنا درهماً»(39)، لعنت خدا و فرشتگان و مردم بر كسى كه يك درهم مال ما را حلال بشمارد و در روايت ديگر فرمود: ما دشمن اين گونه افراد هستيم. «و نحن خصمائه»(40)

    اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: «هلك الناس فى بطونهم و فروجهم لانهم لم يؤدوا الينا حقّنا»(41)، مردم بخاطر اينكه حقّ ما را نمى‏ دهند غذا و آميزش آنان ناپاك شده و سبب هلاكت آنان مى ‏شود.

    در بعضى احاديث مى ‏خوانيم: «من استحل منها شيئاً فامسكه فانما ياكل النيران»(42)، كسى كه بخشى از خمس را حلال پندارد و آن را نپردازد، گويا آتش مى‏ خورد.

    ياران واقعى اهل‏بيت‏ عليهم السلام آنگونه ايمان داشتند كه نپرداختن خمس را مساوى با حرام خوردن و قبول نشدن نماز و روزه مى ‏دانستند و در سؤال كتبى خود از آن بزرگواران مى‏ پرسيدند كه خمس را چگونه بپردازيم تا جزو حرام خواران و كسانى كه نماز و روزه‏شان قبول نيست نباشيم.(43)

    امام باقر عليه السلام فرمود: آسان‏ترين وسيله‏اى كه انسان را به دوزخ مى‏ برد خوردن مال يتيم است، سپس حضرت فرمود: ما يتيم هستيم(44) (و نپرداختن خمس، به منزله خوردن مال يتيم است).

    در حديث ديگر مى‏ خوانيم: از سخت‏ترين شرائطى كه مردم در قيامت دارند وضعيّت تاركان خمس است.(45)

    در حديثى مى‏ خوانيم: «الدنيا و ما فيها للّه و رسوله و لنا فمن غلب على شيى‏ء منها فليتّق اللّه و ليؤدّ حقّ اللّه و ليتبرّ اخوانه فان لم يفعل ذلك فاللّه و رسوله و نحن براء منه»(46)، هر كس بر مال دنيا دست يافت بايد تقوى پيشه كند و حق خدا را بپردازد و به برادران ايمانى خود احسان كند و اگر اين چنين نكرد خدا و رسول و ما اهل بيت از او بيزاريم.

    امام رضا عليه السلام فرمود: «ان الخمس عوننا... فلا تزووه عنّا ولا تحرموا انفسكم دعاءنا ما قدرتم عليه»(47) خمس كمك به ماست آن را از ما دور نكنيد تا از دعاى ما محروم نشويد.

    امام زمان عليه السلام فرمودند: «فلا يحلّ لاحد ان يتصرف فى مال غيره بغير اذنه فكيف يحل ذلك فى مالنا من فعل شيئاً من ذلك لغير امرنا فقد استحل منا ما حرم عليه و من اكل من مالنا شيئا فانما يأكل فى بطنه نارا و سيصلى سعيرا»(48)، با اينكه هيچ كس حق ندارد در مال غير تصرّف كند، پس چگونه مردم در مال ما تصرف مى‏ كنند؟ هر كس بدون دستور ما در مال ما تصرف كند مرتكب گناه شده و هر كس ذره ‏اى از مال ما را بخورد پس گويا آتش در شكم اوست.

    در روايات مى‏ خوانيم: «لا يعذر عبد اشترى من الخمس شيئاً ان يقول ربّ اشتريته بمالى حتّى يأذن له اهل الخمس»(49)، عذر كسى كه از خمس چيزى خريدارى كند پذيرفته نيست، مگر آنكه صاحبان خمس اجازه دهند.

    امام باقر عليه السلام فرمود: براى هيچ كس حلال نيست مال خمس نداده ‏اى را خريدارى كند مگر آنكه حق ما را به ما برساند.(50)

    برای اطلاعات بیشتر درباره تفاوت دیدگاه اهل سنت و شیعه در مورد خمس
    و دلائل آن می توانید به لینک زیر مراجعه فرمایید :

    http://www.valiasr-aj.com/fa/page.ph...uestion&id=112

    در پناه حضرت حق مستدام باشید

    پی نوشت:
    37) وسائل، ج 9، ص 484.
    38) وسائل، ج 9، ص 536 .
    39) وسائل، ج 9، ص 541 .
    40) وسائل، ج 9، ص 540 .
    41) وافى، ج 10، ص 337.
    42) وسائل، ج 9، ص 550 .
    43) وسائل، ج 9، ص 503 .
    44) وسائل، ج 9، ص ص 483 و ص‏536 .
    45) وسائل، ج 9، ص 545 .
    46) وافى، ج 10، ص 289 .
    47) وافى، ج‏10، ص 334.
    48) وسائل، ج 9، ص 541 .
    49) وافى، ج‏10، ص‏337 و تحريرالوسيله، ج‏1، ص‏334 با اندكى تفاوت.
    50) وسائل، ج‏9، ص 484.

    ویرایش توسط سجاد : ۱۳۹۰/۰۵/۲۲ در ساعت ۱۱:۲۶

  11. صلوات ها 11


  12. #6

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    16
    حضور
    42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    59



    به نام یگانه هستی بخش
    در مورد مساله خمس یک آیه در قرآن مجید وجود دارد:« وَ اعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شىَ‏ْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِى الْقُرْبىَ‏ وَ الْيَتَامَى‏ وَ الْمَسَاكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ إِن كُنتُمْ ءَامَنتُم بِاللَّهِ وَ مَا أَنزَلْنَا عَلىَ‏ عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَ اللَّهُ عَلىَ‏ كُلّ‏ِ شىَ‏ْءٍ قَدِيرٌ» (بدانيد هر گونه غنيمتى به دست آوريد، خمس آن براى خدا، و براى پيامبر، و براى ذى القربى و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه (از آنها) است، اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدايى حق از باطل، روز درگيرى دو گروه (باايمان و بى‏ايمان) [روز جنگ بدر] نازل كرديم، ايمان آورده‏ ايد و خداوند بر هر چيزى تواناست) سوره انفال آیه 41.
    قبل از پرداختن به آیه شریفه لازم است به معنی کلمه « غنمتم» توجه شود. غنمتم از ماده« غنم» و غنيمت هم بمعنى غنيمت جنگ است و هم بمعنى هر فايده.(قرشی ،قاموس قرآن،ج5،ص123). غنیمت تنها در مورد به دست آوردن مال به کار نمی رود، مثلا گفته می شود: [غنم‏] الشي‏ءَ: آن چيز را غنيمت گرفت «اسْتغنَم الفُرصَةَ»: فرصت را غنيمت شمرد و از آن سود برد(،فرهنگ أبجدي عربي-فارسي، ص62).

    توجه به چند نکته در مورد این آیه لازم است: خداوند می فرماید:«أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شى» یعنی هر چیزی که غنیمت گرفتید از اشیاء، پس برخلاف نظر بعضی افراد که می گویند خمس تنها به غنایم جنگی مربوط می شود، آیه قرآن این مساله را به صورت عام مطرح می کند و آن را مربوط به همه اشیاء می داند، چه غنیمت جنگی باشد یا غیر از غنیمت جنگی.
    شاید به دلیل اینکه شان نزول این آیه در مورد غنایم جنگی در جنگ بدر بود( واقدی ،المغازي ،ج‏1،ص98)
    ، این افراد گمان کردند که خمس تنها به غنایم جنگی مربوط می شود، در حالی که همانطور که اشاره شد، آیه عام است و شامل همه انواع اموالی که انسان بدست می آورد می شود.

    ویرایش توسط مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۶/۳۰ در ساعت ۱۲:۳۰

  13. صلوات ها 7


  14. #7

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    16
    حضور
    42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    59



    به نام یگانه هستی بخش

    در یادداشت قبلی عرض شد، مورد خمس تنها به غنیمت محدود نمی شود. با توجه به متن آیه می توان این مطلب را اثبات کرد.
    موارد مصرف خمس عبارت است از؛ خمس براى خدا، و براى پيامبر(ص)، و براى ذى القربى و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه (از آنها) است‏.
    به طور کلی می توان گفت مصرف خمس به دو بخش کلی تقسیم می شود1- سهم امام 2- سهم سادات. سهم خداوند و رسول(ص) در اختیار پیامبر(ص) و پس از ایشان در اختیار امام معصوم و در زمان غیبت به علماء و مراجع سپرده می شود که در امور مربوط به مسائل دینی و تبلیغ و ترویج دین مصرف می شود. بخش دیگر متعلق به سادات نیازمند و یتیم و مسکین و در راه مانده است.
    سوال این است که اگر خمس تنها از راه غنیمت جنگی به دست آید، با توجه به این که این دو مورد مصرف خمس( سهم امام و سادات) همیشه و در طول تاریخ وجود دارد، آیا منابع لازم جهت تامین مخارج این دو قسم تنها از راه غنیمت جنگی قابل تامین می باشد؟!
    آیا می توان برای تامین مخارج خمس همیشه جنگ به راه انداخت؟ و آیا اگر جنگ برپا شد همیشه پیروزی به همراه دارد؟

    در صدر اسلام نیز گاهی لشکر اسلام پیروز( مانند جنگ بدر) و گاهی شکست می خوردند( مانند جنگ احد).
    بنابراین تامین مخارج خمس نمی تواند تنها به غنایم جنگی محدود باشد، و منابع دیگری نیز باید برای آن لحاظ شده باشد. مانند اضافه درآمد از مخارج سالانه، که اگر در آمدش بیشتر از مخارج سالش بود، یک پنجم آن را باید به عنوان خمس بپردازد.


    یا حق


    ویرایش توسط ترنم باران : ۱۳۹۰/۰۶/۳۰ در ساعت ۱۸:۳۶

  15. صلوات ها 7


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    نقل قول نوشته اصلی توسط هوريا شاهويي نمایش پست ها
    استاد سجاد جواب شما مرا قانع نکرد. چطوری از این آیه این برداشت را می کنید؟ شما تنها از کتابهای لغتی دلیل آوردید از کتابهای حدیثی خودتان چرا دلیل نیاوردید؟
    مروری در روایات خمس در منابع اهل سنت
    الف: وجوب خمس در معدن از باب غنيمت

    با سلام به دوستان بزرگوار
    اهل‏سنت متفقند که در رکاز (گنجينه طلا و نقره) خمس است[1] و در معادن اختلاف دارند و حنفيه و مالکيه در آن به وجوب خمس قائل‏اند کم باشد یا زیاد و شافعيه و حنبلي‏ها در صورتی واجب می دانند که به حد نصاب برسد که در صورت رسیدن قائل به يک‏چهلم هستند.
    حنفي‏ها در وجوب خمس در معادن، به قرآن و سنت و قياس استدلال کرده و آيه «وَاعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ» را ذکر کرده و معدن را غنيمت شمرده‏اند و از سنت هم به اين حديث نبوي که فرموده است: در عجماء[2] و بئر و معدن چيزي بر عهده نيست، ولي در رکاز خمس است رکاز شامل معدن و گنج مي‏شود، چون در جايي نهان است، چه از سوي خدا يا مخلوق.
    به قياس هم استدلال کرده‏اند و معدن را همچون گنج دانسته‏اند، چون معناي غنيمت در هر دو هست، پس در هر دو خمس واجب است.[3]
    مشاهده می شود که حنفي‏ها در وجوب خمس در معادن به آيه غنيمت استدلال کرده‏اند و اين استدلال، وقتي درست است که غنیمت معنایی عام داشته باشد.


    [1] .المبسوط،السرخسی،ج2،ص382، وأصحابنا احتجوا بحديث أبي سلمة عن أبي هريرة عن النبي صلى الله عليه وسلم أنه قال: "وفي الركاز الخمس". واسم الركاز يتناول الكنز والمعدن جميعا لأنه عبارة عن الإثبات يقال ركز رمحه في الأرض إذا أثبته والمال في المعدن مثبت كما هو في الكنز ولما قيل: يا رسول الله وما الركاز قال: "الذهب والفضة الذين خلقهما الله في الأرض يوم خلقها".

    [2]. «عجماء» حيواني است که از دست صاحبش گريخته است.

    [3] . الفقه الإسلامي وادلته،وَهْبَة الزُّحَيْلِيّ: ج2، ص 214،دارالفکر،دمشق.
    سند قرآنی برای پرداخت خمس؟!!!
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  17. صلوات ها 10


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    از مجموع روايات اهل سنت برمي‏آيد که خمس در چهار مورد واجب است:
    گنجينه طلا و نقره، گنج، معدن، جواهرات دفن شده. از صحابه کساني همچون ابن‏عباس، ابوهريره، جابر، عبادة بن صامت، انس بن مالک، وجوب خمس در اين موارد را روايت کرده‏اند. نمونه‏اي از اين احاديث را مي‏آوريم:
    1- ابن‏عباس روايت کرده است که پيامبر خداصلي الله عليه وآله فرمود: در رکاز خمس است.[1]
    2- ابوهريره روايت کرده است که پيامبر خداصلي الله عليه وآله فرمود: در عجماء و معدن چيزي نيست ولي در رکاز خمس است. [2]
    نقل شده است که در جاهليت رسم بر اين بود که هرگاه مردي در چاه مي‏افتاد و تلف مي‏شد، چاه را خون بهاي او قرار مي‏دادند و اگر چهارپايي کسي را مي‏کشت، همان خون‏بهايش بود و اگر معدني سبب قتل کسي مي‏شد آن را خون‏بهاي او قرار مي‏دادند. کسي در اين مورد از رسول خداصلي الله عليه وآله پرسيد: حضرت فرمود: عجماء و معدن، جُبار و هدر است و در رکاز خمس است. گفتند: رکاز چيست؟ فرمود: طلا و نقره‏اي که خداوند از آغاز خلقت در زمين نهاده است.[3]
    3- به روايت جابر بن عبداللَّه، رسول خداصلي الله عليه وآله فرمود: «در حيوان چرنده، در چاه و در معدن چيزي نيست، ولي در رکاز خمس است.» شعبي گفته است: رکاز، گنج معمولي است.[4]
    4- عبادة بن صامت گويد: از قضاوت و حکم پيامبر خداصلي الله عليه وآله اين بود که در معدن، چاه، حيوان فرار کرده، غرامتي نيست، اما در رکاز خمس است.[5]
    5- انس بن مالک گويد: همراه پيامبر خداصلي الله عليه وآله به سوي خيبر رفتيم. يکي از همراهان ما وارد خرابه‏اي شد تا قضاي حاجت کند. خشتي را برداشت که با آن خود را تميز کند. خاکِ گنجي بر او فروريخت. آن را نزد پيامبرصلي الله عليه وآله آورد و خبر داد. حضرت فرمود: آن را وزن کن، وزن کرد دويست درهم بود. پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود: اين گنج است و خمس دارد.[6]
    6- مردي از پيامبر خداصلي الله عليه وآله سؤال‏هايي کرد، از جمله اين که: در خرابه‏ها و نشانه‏ها گنج مي‏يابيم، حضرت فرمود: در آنها خمس است.[7]
    در برخي نقلها هم آمده است که در «سيوب» خمس است. سيوب همان گنجينه است، رگه‏هايي از طلا و نقره در معدن‏ها شکل مي‏گيرد، اموال مدفون در دوران جاهليت، يا به معناي معدن، اين‏ها از تفضّلات و عطاياي خداست و براي کسي است که آن را بيابد.[8]

    «عجماء»حيواني است که از دست صاحبش گريخته است. ضررهايي که در حالتِ گريختگي بزند، غرامتي بر صاحبش نيست. اين که «معدن، جُبار است» يعني اگر کسي معدني حفر کند و کسي در آن بيفتد، غرامتي بر او نيست. همچنين اگر کسي چاهي را براي استفاده عموم حفر کند و انساني در آن بيفتد، بر صاحب آن غرامتي نيست.
    «رکاز»هم چيزي است که از دفن شده‏هاي اهل جاهليت به دست مي‏آيد. پس هر که رکازي بيابد، خمس آن را به حکومت مي‏دهد، بقيه مال خود اوست.[9]
    «آرام» يعني نشانه‏ها. سنگي که سر راه در بيابان مي‏گذاشتند تا راه را بشناسند، از عادت جاهليت بود که وقتي در راه چيزي مي‏يافتند و نمي‏توانستند با خود ببرند، بر آن سنگي مي‏نهادند تا نشاني باشد و هنگام برگشت، آن را بردارند.[10] روايات ياد شده (که اين الفاظ در آنها بود) نشان مي‏دهد که غير از زکات، ماليات ديگري از باب غنيمت وجود دارد که خمس است.

    ادامه دارد


    [1] . مسند احمد: ج1، ص314؛ سنن ابن‏ماجه: ج2، ص839 (چاپ 1373 ه).
    [2] . صحيح مسلم: ج5، ص127؛ صحيح بخاري: ج1، ص182.
    [3] . الخراج، ابويوسف: ص22.
    [4] .مسند احمد،ح:14852.«حدثنا عبد الله حدثني أبي حدثنا خلف بن الوليد حدثنا عباد بن عباد عن مجالد عن الشعبي عن جابر بن عبد الله قال قال رسول الله صلى الله عليه و سلم : السائبة جبار والجب جبار والمعدن جبار وفي الركاز الخمس قال وقال الشعبي الركاز الكنز العادي».
    [5] .مسند احمد: ح12320.«حدثنا عبد الله حدثني أبي ثنا أبو عامر ثنا زهير حدثني عبد الرحمن بن زيد عن أبيه أن أنس بن مالك أخبره قال : خرجنا مع رسول الله صلى الله عليه و سلم إلى خيبر فدخل صاحب لنا إلى خربة يقضي حاجته فتناول لبنة ليستطيب بها فانهارت عليه تبرا فأخذها فأتى بها النبي صلى الله عليه و سلم فأخبره بذلك قال زنها فوزنها فإذا مائتا درهم فقال النبي صلى الله عليه و سلم هذا ركاز وفيه الخمس».
    [6] .همان: 22820.«حدثنا عبد الله ثنا أبو كامل الجحدري ثنا الفضيل بن سليمان ثنا موسى بن عقبة عن إسحاق بن يحيى بن الوليد بن عبادة بن الصامت عن عبادة قال : إن من قضاء رسول الله صلى الله عليه و سلم أن المعدن جبار والبئر جبار والعجماء جرحها جبار والعجماء البهيمة من الأنعام وغيرها والجبار هو الهدر الذي لا يغرم وقضى في الركاز الخمس».
    [7] .مسند احمد،ح6683.«قال ما يوجد في الخرب العادي قال فيه وفي الركاز الخمس».مسنداحمد،ح6746.«قال يا رسول الله فالكنز نجده في الخرب وفي الآرام فقال رسول الله صلى الله عليه و سلم فيه وفي الركاز الخمس.
    [8] . النهايه، واژه «سيب».«وفي كتابه لوائل بن حُجر [ وفي السُّيُوب الخُمُس ] السُّيُوب : الرِّكازُ . قال أبو عبيد : ولا أُراه أُخذ إَّلا من السَّيْب وهو العَطاءُ وقيل السُّيُوب عُرُوق من الذَّهب والفِضَّة تَسِيبُ في المَعْدن : أي تَتَكَّون فيه وتظهَر . قال الزمخشري : السُّيُوب [ الرِّكاز ] جمع سَيْبِ يريد به المالَ المدفونَ في الجاهلية أو المَعْدِن [ وهو العطاء ] لأنه من فَضْل اللّه تعالى وعَطاَئه لمن أصابَه».
    [9] . سنن ترمذي: ج6، ص145.
    [10] . النهايه، واژه «ارم».
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۰/۰۶/۳۰ در ساعت ۲۳:۰۳
    سند قرآنی برای پرداخت خمس؟!!!
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  19. صلوات ها 9


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620




    2- خمس در سود کسب
    نکته مهم در اينجا و هدف از طرح مسأله، اثبات خمس سود و درآمد است.
    از روايات متعددي برمي‏آيد که پيامبر خداصلي الله عليه وآله دستور داد از هر چه انسان به دست مي‏آورد، چه سود کسب يا جز آن، خمس داده شود. برخي از روايات چنين است:

    1- گروهي از عبدالقيس حضور پيامبر خداصلي الله عليه وآله آمدند و گفتند: مشرکان بين ما و شما هستند و جز در ماه‏هاي حرام دسترسي به شما نداريم. به ما توصيه جامعي بفرما که اگر به آن عمل کنيم وارد بهشت شويم، ديگران را هم به آن فرا بخوانيم. پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود:

    شما را به چهار چيز فرمان مي‏دهم و از چهار چيز نهي مي‏کنم. شما را فرمان مي‏دهم به ايمان به خدا، آيا مي‏دانيد ايمان چيست؟ شهادت به يکتايي خدا، اداي نماز، پرداخت زکات و دادن خمس غنائم...[1]

    روشن است که پيامبرصلي الله عليه وآله، از بني‏عبد القيس نخواسته که غنائم جنگي را بپردازند، چرا که آنان در غير از ماه‏هاي حرام از قبيله خود نمي‏توانستند بيرون روند، چون از مشرکان مي‏ترسيدند. پس مقصود از غنائم، همان معناي لغوي آن است، يعني آن چه به دست مي‏آورند. بر آنان بود که خمس سودهاي خود را بپردازند.

    نوشته‏ها و اسنادي هست که پيامبرصلي الله عليه وآله آنها را نوشته و بر صاحبان آنها خمس را واجب ساخته است. پس از نقل آنها خواهيم گفت که آنها دلالت بر خمس در سودها و درآمدها مي‏کند، هر چند غنيمت جنگي نباشد.

    2- پيامبر خداصلي الله عليه وآله وقتي عمرو بن حزم را به يمن اعزام کرد، در حکم او نوشت:

    «بسم اللَّه الرحمن الرحيم.
    اين عهد و حکمي از پيامبر خدا براي عمرو بن حزم است، آن گاه که او را به يمن اعزام کرد. او را به تقواي الهي در همه کارهايش دستور داد و اين که از مغانم، خمس خدا را بگيرد، و آن مالياتي که بر زمين‏هاي مؤمنين مقرر شده است، يعني يک‏دهم از آنچه به صورت ديم آبياري مي‏شود و يک‏بيستم از آنچه با دلو آبياري مي‏گردد».[2]
    3- آن حضرت به شرحبيل بن عبدکلال، حارث بن عبدکلال و نعيم بن عبدکلال. صاحبان قبيله ذي‏رعين، معافر و همدان نوشت: «اما بعد، فرستاده شما برگشت و يک‏پنجم خمس خدا را از غنايم پرداختيد».[3]

    4- به سعد هذيم از قضاعه و به جذام، نامه‏اي نوشت و واجبات صدقه را بيان فرمود و دستور داد که صدقه و خمس را به دو فرستاده‏اش اُبيّ و عنبسه يا هر که را اين دو بفرستند بپردازند.[4]

    5- به فُجيع و پيروان او نوشت: «از محمد پيامبر به فُجيع و پيروان او که مسلمان شده و نماز خوانده، زکات پرداخته‏اند و خدا و رسولش را اطاعت کرده و خمس درآمدها را براي خدا پرداخت کرده‏اند».[5]

    6- به جناده ازدي و قوم و پيروان او نوشت: «تا وقتي نماز مي‏خوانند، زکات مي‏دهند، از خدا و رسولش پيروي مي‏کنند و خمس غنايم را براي خدا مي‏دهند و سهم پيامبرصلي الله عليه وآله را مي‏پردازند و از مشرکان فاصله مي‏گيرند، در پناه خدا و محمد بن عبداللَّه هستند».[6]

    7- به جهينة بن زيد نوشت: «دره‏ها، دشت‏ها، وادي‏ها و پشت تپه‏ها از آن شما باشد و اين که گياهان آنها را چراگاه سازيد و از آب آن بنوشيد، به شرط اين که خمس بپردازيد».[7]

    8- به پادشاهان حمير نوشت: «زکات مي‏دهيد و از غنايم، خمس براي خدا و سهم خاص پيامبر را و آن چه را خداوند بر مؤمنان به صورت صدقه واجب ساخته مي‏پردازيد».[8]

    9- به بني‏ثعلبة بن عامر نوشت: «هر که از آنان مسلمان شد و نماز برپا داشت و زکات داد و خمس غنيمت و سهم پيامبر را پرداخت...».[9]

    10- به بعضي از بزرگان جهينه نوشت: «هر که از آنان مسلمان شد و نماز برپا داشت و زکات داد و از خدا و پيامبرش اطاعت کرد و خمس غنائم را پرداخت».[10]

    [1] . صحيح بخاري: ح: 87 ، 500 ، 1334 ، 2928 ، 3319 ، 4119 ، 4111 ، 5822 ، 6838 ، 7117؛ صحيح مسلم: ج1، ص36 - 35؛ سنن نسائي: ج1، ص323 و منابع ديگر.« حدثنا علي بن الجعد قال أخبرنا شعبة عن أبي جمرة قال: كنت أقعد مع ابن عباس يجلسني على سريره فقال أقم عندي حتى أجعل لك سهما من مالي فأقمت معه شهرين ثم قال إن وفد عبد القيس لما أتوا النبي صلى الله عليه و سلم قال ( من القوم ) أو من الوفد ) ؟ قالوا ربيعة . قال ( مرحبا بالقوم أو بالوفد غير خزايا ولا ندامى ) فقالوا يا رسول الله إنا لا نستطيع أن نأتيك إلا في شهر الحرام وبيننا وبينك هذا الحي من كفار مضر فمرنا بأمر فصل نخبر به من وراءنا وندخل به الجنة . وسألوه عن الأشربة فأمرهم بأربع ونهاهم عن أربع أمرهم بالإيمان بالله وحده قال ( أتدرون ما الإيمان بالله وحده ) . قالوا الله ورسوله أعلم قال ( شهادة أن لا إله إلا الله وأن محمدا رسول الله وإقام الصلاة وإيتاء الزكاة وصيام رمضان وأن تعطوا من المغن الخمس ) . ونهاهم عن أربع عن الحنتم والدباء والنقير والمزقت . وربما قال ( المقير . وقال ( احفظوهن وأخبروا بهن من وراءكم )».


    [2] . فتوح البلدان: ج1، ص81؛ سيره ابن هشام: ج4، ص265.وحدثني الحسين قال: حدثنى يحيى بن آدم قال: حدثنا زياد، عن محمد بن اسحاق أن رسول الله صلى الله عليه وسلم كتب لعمرو بن حزم حين بعثه إلى اليمن: " بسم الله الرحمن الرحيم.هذا بيان من الله ورسوله * (يا أيها الذين آمنوا أوفوا بالعقود) عهد من محمد النبي رسول الله لعمرو بن حزم حين بعثه إلى اليمن: أمره بتقوى الله في أمره كله، وأن يأخذ من المغانم خمس الله، وما كتب على المؤمنين من الصدقة من العقار عشر ما سقى البعل وسقت السماء، ونصف العشر مما سقى الغرب ".

    [3] . الوثائق السياسيه: ص227، شماره 110 (چاپ چهارم، بيروت).

    [4] . الطبقات الکبري: ج1، ص270.«قالوا: وكتب رسول الله، صلى الله عليه وسلم، إلى سعد هذيم من قضاعة وإلى جذام كتاباً واحداً يعلمهم فيه فرائض الصدقة، وأمرهم أن يدفعوا الصدقة والخمس إلى رسوليه أبي وعنبسة أو من أرسلاه، قال: ولم ينسبا لنا».

    [5] . همان: ص305 - 304.«أخبرنا هشام بن محمد بن السائب الكلبي قال: كتب رسول الله، صلى الله عليه وسلم، للفجيع كتاباً من محمدٍ النبي للفجيعٍ ومن تبعه وأسلم وأقام الصلاة، وآتى الزكاة، وأعطى الله ورسوله وأعطى من المغانم».


    [6]. همان: ص270.«وكتب رسول الله، صلى الله عليه وسلم، كتاباً لجنادة الأزدي وقومه ومن تبعه، ما أقاموا الصلاة، وآتوا الزكاة، وأطاعوا الله ورسوله، وأعطوا من المغانم خمس الله وسهم النبي، صلى الله عليه وسلم، وفارقوا المشركين، فإن لهم ذمة الله وذمة محمد بن عبد الله».

    [7]. الوثائق السياسيه: ص265 شماره 157.


    [8] . فتوح البلدان: ج1، ص82؛ سيره ابن هشام: ج4، ص258.«عن محمد بن اسحاق قال: كتب رسول الله صلى الله عليه وسلم إلى ملوك حمير: " بسم (ص 70) الله الرحمن الرحيم: من محمد النبي رسول الله إلى الحارث بن عبد كلال ونعيم بن عبد كلال وشرح بن عبد كلال وإلى النعمان قيل ذى رعين ومعافر وهمدان.أما بعد، فإن الله قد هداكم بهدايته ان أصلحتم وأطعتم الله ورسوله، وأقمتم الصلاة، وآتيتم الزكاة من المغانم خمس الله وسهم النبي وصفيه، وما كتب الله على المؤمنين من الصدقة من العقار عشر ما سقت العين وسقت السماء، وما سقى بالغرب نصف العشر».


    [9].الاصابة: ج2، ص189؛ أسد الغابه: ج3، ص34.

    [10].الطبقات الکبري: ج1، ص271.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۱/۰۴/۱۵ در ساعت ۲۰:۰۴
    سند قرآنی برای پرداخت خمس؟!!!
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  21. صلوات ها 10


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۱۱/۰۲, ۱۶:۴۸ : 9

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود